بحران
نوری: امنیت غذایی در استانهای هدف حملات هوایی پایدار است
همزمان با افزایش تنشهای نظامی در جنوب و شرق کشور، وزارت جهاد کشاورزی با فعالسازی شبکه مدیریت بحران، از کنترل کامل وضعیت تأمین مواد غذایی در مناطق بمبارانشده خبر داد و اعلام کرد که زنجیره توزیع کالاهای اساسی بدون کوچکترین خللی به فعالیت خود ادامه میدهد.

پایگاه خبری داواننیوز: وزیر جهاد کشاورزی با اعلام پایداری کامل امنیت غذایی در استانهای هدف حملات هوایی آمریکا، از ادامه بیوقفه روند تولید، تأمین و توزیع کالاهای اساسی خبر داد و تأکید کرد که هیچ گونه اختلالی در شبکه معیشتی و تأمین مایحتاج مردم در کشور ایجاد نشده است.
به گزارش خبرنگار ما، در پی حملات هوایی نیروهای آمریکایی به مناطقی از چند استان کشور در ۷۲ ساعت گذشته، وزیر جهاد کشاورزی با رؤسای سازمان جهاد کشاورزی استانهای درگیر، گفتوگوهای فوری و نظارت میدانی بر وضعیت تأمین مواد غذایی را آغاز کرد. این اقدامات که نشاندهنده اولویتبندی امنیت معیشتی در کنار امنیت دفاعی است، با هدف اطمینانبخشی به مردم و جلوگیری از هرگونه شائبه کمبود یا اختلال در زنجیره توزیع انجام شده است.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاعرسانی وزارت جهاد کشاورزی، غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، روز پنجشنبه (۱۸ تیرماه) در تماسهای جداگانه با رؤسای جهاد کشاورزی استانهای بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان و گلستان، ضمن ابراز همدردی با آسیبدیدگان احتمالی، دستورات ویژهای برای تشدید تمهیدات حفاظتی و امنیتی در شبکه تأمین، توزیع و نگهداری کالاهای اساسی صادر کرد.
بر اساس گزارشهای ارائهشده از سوی مقامات استانی، هیچ گونه اختلالی در فرآیند تولید محصولات کشاورزی، ذخایر راهبردی، و شبکه توزیع مواد غذایی در مناطق یادشده مشاهده نمیشود. همچنین روند عرضه مایحتاج عمومی در بازارهای محلی و فروشگاههای زنجیرهای بهصورت منظم و مستمر در جریان است.
وزیر جهاد کشاورزی در این گفتوگوها با تأکید بر پایداری کامل امنیت غذایی در همه مناطق مورد حمله، تصریح کرد: مردم عزیز هیچ نگرانی از بابت کمبود یا قطعی در تأمین کالاهای اساسی و مواد غذایی نداشته باشند؛ چراکه بر اساس آخرین ارزیابیها، هیچ خللی در تولید، تأمین و توزیع در هیچیک از شهرستانها و استانهای کشور ایجاد نشده و شبکه لجستیکی وزارتخانه با آمادگی کامل در حال فعالیت است.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، این اطمینانرسانی در شرایطی صورت میگیرد که همزمان با تنشهای نظامی، کنترل بازار و مدیریت ذخایر استراتژیک از اولویتهای کلیدی دولت محسوب میشود. اقدام سریع وزیر جهاد کشاورزی در برقراری ارتباط مستقیم با استانهای مرزی و جنوبی، نشاندهنده فعالسازی زودهنگام طرحهای پشتیبانی از امنیت غذایی بهعنوان بخشی از مدیریت بحران جامع در کشور است. کارشناسان اقتصادی نیز این رویه را عاملی مؤثر در جلوگیری از هیجانات قیمتی و حفظ آرامش بازار ارزیابی میکنند.

بحران
اینچهبرون در تیررس؛ سناریوی جدید واشنگتن برای فشار بر زنجیره واردات ایران
در شرایطی که بیش از سه چهارم واردات کشور از طریق بنادر جنوبی تأمین میشود، حمله به پل ریلی آقتکهخان در مسیر اینچه برون، که مهمترین کریدور جایگزین زمینی محسوب میشود، معادلات لجستیک کشور را وارد فاز تازهای کرده است؛ موضوعی که به تصریح کارشناسان، نه یک آسیب نقطه ای، بلکه تلاشی برای فلج سازی شبکه ترانزیت ایران در بحبوحه محاصره دریایی ارزیابی میشود.

پایگاه خبری داواننیوز: حمله موشکی بامداد پنجشنبه ۱۸ تیرماه به پل راه آهن «آقتکهخان» در شهرستان آققلا، استان گلستان، را باید فراتر از یک اقدام نظامی صرف علیه یک زیرساخت عمرانی ارزیابی کرد. این حمله که با شلیک هفت فروند موشک کروز از سوی ارتش آمریکا انجام شد، در واقع پیکانی مستقیم به سوی قلب راهبرد جدید ترانزیتی ایران در شرایط محاصره دریایی بود .
به گزارش خبرنگار ما، آسیب به مسیر ریلی اینچه برون در جریان حملات اخیر، تنها یک حادثه زیرساختی نیست؛ به گفته عضو کمیسیون حمل ونقل اتاق ایران، این اقدام از سوی دشمن با هدف فشار حداکثری بر زنجیره واردات و ایجاد اختلال در کریدورهای جایگزین صورت گرفته است؛ کریدوری که در ماههای اخیر نقشی کلیدی در جبران کمبود مسیرهای دریایی ایفا میکرد و اکنون نگرانیها از افزایش زمان و هزینه ترانزیت را به دنبال داشته است.
اینچهبرون؛ شریان حیاتی جایگزین در محاصره
بر اساس اظهارات محمود امتی، عضو کمیسیون حمل و نقل اتاق ایران، وابستگی ۷۷ درصدی واردات کشور به بنادر جنوبی که پیش از این با محدودیتهایی مواجه شدهاند، ضرورت یافتن مسیرهای جایگزین را دوچندان کرده بود. در این میان، کریدور ریلی اینچهبرون که از مرز شمالشرقی وارد کشور میشود و از مسیر گرگان به شبکه سراسری ریلی متصل میگردد، به عنوان یکی از اصلیترین این مسیرهای جایگزین مطرح شد .
این کریدور که ایران را به شبکه ریلی ترکمنستان، قزاقستان و در نهایت روسیه متصل میکند، علاوه بر مزیت رقابتی عبور نکردن از برخی کشورهای آسیای میانه، از آبانماه سال گذشته نیز به مسیری کلیدی برای ارسال کالاهای روسیه به ایران تبدیل شده بود . آمارها نشان میدهد که پس از تشدید محاصره دریایی، ترافیک قطارهای باری چین از این مسیر تا سه برابر افزایش یافته و سال گذشته دستکم ۶۵ قطار از مبدأ چین از این مرز وارد کشور شدهاند .
هدف راهبردی دشمن: فلجسازی زنجیره تامین در بحران
با این توصیف، تحلیل امتی از هدف دشمن کاملاً بجا و هوشمندانه است. او با اشاره به انعطاف پذیری کمتر شبکه ریلی نسبت به جاده ای، بر این نکته تأکید دارد که هرگونه اختلال در این کریدور، به دلیل نیاز به هماهنگی با شبکه های ریلی کشورهای مختلف، تأثیر مستقیمی بر کل زنجیره حمل و نقل خواهد داشت. بنابراین، هدف اصلی از این حمله را باید در سه محور زیر جستوجو کرد:
1. افزایش فشار بر زنجیره واردات: آسیب به این مسیر، عملاً موجب افزایش زمان حمل، هزینه های لجستیکی و بروز مشکلات جدی برای صاحبان کالا خواهد شد. این اختلال، فشار مضاعفی را به کریدورهای جایگزین مانند مسیر سرخس وارد میکند و ظرفیت عملیاتی آنها را تحت الشعاع قرار میدهد.
2. خنث یسازی استراتژی جایگزین در دوران محاصره: انتخاب چنین هدفی در عمق خاک کشور و در فاصله صدها کیلومتری از میادین درگیری جنوب، یک پیام بازدارنده روشن دارد: «هیچ مسیر جایگزینی از تیررس واشنگتن دور نیست و حتی در صورت برقراری مجدد آتشبس، ایران نمیتواند با اتکا به این مسیرهای زمینی، از فشار محاصره دریایی بکاهد» .
3. تغییر قواعد درگیری: برخی تحلیلگران این اقدام را نقطه عطفی در تغییر راهبرد آمریکا از تمرکز بر اهداف نظامی در جنوب، به سمت اهداف زیرساختی اقتصادی در سراسر کشور میدانند. حمله به پلی در نزدیکی مرز ترکمنستان، نشان از عزم واشنگتن برای گسترش دامنه درگیری و هدف قرار دادن شریانهای حیاتی اقتصادی ایران دارد .
چالشها و افق پیشرو
با وجود تاکید امتی بر انجام هماهنگی ها برای جلوگیری از چالش در روند تامین کالا، واقعیت این است که بازسازی و ترمیم این پل ریلی، زمانبر بوده و نیازمند هماهنگی های پیچیده بین المللی است. هرچند ایران پیش از این در جنگهای اخیر توانسته بود زیرساختهای ریلی را در کمتر از ۹۶ ساعت بازسازی کند، اما این بار، ماهیت استراتژیک مسیر اینچهبرون و حجم بالای باری که به آن اختصاص یافته بود، خسارت را فراتر از یک تعمیر محلی ارزیابی میکند .
برخی از کارشناسان بین المللی با زیر سوال بردن اهمیت اقتصادی این کریدور و سهم ناچیز آن در کل تجارت خارجی ایران، این اقدام را صرفاً یک اقدام نمادین و پیام رسان توصیف کرده اند . با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که در شرایط فشار حداکثری و محاصره، هر شریان کوچکی برای بقای اقتصاد کشور حیاتی است و هدف قرار دادن آن، اقدامی حساب شده در راستای تشدید فشار روانی و اقتصادی بر کشور است.
در نهایت، حمله به پل آقتکهخان نشان داد که میدان نبرد از تنگه هرمز به نقشه ترانزیتی کشور گسترش یافته است و کریدورهای شرقی ایران که روزگاری به عنوان نقاط امن پشتیبان محسوب میشدند، اکنون در خط مقدم یک جنگ اقتصادی تمامعیار قرار گرفتهاند.
بحران
اقدامات قهری یکجانبه؛ مانعی جدی در برابر حق دسترسی به غذا
علی کیانیراد در نشست ۱۸۱ شورای فائو ضمن تشریح رژیم حقوقی «عبور بیضرر» در تنگه هرمز، به کشورهای اتهامزننده هشدار داد: ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده، اما به هر حملهای از همان نقطه پاسخ قاطع خواهد داد

پایگاه خبری داواننیوز: نماینده دائم ایران در فائو با رد اتهامات واهی برخی کشورها درباره بستن تنگه هرمز، تأکید کرد که این آبراه بر روی کشتیهای تجاری باز است و در بیانیهای مشترک با ۵ کشور دیگر، اقدامات قهری یکجانبه را تهدیدی جدی برای امنیت غذایی جهانی خواند.
به گزارش خبرنگار ما، در روزهایی که یکصد و هشتاد و یکمین نشست شورای فائو در رم در حال برگزاری است، مواضع جمهوری اسلامی ایران در دو جبهه مهم، بازتاب قابل توجهی داشته: نخست، پاسخ قاطع به اتهامات واهی درباره تنگه هرمز، و دوم، همراهی با جبههای از کشورها برای محکومیت اقدامات قهری یکجانبه.
در مورد تنگه هرمز، روایت ایران شفاف است:
علی کیانیراد، نماینده ایران در فائو، در واکنش به اتهامزنی مجدد کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان، عربستان و برخی دیگر، با اشاره به دو نکته کلیدی، خط قرمزهای تهران را مشخص کرد:
– باز بودن تنگه برای کشتیهای تجاری: به گفته وی، تنگه هرمز هم قبل و هم بعد از هرگونه تنش، بر روی کشتیهای تجاری باز بوده و تنها تردد کشتیهای نظامی و مرتبط با دشمنان ایران ممنوعیت دارد. او این اتهامات را «رفتارهای ریاکارانه» و «اصرار بر ندیدن واقعیت» توصیف کرد.
– دفاع مشروع، نه آغازگر جنگ: دیپلمات ارشد ایران با یادآوری ۲۵۰۰ سال تمدن ایران، تأکید کرد که این کشور هرگز آغازگر جنگی نبوده، اما در چارچوب قوانین بینالمللی حق دفاع مشروع و پاسخگویی به هر حمله در همان نقطه را برای خود محفوظ میدارد.
نکته حقوقی جالب توجه در این بخش، اعلام مجدد این واقعیت بود که ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل نیست و رژیم حقوقی مدنظر خود را مبتنی بر «عبور بیضرر» بر اساس حقوق عرفی بینالمللی میداند.
در جبهه دوم، محکومیت تحریمهای یکجانبه:
در بیانیهای مشترک با کشورهای روسیه، بلاروس، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی، گروهی از کشورها صراحتاً اعلام کردند که اقدامات قهری یکجانبه نه تنها غیرقانونی هستند، بلکه به یک تهدید جدی برای امنیت غذایی جهانی تبدیل شدهاند.
در این بیانیه، به طور مشخص به این موارد اشاره شده است:
– تحریمها دسترسی به سوخت و کود را مختل کرده و زنجیره تأمین غذا را فلج میکنند.
– چنین اقداماتی باعث افزایش تورم مواد غذایی و پیامدهای شدید بشردوستانه میشوند.
– برخی کشورها در تلاش هستند با اعمال فشار بر کارشناسان فائو، استقلال و بیطرفی این سازمان را خدشهدار کنند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، آنچه در نشست فائو در رم رخ داد، صرفاً یک مناظره دیپلماتیک نبود. ایران نشان داد که از یک سو با تکیه بر اصول حقوق بینالملل و حقایق میدانی (باز بودن تنگه هرمز برای کشتیهای تجاری)، اتهامات سیاسی را بیاثر میکند و از سوی دیگر، در ائتلافی از کشورهای مخالف یکجانبهگرایی، به گفتمان غالب علیه تحریمهای فراسرزمینی قدرت میبخشد.
پیام نهایی یادداشت حاضر را میتوان در این جمله از پاسخ ایران جست: برای کسانی که نمیخواهند واقعیتها را ببینند، هزار جلسه دیگر شورا هیچ تأثیری نخواهد داشت.
بحران
بحران در تنگه هرمز؛ کرونای بیواکسن برای شرکتهای خرد و نوپا
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف تصور رایج که آن را تهدیدی صرفاً نظامی میداند، در عمق خود یک کرونای خاموش اقتصادی برای شرکتهای خرد و تازهتأسیس است؛ بنگاههایی که هماینک با گرانی افسارگسیخته مواد اولیه، قطع زنجیره تأمین و نابودی تقاضای مصرفکننده، توان ادامه حیات خود را از دست داده اند.

پایگاه خبری داوان نیوز: درحالیکه گفتمان غالب پیرامون جنگ ایران و آمریکا معطوف به بازدارندگی نظامی است، اما واقعیت تلخ اقتصادی این است که قربانیان اصلی نه سامانههای پدافندی، بلکه شرکتهای خرد و تازهتأسیس بود. شوک عرضه نفت و پتروشیمی، نرخ بهره و ارز را از کنترل خارج کرده و کرونایی طولانیمدت بر پیکر این بنگاهها تحمیل میکند؛ کرونایی که نه پایانش مشخص است و نه واکسنی برایش وجود دارد.
به گزارش داواننیوز، درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و اسرائیل با ایران، فارغ از نتیجه میدانی، یک شوک عظیم عرضهای و تقاضایی در اقتصاد جهانی و بهویژه اقتصاد ایران ایجاد کرد. رویکردهای تحلیلی-اقتصادی نشان میدهد که شرکتهای خرد و تازهتأسیس (استارتاپها و SMEها) به دلیل وابستگی به مواد اولیه ارزانقیمت، ثبات نسبی قیمت حاملهای انرژی و دسترسی به زنجیره تأمین روان، آسیبپذیرترین قشر اقتصادی هستند. گرانی بیسابقه محصولات نفتی، پتروشیمی و مواد اولیه، همراه با انفجار هزینههای لجستیک و بیمه، این بنگاهها را با «کرونای اقتصادی خاموش» مواجه میکند که مرگ تدریجی اما گسترده آنها را رقم میزند.
اقتصاد ایران در دهه گذشته همواره در شرایط تحریم و تورم مزمن به سر برده، اما کسبوکارهای خرد و نوپا با تکیه بر انعطافپذیری، دیجیتالیشدن و هزینه سربار پایین توانستهاند دوام بیاورند. نقطه ضعف اصلی این بنگاهها، حاشیه سود ناچیز و ناتوانی در انباشت موجودی راهبردی مواد اولیه است. جنگ ، شاخصهای کلیدی نظیر قیمت نفت برنت (احتمال جهش به بیش از ۱۵۰ دلار)، نرخ ارز (افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی)، هزینه حملونقل بینالمللی و نرخ بهره بینبانکی را از کنترل خارج کرد.
تحلیل پیامدها
۱. شوک قیمت مواد اولیه و حاملهای انرژی
جنگ در منطقه خلیج فارس مستقیماً تنگه هرمز را در معرض اختلال قرار داد. عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه، و افزایش ۳ تا ۴ برابری قیمت نفت و گاز طبیعی تبدیل کرد. برای شرکتهای خرد در ایران که به فرآوردههای پتروشیمی (پلیمرها، رزینها، حلالها) و محصولات پالایشگاهی (گازوئیل، بنزین، قیر، روانکارها) وابستهاند، این به معنای افزایش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی هزینه تولید ظرف دو ماه جنگ بود. صنایعی مانند تولید پلاستیک، رنگ، رزین، لاستیک، کفش، لوازمتحریر، بستهبندی و داروسازی با توقف خط تولید مواجه میشوند.
۲. فلج شدن زنجیره تأمین و لجستیک
بیمههای دریایی پوشش ترافیک خلیج فارس و دریای عمان را لغو کرد. هزینه حمل یک کانتینر از چین یا ترکیه به بندرعباس تا ۸ برابر افزایش یافت. واردات مواد اولیه حیاتی مانند قطعات الکترونیک، افزودنیهای شیمیایی، بستهبندیهای خاص و ماشینآلات کوچک عملاً متوقف شد. شرکتهای تازهتأسیس که معمولاً مدل «تولید بهموقع» (Just-in-Time) و انبار گردان دارند، پس از ۲ تا ۳ هفته با کمبود شدید موجودی و توقف سفارشها روبهرو شدند.
۳. تورم افسارگسیخته و تخریب تقاضای مؤثر
شرکتهای خرد و نوپا نه تنها با گرانی نهادهها دستوپنجه نرم میکنند، بلکه مصرفکننده نهایی قدرت خرید خود را به دلیل تورم ماهانه ۳۰ تا ۵۰ درصدی از دست میدهد. کسبوکارهای B2C مانند فروشگاههای آنلاین، کافهها، تولید پوشاک، اپلیکیشنهای خدمات شهری، آموزشهای آزاد و صنایع دستی با افت ۷۰ تا ۹۰ درصدی فروش واقعی مواجه شده و نقدینگی این بنگاهها به صفر میرسد و امکان اخذ وام یا سرمایه در گردش جدید وجود ندارد (چون بانکها نیز تحت فشار نقدینگی و تسهیلات تکلیفی جنگ هستند).
۴. شکست سیاستهای حمایتی و معافیتها
دولت ایران در شرایط جنگ تمامعیار، بودجه را به سمت کالاهای اساسی (گندم، دارو، نان) سوق داده و شرکتهای خرد و نوپا از صف دریافت ارز ترجیحی، تسهیلات کمبهره و معافیت مالیاتی خارج شدند. حتی سیستمهای نوین تأمین مالی مانند انتشار سهام در فرابورس یا دریافت وام جمعی (crowdfunding) به دلیل سقوط شاخصهای بازار سرمایه و بیاعتمادی سرمایهگذاران ریسکگریز، عملاً از کار افتاد.
۵. فرار مغزها و مهاجرت بنیانگذاران
نخستین واکنش کارآفرینان و نیروهای ماهر، مهاجرت شغلی به کشورهای همسایه (ترکیه، امارات، ارمنستان) یا اروپا است. شرکتهای نوپایی که بنیانگذار یا تیم فنی خود را از دست میدهند، عملاً منحل میشوند. این پدیده «خونریزی سرمایه انسانی» تا یک دهه پس از جنگ نیز آثار خود را نشان میدهد، زیرا نسل جدید استارتاپها شکل نخواهد گرفت.
مقایسه با کرونای اقتصادی
همانند همهگیری کووید-۱۹ که در سال ۲۰۲۰ باعث تعطیلی میلیونها کسبوکار خرد در جهان شد، جنگ نیز به صورت ناگهانی و نمایی تقاضا و عرضه را منهدم میکند. تفاوت اساسی در این است که کرونا یک شوک بهداشتی با پایان قابل پیشبینی (واکسن) بود، اما جنگ فاقد افق مشخص و تزریق نقدینگی گسترده از سوی دولتهای غربی به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر، کسبوکارهای خرد ایرانی همزمان با سه بحران مواجهاند:
– شوک عرضه (گرانی و نایابی مواد اولیه)
– شوک تقاضا (فقر مصرفکننده)
– شوک نهادی (قطع حمایتهای دولتی و مالی)
آیا امکان بقا وجود دارد؟
در سناریوی خوشبینانه، تنها شرکتهایی زنده میمانند که:
۱. کاملاً صادراتمحور بوده و درآمد ارزی داشته باشند (برای تهیه مواد اولیه از کانالهای غیررسمی).
۲. زنجیره تأمین داخلی و کاملاً جایگزین (ساخت داخل) داشته باشند.
۳. قبلاً موجودی ششماهه مواد اولیه راهبردی را انباشته کرده باشند.
۴. مدل کسبوکار «خدمات محور» بدون وابستگی به کالای فیزیکی (مانند استارتاپهای نرمافزاری صرف) داشته باشند.
حتی در این حالت، بیش از ۸۰ درصد شرکتهای خرد و تازهتأسیس در ایران ظرف یک سال تعطیل میشوند و مابقی نیز با کوچکشدن شدید نیرو و تولید، عملاً به سطح کافهپیماهای خانوادگی تنزل یافتند.
نتیجهگیری و توصیههای سیاستی
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران یک «مرگ برنامهریزیشده» برای اکوسیستم کسبوکارهای خرد و نوپا در ایران است. بر خلاف تصور رایج که جنگ را فرصتی برای رانتخواری برخی حلقهها میداند، برای قشر وسیع کارآفرینان خرد و تازهکار، این جنگ به مثابه یک کرونای مزمن و بدون واکسن عمل میکند. برای کاهش تلفات اقتصادی؛
– دولت باید صندوق بیمۀ «شوکهای ژئوپلیتیک» برای SMEها ایجاد کند.
– شرکتهای خرد تنوعبخشی به بازار و تأمینکنندگان (کاهش وابستگی به پتروشیمیهای یک منطقه) را در اولویت قرار دهند.
– جامعه جهانی نیز باید درک کند که ادامه درگیری نظامی در خلیج فارس، میلیونها شغل رسمی و غیررسمی را در سراسر زنجیره ارزش از بین میبرد و ثبات اقتصادی جهانی را برای یک دهه مختل میکند.
آموزش4 هفته پیشهمزمان با آبیاری، آفات را کنترل کنید؛ «سمآبیاری: اصول و روشها»
اقتصاد4 هفته پیشآیا ماکارونی گران میشود؟ / سرنوشت قیمت گندم صنایع به دولت واگذار شد
چند رسانه ای4 هفته پیششگفتی خلقت؛ وقتی کفشدوزک و زنبور جای سم را میگیرند
بین الملل3 هفته پیشبازار جهانی سیر در رقابت قیمتی؛ اروپا کیفیت میفروشد، چین حجم
استان ها4 هفته پیشخانجانی افشار: تحول در سه ضلع کشاورزی همدان با تزریق ۷۶۷۹ میلیارد ریال
اقتصاد3 هفته پیشتابآوری در امنیت غذایی، خودکفایی ۹۰ درصدی در افق برنامه هفتم
بین الملل4 هفته پیشترکیه قطب تأمین محصولات تازه؛ اینترفرش اوراسیا ۲۰۲۶ میزبان بیش از ۱۰۰ کشور
آموزش2 هفته پیشهشدار گیاهپزشکی؛ آغاز فعالیت مگس میوه مدیترانه در باغات هستهدار گلستان























