پرونده ویژه
ویترین تا بازار جهانی: تاثیر جشنوارههای کشاورزی بر تولید و صادرات
پایگاه خبری داوان نیوز: برگزاری جشنوارههای محصولات کشاورزی، یکی از راهبردهای مؤثر در مسیر رونق تولید، توسعه صادرات و دستیابی به اقتصاد پایدار روستایی است. این رویدادها که ریشه در آیینهای کهن برداشت محصول دارند، در شکل مدرن خود به ابزاری کارآمد برای معرفی ظرفیتها، ایجاد بازارهای جدید و تشویق بهرهوری تبدیل شدهاند.
ناهید حسینی/ داوان نیوز؛ جشنوارههای کشاورزی با کارکردی فراتر از یک رویداد محلی و فرهنگی، به عنوان ابزاری راهبردی در توسعه اقتصادی شناخته میشوند. این گزارش با بررسی تاثیرات چندجانبه این جشنوارهها بر تولید و صادرات، نشان میدهد که چگونه آنها با ایجاد بازارهای مستقیم، توسعه برندسازی و جلب حمایتهای دولتی، مسیر صادرات محصولات کشاورزی را هموار کرده و به اقتصاد پایدار روستایی منجر میشوند. مطالعه موردی جشنوارههای موفق در ایران، از جمله جشنواره گردو در بانه، جشنواره سیر در همدان و جشنواره انگور در مشگینشهر، گواهی بر اثربخشی این رویدادهاست.
در ادامه این گزارش به بررسی تاثیرات چندجانبه این جشنوارهها و نمونههای عینی موفق در ایران میپردازیم.
در سالهای اخیر، جشنوارههای محصولات کشاورزی در سراسر ایران، از حاشیه به متن برنامههای توسعه منطقهای راه یافتهاند. این جشنوارهها که اغلب همزمان با فصل برداشت محصول و در بستر جغرافیایی و فرهنگی همان منطقه برگزار میشوند، تنها یک نمایش ساده نیستند. آنها پیوند دیرینه فرهنگ و کشاورزی را به رخ کشیده و به قالبی مؤثر برای تجاریسازی محصولات، انتقال دانش و توسعه منطقای تبدیل شدهاند. در شرایطی که بخش کشاورزی با چالشهایی مانند نبود مدیریت منسجم، مشکلات قیمتگذاری و گسترش پدیده دلالیسم مواجه است، این جشنوارهها راهکاری عملی برای خروج از این وضعیت و اتصال مستقیم تولیدکننده به بازار داخلی و بینالمللی ارائه میدهند.
بخش اول: تاثیرات کلان برگزاری جشنواره ها
۱-۱. معرفی ظرفیتها و ایجاد بازارهای جدید
جشنوارهها ویترینی زنده از پتانسیلهای خدادادی و توانمندیهای تولیدی یک منطقه هستند. همانگونه که معاون استاندار کردستان در جشنواره گردو بانه اشاره کرد، این رویدادها عاملی برای «معرفی ظرفیتهای استان، رونق تولید و رشد صادرات» هستند . این معرفی، اولین و ضروریترین گام برای فتح بازارهای جدید، به ویژه بازارهای صادراتی است.
۱-۲. توسعه برندسازی و ایجاد ارزش افزوده
یکی از مهمترین دستاوردهای مستمر جشنوارهها، برندسازی منطقای برای محصولات است. هنگامی که یک محصول مانند «سیر سولان» در جشنوارهای ملی معرفی و حتی به ثبت جهانی میرسد، به یک برند شناختهشده تبدیل میشود که این خود، ارزش افزوده اقتصادی قابل توجهی برای کشاورزان به ارمغان میآورد . مسئولان جشنواره سیر همدان به درستی، برندسازی و تسهیل روند صادرات این محصول راهبردی را از اهداف اصلی خود عنوان کردهاند .
۱-۳. ترویج دانش و بهینهسازی تولید
بسیاری از جشنوارهها، تنها به نمایش محصول خام بسنده نکرده و با ارائه روشهای علمی و نوین کاشت، پیوند و برداشت، به ارتقای دانش بومیران کمک میکنند. به عنوان مثال، جشنواره گردو بانه با هدف «معرفی ارقام برتر گردو، تولید محصول سالم و توسعه بازارهای صادراتی» برگزار شد . این انتقال دانش، بهرهوری در بخش تولید را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد.
۱-۴. جلب حمایتهای دولتی و قانونی
حضور مقامات بلندپایه استانی و ملی در این جشنوارهها، فرصتی استثنایی برای جلب توجه مسئولان به ظرفیتها و همچنین مشکلات بخش کشاورزی ایجاد میکند. همانطور که در کردستان شاهد بودیم، این رویدادها بستری برای «تقویت اعتبارات حوزه کشاورزی با عنایت به زیرساختهای مستعد» فراهم میکنند

نمونههای موفق جشنوارههای ملی در ایران
برای درک عینی تأثیرات یادشده، بررسی چند نمونه موفق ملی ضروری است. جدول زیر نمایی کلی از این جشنوارهها ارائه میدهد:
| نام جشنواره | محل برگزار | محصول محوری | دستاوردهای کلیدی |
| جشنواره گردو؛ شهرستان بانه، کردستان: معرفی ظرفیتهای کشاورزی استان، جذب سرمایهگذار، حرکت به سمت بهینهسازی کاشت و فروش |
| جشنواره سیر؛ منطقه سولان، همدان: ثبت جهانی محصول، برندسازی، هدفگیری بازارهای صادراتی |
| جشنواره ملی انگور؛ مشگینشهر، اردبیل: معرفی محصولات فرآوری شده (دوشاب، کشمش، سرکه)، توسعه گردشگری، فروش بیواسطه |
| جشنواره پسته؛ رفسنجان، کرمان: تأکید بر نقش کلیدی در اقتصاد ملی (حدود ۱.۵ میلیارد دلار ارزآوری)، حل چالشهای صادراتی |
| جشنواره انار؛ خلخال، اردبیل: معرفی پتانسیلهای منطقه، توسعه اقتصاد پایدار روستایی |
| جشنواره گل محمدی؛ قزوین و بردسیر: نمایش ظرفیتهای تولیدی و صنایع تبدیلی (عطر، گلاب) |
جشنواره سیر سولان همدان: از ثبت جهانی تا صادرات
جشنواره سیر در منطقه «سولان» همدان، که به عنوان قطب تولید سیر کشور شناخته میشود , نمونهای درخشان از یک رویداد تأثیرگذار است. ثبت جهانی این محصول در خرداد ۱۴۰۲، نقطه عطفی بود که اعتبار بینالمللی به آن بخشید. با تولید سالانه ۶۰ هزار تن سیر در این منطقه , این جشنواره بستری برای جلب حمایتهای گسترده در جهت ایجاد صنایع تبدیلی و زیرساختهای لازم برای صادرات فراهم کرده است.
جشنواره ملی انگور مشگینشهر: پیوند فرهنگ و اقتصاد
این جشنواره تنها به نمایش انگور محدود نمیشود، بلکه با معرفی فرآوردههای جانبی مانند دوشاب، کشمش، مویز و سرکه، به توسعه صنایع تبدیلی و غذایی کمک شایانی میکند . از دیگر ویژگیهای منحصر به فرد این جشنواره، فروش مستقیم و بیواسطه محصول از تولیدکننده به مصرفکننده است که سود بیشتری را عاید باغداران میکند. همچنین، تلفیق این رویداد با برنامههای فرهنگی مانند موسیقی محلی و بازیهای بومی، به جذب گردشگر و رونق اقتصاد محلی منجر شده است .
جشنواره گردو بانه: همگرایی منطقهای برای توسعه
برگزاری جشنواره گردو در بانه کردستان با حضور استانهای همجوار، نشاندهنده نگاه منطقهای و همگرا به توسعه است . این جشنواره فرصتی برای تبادل تجربیات، معرفی ارقام برتر و در نهایت، یکپارچهسازی بازارهای صادراتی در سطح منطقه غرب کشور فراهم کرده است.
راهکارهایی برای ارتقای اثربخشی جشنواره ها
برای بهرهگیری حداکثری از پتانسیل این جشنوارهها، توجه به موارد زیر ضروری است:
– مدیریت حرفهای رویدادها: موفقیت یک جشنواره محصولمحور یکروزه، در گرو «دهها روز برنامهریزی، لجستیک، تدارک و تفکر» است . دولت باید بیشتر در نقش حامی و مشاور ظاهر شده و اجازه دهد مشارکت حداکثری جامعه محلی محقق شود .
– توسعه صنایع تبدیلی و بستهبندی: جشنوارهها باید محفلی برای نمایش و ترویج صنایع تبدیری مانند تولید رب، آبمیوه، اسانس، روغن و مربا باشند . این امر از خامفروشی جلوگیری کرده و سود اقتصادی بیشتری برای کشاورزان به همراه دارد.
– استمرار و تداوم برگزاری: برندسازی و تأثیرگذاری پایدار، در گرو تداوم است. به گفته «غفور آقایی»، برای دستیابی به برند معتبر، باید دستکم «۱۰ سال متوالی جشنوارهای را به صورت حرفهای و کاملاً تخصصی برگزار کرده و آن را حمایت کنیم» .
– پیوند با گردشگری: توسعه «گردشگری کشاورزی» از طریق ارائه خدماتی مانند تجربه چیدن میوه، درو کردن یا اقامت در روستا میتواند به منبع درآمد پایداری برای جوامع محلی تبدیل شود .
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، برگزاری جشنوارههای محصولات کشاورزی، راهکاری کمهزینه اما بسیار اثربخش برای نجات اقتصاد روستایی، کاهش مهاجرت و ایجاد اشتغال پایدار است. این رویدادها با معرفی ظرفیتها، توسعه برندسازی، ایجاد بازارهای جدید و تسهیل صادرات، نقش انکارناپذیری در رونق تولید و افزایش درآمد ملی ایفا میکنند. نمونههای موفقیتآمیزی مانند جشنواره سیر همدان و انگور مشگینشهر نشان میدهند که با برنامهریزی اصولی، مدیریت حرفهای و مشارکت واقعی مردم، میتوان این جشنوارهها را از یک رویداد صرفاً نمایشی به موتور محرک اقتصاد منطقه تبدیل کرد. تحقق این امر، عزمی جدی و همکاری همهجانبه نهادهای دولتی و بخش خصوصی را میطلبد.
پرونده ویژه
فلوپیرام کاوش؛ تجربه موفق آمریکای جنوبی و پتانسیل آن در ایران
همزمان با هشدار کارشناسان نسبت به افزایش مقاومت آفات و خسارت ۱۰۰ میلیارد دلاری نماتدها به کشاورزی جهان، شرکت دانشبنیان کاوش کیمیای کرمان در همایش ملی نماتدشناسی، از جدیدترین دستاورد خود با نام “فلوپیرام کاوش” رونمایی کرد تا پاسخی علمی و کمخطر به بحران کاهش عملکرد محصولات استراتژیک باشد.
پایگاه خبری داوان نیوز: شرکت کاوش کیمیای کرمان، با حضور فعال در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، از جدیدترین محصول خود با نام «فلوپیرام کاوش» رونمایی کرد. این نماتدکش نسل جدید که با تکیه بر دانش روز و فناوریهای پیشرفته تولید شده است، نویدبخش تحولی اساسی در مبارزه با آفات خاکزی و نماتدهای مهلک محصولات کشاورزی خواهد بود.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، حسین نسایی، مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان (عضو گروه کارواش)، طی سخنانی در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران به تشریح ویژگیهای منحصربهفرد این محصول و اهمیت مدیریت نوین آفات پرداخت. وی با اشاره به چالش یکصد ساله استفاده از آفتکشهای شیمیایی گفت: متاسفانه خوشبینی اولیه نسبت به حذف کامل آفات با سموم شیمیایی نه تنها محقق نشد، بلکه شاهد افزایش مقاومت و سازگاری عواملی مانند قارچها، باکتریها و نماتدها نسبت به این مولکولها بودهایم. این تهدید رو به رشد، نیازمند نگاهی عمیقتر و استفاده از فناوریهای کارآمدتر است.
نسایی در ادامه به آمار خسارتبار نماتدها اشاره کرد و افزود: بر اساس جدیدترین آمار، نماتدها سالانه حدود 100 میلیارد دلار به محصولات کشاورزی در جهان خسارت وارد میکنند. در ایران نیز محصولات کلیدی مانند سیبزمینی در معرض خطر آفات مهاجمی همچون نماتد سیست طلایی قرار دارند که به دلیل تغییرات اقلیمی و تجارت جهانی، دامنه شیوع آن روزبهروز در حال گسترش است.
چرا “فلوپیرام کاوش” یک محصول استراتژیک است؟
مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان در بخش دیگری از صحبتهای خود، به معرفی مزایای رقابتی و فنی نماتدکش جدید پرداخت که آن را به گزینهای ایدهآل برای کشاورزان تبدیل میکند:
– ایمنی بالا (کمخطر): بر اساس ردهبندی سازمان بهداشت جهانی (WHO)، این محصول در رده “U” (Unlikely to present acute hazard) قرار دارد و فاقد سمیت حاد است (LD50 بیش از 5000 میلیگرم). این ویژگی، ایمنی کاربران، مصرفکنندگان و محیط زیست را تضمین میکند.
– دوره کارنس کوتاه: دوره کارنس (فاصله زمانی آخرین مصرف تا برداشت محصول) این نماتدکش تنها سه روز است که در مقایسه با محصولات قدیمی با کارنس 90 روزه، انقلابی در امنیت غذایی و سلامت جامعه محسوب میشود.
– اثر دوگانه (نماتدکش و قارچکش): ماده موثره “فلوپیرام” علاوه بر کنترل نماتدها (از طریق مختل کردن زنجیره تنفسی میتوکندری)، خاصیت قارچکشی نیز دارد و بیماریهای مهم خاکزی نظیر پیتیوم، فوزاریوم و آلترناریا را نیز کنترل میکند. این ویژگی منجر به سلامت بنریشه، افزایش جذب مواد غذایی و در نهایت حداکثر شدن بهرهوری محصول میشود.
– خاصیت سیستمیک و ماندگاری در خاک: این ترکیب پس از مصرف، جذب گیاه شده و به صورت سیستمیک در آن حرکت میکند. همچنین با ماندگاری در لایه اصلی خاک (5 تا 20 سانتیمتری) و حرکت افقی، محافظتی پایدار (به طور متوسط 80 روز) از گیاه در برابر حملات نماتدها به عمل میآورد.
– مصرف پایین و بهینه: میزان مصرف بسیار پایین (بین 0.5 تا 1.25 لیتر در هکتار) در مقایسه با محصولات سنتی (تا 25 کیلوگرم در هکتار)، آن را به محصولی اقتصادی و دوستدار محیط زیست تبدیل کرده است.
– انعطاف در زمان مصرف: به دلیل سازگاری بالای این ترکیب با گیاه، میتوان آن را بلافاصله پس از نشاکاری یا در مراحل ابتدایی کشت مورد استفاده قرار داد.
حسین نسایی در پایان بر قابلیت منحصربهفرد این محصول به عنوان ضدعفونیکننده بذر (مصرف در کشورهای پیشرفتهای همچون برزیل و آمریکا برای محصول سویا) تاکید کرد و گفت: فلوپیرام کاوش با دوز مصرف پایین و ایمنی بالا، پ réponس به نیاز مبرم کشاورزی مدرن ایران برای مقابله با آفات مقاوم و حفظ امنیت غذایی است. میزان مصوب این محصول برای مزارع سیبزمینی 625 میلیلیتر در هکتار تعیین شده است.
شرکت کاوش کیمیای کرمان با ارائه این محصول، گامی بلند در جهت توسعه کشاورزی پایدار و دانشبنیان در کشور برداشته است.
پرونده ویژه
تشخیص زودهنگام نماتدها؛ نیازمند همکاری دوسویه کشاورز و گیاهپزشک
سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی به میزبانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد که یکی از دانشجویان این رشته، “شکاف میان پژوهش و مزرعه” را مهمترین چالش پیش روی این حوزه تخصصی خواند و بر لزوم ورود میدانی دانشجویان و محققان به عرصه کشاورزی برای تشخیص و پیشگیری به موقع تأکید کرد.
پایگاه خبری داوان نیوز: دانشجوی دکترای نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به برگزاری سومین همایش ملی این رشته، بر ضرورت کاهش فاصله میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه کشاورزی تأکید کرد و ارتباط مستقیم با کشاورزان را راهکار اصلی کنترل آفات نماتدی و توسعه این تخصص در کشور دانست.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، فاطمه سلطانی صالح، دانشجوی دکترای رشته نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در گفتوگو با خبرنگار ما به تشریح اهداف این رویداد علمی و چالشهای پیش روی این رشته تخصصی پرداخت.
سلطانی صالح با اشاره به برگزاری این همایش در دانشگاه تربیت مدرس اظهار داشت: هدف اصلی ما از برگزاری چنین رویدادهایی، ایجاد پلی ارتباطی میان جامعه دانشگاهی شامل دانشجویان و اساتید با بخش اجرایی و جامعه کشاورزی است. تلاش ما بر این است که بتوانیم ضمن اطلاعرسانی در مورد این تخصص، ارتباطی مؤثر و دوطرفه با کشاورزان برقرار کنیم.
وی در ادامه بر لزوم ورود بخش عملی به عرصه تحقیقات نماتدشناسی تأکید کرد و افزود: به نظر من برای موفقیت و گسترش هرچه بیشتر رشته نماتدشناسی، باید بخش عملی و کشاورزی را به صورت جدی وارد میدان کرد. صرفاً انجام مطالعات تخصصی و انتشار مقالات کافی نیست؛ ما نیاز داریم که به صورت میدانی و عملی با جامعه کشاورز در ارتباط باشیم، از نزدیک مسائل و مشکلات را لمس کنیم و آزمایشات خود را در بستر واقعی مزرعه پیش ببریم.
این دانشجوی دکترای دانشگاه تربیت مدرس در پاسخ به سوالی درباره شکاف موجود میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه تولید، راهکار را در تعامل دوطرفه دانست و تصریح کرد: موفقیت در این حوزه به دو بخش اصلی وابسته است؛ نخست وظیفه ما به عنوان گیاهپزشک است که باید آگاهیرسانی به موقع و دقیقی به کشاورز داشته باشیم. بخش دوم نیز به همکاری کشاورز بازمیگردد. برای مثال، اگر کشاورز پیش از کشت محصول، نسبت به سلامت خاک یا نشاء خود حساس باشد و از ما کمک بخواهد، ما میتوانیم با انجام تستهای تشخیصی، از توسعه بیماری در مزرعه جلوگیری کنیم. این یک رابطه دوسویه است که نیازمند اطلاعرسانی گسترده به تمامی کشاورزان میباشد.
سلطانی صالح در پایان درباره آینده شغلی و جذابیت این رشته برای نسل جوان اظهار داشت: بیشک علاقه، عامل اصلی موفقیت در این مسیر است. اگر دانشجویی با انگیزه و علاقه وارد شود، رشته نماتدشناسی زمینه پیشرفت بسیار خوبی دارد. اما نکته مهم این است که دانشجو باید از همان ابتدا، مطالعه تخصصی را با کار عملی و ارتباط با کشاورز پیوند بزند. بازار کار این رشته نیز مستقیماً به همت و پویایی خود دانشجو بستگی دارد. اگر دانشجو به دنبال کار باشد و میدانی عمل کند، با اطمینان میگویم که بازار کار برای او فراهم است.
یه گزارش اخبار روزانه کشاورزی، سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، با گردهمایی اساتید برجسته و شرکتهای دانشبنیان در دانشگاه تربیت مدرس، علاوه بر تجلیل از پیشکسوتان این عرصه، میزبان رونمایی از یک نماتدکش کاملاً بومی و ایرانی بود.
پرونده ویژه
ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه
در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناکترین دشمنان را نمیتوان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بیسر و صدا به ریشه گیاهان حمله میکنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکنگونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسمهای مفید تبدیل میکند.
پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخدندههای یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستانها، عقربه مدیریت آفات خاکزی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفتوگو از لزوم آگاهیبخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونههای قرنطینهای مانند نماتد سیست طلایی سیبزمینی سخن گفت.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفتوگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافتهها، چالشها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.
با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافتههای پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهرهبرداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟
جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و همافزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهرهبردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومیسازیشده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود مییابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافتههای پژوهشی و تبدیل آنها به بستههای آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.
در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژنهای خاکزی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان میشود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارتزای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب میشوند و علائم خسارت آنها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر میشود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست میدهند.
بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیستشناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسیهای انجامشده در باغهای تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوتهها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینههای بالا، اقدام به مصرف بیرویه سموم شیمیایی قارچکش و کودها میکنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگلهای اجباری ریشه) بوده است.
بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامههای جامع آگاهیبخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینهسازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژههای تحقیقاتی جاری نیز سعی کردهایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونهبرداریها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالشهای واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.
از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونههای قرنطینهای و تهاجمی نماتدها دارد؟
جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارتزا و ارائه هشدار بهموقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونههای قرنطینهای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکههای قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانونهای آلوده به مناطق سالم است.
در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینهای، نماتد سیست طلایی سیبزمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوهای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینهای با قدرت خسارتزایی فوقالعاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایشهای لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستمهای جنگلی کشور انجام میشود. بهروزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینهای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.
با پیشرفت فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیکها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوریها میتوانند جایگزین روشهای سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟
جهانشاهی افشار: فناوریهای نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیستشناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افقهای جدیدی را در علوم گیاهپزشکی گشودهاند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسیپذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.
در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و زیرساختهای آزمایشگاهی سیار، استفاده از روشهای کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونهها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.
ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونههای نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیصها معمولاً در آزمایشگاههای مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام میشود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) میتواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روشهای سنتی برای پایشهای گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روشها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف میشوند.
با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟
جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تکعاملی (معجزهگونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب میکند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافتههای پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:
۱. پیشگیری (Prevention): محوریترین رکن. استفاده از نهالها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهیشده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینهسازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنشهای آبی و تغذیهای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسمهای آنتاگونیست (قارچها و باکتریهای شکارگر نماتد) و تلفیق آنها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان میکنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه میشوند) اگرچه در کوتاهمدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها میشود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسمهای مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر میگردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایههای عمقیتر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش میدهند.
در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقههای زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستانها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیقتری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخدندههای یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخدندههاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.
-
خبرهای سازمانی2 هفته پیشتوسعه متوازن؛ توزیع جغرافیایی پروژهها، عدالت منطقهای
-
گزارش3 هفته پیشبازار برنج ۱۴۰۵: از شوک هزینه تولید تا سناریوهای تنظیم بازار
-
آذربایجان شرقی4 هفته پیشبرگزیدگان نمونه ملی کشاورزی آذربایجان شرقی معرفی شدند
-
مقالات3 هفته پیشچالش قیمت روی میز گندم؛ حمایت از تولید یا مهار تورم؟
-
استان ها2 هفته پیشحمایت از تولیدات بانوان روستایی در قالب نمایشگاه تخصصی در مشهد
-
تجارت3 هفته پیشتولید زردچوبه با فناوری کشت بافت؛ مراقب زردچوبههای قاچاق باشید
-
پرونده ویژه3 هفته پیشپیوند تحقیقات و مزرعه، دستاورد ملی برای کشاورزی گیلان
-
تجارت3 هفته پیشنقشه تجارت جهانی: ایران و بازی بزرگ کریدورهای ترانزیت

