با ما همراه باشید

سردبیر

سینمای کشاورزی: روایت زمین روی پرده نقره ای

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: سینما به عنوان هنر هفتم، همواره بازتابی از واقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه بوده است. فیلم‌های با موضوع کشاورزی و باغبانی، چه در سینمای ایران و چه در سینمای جهان، به مسائل عمیق‌تری از جمله رابطه انسان با طبیعت، چالش‌های معیشتی، تضادهای طبقاتی و بحران‌های زیست‌محیطی می‌پردازند. این گزارش به بهانه روز سینما، به تحلیل و بررسی این گونه فیلم‌ها می‌پردازد و نقش آن‌ها در افزایش آگاهی عمومی و تأثیر بر سیاست‌ها را مورد کنکاش قرار می‌دهد.

ناظم رامتین، خبرنگار داوان نیوز؛ کشاورزی و باغبانی نه تنها به عنوان منبع تغذیه و معیشت، بلکه به عنوان بخشی از فرهنگ و هویت جوامع در سراسر جهان شناخته می‌شود. سینما با نگاهی هنرمندانه، این موضوع را در قالب داستان‌های مختلف به تصویر کشیده است. از زندگی سخت کشاورزان در مناطق خشک گرفته تا مبارزه آن‌ها با شرکت‌های بزرگ سرمایه‌داری، همه و همه سوژه‌هایی بوده‌اند که فیلم‌سازان را به خود جلب کرده‌اند.

1. سینمای کشاورزی در ایران: روایت دردها و امیدها
1.1. فیلم‌های شاخص ایرانی
– گاو (۱۹۶۹) – کارگردان: داریوش مهرجویی: این فیلم نمادین که بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی ساخته شده، به رابطه عمیق روستاییان با حیوانات و زمین‌های کشاورزی می‌پردازد. مرگ گاو که منبع اصلی درآمد خانواده است، منجر به بحران روانی برای شخصیت اصلی می‌شود. این فیلم از اولین آثار سینمای هنری ایران محسوب می‌شود که در جشنواره‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفت .
– دونده (۱۹۸۵) – کارگردان: امیر نادری: این فیلم به بحران کم‌آبی و تأثیر آن بر زندگی کشاورزان می‌پردازد. شخصیت اصلی فیلم، امیرو، در جست‌وجوی آب برای زمین‌های خشک‌شده روستا می‌دود. این فیلم نمادی از مقاومت انسان در برابر طبیعت خشن است .
– آواز گنجشک‌ها (۲۰۰۸) – کارگردان: مجید مجیدی: این فیلم به مسئله از بین رفتن زمین‌های کشاورزی و باغات به دلیل شهرسازی می‌پردازد. داستان فیلم حول محور پیرمردی می‌گردد که به دلیل توسعه شهری، خانه و باغش را از دست می‌دهد .
– زمین (۱۹۹۸) – کارگردان: محمدعلی سجادی: این فیلم درباره اختلاف بین دو خانواده روستایی بر سر مالکیت زمین‌های کشاورزی است و به جنگ بر سر آب و زمین می‌پردازد .
– ابر و آفتاب (۲۰۲۲) – کارگردان: محمدحسین مهدویان: این فیلم به زندگی یک خانواده کشاورز در منطقه‌ای خشک می‌پردازد که با چالش‌های طبیعی و انسانی روبرو هستند .

1.2. درون‌مایه‌های مشترک
فیلم‌های ایرانی با موضوع کشاورزی معمولاً به رابطه انسان با زمین، آب و طبیعت می‌پردازند و مشکلاتی مانند خشکسالی، توسعه شهری و فقر روستایی را بررسی می‌کنند . این فیلم‌ها همچنین به طور غیرمستقیم به سیاست‌های نادرست کشاورزی و محیط‌زیستی انتقاد می‌کنند و باعث افزایش آگاهی عمومی در این زمینه می‌شوند.

2. سینمای کشاورزی در جهان: از آرمان‌گرایی تا انتقاد اجتماعی
2.1. فیلم‌های شاخص خارجی
– خوشه‌های خشم (۱۹۴۰) – کارگردان: جان فورد: این فیلم که بر اساس رمان جان اشتاین بک ساخته شده، به مهاجرت کشاورزان آمریکایی during the Dust Bowl می‌پردازد که به دلیل خشکسالی و وام‌های بانکی، مجبور به ترک زمین‌های خود می‌شوند.
– کشور (۱۹۸۴) – کارگردان: ریچارد پیرس: این فیلم به چالش‌های یک خانواده کشاورز در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا می‌پردازد. در این دوره، شرکت‌های بزرگ به کسب‌وکارهای محلی تسلط یافتند و مزارع کوچک از بین رفتند .
– رودخانه (۱۹۸۴) – کارگردان: مارک رایدل: این فیلم شبیه به کشور است و به رابطه بین یک خانواده و مزرعه آنها تحت تهدید طبیعت و نیروهای سیاسی و دنیای سرمایه‌داری می‌پردازد. این فیلم نامزد اسکار شد و از نظر بصری زیبا است .
– چهل جریب زمین (۲۰۲۴) – کارگردان: آر. تی. تورن: این فیلم درام پساآخرالزمانی، داستان خانوادهای سیاهپوست و بومی را روایت می‌کند که پس از یک بحران کشاورزی جهانی، برای حفظ زمین‌های اجدادی خود مبارزه می‌کنند. عنوان فیلم اشارهای به وعده تاریخی «چهل جریب زمین و یک الاغ» دارد که به بردگان سابق داده شد ولی عملی نشد .
– سرزمین رویاها (۱۹۸۹) – کارگردان: فیل آلدن رابینسون: این فیلم داستان کشاورزی را روایت می‌کند که در مزرعه خود یک زمین بیسبال می‌سازد تا روح ستاره‌های مشهور بیسبال را جذب کند. این فیلم از پتانسیل کشاورزی برای انزوا و زندگی آرام استفاده می‌کند .

2.2. درون‌مایه‌های مشترک
فیلم‌های خارجی با موضوع کشاورزی often به تضاد بین مزارع کوچک و شرکت‌های بزرگ سرمایه‌داری می‌پردازند . همچنین، این فیلم‌ها به رابطه انسان با حیوانات و طبیعت توجه دارند و گاه به مسائل زیست‌محیطی می‌پردازند.

3. تحلیل تطبیقی: سینمای ایران و جهان در پرداخت موضوع کشاورزی
3.1. شباهت‌ها
– تأکید بر رابطه انسان و زمین: هر دو سینما بر رابطه عمیق انسان با زمین و طبیعت تأکید می‌کنند. در فیلم‌های ایرانی مانند «گاو» و «دونده»، این رابطه با حسی از عشق و وابستگی نشان داده می‌شود، در حالی که در فیلم‌های خارجی مانند «سرزمین رویاها» و «رودخانه»، این رابطه کاربردی تر و اقتصادی است.
– انتقاد از سیاست‌های نادرست: هردو سینماها به سیاست‌های نادرست کشاورزی و محیط‌زیستی انتقاد می‌کنند. در سینمای ایران، این انتقاد بیشتر معطوف به مدیریت آب و تغییر کاربری اراضی است , در حالی که در سینمای جهان، انتقاد بیشتر متوجه شرکت‌های بزرگ سرمایه‌داری است .

3.2. تفاوت‌ها
– نوع چالش‌ها: در سینمای ایران، چالش‌های کشاورزان بیشتر مرتبط به طبیعت (مانند خشکسالی) و سیاست‌های داخلی است , در حالی که در سینمای جهان، چالش‌ها بیشتر ناشی از نظام سرمایه‌داری و جهانی شدن است .
– پایان‌بندی: فیلم‌های ایرانی اغلب پایان‌های باز یا تلخ دارند (مانند «گاو» و «دونده»), در حالی که فیلم‌های خارجی گاهی اوقات پایان‌های امیدوارکننده‌تر دارند (مانند «سرزمین رویاها»).

4. تأثیر فیلم‌های کشاورزی بر جامعه و سیاست‌ها
فیلم‌های با موضوع کشاورزی تأثیرات قابل‌توجهی بر جامعه داشته‌اند. به عنوان مثال، در ایران، فیلم‌هایی مانند «آواز گنجشک‌ها» باعث بحث‌های گسترده درباره مدیریت آب و تغییر کاربری اراضی شدند . در برخی موارد، این فیلم‌ها  حتی منجر به تغییر سیاست‌ها یا تصویب قوانین حمایتی شده‌اند.

در سطح جهانی، فیلم‌هایی مانند «کشور» و «رودخانه» به افزایش آگاهی درباره مبارزات مزارع کوچک در برابر شرکت‌های بزرگ کمک کرده‌اند . همچنین، فیلم‌های مانند«چهل جریب زمین» به مسائل نژادی و تاریخی مربوط به کشاورزی می‌پردازند .

5. نتیجه‌گیری
فیلم‌های با موضوع کشاورزی و باغبانی، چه در سینمای ایران و چه در سینمای جهان، آینه‌ای از چالش‌ها و آرمان‌های جوامع هستند. این فیلم‌ها  نه تنها سرگرمی فراهم می‌کنند، بلکه بیننده را به تفکر درباره مسائل مهمی مانند عدالت اجتماعی، محیط‌زیست و رابطه انسان با طبیعت وا می‌دارند. به بهانه روز سینما، می‌توان از این فیلم‌ها به عنوان ابزاری برای آموزش و افزایش آگاهی عمومی استفاده کرد.

ادامه مطلب
پیام ما

سردبیر

طراحی هوشمند نیروگاه‌های خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهره‌وری کشاورزی

توسعه نیروگاه‌های خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، به‌جای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که معماری پنل‌های فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آن‌ها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان می‌دهد که سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنل‌ها می‌شوند. محققان تأکید می‌کنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات می‌تواند سلامت خاک را احیا کرده و تاب‌آوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریب‌شده و خشک افزایش دهد.

به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایه‌اندازی پنل‌های فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافته‌های علمی، نشان می‌دهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر می‌گذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون می‌کنند.

معماری پنل‌ها و معمای رطوبت خاک

بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهش‌های پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان می‌دهد که خاک‌های مستقیماً زیر پنل‌ها عموماً خشک‌تر از مناطق باز اطراف هستند. گزارش‌های پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر می‌دادند، ناشی از دوره‌های کوتاه‌مدت نظارت، اثر سیستم‌های آبیاری قطره‌ای یا تجمع رطوبت در خطوط قطره‌ای پنل‌ها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمی‌کند.”

بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنل‌ها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سه‌گانه می‌شود:
1. مناطق سایه‌اندیشی شده (زیر پنل‌ها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایین‌تر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطره‌ای (لبه پنل‌ها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوب‌تر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنل‌ها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.

پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی

یافته‌های این تحقیق هشدار می‌دهد که اگرچه سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی می‌توانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آن‌ها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی می‌شود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آن‌ها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه می‌سازد.

میناسنی افزود: “سایه‌اندازی پنل‌ها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر می‌دهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد. در برخی محیط‌ها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایه‌های سطحی خاک می‌شود.”

با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کم‌رشد و مراتع گل‌های وحشی در زیر پنل‌ها می‌تواند با افزایش ورودی کربن و زیست‌توده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایه‌اندازی در مناطق خشک و نیمه‌خشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، می‌تواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.

توصیه‌های کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی

محققان در این مقاله، ویژگی‌های طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیف‌ها و سیستم‌های ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیین‌کننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی می‌کنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روش‌های آبیاری، شخم‌زنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل می‌دهند.

میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آینده‌ای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاه‌های خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوه‌های مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخص‌های کیفیت خاک هستیم.”

وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستم‌های با طراحی خوب می‌توانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریب‌شده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهش‌های بیشتری در آینده خواهد بود.

ادامه مطلب

سردبیر

رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه

اگر رسانه آیینه تمام‌نمای واقعیت‌های جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانه‌ها نشان می‌دهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارش‌های گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده می‌شود. این نوشتار استدلال می‌کند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانه‌ای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخش‌های دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالش‌های پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانه‌هاست. اما آیا رسانه‌های کشور به‌راستی در خدمت این مهم قرار گرفته‌اند؟ به نظر می‌رسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.

ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخش‌های کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید می‌کند.

کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانه‌ها با کارکردهای اطلاع‌رسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی می‌توانند نقش بی‌بدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر می‌رسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را می‌توان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانه‌ها با این بخش حیاتی جستجو کرد.

۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانه‌های عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثه‌محور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحران‌هایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمت‌ها، بدون پرداختن به ریشه‌های ساختاری، سیاست‌گذاری‌های کلان، زنجیره ارزش، فناوری‌های نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه می‌دهد. این نگاه گزینشی، سبب می‌شود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کم‌بازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایه‌گذاری، نوآوری و حتی مطالبه‌گری کارشناسی برای آن کاهش یابد.

۲. عدم همسویی، همفکری و بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیب‌های جدی، فقدان ارتباط نظام‌مند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دست‌اندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی می‌بینند.

از سوی دیگر، بسیاری از رسانه‌ها نیز سرمایه‌گذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمی‌دهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی می‌شود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند تصمیم‌گیری‌های نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.

۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.

– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانه‌ای آگاهانه و دقیق، باعث می‌شود سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌های عمرانی و بودجه‌ریزی‌های کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانه‌ای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود می‌کند.

– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانه‌ای مناسب برای موفقیت‌ها، چالش‌ها و نوآوری‌های این بخش، موجب می‌شود درس‌آموخته‌ها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهره‌وری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعف‌های مدیریتی نیز کمتر رسانه‌ای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف می‌گردد.

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهره‌گیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:

– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانه‌های ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامه‌نگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.

– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمان‌های وابسته، اتحادیه‌ها و تشکل‌های بخش خصوصی با رسانه‌ها از طریق اتاق‌های فکر مشترک، نشست‌های دوره‌ای توجیهی و بازدیدهای میدانی.

– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوری‌ها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوه‌های مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاست‌ها پرداخت.

– استفاده از ظرفیت‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی: برای هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاست‌گذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.

– حمایت از رسانه‌ها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.

بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعه‌یافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانه‌های هوشمند، متخصص و کنش‌گر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانه‌ای پویا و کارشناس‌محور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.

ادامه مطلب

سردبیر

رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیست‌توده

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پیش‌بینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیست‌توده  تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های بازار، پیش‌بینی می‌شود ارزش بازار جهانی زیست‌توده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان می‌دهد.

این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیشرفت‌های فناورانه در این حوزه ارزیابی می‌شود.

عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کم‌کربن، سیاست‌های حمایتی دولتی، گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته تبدیل زیست‌توده و تمرکز روزافزون بر سیستم‌های تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارش‌ها حاکی از افزایش سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیست‌توده فراهم می‌آورد.

روندهای آتی و نوآوری‌های فناورانه

انتظار می‌رود بهبود فناوری‌های گازی‌سازی، نوآوری در روش‌های احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیست‌توده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکل‌دهنده آینده این صنعت باشند.

در حالی که اروپا به لطف چارچوب‌های سیاستی قوی و زیرساخت‌های توسعه‌یافته، همچنان بزرگ‌ترین سهم بازار زیست‌توده را در اختیار دارد، پیش‌بینی می‌شود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیش‌رو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتی‌شدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلی‌ترین عوامل این رشد خواهند بود.

نقش زیست‌توده در گذار انرژی

زیست‌توده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست می‌آید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حامل‌های انرژی مانند برق، گرما و سوخت‌های زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا می‌کند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.

با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشم‌انداز بازار زیست‌توده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی می‌شود.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.