با ما همراه باشید

سردبیر

پارادوکس تنباکوی ایران: تولیدکننده سوم خاورمیانه، واردکننده خالص جهان

سومین تولیدکننده بزرگ تنباکو در خاورمیانه بودن، ایران را به صادرکننده این محصول تبدیل نکرده است. آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که با وجود تمرکز بیش از ۶۰ درصد کشت تنباکوی کشور در استان گلستان و تولید سالانه ۳۶ هزار تنی، ایران همچنان واردکننده خالص تنباکو با سهم ۲۰۷ میلیون دلاری است. این تضاد، همزمان با هفته ملی بدون دخانیات، پرسش‌هایی جدی درباره توجیه اقتصادی و سلامت‌محور بودن این الگوی کشت ایجاد کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: هفته ملی بدون دخانیات در حالی به پایان می‌رسد که یک پارادوکس اقتصادی در صنعت کشاورزی ایران خودنمایی می‌کند: تولید سالانه ۳۶ هزار تنی تنباکو که ایران را به سومین قطب تولید خاورمیانه تبدیل کرده، در برابر واردات ۲۰۷ میلیون دلاری و صادرات تقریباً صفر. بررسی استان‌های پیشرو از جمله گلستان، مازندران و گیلان نشان می‌دهد که کشت تنباکو علی‌رغم اشتغال‌زایی محلی، نتوانسته جایگاه تجاری ایران را در منطقه ارتقا دهد.

به گزارش خبرنگار ما، همزمان با هفته ملی بدون دخانیات، آمارها نشان می‌دهد ایران با تولید حدود ۸.۲ درصد از کل تنباکوی خاورمیانه، سومین تولیدکننده بزرگ منطقه پس از ترکیه و یمن است. با این حال، این جایگاه در تولید، هیچ‌گاه به نقش مؤثری در صادرات جهانی یا حتی منطقه‌ای تبدیل نشده و ایران همچنان یک واردکننده خالص تنباکو باقی مانده است. بررسی‌ها حاکی از آن است که بیش از ۶۰ درصد کشت تنباکوی کشور در استان گلستان متمرکز شده و استان‌های مازندران، گیلان، آذربایجان غربی و کردستان در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

 

قطب‌های کشت تنباکو در ایران

بر اساس آخرین داده‌های موجود، الگوی جغرافیایی کشت تنباکو در ایران عمدتاً به مناطق شمالی و غربی محدود می‌شود. استان گلستان با سهم حدود ۶۰ درصدی، بی‌رقابتترین قطب تولید تنباکو در کشور محسوب می‌شود. در سال زراعی گذشته، بیش از هزار هکتار از اراضی این استان زیر کشت این محصول رفته و حدود ۱,۸۰۰ تن محصول برداشت شده است.

مازندران، گیلان، آذربایجان غربی و کردستان دیگر استان‌های شاخص در این حوزه هستند. شرکت‌های بین‌المللی فعال در ایران نظیر JTI Pars نیز اعلام کرده‌اند که تأمین مواد اولیه کارخانه خود را از مجموع این پنج استان و در سطحی نزدیک به ۸۰۰ هکتار انجام می‌دهند.

«کشت تنباکو در این مناطق بیشتر به دلیل شرایط اقلیمی، رطوبت نسبی بالا و خاک‌های سبک است. همچنین سابقه طولانی کشاورزی توتون و تنباکو در این مناطق باعث شده کشاورزان تمایل زیادی به حفظ این الگوی کشت داشته باشند.»

 

جایگاه ایران در تولید منطقه‌ای؛ سوم اما فاصله زیاد

بر اساس گزارش‌های سال ۲۰۲۴، ترکیه با تولید سالانه نزدیک به ۳۰۰ هزار تن، بیش از ۶۸ درصد تنباکوی خاورمیانه را به خود اختصاص داده است. پس از ترکیه، یمن و سپس ایران با تولید حدود ۳۶ هزار تن در سال قرار دارد. این رقم، سهم ایران را به ۸.۲ درصد از کل تولید منطقه می‌رساند.

با این حال، آنچه این رتبه سوم را از نظر تجاری کم‌اهمیت می‌کند، نسبت پایین صادرات به تولید و مصرف بالای داخلی است.

 

صادرات و واردات: جای خالی ایران در تجارت جهانی

درحالی که ترکیه علاوه بر تولید، بزرگترین صادرکننده تنباکو در منطقه نیز محسوب می‌شود، ایران تقریباً نقشی در صادرات جهانی و منطقه‌ای ندارد. بر اساس داده‌های تجاری:

– خاورمیانه به عنوان یک کل در سال ۲۰۲۴، واردکننده خالص تنباکو بوده (۱۲۲ هزار تن واردات در مقابل ۴۸ هزار تن صادرات).
– صادرات این منطقه عمدتاً توسط ترکیه، امارات متحده عربی و لبنان انجام می‌شود.
– ایران در برخی سال‌ها صادرات محدودی به روسیه، گرجستان و ترکیه داشته، اما این ارقام ناچیز و ناپایدار بوده است.

در مقابل، ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰۷ میلیون دلار تنباکو و مواد اولیه دخانی وارد کرده است. این رقم نشان می‌دهد که صنعت دخانیات ایران برای تولید محصول نهایی (سیگار) به شدت به تنباکوهای وارداتی وابسته است.

واردات بالای تنباکو در کنار تولید قابل توجه داخلی، یک پارادوکس آشکار است. به عبارت دیگر، ایران تنباکو می‌کارد، اما برای تولید سیگار به تنباکوی وارداتی هم نیاز دارد. این نشان‌دهنده شکاف کیفی یا تنوع پایین تنباکوی تولید داخل است.

جدول تحلیلی: مقایسه ایران و ترکیه در تولید و تجارت تنباکو

 

تضاد تولید، مصرف و سلامت

گزارش پیش رو نشان می‌دهد که کشت تنباکو در ایران، به ویژه در استان‌های گلستان، مازندران و گیلان، یک واقعیت اقتصادی و معیشتی برای هزاران خانوار کشاورز است. با این حال، ایران نه از محل صادرات تنباکو درآمد ارزی قابل توجهی دارد و نه توانسته جایگاه تولیدی خود را به قدرت تجاری تبدیل کند.

در هفته ملی بدون دخانیات، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ادامه این الگوی کشت با هزینه‌های سنگین بهداشتی و درمانی ناشی از مصرف دخانیات در ایران (دومین بازار بزرگ مصرف در خاورمیانه) تناسبی دارد؟ کارشناسان بر این باورند که بدون سیاست‌گذاری برای تغییر الگوی کشت به محصولات جایگزین و کاهش همزمان مصرف، کشت تنباکو در ایران همچنان در تناقضی حل‌ناشده میان اقتصاد محلی و سلامت عمومی باقی خواهد ماند.

پایان گزارش

ادامه مطلب
پیام ما

سردبیر

از لب جوی تا باغ وجود؛ خیام، فیلسوف سبزه و خاک

به مناسبت سالروز بزرگداشت خیام، از منظر یک پایگاه تخصصی کشاورزی به رباعیات او نگاه کرده‌ایم. خیام می‌گوید: “هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست / گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست.” این نگاه، چه حقیقتی علمی درباره چرخه عناصر در طبیعت و رابطه مرگ گیاهی با حیات مجدد پنهان می‌کند؟ در این مقال، پیوند شگفت‌انگیز شعر کهن فارسی با اصول بوم‌شناسی و زراعت را بخوانید.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: حکیم عمر خیام نیشابوری، آن فیلسوف، ریاضیدان و شاعر بلندآوازه ایرانی، در میان شاعران کلاسیک ما جایگاهی منحصر به فرد دارد. رباعیات او کوته‌آهنگ‌هایی است که در عین ایجاز، دریایی از معنا را در خود جای داده‌اند. آنچه در نگاه نخست به عنوان میگساری و عافیت‌طلبی در شعر خیام به نظر می‌آید، در خوانشی عمیق‌تر، فلسفه‌ای ستودنی از «غنیمت شمردن دم» و توجه به «حال» است.

در این میان، طبیعت و عناصر آن -از گیاه و گل گرفته تا کشتزار و ابر بهاری- نقشی محوری در بیان این فلسفه ایفا می‌کنند. خیام از زبان سبزه، گل لاله و ابر نوروزی برای طرح پرسش‌های بنیادین هستی بهره می‌برد و از خلال همین تصاویر ملموس و زمینی، بینش عمیق خود را درباره فناپذیری جهان و ارزش لحظه حال بازمی‌گوید. این مقاله در تلاش است تا با اتکا به اصل اشعار حکیم نیشابور، رابطه اندیشه او با طبیعت پیرامونش -به ویژه گیاه، گل، زراعت و کشاورزی- را واکاوی کند.

۱. سبزه و کشتزار: نماد دوباره شدن و نابودی

یکی از نمادهای تکراری در رباعیات خیام، سبزه و کشتزار است. خیام با نگاه تیزبینانه یک فیلسوف، چرخه طبیعت را می‌نگرد و آن را نه یک پدیده صرفاً زیستی، بلکه آیینه‌ای تمام‌نما از سرنوشت آدمی می‌یابد.

او در رباعی معروف خود می‌سراید:
هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست
گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌ست

در این رباعی، «سبزه» که نماد طراوت و زندگی است، ریشه در خاکی دارد که زمانی «لاله‌رویی» (انسانی زیبا) در آن آرمیده است. پیام خیام هشداری اخلاقی نیست، بلکه حقیقتی وجودشناسانه است: زندگی و مرگ در هم تنیده‌اند. این سبزه که امروز پای تو بر آن است، دیروز پیکر معشوقی بوده است. همچنین در رباعی دیگری، او مستقیماً به موضوع کشاورزی و رابطه خاک و تن انسان اشاره می‌کند:

در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
از مردم چشم‌دوستداری بوده‌ست
بر برگ گلی که روی خاک اوفتاده
خالی نه که نقش عشقکاری بوده‌ست

خیام به ما می‌گوید که کشتزارها و گلزارها، نه فقط از آب و خاک که از خاکستر آدمیان بارور شده‌اند. این نگاه، دایره حیات را به تصویر می‌کشد: آنچه امروز سبز و خندان است، دیروز غمی را در خود نهفته داشته است.

از سوی دیگر، خیام با نگرش «جبرگرایانه» خود، گاه بخت آدمی را به دانه و حاصل تشبیه می‌کند و در برابر طبیعت قهار و روزگار ستمگر، انسان را کشاورزی می‌بیند که اختیاری از خود ندارد:

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
وین چرخ فلک بسی چو ما خورد و ربود

در اینجا دهقان و کشت به مثابه کنایه از نیروی مافوق (قضا و قدر) است که هر طور بخواهد، سرنوشت آدمی را رقم می‌زند و حاصل آن را یا می‌ستاند یا می‌رباید. این نگاه، برگرفته از مشاهدات عینی خیام از طبیعت است؛ جایی که کشاورز هرچقدر هم زحمت بکشد، در نهایت دست طبیعت و آسمان است که تعیین می‌کند چه بر سر محصول بیاید.

۲. ابر بهاری و نوروز: انقلاب حیات و فرصت غنیمت

در فرهنگ ایرانی، نوروز و ابر بهاری نمادهای نوزایی و زندگی هستند. خیام نیز اگرچه بدبین به سرانجام جهان است، اما این لحظات حیات‌بخش را غنیمتی می‌شمرد.

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

خیام مخاطب را از غفلت بازمی‌دارد: امروز که زمین سبز است و ابر بهاری بر آن می‌گرید، فرصت را غنیمت شمار. او جریان حیات را چنان سیال می‌بیند که گویی این سبزه امروز، نوبت ماست و فردا نوبت دیگری. در واقع، گیاه در شعر خیام نه یک شئ تزیینی که «آیینه تمام‌نمای هستی شناسی» اوست.

تصویر باغ و راغ در بهار یکی از بزنگاه‌های شعری خیام برای دعوت به «حال» است:
چون بلبل مست راه در بستان یافت
بر برگ گل از نشاط دستان یافت
ای دل تو که از میانهٔ باغ و گل
خوش باش که بلبلت فراوان یافت

خیام میان شادمانی بلبل از آمدن بهار و شادیِ انسان از بودن در میان باغ و گل مقایسه می‌کند. به راستی اگر بلندپروازی‌های عقلانی ما نبود، چه فرقی داشتیم با همین پرنده‌ای که غنیمت لحظه را می‌داند؟

۳. گل (لاله و گل سرخ): زیبایی آسیب‌پذیر و هشدار دهنده

گل، به ویژه لاله و گل سرخ، در ادبیات فارسی نماد عشق و زیبایی است، اما در جهان‌بینی خیام، این گل‌ها بیش از هر چیز یادآور فرّار بودن جهان هستند.

چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
کز لاله رخی چند جهان را بست
بر خاک چو لاله جام می‌گرفتی
زان پیش که لاله از تو برخاست

خیام با شاعرانگاری خاص خود به لاله اشاره می‌کند؛ گلی که جامی به شکل دل در میان برگ‌هایش دارد و قامتش خمیده است. او از خم‌قامتی و جام‌مانندی لاله استفاده می‌کند تا مخاطب را به سماع و می‌گساری دعوت کند.

در رباعی دیگری، گل نماد فریبندگی و بی‌وفایی طبیعت می‌شود. او لطیفانه هشدار می‌دهد:
بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از روی زمین، روی تو منظور خداست
ترسم که مگر دیده ز تو دور خوش است

واقعیت این است که خیام لحظه را می‌ستاید اما آگاه است که این لحظه پایدار نیست. او می‌گوید: «از این گل و بهار لذت ببر، اما بدان که آینده‌ای در کار نیست و شاید همین حالا آخرین دیدار باشد».

۴. باغ و رباط کهنه: تأملی در معماری و زمین

خیام در برخی رباعیات خود نگاهی خاک‌گرایانه و مرگ‌اندیشانه دارد. او گاه زمین را به «رباط» (کاروانسرا) تشبیه می‌کند و گاه به کوزه‌گری می‌پردازد که از خاک مردگان، کوزه‌ای می‌سازد. این نگاه اگرچه تیره است اما پیوندی مستقیم با زراعت دارد: خاکی که هم گندم می‌رویاند و هم اجساد را در خود حل می‌کند.

این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه خموش چندین هاست
تخم امل از زمین وجودش برگیر
کاین دانه فتاده است و برنخواهد خاست

خیام از مخاطب می‌خواهد که «تخم امل» (دانه آرزو) از این زمین برگیرد و زیاد به آینده امید نبندد. خاک، هم گهواره حیات است و هم قبرستان آن. این دوگانگی، نهایتاً به یک نتیجه اخلاقی می‌انجامد: غنیمت شمردن امروز.

چرا خیام اینقدر از طبیعت می‌گوید؟

در پاسخ به این پرسش که «چرا خیام از گل و گیاه و باغ اینهمه سخن گفته است؟» باید به دو نکته اشاره کرد:

1. دسترسی عامه: خیام شاعری روشنفکر اما مردمی بود. او می‌خواست مفاهیم عمیق فلسفی (نظیر فنا، جبر، بی‌ثباتی دنیا) را از طریق تصاویری که هر انسان عادی در باغ و کشتزار خود دیده است، بیان کند.
2. نقض زهد خشک: خیام با تاکید بر «بوی گل» و «آب جوی» در برابر معادگرایی خشک و آخرت‌گرایانه رایج زمان خود، به نوعی این جهان را قداست می‌بخشد. او می‌گوید بهشت را در همین «فصل گل و طرف جویبار و لب کشت» جستجو کنید.

 

رباعیات حکیم عمر خیام را می‌توان منظومه‌ای از تأملات گیاه‌شناسانه یک فیلسوف دانست. او از «سبزه» برای گفتن از مرگ و زندگی، از «لاله» برای یادآوری شکنندگی، و از «ابر نوروزی» برای توصیف گذر لحظات استفاده می‌کند. نگاه او به کشاورزی و طبیعت، نگاهی واقع‌بینانه است؛ او می‌داند که کشاورز (انسان) هرچقدر هم دانه بپاشد، دروگر نهایی مرگ است.

به مناسبت بزرگداشت این حکیم فرزانه، شاید بزرگترین ادای دِین به خیام این باشد که امروز، همین لحظه، قدر هوای بهاری، اندک آبی و سبزه‌ای را که می‌بینیم بدانیم و بدون آنکه غم فردا را بخوریم، از بودن در «باغ وجود» لذت ببریم.

ادامه مطلب

سردبیر

مرتع، میراث سبز ایران؛ آگاهی، تنها راه نجات

اردیبهشت‌ماه، فصل رویش دوباره مراتع ایران است؛ امسال اما آیین بزرگداشت روز ملی مرتع حال و هوایی متفاوت دارد. از ۲۳ تا ۲۸ اردیبهشت، به جای سالن‌های همایش، عرصه سبز مراتع استان‌ها و شهرستان‌های کشور میزبان مرتعداران، کارشناسان و مسئولان شده است. در این رویداد میدانی، تأکید اصلی بر یک آمار راهبردی است: ایران با ۸۶۰۰ گونه گیاهی مرتعی، گنجینه‌ای بی‌نظیر دارد که حفظ آن تنها با «افزایش آگاهی» ممکن خواهد بود.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: همزمان با برگزاری آیین سراسری بزرگداشت روز ملی مرتع و مرتعداری (۲۳ تا ۲۸ اردیبهشت‌ماه) در عرصه‌های سبز مراتع ۳۱ استان کشور، سازمان منابع طبیعی اعلام کرد: ایران با در اختیار داشتن ۸۶۰۰ گونه گیاهی مرتعی، در زمره کشورهای غنی از نظر تنوع زیستی مرتعی قرار دارد، اما کاهش آگاهی‌های زیست‌بومی بهره‌برداران، مهمترین مانع پیش روی حفاظت پایدار این سرمایه ملی است.

به گزارش خبرنگار ما، مراتع ایران به‌عنوان یکی از اجزای اصلی سیستم‌های تولید در بخش کشاورزی و منابع طبیعی تجدیدشونده، کارکردهای چندگانه‌ای از جمله تولید علوفه، حفاظت آب و خاک، ترسیب کربن، حفظ تنوع زیستی و پشتیبانی از جوامع روستایی و عشایری ایفا می‌کنند. با استناد به آمارهای رسمی ارائه‌شده در آیین بزرگداشت روز ملی مرتع و مرتعداری، کشور ایران دارای ۸۶۰۰ گونه گیاهی مرتعی است که از نظر بوم‌شناختی و اقتصادی دارای ارزشی راهبردی می‌باشند. با این حال، بهره‌برداری فراتر از ظرفیت، خشکسالی‌های هیدرولوژیک و نبود آگاهی کافی در میان ذی‌نفعان محلی، چالش‌های جدی فراروی پایداری این اکوسیستم‌ها ایجاد کرده است.

آیین بزرگداشت روز ملی مرتع و مرتعداری در سال جاری، از ۲۳ تا ۲۸ اردیبهشت ماه به‌طور همزمان در تمامی استان‌ها و شهرستان‌های کشور در حال برگزاری است. وجه تمایز این رویداد، اجرای آن در عرصه‌های سبز مرتعی به جای فضاهای بسته و شهری است که به گفته مدیران منابع طبیعی، هدف آن بازتعریف ارتباط میدانی کارشناسان، مرتعداران و بهره‌برداران با بوم‌سامانه‌های مرتعی می‌باشد. در این ایام، کارگاه‌های تخصصی مرتعداری، نشست‌های تحلیل ظرفیت چرا و پویش‌های مردمی احیای مراتع برگزار می‌شود.

بر اساس آخرین داده‌های ارائه‌شده در این آیین، بانک ژنتیک گیاهان مرتعی ایران شامل ۸۶۰۰ گونه است که از این تعداد، حدود ۱۷۰۰ گونه انحصاری (بومی ایران) گزارش شده است. گونه‌های شاخص علوفه‌ای نظیر Astragalus spp. (گون)، Artemisia spp. (درمنه)، Alhagi (خارشتر) و Festuca (علف‌های فستوکا) بخش عمده پوشش مراتع نیمه‌استپی و کوهستانی را تشکیل می‌دهند. این تنوع، ظرفیت بی‌نظیری برای اصلاح چراگاه‌ها، تولید بذر مرتعی و احیای زیست‌بوم‌های تخریب‌یافته فراهم می‌کند.

در بیانیه پایانی این رویداد سراسری، «ضرورت افزایش آگاهی درباره حفاظت از مراتع» به‌عنوان مهمترین راهکار غیرسازه‌ای در مدیریت مراتع معرفی شد. داده‌های تجربی نشان می‌دهد که بسیاری از تخریب‌های مرتعی (چرای زودهنگام، آتش‌سوزی عمدی، تبدیل اراضی مرتعی به دیم‌زارهای غیرمجاز) ریشه در پایین بودن «سواد زیست‌بومی» بهره‌برداران و جوامع محلی دارد. از این رو، پیشنهاد می‌شود سرفصل‌های آموزشی مدیریت مشارکتی مراتع، اکولوژی چرا و ارزش‌گذاری اقتصادی خدمات اکوسیستمی مراتع در برنامه‌های ترویج کشاورزی و منابع طبیعی گنجانده شود.

بر اساس یافته‌های ارائه‌شده در این آیین، راهکارهای ذیل برای ارتقاء حفاظت از مراتع ایران قابل ارائه است:

1. استقرار سیستم‌های هشدار سریع خشکسالی مرتعی مبتنی بر داده‌های سنجش از دور و شاخص NDVI
2. الزام به اجرای طرح‌های مرتعداری با رویکرد مشارکتی و واگذاری پروانه چرا بر اساس ظرفیت برد واقعی
3. توسعه الگوهای چندمنظوره بهره‌برداری از مراتع شامل بهره‌برداری از گیاهان دارویی، زنبورداری و گردشگری پایدار مرتعی
4. راه‌اندازی پایلوت‌های بیمه مراتع برای جبران خسارت‌های ناشی از خشکسالی و آتش‌سوزی
5. برگزاری دوره‌های توانمندسازی مرتعداران و دامداران در زمینه چرای چرخه‌ای، کنترل گونه‌های مهاجم و اصلاح مراتع با بذرهای بومی

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، آیین بزرگداشت روز ملی مرتع  (۲۳ تا ۲۸ اردیبهشت) در عرصه‌های سبز مراتع سراسر کشور، فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در سیاست‌های مدیریت مرتع و افزایش آگاهی عمومی است. با توجه به وجود ۸۶۰۰ گونه گیاهی مرتعی در ایران، پتانسیل بالایی برای احیای مراتع و ارتقاء بهره‌وری پایدار وجود دارد. از پایگاه‌های خبری تخصصی کشاورزی انتظار می‌رود با پوشش مستمر این رویدادها، به انتقال دانش فنی و گزارش تجربیات موفق مرتعداری کمک کنند.

توصیه کاربردی برای کشاورزان و بهره‌برداران
هرگونه تغییر کاربری، چرای بی‌ضابطه و آتش‌سوزی در مراتع، علاوه بر جریمه قانونی، به کاهش بهره‌وری بلندمدت مرتع و افزایش هزینه‌های تأمین خوراک دام خواهد انجامید. برای کسب اطلاعات بیشتر از برنامه‌های ترویجی، به ادارات منابع طبیعی استان‌ها مراجعه شود.

ادامه مطلب

سردبیر

نقشِ گلاب روی نقشه صنعت/ ۲۰ اردیبهشت، روز ملی گل و گلاب

روز ۲۰ اردیبهشت، تنها نمادی از یک سنت دیرینه نیست، بلکه نمایشی از توانمندی ایران در تبدیل یک کالای فرهنگی به یک محصول اقتصادی زنجیره‌ای است؛ از کشاورزی دیم در دشت‌های داراب تا فناوری تقطیر در کارخانجات کاشان و نهایتاً برندسازی جهانی برای گلاب ایرانی.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: اگر داراب رکورددار سطح زیر کشت (۵۶۰۰ هکتار) است، کاشان با ۴۷ کارخانه مدرن، دروازه صادرات ۲.۶ میلیون دلاری عرقیات ایران به اروپاست؛ آماری که جایگاه استراتژیک این آیین کهن در اقتصاد ملی را نشان می‌دهد.

به گزارش خبرنگار ما، در حالی که امروز (۲۰ اردیبهشت) در تقویم ملی ایران به نام «روز گل محمدی و گلاب» نامگذاری شده است، هوای بسیاری از شهرهای مرکزی و جنوبی ایران نه با باد بهاری که با عطر مست کننده «گل سرخ» آمیخته شده است. این روز، نقطه اوج فصل برداشت «گل محمدی» (*Rosa damascena*) و آغاز آیین دیرینه گلاب‌گیری است؛ آیینی که اگرچه ریشه در کهن‌ترین باورهای ایرانی دارد، اما امروز به یک صنعت پردرآمد و دیپلماسی عمومی قدرتمند برای کشور تبدیل شده است.

گزارش تحلیل پایگاه خبری «نبض صنعت» نشان می‌دهد که ایران نه تنها خاستگاه اصلی این گل عتیقه است، بلکه با تکیه بر آمارهای رسمی وزارت جهاد کشاورزی، بیش از ۳۰ هزار هکتار زمین زیر کشت این محصول دارد و قطب اول صادرات گلاب و غنچه خشک شده در جهان محسوب می‌شود .

استان‌های پیشرو؛ از قلب تاریخ تا رکوردداران تولید

بررسی الگوی کشت گل محمدی در کشور نشان می‌دهد که این محصول دیگر محدود به چند استان سنتی نیست، اما همچنان تمرکز کیفی و کمی تولید در مناطق مستعد اقلیمی متمرکز است. در این میان، استان فارس به عنوان رکورددار کمی تولید معرفی می‌شود. بر اساس آخرین گزارش‌های سازمان جهاد کشاورزی فارس، این استان به تنهایی حدود ۴۶ درصد از کل سطح زیر کشت گل محمدی کشور را به خود اختصاص داده است .

در دل استان فارس، شهرستان داراب با بیش از ۵ هزار و ۶۰۰ هکتار مزرعه (عمدتاً دیم) به عنوان بزرگترین دشت بارور گل محمدی جهان شناخته می‌شود. در سوی دیگر این استان، میمند (شهرستان فیروزآباد) به عنوان پایتخت گلاب ایران شناخته می‌شود. جالب توجه است که با وجود برداشت عظیم گل در داراب، بخش قابل توجهی از این مواد اولیه برای فرآوری و تبدیل به گلاب به واحدهای صنعتی در مناطق دیگر، به ویژه کاشان ارسال می‌شود .

در مقابل، استان اصفهان به ویژه شهرستان کاشان، نقش هاب فرآوری و صادرات گلاب را ایفا می‌کند. کاشان به تنهایی مسئول تولید بیش از ۷۰ درصد گلاب و عرقیات گیاهی کشور است. این شهرستان دارای ۲۴۰۰ کارگاه سنتی و ۴۷ کارخانه صنعتی مدرن گلاب‌گیری است .

سایر استان‌های مطرح در این عرصه عبارتند از استان کرمان، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، لرستان و مرکزی. در استان مرکزی، روستای شهابیه خمین به عنوان قطب تولید گلاب و میزبان جشنواره ملی گلاب که از امروز به مدت سه روز برگزار می‌شود، شناخته می‌شود، ضمن اینکه استان زنجان نیز در سال‌های اخیر با رویکرد تولید محصول ارگانیک و با کیفیت، خود را به عنوان یکی از قطب‌های نوظهور مطرح کرده است .

تحلیل اقتصادی؛ عبور از سنت به سمت درآمد ارزی

داده‌های تحلیلی حاکی از آن است که اقتصاد گلاب در ایران وارد فاز تازه‌ای شده است. بر اساس اعلام مسئولان وزارت جهاد، در سال زراعی گذشته بیش از ۶۸ هزار تن گل محمدی در کشور برداشت شده است . اما نکته حائز اهمیت، رشد چشمگیر صادرات است.

ارقام صادراتی:
تنها در سال گذشته، ایران موفق به صادرات ۲.۶ میلیون دلار غنچه و گلبرگ خشک شده (Dry Petals) شده است که رشدی ۲۴ درصدی از نظر ارزش و ۵۱ درصدی از نظر وزنی را نشان می‌دهد .

مقاصد صادراتی:
بازارهای هدف هوشمندانه انتخاب شده‌اند. گلاب ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس (امارات، کویت، عربستان)، اروپا (آلمان، فرانسه، بریتانیا) و آسیای شرقی (چین به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای هدف) صادر می‌شود .

تقویم گلاب‌گیری و جایگاه فرهنگی

فصل گلاب‌گیری معمولاً از اواخر اردیبهشت آغاز و تا اوایل تیرماه ادامه می‌یابد. در این بازه زمانی، آیین‌های خاصی در شهرهای مختلف برگزار می‌شود. شهابیه خمین این روزها میزبان جشنواره‌ای است که به تازگی در فهرست میراث ناملموس ملی به ثبت رسیده است .

با این حال، گزارش میدانی حاکی از چالش‌هایی نظیر کمبود نیروی کار ماهر در زمان برداشت و نوسانات قیمت سوخت (برای دیگ‌های سنتی مسین) است که سودآوری برخی کارگاه‌های کوچک سنتی را تحت فشار قرار داده است. در مقابل، واحدهای صنعتی با استفاده از متدهای بازاریابی مدرن و اخذ گواهی‌های ارگانیک (مانند برندهای کاشانی حاضر در نمایشگاه گلفود ۲۰۲۶)، توانسته‌اند جایگاه خود را در بازارهای اروپایی حفظ کنند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار