بحران
بحران در تنگه هرمز؛ کرونای بیواکسن برای شرکتهای خرد و نوپا
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف تصور رایج که آن را تهدیدی صرفاً نظامی میداند، در عمق خود یک کرونای خاموش اقتصادی برای شرکتهای خرد و تازهتأسیس است؛ بنگاههایی که هماینک با گرانی افسارگسیخته مواد اولیه، قطع زنجیره تأمین و نابودی تقاضای مصرفکننده، توان ادامه حیات خود را از دست داده اند.

پایگاه خبری داوان نیوز: درحالیکه گفتمان غالب پیرامون جنگ ایران و آمریکا معطوف به بازدارندگی نظامی است، اما واقعیت تلخ اقتصادی این است که قربانیان اصلی نه سامانههای پدافندی، بلکه شرکتهای خرد و تازهتأسیس بود. شوک عرضه نفت و پتروشیمی، نرخ بهره و ارز را از کنترل خارج کرده و کرونایی طولانیمدت بر پیکر این بنگاهها تحمیل میکند؛ کرونایی که نه پایانش مشخص است و نه واکسنی برایش وجود دارد.
به گزارش داواننیوز، درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و اسرائیل با ایران، فارغ از نتیجه میدانی، یک شوک عظیم عرضهای و تقاضایی در اقتصاد جهانی و بهویژه اقتصاد ایران ایجاد کرد. رویکردهای تحلیلی-اقتصادی نشان میدهد که شرکتهای خرد و تازهتأسیس (استارتاپها و SMEها) به دلیل وابستگی به مواد اولیه ارزانقیمت، ثبات نسبی قیمت حاملهای انرژی و دسترسی به زنجیره تأمین روان، آسیبپذیرترین قشر اقتصادی هستند. گرانی بیسابقه محصولات نفتی، پتروشیمی و مواد اولیه، همراه با انفجار هزینههای لجستیک و بیمه، این بنگاهها را با «کرونای اقتصادی خاموش» مواجه میکند که مرگ تدریجی اما گسترده آنها را رقم میزند.
اقتصاد ایران در دهه گذشته همواره در شرایط تحریم و تورم مزمن به سر برده، اما کسبوکارهای خرد و نوپا با تکیه بر انعطافپذیری، دیجیتالیشدن و هزینه سربار پایین توانستهاند دوام بیاورند. نقطه ضعف اصلی این بنگاهها، حاشیه سود ناچیز و ناتوانی در انباشت موجودی راهبردی مواد اولیه است. جنگ ، شاخصهای کلیدی نظیر قیمت نفت برنت (احتمال جهش به بیش از ۱۵۰ دلار)، نرخ ارز (افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی)، هزینه حملونقل بینالمللی و نرخ بهره بینبانکی را از کنترل خارج کرد.
تحلیل پیامدها
۱. شوک قیمت مواد اولیه و حاملهای انرژی
جنگ در منطقه خلیج فارس مستقیماً تنگه هرمز را در معرض اختلال قرار داد. عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه، و افزایش ۳ تا ۴ برابری قیمت نفت و گاز طبیعی تبدیل کرد. برای شرکتهای خرد در ایران که به فرآوردههای پتروشیمی (پلیمرها، رزینها، حلالها) و محصولات پالایشگاهی (گازوئیل، بنزین، قیر، روانکارها) وابستهاند، این به معنای افزایش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی هزینه تولید ظرف دو ماه جنگ بود. صنایعی مانند تولید پلاستیک، رنگ، رزین، لاستیک، کفش، لوازمتحریر، بستهبندی و داروسازی با توقف خط تولید مواجه میشوند.
۲. فلج شدن زنجیره تأمین و لجستیک
بیمههای دریایی پوشش ترافیک خلیج فارس و دریای عمان را لغو کرد. هزینه حمل یک کانتینر از چین یا ترکیه به بندرعباس تا ۸ برابر افزایش یافت. واردات مواد اولیه حیاتی مانند قطعات الکترونیک، افزودنیهای شیمیایی، بستهبندیهای خاص و ماشینآلات کوچک عملاً متوقف شد. شرکتهای تازهتأسیس که معمولاً مدل «تولید بهموقع» (Just-in-Time) و انبار گردان دارند، پس از ۲ تا ۳ هفته با کمبود شدید موجودی و توقف سفارشها روبهرو شدند.
۳. تورم افسارگسیخته و تخریب تقاضای مؤثر
شرکتهای خرد و نوپا نه تنها با گرانی نهادهها دستوپنجه نرم میکنند، بلکه مصرفکننده نهایی قدرت خرید خود را به دلیل تورم ماهانه ۳۰ تا ۵۰ درصدی از دست میدهد. کسبوکارهای B2C مانند فروشگاههای آنلاین، کافهها، تولید پوشاک، اپلیکیشنهای خدمات شهری، آموزشهای آزاد و صنایع دستی با افت ۷۰ تا ۹۰ درصدی فروش واقعی مواجه شده و نقدینگی این بنگاهها به صفر میرسد و امکان اخذ وام یا سرمایه در گردش جدید وجود ندارد (چون بانکها نیز تحت فشار نقدینگی و تسهیلات تکلیفی جنگ هستند).
۴. شکست سیاستهای حمایتی و معافیتها
دولت ایران در شرایط جنگ تمامعیار، بودجه را به سمت کالاهای اساسی (گندم، دارو، نان) سوق داده و شرکتهای خرد و نوپا از صف دریافت ارز ترجیحی، تسهیلات کمبهره و معافیت مالیاتی خارج شدند. حتی سیستمهای نوین تأمین مالی مانند انتشار سهام در فرابورس یا دریافت وام جمعی (crowdfunding) به دلیل سقوط شاخصهای بازار سرمایه و بیاعتمادی سرمایهگذاران ریسکگریز، عملاً از کار افتاد.
۵. فرار مغزها و مهاجرت بنیانگذاران
نخستین واکنش کارآفرینان و نیروهای ماهر، مهاجرت شغلی به کشورهای همسایه (ترکیه، امارات، ارمنستان) یا اروپا است. شرکتهای نوپایی که بنیانگذار یا تیم فنی خود را از دست میدهند، عملاً منحل میشوند. این پدیده «خونریزی سرمایه انسانی» تا یک دهه پس از جنگ نیز آثار خود را نشان میدهد، زیرا نسل جدید استارتاپها شکل نخواهد گرفت.
مقایسه با کرونای اقتصادی
همانند همهگیری کووید-۱۹ که در سال ۲۰۲۰ باعث تعطیلی میلیونها کسبوکار خرد در جهان شد، جنگ نیز به صورت ناگهانی و نمایی تقاضا و عرضه را منهدم میکند. تفاوت اساسی در این است که کرونا یک شوک بهداشتی با پایان قابل پیشبینی (واکسن) بود، اما جنگ فاقد افق مشخص و تزریق نقدینگی گسترده از سوی دولتهای غربی به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر، کسبوکارهای خرد ایرانی همزمان با سه بحران مواجهاند:
– شوک عرضه (گرانی و نایابی مواد اولیه)
– شوک تقاضا (فقر مصرفکننده)
– شوک نهادی (قطع حمایتهای دولتی و مالی)
آیا امکان بقا وجود دارد؟
در سناریوی خوشبینانه، تنها شرکتهایی زنده میمانند که:
۱. کاملاً صادراتمحور بوده و درآمد ارزی داشته باشند (برای تهیه مواد اولیه از کانالهای غیررسمی).
۲. زنجیره تأمین داخلی و کاملاً جایگزین (ساخت داخل) داشته باشند.
۳. قبلاً موجودی ششماهه مواد اولیه راهبردی را انباشته کرده باشند.
۴. مدل کسبوکار «خدمات محور» بدون وابستگی به کالای فیزیکی (مانند استارتاپهای نرمافزاری صرف) داشته باشند.
حتی در این حالت، بیش از ۸۰ درصد شرکتهای خرد و تازهتأسیس در ایران ظرف یک سال تعطیل میشوند و مابقی نیز با کوچکشدن شدید نیرو و تولید، عملاً به سطح کافهپیماهای خانوادگی تنزل یافتند.
نتیجهگیری و توصیههای سیاستی
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران یک «مرگ برنامهریزیشده» برای اکوسیستم کسبوکارهای خرد و نوپا در ایران است. بر خلاف تصور رایج که جنگ را فرصتی برای رانتخواری برخی حلقهها میداند، برای قشر وسیع کارآفرینان خرد و تازهکار، این جنگ به مثابه یک کرونای مزمن و بدون واکسن عمل میکند. برای کاهش تلفات اقتصادی؛
– دولت باید صندوق بیمۀ «شوکهای ژئوپلیتیک» برای SMEها ایجاد کند.
– شرکتهای خرد تنوعبخشی به بازار و تأمینکنندگان (کاهش وابستگی به پتروشیمیهای یک منطقه) را در اولویت قرار دهند.
– جامعه جهانی نیز باید درک کند که ادامه درگیری نظامی در خلیج فارس، میلیونها شغل رسمی و غیررسمی را در سراسر زنجیره ارزش از بین میبرد و ثبات اقتصادی جهانی را برای یک دهه مختل میکند.

بحران
تأخیر جهانی حملونقل یخچالی؛ فشار بر صادرات انگور، توتفرنگی و بلوبری
بر اساس آخرین گزارشهای جهانی، تأخیرهای لجستیکی در بنادری مانند کیپتاون (۱۴ روزه) و روتردام، فشار فزایندهای بر صادرات محصولات حساس به سرما از جمله انگور، توتفرنگی و بلوبری وارد کرده و زنگ خطر کاهش ماندگاری و افزایش پوسیدگی میوهها را به صدا درآورده است.

پایگاه خبری داوان نیوز: تأخیر جهانی در حملونقل یخچالی، صادرات انگور و توتفرنگی را با بحران مواجه کرد.
به گزارش خبرنگار ما، تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و افزایش ازدحام در بنادر جهانی، زنجیره تأمین محصولات تازه کشاورزی را مختل کرده و صادرکنندگان میوه را با چالشهای بیسابقهای روبهرو ساخته است.
طولانیشدن زمان حملونقل، تغییر مسیر کشتیها، تراکم بیسابقه در بنادر و افزایش سرسامآور هزینههای حمل کانتینرهای یخچالی، فشار فزایندهای بر صادرات محصولات حساس به سرما وارد آورده است. این اختلالات، کیفیت تجاری میوهها و سبزیجات تازه، بهویژه محصولاتی با ماندگاری کوتاه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
کیپتاون در بنبست؛ توقف ۱۴ روزه کانتینرهای یخچالی
در آفریقای جنوبی، وضعیت بحرانیتر شده است. گزارشها حاکی از آن است که کانتینرهای یخچالی در بندر کیپتاون، بین ۱۰ تا ۱۴ روز برای جابهجایی معطل میمانند؛ در حالی که میانگین طبیعی این فرآیند حدود ۴ روز است. این تأخیرها، انباشت میوه در سردخانهها و وقفه در برنامههای صادراتی را به دنبال داشته است.
بحران در اروپا؛ روتردام مقصد بلوبری و انگور فرنگی را تهدید میکند
صادرکنندگان پرو نیز از ازدحام بیسابقه در بنادر اروپایی بهویژه روتردام خبر میدهند. این شرایط، زغالاخته (بلوبری) و انگور فرنگی را که وابستگی شدیدی به پنجرههای لجستیکی کوتاه دارند، با خطر کاهش کیفیت مواجه کرده است. برخی تغییر مسیرهای دریایی نیز تا ۱۰ روز به زمان حمل افزودهاند.
انگور و توتها؛ آسیبپذیرترین محصولات
بر اساس این گزارش، انگور و انواع توتها (بریها) به دلیل حساسیت به کمآبی، افت سفتی بافت، کاهش وزن و پوسیدگی، در رأس آسیبپذیرترین محصولات قرار دارند. کارشناسان تأکید میکنند که حفظ زنجیره سرد بهتنهایی دیگر برای حفظ کیفیت در شرایط غیرقابلپیشبینی لجستیکی کافی نیست.
مرکبات و سیب هم در امان نیستند
حتی محصولات مقاومتر مانند مرکبات و سیب نیز از افزایش زمان حمل در امان نماندهاند. این میوهها با کاهش طراوت، اختلالات فیزیولوژیکی و کاهش عمر مفید در مقصد مواجه شدهاند.
راهکار صادرکنندگان: تمرکز بر مدیریت پس از برداشت
این گزارش نتیجه میگیرد که رویدادهای ژئوپلیتیکی (بهویژه تنشهای تنگه هرمز)، ازدحام بنادر، تغییر مسیرهای اجباری و اختلالات اقلیمی، به بخش جداییناپذیر چالشهای ساختاری در تجارت جهانی محصولات تازه تبدیل شدهاند. در پاسخ، صادرکنندگان تمرکز خود را به سمت سیستمهای پیشرفته مدیریت پس از برداشت معطوف کردهاند که برای حفظ سفتی، تازگی و افزایش عمر مفید در دورههای طولانی نگهداری طراحی شدهاند.
استراتژیهای فعلی عمدتاً بر کنترل پوسیدگی، حفظ استحکام بافت و مدیریت دقیق ماندگاری میوههای حساس نظیر انگور، انواع توت، مرکبات و سیب متمرکز است. در پایان گزارش تأکید شده که پیشبینیپذیری لجستیک، دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه به یک چالش حیاتی برای صادرکنندگان در زنجیرههای تأمین طولانیمدت محصولات تازه تبدیل شده است.
بحران
بحران در تنگه هرمز، اختلال تأمین کود؛ واردکنندگان به دنبال منابع جایگزین
شوک عرضه از خاورمیانه به بازار جهانی کود رسید: در حالی که بیش از ۳۰ درصد تجارت اوره از مسیر تنگه هرمز عبور میکرد، درگیریهای مارس ۲۰۲۶ این مسیر را مسدود و قیمت کودهای نیتروژنی را به بالاترین سطح سه سال اخیر پرتاب کرد. موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی وضعیت فعلی را «شکست زنجیره تأمین» ارزیابی میکند.

پایگاه خبری داوان نیوز: حمله به تأسیسات کلیدی در خلیج فارس، بازار جهانی کود را متشنج کرد. قیمت اوره به بالاترین سطح سه سال اخیر رسید و نگرانی از ادامه بحران در تنگه هرمز، واردکنندگان را به تأمین منابع جایگزین واداشته است.
به گزارش خبرنگار ما، موسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، در آخرین پایش هفتگی خود از وضعیت بازارهای بینالمللی محصولات کشاورزی (هفته منتهی به ۴ اردیبهشتماه) اعلام کرد: تشدید درگیریها در خاورمیانه طی ماه مارس ۲۰۲۶، فشار سنگینی بر بازار جهانی کودهای شیمیایی وارد کرده و زنجیره تأمین را به شدت مختل نموده است.
بر اساس این گزارش، قیمت انواع کود بهویژه کودهای نیتروژنی با جهش چشمگیری همراه بوده و بازار با شدیدترین شوک عرضه طی سالهای اخیر مواجه است. تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی کود را مسدود کرده و واردکنندگان را ناگزیر به جستجوی منابع جایگزین نموده است.
توقف تولید در خلیج فارس؛ زنگ خطر برای امنیت غذایی
کارشناسان موسسه تأکید کردهاند که چشمانداز آینده بازار کود، کاملاً به مدت زمان بسته بودن تنگه هرمز و سرعت بازگشت جریان گاز طبیعی مایع (LNG) و ازسرگیری تولید در منطقه خلیج فارس وابسته است. در شرایط کنونی، عمان تنها صادرکننده فعال در منطقه باقی مانده و حجم تولید ازدسترفته در کوتاهمدت قابل جبران نیست.
قیمت نهادهها و کودهای نیتروژنی در مسیر صعودی
– گاز طبیعی: قیمت این نهاده کلیدی در مارس ۲۰۲۶ در بیشتر بازارها افزایش یافت؛ چراکه بازارهای اروپایی شدیداً به تأمین گاز از خلیج فارس وابستهاند و ذخایر اتحادیه اروپا به پایینترین سطح فصلی خود رسیده است. در مقابل، ایالات متحده به دلیل ذخایر کافی و مواجهه محدود با نوسانات جهانی، قیمت پایدارتری را تجربه کرد.
– آمونیاک: نرخ شاخص جهانی آمونیاک اندکی افزایش یافت. کاهش تولید در خلیج فارس از یک سو و بازگشت تقاضا از سوی هند و آسیای جنوبشرقی از سوی دیگر، این روند صعودی را تشدید کرده است.
– اوره: قیمت اوره در ماه مارس به بالاترین سطح خود در بیش از سه سال گذشته رسید. بیش از ۳۰ درصد تجارت جهانی اوره معمولاً از تنگه هرمز عبور میکند و بسته شدن آن، عرضه را به سرعت محدود کرده است. تقاضای فصلی در نیمکره شمالی و ادامه ذخیرهسازی در هند، پیشازاین زمینههای صعودی بازار را فراهم کرده بودند.
بازار فسفات و پتاس؛ دو روایت متفاوت
– فسفات: قیمت فسفات فشار صعودی بیشتری را تجربه کرد. عربستان سعودی با هزینه بالاتر، برخی محمولهها را از مسیر ساحل غربی خود صادر میکند. مراکش که در غیاب چین، صادرکننده پیشرو محسوب میشود، بخش عمده گوگرد موردنیاز خود را از خاور نزدیک تأمین میکند. کارشناسان معتقدند بعید است چین پیش از اوت ۲۰۲۶ به بازار بازگردد، بنابراین کاهش فشار قیمت در کوتاهمدت محدود خواهد بود.
– پتاس: برخلاف سایر کودها، بازار پتاسیم نسبتاً متعادل باقی مانده و اختلال جدی در عرضه آن گزارش نشده است. با این حال، ممکن است نهایی شدن قراردادهای وارداتی هند به تأخیر بیفتد. همچنین به دلیل هزینههای سرسامآور کودهای نیتروژنی که سهم عمدهای از بودجه کشاورزان را به خود اختصاص داده، خرید کود پتاسیم احتمالاً کاهش مییابد یا به تعویق میافتد.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، موسسه پژوهشهای برنامهریزی و اقتصاد کشاورزی هشدار میدهد که ادامه وضعیت موجود، امنیت تأمین نهادههای کشاورزی را در بسیاری از کشورهای واردکننده با خطر جدی مواجه خواهد کرد و پیامد آن، افزایش هزینههای تولید مواد غذایی در سطح جهانی خواهد بود. واردکنندگان در حال حاضر به طور فعال به دنبال تأمین از مسیرهای جایگزین هستند، اما جبران سریع این خلأ عرضه دور از انتظار است.
بحران
ذخیرهسازی پیشدستانه، تابآوری جنگی؛ معماری ایرانی امنیت غذایی در بحران
تهران- محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاعرسانی دولت، علت اصلی عدم بروز قحطی و آشفتگی بازار در جنگ ۴۰ روزه را سه عامل «توان تولید داخلی»، «مدیریت هوشمندانه ذخایر استراتژیک» و «هماهنگی بخش دولتی-خصوصی» دانست و تأکید کرد: موفقیت امنیت غذایی امروز، نتیجه برنامهریزی زیرساختی و سرمایهگذاری انسانی در دوران پیش از بحران است و تدابیر آنی بهتنهایی نمیتوانست کشور را از قحطی مصون دارد.

پایگاه خبری داوان نیوز: محمد عطریانفر، عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم، اعلام کرد که علیرغم وقوع جنگ ۴۰ روزه اخیر، زنجیره تأمین کالاهای اساسی و امنیت غذایی کشور به طور کامل حفظ شده و جامعه با پدیده قحطی، کمبود شدید یا آشفتگی گسترده در بازار مواجه نشده است.
به گزارش خبرنگار ما، عطریانفر در گفتوگویی که نسخه کامل آن در اختیار خبرگزاری قرار گرفته، با اشاره به ذخایر استراتژیک کشور گفت: «بر اساس اطلاعات و آمار منابع مطمئن، ذخایر ۱۲۰روزه کالاهای اساسی امیدبخش است.» وی این میزان ذخیره را حاصل برنامهریزی دقیق تولید، ذخیرهسازی و مدیریت منابع آب و خاک دانست.
عطریانفر با تأکید بر اینکه «در بحران جنگ معمولاً انتظار میرود مردم تصویری از کمبود و قحطی را نشان دهند»، خاطرنشان کرد: همین که این تصویر نامطلوب در ایران و در بطن جنگ دیده نمیشود، ناشی از تلاش دولت خدمتگزار در تأمین کالاهای مورد نیاز کشور است. وی آرامش و دسترسی سهلالوصول به کالاهای اساسی را «دستاوردی بزرگ» توصیف کرد که نباید با سادهانگاری بیمقدار شمرده شود.
این عضو شورای اطلاعرسانی دولت، حفظ امنیت غذایی در شرایط جنگی را معلول سه عامل اصلی دانست:
۱. توان تولید داخلی که کشور را در برابر فشارهای خارجی مصون میکند
۲. مدیریت هوشمندانه ذخایر استراتژیک
۳. هماهنگی میان بخشهای دولتی و خصوصی در زنجیره تأمین
عطریانفر با تأکید بر جنبه بلندمدت این موفقیت تصریح کرد: تحلیل اقتصاددانان نشان میدهد این موفقیت، نه تنها حاصل تدابیر آنی بلکه نتیجه برنامهریزی و سرمایهگذاری در زیرساختها و منابع انسانی کشور در دوران پیشین بوده است.
وی در ادامه با اشاره به ساختار دوگانه وزارت جهاد کشاورزی (تلفیق نهاد سنتی کشت و تولید با نهاد انقلابی جهاد سازندگی)، وظایف این وزارتخانه در شرایط بحران را شامل تأمین امنیت غذایی در مقیاس ملی، ذخیرهسازی امنیتآفرین کالاهای اساسی، برنامهریزی دقیق تولید و مدیریت منابع آب و خاک برشمرد.
عطریانفر در عین حال نسبت به وضعیت طبقات فرودست جامعه هشدار داد و اظهار داشت: «از دست رفتن تعداد قابل توجهی فرصت شغلی که ریشه در حوادث اخیر دارد و پیامد تحریمها و بهم خوردن نظام تولید است، به این معناست که ۲۰ درصد ملت که عموماً از طبقات فرودست هستند، از ناحیه امنیت اقتصادی در بحران روحی و دغدغههای جدی قرار گرفتهاند و صرفاً با وضع بیمه بیکاری هم دردشان درمان نمیشود.»
عطریانفر در بخش دیگری از این گفتوگو با تأکید بر لزوم هماهنگی میان وزارتخانههای صنعت، جهاد کشاورزی و کار، نقش این هماهنگی را در حفظ ثبات و پیشرفت کشور و رفع نگرانی محرومان و اقشار ضعیف «حیاتی» توصیف کرد.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، ذخایر ۱۲۰ روزه کالاهای اساسی (معادل چهار ماه) در شرایط جنگی که زنجیرههای تأمین جهانی معمولاً با اختلال مواجه میشوند، یک شاخص کلیدی تابآوری محسوب میشود. کارشناسان تغذیه و امنیت غذایی معتقدند این میزان ذخیره، فراتر از استانداردهای معمول ذخیرهسازی اضطراری در بسیاری از کشورهاست. با این حال، چالش اصلی به گفته خود عطریانفر، نه در کمبود کالا، بلکه در تضمین دسترسی اقتصادی اقشار کمدرآمد به این کالاهاست.
تجارت3 هفته پیشراهنمای کامل ثبت درخواست اینترنت بینالمللی برای اعضای اتاق بازرگانی
دانستنی ها3 هفته پیشکانال تخصصی شناسایی گیاهان بومی ایران در «ایتا» راهاندازی شد
استان ها3 هفته پیشممنوعیت قطعی گاوآهن برگرداندار در اراضی دیم از سال ۱۴۰۵-۱۴۰۶
خبرهای سازمانی3 هفته پیشتعاونیهای روستایی جایگزین مداخله دولت در بازار کشاورزی میشوند
دانستنی ها3 هفته پیشتکمیل چرخه سلامت واحد با ثبت «روز گیاهپزشک» در تقویم کشور
چند رسانه ای3 هفته پیشگرانی ۱۰ برابری گاز و بوروکراسی؛ تولید گل و گیاه در ایران در آستانه تعطیلی
گزارش3 هفته پیشتولیدگرایی توأم با عدالت توزیعی؛ سیاست دوگانه وزارت جهاد در بحران
بین الملل3 هفته پیشانقلاب دیجیتال در بذر: ERP ابری مایکروسافت رونمایی شد

























