با ما همراه باشید

علوم و آموزش

افزایش دو برابری کارایی باززایی فلفل از طریق هم‌افزایی پپتیدی

طبق مطالعه‌ای که در مجله Seed Biology منتشر شده، پژوهشگران با بهره‌گیری از یک پپتید سیگنالینگ جدید به نام CaREF1، موفق شدند یکی از موانع دیرینه بیوتکنولوژی فلفل چیلی را حل کنند. این رویکرد نوین، باززایی درون‌شیشه‌ای در ژنوتیپ پرکاربرد Zunla-۱ را به طور چشمگیری از ۲۷.۲٪ به ۵۵.۰٪ افزایش داده و راه را برای تسریع برنامه‌های بهبود ژنتیکی این محصول ارزشمند جهانی هموار می‌سازد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: فلفل چیلی با دارا بودن ارزش‌های اقتصادی، تغذیه‌ای و فرهنگی، یکی از مهمترین محصولات کشاورزی در جهان محسوب می‌شود. با این حال، بهبود ژنتیکی و به‌نژادی مدرن این گیاه همواره با مانع جدی باززایی ناکارآمد و وابسته به ژنوتیپ در شرایط آزمایشگاهی مواجه بوده است. این محدودیت، کاربرد تکنیک‌های پیشرفته‌ای مانند تراریختی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. اخیراً پژوهشی نشان داده که استفاده از یک پپتید نوظهور به نام CaREF1 در ترکیب با تنظیم‌کننده‌های رشد مرسوم، می‌تواند به طور چشمگیری بر این مقاومت غلبه کند. این مقاله به بررسی این پیشرفت می‌پردازد که چگونه پروتکل بهینه‌شده با CaREF1 راندمان باززایی را در فلفل تقریباً دو برابر نموده و دریچه‌ای نو را به سوی بیوتکنولوژی کارآمد این محصول گشوده است.

چکیده:
باززایی کارآمد گیاهان یک گام ضروری و اغلب محدودکننده در فرآیندهای بهبود ژنتیکی مدرن از جمله تراریختی است. این مطالعه اثربخشی یک پپتید جدید، CaREF1، را در غلبه بر مقاومت ذاتی فلفل چیلی در برابر باززایی بررسی می‌کند. با ادغام این پپتید با تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی سنتی در یک پروتکل کشت بافت بهینه‌شده، راندمان کلی باززایی در ژنوتیپ پرکاربرد Zunla-1 به طور قابل توجهی از ۲۷.۲٪ به ۵۵.۰٪ افزایش یافت. این پروتکل با بهینه‌سازی مراحل القای کالوس، تشکیل شاخه و ریشه‌زایی، وابستگی ژنوتیپی را کاهش داده و انتقال از بافت کالوس به ساختارهای ساقه‌ای را تسهیل می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که CaREF1 یک ابزار قدرتمند برای پیشبرد برنامه‌های بیوتکنولوژیکی در فلفل و احتمالاً دیگر گونه‌های مقاوم خانواده Solanaceae فراهم می‌آورد.

مقدمه:
جنس *Capsicum* (فلفل چیلی) به دلیل ارزش غذایی، اقتصادی و فرهنگی جهانی خود، یکی از مهمترین محصولات کشاورزی محسوب می‌شود. با این وجود، پیشرفت در بهبود ژنتیکی آن از طریق تکنیک‌های مولکولی، به دلیل باززایی ضعیف و وابسته به ژنوتیپ در شرایط *in vitro*، با چالش مواجه است. تنگناهایی مانند نرخ پایین تشکیل شاخه و ایجاد ساختارهای غیرطبیعی، کاربرد روش‌هایی مانند تراریختی و اصلاح جهش‌ای را محدود ساخته است. بنابراین، توسعه پروتکل‌های باززایی قوی و کارآمد یک ضرورت تحقیقاتی است. اخیراً، پپتیدهای نشانگر به عنوان مولکول‌های تنظیم‌کننده نوین رشد که می‌توانند پاسخ‌های مورفوژنتیک را تعدیل کنند، مورد توجه قرار گرفته‌اند. این مقاله کاربرد پپتید CaREF1 را به عنوان یک عامل مکمل برای افزایش چشمگیر راندمان باززایی در فلفل گزارش می‌دهد.

مواد و روش‌ها (خلاصه):
این مطالعه بر پایه تحقیق منتشر شده توسط وو و همکاران (۲۰۲۵) در مجله *Seed Biology* (DOI: 10.48130/seedbio-0025-0012) استوار است. پروتکل ارائه‌شده یک رویکرد گام‌به‌گام سیستماتیک برای بهینه‌سازی هر مرحله از باززایی (القای کالوس، اندام‌زایی، طویل‌شدن ساقه و ریشه‌زایی) در چندین ژنوتیپ فلفل (از جمله Zunla-1 و CM334) است. ریزنمونه‌های مختلف (کوتیلدون، هیپوکوتیل و ریشه) در محیط‌های کشت حاوی ترکیبات مختلف اکسین، سیتوکینین و غلظت‌های نانومولاری از پپتید CaREF1 قرار داده شدند. بهینه‌ترین تیمار برای هر مرحله بر اساس نرخ پاسخ کمی و مشاهدات بافت‌شناسی انتخاب شد.

نتایج:
۱. القای کالوس: مؤثرترین تیمار (Tc2: 1 mg/L IAA + 1 nM CaREF1) منجر به القای کالوس در ۹۷.۲٪ ریزنمونه‌های کوتیلدون Zunla-1 و ۹۰.۰٪ در CM334 شد. غلظت‌های بالاتر CaREF1 یا استفاده از 2,4-D نتایج مطلوبی نداشت.
۲. تشکیل شاخه: تیمار Tsf2 (5 mg/L AgNO₃ + 1 nM CaREF1) بالاترین نرخ باززایی ساقه (حدود ۸۰٪) را در کوتیلدون‌های هر دو ژنوتیپ ایجاد کرد که نسبت به کاربرد AgNO₃ به تنهایی افزایش چشمگیری نشان داد.
۳. ریشه‌زایی: تیمار Tr2 (حاوی IBA و CaREF1) نرخ ریشه‌زایی را در گیاهان باززاشده Zunla-1 از ۵۲٪ (بدون پپتید) به ۷۸٪ افزایش داد.
۴. راندمان نهایی: ادغام مراحل بهینه‌شده در یک پروتکل پیوسته، راندمان کلی باززایی (تولید گیاهان کامل) را در ژنوتیپ Zunla-1 از ۲۷.۲٪ به ۵۵.۰٪ دو برابر کرد.
۵. تأیید بافت‌شناسی: تجزیه و تحلیل‌های میکروسکوپی نشان داد که CaREF1 تراکم سلولی، سازمان بافتی و فعالیت مریستم‌های ساقه را بهبود بخشیده و تمایز موفقیت‌آمیز را ممکن می‌سازد.

بحث و نتیجه‌گیری:
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهند که پپتید CaREF1 به عنوان یک عامل سینرژیست قدرتمند عمل کرده و کارایی تنظیم‌کننده‌های رشد سنتی را در غلبه بر مقاومت باززایی فلفل افزایش می‌دهد. دو برابر شدن راندمان نهایی در ژنوتیپ Zunla-1 یک دستاورد قابل توجه در بیوتکنولوژی این محصول محسوب می‌شود. اگرچه پاسخ‌ها همچنان تا حدی به ژنوتیپ و نوع ریزنمونه وابسته هستند، این پروتکل پایه‌ای مستحکم برای توسعه سیستم‌های تبدیل ژنتیکی قابل اطمینان فراهم می‌آورد. کاربرد موفقیت‌آمیز CaREF1 راه را برای مهندسی ژنتیک هدفمند جهت ایجاد صفات مطلوب مانند مقاومت به بیماری‌ها و تنش‌های محیطی در فلفل هموار می‌سازد. علاوه بر این، این رویکرد پتانسیل بالایی برای تطبیق و استفاده در سایر گونه‌های مقاوم خانواده Solanaceae و حتی فراتر از آن دارد و می‌تواند به عنوان یک استراتژی عمومی برای تسریع برنامه‌های بهبود ژنتیکی محصولات زراعی مورد استفاده قرار گیرد.

منبع:

Wu, H., & Wang, L. (2025). A novel peptide enhances regeneration efficiency in chili pepper (Capsicum annuum). Seed Biology. DOI: 10.48130/seedbio-0025-0012.

آموزش

تکثیر، نقطه طلایی زنجیره تولید/ دو هفته طلایی که سرنوشت محصول را تعیین می‌کند

آیا می‌دانستید که تنها دو هفته نخست رشد یک بذر یا قلمه، سرنوشت نهایی عملکرد محصول را تعیین می‌کند؟ یک مجموعه کشاورزی نوآور در کبک، با بهره‌گیری از فناوری‌های اثبات‌شده و اتوماسیون هوشمند، این دوره حساس را به فرصتی برای افزایش یکنواختی، کاهش ریسک بیماری و بهبود چشمگیر بازده تبدیل کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: در حالی که بیشتر تولیدکنندگان گیاهان، منابع خود را بر مراحل پایانی رشد متمرکز می‌کنند، یک استارتاپ فعال در حوزه کشاورزی عمودی با شعار «تکثیر، نقطه ساخت یا شکست محصول است»، گام را فراتر نهاده و با ارائه گیاهان جوان به‌عنوان یک سرویس، کنترل کیفیت را از همان روزهای نخست چرخه حیات در دست گرفته است.

به گزارش خبرنگار ما، در دنیای کشاورزی مدرن، مرحله تکثیر به عنوان نقطه‌ای حیاتی شناخته می‌شود که می‌تواند سرنوشت نهایی محصول را تعیین کند. به گفته یکی از مدیران ارشد بخش کشاورزی، “اگر پتانسیل یک بذر، قلمه بدون ریشه یا نوک رونده در دو هفته نخست آزاد نشود، بخش قابل‌توجهی از نتیجه نهایی از دست خواهد رفت.” این نگاه، محور فعالیت یک استارتاپ فعال در حوزه کشاورزی است که با ارائه گیاهان جوان به‌عنوان یک سرویس، تضمین‌کننده آغازین موفقیت‌آمیز برای پرورش‌دهندگان است.

این مجموعه که خود را به‌عنوان یک گلخانه عمودی تعریف می‌کند، برخلاف رویکرد غالب که بر رشد محصول نهایی متمرکز است، تمام توان خود را بر نخستین حلقه از چرخه حیات گیاه معطوف کرده است. تمرکز اصلی این تیم، نه صرفاً افزایش عملکرد در واحد سطح، بلکه مدیریت تنوع زیستی، راستی‌آزمایی فرضیات و هماهنگ‌سازی تولید با نیازهای واقعی بازار است. به گفته مسئولان این مجموعه، “ما مسیر رشد از صفر تا سی‌درصد را پوشش می‌دهیم” و سپس گیاهان جوان را به پرورش‌دهندگان نهایی – اعم از فعالان عرصه گلخانه‌های سنتی، مزارع باز یا سیستم‌های عمودی – تحویل می‌دهیم.

انعطاف‌پذیری در مدل عملیاتی، یکی از ارکان اصلی این رویکرد به شمار می‌رود. این استارتاپ به جای توسعه فناوری‌های اختصاصی از ابتدا، بر بهینه‌سازی پروتکل‌های تکثیر و به‌کارگیری ابزارهای اثبات‌شده در مرحله خزانه‌داری تأکید دارد. هدف، تبدیل شدن به یک شرکت فناوری‌محور صرف نیست، بلکه استفاده هوشمندانه از تجهیزات موجود برای تولید مستمر و باکیفیت گیاهان جوان است.

به گفته مدیر ارشد کشاورزی این مجموعه، بسیاری از تولیدکنندگان تمام تمرکز خود را بر مراحل پایانی تولید می‌گذارند و غافل از آنکه ارزش افزوده و تمایز واقعی در مراحل آغازین شکل می‌گیرد. “تکثیر در روزهای نخست، اغلب نادیده گرفته می‌شود، در حالی که همین مرحله است که می‌تواند نتیجه نهایی را بسازد یا از بین ببرد.” این خلأ دقیقاً نقطه‌ای است که این مجموعه در آن جای گرفته و با کنترل مراحل اولیه، به دنبال کاهش نوسانات پایین‌دست، بهبود یکنواختی، کاهش زمان تولید و در نهایت افزایش بازده برای مشتریان خود است.

فناوری به کار گرفته شده در این مرکز، که ریشه در دانش فنی کشورهای پیشرو دارد، ترکیبی از منطق گلخانه‌ای با تراکم مزارع عمودی را به نمایش می‌گذارد. در این سیستم، سینی‌های کشت با استفاده از نوار نقاله و بازوهای رباتیک جابجا می‌شوند و وزن هر گیاه به دقت اندازه‌گیری می‌شود. آبیاری به صورت متمرکز انجام می‌شود که امکان کنترل دقیق و ارتقای سطح بهداشت را نسبت به روش‌های سنتی هیدروپونیک فراهم می‌آورد. سیستم نورپردازی نیز پویا بوده و دستورالعمل‌های نوری متناسب با مرحله رشد هر دسته از گیاهان تنظیم می‌شود. افزونگی در سیستم‌های حیاتی، از تداوم تولید بدون وقفه اطمینان حاصل می‌کند.

یکی از مسئولان فنی این مجموعه تأکید دارد که “سیستم طراحی شده، ساده، مستحکم و عاری از پیچیدگی‌های غیرضروری است” و نتیجه آن تولید گیاهانی تمیزتر، با سازگاری بالاتر و کنترل بهتر بر عوامل بیماری‌زا خواهد بود. به گفته وی، پرورش‌دهندگان همواره با تهدید عوامل بیماری‌زا مواجه هستند و شروع کار با مواد گیاهی عاری از هرگونه آلودگی، نیمی از مسیر موفقیت را هموار می‌کند.

آزمایش پیش از مقیاس‌سازی: رویکردی مبتنی بر شواهد
پیش از هر گونه تولید در مقیاس گسترده، تمامی فرایندها در آزمایشگاه‌های کشت و نسخه‌های کوچک‌شده سیستم اصلی، مورد آزمون قرار می‌گیرند. این محیط‌های کنترل‌شده برای طراحی و ارزیابی پروتکل‌های مختلف کشت، به‌ویژه در زمینه آبیاری و نوردهی، به کار می‌روند. رویه ثابت این مجموعه، اجرای پروژه‌های پایلوت با همکاری پرورش‌دهندگان است که در آن نتایج در شرایط واقعی سنجیده می‌شود. عملکرد نه تنها در فضای گلخانه، بلکه پس از انتقال به محیط‌های تولید تجاری نیز پایش می‌شود و تنها پس از تأیید موفقیت‌آمیز، تولید انبوه آغاز می‌گردد. در حال حاضر، تحقیقات بر روی محصولاتی نظیر توت‌فرنگی، سبزیجات برگ‌دار و گیاهان دارویی متمرکز است و برنامه‌های آتی شامل محصولات پیوندی همچون گوجه‌فرنگی، خیار و گیاهان زینتی می‌شود.

به گفته مدیر ارشد کشاورزی، “ابتدا باید توانمندی‌های خود را به اثبات برسانیم و سپس کشاورزان متعهد به همکاری می‌شوند.” این امر از طریق قراردادهای انعطاف‌پذیر محقق می‌شود که امکان پیش‌فروش ظرفیت تولید را پیش از راه‌اندازی کامل سیستم فراهم می‌آورد.

بزرگترین چالش: نیروی کار و برنامه‌ریزی
سیستم فعلی شامل دو واحد تولید با هشت لایه کشت است که حدود ۵۰۰ متر مربع سطح زیر کشت کاملاً خودکار را پوشش داده و سالانه نزدیک به ۵۰ میلیون نشاء تولید می‌کند. در مقابل، سیستم‌های ارزان‌تر با روش‌های غرقابی و زهکشی، به شدت وابسته به نیروی کار دستی هستند و ریسک امنیت زیستی بالاتر و مصرف آب بیشتری دارند. با توجه به نرخ بالای دستمزد در منطقه کبک که به ۲۰ تا ۲۵ دلار کانادا در ساعت می‌رسد، اتوماسیون به ابزاری کلیدی برای کاهش هزینه هر واحد گیاه تبدیل شده است.

با این حال، به اعتقاد مدیر این مجموعه، بزرگترین مانع، فناوری نیست، بلکه نحوه استفاده از آن است. برنامه‌ریزی تولید، نه خود فرایند کشت، عامل تعیین‌کننده موفقیت نهایی است. برای دستیابی به بهره‌وری مطلوب، سیستم باید حداقل ۷۵ درصد از طول سال پر باشد. هماهنگی چرخه‌های تولید برای محصولات متنوعی همچون سبزیجات برگ‌دار، توت‌فرنگی و گیاهان زینتی، پیچیدگی خاصی به برنامه‌ریزی می‌بخشد. به گفته وی، “تداخل زیادی میان تقویم کشت محصولات وجود دارد و تدوین یک برنامه هوشمند، رمز موفقیت ماست؛ چراکه علاوه بر پرورش گیاهان سالم، باید زمان‌بندی، لجستیک و تقاضای بازار را نیز مدیریت کرد.”

ادامه مطلب

علوم و آموزش

ورود ژنوتیپ جدید جو آبی (پارس) به عرصه تولید

با ورود رقم استراتژیک «پارس» به مزارع کشور، دوران جدیدی در کشاورزی جو رقم می‌خورد؛ رقمی که نه تنها پاسخگوی چالش کم‌آبی و گرمایش زمین است، بلکه با افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی عملکرد، می‌تواند تحولی اساسی در امنیت غذایی و اقتصاد دامپروری ایران ایجاد کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: رقم جدید جو آبی با نام تجاری «پارس» با هدف افزایش بهره‌وری و مقابله با تنش‌های اقلیمی، پس از سال‌ها تحقیق و بررسی میدانی، موفق به دریافت تاییدیه نهایی از کمیته ملی معرفی رقم شد و به زودی وارد چرخه تولید کشاورزی کشور می‌شود.

به گزارش خبرنگار ما، در تازه‌ترین اقدام برای ارتقای امنیت غذایی و افزایش بهره‌وری مزارع کشور، رقم جدید جو آبی با نام تجاری «پارس» موفق به اخذ تاییدیه نهایی از کمیته ملی معرفی رقم شد و به زودی وارد چرخه تولید زراعی کشور خواهد شد.

این رقم که پیش‌تر با کد شناسایی «6-97-WB» در مراحل تحقیقاتی شناخته می‌شد، در یکصد و بیست و سومین جلسه این کمیته که در تاریخ ۲۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ برگزار شد، با استناد به داده‌های دقیق آزمایشگاهی و نتایج موفقیت‌آمیز مزارع آزمایشی، مورد تایید نهایی قرار گرفت.

پاسخی به چالش‌های تغییر اقلیم

دستاورد جدید محققان کشور را باید پاسخی هوشمندانه به چالش‌های فزاینده‌ای چون تغییر اقلیم و تنش‌های محیطی در مزارع جو دانست. ویژگی‌های منحصربه‌فرد رقم «پارس»، آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای کشاورزان تبدیل کرده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

– عملکرد بالا: پتانسیل تولید چشمگیر در واحد سطح که می‌تواند به افزایش قابل توجه درآمد کشاورزان منجر شود.
– زودرسی: کاهش دوره رشد گیاه که مدیریت بهینه‌تر منابع آبی را در شرایط کم‌آبی کشور ممکن می‌سازد.
– تحمل به گرما: سازگاری بالا با مناطق گرمسیری و تحمل قابل توجه در برابر استرس‌های دمایی، که این رقم را برای کشت در اقلیم‌های متنوع کشور مناسب می‌سازد.
– استحکام ساختاری: ویژگی نیمه‌مقاومت در برابر «خوابیدگی» و مقاومت در برابر «شکنندگی محور سنبله» که نقش مهمی در کاهش ضایعات حین برداشت ایفا می‌کند.
– کیفیت علوفه: دارا بودن استانداردهای مطلوب برای تامین خوراک دام، که به رونق دامداری کشور نیز کمک خواهد کرد.

نقش کلیدی محققان داخلی

معرفی این رقم، حاصل تلاش شبانه‌روزی جمعی از محققان و کارشناسان مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان است. در این میان، نقش امید پودینه، محقق بخش تحقیقات زراعی و باغی این مرکز، در فرآیند معرفی این رقم نقشی کلیدی و برجسته بوده است.

این موفقیت بزرگ، بار دیگر توانمندی بالای متخصصان بومی کشور در حوزه اصلاح نژاد غلات را به اثبات رساند و نویدبخش گام‌های بلندتری در جهت خودکفایی و امنیت غذایی پایدار در آینده‌ای نزدیک است. انتظار می‌رود با تکثیر و توزیع این رقم، شاهد جهشی چشمگیر در افزایش بهره‌وری مزارع جو آبی و بهبود سطح معیشت کشاورزان عزیز باشیم.

ادامه مطلب

علوم و آموزش

ورود «مانا» به دیمزارهای گرمسیر؛ جهشی در بهره‌وری آب و کیفیت نان ایرانی

در شرایطی که خشکسالی‌های متوالی و کمبود آب، کشاورزی دیم کشور را با ریسک‌های فزاینده‌ای مواجه ساخته، معرفی رقم جدید گندم «مانا» با ویژگی‌های منحصربه‌فردی چون واکنش مطلوب به آبیاری تکمیلی و مقاومت در برابر ورس، پاسخی علمی و بومی به نیاز مبرم افزایش تولید پایدار در مناطق گرمسیر محسوب می‌شود؛ دستاوردی که ثمره همکاری فرامنطقه‌ای ۵ استان کشور است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوا‌نیوز: «مانا» نام تازه‌ترین رقم گندم نان دیم کشور است که پس از سال‌ها تحقیق مشترک توسط پژوهشگران مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم و مراکز استانی، برای کشت در مناطق گرمسیر معرفی شد. رقمی که با تلفیق عملکرد پایدار، پروتئین بالا و مقاومت در برابر تنش‌های محیطی، نویدبخش تحولی اساسی در بهره‌وری دیمزارها و تقویت امنیت غذایی ایران است.

به گزارش خبرنگار ما، در شرایطی که تغییرات اقلیمی و کاهش منابع آبی، کشاورزی کشور را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است، معرفی ارقام جدید و مقاوم محصولات راهبردی، نقشی کلیدی در تضمین پایداری تولید ایفا می‌کند. در این راستا، پژوهشگران مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور با همکاری گسترده مراکز تحقیقاتی در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، اردبیل، ایلام و لرستان، پس از سال‌ها مطالعه و ارزیابی میدانی، موفق به معرفی رقم جدید گندم نان دیم با نام «مانا» شدند؛ دستاوردی که می‌تواند تحولی اساسی در بهره‌وری مزارع دیم مناطق گرم کشور ایجاد کند.

رقم «مانا» که ویژه کشت در دیمزارهای مناطق گرمسیر کشور طراحی و اصلاح شده است، مجموعه‌ای از صفات کلیدی را یکجا در خود گرد آورده که آن را به گزینه‌ای راهبردی برای کشاورزان تبدیل می‌کند. مهم‌ترین ویژگی‌های این رقم عبارتند از:

۱. عملکرد مطلوب و پایدار: مهم‌ترین دغدغه کشاورزان دیم‌کار، نوسانات شدید عملکرد در سال‌های مختلف است. «مانا» با بهره‌گیری از پایه ژنتیکی مقاوم، پایداری عملکرد را در شرایط اقلیمی متفاوت به همراه دارد و ریسک تولید را به طور محسوسی کاهش می‌دهد.

۲. کیفیت برتر و پروتئین بالا: در عصری که کیفیت نان و ارزش تغذیه‌ای آن بیش از پیش مورد توجه است، درصد بالای پروتئین در دانه‌های «مانا» این رقم را به گزینه‌ای ایده‌آل برای صنعت آرد و نان کشور تبدیل کرده و ارزش افزوده آن را نسبت به ارقام معمولی افزایش می‌دهد.

۳. واکنش مؤثر به آبیاری تکمیلی: در مناطقی که امکان آبیاری محدود و تکمیلی وجود دارد، این رقم با پاسخ‌گویی مطلوب به میزان آب دریافتی، حداکثر بهره‌وری را از هر قطره آب داشته و سازگاری بالایی با سیستم‌های نوین آبیاری نشان می‌دهد.

۴. مقاومت در برابر ورس (ریزش ساقه): یکی از معضلات جدی در برداشت مکانیزه گندم، خوابیدگی ساقه‌هاست. مقاومت بالای «مانا» به ورس، علاوه بر کاهش ضایعات کشاورزی، زمینه را برای کاهش هزینه‌های برداشت و افزایش کیفیت ظاهری دانه فراهم می‌آورد.

ابعاد همکاری و نقش پژوهشگران داخلی:
این دستاورد ملی، حاصل یک همکاری شبکه‌ای گسترده بین مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور و ایستگاه‌های پژوهشی در مناطق کلیدی چون گنبد (گرمسیر شمال)، مغان (دشت‌های حاصلخیز اردبیل)، ایلام و خرم‌آباد (مناطق معتدل و گرم غرب) و نیز مرکز تحقیقات کهگیلویه و بویراحمد است. نکته قابل تأکید، نقش فعال سه تن از اعضای هیئت علمی این مرکز در فرآیند اصلاح و معرفی رقم است که نشان‌دهنده توانمندی بالای نیروی انسانی متخصص در استان‌های کمتر برخوردار است.

جایگاه راهبردی و تأثیر بر امنیت غذایی:
با توجه به اینکه بخش قابل‌توجهی از اراضی کشاورزی کشور به کشت دیم اختصاص دارد، معرفی رقم «مانا» نه‌تنها یک موفقیت علمی، بلکه یک ضرورت اقتصادی و امنیتی محسوب می‌شود. این رقم با افزایش میانگین عملکرد در واحد سطح، کاهش نیاز به نهاده‌های آب و بهبود کیفیت محصول، گام بلندی در جهت خودکفایی گندم و کاهش وابستگی به واردات برمی‌دارد. همچنین سازگاری بالای آن با تنش‌های محیطی (نظیر خشکسالی‌های اخیر)، آن را به ابزاری کارآمد برای مقابله با پیامدهای تغییر اقلیم در بخش کشاورزی تبدیل کرده است.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، تولید و معرفی رقم «مانا» نشان می‌دهد که با سرمایه‌گذاری هدفمند در پژوهش‌های کاربردی و تقویت همکاری‌های بین‌استانی، می‌توان راهکارهای بومی و مؤثری برای چالش‌های پیش روی کشاورزی ایران یافت. انتظار می‌رود با گواهی‌سازی و ترویج این رقم در مناطق هدف، شاهد جهشی در بهره‌وری مزارع دیم گرمسیر باشیم و گام دیگری به سوی تحقق امنیت غذایی پایدار در کشور برداشته شود.

توصیه راهبردی به مخاطبان (کشاورزان و مجریان):
با توجه به نتایج مثبت آزمایش‌های میدانی، به کشاورزان و کارشناسان کشاورزی توصیه می‌شود ضمن مشورت با مراکز جهاد کشاورزی استان‌های خود، نسبت به استفاده از بذر گندم «مانا» در فصل کشت آینده اقدام کنند تا ضمن بهره‌مندی از مزایای آن، در افزایش تولید ملی نیز سهیم باشند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار