سردبیر
از مدیریت سنتی تا هوشمند؛ دگردیسی پارکهای جنگلی ایران
پایگاه خبری داوان نیوز: مدیریت هوشمند پارکهای جنگلی، فراتر از حفاظت سنتی، بر پایه نگاهی مهندسیشده و مبتنی بر هویت بومی در حال شکلگیری است. رویکردی که رسولعلی اشرفیپور، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی، آن را راهبردی کلان برای تلفیق «خدمات اکوسیستمی» با «اقتصاد پایدار» و «صیانت از میراث فرهنگی» میداند.
به گزارش محسن شکربیگی، خبرنگار داوان نیوز؛ بر اساس آخرین سخنان معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مدیریت پارکهای جنگلی نیازمند نگاهی هوشمندانه، مهندسیشده و مبتنی بر اصول بومشناختی و فرهنگی است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این رویکرد و همچنین نمونهای عینی از اجرای آن میپردازد.
به گفته رسولعلی اشرفیپور، طراحی پارکهای جنگلی باید بازتابدهنده هویت بومی و سیمای سرزمین باشد . این دیدگاه فراتر از حفاظت صرف طبیعت، بر حفظ “آثار انسانی و نشانههای فرهنگی” هر منطقه تأکید دارد . مولفههای کلیدی این رویکرد عبارتند از:
– بنیانهای طبیعی و میراث فرهنگی: توجه به معماری سنتی، بناهای تاریخی و حتی اسطورههای rooted در ادبیات محلی که هویت منطقه را شکل میدهند.
– تنوع زیستی و خدمات اکولوژیک: حفاظت از تنوع زیستی و تضمین استمرار خدمات اکوسیستمی باید به عنوان یک هدف بلندمدت در نظر گرفته شود .
– نگاه مهندسی و چندوجهی: تدوین طرحها باید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و محیط زیستی را به طور همزمان پوشش دهد .
مدیریت هوشمند: از نظریه تا عمل
اشرفیپور مدیریت پارکهای جنگلی را فرآیندی “پیچیده، دقیق و تخصصی” میداند که نیازمند استفاده از دانش روز، فناوریهای نوین و تجارب جهانی است . برای تحقق این امر، موارد زیر ضروری است:
– پیوست فرهنگی و زیستمحیطی: هر طرح پارک جنگلی باید دارای پیوست فرهنگی و زیستمحیطی باشد. این پیوستها نه تنها از حفاظت پشتیبانی میکنند، بلکه میتوانند در توسعه اقتصادی مناطق نیز مؤثر باشند .
– خودگردانی و استانداردسازی: طرحهای پارک جنگلی باید توان خودگردانی داشته باشند و مجریان ملزم به رعایت آییننامههای استانداردسازی و قیمتگذاری هستند .
– توسعه پایدار و بازپروری: یکی از اولویتهای اصلی، توجه همزمان به بازآفرینی پوشش گیاهی و طراحی ساختارهای رفاهی است تا هم طبیعت حفظ شود و هم امکان بهرهبرداری پایدار فراهم گردد .
مطالعه موردی: پارک جنگلی هزارپله
تجربه پارک جنگلی هزارپله نمونهای عینی از به کارگیری مدیریت هوشمند و فناوریهای نوین است :
– بازنگری و تدوین اسناد طرح: بازبینی کتابچه طرح اولیه و تهیه “کتابچه متمم توسعه پارک” به عنوان سندی تکمیلی، مسیر پیشروی مدیریت پارک را دقیقتر و عملیاتیتر کرد .
– طراحی سایتپلان بر اساس الزامات بومشناختی: جانمایی زیرساختها در “زون ۳” با رعایت اصول زیستمحیطی و با هدف افزایش درآمد بدون آسیب به طبیعت انجام شد. بازطراحی “زون ۲” نیز برای مدیریت ترافیک گردشگران و محدود کردن دسترسی وسایل نقلیه به بخشهای حساس پارک صورت گرفت .
– استقرار فناوری اطلاعات و نرمافزارهای مدیریتی: راهاندازی نرمافزار جامع مدیریت مقصد (GRM) با شعار “میهمان بیواسطه حبیب خداست”، تحولی در صنعت گردشگری این پارک ایجاد کرد. این نرمافزار امکاناتی از جمله معرفی پارک، رزرو خدمات و اقامتگاهها و مدیریت پرداختها را فراهم میکند .
– تولید محتوای فاخر و بهینهسازی مدیریت پسماند: برداشت تصاویر هوایی از زیباییهای فصلی پارک برای ایجاد یک بایگانی تصویری دقیق و تولید محتوا، و همچنین بهینهسازی سیستم مدیریت پسماند با نصب سطلهای سهگانه و ایجاد انبار دپوی زباله از دیگر اقدامات صورت گرفته است .
چالشها و بسترهای کلان
مدیریت پارکهای جنگلی در ایران با چالشها و محدودیتهای بزرگی نیز روبرو است که توجه به آنها برای موفقیت هر طرحی ضروری است:
– پوشش جنگلی پایین: میزان پوشش جنگلی در ایران حدود ۱۶۰۰ مترمربع به ازای هر نفر است که نسبت به میانگین جهانی بسیار پایینتر است و ضرورت حفاظت و احیا را دوچندان میکند .
– کمبود نیروی انسانی: سرپرست سازمان منابع طبیعی، کمبود نیروی انسانی را مهمترین مشکل این سازمان در بخش حفاظت از عرصههای طبیعی عنوان کرده است .
– لزوم مدیریت یکپارچه و تفکیکشده: اولویتبندی برای حفاظت از رویشگاههای مختلفی مانند هیرکانی، زاگرس و ارسباران ضروری است، اما این امر نباید ما را از مدیریت جنگلهای دیگر مناطق غافل کند. برای مدیریت هرکدام از این رویشگاهها، باید طرح و برنامه مشخص و جداگانهای داشت .
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، رویکرد مدیریت هوشمند و مهندسیشده برای پارکهای جنگلی، که به طور مشخص توسط مقاماتی مانند اشرفیپور مطرح و در نمونههایی مانند پارک هزارپله در حال اجراست، ترکیبی از حفظ اصالت طبیعی و فرهنگی، به کارگیری فناوریهای نوین و نگاهی اقتصادی و خودگردان است. موفقیت این مدل در گرو عزم ملی، تخصیص منابع کافی، جلب مشارکت مردمی و تقویت نهادهای تسهیلگر مانند انجمنهای صنفی است تا این سرمایههای طبیعی به میراثی پویا و پایدار برای نسلهای آینده تبدیل شوند.
سردبیر
طراحی هوشمند نیروگاههای خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهرهوری کشاورزی
توسعه نیروگاههای خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، بهجای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان میدهد که معماری پنلهای فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آنها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا میکند.
پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان میدهد که سیستمهای کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنلها میشوند. محققان تأکید میکنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات میتواند سلامت خاک را احیا کرده و تابآوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریبشده و خشک افزایش دهد.
به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایهاندازی پنلهای فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافتههای علمی، نشان میدهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر میگذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون میکنند.
معماری پنلها و معمای رطوبت خاک
بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهشهای پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان میدهد که خاکهای مستقیماً زیر پنلها عموماً خشکتر از مناطق باز اطراف هستند. گزارشهای پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر میدادند، ناشی از دورههای کوتاهمدت نظارت، اثر سیستمهای آبیاری قطرهای یا تجمع رطوبت در خطوط قطرهای پنلها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمیکند.”
بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنلها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سهگانه میشود:
1. مناطق سایهاندیشی شده (زیر پنلها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایینتر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطرهای (لبه پنلها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوبتر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنلها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.
پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی
یافتههای این تحقیق هشدار میدهد که اگرچه سیستمهای کشاورزی-خورشیدی میتوانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آنها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی میشود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آنها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه میسازد.
میناسنی افزود: “سایهاندازی پنلها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر میدهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسمها تأثیر میگذارد. در برخی محیطها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایههای سطحی خاک میشود.”
با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کمرشد و مراتع گلهای وحشی در زیر پنلها میتواند با افزایش ورودی کربن و زیستتوده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایهاندازی در مناطق خشک و نیمهخشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، میتواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.
توصیههای کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی
محققان در این مقاله، ویژگیهای طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیفها و سیستمهای ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیینکننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی میکنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روشهای آبیاری، شخمزنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل میدهند.
میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آیندهای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاههای خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوههای مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخصهای کیفیت خاک هستیم.”
وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستمهای با طراحی خوب میتوانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریبشده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهشهای بیشتری در آینده خواهد بود.
سردبیر
رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه
اگر رسانه آیینه تمامنمای واقعیتهای جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانهها نشان میدهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارشهای گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده میشود. این نوشتار استدلال میکند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانهای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخشهای دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.
پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالشهای پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانههاست. اما آیا رسانههای کشور بهراستی در خدمت این مهم قرار گرفتهاند؟ به نظر میرسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهرهگیری از کارشناسان رسانهای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.
ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخشهای کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید میکند.
کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانهها با کارکردهای اطلاعرسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی میتوانند نقش بیبدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر میرسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیتهای رسانهای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را میتوان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانهها با این بخش حیاتی جستجو کرد.
۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانههای عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثهمحور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحرانهایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمتها، بدون پرداختن به ریشههای ساختاری، سیاستگذاریهای کلان، زنجیره ارزش، فناوریهای نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه میدهد. این نگاه گزینشی، سبب میشود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کمبازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایهگذاری، نوآوری و حتی مطالبهگری کارشناسی برای آن کاهش یابد.
۲. عدم همسویی، همفکری و بهرهگیری از کارشناسان رسانهای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیبهای جدی، فقدان ارتباط نظاممند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دستاندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی میبینند.
از سوی دیگر، بسیاری از رسانهها نیز سرمایهگذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمیدهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی میشود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه میتواند تصمیمگیریهای نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.
۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.
– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانهای آگاهانه و دقیق، باعث میشود سیاستها، برنامهها، طرحهای عمرانی و بودجهریزیهای کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانهای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود میکند.
– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانهای مناسب برای موفقیتها، چالشها و نوآوریهای این بخش، موجب میشود درسآموختهها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهرهوری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعفهای مدیریتی نیز کمتر رسانهای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف میگردد.
جمعبندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهرهگیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر میرسد:
– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانههای ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامهنگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.
– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمانهای وابسته، اتحادیهها و تشکلهای بخش خصوصی با رسانهها از طریق اتاقهای فکر مشترک، نشستهای دورهای توجیهی و بازدیدهای میدانی.
– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوریها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوههای مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاستها پرداخت.
– استفاده از ظرفیتهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی: برای هدفگیری دقیقتر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاستگذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.
– حمایت از رسانهها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.
بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعهیافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانههای هوشمند، متخصص و کنشگر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانهای پویا و کارشناسمحور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.
سردبیر
رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیستتوده
پایگاه خبری داوان نیوز: پیشبینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیستتوده تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیلهای بازار، پیشبینی میشود ارزش بازار جهانی زیستتوده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان میدهد.
این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و پیشرفتهای فناورانه در این حوزه ارزیابی میشود.
عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کمکربن، سیاستهای حمایتی دولتی، گسترش سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته تبدیل زیستتوده و تمرکز روزافزون بر سیستمهای تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارشها حاکی از افزایش سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیستتوده فراهم میآورد.
روندهای آتی و نوآوریهای فناورانه
انتظار میرود بهبود فناوریهای گازیسازی، نوآوری در روشهای احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیستتوده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکلدهنده آینده این صنعت باشند.
در حالی که اروپا به لطف چارچوبهای سیاستی قوی و زیرساختهای توسعهیافته، همچنان بزرگترین سهم بازار زیستتوده را در اختیار دارد، پیشبینی میشود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیشرو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتیشدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلیترین عوامل این رشد خواهند بود.
نقش زیستتوده در گذار انرژی
زیستتوده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست میآید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حاملهای انرژی مانند برق، گرما و سوختهای زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای ایفا میکند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.
با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشمانداز بازار زیستتوده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی میشود.
-
خبرهای سازمانی2 هفته پیشتوسعه متوازن؛ توزیع جغرافیایی پروژهها، عدالت منطقهای
-
گزارش3 هفته پیشبازار برنج ۱۴۰۵: از شوک هزینه تولید تا سناریوهای تنظیم بازار
-
آذربایجان شرقی4 هفته پیشبرگزیدگان نمونه ملی کشاورزی آذربایجان شرقی معرفی شدند
-
مقالات3 هفته پیشچالش قیمت روی میز گندم؛ حمایت از تولید یا مهار تورم؟
-
تجارت3 هفته پیشتولید زردچوبه با فناوری کشت بافت؛ مراقب زردچوبههای قاچاق باشید
-
استان ها2 هفته پیشحمایت از تولیدات بانوان روستایی در قالب نمایشگاه تخصصی در مشهد
-
پرونده ویژه3 هفته پیشپیوند تحقیقات و مزرعه، دستاورد ملی برای کشاورزی گیلان
-
چند رسانه ای3 هفته پیشافزایش تولید،نقشه صادرات؛ داستان موفقیت کشاورز نخبه کرمانشاهی

