با ما همراه باشید

پژوهش

نوشیدنی محبوب شرقی؛ تاریخچه‌ کشت چای در جهان

منتشر شده

در

پایگاه خبری DA1news: براساس افسانه‌های چینی حدود 2737 سال پیش از میلاد، چای توسط امپراتور «شن نونگ» کشف شد. گفته می‌شود که یک برگ چای به‌طور اتفاقی در آب جوشیده افتاد و او پس از نوشیدن آن، از طعمش لذت برد و از آن زمان تا کنون چای به‌عنوان یک نوشیدنی محبوب و دارویی مورد توجه انسان قرار گرفت.

ایران نیز از تولیدکنندگان چای است و نوشیدن چای بخشی از فرهنگ ملت ایران است و ایرانیان این نوشیدنی را در جشن و عزا و مهمانی و زندگی روزمره می‌نوشند.
تاریخچه‌ی کشت چای در جهان و ایران موضوع نوشته‌ی حاضر است و امیدواریم در آستانه‌ی بهار و سال نو، آن را در حالی بخوانید که لیوان چای در دست دارید و از طعم و گرمای آن لذت می‌برید!

به گزارش اخبار روزانه‌ی کشاورزی، چین زادگاه چای است و کشت و مصرف آن در این کشور بیش از 5 هزار سال قدمت دارد. در دوره‌ی دودمان ژو (256- 1122) چای به‌عنوان یک نوشیدنی مقدس و دارویی در آیین‌های مذهبی استفاده می‌شد، در دوره‌ی دودمان هان (206 ق.م تا 220 میلادی) به نوشیدنی روزانه‌ی اشراف و طبقات بالای جامعه تبدیل شد و در دوره‌ی دودمان تانگ (907-618 میلادی) که می‌توان آن را عصر طلایی چای نامید، مصرف چای در سراسر چین گسترش یافت و نخستین کتاب درباره‌ی آن نوشته شد.


در دوره‌ی دودمان سونگ (1279- 960 میلادی) مراسم چای سنتی چین توسعه پیدا کرد و چای‌نوشی به یک هنر تبدیل شد. در دوره‌ی دودمان مینگ (1644- 1368 میلادی) روش دم کردن چای تغییر کرد و به‌جای دم کردن برگ‌های فشرده‌ی چای، دم کردن برگ‌های خشک آن مرسوم شد که تا امروز نیز متداول است. در دوره‌ی دودمان چینگ (1912-1644 میلادی) چای یکی از کالاهای مهم صادراتی چین شد و تجارت آن با اروپا رونق گرفت.
در قرن 17 میلادی تاجران پرتغالی و هلندی چای را به اروپا معرفی کردند و بعدها انگلیسی‌ها برای شکست انحصار چین در کشت چای، کشت آن را در هند و سریلانکا گسترش دادند.
امروزه چین همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی چای جهان است و انواع مختلف چای سبز، چای سیا، چای اولانگ، چای سفید، چای زرد و چای تیره (تخمیری) در این کشور تولید می‌شود.
چای در فرهنگ چینی نقش مهمی دارد، فقط یک نوشیدنی نیست و بخشی از زندگی و سنت‌های مردم این کشور را تشکیل می‌دهد. یکی از مهم‌ترین آیین‌های مربوط به چای در چین، «کونگ‌فو چا» است که نوعی روش سنتی و هنری برای دم کردن چای (خصوصاً انواع اولانگ و پوئر) است. «مراسم چای عروسی» از سنت‌های ازدواج در چین است که عروس و داماد در مقابل والدین خود زانو می‌زنند و به نشانه‌ی احترام برای آنها چای سرو می‌کنند. چای در معابد بودایی و کنفسیوسی نیز نقش مهمی دارد و راهبان چینی برای آرام کردن ذهن خود و افزایش تمرکز در مدیتیشن چای می‌نوشند.
در چین اولین چیزی که به مهمان تعارف می‌کنند، چای است. این گیاه در هنر، ادبیات و شعر چین نقش مهمی دارد و نقاشی‌های و خوشنویسی‌های سنتی چین معمولاً مراسم چای را نشان می‌دهند. چای همچنین در طب سنتی چین به‌عنوان یک داروی طبیعی شناخته می‌شود که به تعادل «یین» و «یانگ» کمک می‌کند. در طب سنتی این کشور از چای سبز برای سم‌زدایی، از چای اولانگ برای بهبود گوارش و از چای پوئر برای کاهش کلسترول استفاده می‌شود.

چای در هند
هند امروزه یکی از بزرگترین‌ تولیدکنندگان چای در جهان است، اما کشت و مصرف چای تا قرن نوزدهم چندان در این کشور رایج نبوده است. پیش از آنکه بریتانیا کشت تجاری چای را در هند آغاز کند، بومیان مناطق شمال شرقی هند (به‌ویژه آسام) از برگ‌های چای که به‌طور خودرو در جنگل‌ها یافت می‌شد، برای اهداف دارویی و نوشیدن استفاده می‌کردند. گفته می‌شود برخی قبایل محلی برگ‌های چای را می‌جوشاندند و در آشپزی از آن استفاده می‌کردند. برخی منابع اشاره کرده‌اند که ممکن است راهبان بودایی هندی که برای تحصیل به چین می‌رفتند، چای را به هند آورده باشند.


در اوائل قرن نوزدهم میلادی بریتانیا برای شکست انحصار چین در تولید چای، به دنبال راه‌هایی برای کشت چای در مستعمرات خود بود. در 1823 یک افسر اسکاتلندی چای وحشی منطقه‌ی آسام را کشف کرد، در 1834 در بریتانیا کمیته‌ی چای تشکیل شد، در 1839 اولین باغ‌های تجاری چای در آسام ایجاد شد و از 1850 به بعد بریتانیایی‌ها کشت چای را در مناطق دیگر هند مانند دارجیلینگ و نیلگری گسترش دادند.
آسام اولین و بزرگترین تولیدکننده‌ی چای در چین است که به دلیل داشتن چای قوی و پررنگ مشهور است. منطقه‌ی دارجیلینگ در هیمالیا چای معروف دارجیلینگ را تولید می‌کند و منطقه‌ی جنوبی نیلگری چای‌های ملایم و خوش‌عطر تولید می‌کند.
مردم هند همچنین چای را با شیر، شکر و ادویه‌هایی مانند زنجبیل و شکر ترکیب کرده‌اند و چای ماسالا امروزه به یکی از نوشیدنی‌های محبوب هند و جهان تبدیل شده است. چای سفید، چای سبز، چای کواه و چای تولسی از چای‌های مشهوری است که در هند تولید می‌شود. در برخی مناطق هند چای در مراسم آیینی و مذهبی نقش دارد. راهبان و زائران چای تولسی و کواه را به دلیل خواص دارویی و آرام‌بخش آن می‌نوشند.
چای همچنین در طب سنتی هند، یک درمان سنتی است و هندیان معتقدند که نوشیدن آن برای مشکلات گوارشی، سرماخوردگی و حتی بیماری‌های مزمن مفید است.
پس از پایان استعمار بریتانیا چای که در ابتدا توسط بیگانگان به شکل تجاری در هند کشت می‌شد، به بخشی از هویت ملی هند تبدیل شد و هندیان آن را به سبک خود تغییر دادند و نوشیدنی‌ای مانند چای ماسالا را خلق کردند که به نماد فرهنگی هند تبدیل شده است. چای آسام و چای دارجیلینگ امروزه در سطح جهانی شناخته‌شده هستند.

تاریخچه‌ی چای در ایران
چای‌خانه‌های امروزی در گذشته قهوه‌خانه بودند و تا دوران صفوی، نوشیدن قهوه در ایران رواج داشت و در مراسم مذهبی و عزاداری‌ها نیز سرو می‌شد. اما امروزه قهوه از زندگی روزمره‌ی آحاد جامعه حذف شده و چای یکه‌تازی می‌کند!
چای نخستین بار در قرن شانزدهم میلادی و همزمان با حکومت صفوی ازطریق هند و چین وارد ایران شد و در میان درباریان و اشراف محبوبیت پیدا کرد و به نوشیدنی طبقات متمول جامعه تبدیل شد.
در قرن نوزدهم و همزمان با دوره‌ی قاجاریه، مصرف چای به‌تدریج در جامعه‌ی ایرانی گسترش یافت و همزمان با کشت تجاری چای در هند و سریلانکا، ایران نیز به مصرف‌کننده‌ی چای این کشورها تبدیل شد.
در دوره‌ی ناصرالدین شاه قاجار کشت چای برای نخستین بار به‌طور رسمی در شهرستان لاهیجان استان گیلان آغاز شد. یک استاد فرانسوی به نام ژاکوشینکف نخستین دانه‌های چای را به ایران وارد کرد و به کشت آن در شمال کشور کمک کرد. دولت قاجار با تشویق کشاورزان و اختصاص زمین‌های دولتی به کشت چای، این صنعت را در گیلان توسعه داد و به‌مرور چای در استان مازندران و گلستان امروزی نیز کشت شد.
در اوائل قرن 20 میلادی نخستین کارخانه‌های تولید انبوه چای ایرانی تأسیس شد و در دوره‌ی پهلوی، صنعت چای به یکی از صنایع اصلی کشور تبدیل شد و ایران نیز یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان چای جهان شد.


چای یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های ایرانیان است و در مراسم اجتماعی، خانوادگی و رسمی مصرف می‌شود.
امروزه شهرستان لاهیجان به‌عنوان مهد تولید چای ایران شناخته می‌شود، اما این گیاه در استان‌های مازندران (تنکابن، نوشهر، چالوس)، گلستان (علی‌آباد کتول و گرگان) و به‌صورت محدود در استان اردبیل (مشکین‌شهر) تولید می‌شود.
چای ایرانی با طعم ملایم و دلپذیر و عطر خوشایند طبیعی خود از دیگر چای‌های تولیدشده در جهان متمایز می‌شود. یکی از بهترین انواع چای ایران، چای سرگل است که از برگ‌های جوان و تازه‌ی گیاه چای به دست می‌آید و عطر و طعمی عالی دارد. چای شکسته و چای قلم نیز دیگر انواع چای تولیدشده در ایران هستند.
چای ایرانی به کشورهای خاورمیانه (عراق، افغانستان، ترکیه و سوریه) صادر می‌شود. این چای همچنین در کشورهای آسیای مرکزی مانند آذربایجان، قزاقستان و تاجیکستان محبوبیت دارد. چای ایران به آلمان و در بعضی موارد به آمریکا و کانادا نیز صادر می‌شود.

تاریخچه‌ی چای در ترکیه
چای نخستین بار در دوران امپراتوری عثمانی (قرن 19-15 میلادی) ازطریق روابط تجاری با هند، چین و ایران به کشور عثمانی (ترکیه‌ی امروزی) وارد شد. در قرن نوزده فقط نخبگان و درباریان چای می‌نوشیدند و هنوز قهوه نوشیدنی آحاد مردم بود. پس از فروپاشی حکومت عثمانی در اوائل قرن بیستم، دولت به دنبال گزینه‌ی جایگزینی برای قهوه بود که ارزان‌تر باشد.
در سال 1924 اولین تلاش‌های رسمی برای کشت چای در ترکیه آغاز شد و این گیاه در سواحل دریای سیاه کاشته شد. در دهه‌های 1930 و 1940 کشت چای به کمک متخصصات کشاورزی در مناطق شمال شرقی ترکیه به‌خصوص ریزه، ترابزون و آرتوین گسترش یافت.
همزمان با جنگ جهانی دوم به دلیل افزایش قیمت قهوه و مشکلات واردات آن، مصرف چای در ترکیه بیشتر شد و دولت ترکیه تبلیغات خود را برای معرفی چای به‌عنوان نوشیدنی ملی آغاز کرد و چای خیلی زود جایگزین قهوه شد و مردم عادت کردند روزانه چند لیوان چای بنوشند.


ترکیه امروزه از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان چای جهان است. چای ترکی معمولاً با سماور دم شده و در استکان‌‌های کمرباریک سور می‌شود. چای در ترکیه چیزی فراتر از یک نوشیدنی صرف است و به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی اجتماعی، مهمان‌نوازی و هویت فرهنگی این کشور تبدیل شده است. چای ترکیه به کشورهای آذربایجان، روسیه، کشورهای خاورمیانه و آلمان صادر می‌شود.

کشت چای در کشورهای دیگر
ژاپن، تایوان، ویتنام، سریلانکا، مالزی، کنیا، اندونزی، تایلند، آفریقای جنوبی و ارمنستان نیز در مقیاس‌های کوچک‌تر چای تولید می‌کنند. چای سیلان در کشور سریلانکا از محبوب‌ترین انواع چای در جهان است که به دلیل طعم و عطر خود مشهور شده است. چای اوولونگ در تایوان، چای سبز ژاپنی (سانچا و ماچا)، چای روئبوس بدون کافئین در آفریقای جنوبی، چای سیاه و سبز مالزی، چای تایلندی، چای اندونزی و چای ویتنامی از انواع چای‌هایی است که در این کشورها تولید می‌شود.

پژوهش

تأثیر تغییرات اقلیمی بر رشد گلخانه‌ها؛ ضرورت بازنگری در فناوری‌های کشت

آینده کشاورزی ایران در گرو گذر از کشت سنتی به گلخانه‌های هوشمند و پایدار است. اگرچه تغییرات اقلیمی فشار مضاعفی بر هزینه‌های تولید در گلخانه‌ها وارد کرده، اما جدیدترین پژوهش‌های سازمان تات نشان می‌دهد که فناوری‌هایی نظیر مواد تغییر فازدهنده (PCMs) و انرژی‌های تجدیدپذیر می‌توانند ضمن کاهش ۳۰ درصدی مصرف آب، بهره‌وری را تا ۲۵ درصد افزایش دهند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که تغییرات اقلیمی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور تبدیل شده است، نقش کشت‌های گلخانه‌ای به عنوان یک راهبرد کلیدی برای عبور از بحران کم‌آبی و افزایش بهره‌وری پررنگ‌تر از همیشه نمایان می‌شود. در این میان، دفتر شبکه دانش و رسانه‌های ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) با بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین رسانه‌ای، به ویژه «مجله رادیویی کشاورزی» از شبکه رادیویی اقتصاد، تلاش دارد ضمن ارتباط مستمر با کشاورزان، آخرین یافته‌های علمی را به زبان ساده در اختیار آنان قرار دهد.

به گزارش داوان نیوز، برنامه‌های ترویجی این دفتر شبکه دانش و رسانه‌های ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، به ویژه در حوزه کشت گلخانه‌ای، رویکردی کاملاً تخصصی و مسئله‌محور به خود گرفته است. در جدیدترین قسمت از مجله رادیویی کشاورزی، دکتر یوسف احمدی، عضو هیأت علمی پژوهشکده گل و گیاهان زینتی، با بررسی تاثیر مستقیم تغییرات اقلیمی بر روند رشد محصولات گلخانه‌ای، به تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی این بخش پرداخت. پایگاه خبری داوان‌نیوز در این گزارش تحلیلی، ابعاد فنی این بحث را با نگاهی به آخرین فناوری‌های روز دنیا در حوزه مدیریت گلخانه‌ها توسعه داده است.

تغییر اقلیم؛ از تهدید کشاورزی سنتی تا الزام توسعه گلخانه‌ها

تغییرات اقلیمی با افزایش میانگین دمای کره زمین، نوسانات شدید در منابع آبی و تشدید تنش‌های محیطی (نظیر خشکسالی و شوری)، مدل‌های کشاورزی سنتی را با مخاطره جدی مواجه کرده است. اگرچه گلخانه‌ها به عنوان راهکاری برای تولید پایدار مواد غذایی و حفاظت از محصولات در برابر این شرایط سخت مطرح می‌شوند، اما خود نیز از تبعات این پدیده در امان نیستند. این گزارش به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان با مدیریت علمی و فناوری‌های نوین، ضمن حفظ بقای گلخانه‌ها، آنها را به سنگری برای مقابله با ناامنی غذایی تبدیل کرد.

چالش اول: اختلال در ریزاقلیم داخلی گلخانه‌ها
رشد بهینه گیاه در گلخانه به تعادل دقیق چهار عامل اصلی وابسته است: دما، رطوبت نسبی، نور خورشید و غلظت دی‌اکسیدکربن. تغییرات اقلیمی در مقیاس کلان، این تعادل را بر هم زده است. برای مثال، افزایش دمای جهانی منجر به انباشت گرمای بیش از حد در داخل گلخانه شده و در نتیجه، هزینه‌های تهویه و سرمایش را به شدت افزایش می‌دهد. این موضوع نه‌تنها بر اقتصاد کشاورز فشار می‌آورد، بلکه مصرف انرژی و به تبع آن انتشار گازهای گلخانه‌ای را نیز بالا می‌برد.

چالش دوم: کمبود منابع آب و افزایش هزینه‌های تولید
در اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران، کمبود آب شیرین برای آبیاری بزرگترین محدودیت است. اگرچه سیستم‌های هیدروپونیک (کشت بدون خاک) می‌توانند بهره‌وری آب را تا ۹۰ درصد افزایش دهند، اما تأمین انرژی مورد نیاز برای سرمایش، گرمایش و پمپاژ آب در گلخانه‌ها، خود به یک چالش زیست‌محیطی و اقتصادی تبدیل شده است.

راهکارهای نوین؛ از پنل‌های خورشیدی تا میکروبیوم خاک

برای گذر از این بحران، دیگر نمی‌توان صرفاً به ساختارهای سنتی گلخانه‌ها اکتفا کرد. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که آینده کشت گلخانه‌ای در گرو به کارگیری فناوری‌های هوشمند و تجدیدپذیر است.

۱. بهره‌گیری از انرژی خورشیدی در ساختار گلخانه
یکی از امیدوارکننده‌ترین فناوری‌ها، ادغام پنل‌های فتوولتائیک نیمه‌شفاف در پوشش گلخانه‌ها است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این پنل‌ها ضمن تولید برق (بین ۲۰ تا ۱۲۸ کیلووات ساعت در مترمربع در سال)، به عنوان سایبانی برای کاهش دمای داخلی (تا ۳ درجه سانتی‌گراد) عمل کرده و مصرف آب را تا ۲۹ درصد کاهش می‌دهند. این یعنی یک گلخانه می‌تواند همزمان به یک نیروگاه کوچک تولید انرژی و یک واحد کارآمد کشاورزی تبدیل شود.

۲. ذخیره‌سازی انرژی با مواد تغییر فازدهنده (PCMs)
نوسانات شدید دمایی به ویژه در شب‌های سرد و روزهای گرم، یکی از معضلات اصلی گلخانه‌داران است. استفاده از مواد تغییر فازدهنده (PCMs) که مانند یک باتری حرارتی عمل می‌کنند، می‌تواند دمای گلخانه را در ساعات حیاتی شبانه بین ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و نوسانات روزانه را تا ۵ درجه کاهش دهد. این فناوری با تثبیت دما، تنش محیطی را از گیاه گرفته و کیفیت محصول نهایی را افزایش می‌دهد.

۳. غنی‌سازی دی‌اکسیدکربن (CO2)
برخلاف تصور عمومی، افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن در محیط گلخانه (البته به صورت کنترل شده) می‌تواند به نفع گیاهان تمام شود. غنی‌سازی CO2 در محیط‌های بسته به ویژه برای گیاهان دارای مسیر فتوسنتزی C3 (مانند گوجه‌فرنگی، خیار و کاهو) موجب افزایش چشمگیر فتوسنتز و بهبود جذب نیتروژن می‌شود. رویکرد نوین در این حوزه، استفاده از CO2 بازیافتی از منابع صنعتی است که ضمن کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی (تا ۵۰ درصد)، به اقتصاد چرخشی نیز کمک می‌کند.

۴. انقلاب میکروبی؛ تقویت خاک از درون
کشاورزی گلخانه‌ای مدرن به دنبال کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی است. در این مسیر، مهار «میکروبیوم خاک» یک راهبرد تحول‌آفرین محسوب می‌شود. استفاده از کودهای زیستی، بیوچار و محرک‌های میکروبی می‌تواند ضمن کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف کودهای شیمیایی، مقاومت گیاه را در برابر تنش‌های ناشی از شوری و خشکی افزایش دهد. این روش نه تنها اقتصادی است، بلکه از طریق ترسیب کربن در خاک، به کاهش اثرات تغییرات اقلیمی نیز کمک می‌کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، تغییرات اقلیمی اگرچه تهدیدی جدی برای کشاورزی ایران است، اما می‌توان آن را به فرصتی برای نوسازی و ارتقای سیستم‌های تولید تبدیل کرد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که گلخانه‌های نسل جدید با بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های کنترل هوشمند ریزاقلیم و مدیریت زیستی خاک، نه تنها در برابر تغییرات اقلیمی مقاوم‌تر می‌شوند، بلکه به صرفه‌ترین واحدهای تولید محصول نیز محسوب می‌شوند.

نقش نهادهای ترویجی مانند سازمان تات در این میان، تسهیل انتقال این فناوری‌ها به مزارع و گلخانه‌های خرد و کلان کشور و بومی‌سازی آنها متناسب با اقلیم‌های مختلف ایران است. آینده کشاورزی ایران در گرو تصمیم‌گیری برای گذار از روش‌های سنتی و سرمایه‌گذاری هدفمند بر روی این فناوری‌های نوین و سازگار با محیط زیست خواهد بود.

ادامه مطلب

اسلایدر

آینده هوش مصنوعی در کشاورزی: تحول یا نمایش؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پتانسیل تحول‌آفرینی هوش مصنوعی در کشاورزی انکارناپذیر است. اما این پتانسیل تنها زمانی به واقعیت می‌پیوندد که از مرحله نمایش و اثبات مفهومی فراتر رفته و به سمت اجرای عملیاتی و تأثیرگذاری واقعی حرکت کند.

به گزارش جواد احمدی خبرنگار داوان نیوز، در سال‌های اخیر، شاهد تبلیغات گسترده‌ای با این محور بوده‌ایم که «هوش مصنوعی کشاورزی را متحول خواهد کرد». از سامانه‌های ملی نظارت بر آفات گرفته تا داشبوردهای هوشمند حکمرانی، هوش مصنوعی به‌عنوان یک بازی‌ساز کلانی معرفی می‌شود که می‌تواند از سطح سیاستگذاری ملی تا مزرعهٔ کشاورز خرد، اثرگذار باشد. اگرچه این دیدگاه، جذاب و آینده‌نگرانه به نظر می‌رسد، اما در عمل با خطر ساده‌انگاری مواجه است. اکنون زمان آن فرا رسیده که پرسشی دشوارتر را مطرح کنیم: آیا ما برای ایجاد تأثیر می‌سازیم، یا صرفاً برای ایجاد هیاهو و دیده شدن؟

این مقاله به بررسی چالش‌ها و الزامات این گذار می‌پردازد.

وضعیت موجود: شتاب واقعی، اما پراکندگی عملی
طی سال گذشته، شاهد پیشرفت‌های قابل توجهی در این حوزه بوده‌ایم. شرکت‌هایی مانند Farmitopia و Plantix قابلیت‌های بینایی رایانه‌ای را برای تشخیص و مدیریت آفات و بیماری‌ها به نمایش گذاشته‌اند. از سوی دیگر، شرکت‌هایی مانند Sarvam.ai پتانسیل مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) و سیستم‌های استدلال (Reasoning Systems) را در ارائه مشاوره‌های کشاورزی و پشتیبانی از سیاست‌گذاری داده‌بنیان نشان داده‌اند. حتی نهادهای دولتی مانند وزارت کشاورزی و رفاه کشاورزان (MoA&FW) نیز در پذیرش این فناوری پیشگام بوده‌اند؛ از توسعه چت‌بات‌های پاسخگو به شکایات (مانند e-Mitra) تا تأسیس مراکز excellence در مؤسسات بزرگی مانند IIT Ropar.

با این حال، در کنار این شتاب واقعی، یک پراکندگی نگران‌کننده نیز به چشم می‌خورد: حجم انبوهی از پروژه‌های پایلوت غیرمرتبط، طرح‌های مفهومی با همپوشانی فراوان و تعداد بسیار محدودی از ابتکارات که فراتر از یک منطقه یا بازه زمانی آزمایشی محدود گسترش یافته‌اند. به نظر می‌رسد زمان زیادی صرف اثبات این می‌شود که «هوش مصنوعی می‌تواند کاری را انجام دهد»، در حالی که باید بر این سوال تمرکز کرد که «هوش مصنوعی چه کاری *باید* انجام دهد و چگونه می‌تواند در سطح مزرعه به کار گرفته شود».

چالش اصلی: جهت‌گیری، نه فناوری
مسئله بنیادین، کارایی یا عدم کارایی هوش مصنوعی نیست. مشکل اصلی این است که آیا ما از این فناوری برای حل مسائل واقعی و صحیح استفاده می‌کنیم، یا صرفاً آن را به زور بر مسائلی که *ما* به‌عنوان مشکل درک می‌کنیم، تحمیل می‌کنیم.

برای نمونه، یک چت‌بات چندزبانه که به کشاورز می‌گوید چه زمانی بذر خود را بکارد، در نگاه اول تاثیرگذار است. اما این برداشت تا زمانی پایدار است که متوجه شویم این سامانه، رطوبت خاک محلی یا پویایی‌های اقلیم-کشاورزی (Agro-climatic) منطقه را در نظر نمی‌گیرد. نمونه دیگر، داشبوردهای مدیریتی هستند که در کنفرانس‌ها بسیار شیک به نظر می‌رسند، اما غالباً فاقد همان جزئیات ریز و حیاتی هستند که یک افسر منطقه‌ای برای تصمیم‌گیری در سطح مزرعه به آن نیازمند است.

ما هنوز با هوش مصنوعی به عنوان یک «ارتقاء» (Upgrade) برخورد می‌کنیم، نه یک «بازطراحی» (Redesign). حال آنکه کشاورزی – بیش از几乎 هر صنعت دیگری – به سامانه‌هایی نیاز دارد که به‌صورت عمیقاً محلی، به شکلی با دقت و با وسواس و برای رویارویی با تغییرپذیریِ پرریسک محیطی ساخته شده باشند. اکثر مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) و موتورهای استدلال موجود، برای این وظیفه خاص آموزش ندیده‌اند.

نقشه راه: فقدان استراتژی در پس ادغام‌های فناورانه
اگرچه مذاکراتی برای هم‌پیوندی تلاش‌های IndiaAI، Sarvam.ai، مؤسسات آیتی‌آی (IITs) و تأمین‌کنندگان مالی مختلف در جریان است – که حرکتی مثبت است – اما یک نقشه راه نباید صرفاً به فهرستی از ادغام‌های فنی تقلیل یابد. یک استراتژی جامع باید به پرسش‌های دنیای واقعی پاسخ دهد:
* مالکیت داده‌ها در اختیار کیست؟
* چه نهادی مسئول حسابرسی و مدل‌ها است؟
* هنگامی که یک توصیه هوش مصنوعی به خطا می‌رود، مسئولیت و مکانیزم جبران خسارت چیست؟

ما شاهد ظهور ماژول‌های استدلال برای سیاست‌گذاری، دستیاران هوش مصنوعی برای ارائه طرح، و حتی ربات‌های واتس‌اپی با حمایت مالی متا بوده‌ایم. اما آنچه هنوز دیده نمی‌شود، یک لایه زیرساختی یکپارچه و unit است که این اجزای پراکنده را به هم پیوند زده و از همکاری آن‌ها اطمینان حاصل کند.

آینده مطلوب – مشاوره‌های بلادرنگ، حکمرانی تطبیقی و حلقه‌های بازخورد میدانی – تنها در صورتی محقق خواهد شد که ابزارها نه صرفاً برای «قابلیت»، بلکه برای «بافت» (Context) طراحی شده باشند. این امر مستلزم همکاری مستقیم و تنگاتنگ با سازمان‌های کشاورزی، ادارات منطقه‌ای و مروجان محلی است، نه صرفاً استقرار یک مدل آموزش‌دیده در محیط آزمایشگاهی.

هشدار: خطر راه‌حل‌گرایی صرف فناورانه (Tech-Solutionism)
بیایید اشتباهات امواج قبلی فناوری را تکرار نکنیم؛ جایی که ابزارهای دیجیتال بدون توجه به حقایق و واقعیت‌های میدانی عرضه شدند. در حوزه فناوری کشاورزی، دقت نادرست می‌تواند بسیار خطرناک باشد. یک تاریخ کشت اشتباه یا یک توصیه نادرست برای سموم دفع آفات، تنها یک «باگ UX» نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای نابودی کامل محصول و بروز یک بحران مالی برای کشاورز باشد.

و باید صادق بود: بسیاری از این ابتکارات هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارند. برخی از موتورهای استدلال (سیستم‌هایی که برای تحلیل، استنتاج و تصمیم‌گیری آگاهانه طراحی شده‌اند) هنوز در حال توسعه هستند و آزمون میدانی گسترده‌ای را پشت سر نگذاشته‌اند. مجموعه داده‌ها اغلب ناقص هستند. یکپارچه‌سازی با سامانه‌های دولتی مانند Agristack هنوز در حد طرح‌های کاغذی باقی مانده است. بدون تعهد جدی و بلندمدت به توسعه مبتنی بر بازخورد، ما در معرض خطر ایجاد سیستم‌های درخشانی هستیم که ماندگار نمی‌شوند.

راهکار پیشنهادی: آنچه باید تغییر کند
برای حرکت رو به جلو، تمرکز بر موارد زیر ضروری است:

1. طراحی مأموریت‌محور (Mission-Driven Design): توسعه ابزارها باید بر اساس «نقاط درد واقعی» کشاورزی باشد، نه صرفاً بر اساس قابلیت‌های موجود یک مدل خاص.
2. هماهنگی بین‌وزارت‌خانه‌ای: در مواردی که یک ماژول استدلال واحد می‌تواند به بخش‌های مختلفی مانند کشاورزی، بهداشت و آموزش خدمت کند، باید به سمت ساخت زیرساخت‌های مشترک حرکت کرد، البته با تعریف واضح لایه‌های خاص هر domain.
3. حلقه‌های پاسخگویی (Accountability Loops): تأمین‌کنندگان مالی و وزارتخانه‌های مربوطه باید بر معیارهای longitudinal (پایش impact در بلندمدت) تأکید کنند، نه صرفاً گزارش موفقیت یک پروژه آزمایشی.
4. مشارکت میدانی (Ground-Up Participation): بهترین راه‌حل‌های هوش مصنوعی، صرفاً از دفاتر بنگلور یا دهلی نو بیرون نمی‌آیند، بلکه از طریق طراحی مشترک (Co-design) با ذی‌نفعان واقعی در ماندلا، باراماتی و نالگوندا شکل می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار اخبار روزانه کشاورزی، هند در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. این کشور پتانسیل آن را دارد که در ایجاد سامانه‌های هوش مصنوعی کشاورزی که هم فراگیر هستند و هم به بافت محلی آگاهند، پیشگام شود. اما برای تحقق این امر، باید فراتر از شعارهای پرطمطراق و پروژه‌های کوتاه‌مدت حرکت کنیم. مسئله صرفاً «متحول کردن کشاورزی با هوش مصنوعی» نیست، بلکه «درک کشاورزی به اندازه‌ای عمیق است که هوش مصنوعی بتواند واقعاً به آن کمک کند» است.

پتانسیل بسیار زیاد است. اما اگر با اجرای دقیق، مسئولانه و مبتنی بر نیاز واقعی همراه نشود، این پتانسیل تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب

اسلایدر

کشاورزی آینده: احیا به جای استخراج

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: کشاورزی احیاکننده؛ پشتوانه علمی محکمی برای منافع زیست محیطی کسب می‌کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی«داوان نیوز»، بر اساس یک بررسی جامع علمی جدید که در مجله معتبر کشاورزی و علوم زیستی CABI منتشر شد، کشاورزی احیاکننده (Regenerative Agriculture) به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مقابله با تخریب خاک، اختلالات آب‌وهوایی و زوال اکولوژیکی، از پشتوانه علمی فزاینده‌ای برخوردار است.

این بررسی که توسط دکتر نیکلاس باردزلی از دانشگاه ریدینگ انجام شده است، با تکیه بر آخرین تحقیقات بوم‌شناسی خاک و مطالعات موردی، به واکاوی ظهور، تعاریف و مبانی علمی این جنبش نوپا پرداخته و آن را نه به عنوان مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ثابت، بلکه به عنوان یک تغییر پارادایم در تولید غذا معرفی می‌کند که بر بازسازی چرخه‌های اکولوژیکی و دستیابی به نتایج قابل اندازه‌گیری در سلامت خاک تأکید دارد.

بازتعریف یک مفهوم: از حفظ تا احیا
به گزارش این پژوهش، اگرچه کشاورزی احیاکننده توجه جهانی را به خود جلب کرده، اما تعریف واحد و مورد اجماعی برای آن وجود ندارد. دکتر باردزلی در این بررسی پیشنهاد می‌دهد که کشاورزی احیاکننده باید به عنوان کشاورزی تعریف شود که با چرخه‌های طبیعی مواد مغذی، کربن و آب همکاری و آنها را تقویت می‌کند. تمرکز اصلی این تعریف بر خروجی‌هایی مانند بهبود عملکرد خاک، افزایش فعالیت بیولوژیکی و تقویت تاب‌آوری سیستم است که انعطاف‌پذیری لازم برای تطبیق با شرایط مختلف اقلیمی و زراعی را فراهم می‌آورد.

علم پشت احیا: خاک به عنوان یک ابر ارگانسم زنده
یافته‌های کلیدی این بررسی، فرضیات سنتی در مورد تشکیل و حاصلخیزی خاک را به چالش می‌کشد. برخلاف باور رایج مبنی بر غیرقابل برگشت بودن تخریب خاک، شواهد علمی نشان می‌دهند که فرآیندهای بیولوژیک—به ویژه تعاملات بین گیاهان و میکروب‌ها—می‌توانند مواد آلی و ساختار خاک را با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، بازسازی کنند. روش‌هایی مانند کشت پوششی، کاهش یا حذف شخم، ادغام دام در سیستم زراعی و استفاده از نهاده‌های بیولوژیک، با تقویت “شبکه غذایی خاک”، این فرآیندهای ترمیمی را فعال می‌کنند.

مزایای چندگانه: از آب‌وهوا تا سلامت جامعه
این بررسی به مزایای چندجانبه کشاورزی احیاکننده اشاره می‌کند که فراتر از مرزهای مزرعه است. این مزایا شامل افزایش ذخیره کربن در خاک (کمک به کاهش تغییرات آب‌وهوایی)، کاهش وابستگی به نهاده‌های مصنوعی، احیای تنوع زیستی، افزایش تاب‌آوری در برابر خشکسالی و بیماری‌ها، و حتی ارتقای سلامت عمومی از طریق بهبود کیفیت مواد غذایی و غنای میکروبیوم خاک است.

چالش‌های پیشِ رو و الزامات سیاستی
با وجود این پتانسیل بالا، گزارش حاضر به موانع مهمی در مسیر پذیرش گسترده این روش‌ها اشاره می‌کند. کمبود بودجه بلندمدت برای پژوهش‌های سیستمی، تعاریف محدود از شیوه‌های مبتنی بر شواهد، و ناکافی بودن چارچوب‌های سیاستی—مانند برنامه‌های حمایتی—که از این تغییر سیستمیک پشتیبانی کنند، از جمله این موانع هستند. همچنین هشدار داده شده که رویکردهای مبتنی بر گواهینامه و بازار، در صورت عدم نظارت دقیق، خطر “سبزشویی” (Greenwashing) و تضعیف یکپارچگی زیستمحیطی این جنبش را در پی دارند.

این بررسی در پایان از سرمایه‌گذاران، محققان و نهادهای سیاست‌گذار می‌خواهد تا در پژوهش‌های سیستمی سرمایه‌گذاری کنند، دانش بومی کشاورزان را به رسمیت بشناسند و از سیاست‌های حمایتی مبتنی بر مکان و نظارت دقیق بر نتایج زیستمحیطی بهره بگیرند.

درباره مجله CABI Agriculture and Bioscience:
این مجله یک ژورنال دسترسی آزاد است که پژوهش‌های بین‌رشته‌ای با کیفیت بالا در زمینه‌های کشاورزی، امنیت غذایی و علوم زیستی را منتشر می‌کند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.