با ما همراه باشید

سردبیر

اصلی ترین سبزی در غذای ایرانی؛ پیاز سومین سبزی مهم جهان

منتشر شده

در

پایگاه خبری DA1news: پياز مهمترین و اصلی ترین سبزی در غذای خانوادهای ایرانی و همچنین جهان است که در بيشتر نقاط دنيا كشت مي شود.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، در خصوص خاستگاه سومین سبزی مهم جهان این سبزی پرخاصیت در نوشته های مختلف آمده است که جنوب غربي آسيا و احتمالا ناحيه ای بين فلسطين و هندوستان و يا منطقه شرق مديترانه موطن اصلی آن مي باشد . بعضي ايران را موطن اصلي پياز مي دانن و از زمانهاي بسيار قديم پياز كشت مي شده است و مردم به خصوصيات اين سبزي پي برده اند.

تاريخچه استفاده از آن به عنوان غذا به زماني مي رسد كه تاريخ نوشته شده است . كشور مصر به خاطر كاشت نوعي پياز مشهور بوده است . كشت آن در اين كشور با 5000 سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد و در اهرام مصر پياز كشف گرديده است . در نوشته روميان و يونانيان مطالبي در مورد پياز به چشم مي خورد ، و نيز در كتاب مقدس مسيحيان از آن نام برده شده است . در قرآن كريم نيز به نام (بصل)‌ از آن صحبت به ميان آمده.

پياز يكي از موادي بود كه قوم بني اسرائيل در موقع مهاجرت از مصر در بيابانهاي عربستان خواهان آن بودند.

نام علمي پياز Allium cepa است و از خانواده سوسنيها Liliacea است . پياز با وجود اينكه دو يا چند ساله است در سبزي كاري به طور محصول يك ساله كاشته مي شود . جنس Allium cepa داراي گونه هاي زيادي است ،‌ كه اغلب توليد غده پياز كرده ،‌ ولي گونه هاي وحشي در اين جنس يافت مي شود ،‌ كه به جاي توليد بذر ،‌ توليد پيازچه هاي كوچك در خوشه گل مي كند ،‌ كه براي تكثير از آن استفاده مي شود.

گل پياز داراي سه پرچم و يك تخمدان 6 برچه اي مي باشد . ساقه گل دهنده همانند توپ به نظر مي رسد.

پياز داراي ساقه پهن نازك ،‌ مدور ،‌ سفيد رنگ و زير زميني است. كه از قسمت زيرين آن ريشه ها خارج مي گردند. و نيز از قسمتهاي فوقاني آن برگهاي ضخيم تر ،‌ متورم و فلس مانند ،‌ كه سفيد يا قرمز رنگ بوده و كلروفيل خود را از دست داده اند و از مواد غذايي ذخيره شده اند خارج مي گردد.

ريشه پياز نسبتا ضخيم و گوشتي و ساده است از قسمتهاي تحتاني ساقه زير زميني خارج مي شود . طول اين ريشه ها نسبتا كوتاه و انتشار آن در داخل خاك در 10 يا 20 سانتيمتر قسمت فوقاني خاك مزرعه مي باشد.

در وسط صفحه ساقه زيرزميني نقطه رويش پياز كه نقش جوانه انتهايي ساقه هوايي را بازي مي كند قرار دارد و در اين محل است كه ساقه گل دهنده و برگ سبز بوته پياز ظاهر شده و در فضا به رشد خود ادامه مي دهد.

اغلب بين برگهاي زيرزميني كه حجم پياز را تشكيل مي دهند جوانه هايي به وجود مي ايد كه پس از رشد هر يك از آنها توليد پياز كامل مي كنند و از اين پيازهاي كوچك كه ما بچه پياز مي ناميم مي توان براي ازدياد گياه استفاده كرد.

اين پيازهاي كوچك معادل شاخه هاي فرعي ساقه هوايي ساير گياهان مي باشند ،‌ البته از نظر سبزي كاري و توليد پياز به منظور تجارتي اين خاصيت توليد بچه پياز ژنتيكي و ارثي ،‌ يكي از علل نا مرغوبي محصول است ،‌ اين نوع پيازها را پياز دو قلو مي نامند.

آب و هواي مورد نياز

پياز را به خاطر اينكه به تعداد زيادي ارقام دارد در بيشتر نقاط جهان كشت مي كنند ،‌ چه در نقاط سرد سير كه بهترين محيط براي كاشت اين محصول است و چه در نواحي گرم و گرم و معتدل با روز كوتاه ،‌ ولي همانطور كه اشاره شد بهترين محيط براي رشد پياز و تشكيل غده يا پياز آب و هواي خنك و روزهاي بلند است ،‌ در صورتي كه براي رسيدن پياز ،‌ درجه حرارت زيادتر و محيط خشك تري نياز است . به همين جهت سطح انتشار زياد نسبتا وسيع است و از نواحي سرد شمالي تا نواحي خيلي گرم جنوب مي توان آن را كاشت.

پياز چون محصول فصل خنك است و در دماي حدود سانتيگراد جوانه مي زند و در دماي بين درجه سانتيگراد بهترين رشد و نمو را دارد . حرارت كم و رطوبت بالا در اوايل دوره رشد و گرما در اواخر دوره رشد براي پياز بسيار مناسب است . در نواحي گرم سير بيشتر از فصل پاييز و زمستان براي كاشت پياز استفاده مي كنند ،‌ در صورتي كه در نواحي سرد شمالي اين گياه محصول تابستانه است.

تاثير طول مدت روشنايي (فتوتروپسيم)‌ در تشكيل پياز و بذر

تشكيل غده هاي پياز بيشتر به طول دوره روشنايي بستگي دارد . بنا بر آزمايشات گارنر Garner و آلارد Allarrd و مك كليلند MC clelland و تمپسن Thompson و سميت Smith تمام انواع پيازهاي معمولي در هر درجه حرارتي و در هر نقطه توليد پياز نمي كنند و گل نمي دهند . بلكه انواع مخصوصي هستند كه در روزهاي بلند تابستان يعني در نقاط شمالي كه طول روز بيش از 16 ساعت نيز مي رسد . توليد پياز و گل مي كنند ،‌ ولي در نقاط جنوبي كه روزها كوتاهتر است اگر درجه حرارت محل كاشت كمتر از 20 تا 12 درجه سانتيگراد نشود براي مدت زيادي (12-10 ماه )‌ پياز سبز مانده و بذر و غده و پياز توليد نمي كند.

در مقابل اين نوع پيازها ارقامي وجود دارند كه در نقاط جنوبي كه طول مدت روشنائي در روز 12-10 ساعت است به مقدار زياد توليد پياز و بذر مي كنند.

گارنر و آلارد و مك كليلند فقط تاثير روشنايي را در توليد پياز و گل مورد مطالعه قرار داده بودند ولي تمپسن و سميت تاثير مقدار حرارت را نيز مطالعه كرده و چنين نتيجه گرفته اند كه براي توليد پياز حرارت نسبتا زياد لازم است . و دماي زياد همانند طول دوره روشنايي در تشكيل بذر و غده پياز تاثير فراوان دارد .

طبقه بندي پيازها
طبقه بندي بر اساس نوع رقم
1- آليوم سپا رقم اگرگاتوم Al. Cepa.Var : Aggregatum در خاك توليد پياز مي كند.
2- آليوم سپا رقم ويوي پاريوم Al. Cepa.Var : Vivi parum يا پياز درختي . اين نوع پياز در ساقه گل دهنده به جاي گل توليد پيازهاي كوچك مي كند .

طبقه بندي بر اساس طول روز
به طور كلي ارقام پياز از نظر طول روز در سه گروه روز كوتاه ،‌ روز متوسط ،‌ و روز بلند قرار مي گيرد .

الف )‌ پيازهاي روز كوتاه :‌ اين ارقام در مقايسه با ساير واريته ها ،‌ طي دوره رشد ،‌ به كمترين روز حدود (12-11)‌ ساعت نيازمندند . زمان لازم براي برداشت محصول ،‌ حدود 7 ماه به طول مي انجامد . از اين رو ارقام روز كوتاه با توجه به شرايط آب و هوايي در پائيز كشت و در اواخر زمستان يا اوايل بهار برداشت مي شوند . ارقام تگزاس ارلي گرانو PRR 502 ،‌ هيبريد پريما و را و سركره برازجان روز كوتاه اند .

ب )‌ پيازهاي روز متوسط :‌ اين پيازها احتياج به آب و هواي ملايم و طول روز متوسط داشته و مناسب نواحي معتدل با عرض جغرافيايي 36-32 درجه هستند . اين نواحي به طول روز حدود 14-13 ساعت احتياج دارند و براي تكميل غده هاي پيازهاي خود يك دوره 6-5 ماهه را بايد سپري كنند . اين ارقام در نواحي معتدل در زمستان مي كارند و در اواخر بهار و يا اوايل تابستان برداشت مي كنند . و از ارقام را روز متوسط مي توان به رامهرمز ،‌ طارم و سفيد ساري ،‌ سفيد گرگان ،‌ لوشان اشاره كرد.

پ)‌ پيازهاي روز بلند:‌ اين ارقام براي توليد پياز ،‌ احتياج به طول روز زياد و درجه حرارت بالا دارند . طول روز مناسب براي تشكيل پياز در اين ارقام حدود 16 ساعت است و نواحي كشت اين ارقام در ايران ،‌ مناطق سرد و معتدل سرد مي باشد . اين ارقام در اوايل بهار كشت و در اواخر تابستان يا اوايل پاييز برداشت مي شوند . دوره رشد آنها حدود 6 ماه مي باشد . قابليت انبار كردن و حمل و نقل اين ارقام معمولا خوب است.

از ارقام روز بلند مي توان قرمز آذرشهر ،‌ سفيد كاشان ،‌ سفيد قم ،‌ قولي قصه ،‌ سفيد كمره اي خمين ،‌ درچه اصفهان ،‌ قرمز ري ،‌ محلي كردستان را نام دارد.

طبقه بندي بر اساس رنگ
پيازهاي ايراني :‌
1- سفيد :‌ پياز سفيد كاشان ،‌ سفيد قم
2- قرمز :‌ پياز طارم ،‌ ري ،‌ آذر شهر
3- صورتي :‌ پياز نوشهر
4- بنفش :‌ پياز كهريزك

پيازهاي آمريكايي :‌
1- زرد :‌ كره زرد Yellow globe
2- سفيد :‌ كره سوت پرت سفيد South white globe
3- قرمز :‌ كره قرمز سوت پرت South port red globe

طبقه بندي بر اساس شكل
از نظر شكل نيز پيازها به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف )‌ پيازهاي گرد كروي : رقم Zittauer gelb كه يك رقم آلماني است.
ب)‌ پيازهاي گرد شلجمي :‌ رقم Bransch wieger dunkel blutrot كه يك رقم آلماني است.

نوع خاك و ساختمان خاک
از آنجايي كه ريشه بوته پياز كوتاه و سطحي است خاكي كه اين گياه در آن كاشته مي شود بايد از حيث مواد غذايي خيلي غني باشد ،‌ پس پياز در هر نوع خاك از خاكهاي شني لومي تا خاكهاي رسي سنگين و نيز در خاكهاي هوموسي قابل كشت است . البته خاكهاي رسي براي كشت پياز مناسب نيستند ،‌ زيرا يا غده خوب در آنها تشكيل نمي نمي شود و يا پياز به دست آمده بد شكل مي گردد ،‌ مگر اينكه اين خاكها به وسيله كودهاي دامي سبك شوند ،‌ علت اين موضوع سخت بودن آنهاست ،‌ چنانكه در اوايل رشد ريشه پياز قدرت نفوذ در آنها را ندارد.

البته چون پياز معمولي مانند كليه گياهان پيازي و آنهايي كه داراي ريشه غده اي شكل هستند طالب خاك سبك شني و سست مي باشند ،‌ بهترين خاك براي كاشت اين محصول زمينهايي كه از حيث مواد آلي غني هستند و زمينهاي معدني شني يعني ليموني سبك مي باشد.

خاكهاي شني لومي اگر با كودهاي دامي و شيميايي تقويت شوند و به اندازه كافي هوموس داشته باشند ،‌ براي رشد پياز بسيار مناسب خواهند بود ،‌ چون اين گونه خاكها براي محصول پيش رس فوق العاده ارزشمند است . در هر صورت نوع خاكي كه براي كشت پياز استفاده مي شود ،‌ بايد از زهكشي خوبي برخوردار باشد.

اسيديته خاک
پياز نسبت به اسيديته خاك بسيار حساس است . بهترين محصول پياز در خاكهايي با PH 5/6 تا 8/5 به دست مي آيد . پياز در PH كمتر از 8/5 نمي تواند رشد كند ،‌ چون در اين PH يون آلومينيوم سمي است در اين صورت با اضافه كردن آهك ،‌ PH خاك را بالا مي برند . اضافه كردن 1 تا 2 تن آهك آب ديده در هكتار ،‌ متناسب با نوع PH خاك ،‌ توصيه شده است .

از طرفي در PH بالاتر از 5/6 بعضي از عناصر مانند منگنز براي پياز غير قابل استفاده است .

كود
كود دامي :‌ كود دامي و يا كود سبز براي اصلاح فيزيكي خاك و نيز در زمينهايي كه از حيث مواد آلي يعني هوموس فقير هستند حتما لازم است . استفاده از انواع مختلف كود در بالا بردن ميزان محصول نقش عمده اي دارد . گذشته از اين ،‌ تغذيه غده پياز در سال اول روي كيفيت بذر در سال دوم اثر مطلوبي دارد . اين امر به خصوص در خاكهاي معدني كه مقدار كمتري رس دارند بسيار حائز اهميت است . پياز به كود دامي زياد احتياج دارد ،‌ و مي توان گفت ميزان مصرف كود حيواني دو برابر ساير سبزيها است ،‌ بنابراين توصيه مي شود كه از كودهاي دامي در كشتهاي قبلي زمين در دست كاشت پياز استفاده شود.
كود دامي اگر تازه باشد بايد در پاييز سال قبل از كاشت يعني اقلا 4 تا 3 ماه قبل از بذر كاري و يا نشا كاري با خاك مخلوط گردد . اگر اين امر ممكن نبود در بهار يا در اسفند ماه كه موقع كاشت بذر است بايد حتما از كود دامي پوسيده استفاده كرد و اگر كود پوسيده نبود بايد از دادن آن صرف نظر كرد و به استفاده از كود شيميايي اكتفا كرد چون استفاده از كودهاي دامي تازه كه داراي بذر علف هرز هستند براي مزرعه پياز واقعا زيان آور است ، به علت اينكه پياز در اوايل رشد بسيار ضعيف بوده و به كندي رشد و نمو مي كند ،‌ لذا علفهاي هرز به آساني به آن غلبه مي كنند . بهترين طرز استفاده از كود دامي آن است كه كود را به مقدار زياد (در حدود 40 تا 50 تن در هكتار )‌ به محصول سال قبل كه حتما يك گياه وجيني مانند سيب زميني يا چغندر قند يا گوجه فرنگي و يا نباتات خانواده كدوئيان خواهند بود بدهند .

كاشت پياز بعد از گياهان تيره بقولات (لوبيا چشم بلبلي ،‌ باقلا)‌ باعث افزايش محصول مي گردد ‌،‌ لذا قرار دادن گياهان تيره بغولات در تناوب زراعي پياز بسيار مناسب است .

كود شيميايي : استفاده از كودهاي شيميايي ،‌ به خصوص در زمينهاي شني توصيه مي شود ،‌ در خاكهاي لومي رسي و سيلتي مقدار 80-60 كيلوگرم ازت و 120-100 كيلوگرم كود فسفر در هكتار مناسب است . البته اين مقدار در زمينهاي شني بايد بيشتر مصرف شود . همچنين در رمينهاي شني مصرف حدود 100 كيلوگرم در هكتار پتاسيم توصيه مي شود.

بذر
بذر پياز تقريبا يك هرم مثلث القاعده نامرتب و رنگ آن سياه است و به ابعاد :‌ پهناي بذر 1 تا 2 ميليمتر و درازاي بذر 3تا4 ميليمتر و كلفتي بذر 5/0 تا 1 ميليمتر است .
وزن 1000 دانه بذر پياز 7/2 تا 4 گرم است . بذر پياز در بهترين شرايط نگهداري قوه ناميه خود را 30-2 سال حفظ مي كند ولي بهتر است بذر يكساله كشت گردد.

تكثير و كاشت
عمق كاشت:‌
الف )‌ عمق كاشت پيازچه هايي كه به منظور پياز سبز كاشته مي شوند ،‌ حدود 3 تا 2 سانتيمتراست . كه بايد آنها نزديك به هم كشت گردند به طوري كه با هم تماس داشته باشند . فاصله خطوط كاشت آنها نيز حدود 30 سانتيمتر است و وقتي كه طول بوته ها به 10 سانتيمتر رسيد ،‌ پاي بوته خاك ريخته مي شود كه قسمتي از پياز سفيد شود .

ب)‌ عمق كاشت پيازچه ها براي توليد پياز حدود 5/1 سانتيمتر مي باشد و فاصله دو بوته بين 70 تا 7 سانتيمتر و فاصله خطوط كشت 40-30 سانتيمتردر نظر گرفته مي شود . چون هدفمان توليد پياز خشك است . به اطراف بوته خاك داده نمي شود . چون خاصيت انبارداري پياز كم مي شود .

به طور كلي پيازي كه از طريق كشت پيازچه توليد مي گردد ،‌ قدرت انبارداري خوبي ندارد و نمي توانيم آن را براي مدت طولاني نگهداري كنيم . براي نگهداري پياز براي مدت طولاني بايد از طريق كشت مستقيم بذر اقدام كرد.

 

منبع: اینترنت

ادامه مطلب
پیام ما

سردبیر

طراحی هوشمند نیروگاه‌های خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهره‌وری کشاورزی

توسعه نیروگاه‌های خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، به‌جای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که معماری پنل‌های فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آن‌ها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان می‌دهد که سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنل‌ها می‌شوند. محققان تأکید می‌کنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات می‌تواند سلامت خاک را احیا کرده و تاب‌آوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریب‌شده و خشک افزایش دهد.

به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایه‌اندازی پنل‌های فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافته‌های علمی، نشان می‌دهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر می‌گذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون می‌کنند.

معماری پنل‌ها و معمای رطوبت خاک

بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهش‌های پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان می‌دهد که خاک‌های مستقیماً زیر پنل‌ها عموماً خشک‌تر از مناطق باز اطراف هستند. گزارش‌های پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر می‌دادند، ناشی از دوره‌های کوتاه‌مدت نظارت، اثر سیستم‌های آبیاری قطره‌ای یا تجمع رطوبت در خطوط قطره‌ای پنل‌ها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمی‌کند.”

بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنل‌ها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سه‌گانه می‌شود:
1. مناطق سایه‌اندیشی شده (زیر پنل‌ها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایین‌تر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطره‌ای (لبه پنل‌ها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوب‌تر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنل‌ها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.

پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی

یافته‌های این تحقیق هشدار می‌دهد که اگرچه سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی می‌توانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آن‌ها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی می‌شود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آن‌ها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه می‌سازد.

میناسنی افزود: “سایه‌اندازی پنل‌ها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر می‌دهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد. در برخی محیط‌ها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایه‌های سطحی خاک می‌شود.”

با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کم‌رشد و مراتع گل‌های وحشی در زیر پنل‌ها می‌تواند با افزایش ورودی کربن و زیست‌توده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایه‌اندازی در مناطق خشک و نیمه‌خشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، می‌تواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.

توصیه‌های کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی

محققان در این مقاله، ویژگی‌های طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیف‌ها و سیستم‌های ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیین‌کننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی می‌کنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روش‌های آبیاری، شخم‌زنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل می‌دهند.

میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آینده‌ای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاه‌های خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوه‌های مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخص‌های کیفیت خاک هستیم.”

وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستم‌های با طراحی خوب می‌توانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریب‌شده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهش‌های بیشتری در آینده خواهد بود.

ادامه مطلب

سردبیر

رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه

اگر رسانه آیینه تمام‌نمای واقعیت‌های جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانه‌ها نشان می‌دهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارش‌های گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده می‌شود. این نوشتار استدلال می‌کند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانه‌ای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخش‌های دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالش‌های پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانه‌هاست. اما آیا رسانه‌های کشور به‌راستی در خدمت این مهم قرار گرفته‌اند؟ به نظر می‌رسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.

ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخش‌های کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید می‌کند.

کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانه‌ها با کارکردهای اطلاع‌رسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی می‌توانند نقش بی‌بدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر می‌رسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را می‌توان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانه‌ها با این بخش حیاتی جستجو کرد.

۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانه‌های عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثه‌محور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحران‌هایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمت‌ها، بدون پرداختن به ریشه‌های ساختاری، سیاست‌گذاری‌های کلان، زنجیره ارزش، فناوری‌های نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه می‌دهد. این نگاه گزینشی، سبب می‌شود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کم‌بازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایه‌گذاری، نوآوری و حتی مطالبه‌گری کارشناسی برای آن کاهش یابد.

۲. عدم همسویی، همفکری و بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیب‌های جدی، فقدان ارتباط نظام‌مند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دست‌اندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی می‌بینند.

از سوی دیگر، بسیاری از رسانه‌ها نیز سرمایه‌گذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمی‌دهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی می‌شود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند تصمیم‌گیری‌های نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.

۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.

– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانه‌ای آگاهانه و دقیق، باعث می‌شود سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌های عمرانی و بودجه‌ریزی‌های کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانه‌ای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود می‌کند.

– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانه‌ای مناسب برای موفقیت‌ها، چالش‌ها و نوآوری‌های این بخش، موجب می‌شود درس‌آموخته‌ها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهره‌وری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعف‌های مدیریتی نیز کمتر رسانه‌ای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف می‌گردد.

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهره‌گیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:

– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانه‌های ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامه‌نگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.

– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمان‌های وابسته، اتحادیه‌ها و تشکل‌های بخش خصوصی با رسانه‌ها از طریق اتاق‌های فکر مشترک، نشست‌های دوره‌ای توجیهی و بازدیدهای میدانی.

– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوری‌ها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوه‌های مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاست‌ها پرداخت.

– استفاده از ظرفیت‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی: برای هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاست‌گذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.

– حمایت از رسانه‌ها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.

بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعه‌یافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانه‌های هوشمند، متخصص و کنش‌گر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانه‌ای پویا و کارشناس‌محور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.

ادامه مطلب

سردبیر

رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیست‌توده

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پیش‌بینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیست‌توده  تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های بازار، پیش‌بینی می‌شود ارزش بازار جهانی زیست‌توده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان می‌دهد.

این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیشرفت‌های فناورانه در این حوزه ارزیابی می‌شود.

عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کم‌کربن، سیاست‌های حمایتی دولتی، گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته تبدیل زیست‌توده و تمرکز روزافزون بر سیستم‌های تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارش‌ها حاکی از افزایش سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیست‌توده فراهم می‌آورد.

روندهای آتی و نوآوری‌های فناورانه

انتظار می‌رود بهبود فناوری‌های گازی‌سازی، نوآوری در روش‌های احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیست‌توده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکل‌دهنده آینده این صنعت باشند.

در حالی که اروپا به لطف چارچوب‌های سیاستی قوی و زیرساخت‌های توسعه‌یافته، همچنان بزرگ‌ترین سهم بازار زیست‌توده را در اختیار دارد، پیش‌بینی می‌شود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیش‌رو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتی‌شدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلی‌ترین عوامل این رشد خواهند بود.

نقش زیست‌توده در گذار انرژی

زیست‌توده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست می‌آید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حامل‌های انرژی مانند برق، گرما و سوخت‌های زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا می‌کند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.

با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشم‌انداز بازار زیست‌توده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی می‌شود.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.