پرونده ویژه
ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه
در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناکترین دشمنان را نمیتوان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بیسر و صدا به ریشه گیاهان حمله میکنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکنگونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسمهای مفید تبدیل میکند.

پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخدندههای یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستانها، عقربه مدیریت آفات خاکزی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفتوگو از لزوم آگاهیبخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونههای قرنطینهای مانند نماتد سیست طلایی سیبزمینی سخن گفت.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفتوگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافتهها، چالشها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.
با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافتههای پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهرهبرداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟
جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و همافزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهرهبردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومیسازیشده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود مییابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافتههای پژوهشی و تبدیل آنها به بستههای آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.
در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژنهای خاکزی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان میشود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارتزای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب میشوند و علائم خسارت آنها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر میشود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست میدهند.
بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیستشناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسیهای انجامشده در باغهای تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوتهها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینههای بالا، اقدام به مصرف بیرویه سموم شیمیایی قارچکش و کودها میکنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگلهای اجباری ریشه) بوده است.
بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامههای جامع آگاهیبخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینهسازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژههای تحقیقاتی جاری نیز سعی کردهایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونهبرداریها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالشهای واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.
از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونههای قرنطینهای و تهاجمی نماتدها دارد؟
جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارتزا و ارائه هشدار بهموقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونههای قرنطینهای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکههای قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانونهای آلوده به مناطق سالم است.
در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینهای، نماتد سیست طلایی سیبزمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوهای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینهای با قدرت خسارتزایی فوقالعاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایشهای لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستمهای جنگلی کشور انجام میشود. بهروزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینهای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.
با پیشرفت فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیکها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوریها میتوانند جایگزین روشهای سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟
جهانشاهی افشار: فناوریهای نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیستشناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افقهای جدیدی را در علوم گیاهپزشکی گشودهاند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسیپذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.
در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها و زیرساختهای آزمایشگاهی سیار، استفاده از روشهای کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونهها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.
ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونههای نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیصها معمولاً در آزمایشگاههای مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام میشود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) میتواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روشهای سنتی برای پایشهای گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روشها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف میشوند.
با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟
جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تکعاملی (معجزهگونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب میکند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافتههای پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:
۱. پیشگیری (Prevention): محوریترین رکن. استفاده از نهالها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهیشده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینهسازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنشهای آبی و تغذیهای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسمهای آنتاگونیست (قارچها و باکتریهای شکارگر نماتد) و تلفیق آنها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان میکنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه میشوند) اگرچه در کوتاهمدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها میشود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسمهای مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر میگردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایههای عمقیتر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش میدهند.
در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقههای زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستانها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیقتری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخدندههای یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخدندههاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.

پرونده ویژه
همگرایی اطلاعاتی؛ راهبرد سهوجهی جهاد کشاورزی برای برونرفت از بحران آب
معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، با درک عمق بحران ناشی از تغییرات اقلیمی و مدیریت ناپایدار گذشته، بر سه محور «داده و شفافیت»، «پشتیبانی علمی» و «مشارکت گسترده» متمرکز شده است. اتصال سامانه های اطلاعاتی، مهمترین گام برای گذار از مدیریت سلیقهای به حکمرانی داده محور است که میتواند به اصلاح الگوی کشت و افزایش بهرهوری منجر شود. هرچند این مسیر با چالشهای فنی و فرهنگی روبهروست، اما به نظر میرسد با حمایت دولت و همکاری میانبخشی، گامهای مؤثری برای تضمین امنیت غذایی و پایداری تولید در بخش کشاورزی برداشته شده است.

پایگاه خبری داواننیوز: با تشدید آثار تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای بیسابقه در سال آبی جاری ، بخش کشاورزی بهعنوان بزرگترین مصرفکننده منابع آب با چالشی بیسابقه روبهروست . در این شرایط، معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی با اتخاذ رویکردی فرابخشی و مبتنی بر داده، در تلاش است تا با یکپارچهسازی اطلاعات و بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و حقوقی، مسیر برونرفت از بحران کمآبی را هموار کند.
ناظم رامتین/ خبرنگار داواننیوز؛ با کاهش منابع آب تجدیدپذیر ایران از متوسط تاریخی ۱۳۰ میلیارد مترمکعب به حدود ۹۰ میلیارد مترمکعب در پی تشدید تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای پیوسته، و برداشت بیرویهای که منجر به تخلیه حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب از ذخایر آب زیرزمینی کشور شده است، بخش کشاورزی بهعنوان مصرفکننده حدود ۹۰ درصد از آب تجدیدپذیر، در کانون بحران قرار دارد . در این شرایط، معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی با اتخاذ رویکردی فرابخشی و مبتنی بر یکپارچهسازی دادهها، در تلاش است تا با عبور از الگوهای ناکارآمد گذشته، معماری نوینی برای حکمرانی آب و خاک در کشور پیادهسازی کند. این گزارش به تحلیل ابعاد این راهبرد نوین میپردازد.
یکپارچهسازی سامانههای اطلاعاتی؛ گامی بنیادین در گذار به حکمرانی هوشمند
مهمترین و بیسابقهترین اقدام معاونت آب و خاک، اتصال سامانههای اطلاعاتی وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو است. بر اساس این طرح که پس از دو سال پیگیری و تصویب در شورای هماهنگی معاونان دو وزارتخانه به مرحله اجرا رسیده، سامانه «ساماب» وزارت نیرو به سامانه پهنهبندی تولیدات کشاورزی متصل میشود تا امکان تطبیق داده های تولید با میزان برداشت آب فراهم آید.
این همگرایی اطلاعاتی که در مراحل بعدی به سایر سامانه ها نظیر «مزرعه من» نیز تسری خواهد یافت، پاسخی ساختاری به مهمترین خلأ سیاستگذاری در ایران یعنی «تشتت نهادی و بخشینگری» است که پژوهشها بهعنوان مهمترین نیروی محرکه بحران آب در بخش کشاورزی شناسایی کردهاند . اتصال این سامانهها، امکان محاسبه دقیق بهرهوری آب در سطح هر بهرهبردار (نسبت تولید به ازای هر واحد آب مصرفی) را فراهم میسازد و زمینه را برای اصلاح الگوی کشت بر اساس پایداری منابع و پایش مستمر عملکرد برنامهها مهیا میکند.
معماری نوین حکمرانی آب؛ از نهادهای سنتی تا مشارکت راهبردی
در کنار یکپارچهسازی دادهها، سرپرست معاونت آب و خاک بر مؤلفههای کلیدی دیگری تأکید دارد که نشان از درک عمیق از الزامات حکمرانی پایدار آب دارد:
پشتیبانی علمی و پژوهشی: دیدار با روسای مؤسسات تحقیقاتی بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای علمی برای تدوین نقشههای مدیریتپذیر خاک، اجرای قانون حفاظت از خاک، و توسعه فناوریهای نوین آبیاری تأکید دارد. این رویکرد پاسخگوی نیاز به «توانمندسازی نهادی» و «یادگیری نهادی» است که پژوهشها بهعنوان پیشنیاز افزایش مشارکت کشاورزان و بهرهوری آب معرفی کردهاند.
دیپلماسی آب و صیانت از منافع ملی: تأکید بر تأمین حقآبه ایران از رودخانه ارس بهعنوان منبع حیاتی برای بیش از ۲۳۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی استانهای آذربایجان، نشان میدهد که راهبردهای داخلی مدیریت آب با رایزنیهای حقوقی و بینالمللی برای حفظ امنیت آبی کشور گره خورده است. این اقدام در راستای کاهش آسیبپذیری ناشی از «تنشهای اجتماعی و قومی پیرامون آب» که در الگوهای حکمرانی نامطلوب شناسایی شده، قابل ارزیابی است.
مشارکت بهرهبرداران و تشکلها: تأکید بر نقش تشکلهای کشاورزی و بخش خصوصی در مدیریت زیرساختها، پاسخی به یافتههای پژوهشی است که «مشارکت، مشورت و درگیری کاربران در تدوین برنامههای منطقهای» را از مؤلفههای کلیدی حکمرانی موفق آب معرفی کردهاند . پژوهشهای اخیر نشان دادهاند که نظامهای آبیاری مبتنی بر مشارکت (مانند قنات) از بهرهوری اقتصادی آب بالاتری نسبت به نظامهای مبتنی بر چاه برخوردارند و این مزیت با تقویت شفافیت، پاسخگویی و عدالت در حکمرانی ارتباط مستقیم دارد .
تمرکز بر اجرا؛ از سامانههای نوین آبیاری تا حکمرانی تطبیقی
برگزاری مستمر نشستهای کارگروه پیگیری طرحهای نیمهتمام سامانههای نوین آبیاری با حضور مدیران استانی، نشاندهنده عزم جدی برای تکمیل زیرساختهای فیزیکی افزایش بهرهوری است. با این حال، سرپرست معاونت آب و خاک بهدرستی بر این نکته تأکید دارد که مدیریت پایدار بدون مشارکت ذینفعان ممکن نیست. این رویکرد با یافتههای پژوهشی در خصوص شکست برنامههای «بالا به پایین» احیای دریاچه ارومیه همخوانی دارد؛ جایی که عدم مشارکت جوامع محلی نهتنها منجر به تحقق اهداف نشد، بلکه توسعه باغات آببر را تشدید کرد . پژوهشهای تطبیقی نشان میدهند که سیاستهای یکبعدی فاقد سازوکارهای نظارتی مؤثر، منجر به کاهش اعتماد، افزایش رفتارهای فرصتطلبانه و تضعیف سرمایه اجتماعی میشوند؛ در مقابل، تلفیق سیاستهای نرم (آموزش و نظارت) با سیاستهای سخت (یارانههای مشروط و تأمین پایدار آب) به افزایش بهرهوری فیزیکی آب میانجامد.
به گزارش خبرنگار اخبار روزانه کشاورزی، معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی با درک عمق بحران ناشی از تغییرات اقلیمی، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، و مهمتر از آن، ناکارآمدی الگوهای بخشی و جزیرهای مدیریت، بر سه محور اساسی متمرکز شده است: «یکپارچهسازی اطلاعات و شفافیت» برای گذار از تصمیمگیری سلیقهای به حکمرانی دادهبنیان، «توانمندسازی نهادی از طریق پژوهش و مشارکت» برای بازسازی سرمایه اجتماعی و اعتماد، و «دیپلماسی فعال آب» برای صیانت از منافع ملی در سطح فرامرزی. با توجه به اینکه ۸۵ درصد از چالشهای اساسی حوضههای آبریز کشور در ابعاد کمی آب، تغییرات اقلیمی، فناوری و ظرفیتسازی اجتماعی قابل اولویتبندی هستند ، این راهبرد سهوجهی میتواند در صورت استمرار و پرهیز از نگاه مقطعی، الگویی برای حکمرانی تطبیقی و تابآور در برابر بحران کمآبی فراهم آورد. با این حال، موفقیت نهایی این برنامه در گرو تحقق کامل احکام قانونی مرتبط با حکمرانی یکپارچه آب و عبور از مرزهای مدیریتی سنتی است؛ فرایندی که به حمایت مستمر دولت و تعامل سازنده تمام ذینفعان نیاز دارد.
آب و انرژی
کاهش ۵ میلیارد مترمکعبی آب کشاورزی تا ۱۴۰۷ / ۴ استان در تنش آبی
برنامه هفتم توسعه کاهش مصرف آب کشاورزی به ۶۵ میلیارد مترمکعب را تکلیف کرده، اما آیا الگوی کشت تدوین شده بر اساس ۶۷ میلیارد مترمکعب، آن هم در شرایطی که بارشها غیرقابل پیشبینی است و استانهای مرکزی درگیر تنش آبیاند، ضمانت اجرایی کافی برای جبران این شکاف ۲ میلیارد مترمکعبی را دارد؟ مدیرکل دفتر امور آب کشاورزی میگوید: انعطاف پذیری در الگو، پاسخ این چالش است.

پایگاه خبری داواننیوز: در شرایطی که کشور با خشکسالیهای پی در پی و کاهش محسوس منابع آبی روبهرو است، مدیریت مصرف در بخش کشاورزی که سهم عمدهای از مصارف آب کشور را به خود اختصاص داده، به یکی از اولویتهای اصلی دولت و وزارت جهاد کشاورزی تبدیل شده است. بر اساس قانون برنامه هفتم پیشرفت، هدفگذاری شده است که مصرف آب در این بخش تا سال ۱۴۰۷ به ۶۵ میلیارد متر مکعب کاهش یابد؛ هدفی که به نظر میرسد با چالشها و فرصتهای متعددی همراه است.
به گزارش خبرنگار ما، امیر هدایتی، مدیرکل دفتر امور آب کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی، با اعلام بر ضرورت کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی به ۶۵ میلیارد متر مکعب تا پایان برنامه هفتم تأکید کرد. این هدف در حالی دنبال میشود که بر اساس اعلام مسئولان، مصرف آب کشاورزی در سالهای عادی حدود ۷۰ میلیارد متر مکعب بوده است.
وی افزود که برنامه الگوی کشت برای سال زراعی آینده بر اساس ۶۷ میلیارد مترمکعب آب تدوین و توسط سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی ابلاغ شده است. این برنامه با انعطافپذیری لازم برای مواجهه با شرایط اقلیمی پیشبینیشده طراحی شده تا در صورت کاهش آب اختصاصی، تغییری متناسب در الگوی کشت ایجاد و از اختلال در تولید جلوگیری شود.
هدایتی با اشاره به عملکرد سال آبی گذشته گفت: در ابتدا بر اساس پیشبینیهای خشکسالی، ۵۱ میلیارد متر مکعب آب برای بخش کشاورزی در نظر گرفته شده بود، اما بارشهای مناسب در نیمه دوم سال به ویژه در زمستان، باعث شد در عمل بیش از این میزان آب در اختیار کشاورزان قرار گیرد. با این حال، وی هشدار داد که برخی استانها نظیر تهران، البرز، قم و قزوین همچنان با تنش آبی شدیدی دست و پنجه نرم میکنند.
تلاش برای افزایش بهرهوری؛ از آبیاری نوین تا اصلاح الگوی کشت
تحقق هدف کاهش مصرف آب به ۶۵ میلیارد متر مکعب، نیازمند تغییر رویکردهای سنتی و حرکت به سمت افزایش بهرهوری است. در این زمینه، توسعه سامانه های نوین آبیاری و آبیاری هوشمند که میتواند بهرهوری آب را تا دو برابر افزایش دهد، در دستور کار قرار دارد. همچنین وزارت جهاد کشاورزی بر اجرای کامل الگوی کشت بر اساس تناسب اراضی و مزیتهای نسبی هر منطقه تأکید دارد و کشاورزان را به رعایت آن ملزم میداند.
ناترازی و تکالیف استانی
بر اساس ماده ۳۷ برنامه هفتم توسعه، کشور مکلف به رفع ۱۵ میلیارد متر مکعب ناترازی در بخش آب است و سهم هر استان از این کاهش تعیین شده است. به عنوان مثال، استان یزد موظف است ۶۰ میلیون مترمکعب و استان کرمانشاه ۴۰۰ میلیون مترمکعب از مصرف آب خود را کاهش دهد که بخش قابل توجهی از آن مربوط به بخش کشاورزی است.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، با وجود اقدامات انجامشده و برنامهریزیهای صورت گرفته، مسیر رسیدن به هدف ۶۵ میلیارد مترمکعبی مصرف آب در بخش کشاورزی، دشوار و نیازمند عزم ملی و همکاری همه جانبه است. کارشناسان معتقدند علاوه بر سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و توسعه زیرساختها، فرهنگسازی و همراهی کشاورزان با سیاستهای اصلاحی نیز نقشی کلیدی در موفقیت این طرح خواهد داشت.
پرونده ویژه
غفرانی: فقدان مکانیزاسیون پایدار، تهدیدی پنهان برای امنیت ملی
در شرایطی که ایران در گذار اقتصادی و مواجهه با تهدیدات بیرونی قرار دارد، معاون حراست جهاد کشاورزی در نشست اراک، فقدان مکانیزاسیون پایدار را بزرگترین تهدیدِ پنهان امنیت غذایی ارزیابی کرد و خواستار خروج از کشاورزی سنتی به سمت فناوریهای نوین در مزرعه شد.

پایگاه خبری داواننیوز: در نشست تخصصی روسای ادارات امور فناوریهای مکانیزه سراسر کشور که در هتل امیرکبیر اراک برگزار شد، معاون سازمان حراست وزارت جهاد کشاورزی با تأکید بر پیوند راهبردی میان مکانیزاسیون و امنیت ملی، از این حوزه به عنوان «خط مقدم دفاع از سفره ایرانیان» یاد کرد.
به گزارش خبرنگار ما، علی غفرانی در جمع مسئولان فناوریهای مکانیزه با اشاره به جایگاه ویژه مکانیزاسیون در دوران گذار اقتصادی و تهدیدات بیرونی، اظهار داشت: امنیت غذایی نه فقط یک نیاز زیستی، بلکه رکن اساسی امنیت ملی و خواسته بهحق مردم از حاکمیت است. تجربه جنگهای اخیر نشان داد که ثبات بازار غذا، خط قرمز تابآوری کشورهاست.
وی با استناد به فرمایشات امام شهید (ره) که امنیت غذایی را «مسئله درجه یک» خوانده بودند، افزود: در شرایطی که جمعیت کشور رو به افزایش است، مکانیزاسیون دیگر یک انتخاب فنی نیست؛ بلکه ضرورتی استراتژیک برای بقای تولید پایدار است.
معاون سازمان حراست جهاد کشاورزی، مکانیزاسیون را «تجلی دانش در مزرعه و ظهور فناوری در بستر تولید» تعریف کرد و گفت: کیفیت کشاورزی امروز با شاخص نفوذ ماشینآلات مدرن گره خورده است. از این رو، شناسایی چالشهای پیشِ روی مکانیزاسیون پایدار و رفع موانع آن، اولویت غیرقابل اغماض بخش کشاورزی است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر لزوم تحول در نگرش سنتی به کشاورزی، تصریح کرد: رشد بهرهوری و ارتقای کیفیت محصولات، بدون ورود جدی فناوریهای مکانیزه امکانپذیر نیست. باید از مزرعههای کوچک تا مجتمعهای بزرگ تولیدی، ردپای نوآوری را به چشم دید.
کارشناسان حاضر در این نشست معتقدند که سخنان غفرانی را باید فراخوانی برای بازنگری در سیاستهای تأمین امنیت غذایی دانست؛ چراکه در شرایط تحریم و نوسانات ارزی، تقویت توان داخلی در حوزه ساخت و بهینهسازی ادوات کشاورزی، میتواند وابستگی را کاهش داده و پایداری تولید را تضمین کند. همچنین تأکید بر «مکانیزاسیون پایدار» نشان از عزم جدی برای حرکت به سمت کشاورزی هوشمند با مصرف بهینه منابع دارد.
این گزارش حاکی است که جلسات تخصصی این گردهمایی، بر تدوین نقشه راه جامع برای یکپارچهسازی فناوری در زنجیره تولید تا توزیع محصولات کشاورزی متمرکز خواهد بود.
در پایان، معاون سازمان حراست جهاد کشاورزی خاطرنشان کرد: امنیت غذایی امروز، میراث ماندگار فردای کشور ماست. مکانیزاسیون پلی است که گذر از کشاورزی معیشتی به کشاورزی دانشبنیان را ممکن میسازد و این مسیر، نیازمند همت جمعی و نگاه راهبردی همگان است.
آموزش4 هفته پیشانگورتان کشمشی نشود!؟ ۵ توصیه فوری برای باغداران انگور
خبرهای سازمانی2 هفته پیشدستورالعمل جدید پروانههای گلخانه به تمام استانها ابلاغ میشود
پرونده ویژه4 هفته پیشلطفعلیزاده خبر داد: پارک کشاورزی وارد فاز جدید مأموریتگرایی شد
آموزش4 هفته پیشتشتک آبخور، یکی از ارکان مدیریت پایدار آب در باغهای مدرن
گوناگون4 هفته پیشهمافزایی سیاستگذاران و نخبگان فناوری؛ ایرانمال میزبان همایش ملی شرکتهای دانشبنیان
دانستنی ها4 هفته پیشبرنامه معاونت آموزش و ترویج کشاورزی برای بهینهسازی انرژی اعلام شد
خبرهای سازمانی4 هفته پیشسرمایه پنهان: آغاز برنامه ملی ثبت دانش بومی کشاورزان توسط سازمان تات
مقالات4 هفته پیشکشاورزیِ هوشمند در ایران؛ از آرمانِ «دادهمحوری» تا واقعیتِ «زیرساختگریز»



























