با ما همراه باشید

مقالات

پارادوکس تات: دستاوردهای ملموس، انتقادات کوبنده

سازمان تحقیقات کشاورزی در یک دهه گذشته، همزمان با ثبت دستاوردهای ملموس در حوزه‌هایی مانند افزایش بهره‌وری آب، تولید ارقام مقاوم و کاهش وابستگی به بذر خارجی، با انتقادات فزاینده‌ای نیز مواجه بوده است. تحلیل این دوگانگی، نشان‌دهنده شکافی عمیق‌تر از مسائل عملکردی است؛ شکاف میان «انتظارات بی‌حد» و «محدودیت‌های واقعی» در تحقیقات کشاورزی ایران.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) در یک موقعیت پارادوکسیکال قرار دارد: از یک سو مأموریت گسترده‌ای برای نوسازی بخش کشاورزی ایران بر عهده دارد و از سوی دیگر با محدودیت‌های ساختاری عمیق، انتظارات غیرواقع‌بینانه و انتقادات مخربی مواجه است که اغلب بدون درنظرگرفتن بستر سیستمی و ساختاری صورت می‌گیرد. این گزارش با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی این تناقض و پیامدهای آن برای توسعه کشاورزی کشور می‌پردازد.

سازمان تات به عنوان بازوی پژوهشی بخش کشاورزی ایران، شاهد چرخه‌های مکرر انتقادات شدید بوده است. نکته پارادوکسیکال اینجاست که ، حجم تولیدات علمی، ثبت‌های ارقام جدید، و فعالیت‌های پژوهشی این سازمان روندی صعودی داشته است. این تناقض آشکار پرسش مهمی را ایجاد می‌کند: چگونه سازمانی با فعالیت مستمر پژوهشی، هدف چنین انتقادات کوبنده‌ای قرار می‌گیرد؟

انتظارات غیرواقع‌بینانه؛ معضلی ساختاری

  • ۱. انتظار معجزه در شرایط محدود
    – توقع فناوری‌های پیشرفته بدون زیرساخت کافی: انتظار توسعه زیست‌فناوری کشاورزی در شرایط محدودیت دسترسی به تجهیزات، مواد اولیه و تبادلات علمی بین‌المللی.
    – انتظار حل بحران آب با تحقیقات صرف: با وجودی که مدیریت منابع آب کشور نیازمند تحول در سیاست‌های کلان، قیمت‌گذاری و نظام بهره‌برداری است، انتظار می‌رود تات به تنهایی این بحران را از طریق تحقیقات حل کند.
    – توقع خودکفایی در شرایط تحریم: انتظار خودکفایی در بذر، ماشین‌آلات و نهاده‌ها در حالی که بسیاری از صنایع بالادستی دچار مشکلات ساختاری هستند.
  • ۲. نادیده گرفتن محدودیت‌های بودجه‌ای
    بودجه تحقیقات کشاورزی ایران سهم ناچیزی از تولید ناخالص داخلی بخش کشاورزی را تشکیل می‌دهد. با این حال، انتظار می‌رود این سازمان همان دستاوردهای کشورهایی را داشته باشد که بین ۲ تا ۳ درصد ارزش بخش کشاورزی را به تحقیقات اختصاص می‌دهند.

محدودیت‌های ساختاری نادیده گرفته شده

  • ۱. گسست ساختاری در نظام نوآوری کشاورزی
    – جدایی پژوهش از اجرا: ساختار اداری کشور، سازمان‌های تحقیقاتی، اجرایی و ترویجی را در بدنه‌های جداگانه قرار داده که هماهنگی بین آنها نیازمند فرآیندهای پیچیده اداری است.
    – محدودیت اختیارات در جذب و نگهداشت نیروی انسانی: سیستم یکپارچه دولتی، انعطاف لازم برای جذب پژوهشگران برتر و حفظ آنها با مزایای رقابتی را از تات گرفته است.
    – تمرکزگرایی افراطی: بسیاری از تصمیمات کلان در وزارتخانه گرفته می‌شود و تات صرفاً نقش مجری را ایفا می‌کند.
  • ۲. محدودیت‌های بین‌المللی تحمیلی
    – تحریم دسترسی به ژرم‌پلاسم: محدودیت در تبادل منابع ژنتیکی که زیربنای تحقیقات به‌نژادی است.
    – محرومیت از همکاری‌های علمی: محدودیت در مشارکت پروژه‌های بین‌المللی که انتقال دانش و فناوری را ممکن می‌سازد.
    – مشکل در خرید تجهیزات: حتی در صورت تأمین بودجه، خرید بسیاری از تجهیزات پژوهشی پیشرفته به دلیل تحریم‌ها غیرممکن یا بسیار پرهزینه است.

انتقادات مخرب؛ آسیب‌زاتر از کمک

  • ۱. ویژگی‌های انتقادات مخرب
    – کلی‌گویی بدون ارائه راهکار: انتقادات عمومی بدون اشاره به راه‌حل‌های عملی.
    – نادیده گرفتن دستاوردها: عدم توجه به موفقیت‌هایی مانند معرفی ارقام متحمل به خشکی یا کاهش مصرف آب در برخی محصولات.
    – مقایسه‌های ناعادلانه: مقایسه عملکرد تات با سازمان‌های تحقیقاتی کشورهای توسعه‌یافته بدون درنظرگرفتن اختلاف بودجه، امکانات و بسترهای نهادی.
    – سیاسی‌سازی انتقادات: استفاده از انتقادات برای اهداف سیاسی که به جای حل مسئله، به حاشیه‌بردن بحث می‌انجامد.
  • ۲. پیامدهای انتقادات مخرب
    – کاهش انگیزه پژوهشگران: پژوهشگرانی که با وجود محدودیت‌ها تلاش می‌کنند، با انتقادات عمومی بی‌اساس دلسرد می‌شوند.
    – توجیه کاهش بودجه: این انتقادات گاه بهانه‌ای برای کاهش بیشتر بودجه تحقیقاتی می‌شود.
    – تضعیف اعتماد عمومی: ایجاد این تصویر که “هیچ کاری انجام نمی‌شود” در حالی که بسیاری از دستاوردها به دلیل ضعف در اطلاع‌رسانی یا مقیاس کوچک، دیده نمی‌شوند.
    – انتقال فشار غیرمنطقی: فشار انتقادات عمومی، منجر به تصمیمات عجولانه و پروژه‌های نمایشی می‌شود که اثربخشی پایینی دارند.

مطالعه موردی: بحران آب و انتظارات از تات

  • وضعیت موجود:
    – بخش کشاورزی حدود ۹۰ درصد مصرف آب کشور را به خود اختصاص می‌دهد.
    – راندمان آبیاری ملی در محدوده ۴۵ درصد قرار دارد.
  • انتظارات غیرواقع‌بینانه:
    – انتظار افزایش این راندمان به ۷۰ درصد در مدت کوتاه صرفاً از طریق تحقیقات.
  • واقعیت ساختاری:
    – بهبود راندمان آبیاری نیازمند:
    ۱. نوسازی شبکه‌های آبیاری (مسئولیت وزارت نیرو)
    ۲. تغییر الگوی کشت (نیازمند سیاست‌های قیمت‌گذاری و حمایتی)
    ۳. توسعه سیستم‌های نوین آبیاری (محدودیت در واردات تجهیزات به دلیل تحریم‌ها)
    ۴. آموزش کشاورزان (محدودیت در تعداد مروجان)
  • دستاوردهای نادیده گرفته شده تات:
    – معرفی ۱۵ رقم محصول کم‌آب‌بر در پنج سال اخیر
    – توسعه سامانه‌های پایش مصرف آب در ۲۰۰۰ مزرعه نمونه
    – آموزش ۴۰ هزار نفر-روز کشاورز در زمینه مدیریت آب

راهبردهای خروج از بن‌بست

  • ۱. بازتعریف انتظارات بر اساس واقعیت‌ها
    – تعریف نقش واقع‌بینانه: شفاف‌سازی درباره آنچه در حیطه اختیارات و توانمندی‌های تات است و آنچه نیازمند همکاری سایر نهادهاست.
    – سند نقشه راه تحقیقات کشاورزی: تعیین اولویت‌های واقع‌بینانه با درنظرگرفتن محدودیت‌های بودجه‌ای، فناوری و بین‌المللی.
  • ۲. اصلاح ساختار ارتباطی و شفاف‌سازی
    – گزارش‌دهی واقع‌بینانه: ارائه گزارش‌هایی که هم دستاوردها و هم محدودیت‌ها را شفاف بیان کند.
    – ایجاد کانال‌های ارتباطی مستقیم: ایجاد پلتفرم‌های تعامل مستقیم با کشاورزان پیشرو، تشکل‌ها و بخش خصوصی.
    – مستندسازی موفقیت‌ها و شکست‌ها: ارائه تحلیلی شفاف از پروژه‌های موفق و ناموفق و دلایل آن.
  • ۳. تغییر رویکرد از دفاعی به تعاملی
    – پذیرش انتقادات سازنده: ایجاد مکانیسم رسمی برای دریافت، طبقه‌بندی و پاسخ به انتقادات.
    – تشکیل هیأت مشورتی ذینفعان: شامل نمایندگان کشاورزان، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و نهادهای نظارتی.
    – اجرای پروژه‌های مشترک شفاف: با مشارکت ذینفعان مختلف برای افزایش حس مالکیت و کاهش انتقادات غیرواقع‌بینانه.
  • ۴. تمرکز بر نقاط قوت و مزیت‌های نسبی
    – تمرکز بر تحقیقات کم‌هزینه با اثرگذاری بالا: مانند به‌نژادی گیاهان متحمل به خشکی و شوری.
    – توسعه همکاری‌های منطقه‌ای: استفاده از ظرفیت‌های همکاری با کشورهای همسایه با شرایط اقلیمی مشابه.
    – بهره‌گیری از تحقیقات بین‌المللی بازدسترس: تمرکز بر تطبیق و بومی‌سازی تحقیقاتی که به صورت دسترسی آزاد منتشر می‌شوند.

به سوی یک واقع‌گرایی سازنده

سازمان تات در دوراهی خطرناکی قرار دارد: از یک سو باید به مأموریت توسعه‌ای خود عمل کند و از سوی دیگر با انتظارات غیرواقع‌بینانه، محدودیت‌های ساختاری و انتقادات مخربی مواجه است که گاه بیشتر از مشکلات فنی، انرژی سازمان را تحلیل می‌برند.

راه برون‌رفت، نه انفعال در برابر انتقادات و نه دفاع کلی از عملکرد سازمان، بلکه رویکرد واقع‌گرایی سازنده است. این رویکرد شامل سه عنصر اصلی است:

۱. شفاف‌سازی سیستماتیک محدودیت‌ها: اعلام عمومی و مستمر محدودیت‌های بودجه‌ای، تحریمی و ساختاری که عملکرد سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۲. بازتعریف انتظارات بر اساس واقعیت‌ها: تعریف پروژه‌ها و اهدافی که با توجه به امکانات موجود، قابل دستیابی هستند.

۳. تعامل فعال با منتقدان: تبدیل منتقدان مخرب به مشارکت‌کنندگان سازنده از طریق درگیرکردن آنها در فرآیند شناسایی مشکلات و یافتن راه‌حل‌ها.

آینده تحقیقات کشاورزی ایران نیازمند قرارداد اجتماعی جدیدی است که در آن، جامعه، سیاستگذاران و نهادهای نظارتی، محدودیت‌های واقعی تحقیقات کشاورزی را درک کنند و سازمان تات نیز تعهد شفاف و واقع‌بینانه‌ای به دستاوردهای قابل حصول ارائه دهد.

تنها با این رویکرد واقع‌گرایانه می‌توان چرخه معیوب انتظارات غیرواقع‌بینانه و انتقادات مخرب را شکست و فضایی برای پیشرفت تدریجی اما مستمر تحقیقات کشاورزی کشور ایجاد کرد.

مقالات

ضرورت نگاه زنجیره‌ای به کشت فراسرزمینی در اوراسیا

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد اقتصادی و راه‌حل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش خبرنگار ما، مهدی آزادواری، رئیس انجمن سرمایه‌گذاری‌های مشترک ایرانی و خارجی طی یادداشتی در پایگاه خبری ایران اتاق آنلاین نوشت: در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد اقتصادی و راه‌حل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.

این راهبرد نه‌تنها امکان تأمین پایدار محصولات اساسی را فراهم می‌کند، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز توسعه همکاری‌های اقتصادی، افزایش صادرات و جذب سرمایه‌گذاری مشترک شود.

منطقه اوراسیا، به‌ویژه کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، به دلیل برخورداری از اراضی حاصلخیز، منابع آب مناسب و هزینه‌های تولید پایین‌تر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی دارد. بسیاری از این کشورها با هدف افزایش بهره‌وری اراضی کشاورزی و جذب سرمایه خارجی، سیاست‌های حمایتی و مشوق‌های متنوعی برای سرمایه‌گذاران خارجی در نظر گرفته‌اند. این شرایط، فرصتی کم‌نظیر برای ایران ایجاد کرده است تا با سرمایه‌گذاری هدفمند، بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید خارج از مرزها تأمین کند.

از منظر اقتصادی، کشت فراسرزمینی در اوراسیا می‌تواند به کاهش هزینه تولید محصولات استراتژیک مانند غلات، دانه‌های روغنی و خوراک دام کمک کند. محدودیت منابع آبی در ایران موجب شده است تولید برخی محصولات کشاورزی با هزینه بالا و فشار بر منابع طبیعی انجام شود. انتقال بخشی از تولید به کشورهای دارای منابع آب فراوان، علاوه بر صرفه‌جویی در مصرف آب داخلی، می‌تواند بهره‌وری اقتصادی زنجیره تأمین غذا را افزایش دهد.

از سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی کشورهای اوراسیا به ایران، مزیت مهمی در کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل و تسهیل مبادلات تجاری ایجاد می‌کند.

توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و گسترش همکاری‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای، امکان انتقال سریع محصولات کشاورزی را فراهم ساخته و ریسک‌های لجستیکی را کاهش می‌دهد. این موضوع، در مقایسه با سرمایه‌گذاری کشاورزی در مناطق دوردست جهان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای همکاری با کشورهای اوراسیا ایجاد می‌کند.

با این حال، تحقق موفق کشت فراسرزمینی نیازمند تدوین سیاست‌های حمایتی و ایجاد زیرساخت‌های حقوقی و مالی مناسب است. سرمایه‌گذاری کشاورزی در خارج از کشور مستلزم توافقات بلندمدت، تضمین حقوق مالکیت، حمایت‌های بانکی و بیمه‌ای و ایجاد سازوکارهای مشترک با دولت‌های میزبان است. همچنین نقش بخش خصوصی در این حوزه بسیار تعیین‌کننده است و بدون مشارکت فعال شرکت‌های کشاورزی و صنایع غذایی، توسعه این راهبرد امکان‌پذیر نخواهد بود.

نکته مهم دیگر، ضرورت نگاه زنجیره‌ای به کشت فراسرزمینی است. سرمایه‌گذاری در تولید محصولات کشاورزی باید همراه با توسعه صنایع فرآوری، ذخیره‌سازی و صادرات باشد تا ارزش‌افزوده اقتصادی آن برای کشور افزایش یابد. در غیر این صورت، صرف تولید مواد خام در خارج از کشور نمی‌تواند اهداف کلان اقتصادی و امنیت غذایی را به‌طور کامل محقق کند.

در مجموع، کشت فراسرزمینی در اوراسیا را می‌توان یکی از فرصت‌های راهبردی پیش‌روی اقتصاد ایران دانست؛ فرصتی که در صورت برنامه‌ریزی دقیق، می‌تواند به تقویت امنیت غذایی، کاهش فشار بر منابع طبیعی و توسعه همکاری‌های اقتصادی منطقه‌ای منجر شود. استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند عزم سیاست‌گذاری، تسهیل فضای سرمایه‌گذاری و حضور فعال بخش خصوصی است. در شرایط کنونی، اوراسیا می‌تواند به شریک راهبردی ایران در تأمین پایدار غذا و توسعه کشاورزی مدرن تبدیل شود.

ادامه مطلب

مقالات

کنترل زنگ زرد؛ از پایش میدانی تا مداخله هدفمند

بیماری زنگ زرد ناشی از قارچ Puccinia striiformis، یکی از مخرب‌ترین تهدیدهای تولید غلات در ایران است. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها با بهره‌گیری از سامانه‌های پایش مولکولی، شبکه هشدار سریع، توسعه ارقام دارای مقاومت انباشته (ژن‌های Yr5 و Yr15) و کاربرد هدفمند قارچ‌کش‌ها بر اساس آستانه اقتصادی خسارت، توانست از بروز اپیدمی فراگیر جلوگیری کند. این مقاله به تحلیل عملکرد این نظام پایش مستمر، چالش‌های فراروی آن (از جمله تغییر اقلیم و مقاومت به قارچ‌کش‌ها) و دستاوردهای آن در کاهش خسارت و مصرف بهینه نهاده‌ها می‌پردازد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: بیماری زنگ زرد گندم (ناشی از قارچ Puccinia striiformis f. sp. tritici) یکی از مهم‌ترین و خسارت‌زاترین بیماری‌های غلات در ایران و جهان محسوب می‌شود. در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، مدیریت حفظ نباتات استان‌های کشور با بهره‌گیری از راهبردهای نوین علمی، برنامه‌های پایش مستمر و یکپارچه‌ای را برای مقابله با این تهدید به اجرا درآورده است. این مقاله با استناد به یافته‌های پژوهشی معاصر، به تحلیل عملکرد این مدیریت در سه محور اصلی «پیش‌آگاهی و پایش میدانی»، «مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم»، و «مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند» می‌پردازد. نتایج حاکی از آن است که اگرچه تنوع فیزیولوژیکی قارچ عامل بیماری و حساسیت برخی ارقام رایج چالش‌هایی را ایجاد کرده است، اما اجرای نظام‌مند برنامه‌های پایش، توسعه ارقام دارای مقاومت تجمعی (Pyramiding) و به‌کارگیری سامانه‌های هشدار سریع، توانسته است خسارات ناشی از این بیماری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

واژگان کلیدی: زنگ زرد گندم، پایش مستمر، مدیریت حفظ نباتات، مقاومت به بیماری، ایران

مقدمه

گندم و جو به عنوان ستون‌های اصلی امنیت غذایی ایران، همواره در معرض تهدید عوامل بیماری‌زای متعددی قرار دارند. در میان این عوامل، بیماری زنگ زرد (استریپ راش) به دلیل توانایی بالای قارچ عامل آن در تولید اسپورهای هوازی، قابلیت اپیدمی شدن در مقیاس وسیع و ایجاد خسارت اقتصادی قابل توجه، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است . بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که در ایران، کمبود مقاومت پایدار در بسیاری از ارقام گندم، یکی از دلایل اصلی بروز اپیدمی‌های دوره‌ای این بیماری بوده است .

در این راستا، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها به عنوان خط مقدم دفاع در برابر این تهدید، وظیفه طراحی و اجرای برنامه‌های پایش و کنترل را بر عهده دارد. سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، با توجه به پیش‌بینی‌های هواشناسی مبنی بر شرایط مساعد برای توسعه بیماری در برخی مناطق، یک سال چالش‌برانگیز و در عین حال فرصتی برای سنجش کارآمدی سیستم‌های نوین مدیریت تلفیقی (IPM) بود.

مبانی علمی راهبردهای مقابله با زنگ زرد

چالش مقاومت ارقام
یکی از چالش‌های اساسی در کنترل زنگ زرد، تکامل سریع نژادهای فیزیولوژیک جدید قارچ است که می‌توانند بر ژن‌های مقاومت اختصاصی غلبه کنند. تحقیقات گسترده در ایران نشان داده است که تکیه صرف بر مقاومت تمام مراحل رشدی (All-Stage Resistance) پایدار نبوده و نیاز به استفاده از مقاومت مرحله گیاه بالغ (Adult Plant Resistance – APR) و مقاومت زنگ آهسته (Slow Rusting) می‌باشد . مطالعه‌ای بر روی ۴۴ ژنوتیپ گندم سازگار با مناطق معتدل و گرم و مرطوب شمال ایران نشان داد که ۲۷.۲ درصد از ژنوتیپ‌ها دارای مقاومت زنگ آهسته و ۲۷.۲ درصد نیز دارای مقاومت مرحله گیاه بالغ در برابر زنگ زرد بودند .

راهبردهای نوین به نژادی
در سال‌های اخیر، مدیریت حفظ نباتات با همکاری مراکز به نژادی، بر توسعه ارقام دارای ژن‌های مقاومت انباشته (Pyramiding) تمرکز کرده است. به عنوان مثال، در پژوهشی مرتبط با رقم حساس روشن (که علی‌رغم صفات زراعی مطلوب، به زنگ زرد حساس است)، ژن‌های مؤثر Yr5 و Yr15 با استفاده از روش نشانگر Assisted backcrossing به این رقم منتقل شد. لاین‌های خالص ایجاد شده (NILs) حامل این ژن‌ها، به عنوان جایگزین‌های مقاوم برای رقم روشن پیشنهاد شده‌اند . این رویکرد، مبنای علمی برنامه‌های جایگزینی ارقام حساس در سطح استان‌ها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ قرار گرفت.

عملکرد مدیریت حفظ نباتات استان‌ها: محورهای اجرایی

۱. پایش مستمر و پیش‌آگاهی
سامانه پایش زنگ زرد در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بر اساس یک شبکه منسجم از ایستگاه‌های هشدار سریع در استان‌های مستعد شامل گلستان، مازندران، اردبیل، خراسان رضوی، فارس و خوزستان فعال شد. این سامانه شامل سه سطح زیر بود:

– پایش مزرعه‌ای: کارشناسان حفظ نباتات با نمونه‌برداری هفتگی از مزارع شاخص، شدت و فراوانی بیماری را با استفاده از معیارهایی مانند شدت نهایی بیماری (FRS) و ضریب آلودگی (CI) ثبت می‌کردند .
– پایش مولکولی: با همکاری دانشگاه‌ها و مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، نمونه‌های برگ آلوده برای تعیین نژادهای فیزیولوژیک قارچ به آزمایشگاه‌های مرجع ارسال می‌شد. این اقدام برای ردیابی به موقع نژادهای جدید و تهاجمی قارچ حیاتی بود.
– سامانه تصمیم‌یاب: داده‌های جمع‌آوری شده در یک پایگاه داده مرکزی تجمیع و با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی کننده (که پارامترهایی مانند دما، رطوبت و مرحله رشد گیاه را در نظر می‌گیرند) نقشه‌های خطر اپیدمی به صورت هفته‌وار به استان‌ها ابلاغ می‌گردید.

۲. مدیریت زراعی و استفاده از ارقام مقاوم
مدیریت حفظ نباتات استان‌ها با همکاری جهاد کشاورزی، سیاست تشویقی برای کشت ارقام مقاوم را در پیش گرفت. بر اساس یافته‌های پژوهشی، ژنوتیپ‌هایی مانند M-97-7، M-97-14 و N-97-7 که مقاومت توأم نسبت به زنگ زرد و سیاه نشان داده‌اند ، در فهرست ارقام توصیه شده برای کشت در مناطق آلوده قرار گرفتند. همچنین، در مناطقی مانند دزفول که با بیماری زنگ برگ نیز مواجه هستند، از لاین‌های مقاوم موجود در بانک ژن گیاهی ملی ایران استفاده شد که نشان داد ۴۴ اکسشن دارای مقاومت در هر دو مرحله گیاهچه و گیاه بالغ هستند .

۳. مداخلات شیمیایی و بیولوژیک هدفمند
در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، رویکرد مدیریت حفظ نباتات بر کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزینی آن با روش‌های هدفمند مبتنی بر آستانه اقتصادی خسارت استوار بود. محلول‌پاشی صرفاً در مزارعی انجام شد که:
1. رقم کشت شده حساس بود.
2. علائم بیماری در مرحله ساقه‌روی تا ظهور سنبله مشاهده می‌شد.
3. پیش‌بینی شرایط آب و هوایی (بارندگی و شبنم) مساعد برای پیشرفت بیماری بود.

این رویکرد علاوه بر کاهش هزینه‌های تولید، از بروز مقاومت قارچ‌کش‌ها نیز جلوگیری می‌نماید. مطالعات داخلی نشان داده است که استفاده از ترکیبات قارچ‌کش مؤثر در زمان دقیق (مانند مهارکننده‌های دهیدروژناز سوکسینات – SDHI) در مقایسه با محلول‌پاشی‌های بدون برنامه، کارآیی به مراتب بالاتری در کنترل زنگ زرد دارد.

چالش‌ها و راهکارهای پیش رو

علیرغم موفقیت‌های نسبی، مدیریت حفظ نباتات استان‌ها در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با چالش‌هایی نیز مواجه بود:

– تغییر اقلیم: نوسانات دمایی و افزایش رطوبت در برخی مناطق غیرمستعد، سبب گسترش دامنه میزبانی قارچ شده است.
– مقاومت به قارچ‌کش‌ها: گزارش‌هایی از کاهش حساسیت برخی جدایه‌های قارچ به قارچ‌کش‌های رایج (مثل گروه استروبیلورین‌ها) دریافت شده که ضرورت تنوع بخشی در چرخه قارچ‌کش‌ها را آشکار می‌سازد.
– آموزش بهره‌برداران: اگرچه اقدامات ترویجی گسترده‌ای صورت گرفت، اما در برخی مناطق، کشاورزان همچنان به محلول‌پاشی‌های بی‌موقع یا کشت ارقام حساس اصرار داشتند.

 

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بررسی عملکرد مدیریت حفظ نباتات استان‌ها در سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان می‌دهد که گذار از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌گیرانه و هوشمندانه، مهم‌ترین دستاورد این دوره بوده است. استقرار سامانه‌های پایش مولکولی، استفاده از ارقام دارای مقاومت انباشته (Pyramiding) و به کارگیری مدل‌های پیش‌آگاهی، سبب شد تا علی‌رغم شرایط مساعد اقلیمی در برخی استان‌ها، از بروز یک اپیدمی فراگیر جلوگیری شود.

توصیه می‌گردد:
۱. تقویت بانک ژن مقاومت: برنامه‌های به نژادی برای انتقال ژن‌های مؤثر مقاومت مرحله گیاه بالغ (مانند Yr18 و Yr46) به ارقام پرمحصول و سازگار با اقلیم‌های مختلف ایران تسریع گردد .
۲. یکپارچه‌سازی داده‌ها: ایجاد یک پلتفرم ملی برای اشتراک‌گذاری بلادرنگ داده‌های پایش بیماری بین استان‌ها و مؤسسات تحقیقاتی.
۳. توانمندسازی کارشناسان محلی: برگزاری دوره‌های تخصصی آموزشی در زمینه تشخیص زودهنگام و استفاده از ابزارهای مولکولی برای کارشناسان حفظ نباتات شهرستان‌ها.

تجربه سال زراعی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ ثابت کرد که سرمایه‌گذاری در نظام‌های نوین پایش و مقاومت، نه تنها از نظر اقتصادی به صرفه است، بلکه برای تضمین امنیت غذایی پایدار کشور یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود.

ادامه مطلب

مقالات

سه‌ضلعی مرگبار: تحریم، جنگ، بحران انرژی / کود کجای این معادله ایستاده است؟

«شاخص قابلیت خرید کود اوره در بازارهای جهانی از بحران انرژی ۲۰۲۱ نیز عبور کرد و ایران در میانه این طوفان، هم صادرات خود را از دست داده و هم قادر به واردات پایدار نیست. کارشناسان هشدار می‌دهند: در صورت عدم تغییر فوری الگوی مصرف و حرکت به سمت کودهای زیستی، کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری اجتناب‌ناپذیر است.»

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: تنگه هرمز بسته شد، کارخانه‌های اوره ایران خاموش، و قیمت کود در جهان رکورد زد. اما کشاورز ایرانی هنوز منتظر حواله کود است. آیا می‌توان بدون اوره، گندم تولید کرد؟ پاسخ در کودهای زیستی و مدیریت هوشمند آب و خاک نهفته است. بحران کود، فرصتی برای تحول در کشاورزی ایران است؛ اگر زودتر بیدار شویم.

به گزارش داوان نیوز، بخش کشاورزی ایران در موقعیت کنونی، با انباشتی از چالش‌های بی‌سابقه دست و پنجه نرم می‌کند. از یک سو، تحریم‌های بین‌المللی سیستم بانکی و لجستیک واردات را مختل کرده و از سوی دیگر، جنگ اخیر در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز، زنجیره تامین جهانی کود را با شدیدترین شوک طی سال‌های اخیر مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، دسترسی به کودهای کشاورزی نه تنها یک مسئله فنی، بلکه به موضوعی راهبردی برای حفظ امنیت غذایی کشور تبدیل شده است. این مقاله به تحلیل ابعاد این بحران و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن می‌پردازد.

بحران جهانی کود: از هرمز تا حواله

واقعیت تلخ این است که بازار جهانی کود در بهار ۲۰۲۶ وارد فاز جدیدی از بی‌ثباتی شده است. تنگه هرمز که روزانه حدود ۳۰ درصد از تجارت جهانی اوره از آن عبور می‌کند، عملاً مسدود شده است . این اختلال به دلیل نقش محوری ایران و همسایگانش در تولید کودهای نیتروژنه، یک فاجعه برای زنجیره تامین محسوب می‌شود.

الف) شاخص‌های هشداردهنده قیمت
آخرین داده‌ها نشان می‌دهد که قیمت اوره (نوعی کود نیتروژنه حیاتی برای غلات) در بازارهای جهانی به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده است. شاخص «قابل خرید بودن» (Affordability Index) کود اوره که توسط موسسه CRU منتشر می‌شود، در فروردین ۱۴۰۵ به ۲۰۶ واحد رسید که بالاتر از رکورد بحران انرژی سال ۲۰۲۱ (۱۹۸ واحد) است . این بدان معناست که قیمت کود نسبت به قیمت محصولاتی که کشاورز می‌فروشد، به شدت افزایش یافته است.

ب) تعطیلی خطوط تولید در منطقه
برخلاف تصور عمومی که ایران را صرفاً یک کشور تحریمی می‌داند، این کشور یکی از بازیگران اصلی تولید اوره در جهان است. برآوردها نشان می‌دهد ایران با تولید سالانه بیش از ۱۱ میلیون تن اوره، دومین یا سومین صادرکننده بزرگ این کود در جهان است . اما جنگ اخیر باعث شده تمامی واحدهای آمونیاک و اوره ایران به دلیل حملات به زیرساخت‌های انرژی از مدار خارج شوند . این توقف تولید، همزمان با خروج چین از بازار صادراتی (تا آگوست ۲۰۲۶) و کاهش تولید در اروپا، یک طوفان کامل عرضه را شکل داده است .

موقعیت ایران در میدان مین تحریم

در چنین شرایطی، کشاورز ایرانی در موقعیت پارادوکسیکال قرار دارد. از یک طرف، کشورهای واردکننده برای یافتن جایگزین کود ایرانی (که دیگر تولید نمی‌شود) با یکدیگر رقابت می‌کنند و از طرف دیگر، خود ایران به دلیل تحریم‌ها قادر به استفاده از ظرفیت‌های جهانی برای جبران کمبود نیست.

چالش تأمین ارز و لجستیک
حتی اگر کودی در بازارهای بین‌المللی (مانند روسیه یا ترکمنستان) موجود باشد، مشکل نقل و انتقالات مالی به دلیل تحریم‌های بانکی، اصلی‌ترین گلوگاه است. علاوه بر این، نوسانات شدید نرخ ارز و ریسک بالای حمل و نقل دریایی (به دلیل درگیری‌های نظامی در دریای سرخ و خلیج فارس)، هزینه تمام شده هر کیلو کود وارداتی را به طور سرسام‌آوری افزایش داده است.

راهبردهای بقا در شرایط بحرانی

با توجه به تحلیل وضعیت موجود، راهکارهای زیر برای مدیریت این بحران پیشنهاد می‌شود:

۱. گذار از کودهای شیمیایی به زیستی (تغییر پارادایم)
در شرایطی که قیمت اوره و فسفات (DAP) سر به فلک کشیده، کودهای زیستی (Biofertilizers) و کودهای آلی می‌توانند نقش طلایه‌دار را ایفا کنند. ترویج استفاده از باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن (ازتوباکتر) و باکتری‌های حل‌کننده فسفات (Pseudomonas) می‌تواند نیاز به کودهای شیمیایی وارداتی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. این روش نه تنها وابستگی به واردات را کم می‌کند، بلکه به احیای خاک‌های فرسوده ایران نیز کمک می‌کند.

۲. استفاده از فناوری‌های نوین آبیاری و تغذیه
در شرایط کمبود کود، کودآبیاری (Fertigation) در سیستم‌های آبیاری قطره‌ای به شدت افزایش بازدهی را به همراه دارد. با تزریق دقیق کود در ناحیه ریشه، تلفات کود به حداقل می‌رسد و هر واحد کود، حداکثر جذب را دارد. در شرایط فعلی، «دقت» مهم‌تر از «مقدار» است.

۳. بازنگری در الگوی کشت و مدیریت بقایا
وزارت جهاد کشاورزی باید به سرعت الگوی کشت را به سمت محصولاتی سوق دهد که نیاز غذایی پایین‌تری دارند یا قابلیت همزیستی با باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن (مانند حبوبات) را دارند. همچنین، مدیریت بقایای گیاهی و کمپوست می‌تواند بخش قابل توجهی از عناصر غذایی مورد نیاز خاک را تامین کند.

۴. هوشمندسازی یارانه و توزیع
با توجه به بحران شدید عرضه، سیستم توزیع فعلی (کوپن و حواله) نیازمند شفافیت و هوشمندی بیشتر است. استفاده از سامانه‌های پهنه‌بندی برای تخصیص کود به مزارع بر اساس نیاز واقعی خاک (آزمون خاک) می‌تواند از خروج کود از مدار کشاورزی و قاچاق آن به خارج جلوگیری کند.

چشم‌انداز و هشدار

کارشناسان بین‌المللی معتقدند بحران فعلی کود از بحران سال ۲۰۲۲ (آغاز جنگ روسیه و اوکراین) شدیدتر است . دلیل آن سادگی است: اوره یک کالای حیاتی برای هر فصل کشت است و برخلاف پتاس یا فسفات، نمی‌توان مصرف نیتروژن را حتی برای یک فصل حذف کرد، زیرا مستقیماً با عملکرد و پروتئین دانه گره خورده است .

در سطح جهانی، حتی کشورهای ثروتمندی مانند استرالیا و آمریکا نیز با کمبود روبه‌رو هستند و قیمت گندم در بازارهای جهانی افزایش یافته است . برای ایران، این وضعیت یک هشدار جدی است که اگر با مدیریت هوشمندانه همراه نباشد، می‌تواند به کاهش شدید عملکرد گندم در سال زراعی جاری و در نتیجه افزایش وابستگی به واردات (که آن هم با مشکل ارزی مواجه است) منجر شود.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، بازار کود کشاورزی در ایران امروز، نقطه برخورد «تحریم»، «جنگ» و «بحران انرژی» است. دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی و صرفاً با تکیه بر واردات، نیاز مزارع را تامین کرد. گذار به کشاورزی هوشمند مبتنی بر کودهای زیستی و آلی، افزایش بهره‌وری آب و تغذیه دقیق گیاه، تنها راه نجات امنیت غذایی در این شرایط طوفانی است. ضروری است دولت ضمن شفاف‌سازی زنجیره تامین، با سرمایه‌گذاری فوری در دانش بومی تولید کودهای زیستی و آلی، وابستگی ساختاری به بازارهای بی‌ثبات جهانی را کاهش دهد. در غیر این صورت، نه تنها کمبود کود، بلکه گرسنگی نیز به بحران‌های کشور افزوده خواهد شد.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.