با ما همراه باشید

سردبیر

کشاورزی احیا کننده؛ بازگشت زمین به طبیعت

منتشر شده

در

پایگاه خبری Da1news: سوء استفاده از زمین و مدیریت نادرست خاک منجر به تخریب گستره وسیعی از خاک ما شده است.

این مقاله به ما توضیح می‌دهد که چگونه سیستم‌های کشاورزی و غذایی جهانی می‌توانند سازگارتر با محیط زیست باشند و نقشی که کشاورزی احیاکننده می‌تواند در این زمینه ایفا کند.
یک سوم کل خاک های جهان تخریب شده است. با توجه به اثرات شدید آن بر چرخه های آب، انرژی و بیوژئوشیمیایی، تخریب انسانی خاک باید در چارچوب مرزهای سیاره ای پیشنهاد شده توسط راکستروم و همکارانش در سال 2009 شناسایی شود. تشدید تخریب خاک ممکن است خدمات حیاتی اکوسیستم را تضعیف کند و حتی خدمات زیانباری ایجاد کند. همچنین درک این نکته مهم است که مشکل شدید و جهانی تخریب خاک ناشی از سوء استفاده از زمین و سوء مدیریت خاک است. رواج و تداوم شیوه‌های کشاورزی مرسوم، فرآیندهای تخریب مانند کاهش کربن آلی خاک (SOC)، کاهش ساختار خاک، تسریع فرسایش خاک، افزایش خطرات شوری، و کاهش فعالیت و تنوع موجودات زنده خاک را تسریع می‌کند. مقاله “جانداران خاک برای خاک سالم و کشاورزی پایدار”). چنین مارپیچ نزولی باید از طریق نوآوری در شیوه های کشاورزی متوقف و معکوس شود، به طوری که کشاورزی به جای یک مشکل اصلی تخریب محیط زیست، راه حل باشد.

چرا ما به یک تغییر پارادایم نیاز داریم

تبدیل اکوسیستم های طبیعی به اکوسیستم های زراعی منبع اصلی افزایش غلظت دی اکسید کربن (CO2) اتمسفر از زمان شروع کشاورزی مستقر بوده است. در مجموع، استفاده از زمین، تغییر کاربری زمین و کشاورزی ممکن است در مجموع 555 گیگاتن (Gt) کربن را از آغاز کشاورزی حدود ده هزار سال پیش در جو منتشر کرده باشند (جدول زیر را ببینید). اکوسیستم های کشاورزی ممکن است تا 133 گیگا تن کربن آلی خاک را از دست داده باشند که اثرات نامطلوبی بر سلامت و عملکرد خاک و تشدید گرمایش جهانی انسان زایی دارد. همانطور که یانگ و تان در سال 2021 بیان کردند، مصرف جهانی کالاهای کشاورزی و جنگلداری، به استثنای سوخت چوب، منجر به از دست دادن 15.6 گیگا تن از زمین C در سال شد که 29 درصد و 25 درصد آن به ترتیب به مصرف گوشت گاو و چوب نسبت داده شد. .

اگرچه بدیهی است که سیستم های غذایی کنونی در پایان دادن به گرسنگی و سوءتغذیه شکست خورده اند و غذای مغذی/سالم و ایمن ارائه نکرده اند – این مورد پیش نیازی برای رسیدن به هدف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDG) 2 – شیوع گرسنگی و پنهان است. گرسنگی هنوز به عنوان بهانه ای برای جنگل زدایی و تبدیل طبیعت به اکوسیستم کشاورزی، اختلال شدید خاک و شخم بیش از حد، استفاده بی رویه از مواد شیمیایی کشاورزی و گسترش آبیاری مبتنی بر سیل در ارتباط با سیستم های تک کشت مورد استفاده قرار می گیرد.
سلامت خاک، گیاهان، حیوانات، مردم، اکوسیستم‌ها و فرآیندهای سیاره‌ای یکی و غیرقابل تقسیم است.
چنین سیستم هایی سلامت خاک، کاهش تنوع زیستی، کاهش بهره وری زراعی، کاهش بهره وری استفاده از نهاده ها و افزایش فقر روستایی هستند. بنابراین، نیاز به تغییر پارادایم به سمت سیستم‌های کشاورزی پایدار وجود دارد که به جای تخریب سلامت خاک، تغییرات آب و هوایی را کاهش داده و به جای تشدید آن با آن سازگار می‌کنند، به‌جای اینکه منبع گازهای گلخانه‌ای (GHGs) باشند، کشاورزی انتشار منفی را ترویج می‌کنند، و باعث ایجاد زمین می‌شوند. یک غرق بزرگ به جای منبع ذخایر C اتمسفر، و بازگرداندن برخی از زمین ها به طبیعت به جای گسترش سطح زمین تحت اکوسیستم های کشاورزی. بنابراین، اکوسیستم‌های کشاورزی نوآورانه مورد نیاز است که می‌تواند منجر به کربن‌سازی مجدد بیوسفر زمینی (خاک و پوشش گیاهی) به عنوان بستر توسعه پایدار شود. به زبان ساده، کشاورزی باید خاک های تخریب شده را احیا کند و محیط زیست را بهبود بخشد و در عین حال خدمات اکوسیستمی ضروری برای رفاه انسان و حفاظت از طبیعت را تقویت کند. این فرضیه به اصطلاح کشاورزی احیا کننده است که ممکن است یک فراخوان و راه حلی برای دستیابی به سیستم های غذایی پایدار باشد.

تولید بیشتر از کمتر با کشاورزی احیا کننده
کشاورزی احیا کننده (RA) ادغام دو رویکرد متضاد – کشاورزی و تشدید پایدار – تحت یک پرچم است. به عبارت دیگر، این یک فناوری بیومتریک است که مبتنی بر مفهوم تولید بیشتر از کمتر است. این را نباید با کشاورزی بدون نهاده اشتباه گرفت. در واقع، این مفهوم مبتنی بر قانون بازگشت است که می گوید: “موادی که از طبیعت می گیریم باید به همان مکانی که از آن گرفته شده اند بازگردانده شوند”. استراتژی ایجاد یک بودجه کربنی مثبت برای خاک/اکوسیستم است تا ذخایر C زمینی (خاک و پوشش گیاهی) احیا شود و همیشه در روند افزایشی باشد. به دلیل چرخه همراه C با سایر عناصر (نیتروژن، فسفر، گوگرد)، حاصلخیزی کلی خاک باید از طریق ورودی (بازیافت) زیست توده-C به همراه تقویت تثبیت بیولوژیکی نیتروژن بازیابی شود.
در هسته RA اهداف بازگرداندن محتوای مواد آلی خاک (SOM)، تقویت تشکیل خاک جدید و به حرکت درآوردن روند مثبت طبیعت، از جمله سازگاری و کاهش تغییرات آب و هوایی و کاهش سندرم مکرر خشکسالی-سیل است. با کربن‌سازی مجدد خاک‌ها از طریق فتوسنتز، و با شیوه‌هایی که از طبیعت و زیست‌شناسی سرنخ می‌گیرند، RA می‌تواند C اتمسفر را جدا کند و در نتیجه یک گزینه موثر برای پاسخگویی به اقلیم است.
کشاورزی احیا کننده شامل شیوه های کشاورزی مثبت طبیعت خاص سایت است که عملکرد خاک های تخریب شده/تهی شده را بازیابی می کند و کیفیت محیط را بهبود می بخشد. این به طور خاص برای مهار قدرت پیوند غذا-انرژی-آب-خاک (FEWS) طراحی شده است. به گفته رودز (2017)، هدف خاص اتخاذ RA بهبود سلامت خاک و از طریق آن، افزایش کیفیت آب، هوا، تنوع زیستی و بهره‌وری اکوسیستم‌های کشاورزی است. استراتژی کلی جایگزینی مدل کنونی «برداشتن، ساختن، دفع زباله» با رویکرد «کاهش، استفاده مجدد، بازیافت، بازسازی» است (شکل زیر را ببینید). با توجه به رویکرد “یک اندازه متناسب با هیچکدام”، طیف گسترده ای از اقدامات (مانند کشت پوششی، آگرواکولوژی) و نتایج (مانند بهبود سلامت خاک، جداسازی C، افزایش تنوع زیستی یا ترکیبی از هر دو) را می توان تحت عنوان RA گروه بندی کرد. کشاورزی حفاظتی مبتنی بر سیستم (CA) – که در سطح جهانی در حدود 200 میلیون هکتار (M هکتار) انجام می شود – و ادغام محصولات با درختان و دام از جمله اقدامات RA هستند. پرماکالچر، اقتصاد دایره ای، دامپروری پایدار و کشاورزی شهری نیز جزء لاینفک RA هستند.

 

شواهد علمی برای مزایای کشاورزی احیا کننده

شاخص های کیفیت خاک تحت کشاورزی احیا کننده برای ارزیابی تأثیرات بر خدمات اکوسیستم به طور کلی توسعه یافته است. با این حال، اثرات خاص RA بر محتوای ماده آلی خاک و ذخایر کربن آلی خاک باید در رابطه با اقدامات آب و هوایی کمی تعیین شود. جوردون و همکارانش (2022)، به عنوان مثال، از مدل کربن Rothamsted (Roth C) برای ارزیابی اثرات سه روش RA بر ذخایر SOC استفاده کردند: کشت پوششی، کاهش خاکورزی و چرخش لی مبتنی بر چمن. آنها دریافتند که کشت پوششی ذخیره SOC را به میزان 10 تن کربن در هکتار (t C/ha) طی 30 سال پس از پذیرش در سراسر بریتانیا افزایش داد. ذخایر SOC با 3 تا 16 تن در هکتار برای سیستم‌های کشت‌زاری بسته به طول فاز لی افزایش یافت، اما تغییر کمی در ذخایر SOC تحت سیستم‌های خاک‌ورزی کاهش‌یافته مشاهده شد.
دی اوتالورا و همکارانش (2021) مشاهده کردند که چرای چرخشی احیاکننده گوسفندان شیری 30 درصد بالاتر از چرای مرسوم، ذخیره C و خدمات اکوسیستم خاک سطحی را به دست آورد. کلپل (2020) اهمیت فعل و انفعالات گیاهخوار-گوشتخوار را در رابطه با عملکرد اکوسیستم علفزار و تغذیه انسان ارزیابی کرد و مشاهده کرد که مدیریت احیاکننده چند پدوک (RM) ممکن است برداشت آب آبی و انتشار گازهای گلخانه ای (GHG) را تا 75 درصد نسبی کاهش دهد. به مدیریت سنتی صنعتی کلپل همچنین مشاهده کرد که مقدار قابل توجهی از انتشار CO2eq انسانی را می توان از اتمسفر حذف کرد و توسط خدمات مدیریت RM در خاک جدا شد. هورتون و همکارانش (2021) گزارش کردند که شیوه‌های RA که همراه با اصلاح سیلیکات خاک‌ها برای جداسازی CO2 اتمسفر استفاده می‌شوند، باعث افزایش ذخایر SOC و عملکرد و بهبود ذخیره‌سازی C شد. این شیوه ها شامل RA با شدت کمتر، جنگل کاری، محصولات زراعی انرژی زیستی و غیره است.
انسان ها حدود 150 گونه از حدود 30000 گونه گیاهی خوراکی را در سطح جهان کشت می کنند و اکثر رژیم های غذایی در کل فقط 30 گونه گیاهی را شامل می شوند. بنابراین، استفاده‌های تجاری از محصولات جدید و گیاهان وحشی با منشاء محلی می‌تواند به تنوع سیستم‌های غذایی محلی کمک کند، و سازگاری با محیط‌های متنوعی را که انسان در آن زندگی می‌کند، بهبود بخشد. استدلال می‌شود که شیوه‌های کشاورزی مرسوم مواد مغذی ضروری را از غذا حذف می‌کنند و آن را با مواد شیمیایی آلوده می‌کنند و افزایش می‌دهند. خطرات بیماری های مدرن چندین مطالعه بهبودهایی را در مشخصات غذایی محصولات و دام های پرورش یافته با RA برای رسیدگی به چالش های سلامت انسان ثبت کرده اند. برای مثال، مونتگومری و همکارانش (2022)، گزارش کردند که محصولات گندم در شمال اورگان دارای تراکم ریزمغذی‌های معدنی بالاتری در محصولات کشت شده توسط RA نسبت به محصولات معمولی هستند. آنها همچنین سطوح بالاتری از چربی‌های امگا 3 و نسبت سلامتی مفیدتری از چربی‌های امگا 6 به امگا 3 را در گوشت گاو و خوک که تحت درمان با آرتریت روماتوئید پرورش یافته بودند، یافتند. این اثرات مفید بر غلظت ریز مغذی‌ها و فیتوشیمیایی تحت RA می‌تواند به پیشگیری از بیماری مزمن کمک کند.

بازگشت منابع به طبیعت
بازگرداندن مقداری زمین به طبیعت یکی از معیارهای مهم کشاورزی احیاکننده است. برای پنج میلیارد (B) هکتار زمین تحت کشاورزی (1.5 بایت هکتار زیر زمین زراعی و 3.73 بایت هکتار زیر چرا/ مرتع)، باید برنامه خوبی برای بازگرداندن برخی از زمین ها به طبیعت وجود داشته باشد (جدول زیر را ببینید). هدف کلی این است که تا سال 2100 0.75 بایت هکتار از زمین های زراعی و 2 بایت هکتار از چراگاه ها طبیعی شود. بهبود راندمان مصرف کود و آب آبیاری منجر به کاهش شدید مصرف هر دو و در عین حال افزایش متوسط عملکرد جهانی غلات خواهد شد. برای دستیابی به هدف بهبود راندمان مصرف کود، باید بر کربن، نیتروژن، فسفر و پتاسیم (CPNK) تاکید شود تا فقط NPK، به طوری که افزایش ذخیره C خاک می تواند در طول زمان استفاده از کودهای شیمیایی را کاهش دهد.

علاوه بر این، بهبود سلامت خاک باعث ایجاد خاک های سرکوب کننده بیماری و کاهش نیاز به استفاده از آفت کش ها می شود. ادغام محصولات زراعی با درختان (و دام) باعث افزایش پوشش جنگلی در اکوسیستم های کشاورزی و افزایش ذخایر C زمینی می شود. تغییر سیستم آبیاری سیلابی یا بارانی به آبیاری زیر قطره ای ممکن است سطح زمین مجهز به آبیاری را افزایش دهد و در عین حال کل مصرف آب برای کشاورزی را کاهش دهد.

کاهش دام بسیار مهم است
به طور گسترده اعتقاد بر این است که میانگین جهانی محصول می تواند از طریق اتخاذ شیوه های کشاورزی اثبات شده بیش از دو برابر شود. این استراتژی کاهش سطح زمین زراعی را تا حدود 50 درصد از وسعت فعلی آن امکان پذیر می کند. بر اساس گزارش ها، 25 درصد از سطح زمین به عنوان چراگاه برای پرورش دام استفاده می شود. چرای دام مقدار زیادی C را از مراتع جهانی حذف می کند. در سطح جهان، 35 درصد از کل برداشت محصولات اولیه و 24 درصد از کل بقایای محصولات توسط دام مصرف می شود. علاوه بر این منابع علوفه، دام های جهانی در حال حاضر در حدود 25 درصد از کل زمین های عاری از یخ چرا می کنند، در حالی که قبل از شروع انقلاب صنعتی تنها دو درصد بود.

در حال حاضر، زیست توده جهانی دام پستانداران 67 درصد بیشتر از انسان، 1329 درصد بزرگتر از تمام پستانداران وحشی و 318 درصد بزرگتر از کل زیست توده پستانداران است که 100000 سال پیش توسط زمین پشتیبانی می شد. بنابراین، ارزیابی عینی زمین‌های چرا و صرفه‌جویی در بخشی از آن برای طبیعت با کاهش جمعیت دام (از طریق تغییر در رژیم غذایی انسان) برای انسان در هماهنگی با طبیعت حیاتی است.

محرک های تغییر برای تبدیل علم به عمل
ارتقاء جهانی شیوه های RA مستلزم درک آنچه مدیران زمین را برای اتخاذ آنها ترغیب می کند. بر اساس مطالعه ای در نیو ساوت ولز، استرالیا، گاسنل (2022) به این نتیجه رسید که، همراه با تجربیات مثبت با میکروبیوم، تجربیات منفی با مواد شیمیایی کشاورزی در ترکیب با افزایش هزینه ها و کاهش نتایج، انگیزه های مهمی برای ایجاد تحول مطلوب در جهت ارتقاء مقیاس هستند. تمرینات RA مداخلات سیاستی برای تشویق کشاورزان از طریق پرداخت برای خدمات اکوسیستم گزینه دیگری است. پتانسیل فنی ترسیب کربن آلی در خاک‌های سراسر جهان حدود 2.5 گیگا تن در سال یا 25 درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از احتراق سوخت‌های فسیلی است. پتانسیل تجمعی جداسازی C در خاک و پوشش گیاهی بین سال‌های 2020 و 2100، 333 Gt C یا کاهش CO2 اتمسفر تقریباً 157 ppm برآورد شده است. با این حال، برای بهره‌برداری از آن، پرداخت‌ها باید با ارزش اجتماعی C برآورد شده در حدود 120-125 دلار آمریکا در هر تن C برای ترویج کشاورزی C ارائه شود. در این زمینه نمی توان بر نقش بخش خصوصی در تبدیل علم به عمل بیش از حد تاکید کرد. آموزش در مورد رژیم های غذایی سالم و استفاده از پروتئین های گیاهی ممکن است یک استراتژی مهم دیگر برای کاهش سطح زمین تحت چرا و همچنین انتشار روده ای متان باشد (همچنین به کادر مراجعه کنید). کاهش ضایعات مواد غذایی، با بهبود ماندگاری و امکانات ذخیره سازی، از جمله راهکارهای مهم برای صرفه جویی در زمین برای طبیعت است. ترویج فرهنگ بدون خاک در ارتباط با کشاورزی شهری و باغبانی خانگی یک گزینه مناسب برای ترویج RA و زمین های مازاد است. کمبود غذا یا ظرفیت برای تولید غذای کافی برای تغذیه مناسب جمعیت فعلی و قابل پیش بینی در سطح جهان وجود ندارد.

نویسنده: Rattan Lal مدیر مرکز CFAES Rattan Lal برای مدیریت و ترسیب کربن و استاد برجسته دانشگاه علوم خاک در دانشگاه ایالتی اوهایو، کلمبوس، ایالات متحده است. جایزه جهانی غذا در سال 2020 به دلیل توسعه و ایجاد یک رویکرد خاک محور برای افزایش تولید مواد غذایی به منظور احیا و حفظ منابع طبیعی و کاهش تغییرات آب و هوایی به او اهدا شد.

مترجم: رضا یغمایی
منبع: https://www.rural21.com/

ادامه مطلب
پیام ما
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سردبیر

طراحی هوشمند نیروگاه‌های خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهره‌وری کشاورزی

توسعه نیروگاه‌های خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، به‌جای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که معماری پنل‌های فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آن‌ها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان می‌دهد که سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنل‌ها می‌شوند. محققان تأکید می‌کنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات می‌تواند سلامت خاک را احیا کرده و تاب‌آوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریب‌شده و خشک افزایش دهد.

به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایه‌اندازی پنل‌های فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافته‌های علمی، نشان می‌دهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر می‌گذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون می‌کنند.

معماری پنل‌ها و معمای رطوبت خاک

بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهش‌های پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان می‌دهد که خاک‌های مستقیماً زیر پنل‌ها عموماً خشک‌تر از مناطق باز اطراف هستند. گزارش‌های پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر می‌دادند، ناشی از دوره‌های کوتاه‌مدت نظارت، اثر سیستم‌های آبیاری قطره‌ای یا تجمع رطوبت در خطوط قطره‌ای پنل‌ها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمی‌کند.”

بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنل‌ها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سه‌گانه می‌شود:
1. مناطق سایه‌اندیشی شده (زیر پنل‌ها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایین‌تر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطره‌ای (لبه پنل‌ها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوب‌تر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنل‌ها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.

پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی

یافته‌های این تحقیق هشدار می‌دهد که اگرچه سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی می‌توانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آن‌ها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی می‌شود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آن‌ها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه می‌سازد.

میناسنی افزود: “سایه‌اندازی پنل‌ها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر می‌دهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد. در برخی محیط‌ها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایه‌های سطحی خاک می‌شود.”

با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کم‌رشد و مراتع گل‌های وحشی در زیر پنل‌ها می‌تواند با افزایش ورودی کربن و زیست‌توده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایه‌اندازی در مناطق خشک و نیمه‌خشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، می‌تواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.

توصیه‌های کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی

محققان در این مقاله، ویژگی‌های طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیف‌ها و سیستم‌های ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیین‌کننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی می‌کنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روش‌های آبیاری، شخم‌زنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل می‌دهند.

میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آینده‌ای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاه‌های خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوه‌های مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخص‌های کیفیت خاک هستیم.”

وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستم‌های با طراحی خوب می‌توانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریب‌شده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهش‌های بیشتری در آینده خواهد بود.

ادامه مطلب

سردبیر

رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه

اگر رسانه آیینه تمام‌نمای واقعیت‌های جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانه‌ها نشان می‌دهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارش‌های گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده می‌شود. این نوشتار استدلال می‌کند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانه‌ای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخش‌های دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالش‌های پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانه‌هاست. اما آیا رسانه‌های کشور به‌راستی در خدمت این مهم قرار گرفته‌اند؟ به نظر می‌رسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.

ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخش‌های کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید می‌کند.

کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانه‌ها با کارکردهای اطلاع‌رسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی می‌توانند نقش بی‌بدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر می‌رسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را می‌توان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانه‌ها با این بخش حیاتی جستجو کرد.

۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانه‌های عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثه‌محور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحران‌هایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمت‌ها، بدون پرداختن به ریشه‌های ساختاری، سیاست‌گذاری‌های کلان، زنجیره ارزش، فناوری‌های نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه می‌دهد. این نگاه گزینشی، سبب می‌شود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کم‌بازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایه‌گذاری، نوآوری و حتی مطالبه‌گری کارشناسی برای آن کاهش یابد.

۲. عدم همسویی، همفکری و بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیب‌های جدی، فقدان ارتباط نظام‌مند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دست‌اندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی می‌بینند.

از سوی دیگر، بسیاری از رسانه‌ها نیز سرمایه‌گذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمی‌دهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی می‌شود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند تصمیم‌گیری‌های نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.

۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.

– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانه‌ای آگاهانه و دقیق، باعث می‌شود سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌های عمرانی و بودجه‌ریزی‌های کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانه‌ای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود می‌کند.

– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانه‌ای مناسب برای موفقیت‌ها، چالش‌ها و نوآوری‌های این بخش، موجب می‌شود درس‌آموخته‌ها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهره‌وری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعف‌های مدیریتی نیز کمتر رسانه‌ای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف می‌گردد.

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهره‌گیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:

– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانه‌های ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامه‌نگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.

– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمان‌های وابسته، اتحادیه‌ها و تشکل‌های بخش خصوصی با رسانه‌ها از طریق اتاق‌های فکر مشترک، نشست‌های دوره‌ای توجیهی و بازدیدهای میدانی.

– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوری‌ها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوه‌های مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاست‌ها پرداخت.

– استفاده از ظرفیت‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی: برای هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاست‌گذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.

– حمایت از رسانه‌ها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.

بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعه‌یافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانه‌های هوشمند، متخصص و کنش‌گر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانه‌ای پویا و کارشناس‌محور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.

ادامه مطلب

سردبیر

رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیست‌توده

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پیش‌بینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیست‌توده  تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های بازار، پیش‌بینی می‌شود ارزش بازار جهانی زیست‌توده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان می‌دهد.

این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیشرفت‌های فناورانه در این حوزه ارزیابی می‌شود.

عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کم‌کربن، سیاست‌های حمایتی دولتی، گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته تبدیل زیست‌توده و تمرکز روزافزون بر سیستم‌های تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارش‌ها حاکی از افزایش سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیست‌توده فراهم می‌آورد.

روندهای آتی و نوآوری‌های فناورانه

انتظار می‌رود بهبود فناوری‌های گازی‌سازی، نوآوری در روش‌های احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیست‌توده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکل‌دهنده آینده این صنعت باشند.

در حالی که اروپا به لطف چارچوب‌های سیاستی قوی و زیرساخت‌های توسعه‌یافته، همچنان بزرگ‌ترین سهم بازار زیست‌توده را در اختیار دارد، پیش‌بینی می‌شود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیش‌رو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتی‌شدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلی‌ترین عوامل این رشد خواهند بود.

نقش زیست‌توده در گذار انرژی

زیست‌توده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست می‌آید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حامل‌های انرژی مانند برق، گرما و سوخت‌های زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا می‌کند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.

با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشم‌انداز بازار زیست‌توده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی می‌شود.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.