گردشگری
عشایر؛ مقصد جدید گردشگری تجربهمحور با پشتوانه سند ملی
با حضور مسئولان سازمان امور عشایر ایران و وزارت میراثفرهنگی، نشست تخصصی تدوین سند جامع گردشگری عشایری برگزار شد و دو طرف بر لزوم ثبت آیینهای کهن، ایجاد درنگگاههای عشایری و انعقاد تفاهمنامهای عملیاتی با زمانبندی مشخص تأکید کردند.

پایگاه خبری داواننیوز: در گامی برای عبور از نگاه تشریفاتی به اقتصاد معیشتی، نشست هماندیشی توسعه گردشگری عشایری با محوریت تدوین سند ملی گردشگری عشایر برگزار شد؛ مقامات دو دستگاه بر تبدیل تفاهمنامههای کلی به برنامههای عملیاتی با حضور جامعه عشایری تأکید کرده و از زنجیرهای از خدمات تا صنایعدستی برای تحقق درآمد پایدار سخن گفتند.
به گزارش خبرنگار ما، نشست تخصصی هماندیشی توسعه گردشگری عشایری با هدف بررسی و تدوین سند جامع گردشگری عشایر، با حضور مقامات ارشد سازمان امور عشایر ایران و وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برگزار شد. این نشست که با تأکید بر رویکرد اقتصاد مقاومتی و بهرهگیری از سرمایههای اجتماعی و فرهنگی جامعه عشایری برگزار شد، بر ضرورت خروج از نگاه تشریفاتی و حرکت به سمت برنامهریزی عملیاتی و منسجم تأکید داشت.
عشایر، سرمایهای فراتر از دام و مرتع
جهانبخش میرزاوند، رئیس سازمان امور عشایر ایران، در این نشست با اشاره به ظرفیتهای چندوجهی عشایر گفت: جامعه عشایری تنها تولیدکننده دام و محصولات لبنی نیست، بلکه گنجینهای از صنایعدستی اصیل، آیینهای کهن، و تجربههای زیستی منحصربهفرد است که میتواند به عنوان یک برند جذاب گردشگری در سطح ملی و بینالمللی مطرح شود.
میرزاوند فعالسازی تعاونیهای عشایری را کلید ورود به این عرصه دانست و تصریح کرد: اگر ظرفیت موجود در تعاونیها و اتحادیههای عشایری بهدرستی سازماندهی شود، میتوان زنجیرهای از خدمات گردشگری، عرضه صنایعدستی و فروش محصولات بومی را با مدیریت خود عشایر راهاندازی کرد که این امر به درآمد پایدار و کاهش مهاجرت از مناطق عشایری منجر خواهد شد.
زیرساختهای گردشگری عشایری؛ از اطلس اتراقگاهها تا درنگگاهها
در ادامه، میرزاوند به اقدامات زیربنایی سازمان امور عشایر اشاره کرد و گفت: شناسایی نقاط دارای ظرفیت گردشگری، ثبت مختصات جغرافیایی، و تهیه اطلس اتراقگاههای عشایری در دستور کار قرار دارد.
وی با اشاره به پیشنهاد ایجاد «درنگگاههای عشایری» در طول سال، بر همکاری با وزارت راهداری برای فراهمسازی زیرساختهای جادهای و رفاهی برای گردشگران تأکید کرد. این درنگگاهها به عنوان محلهای ارائه خدمات به گردشگران داخلی و خارجی، میتواند نقشی حیاتی در جذب مخاطبان گردشگری تجربهمحور ایفا کند.
میرزاوند با اشاره به استقبال گردشگران از زندگی در سیاهچادرها، پشمچینی و پخت غذاهای محلی، این نوع گردشگری را «محور توسعه اقتصادی پایدار» خواند.
میراث ناملموس و صنایعدستی؛ ضرورت ثبت و مستندسازی
رئیس سازمان امور عشایر ایران با هشدار نسبت به فراموشی آیینهای کهن، بر شناسایی و ثبت میراث ناملموس عشایر نظیر آیینهای کوچ، بدرقه، بازیهای بومی و خوراکهای سنتی تأکید کرد و گفت: این آیینها پتانسیل تبدیل شدن به رویدادهای ملی و بینالمللی را دارند و باید برای ثبت ملی و جهانی آنها برنامهریزی جدی کرد.
در حوزه صنایعدستی نیز میرزاوند بر حمایت از هنرهایی نظیر سوزندوزی، گلیمبافی، ورنی و گبه تأکید کرد و خواستار مستندسازی و انتقال دانش به نسلهای آینده شد تا این هنرها از سیر تحول بازنمانند.
تأکید بر تفاهمنامه عملیاتی و پرهیز از تشریفات
میرزاوند در بخش پایانی سخنان خود با انتقاد از تفاهمنامههای صرفاً تشریفاتی، خواستار انعقاد تفاهمنامهای عملیاتی با وزارت میراثفرهنگی شد که دارای برنامه اجرایی مشخص، مسئول پیگیری معین، زمانبندی دقیق و نشستهای دورهای ارزیابی باشد.
وی بر تعامل ساختاریافته دو دستگاه تأکید کرد و گفت: استعلامها و برنامهریزیهای گردشگری عشایری باید با محوریت سازمان امور عشایر انجام شود تا منطبق با واقعیتهای جامعه کوچرو باشد.
بازنگری سند گردشگری با نگاه ویژه به عشایر
انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری وزارت میراثفرهنگی، نیز در این نشست با تأکید بر جایگاه عشایر در هویت ملی، گفت: ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی عشایر یکی از سرمایههای ارزشمند کشور است که باید در بازنگری سند گردشگری کشور، با نگاه ویژهتری دیده شود.
وی بر مستندسازی دانش بومی و شیوههای زندگی عشایری برای ثبت در فهرست میراث ناملموس تأکید کرد و خواستار تبدیل تفاهمنامه مشترک به برنامههای عملیاتی با جلسات منظم پیگیری شد.

مطالعات ۲۲ استان؛ آغاز راه
فاطمه راشکی، مشاور رئیس سازمان امور عشایر در امور گردشگری، با ارائه گزارشی از اقدامات میدانی، اعلام کرد که مطالعات جامع گردشگری در ۲۲ استان کشور انجام شده و مسیرهای گردشگری، ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی و مناطق مستعد عشایری در این استانها شناسایی و نقشهبرداری شده است. این دادهها میتواند مبنای اصلی برای تدوین سند نهایی گردشگری عشایری قرار گیرد.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، نشست اخیر سازمان امور عشایر و وزارت میراثفرهنگی را میتوان نقطه عطفی در نگاه به جامعه عشایری دانست. در حالی که پیشتر گردشگری عشایری بیشتر به عنوان یک گزینه تفریحی حاشیهای دیده میشد، اکنون با طرح موضوعاتی نظیر «زنجیره ارزش»، «سند ملی» و «تفاهمنامه عملیاتی»، رویکردها به سمت اقتصادیسازی و نهادینهسازی این ظرفیت عظیم در چرخه ملی گردشگری سوق یافته است. تأکید بر نقش تعاونیها و مردمیسازی فرآیندها نیز نشان از عزم جدی برای توانمندسازی خود عشایر دارد و از تکرار الگوهای شکستخورده توسعه از بالا به پایین پرهیز میشود. با این حال، چالش اصلی در مرحله اجرا و تبدیل این تفاهمنامهها به زیرساختهای عینی و قابل لمس در دل طبیعت و زیستبوم عشایری نهفته است.

گردشگری
قطاری با پنجرههای رو به مزرعه؛ رویایی به نام اگروتوریسم ریلی
گردشگری ریلی و کشاورزیگردشگری دو ظرفیت مکمل برای توسعه پایدار روستایی در ایران هستند، اما به گفته علی مسائلی از فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری، بحران بلیت، نبود ناوگان اختصاصی و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع اصلی پیوند این دو حوزه شده است. او در این گفتوگو از راهکارهایی مثل واگنهای مستقل، تورهای ترکیبی و فروش محصولات کشاورزی در ایستگاهها میگوید و تأکید میکند: بدون برنامهریزی دقیق و شفافیت دادهها، این صنعت به «اتفاقی تصادفی» تبدیل میشود.

پایگاه خبری داوان نیوز: گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری (اگروتوریسم) دو شاخهٔ مهم از گردشگری پایدار هستند که تلفیق آنها میتواند به توسعهٔ متوازن منطقهای، اشتغالزایی روستایی و حفظ محیط زیست کمک کند. گردشگری ریلی، خودِ مسیر سفر را به بخشی از تجربهٔ مقصد تبدیل میکند و کشاورزی گردشگری، فرصت زیستن در مزارع و باغات را برای مسافر فراهم میآورد. در ایران، با وجود ظرفیتهای خطوط ریلی که از مناطق کشاورزی حاصلخیزی عبور میکنند، چالشهایی همچون نبود ناوگان اختصاصی، فقر دادهها، بحران بلیت و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع از پیوند مؤثر این دو حوزه شده است. با این حال، طراحی تورهای فصلی، رویدادهای برداشت محصول و اقامتگاههای ترکیبی میتواند تحولی پایدار در گردشگری داخلی ایجاد کند.
در همین خصوص با علی مسائلی، فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری گفتوگویی صورت گرفته است که در ادامه میخوانید.
آقای مسائلی، با در نظر گرفتن چالشهای گردشگری ریلی، از ارتباط آن با کشاورزی گردشگری صحبت کنیم. آیا این دو حوزه میتوانند مکمل هم باشند؟
صد در صد. اما بگذارید صریح بگویم: تا وقتی گردشگری ریلی تصادفی و بیبرنامه باشد، هیچ پیوند عمیقی با کشاورزی گردشگری شکل نمیگیرد. کشاورزی گردشگری ذاتاً فصلمحور و مکانمحور است. شما نمیتوانید بگویید بیایید سه هفته دیگر برای برداشت زیتون برنامه بریزیم، اما مطمئن نباشید که بلیت قطار گیرتان میآید یا نه.
دقیقاً منظورتان از «تصادفی بودن» چیست؟
بحران بلیت و تمام شدن ظرفیت در کمتر از ۱۵ دقیقه، گردشگری ریلی را به جای یک صنعت برنامهریزیشده، به یک شانس تبدیل کرده است. حالا تصور کنید یک آژانس میخواهد تور «بهار در باغات آذربایجان» بگذارد. باید از قبل بداند که قطار در تاریخ مشخص، با واگن مناسب و پنجرههای وسیع در اختیارش است. اما الان چنین نیست. ما با مشکلی به نام «فقر دادهها» مواجهیم، یعنی شما نمیدانید کدام ایستگاه به کدام مزرعه دسترسی دارد.
پس عملاً الان چنین تورهایی وجود ندارند؟
به صورت محدود و موردی وجود دارند، اما مقیاسپذیر نیستند. مثلاً تور جشنواره آش زنجان موفق بود، چون رویداد ثابتی داشت و هماهنگی با شرکت رجا و راهآهن انجام شد. همین الگو را میشود برای جشنواره انار ساوه، جشنواره گل محمدی کاشان یا برداشت زعفران تربت حیدریه تکرار کرد. اما برای این کار نیاز به ناگان اختصاصی گردشگری داریم با پنجرههای بزرگ که منظره باغات و مزارع را به مسافر هدیه بدهد، نه همان ریلبوسهای حومهای که برای سفر دهساعته طراحی نشدهاند.
چالش قیمت تمامشده را چطور حل میکنید؟
پارادوکس قیمت یکی از گرههای کور است. برای تور کشاورزی، گردشگر معمولاً انتظار سفری مقرونبهصرفه دارد، اما وقتی ما مجبوریم یک رام کامل قطار را چارتر کنیم و راهآهن هم هزینه خروج قطار از مسیر اصلی را از ما میگیرد، قیمت تمامشده آنقدر بالا میرود که نه آژانس کمیسیونی میماند و نه مسافر حاضر به پرداخت است.

راهکار چیست؟
ایده من این است:
۱. به جای چارتر کامل قطار، واگنهای مستقل برای مسیرهای کشاورزی تعریف شود.
۲. تورهای ترکیبی طراحی کنیم. مثلاً قطار تا ورامین، سپس مینیبوس به مزرعه خربزه. یا ترکیب ریلی-دریایی برای قشم و مزارع حرا. این تنوع خدمت، ارزش ادراک شده تور را بالا میبرد.
۳. فروش مستقیم محصولات کشاورزی در ایستگاهها بخشی از هزینه را جبران کند. مسافر هم قطار رفته، هم مزرعه دیده، هم با قیمت مناسب خربزه خریده است.
برخی میگویند زیرساخت کشاورزی گردشگری در ایران ضعیف است. نظر شما؟
کاملاً درست است. اما گردشگری ریلی میتواند محرک ایجاد این زیرساخت باشد. وقتی قطار به یک روستا میآید، روستایی انگیزه میگیرد که مزرعهاش را برای پذیرش گردشگر آماده کند، سرویس بهداشتی بسازد، تابلو بزند. متأسفانه الان به خاطر فقر دادهها، سرمایهگذار نمیداند کدام ایستگاه راهآهن به یک منطقه مستعد کشاورزی نزدیک است. ما نیاز به یک پایگاه داده شفاف داریم که نقشه مزارع، فصول برداشت، ظرفیت پذیرش و فاصله تا ایستگاه را نشان بدهد.
اگر بخواهید یک پیشنهاد عملی برای شروع بدهید، آن چیست؟
پیشنهاد من مسیرهای درون استانی با قطارهای سبک است. مثلاً خط خرمشهر-ایذه در خوزستان. در این مسیر مزارع نخلستان، شالیزار و باغات انار داریم. اگر راهآهن یک رام اختصاصی با پنجرههای بزرگ و سیستم صوتی مناسب بگذارد، و تعرفه چارتر را واقعبینانه کند، ظرف سه ماه میشود اولین «تور قطار و مزرعه» ایران را راه انداخت.
حرف آخر؟
گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری دو بازوی توسعه پایدار روستایی هستند که بدون هم نمیتوانند نفس بکشند. قطار مسافر میآورد، مزرعه تجربه ارائه میدهد و هر دو درآمدزایی میکنند. اما تا وقتی ناوگان اختصاصی نداریم، شفافیت در توزیع بلیت ایجاد نمیشود و بروکراسی اداری جلوی بخش خصوصی را میگیرد، این پیوند فقط روی کاغذ میماند. همانطور که قبلاً گفتم: اجازه ندهید صنعتی که میتواند موتور اشتغالزایی باشد، به یک «اتفاق تصادفی» تبدیل شود.
گردشگری
«فوتشال» در شالیزارهای فریم؛ آیین گِلی کشاورزان برای آغاز فصل زراعی
زمین که حرفش را نمیشود زد؛ اما شالیزارهای فریم، روایتگر داستانی تازهاند: مردانی که پیش از نشا کردن برنج، توپ را در گِل غلت میدهند. نه برای برد و باخت، که برای گفتن “ما هنوز امید داریم”.«فوتشال» در مازندران، فقط یک بازی نیست؛ آئینی است که گلهایش، نماد رشد و شیرجههایش، تجلی عشق به سرزمین مادری است.

پایگاه خبری داوان نیوز: زمین که تا زانو گلآلود است، نه برای راه رفتن که برای شیرجه زدن ساخته شده. اینجا چمن خبری نیست، خبر از «اراده» است. کشاورزان شمال ایران، فصل کاشت نشا را با آیینی آغاز میکنند که نامش «فوتشال» است؛ بازیای که توپ در آن به سختی حرکت میکند، اما دل ها به آسانی به هم نزدیک میشود.
به گزارش خبرنگار ما، این روزها دشت زیبای «فریم» در منطقه دودانگه ساری، میزبان صحنهای کمنظیر است؛ زمینهایی که قرار است به زودی خزانه برنج شوند، پیش از آن به ورزشگاه گِلی تبدیل شدهاند. رسمی که در سالهای اخیر به نمادی دلنشین برای آغاز فصل زراعی در مازندران تبدیل شده: بازی فوتبال در شالیزارهای گِلی.
کشاورزان عاشق فوتبال، پیش از کاشت نشا، گرد هم میآیند تا در زمینی که گل تا زانویشان میرسد، توپی را به حرکت درآورند که مدام در گل فرو میرود. دشواری دویدن، شوت زدن و حتی ایستادن در این شرایط، جذابیتی بینظیر به بازی داده که محلیها آن را «فوتشال» مینامند؛ بازیای که تماشای آن بیشتر از فوتبال حرفهای خنده و هیجان دارد.
اما «فوتشال» فقط سرگرمی نیست. هر شیرجه در گل، هر پاس غلط و هر گلی که با زحمت به ثمر میرسد، روایتی از امید به کشت و کاری پربرکت است. کشاورزان با این آیین، نه تنها نشاط را به دل مزرعه میبرند، بلکه پیام «رشد، شکوفایی و وحدت» را فریاد میزنند.
امسال نیز فصل زراعی در فریم با برپایی این مسابقه پرشور آغاز شده است. آنچه این «فوتشال» را فراتر از یک بازی محلی میکند، پیوند آن با مفاهیم عمیقتری است: تلاش جمعی، همدلی، و تجلی عینی اقتصاد مقاومتی در دل یک سنت حسنه. مردانی که در گل و گِل برای یک توپ میجنگند، همان کسانی هستند که برای تأمین امنیت غذایی کشور بیوقفه تلاش میکنند.
هر گلی که در این زمین گِلی زده میشود، قولی است برای برداشتی پربار. هر شیرجهای، فریاد عشقی است به سرزمین مادری. «فوتشال» شالیزارها به ما یادآوری میکند که هنوز هم میتوان آیین را با امید، کار را با شادی، و کشاورزی را با افتخار پیوند زد. شاید توپ در گل فرو رود، اما روح این مردم هرگز.
زنان و خانواده
بذرهای امید در خاک روستاها
آیا میتوان روستا را از خطر خالی از سکنه شدن نجات داد؟ چگونه میتوان جوانان را به بازگشت به زادگاه خود ترغیب کرد؟ پاسخ این پرسشها را «دهیاران بلدمحلی» در تربت جام، «تعاونی زنان» در دل کویر لوت و «جامعه محلی» حافظ جنگلهای حرا در قشم به طور عینی به ما دادهاند.

پایگاه خبری داوان نیوز: روستای «رشته» در جزیره قشم، روزگاری مانند بسیاری از روستاهای ایران، با چالش مهاجرت جوانان و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد. امروز اما این روستا به یکی از «بهترین روستاهای گردشگری جهان» از نگاه سازمان جهانی گردشگری بدل شده است. این تحول شگفتانگیز، کلید واژهای به نام «احیای جامعهمحور» دارد؛ الگویی که ثابت میکند ماندن و ساختن در روستا، نه تنها ممکن که سودآور است.
به گزارش داوان نیوز، احیا و آبادانی روستاها نیازمند گذار از مدلهای سنتی کمکرسانی به سمت توانمندسازی جوامع محلی با بهرهگیری از داراییهای منحصربهفرد آنهاست. چارچوب و نمونههای عینی ارائه شده در ادامه، نشان میدهند که چگونه میتوان به رشد پایدار در مناطق روستایی دست یافت و روند کاهش جمعیت را معکوس کرد.
اصول پایهای احیای روستایی
جذب و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی بر پایه یک رویکرد چندبعدی استوار است که بر ایجاد زیستبومی پایدار برای زندگی، کار و نوآوری متمرکز است. اصول زیر بنیادین هستند:
– توانمندسازی جوامع محلی: ابتکارات موفق، توسعه مبتنی بر رهبری جامعه محلی را در اولویت قرار میدهند؛ جایی که ساکنان، مشارکتکنندگان فعال و ذینفعان اصلی هستند، نه فقط دریافتکنندگان کمک. این امر، حس مالکیت محلی را تقویت و پایداری بلندمدت را تضمین میکند.
– ایجاد موتورهای اقتصادی: ایجاد فرصتهای اقتصادی مقرونبهصرفه برای توقف مهاجرت و جذب ساکنان جدید امری حیاتی است. این امر اغلب مستلزم حرکت فراتر از کشاورزی سنتی و تنوعبخشی به بخشهایی مانند گردشگری، فناوری و صنایع خلاق است.
– سرمایهگذاری در زیرساختهای توانمندساز: زیرساختهای قابل اطمینان دیجیتال و فیزیکی—شامل دسترسی به اینترنت، حملونقل و خدمات بهداشتی- پایهای غیرقابل چشمپوشی برای زندگی روستایی مدرن و فعالیت اقتصادی است.
– تعهد به پایداری: پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی باید در تمامی طرحهای توسعه تنیده شود. این امر اطمینان میدهد که رشد به بهای از دست رفتن میراث فرهنگی یا محیط طبیعی که منحصربهفرد بودن مناطق روستایی را شکل میدهند، تمام نمیشود.
نمونههای موفق از رنسانس روستایی ایران
روستاهای ایران نمونههای قدرتمند و بومیشدهای از چگونگی اجرای موفق این اصول ارائه میدهند که چندین مورد از آنها مورد تحسین بینالمللی سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) قرار گرفتهاند.
رشته: نمادی از گردشگری جامعهمحل
روستای رشته (سوهیلی) در قشم نشان میدهد که چگونه یک جامعه میتواند اقتصادی در هماهنگی با طبیعت بسازد.
– راهبرد اصلی: گردشگری زیستمحیطی جامعهمحور با محوریت حفاظت از جنگلهای حرا.
– اقدامات کلیدی: مردم محلی قایقهای موتوری پرسروصدا را با کرجیهای ساکت شناور جایگزین کردند تا اکوسیستم را حفظ کنند. خانوادهها نهالهای حرا را در خانه پرورش داده و سپس میکارند که کل جامعه را در حفاظت درگیر میکند. این روستا همچنین از طریق برگزاری جشنوارههای غذایی و بازارهای محلی، گردشگری غذایی را توسعه داده است.
– تاثیر و شناسایی: روستای رشته در سال ۲۰۲۵ به عنوان “بهترین روستای گردشگری” توسط UNWTO انتخاب شد و به الگویی برای گردشگری سبز و مشارکت جامعه تبدیل شده است.
کندلوس: قدرت میراث فرهنگی
روستای کندلوس، واقع در جنگلهای هیرکانی مازندران، نشان میدهد که سرمایه فرهنگی چگونه میتواند محرک توسعه باشد.
– راهبرد اصلی: بهرهگیری از میراث فرهنگی و اقتصاد دانشبنیان.
– اقدامات کلیدی: این روستا یک موزه معتبر تأسیس کرده، بافت تاریخی خود را حفظ کرده و برای محصولات محلی خود برندسازی کرده است. این روستا با راهاندازی مسیر ادبی “مینا و وطنی”، میراث غنی ادبی خود را در گردشگری ادغام کرده است.
– تاثیر و شناسایی: کندلوس که در سال ۲۰۲۵ توسط UNWTO به رسمیت شناخته شد، ثابت میکند که حفاظت فرهنگی میتواند موتوری قدرتمند برای تابآوری اقتصادی و مدلی از گردشگری باارزش و تحت کنترل جامعه باشد.
شفیعآباد: توانمندسازی بیابانی با محوریت زنان
در قلب دشت لوت کرمان، شفیعآباد نمونهای از توانمندسازی اجتماعی است که محرک دگرگونی اقتصادی است.
– راهبرد اصلی: کارآفرینی تعاونی با رهبری زنان.
– اقدامات کلیدی: یک تعاونی زنان به نام “دختران خورشید”، صنایع دستی محلی را احیا کردند و بخشی از سود را برای مرمت قناتهای باستانی صرف کردند. این تلاشها به توسعه گردشگری زیستمحیطی بیابانی، با مدیریت اقامتگاههای بومگردی و تورهای راهنما گسترش یافت.
– تاثیر و شناسایی: انتخاب شفیعآباد توسط UNWTO در سال ۲۰۲۵، برجستهکننده مدلی موفق از پایداری اجتماعی و توانمندسازی زنان است که یک روستای بیابانی را به مقصدی بینالمللی برای گردشگری تبدیل کرده است.
مدل “دهیار، بلد محلی”: دهیاران به عنوان محرک
این برنامه که در تربت جام اجرا شد، اهمیت رهبری محلی در گردشگری را برجسته میکند.
– راهبرد اصلی: توانمندسازی دهیاران به عنوان راهنمایان محلی رسمی.
– اقدامات کلیدی: به دهیاران آموزش داده شد تا به عنوان سفیران فرهنگی عمل کنند و بینش عمیقی از تاریخ، طبیعت و آداب و رسوم محلی به گردشگران ارائه دهند. بهبود زیرساختها، مانند اتوبوسهای گردشگری و اینترنت بهتر، از این ابتکار حمایت کرد.
– تاثیر و شناسایی: این برنامه در طول تعطیلات نوروز ۱۴۰۳، میزبان بیش از ۱۰,۰۰۰ گردشگر بود و نشان داد که سرمایهگذاری در سرمایه انسانی محلی، راهبردی بسیار موثر برای احیای روستایی است.
چارچوب راهبردی برای جذب و ماندگاری در روستاها

نتیجهگیری و مسیر پیش رو
نمونههای رشته، کندلوس، شفیعآباد و برنامه “دهیار” نقشه راه روشنی ارائه میدهند. آنها نشان میدهند که کلید جذب و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی، نه تقلید صرف از مدلهای شهری، بلکه تقویت استراتژیک ویژگیهای متمایز روستایی است. موفقیت از طریق موارد زیر حاصل میشود:
– تقدیس ویژگیهای خاص محلی و پرهیز از راه حلهای یکسان برای همه.
– قرار دادن جامعه در رانندگی پروژههای توسعه.
– ساخت اقتصادهایی که در هماهنگی با محیط زیست و فرهنگ محلی کار میکنند.
این امر مستلزم تلاش صبورانه و مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. با درس گرفتن از این نمونههای موفق، سایر جوامع روستایی میتوانند مسیرهای منحصربهفرد خود را به سوی آیندهای پویا و پایدار ترسیم کنند.
تجارت3 هفته پیشرفع ممنوعیت صادرات نخود پس از یک سال / انتظار برای ابلاغ نهایی به گمرکات
آموزش4 هفته پیشهشدار گیاهپزشکی؛ آغاز فعالیت مگس میوه مدیترانه در باغات هستهدار گلستان
بین الملل4 هفته پیشپیشبینی کاهش ۵۰ دلاری اوره تا شهریور؛ جهش قیمت در پاییز قطعی است
علوم و آموزش4 هفته پیشارقام نوین ماش با کیفیت بالا و عملکرد پایدار معرفی میشوند
خبرهای سازمانی4 هفته پیشآنجفی هشدار داد: کیفیت عالی، پرداخت دیر؛ گندم ایران در معرض قاچاق
آموزش4 هفته پیشافزایش کیفیت پرتقال با یک محلولپاشی ساده؛ زمان و غلظت دقیق از زبان محققان
پرونده ویژه2 هفته پیشلطفعلیزاده خبر داد: پارک کشاورزی وارد فاز جدید مأموریتگرایی شد
استان ها4 هفته پیشادریسیان: همدان، قطب اصلاح روشهای آبیاری و توسعه کشاورزی هوشمند






















