سردبیر
کشاورزی احیا کننده؛ بازگشت زمین به طبیعت

پایگاه خبری Da1news: سوء استفاده از زمین و مدیریت نادرست خاک منجر به تخریب گستره وسیعی از خاک ما شده است.
این مقاله به ما توضیح میدهد که چگونه سیستمهای کشاورزی و غذایی جهانی میتوانند سازگارتر با محیط زیست باشند و نقشی که کشاورزی احیاکننده میتواند در این زمینه ایفا کند.
یک سوم کل خاک های جهان تخریب شده است. با توجه به اثرات شدید آن بر چرخه های آب، انرژی و بیوژئوشیمیایی، تخریب انسانی خاک باید در چارچوب مرزهای سیاره ای پیشنهاد شده توسط راکستروم و همکارانش در سال 2009 شناسایی شود. تشدید تخریب خاک ممکن است خدمات حیاتی اکوسیستم را تضعیف کند و حتی خدمات زیانباری ایجاد کند. همچنین درک این نکته مهم است که مشکل شدید و جهانی تخریب خاک ناشی از سوء استفاده از زمین و سوء مدیریت خاک است. رواج و تداوم شیوههای کشاورزی مرسوم، فرآیندهای تخریب مانند کاهش کربن آلی خاک (SOC)، کاهش ساختار خاک، تسریع فرسایش خاک، افزایش خطرات شوری، و کاهش فعالیت و تنوع موجودات زنده خاک را تسریع میکند. مقاله “جانداران خاک برای خاک سالم و کشاورزی پایدار”). چنین مارپیچ نزولی باید از طریق نوآوری در شیوه های کشاورزی متوقف و معکوس شود، به طوری که کشاورزی به جای یک مشکل اصلی تخریب محیط زیست، راه حل باشد.
چرا ما به یک تغییر پارادایم نیاز داریم
تبدیل اکوسیستم های طبیعی به اکوسیستم های زراعی منبع اصلی افزایش غلظت دی اکسید کربن (CO2) اتمسفر از زمان شروع کشاورزی مستقر بوده است. در مجموع، استفاده از زمین، تغییر کاربری زمین و کشاورزی ممکن است در مجموع 555 گیگاتن (Gt) کربن را از آغاز کشاورزی حدود ده هزار سال پیش در جو منتشر کرده باشند (جدول زیر را ببینید). اکوسیستم های کشاورزی ممکن است تا 133 گیگا تن کربن آلی خاک را از دست داده باشند که اثرات نامطلوبی بر سلامت و عملکرد خاک و تشدید گرمایش جهانی انسان زایی دارد. همانطور که یانگ و تان در سال 2021 بیان کردند، مصرف جهانی کالاهای کشاورزی و جنگلداری، به استثنای سوخت چوب، منجر به از دست دادن 15.6 گیگا تن از زمین C در سال شد که 29 درصد و 25 درصد آن به ترتیب به مصرف گوشت گاو و چوب نسبت داده شد. .

اگرچه بدیهی است که سیستم های غذایی کنونی در پایان دادن به گرسنگی و سوءتغذیه شکست خورده اند و غذای مغذی/سالم و ایمن ارائه نکرده اند – این مورد پیش نیازی برای رسیدن به هدف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDG) 2 – شیوع گرسنگی و پنهان است. گرسنگی هنوز به عنوان بهانه ای برای جنگل زدایی و تبدیل طبیعت به اکوسیستم کشاورزی، اختلال شدید خاک و شخم بیش از حد، استفاده بی رویه از مواد شیمیایی کشاورزی و گسترش آبیاری مبتنی بر سیل در ارتباط با سیستم های تک کشت مورد استفاده قرار می گیرد.
سلامت خاک، گیاهان، حیوانات، مردم، اکوسیستمها و فرآیندهای سیارهای یکی و غیرقابل تقسیم است.
چنین سیستم هایی سلامت خاک، کاهش تنوع زیستی، کاهش بهره وری زراعی، کاهش بهره وری استفاده از نهاده ها و افزایش فقر روستایی هستند. بنابراین، نیاز به تغییر پارادایم به سمت سیستمهای کشاورزی پایدار وجود دارد که به جای تخریب سلامت خاک، تغییرات آب و هوایی را کاهش داده و به جای تشدید آن با آن سازگار میکنند، بهجای اینکه منبع گازهای گلخانهای (GHGs) باشند، کشاورزی انتشار منفی را ترویج میکنند، و باعث ایجاد زمین میشوند. یک غرق بزرگ به جای منبع ذخایر C اتمسفر، و بازگرداندن برخی از زمین ها به طبیعت به جای گسترش سطح زمین تحت اکوسیستم های کشاورزی. بنابراین، اکوسیستمهای کشاورزی نوآورانه مورد نیاز است که میتواند منجر به کربنسازی مجدد بیوسفر زمینی (خاک و پوشش گیاهی) به عنوان بستر توسعه پایدار شود. به زبان ساده، کشاورزی باید خاک های تخریب شده را احیا کند و محیط زیست را بهبود بخشد و در عین حال خدمات اکوسیستمی ضروری برای رفاه انسان و حفاظت از طبیعت را تقویت کند. این فرضیه به اصطلاح کشاورزی احیا کننده است که ممکن است یک فراخوان و راه حلی برای دستیابی به سیستم های غذایی پایدار باشد.
تولید بیشتر از کمتر با کشاورزی احیا کننده
کشاورزی احیا کننده (RA) ادغام دو رویکرد متضاد – کشاورزی و تشدید پایدار – تحت یک پرچم است. به عبارت دیگر، این یک فناوری بیومتریک است که مبتنی بر مفهوم تولید بیشتر از کمتر است. این را نباید با کشاورزی بدون نهاده اشتباه گرفت. در واقع، این مفهوم مبتنی بر قانون بازگشت است که می گوید: “موادی که از طبیعت می گیریم باید به همان مکانی که از آن گرفته شده اند بازگردانده شوند”. استراتژی ایجاد یک بودجه کربنی مثبت برای خاک/اکوسیستم است تا ذخایر C زمینی (خاک و پوشش گیاهی) احیا شود و همیشه در روند افزایشی باشد. به دلیل چرخه همراه C با سایر عناصر (نیتروژن، فسفر، گوگرد)، حاصلخیزی کلی خاک باید از طریق ورودی (بازیافت) زیست توده-C به همراه تقویت تثبیت بیولوژیکی نیتروژن بازیابی شود.
در هسته RA اهداف بازگرداندن محتوای مواد آلی خاک (SOM)، تقویت تشکیل خاک جدید و به حرکت درآوردن روند مثبت طبیعت، از جمله سازگاری و کاهش تغییرات آب و هوایی و کاهش سندرم مکرر خشکسالی-سیل است. با کربنسازی مجدد خاکها از طریق فتوسنتز، و با شیوههایی که از طبیعت و زیستشناسی سرنخ میگیرند، RA میتواند C اتمسفر را جدا کند و در نتیجه یک گزینه موثر برای پاسخگویی به اقلیم است.
کشاورزی احیا کننده شامل شیوه های کشاورزی مثبت طبیعت خاص سایت است که عملکرد خاک های تخریب شده/تهی شده را بازیابی می کند و کیفیت محیط را بهبود می بخشد. این به طور خاص برای مهار قدرت پیوند غذا-انرژی-آب-خاک (FEWS) طراحی شده است. به گفته رودز (2017)، هدف خاص اتخاذ RA بهبود سلامت خاک و از طریق آن، افزایش کیفیت آب، هوا، تنوع زیستی و بهرهوری اکوسیستمهای کشاورزی است. استراتژی کلی جایگزینی مدل کنونی «برداشتن، ساختن، دفع زباله» با رویکرد «کاهش، استفاده مجدد، بازیافت، بازسازی» است (شکل زیر را ببینید). با توجه به رویکرد “یک اندازه متناسب با هیچکدام”، طیف گسترده ای از اقدامات (مانند کشت پوششی، آگرواکولوژی) و نتایج (مانند بهبود سلامت خاک، جداسازی C، افزایش تنوع زیستی یا ترکیبی از هر دو) را می توان تحت عنوان RA گروه بندی کرد. کشاورزی حفاظتی مبتنی بر سیستم (CA) – که در سطح جهانی در حدود 200 میلیون هکتار (M هکتار) انجام می شود – و ادغام محصولات با درختان و دام از جمله اقدامات RA هستند. پرماکالچر، اقتصاد دایره ای، دامپروری پایدار و کشاورزی شهری نیز جزء لاینفک RA هستند.

شواهد علمی برای مزایای کشاورزی احیا کننده
شاخص های کیفیت خاک تحت کشاورزی احیا کننده برای ارزیابی تأثیرات بر خدمات اکوسیستم به طور کلی توسعه یافته است. با این حال، اثرات خاص RA بر محتوای ماده آلی خاک و ذخایر کربن آلی خاک باید در رابطه با اقدامات آب و هوایی کمی تعیین شود. جوردون و همکارانش (2022)، به عنوان مثال، از مدل کربن Rothamsted (Roth C) برای ارزیابی اثرات سه روش RA بر ذخایر SOC استفاده کردند: کشت پوششی، کاهش خاکورزی و چرخش لی مبتنی بر چمن. آنها دریافتند که کشت پوششی ذخیره SOC را به میزان 10 تن کربن در هکتار (t C/ha) طی 30 سال پس از پذیرش در سراسر بریتانیا افزایش داد. ذخایر SOC با 3 تا 16 تن در هکتار برای سیستمهای کشتزاری بسته به طول فاز لی افزایش یافت، اما تغییر کمی در ذخایر SOC تحت سیستمهای خاکورزی کاهشیافته مشاهده شد.
دی اوتالورا و همکارانش (2021) مشاهده کردند که چرای چرخشی احیاکننده گوسفندان شیری 30 درصد بالاتر از چرای مرسوم، ذخیره C و خدمات اکوسیستم خاک سطحی را به دست آورد. کلپل (2020) اهمیت فعل و انفعالات گیاهخوار-گوشتخوار را در رابطه با عملکرد اکوسیستم علفزار و تغذیه انسان ارزیابی کرد و مشاهده کرد که مدیریت احیاکننده چند پدوک (RM) ممکن است برداشت آب آبی و انتشار گازهای گلخانه ای (GHG) را تا 75 درصد نسبی کاهش دهد. به مدیریت سنتی صنعتی کلپل همچنین مشاهده کرد که مقدار قابل توجهی از انتشار CO2eq انسانی را می توان از اتمسفر حذف کرد و توسط خدمات مدیریت RM در خاک جدا شد. هورتون و همکارانش (2021) گزارش کردند که شیوههای RA که همراه با اصلاح سیلیکات خاکها برای جداسازی CO2 اتمسفر استفاده میشوند، باعث افزایش ذخایر SOC و عملکرد و بهبود ذخیرهسازی C شد. این شیوه ها شامل RA با شدت کمتر، جنگل کاری، محصولات زراعی انرژی زیستی و غیره است.
انسان ها حدود 150 گونه از حدود 30000 گونه گیاهی خوراکی را در سطح جهان کشت می کنند و اکثر رژیم های غذایی در کل فقط 30 گونه گیاهی را شامل می شوند. بنابراین، استفادههای تجاری از محصولات جدید و گیاهان وحشی با منشاء محلی میتواند به تنوع سیستمهای غذایی محلی کمک کند، و سازگاری با محیطهای متنوعی را که انسان در آن زندگی میکند، بهبود بخشد. استدلال میشود که شیوههای کشاورزی مرسوم مواد مغذی ضروری را از غذا حذف میکنند و آن را با مواد شیمیایی آلوده میکنند و افزایش میدهند. خطرات بیماری های مدرن چندین مطالعه بهبودهایی را در مشخصات غذایی محصولات و دام های پرورش یافته با RA برای رسیدگی به چالش های سلامت انسان ثبت کرده اند. برای مثال، مونتگومری و همکارانش (2022)، گزارش کردند که محصولات گندم در شمال اورگان دارای تراکم ریزمغذیهای معدنی بالاتری در محصولات کشت شده توسط RA نسبت به محصولات معمولی هستند. آنها همچنین سطوح بالاتری از چربیهای امگا 3 و نسبت سلامتی مفیدتری از چربیهای امگا 6 به امگا 3 را در گوشت گاو و خوک که تحت درمان با آرتریت روماتوئید پرورش یافته بودند، یافتند. این اثرات مفید بر غلظت ریز مغذیها و فیتوشیمیایی تحت RA میتواند به پیشگیری از بیماری مزمن کمک کند.
بازگشت منابع به طبیعت
بازگرداندن مقداری زمین به طبیعت یکی از معیارهای مهم کشاورزی احیاکننده است. برای پنج میلیارد (B) هکتار زمین تحت کشاورزی (1.5 بایت هکتار زیر زمین زراعی و 3.73 بایت هکتار زیر چرا/ مرتع)، باید برنامه خوبی برای بازگرداندن برخی از زمین ها به طبیعت وجود داشته باشد (جدول زیر را ببینید). هدف کلی این است که تا سال 2100 0.75 بایت هکتار از زمین های زراعی و 2 بایت هکتار از چراگاه ها طبیعی شود. بهبود راندمان مصرف کود و آب آبیاری منجر به کاهش شدید مصرف هر دو و در عین حال افزایش متوسط عملکرد جهانی غلات خواهد شد. برای دستیابی به هدف بهبود راندمان مصرف کود، باید بر کربن، نیتروژن، فسفر و پتاسیم (CPNK) تاکید شود تا فقط NPK، به طوری که افزایش ذخیره C خاک می تواند در طول زمان استفاده از کودهای شیمیایی را کاهش دهد.

علاوه بر این، بهبود سلامت خاک باعث ایجاد خاک های سرکوب کننده بیماری و کاهش نیاز به استفاده از آفت کش ها می شود. ادغام محصولات زراعی با درختان (و دام) باعث افزایش پوشش جنگلی در اکوسیستم های کشاورزی و افزایش ذخایر C زمینی می شود. تغییر سیستم آبیاری سیلابی یا بارانی به آبیاری زیر قطره ای ممکن است سطح زمین مجهز به آبیاری را افزایش دهد و در عین حال کل مصرف آب برای کشاورزی را کاهش دهد.
کاهش دام بسیار مهم است
به طور گسترده اعتقاد بر این است که میانگین جهانی محصول می تواند از طریق اتخاذ شیوه های کشاورزی اثبات شده بیش از دو برابر شود. این استراتژی کاهش سطح زمین زراعی را تا حدود 50 درصد از وسعت فعلی آن امکان پذیر می کند. بر اساس گزارش ها، 25 درصد از سطح زمین به عنوان چراگاه برای پرورش دام استفاده می شود. چرای دام مقدار زیادی C را از مراتع جهانی حذف می کند. در سطح جهان، 35 درصد از کل برداشت محصولات اولیه و 24 درصد از کل بقایای محصولات توسط دام مصرف می شود. علاوه بر این منابع علوفه، دام های جهانی در حال حاضر در حدود 25 درصد از کل زمین های عاری از یخ چرا می کنند، در حالی که قبل از شروع انقلاب صنعتی تنها دو درصد بود.
در حال حاضر، زیست توده جهانی دام پستانداران 67 درصد بیشتر از انسان، 1329 درصد بزرگتر از تمام پستانداران وحشی و 318 درصد بزرگتر از کل زیست توده پستانداران است که 100000 سال پیش توسط زمین پشتیبانی می شد. بنابراین، ارزیابی عینی زمینهای چرا و صرفهجویی در بخشی از آن برای طبیعت با کاهش جمعیت دام (از طریق تغییر در رژیم غذایی انسان) برای انسان در هماهنگی با طبیعت حیاتی است.
محرک های تغییر برای تبدیل علم به عمل
ارتقاء جهانی شیوه های RA مستلزم درک آنچه مدیران زمین را برای اتخاذ آنها ترغیب می کند. بر اساس مطالعه ای در نیو ساوت ولز، استرالیا، گاسنل (2022) به این نتیجه رسید که، همراه با تجربیات مثبت با میکروبیوم، تجربیات منفی با مواد شیمیایی کشاورزی در ترکیب با افزایش هزینه ها و کاهش نتایج، انگیزه های مهمی برای ایجاد تحول مطلوب در جهت ارتقاء مقیاس هستند. تمرینات RA مداخلات سیاستی برای تشویق کشاورزان از طریق پرداخت برای خدمات اکوسیستم گزینه دیگری است. پتانسیل فنی ترسیب کربن آلی در خاکهای سراسر جهان حدود 2.5 گیگا تن در سال یا 25 درصد از انتشار گازهای گلخانهای ناشی از احتراق سوختهای فسیلی است. پتانسیل تجمعی جداسازی C در خاک و پوشش گیاهی بین سالهای 2020 و 2100، 333 Gt C یا کاهش CO2 اتمسفر تقریباً 157 ppm برآورد شده است. با این حال، برای بهرهبرداری از آن، پرداختها باید با ارزش اجتماعی C برآورد شده در حدود 120-125 دلار آمریکا در هر تن C برای ترویج کشاورزی C ارائه شود. در این زمینه نمی توان بر نقش بخش خصوصی در تبدیل علم به عمل بیش از حد تاکید کرد. آموزش در مورد رژیم های غذایی سالم و استفاده از پروتئین های گیاهی ممکن است یک استراتژی مهم دیگر برای کاهش سطح زمین تحت چرا و همچنین انتشار روده ای متان باشد (همچنین به کادر مراجعه کنید). کاهش ضایعات مواد غذایی، با بهبود ماندگاری و امکانات ذخیره سازی، از جمله راهکارهای مهم برای صرفه جویی در زمین برای طبیعت است. ترویج فرهنگ بدون خاک در ارتباط با کشاورزی شهری و باغبانی خانگی یک گزینه مناسب برای ترویج RA و زمین های مازاد است. کمبود غذا یا ظرفیت برای تولید غذای کافی برای تغذیه مناسب جمعیت فعلی و قابل پیش بینی در سطح جهان وجود ندارد.
نویسنده: Rattan Lal مدیر مرکز CFAES Rattan Lal برای مدیریت و ترسیب کربن و استاد برجسته دانشگاه علوم خاک در دانشگاه ایالتی اوهایو، کلمبوس، ایالات متحده است. جایزه جهانی غذا در سال 2020 به دلیل توسعه و ایجاد یک رویکرد خاک محور برای افزایش تولید مواد غذایی به منظور احیا و حفظ منابع طبیعی و کاهش تغییرات آب و هوایی به او اهدا شد.
مترجم: رضا یغمایی
منبع: https://www.rural21.com/

سردبیر
بحرانِ خاموشِ کشاورزی؛ نسل Z و معادله سختِ ماندن در روستا یا کوچ به شهر
صنعت کشاورزی ایران با یک «شوک نسلی» روبرو است. در یک سوی میدان، پدران و مادرانی که با عرق جبین، نان سفره را تأمین میکنند و در سوی دیگر، نسل جوانی که کشاورزی را مترادف با سختی، درآمد کم و عقبماندگی میداند. اما بررسی عمیقتر دادهها نشان میدهد که نسل Z به کشاورزیِ سنتی «نه» میگوید، نه به کشاورزیِ مدرن. برای رشد و احیای این بخش حیاتی، باید بسترها را برای ورود «کشاورزان فناور» فراهم کرد؛ نسلی که میتواند ضایعات ۳۵ درصدی را کاهش دهد و با استفاده از دانشبنیانها، ایران را به قطب جدید کشاورزی هوشمند تبدیل کند.

پایگاه خبری داواننیوز: میانگین سن کشاورز ایرانی به ۵۳ سال رسیده و هر سال هزاران هکتار زمین بدون متولی میماند. در این شرایط، نسل Z که عاشق تکنولوژی و بیزار از کارهای سنتی است، در دو راهی بزرگ قرار دارد: یا باید پشت به این بحران کند و به مهاجرت به شهرها ادامه دهد، یا با دستان دیجیتال خود، انقلابی در کشاورزی هوشمند به پا کند. سوال اینجاست که آیا این نسل، ذاتاً از کشاورزی گریزان است، یا کشاورزیِ امروزیِ ایران، خود را برای پذیرش این نسل آماده نکرده است؟
ناظم رامتین/ سردبیر داواننیوز: نسل Z که با فناوری دیجیتال عجین شده و به دنبال مشاغلی پویا و هدفمند است، امروز در تقابل با چالشهای جدی در بخش کشاورزی ایران قرار دارد. این سوال که آیا این نسل میتواند به یاری کشاورزی کشور بشتابد و آن را متحول کند، به یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاران تبدیل شده است. در یک نگاه کلی، پاسخ ساده نیست؛ نسل Z به کشاورزی سنتی و کمسود روی خوش نشان نمیدهد، اما میتواند موتور محرکهای برای نسخهای مدرن، فناورانه و سودآور از آن باشد.
بحران خاموش پیری کشاورزی
تصویر امروز کشاورزی ایران، تصویر نسلی است که در حال سالخوردن است. آمارها نشان میدهد میانگین سنی بهرهبرداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند . این پدیده که به «پیری کشاورزان» معروف است، یک زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور به شمار میآید. در حالی که نسل قدیم با دستانی پینهبسته و عشقی دیرینه به خاک، بار تولید را بر دوش میکشد، نسل جوان به دلیل نبود امنیت شغلی، کمبود منابع آب و کاهش سود اقتصادی، رغبتی برای ادامه این مسیر سخت و سنتی نشان نمیدهد .
این شکاف، تنها به سن و سال محدود نمیشود. حدود ۲۳ درصد از بهرهبرداران کنونی بیسواد هستند و سهم تحصیلکردگان دانشگاهی در این بخش ناچیز است . این مسئله، پذیرش فناوریهای نوین و روشهای مدرن را با مانع روبرو میسازد و دردی است که نسل جوان، با ذهنیت دیجیتال خود، به خوبی میتواند آن را التیام بخشد.
نسل Z: از بیرغبتی تا یک فرصت بزرگ
مهمترین یافته این است که نسل Z ذاتاً مخالف کشاورزی نیست، بلکه مخالف شکل سنتی و معیشتی آن است. یک مقام مسئول در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به صراحت اعلام کرده است که «جوانان علاقهای به کشاورزی سنتی ندارند و جذب کشاورزی مدرن میشوند» . به عبارت دیگر، تا زمانی که کشاورزی به عنوان یک شغل کمدرآمد، پرزحمت و بدون آیندهنگری تعریف شود، جوانان به سمت مشاغل شهری مهاجرت خواهند کرد .
اما در نقطه مقابل، این نسل میتواند بزرگترین سرمایه برای تحول کشاورزی باشد. ویژگیهای کلیدی نسل Z که میتواند به کمک کشاورزی بیاید، عبارتند از:
1. تسلط بر فناوری: نسل Z با فناوری عجین شده و به دنبال راهحلهای دیجیتال و هوشمند است . شرکتهای دانشبنیانی که توسط جوانان تحصیلکرده راهاندازی شدهاند، نمونههای عینی این تحول هستند. برای مثال، شرکت «اوج سماء زاگرس» که توسط دانشجویان بنیانگذاری شد، اکنون پهپادهای سمپاشی خود را به چندین کشور صادر میکند و نشان میدهد که چگونه ایدههای جوانان میتواند کشاورزی را متحول کند .
2. کارآفرینی و نوآوری: جوانان و نخبگان میتوانند نقش موثری در کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ضایعات کشاورزی ایفا کنند . آنها با رویکردهای نوآورانه و استفاده از شرکتهای دانشبنیان میتوانند در تمام زنجیره ارزش، از کاشت تا توزیع، تغییر ایجاد کنند.
3. پذیرش الگوهای نوین کسبوکار: تعاونیهای کشاورزی نسل جدید، برخلاف ساختارهای سنتی، هدفگرا و مبتنی بر زنجیره ارزش هستند . نسل Z میتواند با بهرهگیری از فناوریهای مالی (فینتک) و بلاکچین، به شفافیت و حذف واسطهها کمک کند تا سود بیشتری به جیب کشاورز برود . همچنین مصرفکنندگان جوان شهری، بازار رو به رشدی برای محصولات ارگانیک و محلی ایجاد کردهاند که این یک فرصت طلایی برای بازاریابی مدرن و مستقیم محصولات است .
آینده: کشاورزی هوشمند یا زمینهای خالی؟
پاسخ به سوال «آیا نسل Z به کشاورزی رو خواهد آورد؟» به یک انتخاب استراتژیک بستگی دارد: تغییر شکل کشاورزی از سنتی به مدرن و دانشبنیان یا اصرار بر روشهای گذشته.
– مسیر اول (ادامه روند فعلی): با ادامه این روند، با نسلی مواجه خواهیم شد که حاضر نیست مسئولیت زمینهای پدران را بر عهده بگیرد و زمینهای کشاورزی بدون متولی خواهند ماند .
– مسیر دوم (تحول دیجیتال و دانشبنیان): برای جذب نسل Z، باید کشاورزی را به یک «صنعت مدرن» تبدیل کرد. این به معنای ارائه آموزشهای مهارتی، دسترسی به فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و پهپادها، تسهیل در دریافت وامهای اشتغالزایی و ایجاد بسترهای دیجیتال برای فروش و بازاریابی است .
در نهایت، نسل Z آماده است تا به کشاورزی کشور کمک کند و آن را رشد دهد، اما نه به شکل یک کشاورز سنتی، بلکه به عنوان یک «مدیر فنی» یا «کارآفرین عرصه کشاورزی هوشمند». نسل Z به دنبال شغلی است که در آن فناوری، نوآوری و سودآوری معنادار باشد. اگر سیستم کشاورزی ایران بتواند این بستر را فراهم کند، جوانان نه تنها به این عرصه روی خواهند آورد، بلکه میتوانند آن را به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد کشور تبدیل کنند.
سردبیر
نقشه راه جهاد کشاورزی در افق ۸۷ میلیونی؛ تولید پایدار یا وابستگی غذایی؟
برآورد رسمی مرکز آمار از جمعیت ۸۷ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۵، زنگ خطری جدی برای سیاستگذاران کشاورزی به صدا درآورده است؛ وزیر جهاد کشاورزی با وعده «تنظیم بازار و امنیت غذایی» پا به عرصه گذاشته، اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا افزایش ۴ تا ۵ میلیون نفری در کمتر از سه سال، با رویه فعلی مدیریت آب، خاک و واردات قابل پاسخگویی است؟

پایگاه خبری داوان نیوز: عبور جمعیت کشور از مرز ۸۷ میلیون نفر در افق ۱۴۰۵، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم را در آستانه چالشهای بیسابقهای در حوزه امنیت غذایی قرار داده است؛ چالشی که پاسخ به آن، نیازمند تغییر راهبردی از کشاورزی سنتی به بهرهوری مبتنی بر فناوری و تدوین نقشه جامع تأمین مواد غذایی متناسب با ترکیب سنی جمعیت است.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز, بر اساس آخرین برآورد رسمی مرکز آمار ایران که با استفاده از روش ترکیبی (مؤلفهای–نسلی) انجام شده، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۸۷ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر عبور خواهد کرد . این رشد جمعیتی در کنار تغییرات ساختاری نظیر کاهش شدید نرخ باروری و افزایش شهرنشینی، امنیت غذایی کشور را به یکی از چالشهای اساسی دولت چهاردهم تبدیل کرده است .
۱. رشد جمعیت و فشار بر منابع: افزایش جمعیت به طور مستقیم به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی و فشار بر منابع آب و خاک است . این موضوع، وزارت جهاد کشاورزی را با دو وظیفه متضاد و حیاتی روبهرو میسازد: افزایش بهرهوری تولید در داخل و مدیریت هوشمندانه واردات برای تنظیم بازار. تأکید بر کشاورزی پایدار و استفاده از فناوریهای نوین برای کاهش ضایعات، از مسیرهای اجتنابناپذیر در این حوزه است .
۲. سیاستهای وزارت جهاد کشاورزی: غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی، صراحتاً اعلام کرده که راهبرد «امنیت غذایی» و «مدیریت و تنظیم بازار» در رأس فعالیت دولت چهاردهم قرار دارد . این راهبرد با عبور جمعیت از ۸۷ میلیون نفر، از یک اصل به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. وعده وزارتخانه مبنی بر تأمین «معیشت و سفره مردم» در هر شرایطی، نشان از عزم جدی برای مقابله با هرگونه خللی در زنجیره تولید و توزیع دارد .
۳. چالشهای پیشِ رو: ترکیب رشد جمعیت با کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشاندهنده یک «گذار ناقص جمعیتی» است . این پدیده به این معناست که در بلندمدت، با کاهش نیروی کار جوان و افزایش جمعیت سالمند، فشار اقتصادی بر سیستمهای تأمین غذا دوچندان خواهد شد. وزارت جهاد کشاورزی باید با تغییر الگوی کشت، حمایت از روستاییان برای مقابله با خالی شدن روستاها و استفاده از روشهای نوین مانند سیستمهای غذایی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، خود را برای این آینده آماده کند .
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گذر از مرز ۸۷ میلیون نفری، دوران تازهای از مسئولیتپذیری برای وزارت جهاد کشاورزی رقم زده است. دولت چهاردهم اگرچه شعار امنیت غذایی را سرلوحه کار خود قرار داده، اما موفقیت در این مسیر مستلزم فراتر رفتن از اقدامات مقطعی و ورود به حوزههای سیاستگذاری بلندمدت جمعیتی، فناوری و اصلاح الگوی مصرف است. تعادل بین تولید داخل، مدیریت واردات و مقابله با تهدیدات اقلیمی، رمز پایداری سفره ایرانیان در دهه پیشِ رو خواهد بود .
سردبیر
تحول در هرم قدرت کشاورزی؛ تات، عامل محوری هماهنگسازی در اقتصاد کشاورزی
سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) در طیفی از تحولات ساختاری، از قالب یک نهاد پژوهشیِ صرفاً پاسخگو به پرسشهای علمی، به مرجعی فرابخشی برای «حلمسئله» و «تصمیمسازیِ هوشمند» در حکمرانی آب، خاک و امنیت غذایی ارتقا یافته است. بررسی روند دیدارهای راهبردی رئیس این سازمان با معاونان وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی استانها، حاکی از شکلگیری یک «اکوسیستم تصمیمگیری دادهمحور» است که در آن، تحلیل دادههای میدانی جایگزین روشهای سنتی و بخشیگرای مدیریتی شده و سازمان تات را به کانون همافزایی میان قوای مجریه و مقننه تبدیل کرده است.

پایگاه خبری داواننیوز: در فضای اقتصاد سیاسی کشاورزی ایران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) ماهیت خود را از یک نهاد خطیِ تولیدکننده علم، به نهادی پویا و «تقاضا-محور» تبدیل کرده است. دادههای میدانی و تحلیل روند دیدارهای هفته اخیر دکتر غلامرضا گلمحمدی با ارکان سهگانهی قدرت (قوه مجریه، مقننه و نهادهای برنامهریزی) نشان میدهد که این سازمان به یک «مرجع فراقوهای» برای حل مسائل مزمن بخش کشاورزی بدل شده است. در این گزارش، به تبیین این پارادایم جدید و تأثیر آن بر ارتقای بهرهوری کل عوامل تولید (TFP) میپردازیم.
گذار از «دادههای پراکنده» به «سیستم هشدار سریع» و «دولت هوشمند»
مهمترین دستاورد راهبردی تات، تغییر در نگرش بازیگران کلان کشور نسبت به «اعتبار داده» است. ایجاد «مرکز پایش الگوی تولیدات کشاورزی» صرفاً یک پروژه فناوری اطلاعات نیست، بلکه بسترسازی برای پایان دادن به «چندصدایی آماری» و موازیکاری در نهادهای حاکمیتی است.
در نشست با معاون وزیر نیرو، توافق بر سر واگذاری فرآیند تولید دادههای آبمحور به این مرکز، نشان از پذیرش «نظارت علمی» توسط یک نهاد اجرایی دارد. این اقدام، مرزهای سازمانی را در هم شکسته و ساختاری فراهم کرده تا به جای تصمیمگیری بر اساس «بدهبستانها»، تصمیمات بر پایه «داشبوردهای شاخصهای زیستی و اقلیمی» اتخاذ شود. این جابهجایی در مرجعیت تصمیم، میتواند نرخ بهرهوری آب را با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطاهای تخصیصی افزایش دهد.
شکلگیری «ائتلاف علم و توسعه» برای عبور از بنبستهای آبی
چالش آب در ایران بیش از آنکه فنی باشد، مسئلهای «نهادی» و «مدیریتی» است. ائتلاف سازمان تات با وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه، یک «مثلث طلایی» برای حکمرانی سرزمینی ایجاد کرده است که سه ضلع آن عبارتند از:
۱. ضلع فنی-تحلیلی (تات): مسئول مدلسازی اقلیمی و تدوین الگوی کشت دینامیک.
۲. ضلع زیرساختی (وزارت نیرو): مسئول اجرای تخصیص هوشمند بر اساس خروجی دادههای تات.
۳. ضلع تأمین مالی (سازمان برنامه و بودجه): تغییر رویکرد از تأمین مالی «سازههای سختافزاری» به «تولید دادههای نرمافزاری و هوشمند».
درخواست رئیس سازمان تات برای اختصاص «ردیف اعتباری مستقل» به این مرکز، یک گام انقلابی در بودجهریزی عملیاتی کشور است. این اقدام، تات را از یک سازمان هزینهبر به «سرمایهگذارِ تولید امنیت» تبدیل میکند و معیاری عینی برای سنجش عملکرد ارائه میدهد.
توسعه افقی: از عرصه ملی تا زیستبوم شهری و اقتصاد محلی
توسعه دامنه نفوذ تات فراتر از مزارع سنتی بوده و به عرصههای جدیدی چون مدیریت فضای سبز شهری (شهرداری تهران) گام نهاده است. امضای تفاهمنامه با سازمان بوستانها، نشان از پذیرش این اصل دارد که «امنیت زیستی» تنها به تولید غذا محدود نبوده و مدیریت تنشهای محیط زیستیِ کلانشهرها را نیز دربرمیگیرد.
از سوی دیگر، دیدارهای گسترده با نمایندگان مجلس (مانند نمایندگان ساری و دزفول) و فرمانداران ویژه شهرستانها (الیگودرز و بروجرد) نشان از«دیپلماسی علمی-منطقهای» دارد. تات با شناسایی مزیتهای نسبی هر استان و تبدیل آن به برنامه عمل (مانند فعالیتهای اصلاحی ایستگاه صفیآباد دزفول)، تلاش میکند تا با «بومیسازی دانش»، نرخ نفوذ فناوری را در سطوح خُرد افزایش دهد و از موازیکاری دستگاههای اجرایی استانی جلوگیری کند.
تحول دیجیتال و بسترسازی برای اقتصاد پلتفرمی در کشاورزی
معرفی پلتفرم «مزرعه من» و «دستیار هوشمند سخنگوی کشاورزی» توسط معاون توسعه مدیریت منابع تات، فراتر از یک پروژه نرمافزاری، گامی برای شکلگیری «حکمرانی الگوریتمی» در بخش کشاورزی است. این پلتفرم با اتصال زنجیره ارزش از تأمین نهاده تا بازار، به دنبال رفع شکاف اطلاعاتی میان ۴ میلیون بهرهبردار خرد و بازارهای مالی و فیزیکی است.
تأکید معاون سازمان برنامه و بودجه بر «کاربرپسندی» این سامانه، نشان از بلوغ فکری در نظام برنامهریزی کشور دارد؛ اینکه عدالت در حمایتها، تنها با شناسایی دقیق هوشمندِ بهرهبرداران نهایی محقق میشود. این رویکرد، ساختار یارانههای کشاورزی را از حالت «انتشاری و ناکارآمد» به حالت «هدفمند و عملکردی» تغییر خواهد داد.
گذار از «مقالهمحوری» به «ثروتآفرینی» در نظام پژوهشی
نکته حائز اهمیت در بازدید معاون سازمان برنامه و بودجه، نقد صریحِ پژوهشهای «دولتیمحور» و تأکید بر شکلگیری «شرکتهای زایشی» (Spin-off) از دل مؤسسات پژوهشی تات است. این پیام به معنای تغییر در مدل ارزیابی پژوهشها از شاخصهای «تعداد مقالات» به «شاخص نفوذ در بازار» و «کاهش وابستگی به واردات خوراک دام» است. تات در این چارچوب، نقش یک «شتابدهنده» را ایفا میکند که سرمایههای خطرپذیر (VC) را به سمت حل مسائل واقعی بخش کشاورزی هدایت مینماید.
نتیجهگیری تحلیلی:
شواهد میدانی حاکی از آن است که سازمان تات با اتخاذ رویکرد «مسئلهمحوری فعال»، جایگاه خود را به عنوان «کانون تصمیمسازی علمی» در ساختار قدرت ایران تثبیت کرده است. این سازمان دیگر یک نهاد مشاورهای نیست، بلکه به عاملی برای «هماهنگسازی میاننهادی» و «شفافسازی اطلاعاتی» تبدیل شده که مستقیماً بر خط مشیهای کلان اقتصاد مقاومتی و امنیت غذایی تأثیر میگذارد.
دوام این تحول، منوط به نهادینهسازی فرآیندهای تصمیمگیری و تخصیص پایدار اعتبارات دانشبنیان در لایحه بودجه سنواتی است. اگر این مسیر ادامه یابد، ایران میتواند الگوی نوینی از «حکمرانی علمی» در منطقه خاورمیانه ارائه دهد که در آن، دادهها و تحلیلهای عینی، جایگزین روشهای آزمونوخطای پرهزینه مدیریتی میشوند.
آموزش4 هفته پیشانگورتان کشمشی نشود!؟ ۵ توصیه فوری برای باغداران انگور
خبرهای سازمانی2 هفته پیشدستورالعمل جدید پروانههای گلخانه به تمام استانها ابلاغ میشود
آموزش4 هفته پیشتشتک آبخور، یکی از ارکان مدیریت پایدار آب در باغهای مدرن
دانستنی ها4 هفته پیشبرنامه معاونت آموزش و ترویج کشاورزی برای بهینهسازی انرژی اعلام شد
خبرهای سازمانی4 هفته پیشسرمایه پنهان: آغاز برنامه ملی ثبت دانش بومی کشاورزان توسط سازمان تات
مقالات4 هفته پیشکشاورزیِ هوشمند در ایران؛ از آرمانِ «دادهمحوری» تا واقعیتِ «زیرساختگریز»
گزارش3 هفته پیشچالش گرانی، فرصت صادرات؛ صادرات ریگ دوسویه «کشت سبز طاها» به عراق و تاجیکستان
علوم و آموزش3 هفته پیشخیاری که میخواهد جای چیپس را بگیرد! پاپیتس هلندی وارد بازار شد


























