مقالات

فقر کشاورزان ریشه در ساختار ناکارآمد بازار دارد، نه کم‌کاری آنان

محمداسماعیل اسدی، پژوهشگر کشاورزی پایدار از گلستان، در یادداشتی با آسیب‌شناسی علل فقر در میان بهره‌برداران بخش کشاورزی، تأکید کرد که مشکل اصلی نه در کم‌کاری یا ناتوانی فردی کشاورزان، بلکه در ساختارهای ناکارآمد بازار، افزایش سرسام‌آور هزینه‌های تولید و ضعف نظام بیمه و حمایت‌های دولتی نهفته است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: بخش کشاورزی در ایران، علی‌رغم نقشی که در تأمین امنیت غذایی و اشتغال‌زایی دارد، همواره با چالش‌های عمیق ساختاری روبه‌رو بوده است. در این میان، کشاورزان به عنوان رکن اصلی تولید، با وجود زحمات بی‌وقفه، کمتر از سهم واقعی خود در زنجیره ارزش بهره‌مند می‌شوند. در یادداشت پیش رو، محمد اسماعیل اسدی در یادداشت خود می‌نویسد که معضل فقر در این قشر زحمتکش نه ناشی از کم‌کاری یا ضعف مهارت، بلکه نتیجه ناکارآمدی‌های نهادی و اقتصادی است. وی متذکر می‌شود که از دشت‌های گلستان تا مزارع جنوب، این تولیدکننده است که به عنوان اولین حلقه زنجیره، آخرین و کمترین بهره را از محصول خود می‌برد.

به گزارش داوان نیوز، اسدی در یادداشت خود می‌نویسد کشاورزان ایرانی اغلب فقیر می‌مانند، نه به این دلیل که کم‌کار یا بی‌مهارت‌اند، بلکه زیرا ساختارهای اقتصادی و نهادی پیرامون آنان به گونه‌ای شکل گرفته که سهم عادلانه‌ای از ارزش تولید را نصیبشان نمی‌کند. در بسیاری از مناطق کشور، از دیمزارهای گلستان تا مزارع آبی جنوب، تولیدکننده نخستین حلقه زنجیره ارزش است، اما کمترین بهره را از آن می‌برد.

وی متذکر می‌شود نخست آن‌که نظام بازار محصولات کشاورزی در ایران همچنان با چالش شفافیت و دسترسی برابر به اطلاعات روبه‌روست. کشاورزان اغلب محصول خود را در فصل برداشت و اوج عرضه به بازار ارائه می‌کنند؛ زمانی که قیمت‌ها در پایین‌ترین سطح قرار دارد. نبود سامانه‌های کارآمد اطلاع‌رسانی قیمت، ضعف در تشکل‌های تولیدی و سیطره واسطه‌ها موجب می‌شود قدرت چانه‌زنی کشاورز کاهش یابد. از آنجا که بسیاری از محصولات فسادپذیرند، کشاورز ناچار است برای جلوگیری از زیان بیشتر، محصول را با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی به فروش برساند.

پژوهشگر ارشد کشاورزی پایدار تأکید دارد که دومین مسئله، افزایش شدید هزینه‌های تولید در سال‌های اخیر است. عملیات آماده‌سازی زمین، بذر اصلاح‌شده، کودهای شیمیایی، سموم، ماشین‌آلات، سوخت و دستمزد کارگری، همگی تابع نوسانات شدید قیمتی‌اند. بسیاری از کشاورزان پیش از کشت، از منابع غیررسمی یا بانکی تسهیلات می‌گیرند؛ بنابراین در زمان برداشت، بخش قابل توجهی از درآمدشان صرف بازپرداخت بدهی و بهره می‌شود و حاشیه سود واقعی آنان به حداقل می‌رسد.

اسدی در ادامه به نکته سومی اشاره می‌کند و آن این که کشاورزان ایرانی در خط مقدم ریسک اقلیمی قرار دارند. خشکسالی‌های متوالی، سیلاب‌های ناگهانی، گرما و سرمای خارج از فصل و شیوع آفات و بیماری‌ها می‌تواند یک سال زراعی را نابود کند. وی خاطرنشان می‌سازد در حالی که نظام بیمه کشاورزی در کشور وجود دارد، اما پوشش، سرعت پرداخت خسارت و کفایت آن در بسیاری موارد پاسخگوی زیان واقعی نیست. یک فصل ناموفق می‌تواند سرمایه چند سال تلاش را از بین ببرد.

این پژوهشگر ارشد کشاورزی پایدار متذکر می‌شود که در نهایت، محدودیت دسترسی به فناوری‌های نوین، سامانه‌های ذخیره‌سازی، صنایع تبدیلی و بازارهای مستقیم، مانع از ایجاد ارزش افزوده در مزرعه می‌شود. بدون انبار استاندارد، سردخانه، فرآوری یا فروش مستقیم، کشاورز ناچار است محصول خام را عرضه کند و از منافع حلقه‌های بعدی زنجیره بی‌بهره بماند. در چنین شرایطی، چرخه درآمد پایین تداوم می‌یابد.

اسدی در یادداشت خود جمع‌بندی می‌کند که به بیان دیگر، مسئله فقر کشاورزان در ایران ریشه در تنبلی یا ناتوانی فردی ندارد، بلکه حاصل ترکیب ریسک‌های بالا، هزینه‌های فزاینده، ضعف ساختار بازار و قدرت چانه‌زنی پایین است؛ در حالی که امنیت غذایی کشور بر دوش همین قشر زحمتکش است.


این نوشتار به قلم محمد اسماعیل اسدی پژوهشگر ارشد کشاورزی پایدار از استان گلستان، با تأکید بر واقعیت‌های میدانی کشاورزی ایران، تلاشی است برای بازخوانی جایگاه کشاورز در نظام اقتصادی و ضرورت اصلاح ساختارها به نفع تولیدکننده واقعی.

پرطرفدار

خروج از نسخه موبایل