پژوهش
تاریخچهی کشت پیاز در جهان؛ این بدبوی خوشمزه!
پایگاه DA1news: کشت پیاز یکی از قدیمیترین فعالیتهای تاریخ کشاورزی بشر است. پیاز بهعنوان یک گیاه خوراکی و دارویی در بسیاری از فرهنگها و تمدنها شناخته شده است. نوع بشر بیش از 5 هزار سال است که این گیاه را در زمین میکارد و قدیمیترین شواهد کشت پیاز به آسیای غربی و مصر باستان بازمیگردد. پیاز بهویژه در آشپزی ایرانی نقش مهمی دارد و تقریباً طبخ همهی این غذاها با درست کردن پیازداغ شروع میشود. ایرانیان همچنین این گیاه را بهصورت خام به همراه انواع کباب و آبگوشت میخورند. در این نوشته به تاریخچهی کشت پیاز در قارههای جهان میپردازیم.
به گزارش اخبار روزانهی کشاورزی، قدیمیترین شواهد کشت پیاز به منطقهی آسیای غربی و مصر باستان برمیگردد. در مصر باستان پیاز بهعنوان یک مادهی غذایی اصلی و حتی بهعنوان دارو نیز استفاده میشد. پیاز در دوران فرعونها بسیار مهم بوده و بهطور گسترده کشت میشده است. در برخی از مقبرههای باستانی مصر تصاویر و یادداشتهایی پیدا شده که نشاندهندهی کشت و استفاده از پیاز در آن دوران است.

پیاز در دوران یونان و روم باستان نیز نهتنها بهعنوان یک مادهی غذایی، بلکه برای مقاصد پزشکی هم اهمیت بسیاری داشت. در کتابهای پزشکی یونان باستان، مانند گالن، نام پیاز بهعنوان گیاه دارویی ذکر شده است. با گسترش تجارت و فرهنگهای مختلف، پیاز از مناطق آسیای غربی به سایر نقاط جهان منتقل شد. این گیاه از طریق امپراتوری روم به اروپا و از طریق امپراتوری مغول به آسیای مرکزی و چین منقل شد.
تاریخچهی کشت پیاز در قارهی آسیا
کشت پیاز در قارهی آسیا سابقهای طولانی دارد. این گیاه یکی از محصولات کشاورزی شناختهشدهی آسیایی در دورانهای مختلف است. کشت پیاز به دلیل شرایط آبوهوایی متنوع و ارزش غذایی بهسرعت گسترش یافت.
سابقهی کشت پیاز در هند به 3 هزار سال پیش بازمیگردد. در بسیاری از متون هندویی و بودایی نام پیاز بهعنوان یک گیاه دارویی و خوراکی ذکر شده است. پیاز در طب سنتی هند برای درمان مشکلات گوارشی و تقویت سیستم ایمنی استفاده میشده است.
در چین نیز کشت پیاز سابقهای چندهزار ساله دارد و در متون پزشکی چین باستان شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این گیاه علاوهبر جنبهی غذایی، برای تقویت انرژی بدن و جلوگیری از بیماریها استفاده میشده است و امروزه نیز از سبزیجات اصلی آشپزی چینی است.

پیاز از دیرباز در آسیای مرکزی (ازبکستان، قزقیزستان و تاجیکستان امروزی) نیز کشت میشده است و به دلیل آبوهوای خشک و نیمهخشک این مناطق، رشد موفقی داشته است. امروزه پیازِ این منطقه نهتنها بهعنوان غذای اصلی بلکه در فراوردههای خشکشده نیز استفاده شده و به کشورهای دیگر صادر میشود.
پیاز در کشورهای اندونزی، مالزی و تایلند نیز از قرنها پیش کشت میشده و امروزه بهعنوان یک مادهی اصلی در آشپزی سنتی استفاده میشود.
کشت پیاز در ایران
کشت پیاز بهعنوان یک محصول مهم و پرکاربرد از دیرباز در ایران رواج داشته است. این گیاه نهتنها در آشپزی سنتی بهعنوان یک سبزی پرکاربرد شناخته میشود، بلکه در طب نیز کاربرد داشته و ابنسینا نیز از خواص دارویی آن برای درمان بیماریهای مختلف ازجمله درمان بیماریهای گوارشی و سرماخوردگی استفاده میکرده است.
سابقهی کشت پیاز در ایران به احتمال زیاد به دوران هخامنشی و حتی پیش از آن بازمیگردد. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که پیاز از دیرباز بهعنوان یک گیاه خوراکی و دارویی استفاده میشده است. کشت این گیاه به دلیل شرایط آبوهوایی مناسب، در مناطق مرکزی و جنوبی ایران مانند کاشان، یزد و شیراز امروزی رواج داشته است. پیاز علاوهبر کاربرد دارویی در برخی از درمانها موضوعی و آرایشی نیز کاربرد داشته است.
پیاز بهویژه در دوران صفویه، قاجاریه و پهلوی بهطور گسترده در مناطق مختلف ایران گسترش یافت و علاوهبر نقش انکارنشدنی در آشپزی ایرانی، در مراسم معنوی نیز استفاده میشد.

در دهههای اخیر پیاز به یکی از مهمترین محصولات کشاورزی ایران تبدیل شده و ایران از تولیدکنندگان بزرگ پیاز در جهان است. امروزه پیاز در تمامی استانهای ایران بهویژه خوزستان، فارس، آذربایجان شرقی، خراسان و اصفهان کشت میشود. این محصول در داخل کشور مصرف بالایی دارد، اما بهعنوان یک محصول صادراتی نیز شناخته میشود و به کشورهایی مانند عراق، افغانستان و پاکستان صادر میشود.
در سال زراعی 1403-1402 بیش از 2 میلیون و 882 هزار تن پیاز در ایران تولید شده که 9 هزار تن آن به خارج از کشور صادر شده است.
تاریخچهی کشت پیاز در قارهی اروپا
کشت پیاز در قارهی اروپا به دوران باستان بازمیگردد. پیاز نیز مانند بسیاری از گیاهان خوراکی در ابتدا از آسیا و آفریقا به اروپا وارد شد. پیاز بهویژه از ایران و مصر باستان به اروپا منتقل شد و بهطور گسترده در این قاره کشت شد. همانگونه که پیشتر گفته شد، پیاز در یونان باستان نیز گیاهی مهم در تغذیه و پزشکی بود و بقراط پدر پزشکی غرب به خواص دارویی آن اشاره کرده است. در آن زمان پیاز بهطورگسترده در مزارع یونان کشت میشد و در آشپزی روزمره نیز نقش مهمی داشت. در امپراتوری روم باستان نیز پیاز گیاه محبوبی بود و رومیها علاوهبر استفاده از آن در آشپزی، برای درمان برخی بیماریها نیز از آن استفاده میکردند. این گیاه در روم باستان برای ذخیرهسازی در ماههای سرد کشت میشد.

در قرون وسطی کشت پیاز در کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان و آلمان امروزی رایج شد و استفادهی غذایی و دارویی داشت. در دوران رنسانس نیز توجه به پیاز بهعنوان یک گیاه مفید ادامه یافت و در متون پزشکی و کشاورزی این دوره به کاربردهای غذایی و دارویی آن اشاره شده است.
در دوران مدرن پیاز از محصولات مهم اروپاست و هلند، اسپانیا، فرانسه و آلمان بزرگترین تولیدکنندگان آن هستند. پیاز در هلند بهویژه در فریزلند و خرونینگن و در فرانسه بهویژه در نرماندی و پروانس کشت میشود و در بسیاری از غذاهای سنتی مانند سوپ پیاز از آن استفاده میشود. آلمان نیز از تولیدکنندگان عمدهی پیاز در اروپا و صادرکنندهی این محصول به دیگر کشورهای اروپایی و نقاط مختلف جهان است.
کشت پیاز در قارهی آمریکا
پس از کشف قارهی آمریکا توسط کریستف کلمب، پیاز در اواخر قرن پانزدهم میلادی توسط کاشفان اسپانیایی و پرتغالی به آمریکا وارد شد و به مرور زمان به یکی از محصولات کشاورزی این قاره تبدیل شد. اسپانیاییها در قرن شانزدهم پیاز را به آمریکای جنوبی و مکزیک بردند. سپس این گیاه در شمال قارهی آمریکا گسترش یافت.
در دوران استعمار مهاجران اروپایی کشت پیاز را در مناطق مستعمرات آغاز کردند. در آن زمان پیاز بهعنوان یک گیاه مقاوم در برابر شرایط مختلف آبوهوایی و مناسب برای ذخیرهسازی در فصلهای سرد شناخته میشد.

با رشد مناطق کشاورزی ایالات متحده در قرن نوزدهم، ایالتهای کالیفرنیا، تگزاس و میشیگان به بزرگترین تولیدکنندگان پیاز آمریکا تبدیل شدند.
امروزه ایالات متحده و مکزیک پیشرو تولید پیاز در قارهی آمریکا هستند. پرو، اکوادور و شیلی نیز از بزرگترین تولیدکنندگان پیاز در آمریکای جنوبی هستند.
تاریخچهی کشت پیاز در قارهی آفریقا
همانطور که در ابتدای این نوشته ذکر شد، قدیمیترین شواهد کشت پیاز به مصر باستان برمیگردد. کشاورزان مصری بهویژه در کنار رود نیل پیاز میکاشتند. با گسترش کشاورزی و تجارت در قارهی آفریقا، کشت پیاز در دیگر مناطق این قاره نیز آغاز شد.

در حال حاضر نیجریه، کنیا و آفریقای جنوبی بزرگترین تولیدکنندگان پیاز در قارهی آفریقا هستند و مصر نیز همچنان از تولیدکنندگان عمدهی پیاز در قارهی آفریقا و جهان است. پیاز در مراکش و تونس نیز محصولی باارزش در کشاورزی و تجارت شناخته میشود و به بازارهای داخلی و خارجی عرضه میشود.
پیاز در اقیانوسیه
کشت پیاز در اقیانوسیه به قرن 18 و 19 میلادی بازمیگردد. مهاجران اروپایی که به استرالیا و نیوزیلند کوچ کردند، محصولات کشاورزی مختلفی ازجمله پیاز را به این قاره وارد کردند.
استرالیا بهعنوان یکی از کشورهای اصلی اقیانوسیه کشت پیاز را در دوران استعمار آغاز کرد و امروز نیز تولیدکنندهی عمدهی پیاز در اقیانوسیه است و پیاز کشتشده در این کشور به مصرف داخلی میرسد و صادر نیز میشود. آبوهوای متنوع و زمینهای وسیع استرالیا برای تولید پیاز مناسب است و این محصول در ایالتهای نیو ساوت ولز، ویکتوریا و کویینزلند کشت میشود.

در نیوزیلن نیز کشت پیاز در دوران استعمار آغاز شد. امروزه پیاز از محصولات کشاورزی مهم نیوزیلند است و بهویژه در صنعت غذای آماده و کنسرو کاربرد دارد. پیاز در این کشور در مناطقی مانند اوکلند و هاکینز بی کشت میشود.
در دیگر کشورهای اقیانوسیه مانند فیجی، پاپوآ گینه نو و تونکا نیز کشت پیاز بهعنوان بخشی از کشاورزی سنتی و مدرن انجام میشود.
پژوهش
تأثیر تغییرات اقلیمی بر رشد گلخانهها؛ ضرورت بازنگری در فناوریهای کشت
آینده کشاورزی ایران در گرو گذر از کشت سنتی به گلخانههای هوشمند و پایدار است. اگرچه تغییرات اقلیمی فشار مضاعفی بر هزینههای تولید در گلخانهها وارد کرده، اما جدیدترین پژوهشهای سازمان تات نشان میدهد که فناوریهایی نظیر مواد تغییر فازدهنده (PCMs) و انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند ضمن کاهش ۳۰ درصدی مصرف آب، بهرهوری را تا ۲۵ درصد افزایش دهند.
پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که تغییرات اقلیمی به یکی از مهمترین چالشهای فراروی بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور تبدیل شده است، نقش کشتهای گلخانهای به عنوان یک راهبرد کلیدی برای عبور از بحران کمآبی و افزایش بهرهوری پررنگتر از همیشه نمایان میشود. در این میان، دفتر شبکه دانش و رسانههای ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) با بهرهگیری از ظرفیتهای نوین رسانهای، به ویژه «مجله رادیویی کشاورزی» از شبکه رادیویی اقتصاد، تلاش دارد ضمن ارتباط مستمر با کشاورزان، آخرین یافتههای علمی را به زبان ساده در اختیار آنان قرار دهد.
به گزارش داوان نیوز، برنامههای ترویجی این دفتر شبکه دانش و رسانههای ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، به ویژه در حوزه کشت گلخانهای، رویکردی کاملاً تخصصی و مسئلهمحور به خود گرفته است. در جدیدترین قسمت از مجله رادیویی کشاورزی، دکتر یوسف احمدی، عضو هیأت علمی پژوهشکده گل و گیاهان زینتی، با بررسی تاثیر مستقیم تغییرات اقلیمی بر روند رشد محصولات گلخانهای، به تحلیل چالشها و فرصتهای پیش روی این بخش پرداخت. پایگاه خبری داواننیوز در این گزارش تحلیلی، ابعاد فنی این بحث را با نگاهی به آخرین فناوریهای روز دنیا در حوزه مدیریت گلخانهها توسعه داده است.
تغییر اقلیم؛ از تهدید کشاورزی سنتی تا الزام توسعه گلخانهها
تغییرات اقلیمی با افزایش میانگین دمای کره زمین، نوسانات شدید در منابع آبی و تشدید تنشهای محیطی (نظیر خشکسالی و شوری)، مدلهای کشاورزی سنتی را با مخاطره جدی مواجه کرده است. اگرچه گلخانهها به عنوان راهکاری برای تولید پایدار مواد غذایی و حفاظت از محصولات در برابر این شرایط سخت مطرح میشوند، اما خود نیز از تبعات این پدیده در امان نیستند. این گزارش به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه میتوان با مدیریت علمی و فناوریهای نوین، ضمن حفظ بقای گلخانهها، آنها را به سنگری برای مقابله با ناامنی غذایی تبدیل کرد.
چالش اول: اختلال در ریزاقلیم داخلی گلخانهها
رشد بهینه گیاه در گلخانه به تعادل دقیق چهار عامل اصلی وابسته است: دما، رطوبت نسبی، نور خورشید و غلظت دیاکسیدکربن. تغییرات اقلیمی در مقیاس کلان، این تعادل را بر هم زده است. برای مثال، افزایش دمای جهانی منجر به انباشت گرمای بیش از حد در داخل گلخانه شده و در نتیجه، هزینههای تهویه و سرمایش را به شدت افزایش میدهد. این موضوع نهتنها بر اقتصاد کشاورز فشار میآورد، بلکه مصرف انرژی و به تبع آن انتشار گازهای گلخانهای را نیز بالا میبرد.
چالش دوم: کمبود منابع آب و افزایش هزینههای تولید
در اقلیم خشک و نیمهخشک ایران، کمبود آب شیرین برای آبیاری بزرگترین محدودیت است. اگرچه سیستمهای هیدروپونیک (کشت بدون خاک) میتوانند بهرهوری آب را تا ۹۰ درصد افزایش دهند، اما تأمین انرژی مورد نیاز برای سرمایش، گرمایش و پمپاژ آب در گلخانهها، خود به یک چالش زیستمحیطی و اقتصادی تبدیل شده است.
راهکارهای نوین؛ از پنلهای خورشیدی تا میکروبیوم خاک
برای گذر از این بحران، دیگر نمیتوان صرفاً به ساختارهای سنتی گلخانهها اکتفا کرد. بررسیهای علمی نشان میدهد که آینده کشت گلخانهای در گرو به کارگیری فناوریهای هوشمند و تجدیدپذیر است.
۱. بهرهگیری از انرژی خورشیدی در ساختار گلخانه
یکی از امیدوارکنندهترین فناوریها، ادغام پنلهای فتوولتائیک نیمهشفاف در پوشش گلخانهها است. تحقیقات جدید نشان میدهد که این پنلها ضمن تولید برق (بین ۲۰ تا ۱۲۸ کیلووات ساعت در مترمربع در سال)، به عنوان سایبانی برای کاهش دمای داخلی (تا ۳ درجه سانتیگراد) عمل کرده و مصرف آب را تا ۲۹ درصد کاهش میدهند. این یعنی یک گلخانه میتواند همزمان به یک نیروگاه کوچک تولید انرژی و یک واحد کارآمد کشاورزی تبدیل شود.
۲. ذخیرهسازی انرژی با مواد تغییر فازدهنده (PCMs)
نوسانات شدید دمایی به ویژه در شبهای سرد و روزهای گرم، یکی از معضلات اصلی گلخانهداران است. استفاده از مواد تغییر فازدهنده (PCMs) که مانند یک باتری حرارتی عمل میکنند، میتواند دمای گلخانه را در ساعات حیاتی شبانه بین ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و نوسانات روزانه را تا ۵ درجه کاهش دهد. این فناوری با تثبیت دما، تنش محیطی را از گیاه گرفته و کیفیت محصول نهایی را افزایش میدهد.
۳. غنیسازی دیاکسیدکربن (CO2)
برخلاف تصور عمومی، افزایش غلظت دیاکسیدکربن در محیط گلخانه (البته به صورت کنترل شده) میتواند به نفع گیاهان تمام شود. غنیسازی CO2 در محیطهای بسته به ویژه برای گیاهان دارای مسیر فتوسنتزی C3 (مانند گوجهفرنگی، خیار و کاهو) موجب افزایش چشمگیر فتوسنتز و بهبود جذب نیتروژن میشود. رویکرد نوین در این حوزه، استفاده از CO2 بازیافتی از منابع صنعتی است که ضمن کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی (تا ۵۰ درصد)، به اقتصاد چرخشی نیز کمک میکند.
۴. انقلاب میکروبی؛ تقویت خاک از درون
کشاورزی گلخانهای مدرن به دنبال کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی است. در این مسیر، مهار «میکروبیوم خاک» یک راهبرد تحولآفرین محسوب میشود. استفاده از کودهای زیستی، بیوچار و محرکهای میکروبی میتواند ضمن کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف کودهای شیمیایی، مقاومت گیاه را در برابر تنشهای ناشی از شوری و خشکی افزایش دهد. این روش نه تنها اقتصادی است، بلکه از طریق ترسیب کربن در خاک، به کاهش اثرات تغییرات اقلیمی نیز کمک میکند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، تغییرات اقلیمی اگرچه تهدیدی جدی برای کشاورزی ایران است، اما میتوان آن را به فرصتی برای نوسازی و ارتقای سیستمهای تولید تبدیل کرد. تجربه جهانی نشان میدهد که گلخانههای نسل جدید با بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر، فناوریهای کنترل هوشمند ریزاقلیم و مدیریت زیستی خاک، نه تنها در برابر تغییرات اقلیمی مقاومتر میشوند، بلکه به صرفهترین واحدهای تولید محصول نیز محسوب میشوند.
نقش نهادهای ترویجی مانند سازمان تات در این میان، تسهیل انتقال این فناوریها به مزارع و گلخانههای خرد و کلان کشور و بومیسازی آنها متناسب با اقلیمهای مختلف ایران است. آینده کشاورزی ایران در گرو تصمیمگیری برای گذار از روشهای سنتی و سرمایهگذاری هدفمند بر روی این فناوریهای نوین و سازگار با محیط زیست خواهد بود.
اسلایدر
آینده هوش مصنوعی در کشاورزی: تحول یا نمایش؟
پایگاه خبری داوان نیوز: پتانسیل تحولآفرینی هوش مصنوعی در کشاورزی انکارناپذیر است. اما این پتانسیل تنها زمانی به واقعیت میپیوندد که از مرحله نمایش و اثبات مفهومی فراتر رفته و به سمت اجرای عملیاتی و تأثیرگذاری واقعی حرکت کند.
به گزارش جواد احمدی خبرنگار داوان نیوز، در سالهای اخیر، شاهد تبلیغات گستردهای با این محور بودهایم که «هوش مصنوعی کشاورزی را متحول خواهد کرد». از سامانههای ملی نظارت بر آفات گرفته تا داشبوردهای هوشمند حکمرانی، هوش مصنوعی بهعنوان یک بازیساز کلانی معرفی میشود که میتواند از سطح سیاستگذاری ملی تا مزرعهٔ کشاورز خرد، اثرگذار باشد. اگرچه این دیدگاه، جذاب و آیندهنگرانه به نظر میرسد، اما در عمل با خطر سادهانگاری مواجه است. اکنون زمان آن فرا رسیده که پرسشی دشوارتر را مطرح کنیم: آیا ما برای ایجاد تأثیر میسازیم، یا صرفاً برای ایجاد هیاهو و دیده شدن؟
این مقاله به بررسی چالشها و الزامات این گذار میپردازد.
وضعیت موجود: شتاب واقعی، اما پراکندگی عملی
طی سال گذشته، شاهد پیشرفتهای قابل توجهی در این حوزه بودهایم. شرکتهایی مانند Farmitopia و Plantix قابلیتهای بینایی رایانهای را برای تشخیص و مدیریت آفات و بیماریها به نمایش گذاشتهاند. از سوی دیگر، شرکتهایی مانند Sarvam.ai پتانسیل مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و سیستمهای استدلال (Reasoning Systems) را در ارائه مشاورههای کشاورزی و پشتیبانی از سیاستگذاری دادهبنیان نشان دادهاند. حتی نهادهای دولتی مانند وزارت کشاورزی و رفاه کشاورزان (MoA&FW) نیز در پذیرش این فناوری پیشگام بودهاند؛ از توسعه چتباتهای پاسخگو به شکایات (مانند e-Mitra) تا تأسیس مراکز excellence در مؤسسات بزرگی مانند IIT Ropar.
با این حال، در کنار این شتاب واقعی، یک پراکندگی نگرانکننده نیز به چشم میخورد: حجم انبوهی از پروژههای پایلوت غیرمرتبط، طرحهای مفهومی با همپوشانی فراوان و تعداد بسیار محدودی از ابتکارات که فراتر از یک منطقه یا بازه زمانی آزمایشی محدود گسترش یافتهاند. به نظر میرسد زمان زیادی صرف اثبات این میشود که «هوش مصنوعی میتواند کاری را انجام دهد»، در حالی که باید بر این سوال تمرکز کرد که «هوش مصنوعی چه کاری *باید* انجام دهد و چگونه میتواند در سطح مزرعه به کار گرفته شود».
چالش اصلی: جهتگیری، نه فناوری
مسئله بنیادین، کارایی یا عدم کارایی هوش مصنوعی نیست. مشکل اصلی این است که آیا ما از این فناوری برای حل مسائل واقعی و صحیح استفاده میکنیم، یا صرفاً آن را به زور بر مسائلی که *ما* بهعنوان مشکل درک میکنیم، تحمیل میکنیم.
برای نمونه، یک چتبات چندزبانه که به کشاورز میگوید چه زمانی بذر خود را بکارد، در نگاه اول تاثیرگذار است. اما این برداشت تا زمانی پایدار است که متوجه شویم این سامانه، رطوبت خاک محلی یا پویاییهای اقلیم-کشاورزی (Agro-climatic) منطقه را در نظر نمیگیرد. نمونه دیگر، داشبوردهای مدیریتی هستند که در کنفرانسها بسیار شیک به نظر میرسند، اما غالباً فاقد همان جزئیات ریز و حیاتی هستند که یک افسر منطقهای برای تصمیمگیری در سطح مزرعه به آن نیازمند است.
ما هنوز با هوش مصنوعی به عنوان یک «ارتقاء» (Upgrade) برخورد میکنیم، نه یک «بازطراحی» (Redesign). حال آنکه کشاورزی – بیش از几乎 هر صنعت دیگری – به سامانههایی نیاز دارد که بهصورت عمیقاً محلی، به شکلی با دقت و با وسواس و برای رویارویی با تغییرپذیریِ پرریسک محیطی ساخته شده باشند. اکثر مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و موتورهای استدلال موجود، برای این وظیفه خاص آموزش ندیدهاند.
نقشه راه: فقدان استراتژی در پس ادغامهای فناورانه
اگرچه مذاکراتی برای همپیوندی تلاشهای IndiaAI، Sarvam.ai، مؤسسات آیتیآی (IITs) و تأمینکنندگان مالی مختلف در جریان است – که حرکتی مثبت است – اما یک نقشه راه نباید صرفاً به فهرستی از ادغامهای فنی تقلیل یابد. یک استراتژی جامع باید به پرسشهای دنیای واقعی پاسخ دهد:
* مالکیت دادهها در اختیار کیست؟
* چه نهادی مسئول حسابرسی و مدلها است؟
* هنگامی که یک توصیه هوش مصنوعی به خطا میرود، مسئولیت و مکانیزم جبران خسارت چیست؟
ما شاهد ظهور ماژولهای استدلال برای سیاستگذاری، دستیاران هوش مصنوعی برای ارائه طرح، و حتی رباتهای واتساپی با حمایت مالی متا بودهایم. اما آنچه هنوز دیده نمیشود، یک لایه زیرساختی یکپارچه و unit است که این اجزای پراکنده را به هم پیوند زده و از همکاری آنها اطمینان حاصل کند.
آینده مطلوب – مشاورههای بلادرنگ، حکمرانی تطبیقی و حلقههای بازخورد میدانی – تنها در صورتی محقق خواهد شد که ابزارها نه صرفاً برای «قابلیت»، بلکه برای «بافت» (Context) طراحی شده باشند. این امر مستلزم همکاری مستقیم و تنگاتنگ با سازمانهای کشاورزی، ادارات منطقهای و مروجان محلی است، نه صرفاً استقرار یک مدل آموزشدیده در محیط آزمایشگاهی.
هشدار: خطر راهحلگرایی صرف فناورانه (Tech-Solutionism)
بیایید اشتباهات امواج قبلی فناوری را تکرار نکنیم؛ جایی که ابزارهای دیجیتال بدون توجه به حقایق و واقعیتهای میدانی عرضه شدند. در حوزه فناوری کشاورزی، دقت نادرست میتواند بسیار خطرناک باشد. یک تاریخ کشت اشتباه یا یک توصیه نادرست برای سموم دفع آفات، تنها یک «باگ UX» نیست؛ بلکه میتواند به معنای نابودی کامل محصول و بروز یک بحران مالی برای کشاورز باشد.
و باید صادق بود: بسیاری از این ابتکارات هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارند. برخی از موتورهای استدلال (سیستمهایی که برای تحلیل، استنتاج و تصمیمگیری آگاهانه طراحی شدهاند) هنوز در حال توسعه هستند و آزمون میدانی گستردهای را پشت سر نگذاشتهاند. مجموعه دادهها اغلب ناقص هستند. یکپارچهسازی با سامانههای دولتی مانند Agristack هنوز در حد طرحهای کاغذی باقی مانده است. بدون تعهد جدی و بلندمدت به توسعه مبتنی بر بازخورد، ما در معرض خطر ایجاد سیستمهای درخشانی هستیم که ماندگار نمیشوند.
راهکار پیشنهادی: آنچه باید تغییر کند
برای حرکت رو به جلو، تمرکز بر موارد زیر ضروری است:
1. طراحی مأموریتمحور (Mission-Driven Design): توسعه ابزارها باید بر اساس «نقاط درد واقعی» کشاورزی باشد، نه صرفاً بر اساس قابلیتهای موجود یک مدل خاص.
2. هماهنگی بینوزارتخانهای: در مواردی که یک ماژول استدلال واحد میتواند به بخشهای مختلفی مانند کشاورزی، بهداشت و آموزش خدمت کند، باید به سمت ساخت زیرساختهای مشترک حرکت کرد، البته با تعریف واضح لایههای خاص هر domain.
3. حلقههای پاسخگویی (Accountability Loops): تأمینکنندگان مالی و وزارتخانههای مربوطه باید بر معیارهای longitudinal (پایش impact در بلندمدت) تأکید کنند، نه صرفاً گزارش موفقیت یک پروژه آزمایشی.
4. مشارکت میدانی (Ground-Up Participation): بهترین راهحلهای هوش مصنوعی، صرفاً از دفاتر بنگلور یا دهلی نو بیرون نمیآیند، بلکه از طریق طراحی مشترک (Co-design) با ذینفعان واقعی در ماندلا، باراماتی و نالگوندا شکل میگیرند.
به گزارش خبرنگار اخبار روزانه کشاورزی، هند در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. این کشور پتانسیل آن را دارد که در ایجاد سامانههای هوش مصنوعی کشاورزی که هم فراگیر هستند و هم به بافت محلی آگاهند، پیشگام شود. اما برای تحقق این امر، باید فراتر از شعارهای پرطمطراق و پروژههای کوتاهمدت حرکت کنیم. مسئله صرفاً «متحول کردن کشاورزی با هوش مصنوعی» نیست، بلکه «درک کشاورزی به اندازهای عمیق است که هوش مصنوعی بتواند واقعاً به آن کمک کند» است.
پتانسیل بسیار زیاد است. اما اگر با اجرای دقیق، مسئولانه و مبتنی بر نیاز واقعی همراه نشود، این پتانسیل تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند.
—
اسلایدر
کشاورزی آینده: احیا به جای استخراج
پایگاه خبری داوان نیوز: کشاورزی احیاکننده؛ پشتوانه علمی محکمی برای منافع زیست محیطی کسب میکند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی«داوان نیوز»، بر اساس یک بررسی جامع علمی جدید که در مجله معتبر کشاورزی و علوم زیستی CABI منتشر شد، کشاورزی احیاکننده (Regenerative Agriculture) به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مقابله با تخریب خاک، اختلالات آبوهوایی و زوال اکولوژیکی، از پشتوانه علمی فزایندهای برخوردار است.
این بررسی که توسط دکتر نیکلاس باردزلی از دانشگاه ریدینگ انجام شده است، با تکیه بر آخرین تحقیقات بومشناسی خاک و مطالعات موردی، به واکاوی ظهور، تعاریف و مبانی علمی این جنبش نوپا پرداخته و آن را نه به عنوان مجموعهای از دستورالعملهای ثابت، بلکه به عنوان یک تغییر پارادایم در تولید غذا معرفی میکند که بر بازسازی چرخههای اکولوژیکی و دستیابی به نتایج قابل اندازهگیری در سلامت خاک تأکید دارد.
بازتعریف یک مفهوم: از حفظ تا احیا
به گزارش این پژوهش، اگرچه کشاورزی احیاکننده توجه جهانی را به خود جلب کرده، اما تعریف واحد و مورد اجماعی برای آن وجود ندارد. دکتر باردزلی در این بررسی پیشنهاد میدهد که کشاورزی احیاکننده باید به عنوان کشاورزی تعریف شود که با چرخههای طبیعی مواد مغذی، کربن و آب همکاری و آنها را تقویت میکند. تمرکز اصلی این تعریف بر خروجیهایی مانند بهبود عملکرد خاک، افزایش فعالیت بیولوژیکی و تقویت تابآوری سیستم است که انعطافپذیری لازم برای تطبیق با شرایط مختلف اقلیمی و زراعی را فراهم میآورد.
علم پشت احیا: خاک به عنوان یک ابر ارگانسم زنده
یافتههای کلیدی این بررسی، فرضیات سنتی در مورد تشکیل و حاصلخیزی خاک را به چالش میکشد. برخلاف باور رایج مبنی بر غیرقابل برگشت بودن تخریب خاک، شواهد علمی نشان میدهند که فرآیندهای بیولوژیک—به ویژه تعاملات بین گیاهان و میکروبها—میتوانند مواد آلی و ساختار خاک را با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه پیشتر تصور میشد، بازسازی کنند. روشهایی مانند کشت پوششی، کاهش یا حذف شخم، ادغام دام در سیستم زراعی و استفاده از نهادههای بیولوژیک، با تقویت “شبکه غذایی خاک”، این فرآیندهای ترمیمی را فعال میکنند.
مزایای چندگانه: از آبوهوا تا سلامت جامعه
این بررسی به مزایای چندجانبه کشاورزی احیاکننده اشاره میکند که فراتر از مرزهای مزرعه است. این مزایا شامل افزایش ذخیره کربن در خاک (کمک به کاهش تغییرات آبوهوایی)، کاهش وابستگی به نهادههای مصنوعی، احیای تنوع زیستی، افزایش تابآوری در برابر خشکسالی و بیماریها، و حتی ارتقای سلامت عمومی از طریق بهبود کیفیت مواد غذایی و غنای میکروبیوم خاک است.
چالشهای پیشِ رو و الزامات سیاستی
با وجود این پتانسیل بالا، گزارش حاضر به موانع مهمی در مسیر پذیرش گسترده این روشها اشاره میکند. کمبود بودجه بلندمدت برای پژوهشهای سیستمی، تعاریف محدود از شیوههای مبتنی بر شواهد، و ناکافی بودن چارچوبهای سیاستی—مانند برنامههای حمایتی—که از این تغییر سیستمیک پشتیبانی کنند، از جمله این موانع هستند. همچنین هشدار داده شده که رویکردهای مبتنی بر گواهینامه و بازار، در صورت عدم نظارت دقیق، خطر “سبزشویی” (Greenwashing) و تضعیف یکپارچگی زیستمحیطی این جنبش را در پی دارند.
این بررسی در پایان از سرمایهگذاران، محققان و نهادهای سیاستگذار میخواهد تا در پژوهشهای سیستمی سرمایهگذاری کنند، دانش بومی کشاورزان را به رسمیت بشناسند و از سیاستهای حمایتی مبتنی بر مکان و نظارت دقیق بر نتایج زیستمحیطی بهره بگیرند.
درباره مجله CABI Agriculture and Bioscience:
این مجله یک ژورنال دسترسی آزاد است که پژوهشهای بینرشتهای با کیفیت بالا در زمینههای کشاورزی، امنیت غذایی و علوم زیستی را منتشر میکند.
—
-
خبرهای سازمانی2 هفته پیشتوسعه متوازن؛ توزیع جغرافیایی پروژهها، عدالت منطقهای
-
گزارش3 هفته پیشبازار برنج ۱۴۰۵: از شوک هزینه تولید تا سناریوهای تنظیم بازار
-
آذربایجان شرقی4 هفته پیشبرگزیدگان نمونه ملی کشاورزی آذربایجان شرقی معرفی شدند
-
مقالات3 هفته پیشچالش قیمت روی میز گندم؛ حمایت از تولید یا مهار تورم؟
-
استان ها2 هفته پیشحمایت از تولیدات بانوان روستایی در قالب نمایشگاه تخصصی در مشهد
-
تجارت3 هفته پیشتولید زردچوبه با فناوری کشت بافت؛ مراقب زردچوبههای قاچاق باشید
-
پرونده ویژه3 هفته پیشپیوند تحقیقات و مزرعه، دستاورد ملی برای کشاورزی گیلان
-
تجارت3 هفته پیشنقشه تجارت جهانی: ایران و بازی بزرگ کریدورهای ترانزیت

