پرونده ویژه
ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه
در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناکترین دشمنان را نمیتوان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بیسر و صدا به ریشه گیاهان حمله میکنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکنگونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسمهای مفید تبدیل میکند.
پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخدندههای یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستانها، عقربه مدیریت آفات خاکزی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفتوگو از لزوم آگاهیبخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونههای قرنطینهای مانند نماتد سیست طلایی سیبزمینی سخن گفت.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفتوگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافتهها، چالشها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.
با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافتههای پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهرهبرداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟
جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و همافزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهرهبردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومیسازیشده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود مییابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافتههای پژوهشی و تبدیل آنها به بستههای آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.
در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژنهای خاکزی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان میشود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارتزای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب میشوند و علائم خسارت آنها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر میشود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست میدهند.
بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیستشناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسیهای انجامشده در باغهای تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوتهها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینههای بالا، اقدام به مصرف بیرویه سموم شیمیایی قارچکش و کودها میکنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگلهای اجباری ریشه) بوده است.
بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامههای جامع آگاهیبخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینهسازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژههای تحقیقاتی جاری نیز سعی کردهایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونهبرداریها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالشهای واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.
از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونههای قرنطینهای و تهاجمی نماتدها دارد؟
جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارتزا و ارائه هشدار بهموقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونههای قرنطینهای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکههای قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانونهای آلوده به مناطق سالم است.
در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینهای، نماتد سیست طلایی سیبزمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوهای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینهای با قدرت خسارتزایی فوقالعاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایشهای لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستمهای جنگلی کشور انجام میشود. بهروزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینهای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.
با پیشرفت فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیکها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوریها میتوانند جایگزین روشهای سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟
جهانشاهی افشار: فناوریهای نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیستشناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افقهای جدیدی را در علوم گیاهپزشکی گشودهاند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسیپذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.
در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و زیرساختهای آزمایشگاهی سیار، استفاده از روشهای کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونهها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.
ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونههای نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیصها معمولاً در آزمایشگاههای مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام میشود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) میتواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روشهای سنتی برای پایشهای گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روشها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف میشوند.
با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟
جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تکعاملی (معجزهگونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب میکند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافتههای پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:
۱. پیشگیری (Prevention): محوریترین رکن. استفاده از نهالها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهیشده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینهسازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنشهای آبی و تغذیهای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسمهای آنتاگونیست (قارچها و باکتریهای شکارگر نماتد) و تلفیق آنها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان میکنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه میشوند) اگرچه در کوتاهمدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها میشود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسمهای مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر میگردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایههای عمقیتر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش میدهند.
در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقههای زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستانها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیقتری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخدندههای یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخدندههاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.