مقالات
بحران آب؛ مدیریت ناکارآمد، توهم شناختی
در میانه رویارویی ایران با یکی از سهمگینترین بحرانهای زیستمحیطی قرن، آمارها از ابعاد هولناک «ورشکستگی آبی» پرده برمیدارند: کاهش ذخایر ۱۲ سد اصلی به کمتر از ۱۰ درصد، فرونشست زمین در ۳۰۰ دشت کشور، و برداشت سالانه ۸۳ میلیارد مترمکعب آب در شرایطی که منابع تجدیدپذیر به ۸۹ میلیارد مترمکعب رسیده است. این بحران چندوجهی، پیچیدهتر از یک چالش اقلیمی صرف، در تقاطع سه بحران بزرگ قرار گرفته است: بحران مدیریت و حکمرانی ناکارآمد، بحران اعتماد عمومی، و بحران شناختی که در آن روایتهای شبهعلمی جای تحلیلهای کارشناسی را گرفتهاند. در چنین فضایی، که توهم دانش بر عقلانیت سایه افکنده، عبور از بحران مستلزم خروج از گفتمان صرف و حرکت به سمت اقدام عملی است.
پایگاه خبری داوان نیوز: ایران در آستانه یک فاجعه آبی تمامعيار قرار دارد؛ بحرانی که دیگر تنها یک تهدید زیستمحیطی نیست، بلکه امنیت غذایی، سلامت عمومی و ثبات اجتماعی را به مخاطره انداخته است. کاهش ذخایر سدهای اصلی به کمتر از ۱۰ درصد، فرونشست زمین در دشتهای حیاتی کشور و افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، همگی نشانههای «ورشکستگی آبی» هستند.
به گزارش محسن شکربیگی خبرنگار داوان نیوز، در یادداشت سخنگوی صنعت آب ایران، بحران آب بهدرستی به عنوان مسئلهای فراتر از چالش فنی و اقلیمی معرفی شده است که ابعاد شناختی، فرهنگی و اعتمادی عمیقی دارد. این نوشتار با پذیرش این چارچوب تحلیلی، میکوشد با استناد به دادههای عینی و تجارب بینالمللی، این بحث را بسط دهد و راهحلهای ملموس را بررسی کند.
اوضاع کنونی: ورشکستگی آبی به جای بحران
ایران نه در مرحله «بحران آب» که در مرحله «ورشکستگی آبی» قرار دارد؛ وضعیتی که در آن تقاضا و مصرف به مراتب بیشتر از آب موجود است . نمودهای این ورشکستگی را میتوان به وضوح مشاهده کرد:
– ذخایر سدها: سدهای اصلی تأمینکننده آب شرب تهران مانند لار، لتیان و امیرکبیر با کاهش ذخایر بیسابقهای مواجه هستند به طوری که برخی تنها حدود ۶ تا ۱۰ درصد از ظرفیت مفید خود آب دارند . طبق گزارشها، ۱۲ سد بزرگ و مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد ذخیره آبی دارند .
– منابع زیرزمینی: برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی منجر به فرونشست زمین در بسیاری از مناطق کشور شده است . در مازندران، ۱۴۰ میلیون متر مکعب از ذخایر آب زیرزمینی به طور غیرقابل بازگشتی از دست رفته است .
– کیفیت آب: ایران در رده ۶۰ از میان کشورهای جهان در شاخص کیفیت آب قرار دارد که نشاندهنده بحران شدید است .
ریشهیابی بحران: درنگی بر عوامل ساختاری
یادداشت سخنگوی صنعت آب به درستی بر «سرمایهداری شناختی» و «شبهعلم» به عنوان عوامل تشدیدکننده بحران تمرکز دارد. این تحلیل وقتی کامل میشود که این عوامل روانی-اجتماعی را در کنار ریشههای ساختاری و مدیریتی بحران قرار دهیم.
مدیریت ناکارآمد و سوء حکمرانی
– کشاورزی ناکارآمد: حدود ۸۳ میلیارد متر مکعب از ۸۹.۵ میلیارد متر مکعب برداشت سالانه آب (۹۳ درصد) به بخش کشاورزی اختصاص دارد . این در حالی است که بازدهی این بخش بسیار پایین است.
– مدیریت بخشی: فقدان نگاه یکپارچه به مدیریت آب و ناهماهنگی بین دستگاههای اجرایی از کاستیهای برجسته است .
– صدور مجوزهای بیرویه: صدور مجوزهای بیضابطه برای حفر چاههای عمیق، منابع زیرزمینی را به شدت تخلیه کرده است .
عوامل جمعیتی و توسعهای
– رشد سریع جمعیت: جمعیت ایران از حدود ۸ میلیون نفر در سال ۱۳۰۰ به بیش از ۸۱ میلیون نفر در سال ۱۳۹۶ رسیده است . این رشد سریع، سرانه آب تجدیدپذیر سالانه را از ۱۳,۰۰۰ متر مکعب به حدود ۱,۴۰۰ متر مکعب کاهش داده است .
– الگوی نامناسب استقرار جمعیت: تمرکز جمعیت در مناطق خشک و کمآب، فشار بیشتری بر منابع آبی محدود وارد کرده است.
تجارب بینالمللی: درسهایی برای عبور از بحران
تجربه کشورهای موفق در مدیریت بحران آب میتواند چراغ راه ایران باشد. این تجارب نشان میدهند که ترکیب مدیریت یکپارچه، اصلاح الگوی مصرف و سرمایهگذاری هوشمندانه میتواند مسیر عبور از خشکسالی را هموار کند .
سنگاپور: تنوع بخشی به منابع آب
سنگاپور با توسعه «چهار شیر ملی آب» خود، وابستگی به یک منبع واحد را کاهش داده است:
– جمعآوری باران
– بازچرخانی پساب (NEWater) که ۴۰ درصد نیاز را تأمین میکند
– واردات آب
– آبشیرینکنها
این کشور هدف دارد سهم منابع بازچرخانی را تا سال ۲۰۶۵ به ۵۵ درصد برساند .
استرالیا: مدیریت خشکسالی با پروژههای زیرساختی
پس از خشکسالی شدید دهه ۲۰۰۰، استرالیا:
– شبکه انتقال آب جنوبشرق کوئینزلند با بیش از ۵۰۰ کیلومتر لولهگذاری احداث کرد
– سیاست محدودیت برداشت در حوضه ماری-دارلینگ برای حفاظت از اکوسیستم اجرا کرد
– آبشیرینکن بزرگ ملبورن را راهاندازی کرد
دانمارک: ابزارهای اقتصادی برای مدیریت مصرف
دانمارک از دهه ۱۹۹۰:
– مالیات ویژه بر نشتی شبکه وضع کرد که شرکتهای آب را موظف میکند حتی برای آبی که در شبکه تلف میشود مالیات بپردازند
– قیمتگذاری تصاعدی را اجرا کرد که منجر به کاهش سرانه مصرف از ۱۵۵ لیتر به ۱۲۵ لیتر در روز شد
پرتغال: تعرفههای کاملاً تصاعدی
پرتغال برای مدیریت مصرف:
– تعرفههای کاملاً تصاعدی شامل سه پله (ضروری، متعارف و پرمصرف) اجرا کرده است
– بازگشت اختیار تنظیم تعرفهها به نهاد ملی تنظیمگر را برای جلوگیری از اختلافات قیمتی میان شهرها برنامهریزی کرده است
راهکارهای پیشنهادی: ترکیب حکمرانی خوب و فناوری
برای عبور از بحران کنونی، ایران نیازمند تحولی اساسی در مدیریت آب است که باید ابعاد مختلفی را دربرگیرد:
۱. اصلاح حکمرانی آب و جلب مشارکت مردمی
– بازطراحی نظام حکمرانی آب با محوریت شفافیت، نظارت مستقل و مشارکت ذینفعان
– تفویض اختیار به اپراتورهای هوشمند محلی برای مدیریت برداشت از منابع آب زیرزمینی
– ایجاد تعاونیهای کشاورزی و بازارهای محلی آب برای تقویت مشارکت عمومی
۲. بهکارگیری فناوری و کاهش هدررفت
– کنتورهای هوشمند و سیستمهای تلهمترینگ برای مدیریت دقیق برداشت
– کاهش آب غیردرآمدی (هدررفت) که در برخی شبکهها به ۳۰-۴۰ درصد میرسد
– توسعه بازچرخانی آب و استفاده از پساب برای مصارف غیرشرب
۳. اصلاح الگوی کشت و مصرف
– جایگزینی محصولات پرمصرف با محصولات کمآببر و سازگار با اقلیم
– تنوع بخشی به منابع درآمدی کشاورزان از طریق توسعه مزارع خورشیدی در کنار زمینهای کشاورزی
– تحویل حجمی آب به کشاورزان به جای روشهای سنتی
۴. تنوع بخشی به منابع آب
– توسعه آبشیرینکنها در مناطق ساحلی با ملاحظات زیستمحیطی
– اجرای طرحهای جمعآوری آب باران
– بازچرخانی و استفاده مجدد از فاضلاب برای مصارف صنعتی و کشاورزی
عبور از گفتمان به عمل
یادداشت سخنگوی صنعت آب ایران، بحران آب را به درستی در چارچوبی فراتر از مسائل فنی تحلیل کرده و بر ابعاد شناختی، فرهنگی و اعتمادی آن تأکید کرده است. این نگاه عمیق و چندبعدی، لازمه هرگونه تحلیل واقعبینانه از مسئله آب در ایران است. با این حال، این تحلیل وقتی کامل میشود که:
– اولاً، به دادههای عینی و شاخصهای کمّی بحران پیوند بخورد
– ثانیاً، به راهکارهای عملی و تجارب موفق بینالمللی متصل شود
– ثالثاً، نقش مدیریت ناکارآمد و سوءGovernance را به عنوان یکی از ریشههای اصلی بحران به رسمیت بشناسد
بحران آب در ایران، محصول تداخل سه لایه است:
– لایه فیزیکی (کمبود منابع آب)
– لایه مدیریتی (سوءمدیریت و حکمرانی ناکارآمد)
– لایه شناختی (شبهعلم و بیاعتمادی)
راه حل نهایی، تنها زمانی محقق میشود که این سه لایه به صورت همزمان مورد توجه قرار گیرند. تمرکز صرف بر لایه شناختی بدون اصلاح ریشههای مدیریتی و فیزیکی بحران، نمیتواند راهگشا باشد.
همانگونه که بحران آب در ایران روزبهروز عمیقتر میشود، فرصت برای اقدام دشوارتر میشود. اما این بحران میتواند به «فرصتی برای بازاندیشی در الگوهای توسعه» بدل شود . این بازاندیشی نیازمند عزمی ملی، خرد جمعی و ارادهای راسخ برای تغییر مسیر است.