با ما همراه باشید

پژوهش

«مرگ خاموش»؛ بررسی تهدیدات صادرات محصولات کشاورزی کشور

منتشر شده

در

ارتباط مستقیم باقیمانده میان سموم و ترکیبات سمی مانند فلزات سنگین، نیترات و …در محصولات کشاورزی را با انواع بیماری‌های کشنده چون سرطان‌ها، پارکینسون، ام. اس و بسیاری دیگر از بیماری‌ها به اثبات رسانده است. از این رو موضوع باقیمانده سموم و کود شیمیایی در محصولات کشاورزی دهه‌هاست به عنوان معضل جدی مرتبط با موضوع امنیت غذایی، سلامت انسان و محیط زیست مطرح بوده که عواقب زیادی بر زیست سالم مردم و جامعه داشته است.

این موضوع باعث شده است که  تا کشورهای مختلف به روش‌های متفاوت با ارتقای کیفیت سم‌ و یا حذف سموم پرخطر مانند «د. د.تـ»، تشدید نظارت‌ها و تقویت قوانین و دستورالعمل‌های کنترلی در طول فرآیند تولید تا صادرات و واردات این محصولات نسبت به مدیریت و کاهش میزان آن در محصولات و ارتقای سلامت جامعه و محیط زیست اقدام کنند.

باقیمانده سموم در ایران نیز  چالشی جدی است، و به اذعان مسئولان، تلاش شده سم‌های کم خطرتر جایگزین انواع پرخطر شود، به گونه‌ای که در دهه ۷۰ منجر به قانون حذف سم د. د.ت شد که در بخش کشاورزی ما بسیار گسترده و پرکاربرد بود.

اما بار دیگر شاهد بازگشت برخی سموم کشاورزی واداراتی در سال‌های اخیر بار هستیم. به یاد داریم چند سال قبل وقتی که پسته، این خشکبار لوکس و ارزشمند کشور به دلیل وجود سم افلاتوکسین آسیب جدی دید. آن روزها که دستمان برای صادرات به کشورهای مختلف از جمله اتحادیه اروپا بازتر بود بارها با مشکلی چون برگشت محصولات کشاورزی از جمله پسته، کشمش و … به دلیل باقیمانده سم و کود مواجه شدیم.

 در ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۹ اتاق بازرگانی ایران در نامه‌ای‌ به اتاق‌های کشور با اشاره به این که بر اساس اطلاع سازمان ملی استاندارد مقادیر غیرمجازی از سم افلاتوکسین در پسته صادراتی ایران به ۲ کشور استرالیا و ژاپن مشاهده شده است، خواستار بررسی و پیشگیری مواردی از این دست و صادرات محصولات مضر و غیراستاندارد شد که موجب خدشه‌دار شدن اعتبار صادراتی ایران در بازارهای جهانی ‌می‌شود. پیش از آن هم محصول پسته، کشمش و بازار صادرات آن کم از این ناحیه آسیب ندیده بود.

در نیمه دوم سال۱۴۰۰ نیز چندین محصول کشاورزی صادراتی  از جمله فلفل دلمه‌ای و پیش از آن هندوانه، گوجه فرنگی، سیب زمینی و کیوی از کشورهایی چون امارات، عراق، روسیه، ازبکستان، ترکمنستان و هند برگشت خورد.

این وضعیت، به حساسیت‌ها، دغدغه‌ها و نگرانی‌ها در این مورد دامن زد. در واردات هم از جمله در زمینه ورود گندم و برنج خارجی مواردی از وجود سموم در مورد آن‌ها گزارش شد چنانکه آلوده بودن برنج‌های وارداتی از هند به آرسنیک، حدود سه سال قبل مطرح شد.

البته در موارد اخیر تقریبا همه دست اندکاران امر، وجود سم را در محصولات صادراتی تکذیب کردند، آنگونه که در مورد آلوده بودن اقلام کشاورزی وارداتی نیز، این آلودگی رد شد.

«علیرضا مهاجر» معاون وزیر جهاد کشاورزی در امور زراعت در ۲۸ دی ماه ۱۴۰۰ اما با صراحت بیان کرد: هیچ یک از محصولات‌ ما آلوده نیست و دشمن در این شرایط ‌ می‌خواهد همه چیز را برهم بزند و به هر وسیله‌ای‌ که شده فتنه ایجاد کند.

«شاهپور علایی» رییس سازمان حفظ نباتات کشور نیز ۱۴ دی ۱۴۰۰ گفت: این که برگشت محصول از کشورهای مقصد داشتیم به واسطه سموم بیش از حد نبوده است، زیرا هر کشور MRL مخصوص خود را دارد و ما هیچ‌گونه گزارش، آنالیز و نامه‌ای‌ مبنی بر این موضوع که محصولات ما بیش از اندازه استاندارد سم داشته، نداشته‌ایم. علت برگشت برخی محصولات تغییر مقررات و پروتکل‌های کشورهای مقصد است که بر این اساس به جای آنکه کشور مقصد محصولات را بررسی کند و گواهی بهداشتی و سلامت بدهد، می‌خواهند بدانند محصول در کدام مزرعه تولید می شود و چه عملیات داشتی روی محصول اتفاق می‌افتد، برای این که چه میزان سم و آفت­کش زده می شود و چه میزان تغذیه گیاهی انجام می‌شود؟

رئیس هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان سموم و رئیس اداره آفت‌کش‌های سازمان حفظ نباتات وزارت جهاد کشاورزی هم وجود آلودگی و سم در محصولات را تکذیب و این برگشت محصولات را به علل دیگری عنوان کردند.

به همین منظور  بــرای بررسی بیشتر این موضوع با چند تــن از کارشناســان و پژوهشــگران این حوزه گفت‌وگو کرد که مشروح آن را می‌خوانید:

«دکتر علــی کیانــی راد» رئیــس موسســه پژوهشهــای برنامه‌ریــزی، اقتصـاد کشـاورزی و توسـعه روسـتایی، «مسعودگیل آبادی» رئیس هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان سموم کشور، «سید جواد نوروزیان» رئیس اداره آفت‌کش‌های سازمان حفظ نباتات وزارت جهاد کشاورزی، «دکتر ناصر شاهنشوشی» عضو هیات علمی گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه فردوسی و «دکتر جواد کریمی» محقق و عضو هیات علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در زمینه وجود بقایای سم و کو د و اثرات آن بر سلامت انسان و امنیت غذایی و نیز اقتصاد کشاورزی در گفت‌وگو با پژوهشگر ایرنا  بر مدیریت بر چرخه تولید و عرضه در این حوزه ، ساماندهی فرآیندها و تولید و واردات سموم با کیفیت به همراه مجموعه اقدامات نظارتی و راهبردی واجرایی تاکید کردند که بخش نخست این گفت‌وگوها را در ادامه می‌خوانید:

چالش‌های تولید سالم از عرضه تا صادرات؛ صادراتی بی توجه به قوانین کشور مقصد

در این سالها به ندرت موردی بوده که وجود سم در محصولات کشاورزی داخلی مورد تائید قرار گرفته باشد، در واقع مسئولان به صراحت وجود سم و آلودگی را در محصولات برگشتی تکذیب می‌کنند و عمده دلیل بازگشت بارهای صادراتی کشاورزی را بی‌توجهی به قواعد و قوانین کشورهای هدف صادراتی وتغییر آنها می‌دانند، قواعدی که هر چند سال یکبار به منظور بالابردن سلامت محصولات مصرفی و امنیت غذایی مردم‌شان اصلاح و ارتقا می‌یابد.

«مسعود گیل‌آبادی» رئیس و عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان سموم در این زمینه می‌گوید:  هیچ یک از چندین مورد برگشت محصولات  صادراتی به دلیل مشکل باقیمانده سموم نبود. بیش از یک سال قبل روسیه برای واردات محصولات کشاورزی از کشورهای مختلف پروتکل جدیدی را صادر کرد که باید از بستر تولید بازدید کرده و فرآیند تولید از کاشت تا برداشت، بسته‌بندی و محصول نهایی به تایید آنها برسد.

وی با بیان این‌که این پروتکل یکسال قبل به وزارت جهاد کشاورزی اعلام شده بود اما معلوم نیست چرا اجرا نشده بود، تصریح می‌کند: بر اساس پروتکل‌های یک سال اخیر آنان باید نوع سم و کود مصرفی برای محصول صادراتی به روسیه اعلام شود از این‌رو در زمان صادرات، آنها اعلام کردند چهار نوع سم مصرفی مورد استفاده ایران در روسیه ثبت نشده و مجوز ندارد.

 رئیس و عضو هیات مدیره انجمن تولیدکنندگان سموم خاطر نشان می‌کند که سموم تولیدی و مصرفی ما در ۱۲۰ کشور دیگر به ثبت رسیده و استفاده از آنها مجاز است.

وی با تاکید بر اینکه  سیب زمینی‌هایی هم که به ازبکستان ارسال شد به دلیل خاک زیاد برگشت خورد، می افزاید: این کشور نیز این موضوع را اعلام کرد و ارتباطی به باقیمانده سموم نداشت.

گیل آبادی می‌گوید: برای ترکمنستان هم اصلا محموله‌ای ارسال نشده که در مرز برگشت داده شود و در این ۲ مورد هم باقیمانده سموم اصلا مطرح نبود و کیوی هم به دلیل داشتن شپشک توت برگشت خورده است.

«سید جواد نوروزیان» رئیس اداره آفت‌کش‌های سازمان حفظ نباتات وزارت جهاد کشاورزی می‌افزاید می‌گوید: کشورها در حوزه سلامت، قوانین و مقررات خود را دارند و در حوزه آفت‌کش‌ها نیز به سمت بهبود و ارتقای سلامت محصولات رفته‌اند و  در این زمینه به طور دائم قوانین و مقررات خود را تغییر داده‌ و به روز می‌کنند.

این مسئول می‌افزاید: در واقع تا پیش از این به موضوع تغییر قوانین کشورها توجه نشده بود اما در پی بازگشت برخی محصولات صادراتی، در این زمینه حساسیت‌ ایجاد شد و اکنون سازمان غذا و دارو و وزارت جهاد کشاورزی از جمله سازمان حفظ نباتات و بخش‌های مرتبط به این موضوع توجه کرده و با هم هماهنگ شده‌اند تا در کمترین زمان این مساله را حل کنند.

وی تاکید می‌کند: در پی بروز  این موارد به تولیدکنندگان و صادرکنندگان و سایر مجموعه‌های مرتبط، موضوع تغییر قوانین این کشور، مباحث و حساسیت‌ها اعلام و تاکید شده اگر تولید کننده‌ای قرار است محصولش صادر شود باید الزامات جدید کشور مقصد از جمله روسیه را از مرحله تولید (کاشت، داشت و برداشت) تا صادرات اعمال کند.

محصولات ما قابلیت صادرات به اتحادیه اروپا را ندارند

اما کارشناسان که حساسیت جایگاه مسئولان را ندارند با صراحت بیشتری در این رابطه اظهار نظر می‌کنند.

«دکتر ناصرشاهنوشی» عضو هیأت علمی گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در این رابطه می‌گوید : چه بسیار مواردی که تولیدات ما منطبق با استانداردهای اروپایی نیست و در واقع ما قادر به رعایت استانداردهای آنها نیستیم.

وی با اشاره به سال­هایی‌ که  میزان قابل‌توجهی پسته به اروپا صادر می‌شد، می‌افزاید: زمانی که آنان در قوانین واردات محصولات کشاورزی خود مانند پسته تجدید نظر کردند، محصول تولیدی ما با استانداردهای بهداشتی جدید اروپا تطابق و کیفیت لازم را نداشت و تا این قوانین و قواعد را در تولید پسته خود اعمال نکردیم همچنان عمده محصول ما آلوده بود و برگشت می‌خورد. در واقع کشورهای اروپایی و بازارهای هدف امروز ما مانند روسیه به تناسب پیشرفت‌های فنی و تکنولوژیک، استانداردهای خود را ارتقا و تغییر می‌دهند اما ما خود را با تغییرات آنها تطبیق نمی‌دهیم.

کشورهای اروپایی و بازارهای هدف امروز ایران به تناسب پیشرفت‌های فنی و تکنولوژیک، استانداردهای خود را ارتقا  و تغییر می‌دهند اما ما کشاورزی خود را با تغییرات آنها تطبیق نمی‌دهیمارتقای استانداردهای سلامت درکشورها؛ تهدید حوزه صادرات

تطبیق نداشتن شرایط تولیدات کشاورزی داخل با استانداردها و قواعد کشورهای هدف صادرات و نبود ارتقای محصولات ما متناسب با این تغییر قوانین از دیدگاه کارشناسان امر، برای حوزه صادرات کشاورزی خطری جدی است که می‌تواند به اقتصاد کشاورزی لطمه بزند.

دکتر «جواد کریمی» استاد و محقق رشته گیاه پزشکی کشاورزی می‌گوید: در خصوص برخی محصولات بازگشت داده شده باید گفت دلیل این بوده که استانداردهای کشورهای هدف صادرات تغییراتی داشته  و اینکه کشاورزان همچنان با روش­‌های پیشین به کاشت و داشت مبادرت کرده و به  دلیل تحریم  نیز سیستم کشاورزی ما ارتقا پیدا نکرده است.

وی می‌افزاید: قوانین کشورها برای دادن مجوز به محصولات وارداتی با یکدیگر تفاوت دارد و ممکن است هر سال سخت‌تر و انقباضی‌تر شود چنان‌که در مورد پسته ایران که یکی از محصولات مهم صادراتی ماست تغییر استاندارد قابل قبول و نیز روش سنجش به وسیله متد دقیق «کروماتوگرافی مایع» با کارایی بالا، موجب شده که‌ محصولات ما از نظر آنها سالم نباشد و امکان صادرات به اتحادیه اروپا از دست برود.

وی تصریح می‌کند: چالش باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی تولید داخل موضوعی جدی است که در گام نخست باید وجود این مشکل را پذیرفت تا بتوان راهکار مناسب، علمی و منطقی برای آن فراهم کرد.

سابقه ۳۰ ساله در برگشت محصولات کشاورزی

 کارشناسان و متخصصان امر معتقدند در طول دهه‌های اخیر مساله باقیمانده سموم یکی از چالش‌های اصلی بخش کشاورزی ایران بوده و به قول عضو هیات نمایندگان اتاق تهران «این امر به هیچ وجه قابل انکار نیست.»

«احمد فرشچیان» عضو اتاق بازرگانی تهران با اشاره به اینکه موضوع باقیمانده سموم، مساله جدیدی نیست و عمر آن به بیش از ۳۰ سال ‌ می‌رسد، می‌گوید: چالش و بازگشت محصولات صادراتی ما بیش از سه دهه است که روی تولید و صادرات محصولات کشاورزی ایران سایه انداخته و منجر به از دست رفتن بازارهای تراز اول دنیا شده است.

چالش باقیمانده سموم و بازگشت محصولات صادراتی بیش از سه دهه است که بر تولید و صادرات محصولات کشاورزی ایران سایه انداخته و منجر به از دست رفتن بازارهای تراز اول دنیا شده استاو که خود از صادرکنندگان محصولات کشاورزی است، به پژوهشگر ایرنا می‌گوید: سطح استانداردها در کشورها متفاوت است. در زمینه کنترل باقیمانده سموم، اروپایی‌ها پیشگام بودند و پس از ارتقای استانداردها در این کشورها، سخت‌گیری‌ آن‌ها نسبت به محصولات ایرانی افزایش یافت و در نهایت به تدریج کشورهایی مانند آلمان، فرانسه، سوئیس و انگلستان از حجم مبادلات خود با ایران کاستند.

وی عنوان می‌کند: بازارهای هدف ما اکنون به چهار کشور همجوار از جمله عراق و افغانستان محدود شده که اگر آن‌ها نیز مقررات و ضوابط بهداشتی و غذایی خود را ارتقا دهند، صادرات ایران به این کشورها نیز با محدودیت مواجه می‌شود.

به اعتقاد وی، مساله باقیمانده سموم، محصولات ایرانی را از بازارهای تراز اول و دوم دنیا به سمت بازارهای درجه سه و چهار سوق داده و پیامد حضور در بازارهای دست چندم و ارزان نیز آن است که علاوه بر کاهش کیفیت محصولات، ارزآوری و قیمت فروش کاهش پیدا می‌کند.

فرشچیان با تاکید بر این‌که کنترل‌ها و سخت‌گیری در بازارهای تراز سه و چهار نیز رو به افزایش است، می‌افزاید: از ۲ سال پیش در کمیسیون کشاورزی اتاق تهران جلسات متعددی را با حضور نمایندگان نهادهای مرتبط مانند وزارت جهاد کشارزی، سازمان‌های غذا و دارو و استاندارد برگزار کردیم و خروجی آن، سندی به نام باقیمانده سموم بود که در آن راهکارهایی از سوی کمیسیون کشاورزی اتاق تهران پیشنهاد و به وزیر وقت جهاد کشاورزی ارائه شد اما این موضوع چندان مورد توجه قرار نگرفت و در وزارت جهاد کشاورزی مسکوت ماند.

بخش اندکی از حجم صادرات ۴ میلیون تنی برگشت می‌خورد

اما  رئیس اداره آفت‌کش‌های سازمان حفظ نباتات وزارت جهاد کشاورزی با بیان این که بخشی از موارد طرح شده در این زمینه واقعی و درست نیست، می‌گوید: میزان کالاهای کشاورزی که سالانه صادر می‌شود بیش از ۴  میلیون تن است اما مقداری که برگشت می‌خورد، بسیار اندک است و بخش قابل توجهی از مباحث مطرح شده در مورد آلودگی محصولات ما شانتاژ(جوسازی) سیاسی و خبری است چون اگر تناسبی میان صادرات و میزان محصول برگشتی برقرار شود این رقم ناچیز است.

نتیجه تحقیقات مختلف؛ آلودگی محصولات به آفت‌کش‌ها

یک کارشناس که نخواست نامش ذکر شود، در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا می‌گوید: فقط در یک بررسی و تحقیق ۵۰ محصول مختلف ارزیابی شد که در  تمام ۵۰ مورد محصول کشاورزی؛ میزان سموم و نیترات بالاتر از حد مجاز داشتند.

کنکاش در اطلاعات و آمار ارقام مسمومیت‌ها و نیز موارد بیماری‌های صعب العلاج چون سرطان، پارکینسون، ام. اس و نیز بیماری‌هایی چون دیابت، کم خونی، سقط جنین، اختلال گوارشی، ناباروری و عقیم شدن از جمله مواردی هستند که آفت‌کش­‌ها ‌و کودهای شیمیایی در بروز آن‌ها نقش مشخص و تعیین شده دارند تحقیقات بسیاری در حوزه دانشگاهی و مراکز تحقیقاتی جهاد کشاورزی استان‌ها، در مورد  احتمال آلودگی محصولات کشاورزی به باقیمانده سموم و کودهای شیمیایی انجام شده است.

 دکتر کریمی استاد گیاه پزشکی دانشگاه فردوسی مشهد با استناد به برخی تحقیقات انجام شده در موضوع سموم باقیمانده در محصولات کشاورزی از جمله بررسی دکتر «تاری و همکاران» (۲۰۲۰) در این دانشگاه می‌گوید : براین اساس محصولات کشاورزی با بالاترین مقادیر آلودگی به آفت‌کش‌های شیمیایی به ترتیب شامل ماهی، خیار، گوجه فرنگی، چای، گندم، برنج، سیب درختی، چغندر قند، نارنگی، شکر، شیر پاستوریزه و روغن زیتون روبه رو هستند.   

وی عنوان می‌کند: در این  میان مقدار دیازینون (که حشره کشی بسیار پرمصرف است) در گوجه فرنگی گلخانه‌ای ۵.۵۲ برابر حداکثر میزان مجاز باقی مانده ( معروف به MRL  که توسط سازمان استاندارد کشور تعیین می‌شود) بوده است.

دکتر کریمی می‌افزاید: در مطالعه موردی دیگری که توسط «دکتر رضایی گلستانی و هاشمی» در سال سال ۲۰۱۸ بین گیاهان و محصولات کشاورزی انجام شد هویج و گوجه فرنگی کمترین و چای و خربزه بالاترین مقادیر باقی مانده آفت‌کش را داشتند. همچنین در محصولات دامی نیز ماهی بیشترین و فرآورده‌های لبنی کمترین مقدار باقی مانده آفت‌کش را داشتند.

وی تاکید می‌کند: در واقع در موضوع نهاده‌های کشاورزی یکی از مسائلی که مغفول مانده و آن‌چنان که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرد، موضوع سلامت انسان و دام تحت تاثیر آنهاست.

این متخصص پاتولوژی حشرات می‌افزاید: متاسفانه اثرات نهاده‌های شیمیایی شامل سموم و کودها گاه از نظر دور است ولی کنکاش در اطلاعات و آمار ارقام مسمومیت‌ها و نیز موارد بیماری‌های صعب العلاج چون سرطان، پارکینسون، ام. اس و نیز بیماری‌هایی چون دیابت، کم خونی، سقط جنین، اختلال گوارشی، ناباروری و عقیم شدن از جمله مواردی هستند که آفت‌کش‌­ها ‌و کودهای شیمیایی در بروز آنها  نقش مشخص و تعیین شده دارند و با همین نگاه در سال‌های اخیر کشورهای مختلف، استانداردهای خود جهت امکان صدور مجوز واردات را تغییر داده و اصلاح کرده‌اند. 

وی می‌افزاید: به همین دلیل، بسیاری از کشورهای اروپایی چندین سال است که واردات محصولات کشاورزی از مبدا برخی کشورها از جمله ایران را ممنوع کرده‌اند.

چندی قبل نیز«مسعود خوانساری» رئیس اتاق تهران پس از بازگشت بخشی از این محصولات صادراتی در اینستاگرام خود متن نامه‌ای‌ را با  عنوان «مرگ خاموش» منتشر کرد که بیش از یک سال قبل از آن، خطاب به «کاظم خاوازی» وزیر وقت جهاد کشاورزی نوشته بود که در آن در مورد میزان مصرف سموم و باقیمانده آن در محصولات کشاورزی هشدار داده بود.

منبع: ایرنا

ادامه مطلب
پیام ما
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پژوهش

تأثیر تغییرات اقلیمی بر رشد گلخانه‌ها؛ ضرورت بازنگری در فناوری‌های کشت

آینده کشاورزی ایران در گرو گذر از کشت سنتی به گلخانه‌های هوشمند و پایدار است. اگرچه تغییرات اقلیمی فشار مضاعفی بر هزینه‌های تولید در گلخانه‌ها وارد کرده، اما جدیدترین پژوهش‌های سازمان تات نشان می‌دهد که فناوری‌هایی نظیر مواد تغییر فازدهنده (PCMs) و انرژی‌های تجدیدپذیر می‌توانند ضمن کاهش ۳۰ درصدی مصرف آب، بهره‌وری را تا ۲۵ درصد افزایش دهند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که تغییرات اقلیمی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور تبدیل شده است، نقش کشت‌های گلخانه‌ای به عنوان یک راهبرد کلیدی برای عبور از بحران کم‌آبی و افزایش بهره‌وری پررنگ‌تر از همیشه نمایان می‌شود. در این میان، دفتر شبکه دانش و رسانه‌های ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) با بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین رسانه‌ای، به ویژه «مجله رادیویی کشاورزی» از شبکه رادیویی اقتصاد، تلاش دارد ضمن ارتباط مستمر با کشاورزان، آخرین یافته‌های علمی را به زبان ساده در اختیار آنان قرار دهد.

به گزارش داوان نیوز، برنامه‌های ترویجی این دفتر شبکه دانش و رسانه‌های ترویجی معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، به ویژه در حوزه کشت گلخانه‌ای، رویکردی کاملاً تخصصی و مسئله‌محور به خود گرفته است. در جدیدترین قسمت از مجله رادیویی کشاورزی، دکتر یوسف احمدی، عضو هیأت علمی پژوهشکده گل و گیاهان زینتی، با بررسی تاثیر مستقیم تغییرات اقلیمی بر روند رشد محصولات گلخانه‌ای، به تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی این بخش پرداخت. پایگاه خبری داوان‌نیوز در این گزارش تحلیلی، ابعاد فنی این بحث را با نگاهی به آخرین فناوری‌های روز دنیا در حوزه مدیریت گلخانه‌ها توسعه داده است.

تغییر اقلیم؛ از تهدید کشاورزی سنتی تا الزام توسعه گلخانه‌ها

تغییرات اقلیمی با افزایش میانگین دمای کره زمین، نوسانات شدید در منابع آبی و تشدید تنش‌های محیطی (نظیر خشکسالی و شوری)، مدل‌های کشاورزی سنتی را با مخاطره جدی مواجه کرده است. اگرچه گلخانه‌ها به عنوان راهکاری برای تولید پایدار مواد غذایی و حفاظت از محصولات در برابر این شرایط سخت مطرح می‌شوند، اما خود نیز از تبعات این پدیده در امان نیستند. این گزارش به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه می‌توان با مدیریت علمی و فناوری‌های نوین، ضمن حفظ بقای گلخانه‌ها، آنها را به سنگری برای مقابله با ناامنی غذایی تبدیل کرد.

چالش اول: اختلال در ریزاقلیم داخلی گلخانه‌ها
رشد بهینه گیاه در گلخانه به تعادل دقیق چهار عامل اصلی وابسته است: دما، رطوبت نسبی، نور خورشید و غلظت دی‌اکسیدکربن. تغییرات اقلیمی در مقیاس کلان، این تعادل را بر هم زده است. برای مثال، افزایش دمای جهانی منجر به انباشت گرمای بیش از حد در داخل گلخانه شده و در نتیجه، هزینه‌های تهویه و سرمایش را به شدت افزایش می‌دهد. این موضوع نه‌تنها بر اقتصاد کشاورز فشار می‌آورد، بلکه مصرف انرژی و به تبع آن انتشار گازهای گلخانه‌ای را نیز بالا می‌برد.

چالش دوم: کمبود منابع آب و افزایش هزینه‌های تولید
در اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران، کمبود آب شیرین برای آبیاری بزرگترین محدودیت است. اگرچه سیستم‌های هیدروپونیک (کشت بدون خاک) می‌توانند بهره‌وری آب را تا ۹۰ درصد افزایش دهند، اما تأمین انرژی مورد نیاز برای سرمایش، گرمایش و پمپاژ آب در گلخانه‌ها، خود به یک چالش زیست‌محیطی و اقتصادی تبدیل شده است.

راهکارهای نوین؛ از پنل‌های خورشیدی تا میکروبیوم خاک

برای گذر از این بحران، دیگر نمی‌توان صرفاً به ساختارهای سنتی گلخانه‌ها اکتفا کرد. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که آینده کشت گلخانه‌ای در گرو به کارگیری فناوری‌های هوشمند و تجدیدپذیر است.

۱. بهره‌گیری از انرژی خورشیدی در ساختار گلخانه
یکی از امیدوارکننده‌ترین فناوری‌ها، ادغام پنل‌های فتوولتائیک نیمه‌شفاف در پوشش گلخانه‌ها است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این پنل‌ها ضمن تولید برق (بین ۲۰ تا ۱۲۸ کیلووات ساعت در مترمربع در سال)، به عنوان سایبانی برای کاهش دمای داخلی (تا ۳ درجه سانتی‌گراد) عمل کرده و مصرف آب را تا ۲۹ درصد کاهش می‌دهند. این یعنی یک گلخانه می‌تواند همزمان به یک نیروگاه کوچک تولید انرژی و یک واحد کارآمد کشاورزی تبدیل شود.

۲. ذخیره‌سازی انرژی با مواد تغییر فازدهنده (PCMs)
نوسانات شدید دمایی به ویژه در شب‌های سرد و روزهای گرم، یکی از معضلات اصلی گلخانه‌داران است. استفاده از مواد تغییر فازدهنده (PCMs) که مانند یک باتری حرارتی عمل می‌کنند، می‌تواند دمای گلخانه را در ساعات حیاتی شبانه بین ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و نوسانات روزانه را تا ۵ درجه کاهش دهد. این فناوری با تثبیت دما، تنش محیطی را از گیاه گرفته و کیفیت محصول نهایی را افزایش می‌دهد.

۳. غنی‌سازی دی‌اکسیدکربن (CO2)
برخلاف تصور عمومی، افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن در محیط گلخانه (البته به صورت کنترل شده) می‌تواند به نفع گیاهان تمام شود. غنی‌سازی CO2 در محیط‌های بسته به ویژه برای گیاهان دارای مسیر فتوسنتزی C3 (مانند گوجه‌فرنگی، خیار و کاهو) موجب افزایش چشمگیر فتوسنتز و بهبود جذب نیتروژن می‌شود. رویکرد نوین در این حوزه، استفاده از CO2 بازیافتی از منابع صنعتی است که ضمن کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی (تا ۵۰ درصد)، به اقتصاد چرخشی نیز کمک می‌کند.

۴. انقلاب میکروبی؛ تقویت خاک از درون
کشاورزی گلخانه‌ای مدرن به دنبال کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی است. در این مسیر، مهار «میکروبیوم خاک» یک راهبرد تحول‌آفرین محسوب می‌شود. استفاده از کودهای زیستی، بیوچار و محرک‌های میکروبی می‌تواند ضمن کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی مصرف کودهای شیمیایی، مقاومت گیاه را در برابر تنش‌های ناشی از شوری و خشکی افزایش دهد. این روش نه تنها اقتصادی است، بلکه از طریق ترسیب کربن در خاک، به کاهش اثرات تغییرات اقلیمی نیز کمک می‌کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، تغییرات اقلیمی اگرچه تهدیدی جدی برای کشاورزی ایران است، اما می‌توان آن را به فرصتی برای نوسازی و ارتقای سیستم‌های تولید تبدیل کرد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که گلخانه‌های نسل جدید با بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های کنترل هوشمند ریزاقلیم و مدیریت زیستی خاک، نه تنها در برابر تغییرات اقلیمی مقاوم‌تر می‌شوند، بلکه به صرفه‌ترین واحدهای تولید محصول نیز محسوب می‌شوند.

نقش نهادهای ترویجی مانند سازمان تات در این میان، تسهیل انتقال این فناوری‌ها به مزارع و گلخانه‌های خرد و کلان کشور و بومی‌سازی آنها متناسب با اقلیم‌های مختلف ایران است. آینده کشاورزی ایران در گرو تصمیم‌گیری برای گذار از روش‌های سنتی و سرمایه‌گذاری هدفمند بر روی این فناوری‌های نوین و سازگار با محیط زیست خواهد بود.

ادامه مطلب

اسلایدر

آینده هوش مصنوعی در کشاورزی: تحول یا نمایش؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پتانسیل تحول‌آفرینی هوش مصنوعی در کشاورزی انکارناپذیر است. اما این پتانسیل تنها زمانی به واقعیت می‌پیوندد که از مرحله نمایش و اثبات مفهومی فراتر رفته و به سمت اجرای عملیاتی و تأثیرگذاری واقعی حرکت کند.

به گزارش جواد احمدی خبرنگار داوان نیوز، در سال‌های اخیر، شاهد تبلیغات گسترده‌ای با این محور بوده‌ایم که «هوش مصنوعی کشاورزی را متحول خواهد کرد». از سامانه‌های ملی نظارت بر آفات گرفته تا داشبوردهای هوشمند حکمرانی، هوش مصنوعی به‌عنوان یک بازی‌ساز کلانی معرفی می‌شود که می‌تواند از سطح سیاستگذاری ملی تا مزرعهٔ کشاورز خرد، اثرگذار باشد. اگرچه این دیدگاه، جذاب و آینده‌نگرانه به نظر می‌رسد، اما در عمل با خطر ساده‌انگاری مواجه است. اکنون زمان آن فرا رسیده که پرسشی دشوارتر را مطرح کنیم: آیا ما برای ایجاد تأثیر می‌سازیم، یا صرفاً برای ایجاد هیاهو و دیده شدن؟

این مقاله به بررسی چالش‌ها و الزامات این گذار می‌پردازد.

وضعیت موجود: شتاب واقعی، اما پراکندگی عملی
طی سال گذشته، شاهد پیشرفت‌های قابل توجهی در این حوزه بوده‌ایم. شرکت‌هایی مانند Farmitopia و Plantix قابلیت‌های بینایی رایانه‌ای را برای تشخیص و مدیریت آفات و بیماری‌ها به نمایش گذاشته‌اند. از سوی دیگر، شرکت‌هایی مانند Sarvam.ai پتانسیل مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) و سیستم‌های استدلال (Reasoning Systems) را در ارائه مشاوره‌های کشاورزی و پشتیبانی از سیاست‌گذاری داده‌بنیان نشان داده‌اند. حتی نهادهای دولتی مانند وزارت کشاورزی و رفاه کشاورزان (MoA&FW) نیز در پذیرش این فناوری پیشگام بوده‌اند؛ از توسعه چت‌بات‌های پاسخگو به شکایات (مانند e-Mitra) تا تأسیس مراکز excellence در مؤسسات بزرگی مانند IIT Ropar.

با این حال، در کنار این شتاب واقعی، یک پراکندگی نگران‌کننده نیز به چشم می‌خورد: حجم انبوهی از پروژه‌های پایلوت غیرمرتبط، طرح‌های مفهومی با همپوشانی فراوان و تعداد بسیار محدودی از ابتکارات که فراتر از یک منطقه یا بازه زمانی آزمایشی محدود گسترش یافته‌اند. به نظر می‌رسد زمان زیادی صرف اثبات این می‌شود که «هوش مصنوعی می‌تواند کاری را انجام دهد»، در حالی که باید بر این سوال تمرکز کرد که «هوش مصنوعی چه کاری *باید* انجام دهد و چگونه می‌تواند در سطح مزرعه به کار گرفته شود».

چالش اصلی: جهت‌گیری، نه فناوری
مسئله بنیادین، کارایی یا عدم کارایی هوش مصنوعی نیست. مشکل اصلی این است که آیا ما از این فناوری برای حل مسائل واقعی و صحیح استفاده می‌کنیم، یا صرفاً آن را به زور بر مسائلی که *ما* به‌عنوان مشکل درک می‌کنیم، تحمیل می‌کنیم.

برای نمونه، یک چت‌بات چندزبانه که به کشاورز می‌گوید چه زمانی بذر خود را بکارد، در نگاه اول تاثیرگذار است. اما این برداشت تا زمانی پایدار است که متوجه شویم این سامانه، رطوبت خاک محلی یا پویایی‌های اقلیم-کشاورزی (Agro-climatic) منطقه را در نظر نمی‌گیرد. نمونه دیگر، داشبوردهای مدیریتی هستند که در کنفرانس‌ها بسیار شیک به نظر می‌رسند، اما غالباً فاقد همان جزئیات ریز و حیاتی هستند که یک افسر منطقه‌ای برای تصمیم‌گیری در سطح مزرعه به آن نیازمند است.

ما هنوز با هوش مصنوعی به عنوان یک «ارتقاء» (Upgrade) برخورد می‌کنیم، نه یک «بازطراحی» (Redesign). حال آنکه کشاورزی – بیش از几乎 هر صنعت دیگری – به سامانه‌هایی نیاز دارد که به‌صورت عمیقاً محلی، به شکلی با دقت و با وسواس و برای رویارویی با تغییرپذیریِ پرریسک محیطی ساخته شده باشند. اکثر مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) و موتورهای استدلال موجود، برای این وظیفه خاص آموزش ندیده‌اند.

نقشه راه: فقدان استراتژی در پس ادغام‌های فناورانه
اگرچه مذاکراتی برای هم‌پیوندی تلاش‌های IndiaAI، Sarvam.ai، مؤسسات آیتی‌آی (IITs) و تأمین‌کنندگان مالی مختلف در جریان است – که حرکتی مثبت است – اما یک نقشه راه نباید صرفاً به فهرستی از ادغام‌های فنی تقلیل یابد. یک استراتژی جامع باید به پرسش‌های دنیای واقعی پاسخ دهد:
* مالکیت داده‌ها در اختیار کیست؟
* چه نهادی مسئول حسابرسی و مدل‌ها است؟
* هنگامی که یک توصیه هوش مصنوعی به خطا می‌رود، مسئولیت و مکانیزم جبران خسارت چیست؟

ما شاهد ظهور ماژول‌های استدلال برای سیاست‌گذاری، دستیاران هوش مصنوعی برای ارائه طرح، و حتی ربات‌های واتس‌اپی با حمایت مالی متا بوده‌ایم. اما آنچه هنوز دیده نمی‌شود، یک لایه زیرساختی یکپارچه و unit است که این اجزای پراکنده را به هم پیوند زده و از همکاری آن‌ها اطمینان حاصل کند.

آینده مطلوب – مشاوره‌های بلادرنگ، حکمرانی تطبیقی و حلقه‌های بازخورد میدانی – تنها در صورتی محقق خواهد شد که ابزارها نه صرفاً برای «قابلیت»، بلکه برای «بافت» (Context) طراحی شده باشند. این امر مستلزم همکاری مستقیم و تنگاتنگ با سازمان‌های کشاورزی، ادارات منطقه‌ای و مروجان محلی است، نه صرفاً استقرار یک مدل آموزش‌دیده در محیط آزمایشگاهی.

هشدار: خطر راه‌حل‌گرایی صرف فناورانه (Tech-Solutionism)
بیایید اشتباهات امواج قبلی فناوری را تکرار نکنیم؛ جایی که ابزارهای دیجیتال بدون توجه به حقایق و واقعیت‌های میدانی عرضه شدند. در حوزه فناوری کشاورزی، دقت نادرست می‌تواند بسیار خطرناک باشد. یک تاریخ کشت اشتباه یا یک توصیه نادرست برای سموم دفع آفات، تنها یک «باگ UX» نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای نابودی کامل محصول و بروز یک بحران مالی برای کشاورز باشد.

و باید صادق بود: بسیاری از این ابتکارات هوش مصنوعی هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارند. برخی از موتورهای استدلال (سیستم‌هایی که برای تحلیل، استنتاج و تصمیم‌گیری آگاهانه طراحی شده‌اند) هنوز در حال توسعه هستند و آزمون میدانی گسترده‌ای را پشت سر نگذاشته‌اند. مجموعه داده‌ها اغلب ناقص هستند. یکپارچه‌سازی با سامانه‌های دولتی مانند Agristack هنوز در حد طرح‌های کاغذی باقی مانده است. بدون تعهد جدی و بلندمدت به توسعه مبتنی بر بازخورد، ما در معرض خطر ایجاد سیستم‌های درخشانی هستیم که ماندگار نمی‌شوند.

راهکار پیشنهادی: آنچه باید تغییر کند
برای حرکت رو به جلو، تمرکز بر موارد زیر ضروری است:

1. طراحی مأموریت‌محور (Mission-Driven Design): توسعه ابزارها باید بر اساس «نقاط درد واقعی» کشاورزی باشد، نه صرفاً بر اساس قابلیت‌های موجود یک مدل خاص.
2. هماهنگی بین‌وزارت‌خانه‌ای: در مواردی که یک ماژول استدلال واحد می‌تواند به بخش‌های مختلفی مانند کشاورزی، بهداشت و آموزش خدمت کند، باید به سمت ساخت زیرساخت‌های مشترک حرکت کرد، البته با تعریف واضح لایه‌های خاص هر domain.
3. حلقه‌های پاسخگویی (Accountability Loops): تأمین‌کنندگان مالی و وزارتخانه‌های مربوطه باید بر معیارهای longitudinal (پایش impact در بلندمدت) تأکید کنند، نه صرفاً گزارش موفقیت یک پروژه آزمایشی.
4. مشارکت میدانی (Ground-Up Participation): بهترین راه‌حل‌های هوش مصنوعی، صرفاً از دفاتر بنگلور یا دهلی نو بیرون نمی‌آیند، بلکه از طریق طراحی مشترک (Co-design) با ذی‌نفعان واقعی در ماندلا، باراماتی و نالگوندا شکل می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار اخبار روزانه کشاورزی، هند در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. این کشور پتانسیل آن را دارد که در ایجاد سامانه‌های هوش مصنوعی کشاورزی که هم فراگیر هستند و هم به بافت محلی آگاهند، پیشگام شود. اما برای تحقق این امر، باید فراتر از شعارهای پرطمطراق و پروژه‌های کوتاه‌مدت حرکت کنیم. مسئله صرفاً «متحول کردن کشاورزی با هوش مصنوعی» نیست، بلکه «درک کشاورزی به اندازه‌ای عمیق است که هوش مصنوعی بتواند واقعاً به آن کمک کند» است.

پتانسیل بسیار زیاد است. اما اگر با اجرای دقیق، مسئولانه و مبتنی بر نیاز واقعی همراه نشود، این پتانسیل تنها روی کاغذ باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب

اسلایدر

کشاورزی آینده: احیا به جای استخراج

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: کشاورزی احیاکننده؛ پشتوانه علمی محکمی برای منافع زیست محیطی کسب می‌کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی«داوان نیوز»، بر اساس یک بررسی جامع علمی جدید که در مجله معتبر کشاورزی و علوم زیستی CABI منتشر شد، کشاورزی احیاکننده (Regenerative Agriculture) به عنوان یک راهبرد کلیدی برای مقابله با تخریب خاک، اختلالات آب‌وهوایی و زوال اکولوژیکی، از پشتوانه علمی فزاینده‌ای برخوردار است.

این بررسی که توسط دکتر نیکلاس باردزلی از دانشگاه ریدینگ انجام شده است، با تکیه بر آخرین تحقیقات بوم‌شناسی خاک و مطالعات موردی، به واکاوی ظهور، تعاریف و مبانی علمی این جنبش نوپا پرداخته و آن را نه به عنوان مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های ثابت، بلکه به عنوان یک تغییر پارادایم در تولید غذا معرفی می‌کند که بر بازسازی چرخه‌های اکولوژیکی و دستیابی به نتایج قابل اندازه‌گیری در سلامت خاک تأکید دارد.

بازتعریف یک مفهوم: از حفظ تا احیا
به گزارش این پژوهش، اگرچه کشاورزی احیاکننده توجه جهانی را به خود جلب کرده، اما تعریف واحد و مورد اجماعی برای آن وجود ندارد. دکتر باردزلی در این بررسی پیشنهاد می‌دهد که کشاورزی احیاکننده باید به عنوان کشاورزی تعریف شود که با چرخه‌های طبیعی مواد مغذی، کربن و آب همکاری و آنها را تقویت می‌کند. تمرکز اصلی این تعریف بر خروجی‌هایی مانند بهبود عملکرد خاک، افزایش فعالیت بیولوژیکی و تقویت تاب‌آوری سیستم است که انعطاف‌پذیری لازم برای تطبیق با شرایط مختلف اقلیمی و زراعی را فراهم می‌آورد.

علم پشت احیا: خاک به عنوان یک ابر ارگانسم زنده
یافته‌های کلیدی این بررسی، فرضیات سنتی در مورد تشکیل و حاصلخیزی خاک را به چالش می‌کشد. برخلاف باور رایج مبنی بر غیرقابل برگشت بودن تخریب خاک، شواهد علمی نشان می‌دهند که فرآیندهای بیولوژیک—به ویژه تعاملات بین گیاهان و میکروب‌ها—می‌توانند مواد آلی و ساختار خاک را با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، بازسازی کنند. روش‌هایی مانند کشت پوششی، کاهش یا حذف شخم، ادغام دام در سیستم زراعی و استفاده از نهاده‌های بیولوژیک، با تقویت “شبکه غذایی خاک”، این فرآیندهای ترمیمی را فعال می‌کنند.

مزایای چندگانه: از آب‌وهوا تا سلامت جامعه
این بررسی به مزایای چندجانبه کشاورزی احیاکننده اشاره می‌کند که فراتر از مرزهای مزرعه است. این مزایا شامل افزایش ذخیره کربن در خاک (کمک به کاهش تغییرات آب‌وهوایی)، کاهش وابستگی به نهاده‌های مصنوعی، احیای تنوع زیستی، افزایش تاب‌آوری در برابر خشکسالی و بیماری‌ها، و حتی ارتقای سلامت عمومی از طریق بهبود کیفیت مواد غذایی و غنای میکروبیوم خاک است.

چالش‌های پیشِ رو و الزامات سیاستی
با وجود این پتانسیل بالا، گزارش حاضر به موانع مهمی در مسیر پذیرش گسترده این روش‌ها اشاره می‌کند. کمبود بودجه بلندمدت برای پژوهش‌های سیستمی، تعاریف محدود از شیوه‌های مبتنی بر شواهد، و ناکافی بودن چارچوب‌های سیاستی—مانند برنامه‌های حمایتی—که از این تغییر سیستمیک پشتیبانی کنند، از جمله این موانع هستند. همچنین هشدار داده شده که رویکردهای مبتنی بر گواهینامه و بازار، در صورت عدم نظارت دقیق، خطر “سبزشویی” (Greenwashing) و تضعیف یکپارچگی زیستمحیطی این جنبش را در پی دارند.

این بررسی در پایان از سرمایه‌گذاران، محققان و نهادهای سیاست‌گذار می‌خواهد تا در پژوهش‌های سیستمی سرمایه‌گذاری کنند، دانش بومی کشاورزان را به رسمیت بشناسند و از سیاست‌های حمایتی مبتنی بر مکان و نظارت دقیق بر نتایج زیستمحیطی بهره بگیرند.

درباره مجله CABI Agriculture and Bioscience:
این مجله یک ژورنال دسترسی آزاد است که پژوهش‌های بین‌رشته‌ای با کیفیت بالا در زمینه‌های کشاورزی، امنیت غذایی و علوم زیستی را منتشر می‌کند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.