با ما همراه باشید

پرونده ویژه

ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه

در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناک‌ترین دشمنان را نمی‌توان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بی‌سر و صدا به ریشه گیاهان حمله می‌کنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکن‌گونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسم‌های مفید تبدیل می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخ‌دنده‌های یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستان‌ها، عقربه مدیریت آفات خاک‌زی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفت‌وگو از لزوم آگاهی‌بخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونه‌های قرنطینه‌ای مانند نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی سخن گفت.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفت‌وگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافته‌ها، چالش‌ها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.

با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافته‌های پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهره‌برداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟

جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و هم‌افزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهره‌بردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومی‌سازی‌شده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود می‌یابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافته‌های پژوهشی و تبدیل آن‌ها به بسته‌های آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.

در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژن‌های خاک‌زی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان می‌شود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارت‌زای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب می‌شوند و علائم خسارت آن‌ها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر می‌شود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهند.

بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیست‌شناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسی‌های انجام‌شده در باغ‌های تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوته‌ها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینه‌های بالا، اقدام به مصرف بی‌رویه سموم شیمیایی قارچ‌کش و کودها می‌کنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگل‌های اجباری ریشه) بوده است.

بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامه‌های جامع آگاهی‌بخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینه‌سازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژه‌های تحقیقاتی جاری نیز سعی کرده‌ایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونه‌برداری‌ها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالش‌های واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.

از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونه‌های قرنطینه‌ای و تهاجمی نماتدها دارد؟

جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارت‌زا و ارائه هشدار به‌موقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونه‌های قرنطینه‌ای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکه‌های قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانون‌های آلوده به مناطق سالم است.

در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینه‌ای، نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوه‌ای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینه‌ای با قدرت خسارت‌زایی فوق‌العاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایش‌های لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستم‌های جنگلی کشور انجام می‌شود. به‌روزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینه‌ای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.

با پیشرفت فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیک‌ها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوری‌ها می‌توانند جایگزین روش‌های سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟

جهانشاهی افشار: فناوری‌های نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیست‌شناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افق‌های جدیدی را در علوم گیاه‌پزشکی گشوده‌اند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسی‌پذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.

در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و زیرساخت‌های آزمایشگاهی سیار، استفاده از روش‌های کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونه‌ها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.

ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونه‌های نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیص‌ها معمولاً در آزمایشگاه‌های مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام می‌شود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) می‌تواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روش‌های سنتی برای پایش‌های گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روش‌ها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف می‌شوند.

 

با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟

جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تک‌عاملی (معجزه‌گونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب می‌کند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافته‌های پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:

۱. پیشگیری (Prevention): محوری‌ترین رکن. استفاده از نهال‌ها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهی‌شده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینه‌سازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنش‌های آبی و تغذیه‌ای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسم‌های آنتاگونیست (قارچ‌ها و باکتری‌های شکارگر نماتد) و تلفیق آن‌ها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان می‌کنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه می‌شوند) اگرچه در کوتاه‌مدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها می‌شود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسم‌های مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر می‌گردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایه‌های عمقی‌تر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش می‌دهند.

در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقه‌های زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستان‌ها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیق‌تری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخ‌دنده‌های یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخ‌دنده‌هاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.

 

پرونده ویژه

تفاهمنامه‌ای برای تحول بهره‌وری / اتصال ۸۳ درصد ظرفیت علمی دانشگاه به مزارع کشور

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: امضای تفاهمنامه میان مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی و انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی، گامی برای به‌کارگیری ظرفیت عظیم دانشگاهی (۸۳ درصد اعضای هیئت علمی) در نظام اجرایی کشور است. دکتر فرجی، رئیس مؤسسه، هدف این همکاری را تحقق برنامه‌های عملیاتی ۱۴۰۵، افزایش بهره‌وری و تقویت امنیت غذایی با رویکردی دانش‌بنیان اعلام کرد.

به گزارش خبرنگار ما، دکتر ابوالفضل فرجی، رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، در حاشیه نشست خبری معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات)، از انعقاد تفاهمنامه همکاری با انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی ایران خبر داد و آن را عاملی کلیدی در تحول نظام دانش‌بنیان کشاورزی کشور توصیف کرد.

وی با اشاره به ظرفیت عظیم علمی موجود در مراکز دانشگاهی کشور اظهار داشت: بر اساس آمارها، حدود ۱۷ درصد از اعضای هیئت علمی بخش کشاورزی در سازمانهای اجرایی و مابقی یعنی ۸۳ درصد در دانشگاهها و دانشکده‌های کشاورزی مشغول به فعالیت هستند. هدف اصلی از امضای این تفاهمنامه، بهرهگیری از این سرمایه عظیم علمی در راستای ارتقای فعالیتهای مؤسسه و پویاسازی نظام آموزش و ترویج کشاورزی است.

دکتر فرجی با تأکید بر رویکرد عملیاتی این همکاری افزود: برنامه داریم تا در سال جاری، در حوزه‌های مختلف و از طریق دفاتر تخصصی، از توانمندی اعضای هیئت علمی دانشگاهها برای پیشبرد مأموریت‌های مؤسسه استفاده کنیم. این تعامل، بستری علمی برای ادامه مسیر فعالیتها فراهم میآورد و ما را در اجرای برنامه‌های ویژه، از جمله همکاری با نیروهای مسلح و مشارکت مؤثر کشاورزان در فرآیندهای آموزشی، یاری خواهد داد.

وی در تشریح چشم‌انداز اجرایی مؤسسه تصریح کرد: تمامی فعالیتهای مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی در قالب برنامه عملیاتی سال ۱۴۰۵، به تفکیک استان، شهرستان و دفاتر مرتبط، تدوین و تبیین شده است. این برنامه ها به استانها ابلاغ شده و همه آنها قابلیت پایش و ارزیابی دقیق را دارند. امیدواریم با پیگیری های مستمر، بخش عمدهای از این برنامه ها محقق شده و گامی مؤثر در جهت افزایش بهره‌وری و ارتقاء تولید ملی برداشته شود.

رئیس مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی در ادامه، امضای این تفاهمنامه را فراتر از یک توافق اداری دانست و آن را اقدامی راهبردی در جهت پیوند سه حلقه کلیدی «پژوهش، آموزش و اجرا» توصیف کرد. دکتر فرجی خاطرنشان ساخت: این همکاری میتواند به شکل‌گیری الگویی نوین در نظام ترویج کشاورزی منجر شود که طی آن دانشگاه، نهادهای تخصصی، انجمنهای علمی، مروجان، کارشناسان و کشاورزان در یک زنجیره منسجم، هدفمند و نتیجه‌گرا قرار میگیرند.

وی اهمیت این تفاهمنامه را در چهار محور اساسی تبیین کرد:

۱. کاهش شکاف دانش و عمل: این همکاری میتواند فاصله تاریخی میان یافته‌های علمی و کاربرد عملی آنها در مزرعه را کاهش داده و سازوکارهای انتقال دانش را کارآمدتر سازد.

۲. ارتقای بهره‌وری ملی: هرگونه بهبود در نظام آموزش و ترویج، تأثیر مستقیمی بر کاهش هزینه‌های تولید، افزایش عملکرد در واحد سطح، بهینه‌سازی مصرف آب و نهاده‌ها و کاهش ضایعات دارد و این تفاهم‌نامه در واقع نوعی سرمایه‌گذاری ملی محسوب میشود.

۳. تقویت امنیت غذایی: ترویج مؤثر، کشاورز را از یک دریافت‌کننده منفعل به کنشگری آگاه و تصمیمساز در عرصه تولید تبدیل میکند که این موضوع به پایداری تولید و تقویت امنیت غذایی در سطح کلان منجر خواهد شد.

۴. مردمیسازی دانش کشاورزی: از طریق این تفاهمنامه، دانش تخصصی و فنی به زبانی ساده، کاربردی و بومی به جامعه هدف انتقال یافته و کشاورزان، زنان روستایی، جوانان و بهره‌برداران محلی به طور فعال در چرخه توسعه مشارکت داده می‌شوند.

دکتر فرجی در پایان با ابراز امیدواری از تحقق اهداف این تفاهمنامه، تأکید کرد که مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی با پشتیبانی از ظرفیتهای علمی کشور، مصمم است تا گامی بلند در جهت تحول پایدار بخش کشاورزی و افزایش بهره‌وری با رویکرد دانش‌بنیان بردارد.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

پایداری در ناپایداری؛ معماریِ الگوی کشاورزی هوشمند در اندیشه‌گاه راهبردی سازمان تات

رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) از اتخاذ راهبردهای انطباقی مبتنی بر سناریوی «سخت» همزمانی خشکسالی، کاهش واردات و بحران انرژی خبر داد و گفت: سازمان با تمرکز بر اصلاح ژنتیک ارقام مقاوم، کاهش ۵ میلیارد مترمکعبی مصرف آب از طریق الگوی کشت الکترونیکی و راه اندازی شبکه مزارع الگویی، به دنبال ارتقاء ۱۰ درصدی بهره وری کل عوامل تولید در سال ۱۴۰۵ است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: نشست خبری معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات)، با محوریت «نقش نظام دانش‌بنیان در تاب‌آوری امنیت غذایی در شرایط چندبعدی بحران» برگزار شد. در این رویداد، ضمن مرور تجارب یک‌سالهٔ مدیریت ریسک‌های سیستمی، ابعاد فنی برنامه‌های انطباق‌پذیری سازمان در مواجهه با سناریوهای سختِ هم‌زمانی خشکسالی، شوک‌های وارداتی و ناترازی انرژی، به‌صورت ژرف‌کاوانه تبیین گردید.

غلامرضا گل‌محمدی با استناد به عملکرد یک‌سالهٔ اخیر که با رویدادهایی نظیر جنگ ۱۲ روزه، اعمال مجدد تحریم‌ها (اسنپ‌بک) و شدیدترین محاصره دریایی پنج‌دههٔ اخیر همراه بود، اذعان داشت که علی‌رغم جابجایی ارز ترجیحی و تلاطم‌های اقتصادی، شاخص تاب‌آوری زنجیره تأمین کشور با اتکا به انسجام نهادی و مدیریت مصرف، افت قابل‌توجهی را تجربه نکرده و خلأیی در تأمین کالاهای اساسی رخ نداده است. این مهم نشان‌دهندهٔ کارایی نسبی مدل حکمرانی مشارکتی در شرایط فشار حداکثری است.

آینده‌پژوهی و سناریونگاری؛ اولویت‌بندی ریسک‌های سیستمیک در بخش کشاورزی
دکتر گل‌محمدی در پاسخ به پرسش تخصصی خبرنگار داوان نیوز، با اشاره به مطالعات راهبردی سازمان که سه افق «مطلوب، معمول و بحرانی (سخت)» را برای بخش کشاورزی ترسیم کرده، تصریح کرد: سناریوی سخت که با تلاقی سه متغیر کلان کاهش چشمگیر بارش (ابرچالش آب)، محدودیت‌های تجاری و کاهش واردات نهاده‌ها، و نوسانات شدید حامل‌های انرژی تعریف می‌شود، به‌عنوان پیش‌فرض غالب در تدوین برنامه‌های عملیاتی سازمان لحاظ گردیده است.

راهبردهای انطباقی سازمان تات در مواجهه با سناریوی سخت (آب، انرژی و تجارت)
رئیس سازمان تات، برنامه‌های عملیاتی خود را در چهار محور اساسی، مبتنی بر رویکرد «تولید دانش‌محور و بهره‌وری فراتر از مرزهای فیزیکی» تبیین کرد:

– محور اول (ژنتیک و به‌نژادی مقاوم): توسعه و معرفی ارقام اصلاح‌شدهٔ متحمل به تنش‌های غیرزیستی (خشکی، شوری و نوسانات دمایی). به‌عنوان نمونه، مدیریت موفق زنگ زرد گندم در استان گلستان (قطب این بیماری) با استفاده از ارقام مقاوم و کاهش چشمگیر ادوات شیمیایی، گواهی بر این رویکرد است.
– محور دوم (مدیریت بهینهٔ منابع پایه): طراحی الگوی کشت با رویکرد کاهش شدت مصرف آب، به‌گونه‌ای که در سال زراعی گذشته با ابلاغ الکترونیکی الگوی کشت، مصرف آب از ۵۰ به ۴۵ میلیارد مترمکعب کاهش یافت. این الگو با بازخوردگیری از کشاورزان و هماهنگی با وزارت نیرو، زمینه‌ساز کشت محصولات با نیاز آبی کمتر شد.
– محور سوم (هوشمندسازی و فناوری‌های نوین آبیاری): توسعه سامانه‌های آبیاری هوشمند و روش‌های نوین به‌عنوان مکملی برای جبران خلأ عملکرد (Performance Gap) بین کشاورزان پیشرو و خرده‌پاها.
– محور چهارم (توسعهٔ سرمایه‌های انسانی و دانشی): نامگذاری سال ۱۴۰۵ به‌عنوان «سال توسعه دانش و فناوری» و هدف‌گذاری برای ارتقاء ۱۰ درصدی بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) از طریق انتقال یافته‌های پژوهشی به عرصهٔ مزرعه.

سازوکارهای عملیاتی انتقال دانش؛ از مزارع الگویی تا آموزش همگانی
دکتر گل‌محمدی با نگاهی فراتر از فعالیت‌های مرسوم ترویجی، به سه ابتکار عملیاتی ویژه در سال جاری اشاره کرد که بار فنی بالایی دارند:

۱. شبکه‌سازی مزارع الگویی (Model Farms Network): استفاده از ظرفیت ۷۰ هزار کشاورز پیشرو و خبره و انعقاد قرارداد با ۲ هزار نفر از آنان برای ایجاد ۲ هزار مزرعهٔ الگویی، که هر یک مسئولیت انتقال دانش و تجربه به ۲۰ کشاورز خرده‌پا را بر عهده دارند تا از این طریق، نرخ نفوذ دانش در سطوح خرد افزایش یابد.
۲. پروژه‌های تحقیق-توسعه‌ی (R&D) مزرعه‌محور: اجرای طرح‌های پژوهشی کاربردی در سطح مزارع بالای ۵ هکتار (برخلاف طرح‌های سنتی که در سطح یک هکتار اجرا می‌شوند) در محصول استراتژیک سیب‌زمینی، با مشارکت مستقیم بهره‌برداران.
۳. جذب و بکارگیری یافته‌های برون‌سازمانی: فراخوان ملی از دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی دولتی و خصوصی برای ارائه یافته‌های قابل ترویج، با تعهد سازمان تات مبنی بر تکثیر رایگان و انتشار گستردهٔ آنها، به‌منظور همافزایی با ۸۳ درصد اعضای هیئت علمی مستقر در خارج از سازمان.

راهبرد مدیریت ضایعات و پسماند؛ رویکرد اقتصاد چرخشی
در حوزه کاهش ضایعات (که در اقتصاد کشاورزی از آن به عنوان «تولید پنهان» یاد می‌شود)، رئیس سازمان تات از دستیابی به کاهش ۵۰ درصدی ریزش برداشت غلات (از ۱۰ درصد به کمتر از ۵ درصد) با به‌کارگیری کمباین‌های پیشرفته و ارقام جدید خبر داد. همچنین، از طراحی یک طرح کلان برای تبدیل پسماندهای کشاورزی به خوراک دام (از جمله باگاس نیشکر و ضایعات گوجه‌فرنگی) با همکاری بخش خصوصی سخن گفت که در صورت تجاری‌سازی، گامی مؤثر در تأمین امنیت خوراک دام و کاهش وابستگی به واردات خواهد بود.

مدیریت ذخایر ژنتیکی؛ پشتوانهٔ امنیت زیستی و دفاع غیرعامل
دکتر گل‌محمدی با تأکید بر اینکه بیش از ۸۰ درصد ذخایر ژنتیکی کشور به‌صورت متمرکز در سازمان تات (با بیش از ۴.۵ میلیون نمونه) نگهداری می‌شود، این مجموعه را «حافظ ناموس ژنتیکی کشور» توصیف کرد. وی با اشاره به تجربهٔ جنگ‌های اخیر که اولین تماس‌ها با وی حول حفاظت از این بانک‌ها بود، اعلام کرد: خوشبختانه قانون مدیریت و بهره‌برداری از منابع ژنتیکی (مصوب مجلس) به‌عنوان یک دستاورد حاکمیتی، امکان حفاظت قانونی از این سرمایه‌های ملی را فراهم ساخته است. با این حال، برای ایجاد نسخه‌های پشتیبان (Backup) و زیرساخت‌های نگهداری نوین، به تخصیص بودجه‌ای بالغ بر یک همت و رفع ممنوعیت جذب نیروی انسانی متخصص در این بخش نیاز است.

کاربست برنامه هفتم توسعه و افق خودکفایی در محصولات راهبردی
رئیس سازمان تات با اعلام انطباق کامل برنامه‌های راهبردی سازمان با مواد برنامه هفتم توسعه (به‌ویژه بند ۳ ماده ۳۳)، از پیش‌بینی تحقق خوداتکایی ۹۰ درصدی در محصولات کلیدی نظیر گندم، جو، شکر، برنج و پنبه تا پایان برنامه خبر داد. دستاوردهایی نظیر توسعهٔ کشت پاییزهٔ چغندرقند (با کاهش ۴۰ درصدی مصرف آب) در سطح ۸۰۰۰ هکتار در استان گلستان و معرفی ارقام هیبرید برنج متحمل به خشکی با دوره رشد کوتاه‌تر (کاهش ۲۰۰۰ مترمکعبی مصرف آب)، از جمله پروژه‌های کلیدی در این راستا هستند.

راهبردهای بین‌المللی و تعامل با سازمان انرژی اتمی
در بخش پایانی، دکتر گل‌محمدی به دو ظرفیت مهم اشاره کرد:
– همکاری با سازمان انرژی اتمی برای استفاده از فنون موتاسیون (جهش‌زایی) و پرتوتابی جهت تسریع در فرآیند اصلاح ارقام (به‌ویژه برنج، سویا و پنبه) که در سال گذشته منجر به معرفی یک رقم جدید برنج گردیده است.
– دیپلماسی علمی و تعاملات بین‌المللی: اعزام ۶ پژوهشگر جوان به چین برای آموزش روش‌های نوین اصلاح نباتات (با هزینهٔ طرف چینی) و انعقاد تفاهمنامه‌هایی با کشورهای هدف (چین و بلاروس) برای تبادل ارقام پرتولید، ضمن حفظ پروتکل‌های سختگیرانهٔ تبادل منابع ژنتیکی.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گزارش مذکور حاکی از گذار سازمان تات از رویکرد سنتیِ پژوهش‌محور صرف، به سمت نهادی مسئله‌محور و راهبردی است که با طراحی سناریوهای چندبعدی و اجرای برنامه‌های عملیاتی مبتنی بر بهره‌وری و مدیریت ریسک، نقش کلیدی خود را در حکمرانی امنیت غذایی کشور، حتی در سخت‌ترین شرایط، تثبیت نموده است.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

بازار جهانی کود مرغی؛ فرصتی ۳.۱ میلیارد دلاری برای سرمایه‌گذاری پایدار

افزایش آگاهی از خطرات تخریب خاک ناشی از کودهای شیمیایی، بازار جهانی کود مرغی را در مسیر صعودی قرار داده است. گزارشها نشان می‌دهد که ارزش این صنعت تا سال ۲۰۳۳ با CAGR معادل ۶.۵ درصد به ۳.۱ میلیارد دلار خواهد رسید و کشاورزی ارگانیک، باغبانی گلخانه‌ای و سیاست‌های اقتصاد چرخشی، مهم‌ترین محرک‌های این تحول هستند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: پیش‌بینی‌های تازه از رشد ۶.۵ درصدی بازار جهانی کود مرغی در هفت سال آینده حکایت دارد و انتظار می‌رود ارزش آن از ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۳۳ افزایش یابد.

به گزارش خبرنگار داوان‌نیوز، بر اساس جدیدترین گزارش تحلیلی مؤسسه معتبر Persistence Market Research، بازار جهانی کودهای مبتنی بر فضولات مرغی در مسیر رشد چشمگیری قرار گرفته و پیش‌بینی می‌شود ارزش آن از ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۳ افزایش یابد. این رشد با نرخ مرکب سالانه (CAGR) معادل ۶.۵ درصد در دوره هفت‌ساله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۳ محقق خواهد شد.

تغییر الگوی کشاورزی جهانی به سمت روش‌های پایدار و ارگانیک، کاهش چشمگیر مصرف کودهای شیمیایی و افزایش نگرانی‌ها درباره تخریب خاک، از مهم‌ترین عوامل توسعۀ این صنعت به شمار می‌روند. تولیدکنندگان کشاورزی در سراسر جهان، به‌ویژه در مزارع ارگانیک و گلخانه‌ها، به‌طور فزاینده‌ای از کود مرغی به‌عنوان یک جایگزین طبیعی، مقرون‌به‌صرفه و سرشار از مواد مغذی کلیدی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) استفاده می‌کنند.

محرک‌های اصلی رشد بازار

۱. توسعۀ کشاورزی ارگانیک و تقاضای مصرف‌کننده
روند روبه‌رشد مصرف مواد غذایی ارگانیک در کشورهای پیشرفته و درحال‌توسعه، کشاورزان را به استفاده از نهاده‌های دارای تأیید زیستمحیطی سوق داده است. کود مرغی به‌عنوان یک منبع غنی و سازگار با طبیعت، جایگاه ویژه‌ای در سیستم‌های کشت ارگانیک یافته است.

۲. بهبود سلامت خاک و پایداری زیستی
استفاده مفرط از کودهای شیمیایی در دهه‌های اخیر منجر به کاهش کیفیت خاک، شوری و کاهش فعالیت میکروبی شده است. کود مرغی با افزایش مادۀ آلی خاک، بهبود ظرفیت نگهداری آب و افزایش تنوع زیستی میکروبی، نقش مؤثری در احیاء و پایداری بلندمدت زمین‌های کشاورزی ایفا می‌کند.

۳. رشد بخش باغبانی و گلخانه‌ای
افزایش کشت محصولات با ارزش نظیر سبزیجات، میوه‌های گلخانه‌ای، گیاهان زینتی و گل‌های شاخه‌بریده، مصرف کودهای طبیعی و غنی را در این بخش‌ها به طور قابل‌توجهی افزایش داده است.

۴. توسعۀ محصولات فرآوری‌شده (پلت و کمپوست)
استقبال رو به رشد از کودهای پلت‌شده و کمپوست‌شده به دلیل سهولت در حمل‌ونقل، انبارداری، کاهش بو و عاری بودن از عوامل بیماری‌زا و بذر علف‌های هرز، بستر مناسبی برای نوآوری تولیدکنندگان فراهم کرده است. فناوری‌های نوین کمپوست‌سازی نیز کیفیت نهایی محصول را به میزان چشمگیری ارتقا داده‌اند.

۵. حمایت دولت‌ها و اقتصاد چرخشی
سیاست‌های تشویقی دولتها، از جمله یارانه‌ها، برنامه‌های آگاهی‌بخشی و مقررات حمایت از کشاورزی پایدار، همراه با رویکرد اقتصاد چرخشی و تبدیل پسماندهای طیور به منابع ارزشمند، از دیگر عوامل مؤثر بر رشد این بازار هستند.

تقسیم‌بندی بازار

بر اساس نوع محصول:
– کود جامد خام
– کود کمپوست‌شده
– کود پلت‌شده
– کود مایع

بر اساس کاربرد:
– محصولات زراعی (مزارع باز)
– باغبانی (میوه و سبزی)
– چمن و گیاهان زینتی
– گلخانه‌ها و نهالستان‌ها
– مصارف خانگی و باغچۀ شخصی

بر اساس کاربر نهایی:
– مزارع تجاری بزرگ
– مزارع ارگانیک
– مالکان کوچک و باغداران خانگی
– شرکت‌های مدیریت فضای سبز

بر اساس منطقه:
– آمریکای شمالی
– اروپا
– آسیای شرقی
– آسیای جنوبی و اقیانوسیه
– آمریکای لاتین
– خاورمیانه و آفریقا

 

بازیگران کلیدی و استراتژی‌های رقابتی

شرکت‌های برجسته فعال در این حوزه شامل گروه اولمیکس، مزرعۀ انتخاب، کشاورزی ارگانیک، محصولات زیست‌محیطی استاتزمن، راکی پوینت، فرتاگون، راهکارهای پایدار بایو گرینز، کودهای ارگانیک هندی، کودهای زیستی جایپور، کراپ آگرو، داکتر اوی و پرفکت بلند هستند.

این شرکتها با سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه، ارتقای فناوری‌های کمپوست و پلت‌سازی، توسعۀ شبکه‌های توزیع و مشارکت با انجمن‌های کشاورزی ارگانیک، در تلاش برای افزایش سهم خود در بازار جهانی و پاسخگویی به نیازهای متنوع کشاورزان حرفه‌ای و خانگی هستند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، با توجه به افزایش آگاهی عمومی نسبت به سلامت خاک، امنیت غذایی و تغییرات اقلیمی، انتظار می‌رود توسعۀ کشاورزی پایدار در اولویت سیاست‌گذاری کشورهای مختلف قرار گیرد. بازار کود مرغی با بهره‌مندی از این روند و نیز پیشرفت‌های فنی در فرآوری، تا سال ۲۰۳۳ به ارزش ۳.۱ میلیارد دلار دست یابد و فرصت‌های جدیدی برای سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال در زنجیرۀ ارزش کشاورزی جهانی ایجاد کند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار