با ما همراه باشید

مقالات

تغییر کاربری؛ قوانین سختگیرانه یا سودآوری اقتصادی؟

براساس آمارهای رسمی، سالانه حدود ۴۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی ایران تغییر کاربری می‌یابند؛ رقمی که امنیت غذایی کشور را به خطر انداخته است. اما راه حل چیست؟ پژوهشگران معتقدند کلید حل این معضل، نه در وضع قوانین سختگیرانه‌تر، بلکه در “اقتصادی کردن کشاورزی” است؛ استراتژی‌ای که با افزایش بهره‌وری و سودآوری، انگیزه حفظ زمین‌های کشاورزی را چندبرابر می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: براساس آمارهای رسمی، سالانه حدود ۴۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی ایران تغییر کاربری می‌یابند؛ رقمی که امنیت غذایی کشور را به خطر انداخته است. اما راه حل چیست؟ پژوهشگران معتقدند کلید حل این معضل، نه در وضع قوانین سختگیرانه‌تر، بلکه در “اقتصادی کردن کشاورزی” است؛ استراتژی‌ای که با افزایش بهره‌وری و سودآوری، انگیزه حفظ زمین‌های کشاورزی را چندبرابر می‌کند.

به گزارش داوان نیوز، تغییر کاربری اراضی کشاورزی به سایر کاربری‌ها از چالش‌های جدی در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، محسوب می‌شود. این مقاله به بررسی این فرضیه می‌پردازد که «اقتصادی شدن کشاورزی» می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در جلوگیری از تغییر کاربری اراضی عمل کند. با تحلیل ابعاد مختلف این موضوع، نشان داده می‌شود که افزایش بهره‌وری، سودآوری و پایداری اقتصادی فعالیت‌های کشاورزی می‌تواند انگیزه لازم برای حفظ اراضی کشاورزی را فراهم آورد.

تغییر کاربری اراضی کشاورزی به مسکونی، صنعتی و خدماتی، یکی از تهدیدات اصلی امنیت غذایی و پایداری محیط‌زیست در بسیاری از مناطق جهان است. در ایران نیز شاهد تبدیل گسترده باغات و مزارع به مناطق مسکونی و تجاری بوده‌ایم. این روند نه تنها ظرفیت تولید غذایی کشور را کاهش می‌دهد، بلکه پیامدهای محیط‌زیستی متعددی از جمله کاهش نفوذپذیری خاک، افزایش روان‌آب‌ها و تشدید جزایر حرارتی شهری را به دنبال دارد.

علل تغییر کاربری اراضی
– سودآوری بالای کاربری‌های غیرکشاورزی: در بسیاری از مناطق، ارزش زمین برای ساخت‌وساز چندین برابر ارزش تولیدی آن در کشاورزی است.
– کم‌بازدهی کشاورزی سنتی: پایین بودن بهره‌وری و سودآوری فعالیت‌های کشاورزی
– نبود امنیت سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی: ریسک‌های بالای تولید و نوسانات قیمت
– فقدان برنامه‌ریزی جامع فضایی: ضعف در نظام مدیریت و برنامه‌ریزی کاربری اراضی
– فشار جمعیتی و توسعه شهری: گسترش کالبدی شهرها به سوی اراضی زراعی حاشیه‌ای

اقتصادی شدن کشاورزی؛ مفهوم و ابعاد
اقتصادی شدن کشاورزی به معنای تبدیل فعالیت کشاورزی به یک کسب‌وکار سودآور، کارآمد و پایدار از طریق:
۱. افزایش بهره‌وری: استفاده از فناوری‌های نوین، مکانیزاسیون و روش‌های علمی
۲. تنوع‌بخشی فعالیت‌ها: توسعه کشت‌های گلخانه‌ای، محصولات باارزش افزوده بالا، گردشگری کشاورزی
۳. توسعه زنجیره ارزش: یکپارچه‌سازی تولید، فرآوری و بازاریابی
۴. کاهش هزینه‌های تولید: مدیریت بهینه نهاده‌ها و مقیاس اقتصادی
۵. دسترسی به بازارهای پردرآمد: توسعه صادرات و بازارهای اختصاصی

مکانیسم‌های اثرگذاری اقتصادی شدن کشاورزی بر جلوگیری از تغییر کاربری
۱. افزایش جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی
وقتی کشاورزی به فعالیتی سودآور تبدیل شود، انگیزه مالکان برای حفظ کاربری کشاورزی افزایش می‌یابد. سرمایه‌گذاری در توسعه باغات و مزارع به جای فروش زمین برای ساخت‌وساز، به گزینه منطقی‌تری تبدیل می‌شود.

۲. ایجاد اشتغال پایدار و درآمد قابل رقابت
اقتصادی شدن کشاورزی می‌تواند درآمدهایی مشابه یا حتی بالاتر از فروش زمین ایجاد کند، به خصوص در بلندمدت. توسعه فعالیت‌های جنبی مانند صنایع تبدیلی و گردشگری کشاورزی، اشتغال بیشتری ایجاد کرده و وابستگی جوامع محلی به زمین به عنوان منبع درآمد را افزایش می‌دهد.

۳. افزایش ارزش اقتصادی زمین کشاورزی
زمین‌های کشاورزی با بهره‌وری و سودآوری بالا، خود به دارایی‌های باارزشی تبدیل می‌شوند که حفظ آن‌ها توجیه اقتصادی پیدا می‌کند.

۴. تقویت پیوندهای پیشینگی و پسینگی
توسعه زنجیره ارزش کشاورزی، وابستگی سایر بخش‌های اقتصادی به زمین‌های کشاورزی را افزایش داده و تغییر کاربری را با هزینه‌های اقتصادی بیشتری مواجه می‌سازد.

تجارب موفق بین‌المللی
– هلند: با تمرکز بر کشاورزی دانش‌بنیان و پررشد، تبدیل به دومین صادرکننده محصولات کشاورزی جهان شده و تغییر کاربری اراضی کشاورزی را به حداقل رسانده است.
– ژاپن: سیاست‌های حمایتی هدفمند و توسعه کشاورزی قراردادی، انگیزه کافی برای حفظ اراضی کشاورزی ایجاد کرده است.
– ایالت کالیفرنیا در آمریکا: با توسعه کشاورزی دقیق و محصولات باارزش افزوده بالا، زمین‌های کشاورزی حتی در مجاورت مناطق شهری پررونق حفظ شده‌اند.

چالش‌ها و راهکارها در بستر ایران
چالش‌ها:
– کوچک بودن قطعات زراعی و عدم مقیاس اقتصادی
– نبود نظام بهره‌برداری مناسب
– محدودیت دسترسی به فناوری‌های نوین
– نوسانات قیمتی و ریسک‌های بازار
– کمبود سرمایه در گردش و اعتبارات بانکی

راهکارهای پیشنهادی:
۱. توسعه کشاورزی قراردادی: تضمین خرید محصولات با قیمت مناسب
۲. تشکیل تعاونی‌های تولیدی: دستیابی به مقیاس اقتصادی و قدرت چانه‌زنی
۳. توسعه بیمه محصولات کشاورزی: کاهش ریسک‌های تولید
۴. سیاست‌های حمایتی هدفمند: به جای حمایت عمومی، تمرکز بر بخش‌های دارای مزیت نسبی
۵. توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی: افزایش ارزش افزوده در مناطق روستایی
۶. اصلاح نظام مالکیت و بهره‌برداری: تسهیل ادغام قطعات کوچک

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، اقتصادی شدن کشاورزی می‌تواند به عنوان یک راهبرد مؤثر در مقابله با تغییر کاربری اراضی کشاورزی عمل کند. این امر مستلزم تحول اساسی در نگاه به بخش کشاورزی، از فعالیتی معیشتی به کسب‌وکاری سودآور و پایدار است. برای دستیابی به این هدف، لازم است سیاست‌های یکپارچه‌ای در حوزه‌های فناوری، مالی، بازار و نهادی اجرایی شود. در نهایت، حفظ اراضی کشاورزی نه تنها از طریق قوانین بازدارنده، بلکه با ایجاد انگیزه‌های اقتصادی مثبت امکان‌پذیر خواهد بود.

منابع
1. FAO. (2021). The State of the World’s Land and Water Resources for Food and Agriculture.
2. وزارت جهاد کشاورزی. (1400). آمارنامه کشاورزی سال 1399.
3. Lambin, E. F., & Meyfroidt, P. (2011). Global land use change, economic globalization, and the looming land scarcity.
4. دادگر، یدالله و روح‌الله نظری. (1398). «اقتصادی کردن کشاورزی و تأثیر آن بر امنیت غذایی». پژوهش‌های اقتصادی ایران.
5. World Bank. (2020). Agriculture for Development: Lessons from World Bank Experience.

مقالات

ضرورت نگاه زنجیره‌ای به کشت فراسرزمینی در اوراسیا

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد اقتصادی و راه‌حل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار ما، مهدی آزادواری، رئیس انجمن سرمایه‌گذاری‌های مشترک ایرانی و خارجی طی یادداشتی در پایگاه خبری ایران اتاق آنلاین نوشت: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد اقتصادی و راه‌حل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.

این راهبرد نه‌تنها امکان تأمین پایدار محصولات اساسی را فراهم می‌کند، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز توسعه همکاری‌های اقتصادی، افزایش صادرات و جذب سرمایه‌گذاری مشترک شود.

منطقه اوراسیا، به‌ویژه کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، به دلیل برخورداری از اراضی حاصلخیز، منابع آب مناسب و هزینه‌های تولید پایین‌تر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی دارد. بسیاری از این کشورها با هدف افزایش بهره‌وری اراضی کشاورزی و جذب سرمایه خارجی، سیاست‌های حمایتی و مشوق‌های متنوعی برای سرمایه‌گذاران خارجی در نظر گرفته‌اند. این شرایط، فرصتی کم‌نظیر برای ایران ایجاد کرده است تا با سرمایه‌گذاری هدفمند، بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید خارج از مرزها تأمین کند.

از منظر اقتصادی، کشت فراسرزمینی در اوراسیا می‌تواند به کاهش هزینه تولید محصولات استراتژیک مانند غلات، دانه‌های روغنی و خوراک دام کمک کند. محدودیت منابع آبی در ایران موجب شده است تولید برخی محصولات کشاورزی با هزینه بالا و فشار بر منابع طبیعی انجام شود. انتقال بخشی از تولید به کشورهای دارای منابع آب فراوان، علاوه بر صرفه‌جویی در مصرف آب داخلی، می‌تواند بهره‌وری اقتصادی زنجیره تأمین غذا را افزایش دهد.

از سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی کشورهای اوراسیا به ایران، مزیت مهمی در کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و تسهیل مبادلات تجاری ایجاد می‌کند.

توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و گسترش همکاری‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای، امکان انتقال سریع محصولات کشاورزی را فراهم ساخته و ریسک‌های لجستیکی را کاهش می‌دهد. این موضوع، در مقایسه با سرمایه‌گذاری کشاورزی در مناطق دوردست جهان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای همکاری با کشورهای اوراسیا ایجاد می‌کند.

با این حال، تحقق موفق کشت فراسرزمینی نیازمند تدوین سیاست‌های حمایتی و ایجاد زیرساخت‌های حقوقی و مالی مناسب است. سرمایه‌گذاری کشاورزی در خارج از کشور مستلزم توافقات بلندمدت، تضمین حقوق مالکیت، حمایت‌های بانکی و بیمه‌ای و ایجاد سازوکارهای مشترک با دولت‌های میزبان است. همچنین نقش بخش خصوصی در این حوزه بسیار تعیین‌کننده است و بدون مشارکت فعال شرکت‌های کشاورزی و صنایع غذایی، توسعه این راهبرد امکان‌پذیر نخواهد بود.

نکته مهم دیگر، ضرورت نگاه زنجیره‌ای به کشت فراسرزمینی است. سرمایه‌گذاری در تولید محصولات کشاورزی باید همراه با توسعه صنایع فرآوری، ذخیره‌سازی و صادرات باشد تا ارزش‌افزوده اقتصادی آن برای کشور افزایش یابد. در غیر این صورت، صرف تولید مواد خام در خارج از کشور نمی‌تواند اهداف کلان اقتصادی و امنیت غذایی را به‌طور کامل محقق کند.

در مجموع، کشت فراسرزمینی در اوراسیا را می‌توان یکی از فرصت‌های راهبردی پیش‌روی اقتصاد ایران دانست؛ فرصتی که در صورت برنامه‌ریزی دقیق، می‌تواند به تقویت امنیت غذایی، کاهش فشار بر منابع طبیعی و توسعه همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای منجر شود. استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند عزم سیاست‌گذاری، تسهیل فضای سرمایه‌گذاری و حضور فعال بخش خصوصی است. در شرایط کنونی، اوراسیا می‌تواند به شریک راهبردی ایران در تأمین پایدار غذا و توسعه کشاورزی مدرن تبدیل شود.

ادامه مطلب

مقالات

کنترل زنگ زرد؛ از پایش میدانی تا مداخله هدفمند

بیماری زنگ زرد ناشی از قارچ Puccinia striiformis، یکی از مخرب‌ترین تهدیدهای تولید غلات در ایران است. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها با بهره‌گیری از سامانه‌های پایش مولکولی، شبکه هشدار سریع، توسعه ارقام دارای مقاومت انباشته (ژن‌های Yr5 و Yr15) و کاربرد هدفمند قارچ‌کش‌ها بر اساس آستانه اقتصادی خسارت، توانست از بروز اپیدمی فراگیر جلوگیری کند. این مقاله به تحلیل عملکرد این نظام پایش مستمر، چالش‌های فراروی آن (از جمله تغییر اقلیم و مقاومت به قارچ‌کش‌ها) و دستاوردهای آن در کاهش خسارت و مصرف بهینه نهاده‌ها می‌پردازد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: بیماری زنگ زرد گندم (ناشی از قارچ Puccinia striiformis f. sp. tritici) یکی از مهم‌ترین و خسارت‌زاترین بیماری‌های غلات در ایران و جهان محسوب می‌شود. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استان‌های کشور با بهره‌گیری از راهبردهای نوین علمی، برنامه‌های پایش مستمر و یکپارچه‌ای را برای مقابله با این تهدید به اجرا درآورده است. این مقاله با استناد به یافته‌های پژوهشی معاصر، به تحلیل عملکرد این مدیریت در سه محور اصلی «پیش‌آگاهی و پایش میدانی»، «مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم»، و «مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند» می‌پردازد. نتایج حاکی از آن است که اگرچه تنوع فیزیولوژیکی قارچ عامل بیماری و حساسیت برخی ارقام رایج چالش‌هایی را ایجاد کرده است، اما اجرای نظام‌مند برنامه‌های پایش، توسعه ارقام دارای مقاومت تجمعی (Pyramiding) و به‌کارگیری سامانه‌های هشدار سریع، توانسته است خسارات ناشی از این بیماری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

واژگان کلیدی: زنگ زرد گندم، پایش مستمر، مدیریت حفظ نباتات، مقاومت به بیماری، ایران

مقدمه

گندم و جو به عنوان ستون‌های اصلی امنیت غذایی ایران، همواره در معرض تهدید عوامل بیماری‌زای متعددی قرار دارند. در میان این عوامل، بیماری زنگ زرد (استریپ راش) به دلیل توانایی بالای قارچ عامل آن در تولید اسپورهای هوازی، قابلیت اپیدمی شدن در مقیاس وسیع و ایجاد خسارت اقتصادی قابل توجه، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است . بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که در ایران، کمبود مقاومت پایدار در بسیاری از ارقام گندم، یکی از دلایل اصلی بروز اپیدمی‌های دوره‌ای این بیماری بوده است .

در این راستا، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها به عنوان خط مقدم دفاع در برابر این تهدید، وظیفه طراحی و اجرای برنامه‌های پایش و کنترل را بر عهده دارد. سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، با توجه به پیش‌بینی‌های هواشناسی مبنی بر شرایط مساعد برای توسعه بیماری در برخی مناطق، یک سال چالش‌برانگیز و در عین حال فرصتی برای سنجش کارآمدی سیستم‌های نوین مدیریت تلفیقی (IPM) بود.

مبانی علمی راهبردهای مقابله با زنگ زرد

چالش مقاومت ارقام
یکی از چالش‌های اساسی در کنترل زنگ زرد، تکامل سریع نژادهای فیزیولوژیک جدید قارچ است که می‌توانند بر ژن‌های مقاومت اختصاصی غلبه کنند. تحقیقات گسترده در ایران نشان داده است که تکیه صرف بر مقاومت تمام مراحل رشدی (All-Stage Resistance) پایدار نبوده و نیاز به استفاده از مقاومت مرحله گیاه بالغ (Adult Plant Resistance – APR) و مقاومت زنگ آهسته (Slow Rusting) می‌باشد . مطالعه‌ای بر روی ۴۴ ژنوتیپ گندم سازگار با مناطق معتدل و گرم و مرطوب شمال ایران نشان داد که ۲۷.۲ درصد از ژنوتیپ‌ها دارای مقاومت زنگ آهسته و ۲۷.۲ درصد نیز دارای مقاومت مرحله گیاه بالغ در برابر زنگ زرد بودند .

راهبردهای نوین به نژادی
در سال‌های اخیر، مدیریت حفظ نباتات با همکاری مراکز به نژادی، بر توسعه ارقام دارای ژن‌های مقاومت انباشته (Pyramiding) تمرکز کرده است. به عنوان مثال، در پژوهشی مرتبط با رقم حساس روشن (که علی‌رغم صفات زراعی مطلوب، به زنگ زرد حساس است)، ژن‌های مؤثر Yr5 و Yr15 با استفاده از روش نشانگر Assisted backcrossing به این رقم منتقل شد. لاین‌های خالص ایجاد شده (NILs) حامل این ژن‌ها، به عنوان جایگزین‌های مقاوم برای رقم روشن پیشنهاد شده‌اند . این رویکرد، مبنای علمی برنامه‌های جایگزینی ارقام حساس در سطح استان‌ها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ قرار گرفت.

عملکرد مدیریت حفظ نباتات استان‌ها: محورهای اجرایی

۱. پایش مستمر و پیش‌آگاهی
سامانه پایش زنگ زرد در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بر اساس یک شبکه منسجم از ایستگاه‌های هشدار سریع در استان‌های مستعد شامل گلستان، مازندران، اردبیل، خراسان رضوی، فارس و خوزستان فعال شد. این سامانه شامل سه سطح زیر بود:

– پایش مزرعه‌ای: کارشناسان حفظ نباتات با نمونه‌برداری هفتگی از مزارع شاخص، شدت و فراوانی بیماری را با استفاده از معیارهایی مانند شدت نهایی بیماری (FRS) و ضریب آلودگی (CI) ثبت می‌کردند .
– پایش مولکولی: با همکاری دانشگاه‌ها و مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، نمونه‌های برگ آلوده برای تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ به آزمایشگاه‌های مرجع ارسال می‌شد. این اقدام برای ردیابی به موقع نژادهای جدید و تهاجمی قارچ حیاتی بود.
– سامانه تصمیم‌یاب: داده‌های جمع‌آوری شده در یک پایگاه داده مرکزی تجمیع و با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی کننده (که پارامترهایی مانند دما، رطوبت و مرحله رشد گیاه را در نظر می‌گیرند) نقشه‌های خطر اپیدمی به صورت هفته‌وار به استان‌ها ابلاغ می‌گردید.

۲. مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم
مدیریت حفظ نباتات استان‌ها با همکاری جهاد کشاورزی، سیاست تشویقی برای کشت ارقام مقاوم را در پیش گرفت. بر اساس یافته‌های پژوهشی، ژنوتیپ‌هایی مانند M-97-7، M-97-14 و N-97-7 که مقاومت توأم نسبت به زنگ زرد و سیاه نشان داده‌اند ، در فهرست ارقام توصیه شده برای کشت در مناطق آلوده قرار گرفتند. همچنین، در مناطقی مانند دزفول که با بیماری زنگ برگ نیز مواجه هستند، از لاین‌های مقاوم موجود در بانک ژن گیاهی ملی ایران استفاده شد که نشان داد ۴۴ اکسشن دارای مقاومت در هر دو مرحله گیاهچه و گیاه بالغ هستند .

۳. مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند
در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، رویکرد مدیریت حفظ نباتات بر کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزینی آن با روش‌های هدفمند مبتنی بر آستانه اقتصادی خسارت استوار بود. محلول‌پاشی صرفاً در مزارعی انجام شد که:
1. رقم کشت شده حساس بود.
2. علائم بیماری در مرحله ساقه‌روی تا ظهور سنبله مشاهده می‌شد.
3. پیش‌بینی شرایط آب و هوایی (بارندگی و شبنم) مساعد برای پیشرفت بیماری بود.

این رویکرد علاوه بر کاهش هزینه‌های تولید، از بروز مقاومت قارچ‌کش‌ها نیز جلوگیری می‌نماید. مطالعات داخلی نشان داده است که استفاده از ترکیبات قارچ‌کش مؤثر در زمان دقیق (مانند مهارکننده‌های دهیدروژناز سوکسینات – SDHI) در مقایسه با محلول‌پاشی‌های بدون برنامه، کارآیی به مراتب بالاتری در کنترل زنگ زرد دارد.

چالش‌ها و راهکارهای پیش رو

علیرغم موفقیت‌های نسبی، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با چالش‌هایی نیز مواجه بود:

– تغییر اقلیم: نوسانات دمایی و افزایش رطوبت در برخی مناطق غیرمستعد، سبب گسترش دامنه میزبانی قارچ شده است.
– مقاومت به قارچ‌کش‌ها: گزارش‌هایی از کاهش حساسیت برخی جدایه‌های قارچ به قارچ‌کش‌های رایج (مثل گروه استروبیلورین‌ها) دریافت شده که ضرورت تنوع بخشی در چرخه قارچ‌کش‌ها را آشکار می‌سازد.
– آموزش بهره‌برداران: اگرچه اقدامات ترویجی گسترده‌ای صورت گرفت، اما در برخی مناطق، کشاورزان همچنان به محلول‌پاشی‌های بی‌موقع یا کشت ارقام حساس اصرار داشتند.

 

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بررسی عملکرد مدیریت حفظ نباتات استان‌ها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان می‌دهد که گذار از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌گیرانه و هوشمندانه، مهم‌ترین دستاورد این دوره بوده است. استقرار سامانه‌های پایش مولکولی، استفاده از ارقام دارای مقاومت انباشته (Pyramiding) و به کارگیری مدل‌های پیش‌آگاهی، سبب شد تا علی‌رغم شرایط مساعد اقلیمی در برخی استان‌ها، از بروز یک اپیدمی فراگیر جلوگیری شود.

توصیه می‌گردد:
۱. تقویت بانک ژن مقاومت: برنامه‌های به نژادی برای انتقال ژن‌های مؤثر مقاومت مرحله گیاه بالغ (مانند Yr18 و Yr46) به ارقام پرمحصول و سازگار با اقلیم‌های مختلف ایران تسریع گردد .
۲. یکپارچه‌سازی داده‌ها: ایجاد یک پلتفرم ملی برای اشتراک‌گذاری بلادرنگ داده‌های پایش بیماری بین استان‌ها و مؤسسات تحقیقاتی.
۳. توانمندسازی کارشناسان محلی: برگزاری دوره‌های تخصصی آموزشی در زمینه تشخیص زودهنگام و استفاده از ابزارهای مولکولی برای کارشناسان حفظ نباتات شهرستان‌ها.

تجربه سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ ثابت کرد که سرمایه‌گذاری در نظام‌های نوین پایش و مقاومت، نه تنها از نظر اقتصادی به صرفه است، بلکه برای تضمین امنیت غذایی پایدار کشور یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود.

ادامه مطلب

مقالات

سه‌ضلعی مرگبار: تحریم، جنگ، بحران انرژی / کود کجای این معادله ایستاده است؟

«شاخص قابلیت خرید کود اوره در بازارهای جهانی از بحران انرژی ۲۰۲۱ نیز عبور کرد و ایران در میانه این طوفان، هم صادرات خود را از دست داده و هم قادر به واردات پایدار نیست. کارشناسان هشدار می‌دهند: در صورت عدم تغییر فوری الگوی مصرف و حرکت به سمت کودهای زیستی، کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری اجتناب‌ناپذیر است.»

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: تنگه هرمز بسته شد، کارخانه‌های اوره ایران خاموش، و قیمت کود در جهان رکورد زد. اما کشاورز ایرانی هنوز منتظر حواله کود است. آیا می‌توان بدون اوره، گندم تولید کرد؟ پاسخ در کودهای زیستی و مدیریت هوشمند آب و خاک نهفته است. بحران کود، فرصتی برای تحول در کشاورزی ایران است؛ اگر زودتر بیدار شویم.

به گزارش داوان نیوز، بخش کشاورزی ایران در موقعیت کنونی، با انباشتی از چالش‌های بی‌سابقه دست و پنجه نرم می‌کند. از یک سو، تحریم‌های بین‌المللی سیستم بانکی و لجستیک واردات را مختل کرده و از سوی دیگر، جنگ اخیر در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز، زنجیره تامین جهانی کود را با شدیدترین شوک طی سال‌های اخیر مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، دسترسی به کودهای کشاورزی نه تنها یک مسئله فنی، بلکه به موضوعی راهبردی برای حفظ امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. این مقاله به تحلیل ابعاد این بحران و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن می‌پردازد.

بحران جهانی کود: از هرمز تا حواله

واقعیت تلخ این است که بازار جهانی کود در بهار ۲۰۲۶ وارد فاز جدیدی از بی‌ثباتی شده است. تنگه هرمز که روزانه حدود ۳۰ درصد از تجارت جهانی اوره از آن عبور می‌کند، عملاً مسدود شده است . این اختلال به دلیل نقش محوری ایران و همسایگانش در تولید کودهای نیتروژنه، یک فاجعه برای زنجیره تامین محسوب می‌شود.

الف) شاخص‌های هشداردهنده قیمت
آخرین داده‌ها نشان می‌دهد که قیمت اوره (نوعی کود نیتروژنه حیاتی برای غلات) در بازارهای جهانی به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده است. شاخص «قابل خرید بودن» (Affordability Index) کود اوره که توسط موسسه CRU منتشر می‌شود، در فروردین ۱۴۰۵ به ۲۰۶ واحد رسید که بالاتر از رکورد بحران انرژی سال ۲۰۲۱ (۱۹۸ واحد) است . این بدان معناست که قیمت کود نسبت به قیمت محصولاتی که کشاورز می‌فروشد، به شدت افزایش یافته است.

ب) تعطیلی خطوط تولید در منطقه
برخلاف تصور عمومی که ایران را صرفاً یک کشور تحریمی می‌داند، این کشور یکی از بازیگران اصلی تولید اوره در جهان است. برآوردها نشان می‌دهد ایران با تولید سالانه بیش از ۱۱ میلیون تن اوره، دومین یا سومین صادرکننده بزرگ این کود در جهان است . اما جنگ اخیر باعث شده تمامی واحدهای آمونیاک و اوره ایران به دلیل حملات به زیرساخت‌های انرژی از مدار خارج شوند . این توقف تولید، همزمان با خروج چین از بازار صادراتی (تا آگوست ۲۰۲۶) و کاهش تولید در اروپا، یک طوفان کامل عرضه را شکل داده است .

موقعیت ایران در میدان مین تحریم

در چنین شرایطی، کشاورز ایرانی در موقعیت پارادوکسیکال قرار دارد. از یک طرف، کشورهای واردکننده برای یافتن جایگزین کود ایرانی (که دیگر تولید نمی‌شود) با یکدیگر رقابت می‌کنند و از طرف دیگر، خود ایران به دلیل تحریم‌ها قادر به استفاده از ظرفیت‌های جهانی برای جبران کمبود نیست.

چالش تأمین ارز و لجستیک
حتی اگر کودی در بازارهای بین‌المللی (مانند روسیه یا ترکمنستان) موجود باشد، مشکل نقل و انتقالات مالی به دلیل تحریم‌های بانکی، اصلی‌ترین گلوگاه است. علاوه بر این، نوسانات شدید نرخ ارز و ریسک بالای حمل و نقل دریایی (به دلیل درگیری‌های نظامی در دریای سرخ و خلیج فارس)، هزینه تمام شده هر کیلو کود وارداتی را به طور سرسام‌آوری افزایش داده است.

راهبردهای بقا در شرایط بحرانی

با توجه به تحلیل وضعیت موجود، راهکارهای زیر برای مدیریت این بحران پیشنهاد می‌شود:

۱. گذار از کودهای شیمیایی به زیستی (تغییر پارادایم)
در شرایطی که قیمت اوره و فسفات (DAP) سر به فلک کشیده، کودهای زیستی (Biofertilizers) و کودهای آلی می‌توانند نقش طلایه‌دار را ایفا کنند. ترویج استفاده از باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن (ازتوباکتر) و باکتری‌های حل‌کننده فسفات (Pseudomonas) می‌تواند نیاز به کودهای شیمیایی وارداتی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این روش نه تنها وابستگی به واردات را کم می‌کند، بلکه به احیای خاک‌های فرسوده ایران نیز کمک می‌کند.

۲. استفاده از فناوری‌های نوین آبیاری و تغذیه
در شرایط کمبود کود، کودآبیاری (Fertigation) در سیستم‌های آبیاری قطره‌ای به شدت افزایش بازدهی را به همراه دارد. با تزریق دقیق کود در ناحیه ریشه، تلفات کود به حداقل می‌رسد و هر واحد کود، حداکثر جذب را دارد. در شرایط فعلی، «دقت» مهم‌تر از «مقدار» است.

۳. بازنگری در الگوی کشت و مدیریت بقایا
وزارت جهاد کشاورزی باید به سرعت الگوی کشت را به سمت محصولاتی سوق دهد که نیاز غذایی پایین‌تری دارند یا قابلیت همزیستی با باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن (مانند حبوبات) را دارند. همچنین، مدیریت بقایای گیاهی و کمپوست می‌تواند بخش قابل توجهی از عناصر غذایی مورد نیاز خاک را تامین کند.

۴. هوشمندسازی یارانه و توزیع
با توجه به بحران شدید عرضه، سیستم توزیع فعلی (کوپن و حواله) نیازمند شفافیت و هوشمندی بیشتر است. استفاده از سامانه‌های پهنه‌بندی برای تخصیص کود به مزارع بر اساس نیاز واقعی خاک (آزمون خاک) می‌تواند از خروج کود از مدار کشاورزی و قاچاق آن به خارج جلوگیری کند.

چشم‌انداز و هشدار

کارشناسان بین‌المللی معتقدند بحران فعلی کود از بحران سال ۲۰۲۲ (آغاز جنگ روسیه و اوکراین) شدیدتر است . دلیل آن سادگی است: اوره یک کالای حیاتی برای هر فصل کشت است و برخلاف پتاس یا فسفات، نمی‌توان مصرف نیتروژن را حتی برای یک فصل حذف کرد، زیرا مستقیماً با عملکرد و پروتئین دانه گره خورده است .

در سطح جهانی، حتی کشورهای ثروتمندی مانند استرالیا و آمریکا نیز با کمبود روبه‌رو هستند و قیمت گندم در بازارهای جهانی افزایش یافته است . برای ایران، این وضعیت یک هشدار جدی است که اگر با مدیریت هوشمندانه همراه نباشد، می‌تواند به کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری و در نتیجه افزایش وابستگی به واردات (که آن هم با مشکل ارزی مواجه است) منجر شود.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بازار کود کشاورزی در ایران امروز، نقطه برخورد «تحریم»، «جنگ» و «بحران انرژی» است. دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی و صرفاً با تکیه بر واردات، نیاز مزارع را تامین کرد. گذار به کشاورزی هوشمند مبتنی بر کودهای زیستی و آلی، افزایش بهره‌وری آب و تغذیه دقیق گیاه، تنها راه نجات امنیت غذایی در این شرایط طوفانی است. ضروری است دولت ضمن شفاف‌سازی زنجیره تامین، با سرمایه‌گذاری فوری در دانش بومی تولید کودهای زیستی و آلی، وابستگی ساختاری به بازارهای بی‌ثبات جهانی را کاهش دهد. در غیر این صورت، نه تنها کمبود کود، بلکه گرسنگی نیز به بحران‌های کشور افزوده خواهد شد.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.