تجارت
نقشه تجارت جهانی: ایران و بازی بزرگ کریدورهای ترانزیت
در قلب طوفانهای ژئوپلیتیک و بر بستر رقابتهای اقتصادی جدید جهانی، نقشه کریدورهای تجاری جهان در حال ترسیمی مجدد است. ایران، با قرارگیری بر تقاطع قارهای بیهمتا، نه تنها یک گذرگاه جغرافیایی، که کلیدی استراتژیک در قفل دو شاهراه حیاتی قرن حاضر «کریدور بینالمللی شمال-جنوب» و «جاده ابریشم جدید» تبدیل شده است.
پایگاه خبری داوان نیوز: جغرافیا سرنوشت نیست، اما اگر کشوری در چهارراه جهان ایستاده باشد، سرنوشت تجارت جهانی به آن گره میخورد. ایران امروز، با در اختیار داشتن مسیرهای حیاتی کریدور شمال-جنوب و کریدور شرق-غرب، در موقعیتی بینظیر قرار دارد که میتواند خود را از یک «مسیر» به یک «مرکز» تبدیل کند.
به گزارش داوان نیوز، در عصر جهانیشدن، کریدورهای بینالمللی تجاری نه تنها شریانهای حیاتی مبادله کالا و انرژی، بلکه ابزارهای ژئوپلیتیکی مؤثر در تعیین توازن قدرت اقتصادی جهان محسوب میشوند. این کریدورها با اتصال تولیدکنندگان به بازارها، کاهش هزینههای حمل و نقل و زمان ترانزیت، اساس زنجیره تأمین جهانی را شکل میدهند. در میان این شبکه پیچیده، موقعیت جغرافیایی برخی کشورها بهگونهای است که به آنها نقشی استراتژیک و تبدیلناپذیر میبخشد. جمهوری اسلامی ایران، با قرارگیری در چهارراه اوراسیا، یکی از این کشورهای کلیدی است که به ویژه در دو کریدور بزرگ «شمال-جنوب» و «شرق-غرب»، از جایگاهی بیبدیل برخوردار است.
کریدورهای اصلی تجاری جهان: یک نمای کلی
پیش از بررسی عمیق نقش ایران، مروری گذرا بر مهمترین کریدورهای جهانی ضروری است:
1. کریدور اوراسیایی: ابتکار «کمربند و جاده» (BRI) چین، بلندپروازانهترین پروژه زیرساختی عصر حاضر، با هدف اتصال چین به اروپا، آفریقا و آسیای جنوب شرقی از طریق شبکهای از مسیرهای زمینی و دریایی است.
2. کریدورهای دریایی حیاتی: تنگههایی مانند مالاکا، سوئز و پاناما، گلوگاههای ترانزیت انرژی و کالا هستند که امنیت آنها بر اقتصاد جهانی تأثیر مستقیم دارد.
3. کریدورهای منطقهای: مانند کریدور چین-پاکستان (CPEC) یا شبکههای ترابری در اتحادیه اروپا و آسهآن، که به یکپارچگی اقتصادی درونمنطقهای کمک میکنند.
ایران: قلب تپنده کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب
موقعیت جغرافیایی ایران، آن را به پلی طبیعی بین خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، و دریای خزر در شمال، و همچنین بین شبه قاره هند و آسیای مرکزی در شرق، و خاورمیانه و اروپا در غرب تبدیل کرده است. این مزیت ذاتی در قالب دو کریدور بزرگ تجسم مییابد:
۱. کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC):
این کریدور که با مشارکت کشورهای متعددی از جمله روسیه، هند، ایران و جمهوریهای قفقاز و آسیای مرکزی شکل گرفته است، به منظور اتصال اروپا و روسیه به شبه قاره هند و خلیج فارس طراحی شده است. اهمیت آن در چند محور خلاصه میشود:
* کاهش چشمگیر مسافت و زمان: انتقال کالا از بمبئی به مسکو از طریق این کریدور (بیش از ۷۲۰۰ کیلومتر) در مقایسه با مسیر سنتی دریایی از طریق کانال سوئز (بیش از ۱۶۰۰۰ کیلومتر)، تا ۴۰٪ در مسافت و ۵۰٪ در زمان صرفهجویی ایجاد میکند.
* دسترسی به بازارهای محصور در خشکی: ایران برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی (مانند ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان) و قفقاز (مانند ارمنستان و آذربایجان)، کوتاهترین و اقتصادیترین مسیر دسترسی به آبهای آزاد و بازارهای جنوبی است. بنادر کلیدی ایران مانند بندر شهید رجایی و بندر چابهار، دروازه این دسترسی استراتژیک هستند.
* امنیت و ثبات مسیر: در شرایطی که مسیرهای دریایی جایگزین ممکن است با مخاطرات امنیتی یا ترافیک سنگین مواجه باشند، کریدور شمال-جنوب یک گزینه امن و قابل اطمینان ارائه میدهد.
۲. کریدور شرق-غرب (جاده ابریشم جدید):
این کریدور، شاخهای حیاتی از ابتکار کمربند و جاده چین است که آسیای شرقی و مرکزی را از طریق ایران به ترکیه و سپس اروپا متصل میکند. ایران در این مسیر با شبکه ریلی گسترده خود، به ویژه خط ریلی راهآهن ترانس ایران و خطوط در حال توسعه به سمت مرزهای شرقی و غربی، نقش قطب اتصالدهنده را بازی میکند. تکمیل پروژههایی مانند خط ریلی ایران – آذربایجان و ارتقای خط ایران – ترکیه، ظرفیت ترانزیت ایران در این محور را به طور تصاعدی افزایش خواهد داد.
اهمیت استراتژیک و اقتصادی کریدورهای مرتبط با ایران:
* تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیت جهانی: ایران گزینهای موثر برای کاهش وابستگی جهانی به یک یا دو مسیر خاص (مانند کانال سوئز یا تنگه مالاکا) و ایجاد تعادل در شبکه لجستیک جهان است.
* ایجاد درآمد و اشتغال: توسعه ترانزیت، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای بندری، ریلی، جادهای و لجستیکی را به دنبال دارد که محرکی قوی برای رشد اقتصادی، ایجاد شغل و توسعه مناطق مرزی ایران محسوب میشود.
* ابزار دیپلماسی اقتصادی: موقعیت ترانزیتی به ایران این توانایی را میدهد که به یک هب منطقهای و بینالمللی تبدیل شود و از این مزیت به عنوان ابزاری برای گسترش همکاریهای اقتصادی و تقویت نفوذ ژئوپلیتیک خود استفاده کند.
* تسهیل تجارت درونمنطقهای: این کریدورها به کشورهای همسایه ایران امکان میدهد تا مازاد تولید خود را با هزینه کمتر به بازارهای دورتر صادر کنند و واردات خود را نیز تسهیل نمایند.
چالشها و فرصتهای پیش رو:
با وجود پتانسیل فوقالعاده، تحقق کامل این نقش با چالشهایی روبروست:
* تحریمهای بینالمللی: محدودیتهای مالی و بانکی، جذب سرمایهگذاری خارجی در پروژههای زیرساختی کلان را با مشکل مواجه کرده است.
* نیاز به مدرنیزاسیون زیرساختها: بخشی از شبکه حمل و نقل ایران نیاز به نوسازی و هماهنگی با استانداردهای بینالمللی (مانند عرض ریل، ظرفیت بارگیری و سیستمهای مدیریت لجستیک) دارد.
* رقابت با مسیرهای جایگزین: کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و آذربایجان نیز با ارائه مسیرهای رقیب، در حال جذب سهمی از ترانزیت منطقه هستند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، ایران با دارا بودن موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد، در کانون دو کریدور حیاتی قرن بیست و یکم، یعنی کریدور شمال-جنوب و شرق-غرب قرار دارد. این موقعیت، فرصتی تاریخی برای تبدیل شدن به یکی از کانونهای اصلی تجارت و ترانزیت در اوراسیا است. با این حال, بهرهبرداری کامل از این فرصت، نیازمند عزم ملی، مدیریت کارآمد، عقد توافقهای پایدار با کشورهای همسایه و اصلیترین عامل، ثبات سیاسی و اقتصادی و تعامل سازنده با جامعه بینالمللی برای رفع موانع بیرونی است. در صورت تحقق این شرایط، ایران میتواند نه تنها رونق اقتصادی داخلی را شتاب بخشد، بلکه سهمی تعیینکننده در کارایی و امنیت زنجیره تأمین جهانی ایفا نماید.