با ما همراه باشید

سردبیر

اصلی ترین سبزی در غذای ایرانی؛ پیاز سومین سبزی مهم جهان

منتشر شده

در

پایگاه خبری DA1news: پياز مهمترین و اصلی ترین سبزی در غذای خانوادهای ایرانی و همچنین جهان است که در بيشتر نقاط دنيا كشت مي شود.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، در خصوص خاستگاه سومین سبزی مهم جهان این سبزی پرخاصیت در نوشته های مختلف آمده است که جنوب غربي آسيا و احتمالا ناحيه ای بين فلسطين و هندوستان و يا منطقه شرق مديترانه موطن اصلی آن مي باشد . بعضي ايران را موطن اصلي پياز مي دانن و از زمانهاي بسيار قديم پياز كشت مي شده است و مردم به خصوصيات اين سبزي پي برده اند.

تاريخچه استفاده از آن به عنوان غذا به زماني مي رسد كه تاريخ نوشته شده است . كشور مصر به خاطر كاشت نوعي پياز مشهور بوده است . كشت آن در اين كشور با 5000 سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد و در اهرام مصر پياز كشف گرديده است . در نوشته روميان و يونانيان مطالبي در مورد پياز به چشم مي خورد ، و نيز در كتاب مقدس مسيحيان از آن نام برده شده است . در قرآن كريم نيز به نام (بصل)‌ از آن صحبت به ميان آمده.

پياز يكي از موادي بود كه قوم بني اسرائيل در موقع مهاجرت از مصر در بيابانهاي عربستان خواهان آن بودند.

نام علمي پياز Allium cepa است و از خانواده سوسنيها Liliacea است . پياز با وجود اينكه دو يا چند ساله است در سبزي كاري به طور محصول يك ساله كاشته مي شود . جنس Allium cepa داراي گونه هاي زيادي است ،‌ كه اغلب توليد غده پياز كرده ،‌ ولي گونه هاي وحشي در اين جنس يافت مي شود ،‌ كه به جاي توليد بذر ،‌ توليد پيازچه هاي كوچك در خوشه گل مي كند ،‌ كه براي تكثير از آن استفاده مي شود.

گل پياز داراي سه پرچم و يك تخمدان 6 برچه اي مي باشد . ساقه گل دهنده همانند توپ به نظر مي رسد.

پياز داراي ساقه پهن نازك ،‌ مدور ،‌ سفيد رنگ و زير زميني است. كه از قسمت زيرين آن ريشه ها خارج مي گردند. و نيز از قسمتهاي فوقاني آن برگهاي ضخيم تر ،‌ متورم و فلس مانند ،‌ كه سفيد يا قرمز رنگ بوده و كلروفيل خود را از دست داده اند و از مواد غذايي ذخيره شده اند خارج مي گردد.

ريشه پياز نسبتا ضخيم و گوشتي و ساده است از قسمتهاي تحتاني ساقه زير زميني خارج مي شود . طول اين ريشه ها نسبتا كوتاه و انتشار آن در داخل خاك در 10 يا 20 سانتيمتر قسمت فوقاني خاك مزرعه مي باشد.

در وسط صفحه ساقه زيرزميني نقطه رويش پياز كه نقش جوانه انتهايي ساقه هوايي را بازي مي كند قرار دارد و در اين محل است كه ساقه گل دهنده و برگ سبز بوته پياز ظاهر شده و در فضا به رشد خود ادامه مي دهد.

اغلب بين برگهاي زيرزميني كه حجم پياز را تشكيل مي دهند جوانه هايي به وجود مي ايد كه پس از رشد هر يك از آنها توليد پياز كامل مي كنند و از اين پيازهاي كوچك كه ما بچه پياز مي ناميم مي توان براي ازدياد گياه استفاده كرد.

اين پيازهاي كوچك معادل شاخه هاي فرعي ساقه هوايي ساير گياهان مي باشند ،‌ البته از نظر سبزي كاري و توليد پياز به منظور تجارتي اين خاصيت توليد بچه پياز ژنتيكي و ارثي ،‌ يكي از علل نا مرغوبي محصول است ،‌ اين نوع پيازها را پياز دو قلو مي نامند.

آب و هواي مورد نياز

پياز را به خاطر اينكه به تعداد زيادي ارقام دارد در بيشتر نقاط جهان كشت مي كنند ،‌ چه در نقاط سرد سير كه بهترين محيط براي كاشت اين محصول است و چه در نواحي گرم و گرم و معتدل با روز كوتاه ،‌ ولي همانطور كه اشاره شد بهترين محيط براي رشد پياز و تشكيل غده يا پياز آب و هواي خنك و روزهاي بلند است ،‌ در صورتي كه براي رسيدن پياز ،‌ درجه حرارت زيادتر و محيط خشك تري نياز است . به همين جهت سطح انتشار زياد نسبتا وسيع است و از نواحي سرد شمالي تا نواحي خيلي گرم جنوب مي توان آن را كاشت.

پياز چون محصول فصل خنك است و در دماي حدود سانتيگراد جوانه مي زند و در دماي بين درجه سانتيگراد بهترين رشد و نمو را دارد . حرارت كم و رطوبت بالا در اوايل دوره رشد و گرما در اواخر دوره رشد براي پياز بسيار مناسب است . در نواحي گرم سير بيشتر از فصل پاييز و زمستان براي كاشت پياز استفاده مي كنند ،‌ در صورتي كه در نواحي سرد شمالي اين گياه محصول تابستانه است.

تاثير طول مدت روشنايي (فتوتروپسيم)‌ در تشكيل پياز و بذر

تشكيل غده هاي پياز بيشتر به طول دوره روشنايي بستگي دارد . بنا بر آزمايشات گارنر Garner و آلارد Allarrd و مك كليلند MC clelland و تمپسن Thompson و سميت Smith تمام انواع پيازهاي معمولي در هر درجه حرارتي و در هر نقطه توليد پياز نمي كنند و گل نمي دهند . بلكه انواع مخصوصي هستند كه در روزهاي بلند تابستان يعني در نقاط شمالي كه طول روز بيش از 16 ساعت نيز مي رسد . توليد پياز و گل مي كنند ،‌ ولي در نقاط جنوبي كه روزها كوتاهتر است اگر درجه حرارت محل كاشت كمتر از 20 تا 12 درجه سانتيگراد نشود براي مدت زيادي (12-10 ماه )‌ پياز سبز مانده و بذر و غده و پياز توليد نمي كند.

در مقابل اين نوع پيازها ارقامي وجود دارند كه در نقاط جنوبي كه طول مدت روشنائي در روز 12-10 ساعت است به مقدار زياد توليد پياز و بذر مي كنند.

گارنر و آلارد و مك كليلند فقط تاثير روشنايي را در توليد پياز و گل مورد مطالعه قرار داده بودند ولي تمپسن و سميت تاثير مقدار حرارت را نيز مطالعه كرده و چنين نتيجه گرفته اند كه براي توليد پياز حرارت نسبتا زياد لازم است . و دماي زياد همانند طول دوره روشنايي در تشكيل بذر و غده پياز تاثير فراوان دارد .

طبقه بندي پيازها
طبقه بندي بر اساس نوع رقم
1- آليوم سپا رقم اگرگاتوم Al. Cepa.Var : Aggregatum در خاك توليد پياز مي كند.
2- آليوم سپا رقم ويوي پاريوم Al. Cepa.Var : Vivi parum يا پياز درختي . اين نوع پياز در ساقه گل دهنده به جاي گل توليد پيازهاي كوچك مي كند .

طبقه بندي بر اساس طول روز
به طور كلي ارقام پياز از نظر طول روز در سه گروه روز كوتاه ،‌ روز متوسط ،‌ و روز بلند قرار مي گيرد .

الف )‌ پيازهاي روز كوتاه :‌ اين ارقام در مقايسه با ساير واريته ها ،‌ طي دوره رشد ،‌ به كمترين روز حدود (12-11)‌ ساعت نيازمندند . زمان لازم براي برداشت محصول ،‌ حدود 7 ماه به طول مي انجامد . از اين رو ارقام روز كوتاه با توجه به شرايط آب و هوايي در پائيز كشت و در اواخر زمستان يا اوايل بهار برداشت مي شوند . ارقام تگزاس ارلي گرانو PRR 502 ،‌ هيبريد پريما و را و سركره برازجان روز كوتاه اند .

ب )‌ پيازهاي روز متوسط :‌ اين پيازها احتياج به آب و هواي ملايم و طول روز متوسط داشته و مناسب نواحي معتدل با عرض جغرافيايي 36-32 درجه هستند . اين نواحي به طول روز حدود 14-13 ساعت احتياج دارند و براي تكميل غده هاي پيازهاي خود يك دوره 6-5 ماهه را بايد سپري كنند . اين ارقام در نواحي معتدل در زمستان مي كارند و در اواخر بهار و يا اوايل تابستان برداشت مي كنند . و از ارقام را روز متوسط مي توان به رامهرمز ،‌ طارم و سفيد ساري ،‌ سفيد گرگان ،‌ لوشان اشاره كرد.

پ)‌ پيازهاي روز بلند:‌ اين ارقام براي توليد پياز ،‌ احتياج به طول روز زياد و درجه حرارت بالا دارند . طول روز مناسب براي تشكيل پياز در اين ارقام حدود 16 ساعت است و نواحي كشت اين ارقام در ايران ،‌ مناطق سرد و معتدل سرد مي باشد . اين ارقام در اوايل بهار كشت و در اواخر تابستان يا اوايل پاييز برداشت مي شوند . دوره رشد آنها حدود 6 ماه مي باشد . قابليت انبار كردن و حمل و نقل اين ارقام معمولا خوب است.

از ارقام روز بلند مي توان قرمز آذرشهر ،‌ سفيد كاشان ،‌ سفيد قم ،‌ قولي قصه ،‌ سفيد كمره اي خمين ،‌ درچه اصفهان ،‌ قرمز ري ،‌ محلي كردستان را نام دارد.

طبقه بندي بر اساس رنگ
پيازهاي ايراني :‌
1- سفيد :‌ پياز سفيد كاشان ،‌ سفيد قم
2- قرمز :‌ پياز طارم ،‌ ري ،‌ آذر شهر
3- صورتي :‌ پياز نوشهر
4- بنفش :‌ پياز كهريزك

پيازهاي آمريكايي :‌
1- زرد :‌ كره زرد Yellow globe
2- سفيد :‌ كره سوت پرت سفيد South white globe
3- قرمز :‌ كره قرمز سوت پرت South port red globe

طبقه بندي بر اساس شكل
از نظر شكل نيز پيازها به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف )‌ پيازهاي گرد كروي : رقم Zittauer gelb كه يك رقم آلماني است.
ب)‌ پيازهاي گرد شلجمي :‌ رقم Bransch wieger dunkel blutrot كه يك رقم آلماني است.

نوع خاك و ساختمان خاک
از آنجايي كه ريشه بوته پياز كوتاه و سطحي است خاكي كه اين گياه در آن كاشته مي شود بايد از حيث مواد غذايي خيلي غني باشد ،‌ پس پياز در هر نوع خاك از خاكهاي شني لومي تا خاكهاي رسي سنگين و نيز در خاكهاي هوموسي قابل كشت است . البته خاكهاي رسي براي كشت پياز مناسب نيستند ،‌ زيرا يا غده خوب در آنها تشكيل نمي نمي شود و يا پياز به دست آمده بد شكل مي گردد ،‌ مگر اينكه اين خاكها به وسيله كودهاي دامي سبك شوند ،‌ علت اين موضوع سخت بودن آنهاست ،‌ چنانكه در اوايل رشد ريشه پياز قدرت نفوذ در آنها را ندارد.

البته چون پياز معمولي مانند كليه گياهان پيازي و آنهايي كه داراي ريشه غده اي شكل هستند طالب خاك سبك شني و سست مي باشند ،‌ بهترين خاك براي كاشت اين محصول زمينهايي كه از حيث مواد آلي غني هستند و زمينهاي معدني شني يعني ليموني سبك مي باشد.

خاكهاي شني لومي اگر با كودهاي دامي و شيميايي تقويت شوند و به اندازه كافي هوموس داشته باشند ،‌ براي رشد پياز بسيار مناسب خواهند بود ،‌ چون اين گونه خاكها براي محصول پيش رس فوق العاده ارزشمند است . در هر صورت نوع خاكي كه براي كشت پياز استفاده مي شود ،‌ بايد از زهكشي خوبي برخوردار باشد.

اسيديته خاک
پياز نسبت به اسيديته خاك بسيار حساس است . بهترين محصول پياز در خاكهايي با PH 5/6 تا 8/5 به دست مي آيد . پياز در PH كمتر از 8/5 نمي تواند رشد كند ،‌ چون در اين PH يون آلومينيوم سمي است در اين صورت با اضافه كردن آهك ،‌ PH خاك را بالا مي برند . اضافه كردن 1 تا 2 تن آهك آب ديده در هكتار ،‌ متناسب با نوع PH خاك ،‌ توصيه شده است .

از طرفي در PH بالاتر از 5/6 بعضي از عناصر مانند منگنز براي پياز غير قابل استفاده است .

كود
كود دامي :‌ كود دامي و يا كود سبز براي اصلاح فيزيكي خاك و نيز در زمينهايي كه از حيث مواد آلي يعني هوموس فقير هستند حتما لازم است . استفاده از انواع مختلف كود در بالا بردن ميزان محصول نقش عمده اي دارد . گذشته از اين ،‌ تغذيه غده پياز در سال اول روي كيفيت بذر در سال دوم اثر مطلوبي دارد . اين امر به خصوص در خاكهاي معدني كه مقدار كمتري رس دارند بسيار حائز اهميت است . پياز به كود دامي زياد احتياج دارد ،‌ و مي توان گفت ميزان مصرف كود حيواني دو برابر ساير سبزيها است ،‌ بنابراين توصيه مي شود كه از كودهاي دامي در كشتهاي قبلي زمين در دست كاشت پياز استفاده شود.
كود دامي اگر تازه باشد بايد در پاييز سال قبل از كاشت يعني اقلا 4 تا 3 ماه قبل از بذر كاري و يا نشا كاري با خاك مخلوط گردد . اگر اين امر ممكن نبود در بهار يا در اسفند ماه كه موقع كاشت بذر است بايد حتما از كود دامي پوسيده استفاده كرد و اگر كود پوسيده نبود بايد از دادن آن صرف نظر كرد و به استفاده از كود شيميايي اكتفا كرد چون استفاده از كودهاي دامي تازه كه داراي بذر علف هرز هستند براي مزرعه پياز واقعا زيان آور است ، به علت اينكه پياز در اوايل رشد بسيار ضعيف بوده و به كندي رشد و نمو مي كند ،‌ لذا علفهاي هرز به آساني به آن غلبه مي كنند . بهترين طرز استفاده از كود دامي آن است كه كود را به مقدار زياد (در حدود 40 تا 50 تن در هكتار )‌ به محصول سال قبل كه حتما يك گياه وجيني مانند سيب زميني يا چغندر قند يا گوجه فرنگي و يا نباتات خانواده كدوئيان خواهند بود بدهند .

كاشت پياز بعد از گياهان تيره بقولات (لوبيا چشم بلبلي ،‌ باقلا)‌ باعث افزايش محصول مي گردد ‌،‌ لذا قرار دادن گياهان تيره بغولات در تناوب زراعي پياز بسيار مناسب است .

كود شيميايي : استفاده از كودهاي شيميايي ،‌ به خصوص در زمينهاي شني توصيه مي شود ،‌ در خاكهاي لومي رسي و سيلتي مقدار 80-60 كيلوگرم ازت و 120-100 كيلوگرم كود فسفر در هكتار مناسب است . البته اين مقدار در زمينهاي شني بايد بيشتر مصرف شود . همچنين در رمينهاي شني مصرف حدود 100 كيلوگرم در هكتار پتاسيم توصيه مي شود.

بذر
بذر پياز تقريبا يك هرم مثلث القاعده نامرتب و رنگ آن سياه است و به ابعاد :‌ پهناي بذر 1 تا 2 ميليمتر و درازاي بذر 3تا4 ميليمتر و كلفتي بذر 5/0 تا 1 ميليمتر است .
وزن 1000 دانه بذر پياز 7/2 تا 4 گرم است . بذر پياز در بهترين شرايط نگهداري قوه ناميه خود را 30-2 سال حفظ مي كند ولي بهتر است بذر يكساله كشت گردد.

تكثير و كاشت
عمق كاشت:‌
الف )‌ عمق كاشت پيازچه هايي كه به منظور پياز سبز كاشته مي شوند ،‌ حدود 3 تا 2 سانتيمتراست . كه بايد آنها نزديك به هم كشت گردند به طوري كه با هم تماس داشته باشند . فاصله خطوط كاشت آنها نيز حدود 30 سانتيمتر است و وقتي كه طول بوته ها به 10 سانتيمتر رسيد ،‌ پاي بوته خاك ريخته مي شود كه قسمتي از پياز سفيد شود .

ب)‌ عمق كاشت پيازچه ها براي توليد پياز حدود 5/1 سانتيمتر مي باشد و فاصله دو بوته بين 70 تا 7 سانتيمتر و فاصله خطوط كشت 40-30 سانتيمتردر نظر گرفته مي شود . چون هدفمان توليد پياز خشك است . به اطراف بوته خاك داده نمي شود . چون خاصيت انبارداري پياز كم مي شود .

به طور كلي پيازي كه از طريق كشت پيازچه توليد مي گردد ،‌ قدرت انبارداري خوبي ندارد و نمي توانيم آن را براي مدت طولاني نگهداري كنيم . براي نگهداري پياز براي مدت طولاني بايد از طريق كشت مستقيم بذر اقدام كرد.

 

منبع: اینترنت

ادامه مطلب
پیام ما

سردبیر

بحرانِ خاموشِ کشاورزی؛ نسل Z و معادله سختِ ماندن در روستا یا کوچ به شهر

صنعت کشاورزی ایران با یک «شوک نسلی» روبرو است. در یک سوی میدان، پدران و مادرانی که با عرق جبین، نان سفره را تأمین می‌کنند و در سوی دیگر، نسل جوانی که کشاورزی را مترادف با سختی، درآمد کم و عقب‌ماندگی می‌داند. اما بررسی عمیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد که نسل Z به کشاورزیِ سنتی «نه» می‌گوید، نه به کشاورزیِ مدرن. برای رشد و احیای این بخش حیاتی، باید بسترها را برای ورود «کشاورزان فناور» فراهم کرد؛ نسلی که می‌تواند ضایعات ۳۵ درصدی را کاهش دهد و با استفاده از دانش‌بنیان‌ها، ایران را به قطب جدید کشاورزی هوشمند تبدیل کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: میانگین سن کشاورز ایرانی به ۵۳ سال رسیده و هر سال هزاران هکتار زمین بدون متولی می‌ماند. در این شرایط، نسل Z که عاشق تکنولوژی و بیزار از کارهای سنتی است، در دو راهی بزرگ قرار دارد: یا باید پشت به این بحران کند و به مهاجرت به شهرها ادامه دهد، یا با دستان دیجیتال خود، انقلابی در کشاورزی هوشمند به پا کند. سوال اینجاست که آیا این نسل، ذاتاً از کشاورزی گریزان است، یا کشاورزیِ امروزیِ ایران، خود را برای پذیرش این نسل آماده نکرده است؟

ناظم رامتین/ سردبیر داوان‌نیوز: نسل Z که با فناوری دیجیتال عجین شده و به دنبال مشاغلی پویا و هدف‌مند است، امروز در تقابل با چالش‌های جدی در بخش کشاورزی ایران قرار دارد. این سوال که آیا این نسل می‌تواند به یاری کشاورزی کشور بشتابد و آن را متحول کند، به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران تبدیل شده است. در یک نگاه کلی، پاسخ ساده نیست؛ نسل Z به کشاورزی سنتی و کم‌سود روی خوش نشان نمی‌دهد، اما می‌تواند موتور محرکه‌ای برای نسخه‌ای مدرن، فناورانه و سودآور از آن باشد.

بحران خاموش پیری کشاورزی

تصویر امروز کشاورزی ایران، تصویر نسلی است که در حال سال‌خوردن است. آمارها نشان می‌دهد میانگین سنی بهره‌برداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند . این پدیده که به «پیری کشاورزان» معروف است، یک زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور به شمار می‌آید. در حالی که نسل قدیم با دستانی پینه‌بسته و عشقی دیرینه به خاک، بار تولید را بر دوش می‌کشد، نسل جوان به دلیل نبود امنیت شغلی، کمبود منابع آب و کاهش سود اقتصادی، رغبتی برای ادامه این مسیر سخت و سنتی نشان نمی‌دهد .

این شکاف، تنها به سن و سال محدود نمی‌شود. حدود ۲۳ درصد از بهره‌برداران کنونی بی‌سواد هستند و سهم تحصیل‌کردگان دانشگاهی در این بخش ناچیز است . این مسئله، پذیرش فناوری‌های نوین و روش‌های مدرن را با مانع روبرو می‌سازد و دردی است که نسل جوان، با ذهنیت دیجیتال خود، به خوبی می‌تواند آن را التیام بخشد.

نسل Z: از بی‌رغبتی تا یک فرصت بزرگ

مهم‌ترین یافته این است که نسل Z ذاتاً مخالف کشاورزی نیست، بلکه مخالف شکل سنتی و معیشتی آن است. یک مقام مسئول در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به صراحت اعلام کرده است که «جوانان علاقه‌ای به کشاورزی سنتی ندارند و جذب کشاورزی مدرن می‌شوند» . به عبارت دیگر، تا زمانی که کشاورزی به عنوان یک شغل کم‌درآمد، پرزحمت و بدون آینده‌نگری تعریف شود، جوانان به سمت مشاغل شهری مهاجرت خواهند کرد .

اما در نقطه مقابل، این نسل می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه برای تحول کشاورزی باشد. ویژگی‌های کلیدی نسل Z که می‌تواند به کمک کشاورزی بیاید، عبارتند از:

1. تسلط بر فناوری: نسل Z با فناوری عجین شده و به دنبال راه‌حل‌های دیجیتال و هوشمند است . شرکت‌های دانش‌بنیانی که توسط جوانان تحصیل‌کرده راه‌اندازی شده‌اند، نمونه‌های عینی این تحول هستند. برای مثال، شرکت «اوج سماء زاگرس» که توسط دانشجویان بنیان‌گذاری شد، اکنون پهپادهای سمپاشی خود را به چندین کشور صادر می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های جوانان می‌تواند کشاورزی را متحول کند .

2. کارآفرینی و نوآوری: جوانان و نخبگان می‌توانند نقش موثری در کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ضایعات کشاورزی ایفا کنند . آن‌ها با رویکردهای نوآورانه و استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در تمام زنجیره ارزش، از کاشت تا توزیع، تغییر ایجاد کنند.

3. پذیرش الگوهای نوین کسب‌وکار: تعاونی‌های کشاورزی نسل جدید، برخلاف ساختارهای سنتی، هدف‌گرا و مبتنی بر زنجیره ارزش هستند . نسل Z می‌تواند با بهره‌گیری از فناوری‌های مالی (فینتک) و بلاک‌چین، به شفافیت و حذف واسطه‌ها کمک کند تا سود بیشتری به جیب کشاورز برود . همچنین مصرف‌کنندگان جوان شهری، بازار رو به رشدی برای محصولات ارگانیک و محلی ایجاد کرده‌اند که این یک فرصت طلایی برای بازاریابی مدرن و مستقیم محصولات است .

آینده: کشاورزی هوشمند یا زمین‌های خالی؟

پاسخ به سوال «آیا نسل Z به کشاورزی رو خواهد آورد؟» به یک انتخاب استراتژیک بستگی دارد: تغییر شکل کشاورزی از سنتی به مدرن و دانش‌بنیان یا اصرار بر روش‌های گذشته.

– مسیر اول (ادامه روند فعلی): با ادامه این روند، با نسلی مواجه خواهیم شد که حاضر نیست مسئولیت زمین‌های پدران را بر عهده بگیرد و زمین‌های کشاورزی بدون متولی خواهند ماند .

– مسیر دوم (تحول دیجیتال و دانش‌بنیان): برای جذب نسل Z، باید کشاورزی را به یک «صنعت مدرن» تبدیل کرد. این به معنای ارائه آموزش‌های مهارتی، دسترسی به فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و پهپادها، تسهیل در دریافت وام‌های اشتغال‌زایی و ایجاد بسترهای دیجیتال برای فروش و بازاریابی است .

در نهایت، نسل Z آماده است تا به کشاورزی کشور کمک کند و آن را رشد دهد، اما نه به شکل یک کشاورز سنتی، بلکه به عنوان یک «مدیر فنی» یا «کارآفرین عرصه کشاورزی هوشمند». نسل Z به دنبال شغلی است که در آن فناوری، نوآوری و سودآوری معنادار باشد. اگر سیستم کشاورزی ایران بتواند این بستر را فراهم کند، جوانان نه تنها به این عرصه روی خواهند آورد، بلکه می‌توانند آن را به یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور تبدیل کنند.

ادامه مطلب

سردبیر

نقشه راه جهاد کشاورزی در افق ۸۷ میلیونی؛ تولید پایدار یا وابستگی غذایی؟

برآورد رسمی مرکز آمار از جمعیت ۸۷ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۵، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران کشاورزی به صدا درآورده است؛ وزیر جهاد کشاورزی با وعده «تنظیم بازار و امنیت غذایی» پا به عرصه گذاشته، اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا افزایش ۴ تا ۵ میلیون نفری در کمتر از سه سال، با رویه فعلی مدیریت آب، خاک و واردات قابل پاسخگویی است؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: عبور جمعیت کشور از مرز ۸۷ میلیون نفر در افق ۱۴۰۵، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم را در آستانه چالش‌های بی‌سابقه‌ای در حوزه امنیت غذایی قرار داده است؛ چالشی که پاسخ به آن، نیازمند تغییر راهبردی از کشاورزی سنتی به بهره‌وری مبتنی بر فناوری و تدوین نقشه جامع تأمین مواد غذایی متناسب با ترکیب سنی جمعیت است.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز, بر اساس آخرین برآورد رسمی مرکز آمار ایران که با استفاده از روش ترکیبی (مؤلفه‌ای–نسلی) انجام شده، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۸۷ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر عبور خواهد کرد . این رشد جمعیتی در کنار تغییرات ساختاری نظیر کاهش شدید نرخ باروری و افزایش شهرنشینی، امنیت غذایی کشور را به یکی از چالش‌های اساسی دولت چهاردهم تبدیل کرده است .

۱. رشد جمعیت و فشار بر منابع: افزایش جمعیت به طور مستقیم به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی و فشار بر منابع آب و خاک است . این موضوع، وزارت جهاد کشاورزی را با دو وظیفه متضاد و حیاتی روبه‌رو می‌سازد: افزایش بهره‌وری تولید در داخل و مدیریت هوشمندانه واردات برای تنظیم بازار. تأکید بر کشاورزی پایدار و استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش ضایعات، از مسیرهای اجتناب‌ناپذیر در این حوزه است .

۲. سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی: غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی، صراحتاً اعلام کرده که راهبرد «امنیت غذایی» و «مدیریت و تنظیم بازار» در رأس فعالیت دولت چهاردهم قرار دارد . این راهبرد با عبور جمعیت از ۸۷ میلیون نفر، از یک اصل به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. وعده وزارتخانه مبنی بر تأمین «معیشت و سفره مردم» در هر شرایطی، نشان از عزم جدی برای مقابله با هرگونه خللی در زنجیره تولید و توزیع دارد .

۳. چالش‌های پیشِ رو: ترکیب رشد جمعیت با کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشان‌دهنده یک «گذار ناقص جمعیتی» است . این پدیده به این معناست که در بلندمدت، با کاهش نیروی کار جوان و افزایش جمعیت سالمند، فشار اقتصادی بر سیستم‌های تأمین غذا دوچندان خواهد شد. وزارت جهاد کشاورزی باید با تغییر الگوی کشت، حمایت از روستاییان برای مقابله با خالی شدن روستاها و استفاده از روش‌های نوین مانند سیستم‌های غذایی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، خود را برای این آینده آماده کند .

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گذر از مرز ۸۷ میلیون نفری، دوران تازه‌ای از مسئولیت‌پذیری برای وزارت جهاد کشاورزی رقم زده است. دولت چهاردهم اگرچه شعار امنیت غذایی را سرلوحه کار خود قرار داده، اما موفقیت در این مسیر مستلزم فراتر رفتن از اقدامات مقطعی و ورود به حوزه‌های سیاست‌گذاری بلندمدت جمعیتی، فناوری و اصلاح الگوی مصرف است. تعادل بین تولید داخل، مدیریت واردات و مقابله با تهدیدات اقلیمی، رمز پایداری سفره ایرانیان در دهه پیشِ رو خواهد بود .

ادامه مطلب

سردبیر

تحول در هرم قدرت کشاورزی؛ تات، عامل محوری هماهنگ‌سازی در اقتصاد کشاورزی

سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) در طیفی از تحولات ساختاری، از قالب یک نهاد پژوهشیِ صرفاً پاسخگو به پرسش‌های علمی، به مرجعی فرابخشی برای «حل‌مسئله» و «تصمیم‌سازیِ هوشمند» در حکمرانی آب، خاک و امنیت غذایی ارتقا یافته است. بررسی روند دیدارهای راهبردی رئیس این سازمان با معاونان وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی استان‌ها، حاکی از شکل‌گیری یک «اکوسیستم تصمیم‌گیری داده‌محور» است که در آن، تحلیل داده‌های میدانی جایگزین روش‌های سنتی و بخشی‌گرای مدیریتی شده و سازمان تات را به کانون هم‌افزایی میان قوای مجریه و مقننه تبدیل کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: در فضای اقتصاد سیاسی کشاورزی ایران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) ماهیت خود را از یک نهاد خطیِ تولیدکننده علم، به نهادی پویا و «تقاضا-محور» تبدیل کرده است. داده‌های میدانی و تحلیل روند دیدارهای هفته اخیر دکتر غلامرضا گل‌محمدی با ارکان سه‌گانه‌ی قدرت (قوه مجریه، مقننه و نهادهای برنامه‌ریزی) نشان می‌دهد که این سازمان به یک «مرجع فراقوه‌ای» برای حل مسائل مزمن بخش کشاورزی بدل شده است. در این گزارش، به تبیین این پارادایم جدید و تأثیر آن بر ارتقای بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) می‌پردازیم.

گذار از «داده‌های پراکنده» به «سیستم هشدار سریع» و «دولت هوشمند»

مهم‌ترین دستاورد راهبردی تات، تغییر در نگرش بازیگران کلان کشور نسبت به «اعتبار داده» است. ایجاد «مرکز پایش الگوی تولیدات کشاورزی» صرفاً یک پروژه فناوری اطلاعات نیست، بلکه بسترسازی برای پایان دادن به «چندصدایی آماری» و موازی‌کاری در نهادهای حاکمیتی است.

در نشست با معاون وزیر نیرو، توافق بر سر واگذاری فرآیند تولید داده‌های آب‌محور به این مرکز، نشان از پذیرش «نظارت علمی» توسط یک نهاد اجرایی دارد. این اقدام، مرزهای سازمانی را در هم شکسته و ساختاری فراهم کرده تا به جای تصمیم‌گیری بر اساس «بده‌بستان‌ها»، تصمیمات بر پایه «داشبوردهای شاخص‌های زیستی و اقلیمی» اتخاذ شود. این جابه‌جایی در مرجعیت تصمیم، می‌تواند نرخ بهره‌وری آب را با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطاهای تخصیصی افزایش دهد.

شکل‌گیری «ائتلاف علم و توسعه» برای عبور از بن‌بست‌های آبی

چالش آب در ایران بیش از آنکه فنی باشد، مسئله‌ای «نهادی» و «مدیریتی» است. ائتلاف سازمان تات با وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه، یک «مثلث طلایی» برای حکمرانی سرزمینی ایجاد کرده است که سه ضلع آن عبارتند از:
۱. ضلع فنی-تحلیلی (تات): مسئول مدل‌سازی اقلیمی و تدوین الگوی کشت دینامیک.
۲. ضلع زیرساختی (وزارت نیرو): مسئول اجرای تخصیص هوشمند بر اساس خروجی داده‌های تات.
۳. ضلع تأمین مالی (سازمان برنامه و بودجه): تغییر رویکرد از تأمین مالی «سازه‌های سخت‌افزاری» به «تولید داده‌های نرم‌افزاری و هوشمند».

درخواست رئیس سازمان تات برای اختصاص «ردیف اعتباری مستقل» به این مرکز، یک گام انقلابی در بودجه‌ریزی عملیاتی کشور است. این اقدام، تات را از یک سازمان هزینه‌بر به «سرمایه‌گذارِ تولید امنیت» تبدیل می‌کند و معیاری عینی برای سنجش عملکرد ارائه می‌دهد.

توسعه افقی: از عرصه ملی تا زیست‌بوم شهری و اقتصاد محلی

توسعه دامنه نفوذ تات فراتر از مزارع سنتی بوده و به عرصه‌های جدیدی چون مدیریت فضای سبز شهری (شهرداری تهران) گام نهاده است. امضای تفاهم‌نامه با سازمان بوستان‌ها، نشان از پذیرش این اصل دارد که «امنیت زیستی» تنها به تولید غذا محدود نبوده و مدیریت تنش‌های محیط زیستیِ کلان‌شهرها را نیز دربرمی‌گیرد.

از سوی دیگر، دیدارهای گسترده با نمایندگان مجلس (مانند نمایندگان ساری و دزفول) و فرمانداران ویژه شهرستان‌ها (الیگودرز و بروجرد) نشان از«دیپلماسی علمی-منطقه‌ای» دارد. تات با شناسایی مزیت‌های نسبی هر استان و تبدیل آن به برنامه عمل (مانند فعالیت‌های اصلاحی ایستگاه صفی‌آباد دزفول)، تلاش می‌کند تا با «بومی‌سازی دانش»، نرخ نفوذ فناوری را در سطوح خُرد افزایش دهد و از موازی‌کاری دستگاه‌های اجرایی استانی جلوگیری کند.

تحول دیجیتال و بسترسازی برای اقتصاد پلتفرمی در کشاورزی

معرفی پلتفرم «مزرعه من» و «دستیار هوشمند سخنگوی کشاورزی» توسط معاون توسعه مدیریت منابع تات، فراتر از یک پروژه نرم‌افزاری، گامی برای شکل‌گیری «حکمرانی الگوریتمی» در بخش کشاورزی است. این پلتفرم با اتصال زنجیره ارزش از تأمین نهاده تا بازار، به دنبال رفع شکاف اطلاعاتی میان ۴ میلیون بهره‌بردار خرد و بازارهای مالی و فیزیکی است.

تأکید معاون سازمان برنامه و بودجه بر «کاربرپسندی» این سامانه، نشان از بلوغ فکری در نظام برنامه‌ریزی کشور دارد؛ اینکه عدالت در حمایت‌ها، تنها با شناسایی دقیق هوشمندِ بهره‌برداران نهایی محقق می‌شود. این رویکرد، ساختار یارانه‌های کشاورزی را از حالت «انتشاری و ناکارآمد» به حالت «هدفمند و عملکردی» تغییر خواهد داد.

گذار از «مقاله‌محوری» به «ثروت‌آفرینی» در نظام پژوهشی

نکته حائز اهمیت در بازدید معاون سازمان برنامه و بودجه، نقد صریحِ پژوهش‌های «دولتی‌محور» و تأکید بر شکل‌گیری «شرکت‌های زایشی» (Spin-off) از دل مؤسسات پژوهشی تات است. این پیام به معنای تغییر در مدل ارزیابی پژوهش‌ها از شاخص‌های «تعداد مقالات» به «شاخص نفوذ در بازار» و «کاهش وابستگی به واردات خوراک دام» است. تات در این چارچوب، نقش یک «شتاب‌دهنده» را ایفا می‌کند که سرمایه‌های خطرپذیر (VC) را به سمت حل مسائل واقعی بخش کشاورزی هدایت می‌نماید.

نتیجه‌گیری تحلیلی:
شواهد میدانی حاکی از آن است که سازمان تات با اتخاذ رویکرد «مسئله‌محوری فعال»، جایگاه خود را به عنوان «کانون تصمیم‌سازی علمی» در ساختار قدرت ایران تثبیت کرده است. این سازمان دیگر یک نهاد مشاوره‌ای نیست، بلکه به عاملی برای «هماهنگ‌سازی میان‌نهادی» و «شفاف‌سازی اطلاعاتی» تبدیل شده که مستقیماً بر خط مشی‌های کلان اقتصاد مقاومتی و امنیت غذایی تأثیر می‌گذارد.

دوام این تحول، منوط به نهادینه‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص پایدار اعتبارات دانش‌بنیان در لایحه بودجه سنواتی است. اگر این مسیر ادامه یابد، ایران می‌تواند الگوی نوینی از «حکمرانی علمی» در منطقه خاورمیانه ارائه دهد که در آن، داده‌ها و تحلیل‌های عینی، جایگزین روش‌های آزمون‌وخطای پرهزینه مدیریتی می‌شوند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار