با ما همراه باشید

گردشگری

قطاری با پنجره‌های رو به مزرعه؛ رویایی به نام اگروتوریسم ریلی

گردشگری ریلی و کشاورزی‌گردشگری دو ظرفیت مکمل برای توسعه پایدار روستایی در ایران هستند، اما به گفته علی مسائلی از فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری، بحران بلیت، نبود ناوگان اختصاصی و پارادوکس قیمت تمام‌شده، مانع اصلی پیوند این دو حوزه شده است. او در این گفت‌وگو از راهکارهایی مثل واگن‌های مستقل، تورهای ترکیبی و فروش محصولات کشاورزی در ایستگاه‌ها می‌گوید و تأکید می‌کند: بدون برنامه‌ریزی دقیق و شفافیت داده‌ها، این صنعت به «اتفاقی تصادفی» تبدیل می‌شود.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری (اگروتوریسم) دو شاخهٔ مهم از گردشگری پایدار هستند که تلفیق آن‌ها می‌تواند به توسعهٔ متوازن منطقه‌ای، اشتغال‌زایی روستایی و حفظ محیط‌ زیست کمک کند. گردشگری ریلی، خودِ مسیر سفر را به بخشی از تجربهٔ مقصد تبدیل می‌کند و کشاورزی گردشگری، فرصت زیستن در مزارع و باغات را برای مسافر فراهم می‌آورد. در ایران، با وجود ظرفیت‌های خطوط ریلی که از مناطق کشاورزی حاصلخیزی عبور می‌کنند، چالش‌هایی همچون نبود ناوگان اختصاصی، فقر داده‌ها، بحران بلیت و پارادوکس قیمت تمام‌شده، مانع از پیوند مؤثر این دو حوزه شده است. با این حال، طراحی تورهای فصلی، رویدادهای برداشت محصول و اقامتگاه‌های ترکیبی می‌تواند تحولی پایدار در گردشگری داخلی ایجاد کند.

در همین خصوص با علی مسائلی، فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری گفت‌وگویی صورت گرفته است که در ادامه می‌خوانید.

آقای مسائلی، با در نظر گرفتن چالش‌های گردشگری ریلی، از ارتباط آن با کشاورزی گردشگری صحبت کنیم. آیا این دو حوزه می‌توانند مکمل هم باشند؟

صد در صد. اما بگذارید صریح بگویم: تا وقتی گردشگری ریلی تصادفی و بی‌برنامه باشد، هیچ پیوند عمیقی با کشاورزی گردشگری شکل نمی‌گیرد. کشاورزی گردشگری ذاتاً فصل‌محور و مکان‌محور است. شما نمی‌توانید بگویید بیایید سه هفته دیگر برای برداشت زیتون برنامه بریزیم، اما مطمئن نباشید که بلیت قطار گیرتان می‌آید یا نه.

دقیقاً منظورتان از «تصادفی بودن» چیست؟

بحران بلیت و تمام شدن ظرفیت در کمتر از ۱۵ دقیقه، گردشگری ریلی را به جای یک صنعت برنامه‌ریزی‌شده، به یک شانس تبدیل کرده است. حالا تصور کنید یک آژانس می‌خواهد تور «بهار در باغات آذربایجان» بگذارد. باید از قبل بداند که قطار در تاریخ مشخص، با واگن مناسب و پنجره‌های وسیع در اختیارش است. اما الان چنین نیست. ما با مشکلی به نام «فقر داده‌ها» مواجهیم، یعنی شما نمی‌دانید کدام ایستگاه به کدام مزرعه دسترسی دارد.

پس عملاً الان چنین تورهایی وجود ندارند؟

به صورت محدود و موردی وجود دارند، اما مقیاس‌پذیر نیستند. مثلاً تور جشنواره آش زنجان موفق بود، چون رویداد ثابتی داشت و هماهنگی با شرکت رجا و راه‌آهن انجام شد. همین الگو را می‌شود برای جشنواره انار ساوه، جشنواره گل محمدی کاشان یا برداشت زعفران تربت حیدریه تکرار کرد. اما برای این کار نیاز به ناگان اختصاصی گردشگری داریم با پنجره‌های بزرگ که منظره باغات و مزارع را به مسافر هدیه بدهد، نه همان ریل‌بوس‌های حومه‌ای که برای سفر ده‌ساعته طراحی نشده‌اند.

چالش قیمت تمام‌شده را چطور حل می‌کنید؟

پارادوکس قیمت یکی از گره‌های کور است. برای تور کشاورزی، گردشگر معمولاً انتظار سفری مقرون‌به‌صرفه دارد، اما وقتی ما مجبوریم یک رام کامل قطار را چارتر کنیم و راه‌آهن هم هزینه خروج قطار از مسیر اصلی را از ما می‌گیرد، قیمت تمام‌شده آنقدر بالا می‌رود که نه آژانس کمیسیونی می‌ماند و نه مسافر حاضر به پرداخت است.

راهکار چیست؟
ایده من این است:
۱. به جای چارتر کامل قطار، واگن‌های مستقل برای مسیرهای کشاورزی تعریف شود.
۲. تورهای ترکیبی طراحی کنیم. مثلاً قطار تا ورامین، سپس مینی‌بوس به مزرعه خربزه. یا ترکیب ریلی-دریایی برای قشم و مزارع حرا. این تنوع خدمت، ارزش ادراک شده تور را بالا می‌برد.
۳. فروش مستقیم محصولات کشاورزی در ایستگاه‌ها بخشی از هزینه را جبران کند. مسافر هم قطار رفته، هم مزرعه دیده، هم با قیمت مناسب خربزه خریده است.

برخی می‌گویند زیرساخت کشاورزی گردشگری در ایران ضعیف است. نظر شما؟

کاملاً درست است. اما گردشگری ریلی می‌تواند محرک ایجاد این زیرساخت باشد. وقتی قطار به یک روستا می‌آید، روستایی انگیزه می‌گیرد که مزرعه‌اش را برای پذیرش گردشگر آماده کند، سرویس بهداشتی بسازد، تابلو بزند. متأسفانه الان به خاطر فقر داده‌ها، سرمایه‌گذار نمی‌داند کدام ایستگاه راه‌آهن به یک منطقه مستعد کشاورزی نزدیک است. ما نیاز به یک پایگاه داده شفاف داریم که نقشه مزارع، فصول برداشت، ظرفیت پذیرش و فاصله تا ایستگاه را نشان بدهد.

اگر بخواهید یک پیشنهاد عملی برای شروع بدهید، آن چیست؟

پیشنهاد من مسیرهای درون استانی با قطارهای سبک است. مثلاً خط خرمشهر-ایذه در خوزستان. در این مسیر مزارع نخلستان، شالیزار و باغات انار داریم. اگر راه‌آهن یک رام اختصاصی با پنجره‌های بزرگ و سیستم صوتی مناسب بگذارد، و تعرفه چارتر را واقع‌بینانه کند، ظرف سه ماه می‌شود اولین «تور قطار و مزرعه» ایران را راه انداخت.

حرف آخر؟

گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری دو بازوی توسعه پایدار روستایی هستند که بدون هم نمی‌توانند نفس بکشند. قطار مسافر می‌آورد، مزرعه تجربه ارائه می‌دهد و هر دو درآمدزایی می‌کنند. اما تا وقتی ناوگان اختصاصی نداریم، شفافیت در توزیع بلیت ایجاد نمی‌شود و بروکراسی اداری جلوی بخش خصوصی را می‌گیرد، این پیوند فقط روی کاغذ می‌ماند. همان‌طور که قبلاً گفتم: اجازه ندهید صنعتی که می‌تواند موتور اشتغال‌زایی باشد، به یک «اتفاق تصادفی» تبدیل شود.

 

گردشگری

«فوتشال» در شالیزارهای فریم؛ آیین گِلی کشاورزان برای آغاز فصل زراعی

زمین که حرفش را نمی‌شود زد؛ اما شالیزارهای فریم، روایتگر داستانی تازه‌اند: مردانی که پیش از نشا کردن برنج، توپ را در گِل غلت می‌دهند. نه برای برد و باخت، که برای گفتن “ما هنوز امید داریم”.«فوتشال» در مازندران، فقط یک بازی نیست؛ آئینی است که گل‌هایش، نماد رشد و شیرجه‌هایش، تجلی عشق به سرزمین مادری است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: زمین که تا زانو گل‌آلود است، نه برای راه رفتن که برای شیرجه زدن ساخته شده. اینجا چمن خبری نیست، خبر از «اراده» است. کشاورزان شمال ایران، فصل کاشت نشا را با آیینی آغاز می‌کنند که نامش «فوتشال» است؛ بازی‌ای که توپ در آن به سختی حرکت می‌کند، اما دل ها به آسانی به هم نزدیک می‌شود.

به گزارش خبرنگار ما، این روزها دشت زیبای «فریم» در منطقه دودانگه ساری، میزبان صحنه‌ای کم‌نظیر است؛ زمین‌هایی که قرار است به زودی خزانه برنج شوند، پیش از آن به ورزشگاه گِلی تبدیل شده‌اند. رسمی که در سال‌های اخیر به نمادی دلنشین برای آغاز فصل زراعی در مازندران تبدیل شده: بازی فوتبال در شالیزارهای گِلی.

کشاورزان عاشق فوتبال، پیش از کاشت نشا، گرد هم می‌آیند تا در زمینی که گل تا زانویشان می‌رسد، توپی را به حرکت درآورند که مدام در گل فرو می‌رود. دشواری دویدن، شوت زدن و حتی ایستادن در این شرایط، جذابیتی بی‌نظیر به بازی داده که محلی‌ها آن را «فوتشال» می‌نامند؛ بازی‌ای که تماشای آن بیشتر از فوتبال حرفه‌ای خنده و هیجان دارد.

اما «فوتشال» فقط سرگرمی نیست. هر شیرجه در گل، هر پاس غلط و هر گلی که با زحمت به ثمر می‌رسد، روایتی از امید به کشت و کاری پربرکت است. کشاورزان با این آیین، نه تنها نشاط را به دل مزرعه می‌برند، بلکه پیام «رشد، شکوفایی و وحدت» را فریاد می‌زنند.

امسال نیز فصل زراعی در فریم با برپایی این مسابقه پرشور آغاز شده است. آنچه این «فوتشال» را فراتر از یک بازی محلی می‌کند، پیوند آن با مفاهیم عمیق‌تری است: تلاش جمعی، همدلی، و تجلی عینی اقتصاد مقاومتی در دل یک سنت حسنه. مردانی که در گل و گِل برای یک توپ می‌جنگند، همان کسانی هستند که برای تأمین امنیت غذایی کشور بی‌وقفه تلاش می‌کنند.

هر گلی که در این زمین گِلی زده می‌شود، قولی است برای برداشتی پربار. هر شیرجه‌ای، فریاد عشقی است به سرزمین مادری. «فوتشال» شالیزارها به ما یادآوری می‌کند که هنوز هم می‌توان آیین را با امید، کار را با شادی، و کشاورزی را با افتخار پیوند زد. شاید توپ در گل فرو رود، اما روح این مردم هرگز.

 

ادامه مطلب

زنان و خانواده

بذرهای امید در خاک روستاها

آیا می‌توان روستا را از خطر خالی از سکنه شدن نجات داد؟ چگونه می‌توان جوانان را به بازگشت به زادگاه خود ترغیب کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها را «دهیاران بلدمحلی» در تربت جام، «تعاونی زنان» در دل کویر لوت و «جامعه محلی» حافظ جنگل‌های حرا در قشم به طور عینی به ما داده‌اند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: روستای «رشته» در جزیره قشم، روزگاری مانند بسیاری از روستاهای ایران، با چالش مهاجرت جوانان و رکود اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. امروز اما این روستا به یکی از «بهترین روستاهای گردشگری جهان» از نگاه سازمان جهانی گردشگری بدل شده است. این تحول شگفت‌انگیز، کلید واژه‌ای به نام «احیای جامعه‌محور» دارد؛ الگویی که ثابت می‌کند ماندن و ساختن در روستا، نه تنها ممکن که سودآور است.

به گزارش داوان نیوز، احیا و آبادانی روستاها نیازمند گذار از مدل‌های سنتی کمک‌رسانی به سمت توانمندسازی جوامع محلی با بهره‌گیری از دارایی‌های منحصربه‌فرد آنهاست. چارچوب و نمونه‌های عینی ارائه شده در ادامه، نشان می‌دهند که چگونه می‌توان به رشد پایدار در مناطق روستایی دست یافت و روند کاهش جمعیت را معکوس کرد.

اصول پایه‌ای احیای روستایی

جذب و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی بر پایه یک رویکرد چندبعدی استوار است که بر ایجاد زیست‌بومی پایدار برای زندگی، کار و نوآوری متمرکز است. اصول زیر بنیادین هستند:

– توانمندسازی جوامع محلی: ابتکارات موفق، توسعه مبتنی بر رهبری جامعه محلی را در اولویت قرار می‌دهند؛ جایی که ساکنان، مشارکت‌کنندگان فعال و ذی‌نفعان اصلی هستند، نه فقط دریافت‌کنندگان کمک. این امر، حس مالکیت محلی را تقویت و پایداری بلندمدت را تضمین می‌کند.
– ایجاد موتورهای اقتصادی: ایجاد فرصت‌های اقتصادی مقرون‌به‌صرفه برای توقف مهاجرت و جذب ساکنان جدید امری حیاتی است. این امر اغلب مستلزم حرکت فراتر از کشاورزی سنتی و تنوع‌بخشی به بخش‌هایی مانند گردشگری، فناوری و صنایع خلاق است.
– سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های توانمندساز: زیرساخت‌های قابل اطمینان دیجیتال و فیزیکی—شامل دسترسی به اینترنت، حمل‌ونقل و خدمات بهداشتی- پایه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی برای زندگی روستایی مدرن و فعالیت اقتصادی است.
– تعهد به پایداری: پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی باید در تمامی طرح‌های توسعه تنیده شود. این امر اطمینان می‌دهد که رشد به بهای از دست رفتن میراث فرهنگی یا محیط طبیعی که منحصربه‌فرد بودن مناطق روستایی را شکل می‌دهند، تمام نمی‌شود.

نمونه‌های موفق از رنسانس روستایی ایران

روستاهای ایران نمونه‌های قدرتمند و بومی‌شده‌ای از چگونگی اجرای موفق این اصول ارائه می‌دهند که چندین مورد از آنها مورد تحسین بین‌المللی سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) قرار گرفته‌اند.

رشته: نمادی از گردشگری جامعه‌محل
روستای رشته (سوهیلی) در قشم نشان می‌دهد که چگونه یک جامعه می‌تواند اقتصادی در هماهنگی با طبیعت بسازد.
– راهبرد اصلی: گردشگری زیست‌محیطی جامعه‌محور با محوریت حفاظت از جنگل‌های حرا.
– اقدامات کلیدی: مردم محلی قایق‌های موتوری پرسروصدا را با کرجی‌های ساکت شناور جایگزین کردند تا اکوسیستم را حفظ کنند. خانواده‌ها نهال‌های حرا را در خانه پرورش داده و سپس می‌کارند که کل جامعه را در حفاظت درگیر می‌کند. این روستا همچنین از طریق برگزاری جشنواره‌های غذایی و بازارهای محلی، گردشگری غذایی را توسعه داده است.
– تاثیر و شناسایی: روستای رشته در سال ۲۰۲۵ به عنوان “بهترین روستای گردشگری” توسط UNWTO انتخاب شد و به الگویی برای گردشگری سبز و مشارکت جامعه تبدیل شده است.

کندلوس: قدرت میراث فرهنگی
روستای کندلوس، واقع در جنگل‌های هیرکانی مازندران، نشان می‌دهد که سرمایه فرهنگی چگونه می‌تواند محرک توسعه باشد.
– راهبرد اصلی: بهره‌گیری از میراث فرهنگی و اقتصاد دانش‌بنیان.
– اقدامات کلیدی: این روستا یک موزه معتبر تأسیس کرده، بافت تاریخی خود را حفظ کرده و برای محصولات محلی خود برندسازی کرده است. این روستا با راه‌اندازی مسیر ادبی “مینا و وطنی”، میراث غنی ادبی خود را در گردشگری ادغام کرده است.
– تاثیر و شناسایی: کندلوس که در سال ۲۰۲۵ توسط UNWTO به رسمیت شناخته شد، ثابت می‌کند که حفاظت فرهنگی می‌تواند موتوری قدرتمند برای تاب‌آوری اقتصادی و مدلی از گردشگری باارزش و تحت کنترل جامعه باشد.

شفیع‌آباد: توانمندسازی بیابانی با محوریت زنان
در قلب دشت لوت کرمان، شفیع‌آباد نمونه‌ای از توانمندسازی اجتماعی است که محرک دگرگونی اقتصادی است.
– راهبرد اصلی: کارآفرینی تعاونی با رهبری زنان.
– اقدامات کلیدی: یک تعاونی زنان به نام “دختران خورشید”، صنایع دستی محلی را احیا کردند و بخشی از سود را برای مرمت قنات‌های باستانی صرف کردند. این تلاش‌ها به توسعه گردشگری زیست‌محیطی بیابانی، با مدیریت اقامتگاه‌های بوم‌گردی و تورهای راهنما گسترش یافت.
– تاثیر و شناسایی: انتخاب شفیع‌آباد توسط UNWTO در سال ۲۰۲۵، برجسته‌کننده مدلی موفق از پایداری اجتماعی و توانمندسازی زنان است که یک روستای بیابانی را به مقصدی بین‌المللی برای گردشگری تبدیل کرده است.

مدل “دهیار، بلد محلی”: دهیاران به عنوان محرک
این برنامه که در تربت جام اجرا شد، اهمیت رهبری محلی در گردشگری را برجسته می‌کند.
– راهبرد اصلی: توانمندسازی دهیاران به عنوان راهنمایان محلی رسمی.
– اقدامات کلیدی: به دهیاران آموزش داده شد تا به عنوان سفیران فرهنگی عمل کنند و بینش عمیقی از تاریخ، طبیعت و آداب و رسوم محلی به گردشگران ارائه دهند. بهبود زیرساخت‌ها، مانند اتوبوس‌های گردشگری و اینترنت بهتر، از این ابتکار حمایت کرد.
– تاثیر و شناسایی: این برنامه در طول تعطیلات نوروز ۱۴۰۳، میزبان بیش از ۱۰,۰۰۰ گردشگر بود و نشان داد که سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی محلی، راهبردی بسیار موثر برای احیای روستایی است.

چارچوب راهبردی برای جذب و ماندگاری در روستاها

نتیجه‌گیری و مسیر پیش رو

نمونه‌های رشته، کندلوس، شفیع‌آباد و برنامه “دهیار” نقشه راه روشنی ارائه می‌دهند. آنها نشان می‌دهند که کلید جذب و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی، نه تقلید صرف از مدل‌های شهری، بلکه تقویت استراتژیک ویژگی‌های متمایز روستایی است. موفقیت از طریق موارد زیر حاصل می‌شود:

– تقدیس ویژگی‌های خاص محلی و پرهیز از راه حل‌های یکسان برای همه.
– قرار دادن جامعه در رانندگی پروژه‌های توسعه.
– ساخت اقتصادهایی که در هماهنگی با محیط زیست و فرهنگ محلی کار می‌کنند.

این امر مستلزم تلاش صبورانه و مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. با درس گرفتن از این نمونه‌های موفق، سایر جوامع روستایی می‌توانند مسیرهای منحصربه‌فرد خود را به سوی آینده‌ای پویا و پایدار ترسیم کنند.

 

ادامه مطلب

سردبیر

از مدیریت سنتی تا هوشمند؛ دگردیسی پارک‌های جنگلی ایران

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: مدیریت هوشمند پارک‌های جنگلی، فراتر از حفاظت سنتی، بر پایه نگاهی مهندسی‌شده و مبتنی بر هویت بومی در حال شکل‌گیری است. رویکردی که رسول‌علی اشرفی‌پور، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی، آن را راهبردی کلان برای تلفیق «خدمات اکوسیستمی» با «اقتصاد پایدار» و «صیانت از میراث فرهنگی» می‌داند.

به گزارش محسن شکربیگی، خبرنگار داوان نیوز؛ بر اساس آخرین سخنان معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مدیریت پارک‌های جنگلی نیازمند نگاهی هوشمندانه، مهندسی‌شده و مبتنی بر اصول بوم‌شناختی و فرهنگی است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این رویکرد و همچنین نمونه‌ای عینی از اجرای آن می‌پردازد.

به گفته رسول‌علی اشرفی‌پور، طراحی پارک‌های جنگلی باید بازتاب‌دهنده هویت بومی و سیمای سرزمین باشد . این دیدگاه فراتر از حفاظت صرف طبیعت، بر حفظ “آثار انسانی و نشانه‌های فرهنگی” هر منطقه تأکید دارد . مولفه‌های کلیدی این رویکرد عبارتند از:
– بنیان‌های طبیعی و میراث فرهنگی: توجه به معماری سنتی، بناهای تاریخی و حتی اسطوره‌های rooted در ادبیات محلی که هویت منطقه را شکل می‌دهند.
– تنوع زیستی و خدمات اکولوژیک: حفاظت از تنوع زیستی و تضمین استمرار خدمات اکوسیستمی باید به عنوان یک هدف بلندمدت در نظر گرفته شود .
– نگاه مهندسی و چندوجهی: تدوین طرح‌ها باید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، تاریخی و محیط زیستی را به طور همزمان پوشش دهد .

مدیریت هوشمند: از نظریه تا عمل
اشرفی‌پور مدیریت پارک‌های جنگلی را فرآیندی “پیچیده، دقیق و تخصصی” می‌داند که نیازمند استفاده از دانش روز، فناوری‌های نوین و تجارب جهانی است . برای تحقق این امر، موارد زیر ضروری است:
– پیوست فرهنگی و زیست‌محیطی: هر طرح پارک جنگلی باید دارای پیوست فرهنگی و زیست‌محیطی باشد. این پیوست‌ها نه تنها از حفاظت پشتیبانی می‌کنند، بلکه می‌توانند در توسعه اقتصادی مناطق نیز مؤثر باشند .
– خودگردانی و استانداردسازی: طرح‌های پارک جنگلی باید توان خودگردانی داشته باشند و مجریان ملزم به رعایت آیین‌نامه‌های استانداردسازی و قیمت‌گذاری هستند .
– توسعه پایدار و بازپروری: یکی از اولویت‌های اصلی، توجه همزمان به بازآفرینی پوشش گیاهی و طراحی ساختارهای رفاهی است تا هم طبیعت حفظ شود و هم امکان بهره‌برداری پایدار فراهم گردد .

مطالعه موردی: پارک جنگلی هزارپله
تجربه پارک جنگلی هزارپله نمونه‌ای عینی از به کارگیری مدیریت هوشمند و فناوری‌های نوین است :
– بازنگری و تدوین اسناد طرح: بازبینی کتابچه طرح اولیه و تهیه “کتابچه متمم توسعه پارک” به عنوان سندی تکمیلی، مسیر پیشروی مدیریت پارک را دقیق‌تر و عملیاتی‌تر کرد .
– طراحی سایت‌پلان بر اساس الزامات بوم‌شناختی: جانمایی زیرساخت‌ها در “زون ۳” با رعایت اصول زیستمحیطی و با هدف افزایش درآمد بدون آسیب به طبیعت انجام شد. بازطراحی “زون ۲” نیز برای مدیریت ترافیک گردشگران و محدود کردن دسترسی وسایل نقلیه به بخش‌های حساس پارک صورت گرفت .
– استقرار فناوری اطلاعات و نرم‌افزارهای مدیریتی: راه‌اندازی نرم‌افزار جامع مدیریت مقصد (GRM) با شعار “میهمان بی‌واسطه حبیب خداست”، تحولی در صنعت گردشگری این پارک ایجاد کرد. این نرم‌افزار امکاناتی از جمله معرفی پارک، رزرو خدمات و اقامتگاه‌ها و مدیریت پرداخت‌ها را فراهم می‌کند .
– تولید محتوای فاخر و بهینه‌سازی مدیریت پسماند: برداشت تصاویر هوایی از زیبایی‌های فصلی پارک برای ایجاد یک بایگانی تصویری دقیق و تولید محتوا، و همچنین بهینه‌سازی سیستم مدیریت پسماند با نصب سطل‌های سه‌گانه و ایجاد انبار دپوی زباله از دیگر اقدامات صورت گرفته است .

چالش‌ها و بسترهای کلان
مدیریت پارک‌های جنگلی در ایران با چالش‌ها و محدودیت‌های بزرگی نیز روبرو است که توجه به آن‌ها برای موفقیت هر طرحی ضروری است:
– پوشش جنگلی پایین: میزان پوشش جنگلی در ایران حدود ۱۶۰۰ مترمربع به ازای هر نفر است که نسبت به میانگین جهانی بسیار پایین‌تر است و ضرورت حفاظت و احیا را دوچندان می‌کند .
– کمبود نیروی انسانی: سرپرست سازمان منابع طبیعی، کمبود نیروی انسانی را مهم‌ترین مشکل این سازمان در بخش حفاظت از عرصه‌های طبیعی عنوان کرده است .
– لزوم مدیریت یکپارچه و تفکیک‌شده: اولویت‌بندی برای حفاظت از رویشگاه‌های مختلفی مانند هیرکانی، زاگرس و ارسباران ضروری است، اما این امر نباید ما را از مدیریت جنگل‌های دیگر مناطق غافل کند. برای مدیریت هرکدام از این رویشگاه‌ها، باید طرح و برنامه مشخص و جداگانه‌ای داشت .

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، رویکرد مدیریت هوشمند و مهندسی‌شده برای پارک‌های جنگلی، که به طور مشخص توسط مقاماتی مانند اشرفی‌پور مطرح و در نمونه‌هایی مانند پارک هزارپله در حال اجراست، ترکیبی از حفظ اصالت طبیعی و فرهنگی، به کارگیری فناوری‌های نوین و نگاهی اقتصادی و خودگردان است. موفقیت این مدل در گرو عزم ملی، تخصیص منابع کافی، جلب مشارکت مردمی و تقویت نهادهای تسهیل‌گر مانند انجمن‌های صنفی است تا این سرمایه‌های طبیعی به میراثی پویا و پایدار برای نسل‌های آینده تبدیل شوند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار