مقالات
گرداب هزینهها؛ کشاورزی ۱۴۰۵ در مواجهه با دو شوک بزرگ
حذف ارز ترجیحی، تورم افسارگسیخته و رشد هزینههای تولید، سه ضربهای هستند که در سال ۱۴۰۵ بازار کشاورزی ایران را مستعد افزایشی بیسابقه در قیمت محصولات کردهاند. بررسیها نشان میدهد که این فشار هزینهای، به ویژه در محصولات وابسته به نهادههای وارداتی مانند دام و طیور و محصولات گلخانهای، میتواند به شوک قیمتی جدیدی در سبد غذایی خانوارها منجر شود.
پایگاه خبری داوان نیوز: نگرانی از افزایش دامنهدار قیمت مواد غذایی در سال ۱۴۰۵ در حال تبدیل شدن به یک واقعیت انکارناپذیر است. کارشناسان هشدار میدهند که ترکیب اثرات تورمی حذف ارز ترجیحی سم و کود با سایر هزینههای تولید، کشاورزان را زیر فشار بیسابقهای قرار داده که پاسخ آن تنها در افزایش قیمت نهایی محصول متجلی خواهد شد.
ناظم رامتین سردبیر داوان نیوز: بخش کشاورزی در ایران، با وجود تمامی ظرفیتها، همواره تحت تأثیر سیاستهای ارزی، یارانهای و روندهای تورمی کلان اقتصاد قرار داشته است. تصمیم اخیر دولت در حذف ارز ترجیحی و تخصیص ارز نیمایی/آزاد به واردات، یکی از مهمترین تغییرات در محیط عملیاتی این بخش محسوب میشود. از سوی دیگر، نرخ تورم نقطهای و سالانه در سطحی بالا قرار دارد. آنچه در ادامه می خوانید در پی پاسخ به این پرسش است که ترکیب این دو عامل، چگونه قیمت محصولات کشاورزی را در سال 1405 شکل خواهد داد.
حذف ارز ترجیحی و شوک هزینهای در نهادههای وارداتی:
نهادههایی مانند سموم شیمیایی، کودهای شیمیایی (به ویژه پتاسیم و فسفات که وابستگی وارداتی بالایی دارند)، بذرهای هیبرید و مکملهای دامی، سهم عمدهای در هزینههای تولید کشاورزی صنعتی و نیمهصنعتی دارند. با حذف ارز ترجیحی:
– افزایش مستقیم بهای تمامشده: قیمت این نهادهها به تناسب تفاوت نرخ ارز ترجیحی و نرخ ارز بازار (نیمایی/آزاد) افزایش یافته و در برخی موارد حتی دو تا سه برابر شده است. این افزایش مستقیماً به هزینههای تولید کشاورزان اضافه میکند.
– اختلال در زنجیره تأمین: افزایش ناگهانی قیمت، ممکن است منجر به کاهش قدرت خرید کشاورزان و ایجاد کمبود موقتی در برخی نهادهها شود که خود بر کیفیت و کمیت تولید اثر منفی میگذارد.
– اثر روانی و انتظارات تورمی: این تغییر، به عنوان یک شوک قیمتی بزرگ، انتظارات تورمی را در کل زنجیره تولید کشاورزی تقویت میکند.
تورم موجود و فشارهای هزینهای دیگر:
تورم بالای کشور محدود به حوزه ارز نیست. سایر عوامل هزینهزا که در سال 1405 نیز تداوم خواهند یافت، عبارتند از:
– افزایش قیمت حاملهای انرژی: گرانتر شدن سوخت، برق و آب آبیاری.
– افزایش دستمزدها: اگرچه معمولاً همگام با تورم عمومی نیست، اما مقداری افزایش در هزینههای نیروی کار اجتنابناپذیر است.
– گرانی نهادههای داخلی: قیمت کودهای داخلی، خوراک دام و طیور نیز تحت تأثیر تورم مواد اولیه و انرژی افزایش یافته است.
– هزینههای استهلاک و نگهداری ماشینآلات: قیمت قطعات و خدمات فنی به شدت رو به افزایش است.
مجموع این عوامل، سبد هزینههای تولید کشاورزی را تحت فشار سنگینی قرار میدهد.
تحلیل روند قیمت محصولات کشاورزی در سال 1405:
انتقال افزایش هزینهها به قیمت نهایی محصولات امری محتمل است، اما شکل و شدت آن بستگی به عواملی دارد:
– کالاهای اساسی و تنظیم بازار: برای محصولاتی مانند گندم، روغن، شکر و برنج که تحت حمایت و خرید تضمینی دولت هستند، افزایش قیمت ممکن است به صورت کنترلشده و با تأخیر همراه باشد. اما فشار هزینهها میتواند کسری بودجه دولت برای خرید تضمینی را افزایش دهد یا بر قیمت نهایی مصرفکننده تأثیر بگذارد.
– محصولات گلخانهای و دامی: به دلیل وابستگی شدید به نهادههای وارداتی (مانند جو، ذرت، مکملها، سموم تخصصی) و انرژی، این بخش بیشترین تأثیر را از شوک هزینهای خواهد دید. افزایش قیمت گوشت مرغ، تخممرغ، گوشت قرمز و محصولات گلخانهای (مانند خیار و گوجه) میتواند چشمگیر باشد.
– محصولات باغی و صیفی: در این بخش نیز هزینه سموم و کود تأثیر مستقیم دارد. با این حال، عوامل دیگری مانند آب، نیروی کار و شرایط اقلیمی نیز بسیار مهم هستند. افزایش قیمت در این بخش محتمل است اما ممکن است نامتوازن باشد.
– ضریب انتقال تورم: در شرایط رکود تقاضا، ممکن است کشاورزان نتوانند تمام افزایش هزینه را به مصرفکننده منتقل کنند که منجر به کاهش حاشیه سود و در مواردی، کاهش انگیزه تولید و کاهش عرضه در بلندمدت میشود. این کاهش عرضه خود میتواند در آینده فشارهای قیمتی جدیدی ایجاد کند.
سناریوهای محتمل:
– سناریو اول (محتمل): افزایش تدریجی و قابل توجه قیمت اکثر محصولات کشاورزی به ویژه پروتئینهای حیوانی و محصولات وارداتمحور، با وقفههای زمانی ناشی از سیاستهای تنظیم بازار دولت.
– سناریو دوم: تشدید شکاف بین قیمت تولیدکننده و قیمت مصرفکننده به دلیل افزایش هزینههای سربار واسطهگری و سوداگری در شرایط بیثباتی قیمتها.
– سناریو سوم: کاهش موقت یا دائم سطح تولید در برخی محصولات پر هزینه که منجر به افزایش وابستگی غذایی و فشارهای قیمتی بیشتر در آینده میشود.
نتیجهگیری و پیشنهادات:
با در نظر گرفتن حذف ارز ترجیحی و تورم مزمن، روند قیمت محصولات کشاورزی در سال 1405 با افزایش محسوس همراه خواهد بود. این افزایش، بیش از هر چیز ناشی از فشار هزینههای تولید است و میتواند بر امنیت غذایی و معیشت خانوارهای کمدرآمد تأثیر منفی بگذارد. برای تعدیل این روند، راهکارهایی مانند:
– حمایت هدفمند از کشاورزان خردهپا به جای یارانه غیرمستقیم نهاده.
– تقویت زنجیره تأمین نهادههای اساسی با انعقاد قراردادهای بلندمدت بینالمللی.
– کاهش ضایعات کشاورزی و افزایش بهرهوری در فرآیند تولید و توزیع.
– شفافسازی و کارآمدسازی بازار محصولات کشاورزی برای کاهش هزینههای واسطهگری.
ضروری به نظر میرسد. بدون اتخاذ سیاستهای حمایتی هوشمند و اصلاح ساختاری، بخش کشاورزی در سال آینده تحت فشار شدید هزینهای قرار خواهد گرفت و تبعات اجتماعی آن میتواند قابل توجه باشد.
مقالات
ضرورت نگاه زنجیرهای به کشت فراسرزمینی در اوراسیا
پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا میتواند بهعنوان یک راهبرد اقتصادی و راهحل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار ما، مهدی آزادواری، رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی طی یادداشتی در پایگاه خبری ایران اتاق آنلاین نوشت: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا میتواند بهعنوان یک راهبرد اقتصادی و راهحل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.
این راهبرد نهتنها امکان تأمین پایدار محصولات اساسی را فراهم میکند، بلکه میتواند زمینهساز توسعه همکاریهای اقتصادی، افزایش صادرات و جذب سرمایهگذاری مشترک شود.
منطقه اوراسیا، بهویژه کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، به دلیل برخورداری از اراضی حاصلخیز، منابع آب مناسب و هزینههای تولید پایینتر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی دارد. بسیاری از این کشورها با هدف افزایش بهرهوری اراضی کشاورزی و جذب سرمایه خارجی، سیاستهای حمایتی و مشوقهای متنوعی برای سرمایهگذاران خارجی در نظر گرفتهاند. این شرایط، فرصتی کمنظیر برای ایران ایجاد کرده است تا با سرمایهگذاری هدفمند، بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید خارج از مرزها تأمین کند.
از منظر اقتصادی، کشت فراسرزمینی در اوراسیا میتواند به کاهش هزینه تولید محصولات استراتژیک مانند غلات، دانههای روغنی و خوراک دام کمک کند. محدودیت منابع آبی در ایران موجب شده است تولید برخی محصولات کشاورزی با هزینه بالا و فشار بر منابع طبیعی انجام شود. انتقال بخشی از تولید به کشورهای دارای منابع آب فراوان، علاوه بر صرفهجویی در مصرف آب داخلی، میتواند بهرهوری اقتصادی زنجیره تأمین غذا را افزایش دهد.
از سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی کشورهای اوراسیا به ایران، مزیت مهمی در کاهش هزینههای حملونقل و تسهیل مبادلات تجاری ایجاد میکند.
توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و گسترش همکاریهای حملونقل منطقهای، امکان انتقال سریع محصولات کشاورزی را فراهم ساخته و ریسکهای لجستیکی را کاهش میدهد. این موضوع، در مقایسه با سرمایهگذاری کشاورزی در مناطق دوردست جهان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای همکاری با کشورهای اوراسیا ایجاد میکند.
با این حال، تحقق موفق کشت فراسرزمینی نیازمند تدوین سیاستهای حمایتی و ایجاد زیرساختهای حقوقی و مالی مناسب است. سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور مستلزم توافقات بلندمدت، تضمین حقوق مالکیت، حمایتهای بانکی و بیمهای و ایجاد سازوکارهای مشترک با دولتهای میزبان است. همچنین نقش بخش خصوصی در این حوزه بسیار تعیینکننده است و بدون مشارکت فعال شرکتهای کشاورزی و صنایع غذایی، توسعه این راهبرد امکانپذیر نخواهد بود.
نکته مهم دیگر، ضرورت نگاه زنجیرهای به کشت فراسرزمینی است. سرمایهگذاری در تولید محصولات کشاورزی باید همراه با توسعه صنایع فرآوری، ذخیرهسازی و صادرات باشد تا ارزشافزوده اقتصادی آن برای کشور افزایش یابد. در غیر این صورت، صرف تولید مواد خام در خارج از کشور نمیتواند اهداف کلان اقتصادی و امنیت غذایی را بهطور کامل محقق کند.
در مجموع، کشت فراسرزمینی در اوراسیا را میتوان یکی از فرصتهای راهبردی پیشروی اقتصاد ایران دانست؛ فرصتی که در صورت برنامهریزی دقیق، میتواند به تقویت امنیت غذایی، کاهش فشار بر منابع طبیعی و توسعه همکاریهای اقتصادی منطقهای منجر شود. استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند عزم سیاستگذاری، تسهیل فضای سرمایهگذاری و حضور فعال بخش خصوصی است. در شرایط کنونی، اوراسیا میتواند به شریک راهبردی ایران در تأمین پایدار غذا و توسعه کشاورزی مدرن تبدیل شود.
مقالات
کنترل زنگ زرد؛ از پایش میدانی تا مداخله هدفمند
بیماری زنگ زرد ناشی از قارچ Puccinia striiformis، یکی از مخربترین تهدیدهای تولید غلات در ایران است. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استانها با بهرهگیری از سامانههای پایش مولکولی، شبکه هشدار سریع، توسعه ارقام دارای مقاومت انباشته (ژنهای Yr5 و Yr15) و کاربرد هدفمند قارچکشها بر اساس آستانه اقتصادی خسارت، توانست از بروز اپیدمی فراگیر جلوگیری کند. این مقاله به تحلیل عملکرد این نظام پایش مستمر، چالشهای فراروی آن (از جمله تغییر اقلیم و مقاومت به قارچکشها) و دستاوردهای آن در کاهش خسارت و مصرف بهینه نهادهها میپردازد.
پایگاه خبری داوان نیوز: بیماری زنگ زرد گندم (ناشی از قارچ Puccinia striiformis f. sp. tritici) یکی از مهمترین و خسارتزاترین بیماریهای غلات در ایران و جهان محسوب میشود. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استانهای کشور با بهرهگیری از راهبردهای نوین علمی، برنامههای پایش مستمر و یکپارچهای را برای مقابله با این تهدید به اجرا درآورده است. این مقاله با استناد به یافتههای پژوهشی معاصر، به تحلیل عملکرد این مدیریت در سه محور اصلی «پیشآگاهی و پایش میدانی»، «مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم»، و «مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند» میپردازد. نتایج حاکی از آن است که اگرچه تنوع فیزیولوژیکی قارچ عامل بیماری و حساسیت برخی ارقام رایج چالشهایی را ایجاد کرده است، اما اجرای نظاممند برنامههای پایش، توسعه ارقام دارای مقاومت تجمعی (Pyramiding) و بهکارگیری سامانههای هشدار سریع، توانسته است خسارات ناشی از این بیماری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
واژگان کلیدی: زنگ زرد گندم، پایش مستمر، مدیریت حفظ نباتات، مقاومت به بیماری، ایران
مقدمه
گندم و جو به عنوان ستونهای اصلی امنیت غذایی ایران، همواره در معرض تهدید عوامل بیماریزای متعددی قرار دارند. در میان این عوامل، بیماری زنگ زرد (استریپ راش) به دلیل توانایی بالای قارچ عامل آن در تولید اسپورهای هوازی، قابلیت اپیدمی شدن در مقیاس وسیع و ایجاد خسارت اقتصادی قابل توجه، از جایگاه ویژهای برخوردار است . بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در ایران، کمبود مقاومت پایدار در بسیاری از ارقام گندم، یکی از دلایل اصلی بروز اپیدمیهای دورهای این بیماری بوده است .
در این راستا، مدیریت حفظ نباتات استانها به عنوان خط مقدم دفاع در برابر این تهدید، وظیفه طراحی و اجرای برنامههای پایش و کنترل را بر عهده دارد. سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، با توجه به پیشبینیهای هواشناسی مبنی بر شرایط مساعد برای توسعه بیماری در برخی مناطق، یک سال چالشبرانگیز و در عین حال فرصتی برای سنجش کارآمدی سیستمهای نوین مدیریت تلفیقی (IPM) بود.
مبانی علمی راهبردهای مقابله با زنگ زرد
چالش مقاومت ارقام
یکی از چالشهای اساسی در کنترل زنگ زرد، تکامل سریع نژادهای فیزیولوژیک جدید قارچ است که میتوانند بر ژنهای مقاومت اختصاصی غلبه کنند. تحقیقات گسترده در ایران نشان داده است که تکیه صرف بر مقاومت تمام مراحل رشدی (All-Stage Resistance) پایدار نبوده و نیاز به استفاده از مقاومت مرحله گیاه بالغ (Adult Plant Resistance – APR) و مقاومت زنگ آهسته (Slow Rusting) میباشد . مطالعهای بر روی ۴۴ ژنوتیپ گندم سازگار با مناطق معتدل و گرم و مرطوب شمال ایران نشان داد که ۲۷.۲ درصد از ژنوتیپها دارای مقاومت زنگ آهسته و ۲۷.۲ درصد نیز دارای مقاومت مرحله گیاه بالغ در برابر زنگ زرد بودند .
راهبردهای نوین به نژادی
در سالهای اخیر، مدیریت حفظ نباتات با همکاری مراکز به نژادی، بر توسعه ارقام دارای ژنهای مقاومت انباشته (Pyramiding) تمرکز کرده است. به عنوان مثال، در پژوهشی مرتبط با رقم حساس روشن (که علیرغم صفات زراعی مطلوب، به زنگ زرد حساس است)، ژنهای مؤثر Yr5 و Yr15 با استفاده از روش نشانگر Assisted backcrossing به این رقم منتقل شد. لاینهای خالص ایجاد شده (NILs) حامل این ژنها، به عنوان جایگزینهای مقاوم برای رقم روشن پیشنهاد شدهاند . این رویکرد، مبنای علمی برنامههای جایگزینی ارقام حساس در سطح استانها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ قرار گرفت.
عملکرد مدیریت حفظ نباتات استانها: محورهای اجرایی
۱. پایش مستمر و پیشآگاهی
سامانه پایش زنگ زرد در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بر اساس یک شبکه منسجم از ایستگاههای هشدار سریع در استانهای مستعد شامل گلستان، مازندران، اردبیل، خراسان رضوی، فارس و خوزستان فعال شد. این سامانه شامل سه سطح زیر بود:
– پایش مزرعهای: کارشناسان حفظ نباتات با نمونهبرداری هفتگی از مزارع شاخص، شدت و فراوانی بیماری را با استفاده از معیارهایی مانند شدت نهایی بیماری (FRS) و ضریب آلودگی (CI) ثبت میکردند .
– پایش مولکولی: با همکاری دانشگاهها و مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، نمونههای برگ آلوده برای تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ به آزمایشگاههای مرجع ارسال میشد. این اقدام برای ردیابی به موقع نژادهای جدید و تهاجمی قارچ حیاتی بود.
– سامانه تصمیمیاب: دادههای جمعآوری شده در یک پایگاه داده مرکزی تجمیع و با استفاده از مدلهای پیشبینی کننده (که پارامترهایی مانند دما، رطوبت و مرحله رشد گیاه را در نظر میگیرند) نقشههای خطر اپیدمی به صورت هفتهوار به استانها ابلاغ میگردید.
۲. مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم
مدیریت حفظ نباتات استانها با همکاری جهاد کشاورزی، سیاست تشویقی برای کشت ارقام مقاوم را در پیش گرفت. بر اساس یافتههای پژوهشی، ژنوتیپهایی مانند M-97-7، M-97-14 و N-97-7 که مقاومت توأم نسبت به زنگ زرد و سیاه نشان دادهاند ، در فهرست ارقام توصیه شده برای کشت در مناطق آلوده قرار گرفتند. همچنین، در مناطقی مانند دزفول که با بیماری زنگ برگ نیز مواجه هستند، از لاینهای مقاوم موجود در بانک ژن گیاهی ملی ایران استفاده شد که نشان داد ۴۴ اکسشن دارای مقاومت در هر دو مرحله گیاهچه و گیاه بالغ هستند .
۳. مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند
در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، رویکرد مدیریت حفظ نباتات بر کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزینی آن با روشهای هدفمند مبتنی بر آستانه اقتصادی خسارت استوار بود. محلولپاشی صرفاً در مزارعی انجام شد که:
1. رقم کشت شده حساس بود.
2. علائم بیماری در مرحله ساقهروی تا ظهور سنبله مشاهده میشد.
3. پیشبینی شرایط آب و هوایی (بارندگی و شبنم) مساعد برای پیشرفت بیماری بود.
این رویکرد علاوه بر کاهش هزینههای تولید، از بروز مقاومت قارچکشها نیز جلوگیری مینماید. مطالعات داخلی نشان داده است که استفاده از ترکیبات قارچکش مؤثر در زمان دقیق (مانند مهارکنندههای دهیدروژناز سوکسینات – SDHI) در مقایسه با محلولپاشیهای بدون برنامه، کارآیی به مراتب بالاتری در کنترل زنگ زرد دارد.
چالشها و راهکارهای پیش رو
علیرغم موفقیتهای نسبی، مدیریت حفظ نباتات استانها در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با چالشهایی نیز مواجه بود:
– تغییر اقلیم: نوسانات دمایی و افزایش رطوبت در برخی مناطق غیرمستعد، سبب گسترش دامنه میزبانی قارچ شده است.
– مقاومت به قارچکشها: گزارشهایی از کاهش حساسیت برخی جدایههای قارچ به قارچکشهای رایج (مثل گروه استروبیلورینها) دریافت شده که ضرورت تنوع بخشی در چرخه قارچکشها را آشکار میسازد.
– آموزش بهرهبرداران: اگرچه اقدامات ترویجی گستردهای صورت گرفت، اما در برخی مناطق، کشاورزان همچنان به محلولپاشیهای بیموقع یا کشت ارقام حساس اصرار داشتند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بررسی عملکرد مدیریت حفظ نباتات استانها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان میدهد که گذار از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشگیرانه و هوشمندانه، مهمترین دستاورد این دوره بوده است. استقرار سامانههای پایش مولکولی، استفاده از ارقام دارای مقاومت انباشته (Pyramiding) و به کارگیری مدلهای پیشآگاهی، سبب شد تا علیرغم شرایط مساعد اقلیمی در برخی استانها، از بروز یک اپیدمی فراگیر جلوگیری شود.
توصیه میگردد:
۱. تقویت بانک ژن مقاومت: برنامههای به نژادی برای انتقال ژنهای مؤثر مقاومت مرحله گیاه بالغ (مانند Yr18 و Yr46) به ارقام پرمحصول و سازگار با اقلیمهای مختلف ایران تسریع گردد .
۲. یکپارچهسازی دادهها: ایجاد یک پلتفرم ملی برای اشتراکگذاری بلادرنگ دادههای پایش بیماری بین استانها و مؤسسات تحقیقاتی.
۳. توانمندسازی کارشناسان محلی: برگزاری دورههای تخصصی آموزشی در زمینه تشخیص زودهنگام و استفاده از ابزارهای مولکولی برای کارشناسان حفظ نباتات شهرستانها.
تجربه سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ ثابت کرد که سرمایهگذاری در نظامهای نوین پایش و مقاومت، نه تنها از نظر اقتصادی به صرفه است، بلکه برای تضمین امنیت غذایی پایدار کشور یک ضرورت راهبردی محسوب میشود.
مقالات
سهضلعی مرگبار: تحریم، جنگ، بحران انرژی / کود کجای این معادله ایستاده است؟
«شاخص قابلیت خرید کود اوره در بازارهای جهانی از بحران انرژی ۲۰۲۱ نیز عبور کرد و ایران در میانه این طوفان، هم صادرات خود را از دست داده و هم قادر به واردات پایدار نیست. کارشناسان هشدار میدهند: در صورت عدم تغییر فوری الگوی مصرف و حرکت به سمت کودهای زیستی، کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری اجتنابناپذیر است.»
پایگاه خبری داوان نیوز: تنگه هرمز بسته شد، کارخانههای اوره ایران خاموش، و قیمت کود در جهان رکورد زد. اما کشاورز ایرانی هنوز منتظر حواله کود است. آیا میتوان بدون اوره، گندم تولید کرد؟ پاسخ در کودهای زیستی و مدیریت هوشمند آب و خاک نهفته است. بحران کود، فرصتی برای تحول در کشاورزی ایران است؛ اگر زودتر بیدار شویم.
به گزارش داوان نیوز، بخش کشاورزی ایران در موقعیت کنونی، با انباشتی از چالشهای بیسابقه دست و پنجه نرم میکند. از یک سو، تحریمهای بینالمللی سیستم بانکی و لجستیک واردات را مختل کرده و از سوی دیگر، جنگ اخیر در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز، زنجیره تامین جهانی کود را با شدیدترین شوک طی سالهای اخیر مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، دسترسی به کودهای کشاورزی نه تنها یک مسئله فنی، بلکه به موضوعی راهبردی برای حفظ امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. این مقاله به تحلیل ابعاد این بحران و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن میپردازد.
بحران جهانی کود: از هرمز تا حواله
واقعیت تلخ این است که بازار جهانی کود در بهار ۲۰۲۶ وارد فاز جدیدی از بیثباتی شده است. تنگه هرمز که روزانه حدود ۳۰ درصد از تجارت جهانی اوره از آن عبور میکند، عملاً مسدود شده است . این اختلال به دلیل نقش محوری ایران و همسایگانش در تولید کودهای نیتروژنه، یک فاجعه برای زنجیره تامین محسوب میشود.
الف) شاخصهای هشداردهنده قیمت
آخرین دادهها نشان میدهد که قیمت اوره (نوعی کود نیتروژنه حیاتی برای غلات) در بازارهای جهانی به سطوح بیسابقهای رسیده است. شاخص «قابل خرید بودن» (Affordability Index) کود اوره که توسط موسسه CRU منتشر میشود، در فروردین ۱۴۰۵ به ۲۰۶ واحد رسید که بالاتر از رکورد بحران انرژی سال ۲۰۲۱ (۱۹۸ واحد) است . این بدان معناست که قیمت کود نسبت به قیمت محصولاتی که کشاورز میفروشد، به شدت افزایش یافته است.
ب) تعطیلی خطوط تولید در منطقه
برخلاف تصور عمومی که ایران را صرفاً یک کشور تحریمی میداند، این کشور یکی از بازیگران اصلی تولید اوره در جهان است. برآوردها نشان میدهد ایران با تولید سالانه بیش از ۱۱ میلیون تن اوره، دومین یا سومین صادرکننده بزرگ این کود در جهان است . اما جنگ اخیر باعث شده تمامی واحدهای آمونیاک و اوره ایران به دلیل حملات به زیرساختهای انرژی از مدار خارج شوند . این توقف تولید، همزمان با خروج چین از بازار صادراتی (تا آگوست ۲۰۲۶) و کاهش تولید در اروپا، یک طوفان کامل عرضه را شکل داده است .
موقعیت ایران در میدان مین تحریم
در چنین شرایطی، کشاورز ایرانی در موقعیت پارادوکسیکال قرار دارد. از یک طرف، کشورهای واردکننده برای یافتن جایگزین کود ایرانی (که دیگر تولید نمیشود) با یکدیگر رقابت میکنند و از طرف دیگر، خود ایران به دلیل تحریمها قادر به استفاده از ظرفیتهای جهانی برای جبران کمبود نیست.
چالش تأمین ارز و لجستیک
حتی اگر کودی در بازارهای بینالمللی (مانند روسیه یا ترکمنستان) موجود باشد، مشکل نقل و انتقالات مالی به دلیل تحریمهای بانکی، اصلیترین گلوگاه است. علاوه بر این، نوسانات شدید نرخ ارز و ریسک بالای حمل و نقل دریایی (به دلیل درگیریهای نظامی در دریای سرخ و خلیج فارس)، هزینه تمام شده هر کیلو کود وارداتی را به طور سرسامآوری افزایش داده است.
راهبردهای بقا در شرایط بحرانی
با توجه به تحلیل وضعیت موجود، راهکارهای زیر برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود:
۱. گذار از کودهای شیمیایی به زیستی (تغییر پارادایم)
در شرایطی که قیمت اوره و فسفات (DAP) سر به فلک کشیده، کودهای زیستی (Biofertilizers) و کودهای آلی میتوانند نقش طلایهدار را ایفا کنند. ترویج استفاده از باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن (ازتوباکتر) و باکتریهای حلکننده فسفات (Pseudomonas) میتواند نیاز به کودهای شیمیایی وارداتی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این روش نه تنها وابستگی به واردات را کم میکند، بلکه به احیای خاکهای فرسوده ایران نیز کمک میکند.
۲. استفاده از فناوریهای نوین آبیاری و تغذیه
در شرایط کمبود کود، کودآبیاری (Fertigation) در سیستمهای آبیاری قطرهای به شدت افزایش بازدهی را به همراه دارد. با تزریق دقیق کود در ناحیه ریشه، تلفات کود به حداقل میرسد و هر واحد کود، حداکثر جذب را دارد. در شرایط فعلی، «دقت» مهمتر از «مقدار» است.
۳. بازنگری در الگوی کشت و مدیریت بقایا
وزارت جهاد کشاورزی باید به سرعت الگوی کشت را به سمت محصولاتی سوق دهد که نیاز غذایی پایینتری دارند یا قابلیت همزیستی با باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن (مانند حبوبات) را دارند. همچنین، مدیریت بقایای گیاهی و کمپوست میتواند بخش قابل توجهی از عناصر غذایی مورد نیاز خاک را تامین کند.
۴. هوشمندسازی یارانه و توزیع
با توجه به بحران شدید عرضه، سیستم توزیع فعلی (کوپن و حواله) نیازمند شفافیت و هوشمندی بیشتر است. استفاده از سامانههای پهنهبندی برای تخصیص کود به مزارع بر اساس نیاز واقعی خاک (آزمون خاک) میتواند از خروج کود از مدار کشاورزی و قاچاق آن به خارج جلوگیری کند.
چشمانداز و هشدار
کارشناسان بینالمللی معتقدند بحران فعلی کود از بحران سال ۲۰۲۲ (آغاز جنگ روسیه و اوکراین) شدیدتر است . دلیل آن سادگی است: اوره یک کالای حیاتی برای هر فصل کشت است و برخلاف پتاس یا فسفات، نمیتوان مصرف نیتروژن را حتی برای یک فصل حذف کرد، زیرا مستقیماً با عملکرد و پروتئین دانه گره خورده است .
در سطح جهانی، حتی کشورهای ثروتمندی مانند استرالیا و آمریکا نیز با کمبود روبهرو هستند و قیمت گندم در بازارهای جهانی افزایش یافته است . برای ایران، این وضعیت یک هشدار جدی است که اگر با مدیریت هوشمندانه همراه نباشد، میتواند به کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری و در نتیجه افزایش وابستگی به واردات (که آن هم با مشکل ارزی مواجه است) منجر شود.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بازار کود کشاورزی در ایران امروز، نقطه برخورد «تحریم»، «جنگ» و «بحران انرژی» است. دیگر نمیتوان با روشهای سنتی و صرفاً با تکیه بر واردات، نیاز مزارع را تامین کرد. گذار به کشاورزی هوشمند مبتنی بر کودهای زیستی و آلی، افزایش بهرهوری آب و تغذیه دقیق گیاه، تنها راه نجات امنیت غذایی در این شرایط طوفانی است. ضروری است دولت ضمن شفافسازی زنجیره تامین، با سرمایهگذاری فوری در دانش بومی تولید کودهای زیستی و آلی، وابستگی ساختاری به بازارهای بیثبات جهانی را کاهش دهد. در غیر این صورت، نه تنها کمبود کود، بلکه گرسنگی نیز به بحرانهای کشور افزوده خواهد شد.
-
دانستنی ها3 هفته پیشتغییر در نرم مبارزه؛ دستورالعمل فنی و اجرايي مبارزه با سن غلات
-
سرخط4 هفته پیشالگوی کشت محصولات گلخانه و محیط های کنترل شده تدوین شد
-
استان ها4 هفته پیشهزار جریبی: افزایش 50 درصدی تولید گندم، عدم ممنوعیت کشت برنج
-
آموزش4 هفته پیشکرم گلوگاه انار؛ مدیریت تلفیقی راهکاری مؤثر
-
خبرهای سازمانی3 هفته پیشسال 1405 در سازمان تات: سال آموزش و ترویج یافتهها و فناوریها
-
استان ها2 هفته پیشنشست فنی گیاهپزشکی مازندران؛ بیماریهای غلات و علفهای هرز کشت پاییزه بررسی شد
-
پرونده ویژه4 هفته پیشپژوهشهای حشرهشناسی، بیمهی آیندهی کشاورزی ایران
-
علوم و آموزش2 هفته پیشرقم «لاهیج»؛ تقویت انگیزه نوسازی باغها با معرفی رقم جدید چای

