مقالات
آخرالزمان حشرات؛ آسمانِ در حال تغییر
پایگاه خبری داوان نیوز: افزایش نگرانیهای جهانی درباره کاهش شدید جمعیت حشرات در چند دهه اخیر، توجه جامعه علمی و افکار عمومی را به پدیدهای موسوم به «آخرالزمان حشرات» معطوف ساخته است. این روند نزولی، خطری جدی برای تنوع زیستی، کارکردهای اکوسیستمی حیاتی مانند گردهافشانی و امنیت غذایی محسوب میشود.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، مطالعات اخیر درباره کاهش چشمگیر جمعیت حشرات در سطح جهان، نگرانیهای گستردهای را در مورد «آخرالزمان حشرات» برانگیخته است. با این حال، تحقیقات جدید منتشر شده در مجله Insect Science، با تمرکز بر حشرات مهاجر بلندپرواز (ارتفاع بالاتر از سطح زمین)، تصویر پیچیدهتری را ارائه میدهد. این پژوهش با تحلیل دادههای تاریخی جمعآوریشده طی ۹۲ سال (۲۰۱۷–۱۹۲۶) از مناطق مختلف جهان نشان میدهد که فراوانی کلی این حشرات در طول زمان ثابت مانده است. اما در همین حال، سهم گونههای آفت کشاورزی در این جامعه حشری به طور نگرانکنندهای افزایش یافته، در حالی که ممکن است جمعیت حشرات مفید (مانند گردهافشانها و شکارگرها) روند کاهشی داشته باشد. این یافتهها بر ضرورت تقویت سیستمهای پایش بلندمدت و توسعه استراتژیهای مدیریت تلفیقی آفات که کل جامعه حشرات هوابرد را در نظر میگیرند، تأکید میکند.
حشرات نقشهای اساسی در عملکرد اکوسیستمها، از جمله گردهافشانی، کنترل بیولوژیک آفات و چرخه مواد مغذی ایفا میکنند. گزارشهای کاهش شدید جمعیت بسیاری از حشرات ساکن زمین، زنگ خطری جدی برای تنوع زیستی و امنیت غذایی محسوب میشود. با این حال، بخش بزرگی از جامعه حشرات – یعنی گونههای مهاجر بلندپرواز که بخشی از چرخه زندگی خود را در لایههای بالایی اتمسفر میگذرانند – به دلیل دشواری نمونهبرداری، کمتر مورد مطالعه قرار گرفتهاند. این تحقیق با هدف پرکردن این شکاف دانش، به تحلیل روندهای بلندمدت جمعیت این حشرات و بررسی تغییرات در ترکیب عملکردی آنها (آفات در مقابل حشرات مفید) پرداخته است.
مواد و روشها:
این مطالعه بینالمللی، به رهبری تیمی از دانشگاه کشاورزی نانجینگ و با همکاری مؤسسات تحقیقاتی در اروپا، آمریکای شمالی و آسیا انجام شد. محققان یک مجموعهداده منحصربهفرد تاریخی را گردآوری کردند که شامل نمونهبرداریهای هوایی با استفاده از بادبادک، بالن و هواپیما، همراه با دادههای میدانی تکمیلی بود. دادهها از مناطق مختلف جغرافیایی جمعآوری و برای تحلیل روندهای فراوانی کلی و نیز روندهای گونههای خاص (با تمرکز بر آفات مهم زراعی) مورد بررسی آماری قرار گرفتند.
نتایج:
۱. پایداری جمعیت کلی: برخلاف روند کاهشی گزارششده برای بسیاری از حشرات غیرمهاجر، تحلیل دادهها نشان داد که فراوانی کل حشرات مهاجر بلندپرواز در طول دوره ۹۲ ساله مورد مطالعه، ثابت باقی مانده است. این ثبات میتواند ناشی از ویژگیهای بومشناختی مانند تحرک بالا، نرخ تولیدمثل زیاد و توانایی سازگاری با شرایط متغیر باشد.
۲. افزایش نگرانکننده آفات کشاورزی: در زیرمجموعه این جامعه پایدار، روند جداگانهای مشاهده شد. جمعیت برخی از آفات مهاجر مهم، مانند پروانه برگبر نوردنی برنج (Cnaphalocrocis medinalis) و زنجرک قهوهای (Nilaparvata lugens) در مناطقی مانند شرق آسیا و بریتانیا به طور معنیداری افزایش یافته است.
۳. تغییر احتمالی در ترکیب جامعه: دادهها حاکی از آن است که افزایش نسبی آفات ممکن است همزمان با کاهش احتمالی حشرات مفید (مانند شکارگرها و گردهافشانهای مهاجر) رخ داده باشد، پدیدهای که توسط ثبات ظاهری تعداد کل حشرات پنهان شده است.
یافته این پژوهش که جمعیت کلی حشرات مهاجر ثابت مانده، این فرضیه سادهانگارانه که «همه حشرات در حال ناپدید شدن هستند» را به چالش میکشد. پروفسور گائو هو، نویسنده مسئول، خاطرنشان میکند: «ثبات فراوانی آفات مهاجر اصلی، این ایده که فشار آفات به طور طبیعی کاهش یافته را رد میکند و لزوم حفظ و تقویت نظامهای نظارتی ملی را پررنگ میسازد.» از سوی دیگر، پروفسور جیسون دبلیو. چپمن هشدار میدهد که تمرکز صرف بر آفات، ما را از درک کل تصویر منحرف میکند: «آسمان، یک بزرگراه اکولوژیک برای گونههای بیشماری است. ما احتمالاً مقیاس و اهمیت مهاجرت حشرات مفید را دست کم میگیریم.»
افزایش جمعیت آفات میتواند نشاندهنده سازگاری موفقیتآمیز آنها با سیستمهای کشاورزی صنعتی و تغییرات آبوهوایی باشد. دکتر بویا گائو، نویسنده اول، توضیح میدهد: «مهاجرت در ارتفاعات بالا یک استراتژی پرخطر اما پربازده است. پایداری تعداد این آفات گواهی بر موفقیت تکاملی آنهاست.»
نتیجهگیری و پیامدها:
این مطالعه بر چند نکته کلیدی تأکید دارد:
* نیاز مبرم به پایش مستمر و هدفمند حشرات در ارتفاعات بالا، نه فقط برای آفات، بلکه برای تمامی اجزای جامعه حشری.
* لزوم بازنگری در استراتژیهای مدیریت آفات، با در نظر گرفتن پویایی جمعیت آفات مهاجر و نقش حشرات مفید هممهاجر.
* اهمیت حفظ شبکههای اکولوژیکی در مقیاس بزرگ، زیرا سلامت کشاورزی و اکوسیستمهای طبیعی به عملکرد این «بزرگراه هوایی» وابسته است.
تلاشهای آینده باید بر درک عوامل محیطی مؤثر بر تعادل بین آفات و حشرات مفید در آسمان و ادغام این دانش در رویکردهای کشاورزی پایدار و مقاوم متمرکز شود.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، این تحقیق توسط یک تیم بینالمللی با همکاریهای ارزشمند از مؤسسات علمی متعدد در چین، بریتانیا و دیگر کشورها انجام شده است. نویسندگان هیچ تعارض منافعی گزارش ندادهاند.
مقالات
ضرورت نگاه زنجیرهای به کشت فراسرزمینی در اوراسیا
پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا میتواند بهعنوان یک راهبرد اقتصادی و راهحل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار ما، مهدی آزادواری، رئیس انجمن سرمایهگذاریهای مشترک ایرانی و خارجی طی یادداشتی در پایگاه خبری ایران اتاق آنلاین نوشت: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا میتواند بهعنوان یک راهبرد اقتصادی و راهحل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.
این راهبرد نهتنها امکان تأمین پایدار محصولات اساسی را فراهم میکند، بلکه میتواند زمینهساز توسعه همکاریهای اقتصادی، افزایش صادرات و جذب سرمایهگذاری مشترک شود.
منطقه اوراسیا، بهویژه کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، به دلیل برخورداری از اراضی حاصلخیز، منابع آب مناسب و هزینههای تولید پایینتر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی دارد. بسیاری از این کشورها با هدف افزایش بهرهوری اراضی کشاورزی و جذب سرمایه خارجی، سیاستهای حمایتی و مشوقهای متنوعی برای سرمایهگذاران خارجی در نظر گرفتهاند. این شرایط، فرصتی کمنظیر برای ایران ایجاد کرده است تا با سرمایهگذاری هدفمند، بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید خارج از مرزها تأمین کند.
از منظر اقتصادی، کشت فراسرزمینی در اوراسیا میتواند به کاهش هزینه تولید محصولات استراتژیک مانند غلات، دانههای روغنی و خوراک دام کمک کند. محدودیت منابع آبی در ایران موجب شده است تولید برخی محصولات کشاورزی با هزینه بالا و فشار بر منابع طبیعی انجام شود. انتقال بخشی از تولید به کشورهای دارای منابع آب فراوان، علاوه بر صرفهجویی در مصرف آب داخلی، میتواند بهرهوری اقتصادی زنجیره تأمین غذا را افزایش دهد.
از سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی کشورهای اوراسیا به ایران، مزیت مهمی در کاهش هزینههای حملونقل و تسهیل مبادلات تجاری ایجاد میکند.
توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و گسترش همکاریهای حملونقل منطقهای، امکان انتقال سریع محصولات کشاورزی را فراهم ساخته و ریسکهای لجستیکی را کاهش میدهد. این موضوع، در مقایسه با سرمایهگذاری کشاورزی در مناطق دوردست جهان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای همکاری با کشورهای اوراسیا ایجاد میکند.
با این حال، تحقق موفق کشت فراسرزمینی نیازمند تدوین سیاستهای حمایتی و ایجاد زیرساختهای حقوقی و مالی مناسب است. سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور مستلزم توافقات بلندمدت، تضمین حقوق مالکیت، حمایتهای بانکی و بیمهای و ایجاد سازوکارهای مشترک با دولتهای میزبان است. همچنین نقش بخش خصوصی در این حوزه بسیار تعیینکننده است و بدون مشارکت فعال شرکتهای کشاورزی و صنایع غذایی، توسعه این راهبرد امکانپذیر نخواهد بود.
نکته مهم دیگر، ضرورت نگاه زنجیرهای به کشت فراسرزمینی است. سرمایهگذاری در تولید محصولات کشاورزی باید همراه با توسعه صنایع فرآوری، ذخیرهسازی و صادرات باشد تا ارزشافزوده اقتصادی آن برای کشور افزایش یابد. در غیر این صورت، صرف تولید مواد خام در خارج از کشور نمیتواند اهداف کلان اقتصادی و امنیت غذایی را بهطور کامل محقق کند.
در مجموع، کشت فراسرزمینی در اوراسیا را میتوان یکی از فرصتهای راهبردی پیشروی اقتصاد ایران دانست؛ فرصتی که در صورت برنامهریزی دقیق، میتواند به تقویت امنیت غذایی، کاهش فشار بر منابع طبیعی و توسعه همکاریهای اقتصادی منطقهای منجر شود. استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند عزم سیاستگذاری، تسهیل فضای سرمایهگذاری و حضور فعال بخش خصوصی است. در شرایط کنونی، اوراسیا میتواند به شریک راهبردی ایران در تأمین پایدار غذا و توسعه کشاورزی مدرن تبدیل شود.
مقالات
کنترل زنگ زرد؛ از پایش میدانی تا مداخله هدفمند
بیماری زنگ زرد ناشی از قارچ Puccinia striiformis، یکی از مخربترین تهدیدهای تولید غلات در ایران است. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استانها با بهرهگیری از سامانههای پایش مولکولی، شبکه هشدار سریع، توسعه ارقام دارای مقاومت انباشته (ژنهای Yr5 و Yr15) و کاربرد هدفمند قارچکشها بر اساس آستانه اقتصادی خسارت، توانست از بروز اپیدمی فراگیر جلوگیری کند. این مقاله به تحلیل عملکرد این نظام پایش مستمر، چالشهای فراروی آن (از جمله تغییر اقلیم و مقاومت به قارچکشها) و دستاوردهای آن در کاهش خسارت و مصرف بهینه نهادهها میپردازد.
پایگاه خبری داوان نیوز: بیماری زنگ زرد گندم (ناشی از قارچ Puccinia striiformis f. sp. tritici) یکی از مهمترین و خسارتزاترین بیماریهای غلات در ایران و جهان محسوب میشود. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استانهای کشور با بهرهگیری از راهبردهای نوین علمی، برنامههای پایش مستمر و یکپارچهای را برای مقابله با این تهدید به اجرا درآورده است. این مقاله با استناد به یافتههای پژوهشی معاصر، به تحلیل عملکرد این مدیریت در سه محور اصلی «پیشآگاهی و پایش میدانی»، «مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم»، و «مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند» میپردازد. نتایج حاکی از آن است که اگرچه تنوع فیزیولوژیکی قارچ عامل بیماری و حساسیت برخی ارقام رایج چالشهایی را ایجاد کرده است، اما اجرای نظاممند برنامههای پایش، توسعه ارقام دارای مقاومت تجمعی (Pyramiding) و بهکارگیری سامانههای هشدار سریع، توانسته است خسارات ناشی از این بیماری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
واژگان کلیدی: زنگ زرد گندم، پایش مستمر، مدیریت حفظ نباتات، مقاومت به بیماری، ایران
مقدمه
گندم و جو به عنوان ستونهای اصلی امنیت غذایی ایران، همواره در معرض تهدید عوامل بیماریزای متعددی قرار دارند. در میان این عوامل، بیماری زنگ زرد (استریپ راش) به دلیل توانایی بالای قارچ عامل آن در تولید اسپورهای هوازی، قابلیت اپیدمی شدن در مقیاس وسیع و ایجاد خسارت اقتصادی قابل توجه، از جایگاه ویژهای برخوردار است . بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در ایران، کمبود مقاومت پایدار در بسیاری از ارقام گندم، یکی از دلایل اصلی بروز اپیدمیهای دورهای این بیماری بوده است .
در این راستا، مدیریت حفظ نباتات استانها به عنوان خط مقدم دفاع در برابر این تهدید، وظیفه طراحی و اجرای برنامههای پایش و کنترل را بر عهده دارد. سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، با توجه به پیشبینیهای هواشناسی مبنی بر شرایط مساعد برای توسعه بیماری در برخی مناطق، یک سال چالشبرانگیز و در عین حال فرصتی برای سنجش کارآمدی سیستمهای نوین مدیریت تلفیقی (IPM) بود.
مبانی علمی راهبردهای مقابله با زنگ زرد
چالش مقاومت ارقام
یکی از چالشهای اساسی در کنترل زنگ زرد، تکامل سریع نژادهای فیزیولوژیک جدید قارچ است که میتوانند بر ژنهای مقاومت اختصاصی غلبه کنند. تحقیقات گسترده در ایران نشان داده است که تکیه صرف بر مقاومت تمام مراحل رشدی (All-Stage Resistance) پایدار نبوده و نیاز به استفاده از مقاومت مرحله گیاه بالغ (Adult Plant Resistance – APR) و مقاومت زنگ آهسته (Slow Rusting) میباشد . مطالعهای بر روی ۴۴ ژنوتیپ گندم سازگار با مناطق معتدل و گرم و مرطوب شمال ایران نشان داد که ۲۷.۲ درصد از ژنوتیپها دارای مقاومت زنگ آهسته و ۲۷.۲ درصد نیز دارای مقاومت مرحله گیاه بالغ در برابر زنگ زرد بودند .
راهبردهای نوین به نژادی
در سالهای اخیر، مدیریت حفظ نباتات با همکاری مراکز به نژادی، بر توسعه ارقام دارای ژنهای مقاومت انباشته (Pyramiding) تمرکز کرده است. به عنوان مثال، در پژوهشی مرتبط با رقم حساس روشن (که علیرغم صفات زراعی مطلوب، به زنگ زرد حساس است)، ژنهای مؤثر Yr5 و Yr15 با استفاده از روش نشانگر Assisted backcrossing به این رقم منتقل شد. لاینهای خالص ایجاد شده (NILs) حامل این ژنها، به عنوان جایگزینهای مقاوم برای رقم روشن پیشنهاد شدهاند . این رویکرد، مبنای علمی برنامههای جایگزینی ارقام حساس در سطح استانها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ قرار گرفت.
عملکرد مدیریت حفظ نباتات استانها: محورهای اجرایی
۱. پایش مستمر و پیشآگاهی
سامانه پایش زنگ زرد در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بر اساس یک شبکه منسجم از ایستگاههای هشدار سریع در استانهای مستعد شامل گلستان، مازندران، اردبیل، خراسان رضوی، فارس و خوزستان فعال شد. این سامانه شامل سه سطح زیر بود:
– پایش مزرعهای: کارشناسان حفظ نباتات با نمونهبرداری هفتگی از مزارع شاخص، شدت و فراوانی بیماری را با استفاده از معیارهایی مانند شدت نهایی بیماری (FRS) و ضریب آلودگی (CI) ثبت میکردند .
– پایش مولکولی: با همکاری دانشگاهها و مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، نمونههای برگ آلوده برای تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ به آزمایشگاههای مرجع ارسال میشد. این اقدام برای ردیابی به موقع نژادهای جدید و تهاجمی قارچ حیاتی بود.
– سامانه تصمیمیاب: دادههای جمعآوری شده در یک پایگاه داده مرکزی تجمیع و با استفاده از مدلهای پیشبینی کننده (که پارامترهایی مانند دما، رطوبت و مرحله رشد گیاه را در نظر میگیرند) نقشههای خطر اپیدمی به صورت هفتهوار به استانها ابلاغ میگردید.
۲. مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم
مدیریت حفظ نباتات استانها با همکاری جهاد کشاورزی، سیاست تشویقی برای کشت ارقام مقاوم را در پیش گرفت. بر اساس یافتههای پژوهشی، ژنوتیپهایی مانند M-97-7، M-97-14 و N-97-7 که مقاومت توأم نسبت به زنگ زرد و سیاه نشان دادهاند ، در فهرست ارقام توصیه شده برای کشت در مناطق آلوده قرار گرفتند. همچنین، در مناطقی مانند دزفول که با بیماری زنگ برگ نیز مواجه هستند، از لاینهای مقاوم موجود در بانک ژن گیاهی ملی ایران استفاده شد که نشان داد ۴۴ اکسشن دارای مقاومت در هر دو مرحله گیاهچه و گیاه بالغ هستند .
۳. مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند
در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، رویکرد مدیریت حفظ نباتات بر کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزینی آن با روشهای هدفمند مبتنی بر آستانه اقتصادی خسارت استوار بود. محلولپاشی صرفاً در مزارعی انجام شد که:
1. رقم کشت شده حساس بود.
2. علائم بیماری در مرحله ساقهروی تا ظهور سنبله مشاهده میشد.
3. پیشبینی شرایط آب و هوایی (بارندگی و شبنم) مساعد برای پیشرفت بیماری بود.
این رویکرد علاوه بر کاهش هزینههای تولید، از بروز مقاومت قارچکشها نیز جلوگیری مینماید. مطالعات داخلی نشان داده است که استفاده از ترکیبات قارچکش مؤثر در زمان دقیق (مانند مهارکنندههای دهیدروژناز سوکسینات – SDHI) در مقایسه با محلولپاشیهای بدون برنامه، کارآیی به مراتب بالاتری در کنترل زنگ زرد دارد.
چالشها و راهکارهای پیش رو
علیرغم موفقیتهای نسبی، مدیریت حفظ نباتات استانها در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با چالشهایی نیز مواجه بود:
– تغییر اقلیم: نوسانات دمایی و افزایش رطوبت در برخی مناطق غیرمستعد، سبب گسترش دامنه میزبانی قارچ شده است.
– مقاومت به قارچکشها: گزارشهایی از کاهش حساسیت برخی جدایههای قارچ به قارچکشهای رایج (مثل گروه استروبیلورینها) دریافت شده که ضرورت تنوع بخشی در چرخه قارچکشها را آشکار میسازد.
– آموزش بهرهبرداران: اگرچه اقدامات ترویجی گستردهای صورت گرفت، اما در برخی مناطق، کشاورزان همچنان به محلولپاشیهای بیموقع یا کشت ارقام حساس اصرار داشتند.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بررسی عملکرد مدیریت حفظ نباتات استانها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان میدهد که گذار از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشگیرانه و هوشمندانه، مهمترین دستاورد این دوره بوده است. استقرار سامانههای پایش مولکولی، استفاده از ارقام دارای مقاومت انباشته (Pyramiding) و به کارگیری مدلهای پیشآگاهی، سبب شد تا علیرغم شرایط مساعد اقلیمی در برخی استانها، از بروز یک اپیدمی فراگیر جلوگیری شود.
توصیه میگردد:
۱. تقویت بانک ژن مقاومت: برنامههای به نژادی برای انتقال ژنهای مؤثر مقاومت مرحله گیاه بالغ (مانند Yr18 و Yr46) به ارقام پرمحصول و سازگار با اقلیمهای مختلف ایران تسریع گردد .
۲. یکپارچهسازی دادهها: ایجاد یک پلتفرم ملی برای اشتراکگذاری بلادرنگ دادههای پایش بیماری بین استانها و مؤسسات تحقیقاتی.
۳. توانمندسازی کارشناسان محلی: برگزاری دورههای تخصصی آموزشی در زمینه تشخیص زودهنگام و استفاده از ابزارهای مولکولی برای کارشناسان حفظ نباتات شهرستانها.
تجربه سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ ثابت کرد که سرمایهگذاری در نظامهای نوین پایش و مقاومت، نه تنها از نظر اقتصادی به صرفه است، بلکه برای تضمین امنیت غذایی پایدار کشور یک ضرورت راهبردی محسوب میشود.
مقالات
سهضلعی مرگبار: تحریم، جنگ، بحران انرژی / کود کجای این معادله ایستاده است؟
«شاخص قابلیت خرید کود اوره در بازارهای جهانی از بحران انرژی ۲۰۲۱ نیز عبور کرد و ایران در میانه این طوفان، هم صادرات خود را از دست داده و هم قادر به واردات پایدار نیست. کارشناسان هشدار میدهند: در صورت عدم تغییر فوری الگوی مصرف و حرکت به سمت کودهای زیستی، کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری اجتنابناپذیر است.»
پایگاه خبری داوان نیوز: تنگه هرمز بسته شد، کارخانههای اوره ایران خاموش، و قیمت کود در جهان رکورد زد. اما کشاورز ایرانی هنوز منتظر حواله کود است. آیا میتوان بدون اوره، گندم تولید کرد؟ پاسخ در کودهای زیستی و مدیریت هوشمند آب و خاک نهفته است. بحران کود، فرصتی برای تحول در کشاورزی ایران است؛ اگر زودتر بیدار شویم.
به گزارش داوان نیوز، بخش کشاورزی ایران در موقعیت کنونی، با انباشتی از چالشهای بیسابقه دست و پنجه نرم میکند. از یک سو، تحریمهای بینالمللی سیستم بانکی و لجستیک واردات را مختل کرده و از سوی دیگر، جنگ اخیر در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز، زنجیره تامین جهانی کود را با شدیدترین شوک طی سالهای اخیر مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، دسترسی به کودهای کشاورزی نه تنها یک مسئله فنی، بلکه به موضوعی راهبردی برای حفظ امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. این مقاله به تحلیل ابعاد این بحران و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن میپردازد.
بحران جهانی کود: از هرمز تا حواله
واقعیت تلخ این است که بازار جهانی کود در بهار ۲۰۲۶ وارد فاز جدیدی از بیثباتی شده است. تنگه هرمز که روزانه حدود ۳۰ درصد از تجارت جهانی اوره از آن عبور میکند، عملاً مسدود شده است . این اختلال به دلیل نقش محوری ایران و همسایگانش در تولید کودهای نیتروژنه، یک فاجعه برای زنجیره تامین محسوب میشود.
الف) شاخصهای هشداردهنده قیمت
آخرین دادهها نشان میدهد که قیمت اوره (نوعی کود نیتروژنه حیاتی برای غلات) در بازارهای جهانی به سطوح بیسابقهای رسیده است. شاخص «قابل خرید بودن» (Affordability Index) کود اوره که توسط موسسه CRU منتشر میشود، در فروردین ۱۴۰۵ به ۲۰۶ واحد رسید که بالاتر از رکورد بحران انرژی سال ۲۰۲۱ (۱۹۸ واحد) است . این بدان معناست که قیمت کود نسبت به قیمت محصولاتی که کشاورز میفروشد، به شدت افزایش یافته است.
ب) تعطیلی خطوط تولید در منطقه
برخلاف تصور عمومی که ایران را صرفاً یک کشور تحریمی میداند، این کشور یکی از بازیگران اصلی تولید اوره در جهان است. برآوردها نشان میدهد ایران با تولید سالانه بیش از ۱۱ میلیون تن اوره، دومین یا سومین صادرکننده بزرگ این کود در جهان است . اما جنگ اخیر باعث شده تمامی واحدهای آمونیاک و اوره ایران به دلیل حملات به زیرساختهای انرژی از مدار خارج شوند . این توقف تولید، همزمان با خروج چین از بازار صادراتی (تا آگوست ۲۰۲۶) و کاهش تولید در اروپا، یک طوفان کامل عرضه را شکل داده است .
موقعیت ایران در میدان مین تحریم
در چنین شرایطی، کشاورز ایرانی در موقعیت پارادوکسیکال قرار دارد. از یک طرف، کشورهای واردکننده برای یافتن جایگزین کود ایرانی (که دیگر تولید نمیشود) با یکدیگر رقابت میکنند و از طرف دیگر، خود ایران به دلیل تحریمها قادر به استفاده از ظرفیتهای جهانی برای جبران کمبود نیست.
چالش تأمین ارز و لجستیک
حتی اگر کودی در بازارهای بینالمللی (مانند روسیه یا ترکمنستان) موجود باشد، مشکل نقل و انتقالات مالی به دلیل تحریمهای بانکی، اصلیترین گلوگاه است. علاوه بر این، نوسانات شدید نرخ ارز و ریسک بالای حمل و نقل دریایی (به دلیل درگیریهای نظامی در دریای سرخ و خلیج فارس)، هزینه تمام شده هر کیلو کود وارداتی را به طور سرسامآوری افزایش داده است.
راهبردهای بقا در شرایط بحرانی
با توجه به تحلیل وضعیت موجود، راهکارهای زیر برای مدیریت این بحران پیشنهاد میشود:
۱. گذار از کودهای شیمیایی به زیستی (تغییر پارادایم)
در شرایطی که قیمت اوره و فسفات (DAP) سر به فلک کشیده، کودهای زیستی (Biofertilizers) و کودهای آلی میتوانند نقش طلایهدار را ایفا کنند. ترویج استفاده از باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن (ازتوباکتر) و باکتریهای حلکننده فسفات (Pseudomonas) میتواند نیاز به کودهای شیمیایی وارداتی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این روش نه تنها وابستگی به واردات را کم میکند، بلکه به احیای خاکهای فرسوده ایران نیز کمک میکند.
۲. استفاده از فناوریهای نوین آبیاری و تغذیه
در شرایط کمبود کود، کودآبیاری (Fertigation) در سیستمهای آبیاری قطرهای به شدت افزایش بازدهی را به همراه دارد. با تزریق دقیق کود در ناحیه ریشه، تلفات کود به حداقل میرسد و هر واحد کود، حداکثر جذب را دارد. در شرایط فعلی، «دقت» مهمتر از «مقدار» است.
۳. بازنگری در الگوی کشت و مدیریت بقایا
وزارت جهاد کشاورزی باید به سرعت الگوی کشت را به سمت محصولاتی سوق دهد که نیاز غذایی پایینتری دارند یا قابلیت همزیستی با باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن (مانند حبوبات) را دارند. همچنین، مدیریت بقایای گیاهی و کمپوست میتواند بخش قابل توجهی از عناصر غذایی مورد نیاز خاک را تامین کند.
۴. هوشمندسازی یارانه و توزیع
با توجه به بحران شدید عرضه، سیستم توزیع فعلی (کوپن و حواله) نیازمند شفافیت و هوشمندی بیشتر است. استفاده از سامانههای پهنهبندی برای تخصیص کود به مزارع بر اساس نیاز واقعی خاک (آزمون خاک) میتواند از خروج کود از مدار کشاورزی و قاچاق آن به خارج جلوگیری کند.
چشمانداز و هشدار
کارشناسان بینالمللی معتقدند بحران فعلی کود از بحران سال ۲۰۲۲ (آغاز جنگ روسیه و اوکراین) شدیدتر است . دلیل آن سادگی است: اوره یک کالای حیاتی برای هر فصل کشت است و برخلاف پتاس یا فسفات، نمیتوان مصرف نیتروژن را حتی برای یک فصل حذف کرد، زیرا مستقیماً با عملکرد و پروتئین دانه گره خورده است .
در سطح جهانی، حتی کشورهای ثروتمندی مانند استرالیا و آمریکا نیز با کمبود روبهرو هستند و قیمت گندم در بازارهای جهانی افزایش یافته است . برای ایران، این وضعیت یک هشدار جدی است که اگر با مدیریت هوشمندانه همراه نباشد، میتواند به کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری و در نتیجه افزایش وابستگی به واردات (که آن هم با مشکل ارزی مواجه است) منجر شود.
به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بازار کود کشاورزی در ایران امروز، نقطه برخورد «تحریم»، «جنگ» و «بحران انرژی» است. دیگر نمیتوان با روشهای سنتی و صرفاً با تکیه بر واردات، نیاز مزارع را تامین کرد. گذار به کشاورزی هوشمند مبتنی بر کودهای زیستی و آلی، افزایش بهرهوری آب و تغذیه دقیق گیاه، تنها راه نجات امنیت غذایی در این شرایط طوفانی است. ضروری است دولت ضمن شفافسازی زنجیره تامین، با سرمایهگذاری فوری در دانش بومی تولید کودهای زیستی و آلی، وابستگی ساختاری به بازارهای بیثبات جهانی را کاهش دهد. در غیر این صورت، نه تنها کمبود کود، بلکه گرسنگی نیز به بحرانهای کشور افزوده خواهد شد.
-
دانستنی ها3 هفته پیشتغییر در نرم مبارزه؛ دستورالعمل فنی و اجرايي مبارزه با سن غلات
-
سرخط4 هفته پیشالگوی کشت محصولات گلخانه و محیط های کنترل شده تدوین شد
-
استان ها4 هفته پیشهزار جریبی: افزایش 50 درصدی تولید گندم، عدم ممنوعیت کشت برنج
-
آموزش4 هفته پیشکرم گلوگاه انار؛ مدیریت تلفیقی راهکاری مؤثر
-
خبرهای سازمانی3 هفته پیشسال 1405 در سازمان تات: سال آموزش و ترویج یافتهها و فناوریها
-
استان ها2 هفته پیشنشست فنی گیاهپزشکی مازندران؛ بیماریهای غلات و علفهای هرز کشت پاییزه بررسی شد
-
پرونده ویژه4 هفته پیشپژوهشهای حشرهشناسی، بیمهی آیندهی کشاورزی ایران
-
علوم و آموزش2 هفته پیشرقم «لاهیج»؛ تقویت انگیزه نوسازی باغها با معرفی رقم جدید چای

