با ما همراه باشید

مقالات

ارگانیسم های خاک ؛ خاک سالم و کشاورزی پایدار

منتشر شده

در

پایگاه خبری Da1news: خاک ها یک لایه نازک در سطح زمین تشکیل می دهند و میزبان تنوع بیولوژیکی عظیمی هستند که بیشتر آنها نامرئی هستند. با این حال ارگانیسم‌هایی که در خاک زندگی می‌کنند خدمات اکوسیستمی مهمی را ارائه می‌کنند که جوامع بشری به آن وابسته هستند. در حالی که مدیریت فشرده کشاورزی اغلب تهدیدی برای جوامع خاکی است که به درستی مدیریت شود، آنها می توانند به طور قوی و پایدار از عملکرد حمایت کنند.
خاک ها اساس وجود انسان را تشکیل می دهند و جزء جدایی ناپذیر عملکرد سیاره ما زمین هستند. اگرچه مردم می دانند که موجوداتی مانند کرم های خاکی، حشرات، باکتری ها، پروتیست ها یا قارچ ها در خاک زندگی می کنند، اما بیشتر آنها پنهان هستند و این واقعیت که خاک ها کانون فعالیت های بیولوژیکی هستند به راحتی نادیده گرفته می شود. تخمین زده شده است که حداقل یک چهارم تنوع زیستی جهان در خاک ها یافت می شود و آنها را در زمره مهم ترین زیستگاه های موجودات زنده قرار می دهد. ارگانیسم های خاک نه تنها در خاک زندگی می کنند، بلکه جزء جدایی ناپذیر تشکیل و عملکرد خاک های سالم هستند. بدون اجزای زنده آنها، خاکهایی که ما آنها را می شناسیم وجود نداشتند. همچنین گیاهان بدون فعالیت میلیاردها ارگانیسم در خاک که مواد آلی را تجزیه می‌کنند، بازیافت مواد مغذی، بهبود ساختار خاک یا کنترل انتشار پاتوژن‌ها و موارد دیگر قادر به رشد نیستند.

نحوه عملکرد اکوسیستم های طبیعی خاک

اکوسیستم های طبیعی خاک تقریباً به طور انحصاری توسط فرآیندهای بازیافت منابع داخلی نگهداری می شوند که در آن ارگانیسم های خاک نقش اصلی را ایفا می کنند. قبل از اینکه گیاهان بتوانند به آنها دسترسی پیدا کنند، مواد مغذی موجود در بستر گیاهی باید به اشکال در دسترس گیاه تبدیل شوند. یک همکاری زیرزمینی بین حیوانات خاک و میکروبیوم خاک (موجود میکروارگانیسم‌هایی مانند قارچ‌ها، باکتری‌ها و باستان‌های باستانی که در خاک زندگی می‌کنند) مواد آلی را می‌جوند و هضم می‌کنند و مواد مغذی موجود گیاه را آزاد می‌کنند. ارگانیسم‌های دیگر، مانند قارچ‌های میکوریزی همزیست، می‌توانند به گیاهان کمک کنند تا به این مواد مغذی دسترسی پیدا کنند و آن‌ها را جذب کنند. گیاهان می توانند تا 90 درصد فسفر و نیتروژن را از میکروب های خاک بدست آورند. ارگانیسم های خاک نیز از یکدیگر تغذیه می کنند که منجر به جذب مداوم، تبدیل و آزادسازی مواد مغذی می شود. میکروبیوم خاک انواع مواد و آنزیم ها را ساطع می کند که می تواند به بهبود ساختار خاک، کنترل عوامل بیماری زا و حمایت از گیاهان در تقویت سیستم ایمنی خود کمک کند. آنها ترکیبات شیمیایی را تجزیه می کنند و در نتیجه آب را فیلتر می کنند و آب آشامیدنی ما را آماده می کنند. علاوه بر این، خاک ها بزرگترین ذخیره کربن روی زمین را تشکیل می دهند و موجودات خاکی کلید این ذخیره عظیم را در دست دارند. فعالیت آنها می تواند به ذخیره C از طریق تشکیل هوموس منجر شود، اما همچنین می تواند منجر به انتشار CO2 در جو در هنگام تجزیه مواد آلی شود. بنابراین فعالیت بیولوژیکی خاک را می توان یک عامل تعیین کننده اصلی ترسیب C خاک و کاهش یا تشدید تغییرات آب و هوایی در نظر گرفت.

طرف مقابل کشاورزی فشرده

ارگانیسم های خاک توسط شبکه های اکولوژیکی پیچیده کنترل می شوند و بر اساس شرایط اقلیمی، شیمیایی خاک و سایر شرایط محیطی شکل می گیرند. در کشاورزی، خاک ها به گونه ای مدیریت می شوند که بتوانند مقادیر زیادی محصول یا الیاف تولید کنند. چنین عملیات مدیریتی می تواند بر ارگانیسم های خاک نیز تأثیر بگذارد. خاک ورزی خاک می تواند به ارگانیسم های بزرگتر خاک آسیب برساند و هیف های قارچی را که در خاک پخش می شود مختل کند. ورودی‌های بالای مواد مغذی از طریق کودها و استفاده از مواد شیمیایی کشاورزی، مانند آفت‌کش‌ها، بر جوامع بیولوژیکی و عملکرد خاک تأثیر می‌گذارد. تلاش‌های اصلاحی محصولات در قرن گذشته در بخش‌های عظیمی بر به حداکثر رساندن محصول، نادیده گرفتن فرآیندهای زیرزمینی یا توانایی محصولات در ارتباط با میکروب‌های مفید متمرکز بود. اغلب، تک‌کشت‌ها رشد می‌کنند، و در مقایسه با یک اکوسیستم طبیعی، این کاهش در تنوع گیاهی، همراه با افزودن مواد شیمیایی کشاورزی، اثرات کاهش‌دهنده‌ای بر تنوع زیستی خاک دارد که معمولاً در چنین سیستم‌هایی کمتر است.
اگرچه دستاوردهای انقلاب سبز باعث افزایش گسترده در تولید مواد غذایی و فیبر شده و به حمایت از جمعیت انسانی به شدت در حال افزایش در طول قرن گذشته کمک کرده است، روشن شده است که این اقدامات همچنین باعث تخریب خاک و منابع بیولوژیکی آنها شده است. خاک ها با سرعت های نگران کننده ای در اثر فرسایش از بین می روند. علاوه بر این، ورودی‌های خارجی و فرآیندهای مدیریتی بر جوامع بیولوژیکی خاک تأثیر منفی گذاشت و خاک را از پتانسیل ذاتی خود برای حفظ رشد گیاه و عملکرد اکوسیستم محروم کرد. در سیستم های کشاورزی صنعتی، فرآیندهای اکوسیستم داخلی و مبتنی بر بیولوژی خاک به طور سیستماتیک با ورودی های منابع خارجی جایگزین شده اند.
قبل از انقلاب سبز، کشاورزی بسیار بیشتر از سیستم‌های کشاورزی صنعتی امروزی متکی به فرآیندهای میکروبیوم خاک بود. همزیستی بین باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن و ریشه‌های گیاهان خاص (حبوبات یا Fabaceae) یا همزیستی میکوریزی بین قارچ‌های مفید خاک و ریشه‌های بیشتر گونه‌های گیاهی، مواد مغذی بسیار مورد نیاز را برای تولید محصول به روش‌های طبیعی فراهم می‌کرد. چنین فعل و انفعالات گیاهی و خاکی از آغاز کشاورزی زراعی از تولید محصول حمایت کرد و هنوز هم بخشی از بسیاری از سیستم‌های کشاورزی سنتی و پایدار امروزی است. همانطور که درک ما از اکولوژی زیرزمینی و تعاملات گیاه و خاک افزایش می‌یابد، روش‌های جدیدی برای حمایت میکروبیوم‌های خاک از تولید محصول و عملکرد اکوسیستم کشف می‌شود که می‌تواند مبنایی برای توصیه‌های مدیریتی آگاهانه، تلاش‌های اصلاحی و سایر استراتژی‌ها فراهم کند. فرآیندهای بیولوژیکی خاک تولیدات کشاورزی را برای هزاران سال حفظ کرده است و دلیلی وجود ندارد که باور کنیم این امر نباید دوباره امکان پذیر شود.

مهندسی اکولوژی خاک

مفهوم تشدید اکولوژیکی به دنبال کسب منافع از فرآیندهای اکولوژیکی برای تولید محصولات کشاورزی است. این مفهوم بیشتر توضیح داده شده است تا به طور خاص فرآیندهای بیولوژیکی خاک را در طرح های مدیریت کشاورزی از طریق مفهوم مهندسی اکولوژیکی خاک، که هدف آن استفاده از پتانسیل جوامع بیولوژیکی خاک برای تولید کشاورزی پایدار است، شامل شود. این می تواند از طریق رویکردهای مستقیم یا غیرمستقیم اتفاق بیفتد. دومی شامل ایجاد شرایط خاکی است که برای کل جوامع بیولوژیکی خاک مفید است به طوری که فراوانی، تنوع و فعالیت آنها افزایش یابد.
مهمتر از همه، پوشش دائمی خاک و وجود ریشه های زنده، جوامع بیولوژیکی خاک را قادر می سازد. ریشه‌های گیاه، ترشحات ریشه را در خاک آزاد می‌کنند که اساس تغذیه‌ای برای کل شبکه‌های غذایی خاک را تشکیل می‌دهد. میکروبیوم های روی سطوح ریشه این ترکیبات را جذب کرده و آنها را بیشتر به خاک منتقل می کنند. خود میکروارگانیسم ها منبع تغذیه ای برای پروتیست ها و نماتدها هستند که دوباره غذای موجودات بزرگتر را تامین می کنند. مواد گیاهی پوسیده توسط کرم‌های خاکی به زیر زمین کشیده می‌شوند و در نتیجه مواد آلی در خاک پخش می‌شوند و نقاط داغ فعالیت میکروبی و منافذ خاک برای بهبود نفوذ آب و هوادهی ایجاد می‌شود. کاهش مزاحمت از طریق عملیات خاک‌ورزی و پوشش‌های گیاهی متنوع‌تر می‌تواند به شدت به فراوانی و تنوع جوامع خاکی کمک کند. تنوع محصول را می توان به صورت مکانی افزایش داد (چند محصول در یک مزرعه) یا به طور موقت، به عنوان مثال از طریق تناوب زراعی.

چرا تنوع زیستی خاک اهمیت دارد؟

تنوع زیستی بالای خاک می تواند چندین مزیت داشته باشد. اولاً، تنوع بالا به عنوان یک بیمه نامه بیولوژیکی عمل می کند. برای مثال، اگر افزایش دما مانع از بقای یک گونه و انجام یک عملکرد خاص شود (مثلاً کنترل پاتوژن بیولوژیکی)، تنوع این شانس را افزایش می‌دهد که ارگانیسم دیگری که بتواند با شرایط محیطی تغییر یافته کنار بیاید و عملکرد مربوطه را انجام دهد. در یک سیستم کمتر متنوع، چنین عملکردی ممکن است با ناپدید شدن یک موجود زنده از بین برود. علاوه بر این، خاک هایی با تنوع زیستی بالاتر می توانند به طور موثرتری از انتشار و استقرار ارگانیسم های بیماری زا در خاک جلوگیری کنند. مطالعات مدل نشان داده اند که کاهش تنوع زیستی خاک منجر به کاهش بهره وری گیاه، اختلال در چرخه مواد مغذی و کاهش کلی در عملکرد اکوسیستم می شود.
محصولات مختلف اثرات متفاوتی بر جوامع خاکی دارند. حتی در یک گونه گیاهی، واریته‌های مختلف با ارگانیسم‌های مفید خاک، مانند قارچ‌های میکوریزی آربوسکولار، به میزان‌های متفاوتی ارتباط دارند. در حالی که تلاش‌های اصلاحی تا به امروز بر عملکرد و مقاومت در برابر بیماری متمرکز بوده است، اصلاح نژاد برای ارتباط محصولات با ارگانیسم‌های مفید خاک زمینه‌ای است که پتانسیل زیادی برای افزایش بهره‌وری کشاورزی به روشی پایدار دارد. سالها مدیریت فشرده کشاورزی می تواند منجر به کاهش فراوانی یا حتی انقراض برخی ارگانیسم های خاک شود. با کشت و استفاده مستقیم ارگانیسم های مفید در خاک (“تلقیح”)، فراوانی و مزایای آنها را می توان افزایش داد یا احیا کرد.
کارآزمایی‌ها با قارچ‌های میکوریزا آربوسکولار بارها نشان داده‌اند که می‌توان عملکرد محصول را از طریق تلقیح افزایش داد. با این حال، اثرات ناسازگار هستند و به نظر می رسد به شرایط محلی بستگی دارد. دلایل دقیق این وابستگی به زمینه موضوع تحقیقات فعلی است. علاوه بر این، بازار تلقیح های بیولوژیکی هنوز به سختی کنترل می شود و برخی از محصولات ارائه شده از کیفیت پایینی برخوردار هستند.

تشویق عمل پایدار

سیستم‌های کشاورزی سنتی که مدت‌ها قبل از شروع انقلاب سبز وجود داشته‌اند، اغلب از اصول کشاورزی-اکولوژیکی استفاده می‌کنند که از پتانسیل بیولوژی خاک برای تولید محصول استفاده می‌کنند. با این حال، پیشرفت‌های علمی، افزایش درک فعل و انفعالات گیاه و خاک، تلاش‌های اصلاحی جدید و محصولات تلقیح می‌تواند در بهینه‌سازی بیشتر این سیستم‌ها برای مقاوم‌تر کردن آن‌ها در برابر تغییرات آب و هوایی، افزایش ارزش غذایی، حفاظت از خاک و تضمین بهره‌وری کشاورزی پایدار برای فعلی مفید باشد. و نسل های آینده سیستم‌های غذایی صنعتی از نظر کیفیت، سازگاری و در دسترس بودن محصولات، تقاضاهای زیادی را برای سیستم‌های کشت ایجاد می‌کنند و انتقال به کشاورزی مبتنی بر بیولوژی خاک را چالش‌برانگیزتر می‌کنند.
علاوه بر این، برخی از کشاورزان در اتخاذ شیوه‌های پایدارتر مردد هستند، زیرا آنها اغلب به تلاش و برنامه‌ریزی بیشتری نیاز دارند و خطر کاهش درآمد را حداقل در مرحله اولیه انتقال متحمل می‌شوند. در اینجا، سیاست باید وارد عمل شود و انگیزه های مناسبی را تعیین کند تا به تولیدکنندگان این فرصت را بدهد تا به جای قربانی کردن مهم ترین منبع خود برای سود کوتاه مدت، در پایداری بلندمدت خاک خود سرمایه گذاری کنند. علاوه بر این، هزینه های خارجی کشاورزی فشرده (مانند فرسایش خاک، آب آشامیدنی آلوده، از دست دادن کربن خاک) باید در نظر گرفته شود.
فعالیت‌های کشاورزی تأثیر عمده‌ای بر سلامت خاک و توانایی خاک برای ارائه خدمات اکوسیستمی حیاتی جامعه ما دارد. اگر بر این اساس مدیریت شود، بیولوژی خاک می تواند پتانسیل عظیمی را که در حال حاضر کم استفاده شده است برای تولید محصولات کشاورزی به روشی پایدار آزاد کند، به طوری که خاک های امروزی همچنان می توانند نسل های آینده را تغذیه کنند.

Sebastian Franz Bender رهبر تیم مهندسی اکولوژی خاک در گروه تحقیقاتی تعاملات گیاه و خاک در آگروسکوپ و گروه تحقیقاتی Agroecology و تعاملات گیاهی-میکروبیوم در دانشگاه زوریخ، سوئیس است. تیم او بررسی می کند که چگونه خدمات اکوسیستمی ارائه شده توسط ارگانیسم های خاک می تواند در سیستم های کشاورزی برای افزایش پایداری تولید ارتقا یابد.
مارسل ون در هایدن سرپرست گروه تحقیقاتی تعاملات گیاهی و خاک در آگروسکوپ است. او استاد آگرواکولوژی و برهمکنش‌های میکروبیوم گیاهی در دانشگاه زوریخ و استاد بوم‌شناسی میکوریزا در دانشگاه اوترخت هلند است. تیم او اهمیت تنوع زیستی خاک را برای اکوسیستم ها بررسی می کند و طیف گسترده ای از ابزارها را برای افزایش پایداری سیستم های کشاورزی، از جمله مهندسی اکولوژیکی خاک، میکوریزا و کاربرد کمپوست، محصولات پوششی، کشاورزی ارگانیک و کشاورزی حفاظتی آزمایش می کند.

منابع
Bender، S. F. و همکاران، موفقیت استقرار و اثرات رشد محصول قارچ میکوریز آربوسکولار تلقیح شده در مزارع ذرت سوئیس. کشاورزی، اکوسیستم ها و محیط زیست، 2019. 273: ص. 13-24.
Bender، S. F.، C. Wagg و M. G. A. van der Heijden، یک انقلاب زیرزمینی: تنوع زیستی و مهندسی اکولوژیکی خاک برای پایداری کشاورزی. Trends in Ecology & Evolution, 2016. 31(6): p. 440-452.12.
Bender, S. F., C. Wagg, and M. G. A. van der Heijden, Strategies for Environmentally Sound Soil Ecological Engineering: A Reply to Machado et al. Trends in Ecology & Evolution، 2017. 32(1): p. 10-12.
Bender، S. F. و M. G. A. van der Heijden، بیوتای خاک با بهبود عملکرد محصول، جذب مواد مغذی و کاهش تلفات ناشی از شستشوی نیتروژن، پایداری کشاورزی را افزایش می دهد. مجله اکولوژی کاربردی، 2015. 52(1): ص. 228-239.
Bommarco، R.، D. Kleijn و S.G. Potts، تشدید اکولوژیکی: استفاده از خدمات اکوسیستم برای امنیت غذایی. روندها در اکولوژی و تکامل، 2013. 28 (4): ص. 230-238.
Crowther، T. W. و همکاران، جامعه جهانی خاک و تأثیر آن بر بیوژئوشیمی. علم، 2019. 365(6455): ص. eaav0550.
Decaëns، T.، الگوهای ماکرواکولوژیکی در جوامع خاکی. اکولوژی جهانی و جغرافیای زیستی، 2010. 19 (3): ص. 287-302.
د گراف، M. A. و همکاران، اثرات تشدید کشاورزی بر تنوع زیستی خاک و پیامدهای عملکرد اکوسیستم: یک متاآنالیز، در Advances in Agronomy، جلد 155، D.L. اسپارکس، ویرایشگر. 2019. ص. 1-44.
Guzman، A. و همکاران، تنوع محصول، جوامع قارچی میکوریز آربوسکولار را در یک چشم انداز کشاورزی فشرده غنی می کند. گیاه شناس جدید، 2021. 231(1): ص. 447-459.
Tamburini، G. و همکاران، تنوع کشاورزی خدمات متعدد اکوسیستم را بدون به خطر انداختن عملکرد ارتقا می‌دهد. پیشرفت های علم، 2020. 6(45): ص. eaba1715.
Lehmann، J. و همکاران، مفهوم و چشم انداز آینده سلامت خاک. بررسی طبیعت زمین و محیط زیست، 2020. 1 (10): ص. 544-553.
فیلیپس، آر، حبوبات نشاسته ای در تغذیه، سلامت و فرهنگ انسان. غذاهای گیاهی برای تغذیه انسان، 1993. 44 (3): ص. 195-211.
Salomon، M. J. و همکاران، ارزیابی جهانی تلقیح‌های تجاری میکوریزا آربوسکولار تحت شرایط گلخانه و مزرعه. اکولوژی کاربردی خاک، 2022. 169: ص. 104225.
Sawers, R. J. H., C. Gutjahr, and U. Paszkowski, Cereal mycorrhiza: همزیستی باستانی در کشاورزی مدرن. Trends in Plant Science, 2008. 13(2): p. 93-97.
ون در هایدن، ام.جی و همکاران، بوم شناسی و تکامل میکوریزا: گذشته، حال و آینده. گیاه شناس جدید، 2015. 205(4): ص. 1406-1423.
Thirkell، T. J. و همکاران، تنوع در پاسخ رشد میکوریزا در میان جمعیت نقشه برداری گندم بهاره، پتانسیل تولید مثل برای منافع همزیستی را نشان می دهد. امنیت غذایی و انرژی n/a(n/a): p. e370.
van Elsas، J. D. و همکاران، تنوع میکروبی تهاجم یک پاتوژن باکتریایی به خاک را تعیین می کند. مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم، 2012. 109 (4): ص. 1159-1164.
Wagg، C. و همکاران، تنوع زیستی خاک و ترکیب جامعه خاک، چند کارکردی اکوسیستم را تعیین می کند. مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم، 2014. 111(14): ص. 5266-5270.

 

ترجمه: مجید میری

منبع: https://www.rural21.com/

ادامه مطلب
پیام ما
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سردبیر

بحرانِ خاموشِ کشاورزی؛ نسل Z و معادله سختِ ماندن در روستا یا کوچ به شهر

صنعت کشاورزی ایران با یک «شوک نسلی» روبرو است. در یک سوی میدان، پدران و مادرانی که با عرق جبین، نان سفره را تأمین می‌کنند و در سوی دیگر، نسل جوانی که کشاورزی را مترادف با سختی، درآمد کم و عقب‌ماندگی می‌داند. اما بررسی عمیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد که نسل Z به کشاورزیِ سنتی «نه» می‌گوید، نه به کشاورزیِ مدرن. برای رشد و احیای این بخش حیاتی، باید بسترها را برای ورود «کشاورزان فناور» فراهم کرد؛ نسلی که می‌تواند ضایعات ۳۵ درصدی را کاهش دهد و با استفاده از دانش‌بنیان‌ها، ایران را به قطب جدید کشاورزی هوشمند تبدیل کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: میانگین سن کشاورز ایرانی به ۵۳ سال رسیده و هر سال هزاران هکتار زمین بدون متولی می‌ماند. در این شرایط، نسل Z که عاشق تکنولوژی و بیزار از کارهای سنتی است، در دو راهی بزرگ قرار دارد: یا باید پشت به این بحران کند و به مهاجرت به شهرها ادامه دهد، یا با دستان دیجیتال خود، انقلابی در کشاورزی هوشمند به پا کند. سوال اینجاست که آیا این نسل، ذاتاً از کشاورزی گریزان است، یا کشاورزیِ امروزیِ ایران، خود را برای پذیرش این نسل آماده نکرده است؟

ناظم رامتین/ سردبیر داوان‌نیوز: نسل Z که با فناوری دیجیتال عجین شده و به دنبال مشاغلی پویا و هدف‌مند است، امروز در تقابل با چالش‌های جدی در بخش کشاورزی ایران قرار دارد. این سوال که آیا این نسل می‌تواند به یاری کشاورزی کشور بشتابد و آن را متحول کند، به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران تبدیل شده است. در یک نگاه کلی، پاسخ ساده نیست؛ نسل Z به کشاورزی سنتی و کم‌سود روی خوش نشان نمی‌دهد، اما می‌تواند موتور محرکه‌ای برای نسخه‌ای مدرن، فناورانه و سودآور از آن باشد.

بحران خاموش پیری کشاورزی

تصویر امروز کشاورزی ایران، تصویر نسلی است که در حال سال‌خوردن است. آمارها نشان می‌دهد میانگین سنی بهره‌برداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند . این پدیده که به «پیری کشاورزان» معروف است، یک زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور به شمار می‌آید. در حالی که نسل قدیم با دستانی پینه‌بسته و عشقی دیرینه به خاک، بار تولید را بر دوش می‌کشد، نسل جوان به دلیل نبود امنیت شغلی، کمبود منابع آب و کاهش سود اقتصادی، رغبتی برای ادامه این مسیر سخت و سنتی نشان نمی‌دهد .

این شکاف، تنها به سن و سال محدود نمی‌شود. حدود ۲۳ درصد از بهره‌برداران کنونی بی‌سواد هستند و سهم تحصیل‌کردگان دانشگاهی در این بخش ناچیز است . این مسئله، پذیرش فناوری‌های نوین و روش‌های مدرن را با مانع روبرو می‌سازد و دردی است که نسل جوان، با ذهنیت دیجیتال خود، به خوبی می‌تواند آن را التیام بخشد.

نسل Z: از بی‌رغبتی تا یک فرصت بزرگ

مهم‌ترین یافته این است که نسل Z ذاتاً مخالف کشاورزی نیست، بلکه مخالف شکل سنتی و معیشتی آن است. یک مقام مسئول در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به صراحت اعلام کرده است که «جوانان علاقه‌ای به کشاورزی سنتی ندارند و جذب کشاورزی مدرن می‌شوند» . به عبارت دیگر، تا زمانی که کشاورزی به عنوان یک شغل کم‌درآمد، پرزحمت و بدون آینده‌نگری تعریف شود، جوانان به سمت مشاغل شهری مهاجرت خواهند کرد .

اما در نقطه مقابل، این نسل می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه برای تحول کشاورزی باشد. ویژگی‌های کلیدی نسل Z که می‌تواند به کمک کشاورزی بیاید، عبارتند از:

1. تسلط بر فناوری: نسل Z با فناوری عجین شده و به دنبال راه‌حل‌های دیجیتال و هوشمند است . شرکت‌های دانش‌بنیانی که توسط جوانان تحصیل‌کرده راه‌اندازی شده‌اند، نمونه‌های عینی این تحول هستند. برای مثال، شرکت «اوج سماء زاگرس» که توسط دانشجویان بنیان‌گذاری شد، اکنون پهپادهای سمپاشی خود را به چندین کشور صادر می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های جوانان می‌تواند کشاورزی را متحول کند .

2. کارآفرینی و نوآوری: جوانان و نخبگان می‌توانند نقش موثری در کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ضایعات کشاورزی ایفا کنند . آن‌ها با رویکردهای نوآورانه و استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در تمام زنجیره ارزش، از کاشت تا توزیع، تغییر ایجاد کنند.

3. پذیرش الگوهای نوین کسب‌وکار: تعاونی‌های کشاورزی نسل جدید، برخلاف ساختارهای سنتی، هدف‌گرا و مبتنی بر زنجیره ارزش هستند . نسل Z می‌تواند با بهره‌گیری از فناوری‌های مالی (فینتک) و بلاک‌چین، به شفافیت و حذف واسطه‌ها کمک کند تا سود بیشتری به جیب کشاورز برود . همچنین مصرف‌کنندگان جوان شهری، بازار رو به رشدی برای محصولات ارگانیک و محلی ایجاد کرده‌اند که این یک فرصت طلایی برای بازاریابی مدرن و مستقیم محصولات است .

آینده: کشاورزی هوشمند یا زمین‌های خالی؟

پاسخ به سوال «آیا نسل Z به کشاورزی رو خواهد آورد؟» به یک انتخاب استراتژیک بستگی دارد: تغییر شکل کشاورزی از سنتی به مدرن و دانش‌بنیان یا اصرار بر روش‌های گذشته.

– مسیر اول (ادامه روند فعلی): با ادامه این روند، با نسلی مواجه خواهیم شد که حاضر نیست مسئولیت زمین‌های پدران را بر عهده بگیرد و زمین‌های کشاورزی بدون متولی خواهند ماند .

– مسیر دوم (تحول دیجیتال و دانش‌بنیان): برای جذب نسل Z، باید کشاورزی را به یک «صنعت مدرن» تبدیل کرد. این به معنای ارائه آموزش‌های مهارتی، دسترسی به فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و پهپادها، تسهیل در دریافت وام‌های اشتغال‌زایی و ایجاد بسترهای دیجیتال برای فروش و بازاریابی است .

در نهایت، نسل Z آماده است تا به کشاورزی کشور کمک کند و آن را رشد دهد، اما نه به شکل یک کشاورز سنتی، بلکه به عنوان یک «مدیر فنی» یا «کارآفرین عرصه کشاورزی هوشمند». نسل Z به دنبال شغلی است که در آن فناوری، نوآوری و سودآوری معنادار باشد. اگر سیستم کشاورزی ایران بتواند این بستر را فراهم کند، جوانان نه تنها به این عرصه روی خواهند آورد، بلکه می‌توانند آن را به یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور تبدیل کنند.

ادامه مطلب

سردبیر

نقشه راه جهاد کشاورزی در افق ۸۷ میلیونی؛ تولید پایدار یا وابستگی غذایی؟

برآورد رسمی مرکز آمار از جمعیت ۸۷ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۵، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران کشاورزی به صدا درآورده است؛ وزیر جهاد کشاورزی با وعده «تنظیم بازار و امنیت غذایی» پا به عرصه گذاشته، اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا افزایش ۴ تا ۵ میلیون نفری در کمتر از سه سال، با رویه فعلی مدیریت آب، خاک و واردات قابل پاسخگویی است؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: عبور جمعیت کشور از مرز ۸۷ میلیون نفر در افق ۱۴۰۵، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم را در آستانه چالش‌های بی‌سابقه‌ای در حوزه امنیت غذایی قرار داده است؛ چالشی که پاسخ به آن، نیازمند تغییر راهبردی از کشاورزی سنتی به بهره‌وری مبتنی بر فناوری و تدوین نقشه جامع تأمین مواد غذایی متناسب با ترکیب سنی جمعیت است.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز, بر اساس آخرین برآورد رسمی مرکز آمار ایران که با استفاده از روش ترکیبی (مؤلفه‌ای–نسلی) انجام شده، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۸۷ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر عبور خواهد کرد . این رشد جمعیتی در کنار تغییرات ساختاری نظیر کاهش شدید نرخ باروری و افزایش شهرنشینی، امنیت غذایی کشور را به یکی از چالش‌های اساسی دولت چهاردهم تبدیل کرده است .

۱. رشد جمعیت و فشار بر منابع: افزایش جمعیت به طور مستقیم به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی و فشار بر منابع آب و خاک است . این موضوع، وزارت جهاد کشاورزی را با دو وظیفه متضاد و حیاتی روبه‌رو می‌سازد: افزایش بهره‌وری تولید در داخل و مدیریت هوشمندانه واردات برای تنظیم بازار. تأکید بر کشاورزی پایدار و استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش ضایعات، از مسیرهای اجتناب‌ناپذیر در این حوزه است .

۲. سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی: غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی، صراحتاً اعلام کرده که راهبرد «امنیت غذایی» و «مدیریت و تنظیم بازار» در رأس فعالیت دولت چهاردهم قرار دارد . این راهبرد با عبور جمعیت از ۸۷ میلیون نفر، از یک اصل به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. وعده وزارتخانه مبنی بر تأمین «معیشت و سفره مردم» در هر شرایطی، نشان از عزم جدی برای مقابله با هرگونه خللی در زنجیره تولید و توزیع دارد .

۳. چالش‌های پیشِ رو: ترکیب رشد جمعیت با کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشان‌دهنده یک «گذار ناقص جمعیتی» است . این پدیده به این معناست که در بلندمدت، با کاهش نیروی کار جوان و افزایش جمعیت سالمند، فشار اقتصادی بر سیستم‌های تأمین غذا دوچندان خواهد شد. وزارت جهاد کشاورزی باید با تغییر الگوی کشت، حمایت از روستاییان برای مقابله با خالی شدن روستاها و استفاده از روش‌های نوین مانند سیستم‌های غذایی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، خود را برای این آینده آماده کند .

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گذر از مرز ۸۷ میلیون نفری، دوران تازه‌ای از مسئولیت‌پذیری برای وزارت جهاد کشاورزی رقم زده است. دولت چهاردهم اگرچه شعار امنیت غذایی را سرلوحه کار خود قرار داده، اما موفقیت در این مسیر مستلزم فراتر رفتن از اقدامات مقطعی و ورود به حوزه‌های سیاست‌گذاری بلندمدت جمعیتی، فناوری و اصلاح الگوی مصرف است. تعادل بین تولید داخل، مدیریت واردات و مقابله با تهدیدات اقلیمی، رمز پایداری سفره ایرانیان در دهه پیشِ رو خواهد بود .

ادامه مطلب

مقالات

سنجش پایداری در کشاورزی: فراتر از شاخص‌های تولید با رویکرد ویژگی‌محور

آیا محصولات کشاورزی صرفاً کارخانه‌های تولید غذا هستند یا زیرساخت‌های زیستی چندمنظوره؟ مقاله جدیدی در نشریه npj Sustainable Agriculture با ارائه چارچوبی مبتنی بر «ویژگی‌های عملکردی گیاهان»، پارادایم سنتی ارزیابی محصولات را به چالش کشیده و پیشنهاد می‌دهد که کشاورزی آینده باید بر اساس کارکردهای اکولوژیک هم‌زمان – از بهبود خاک و تنظیم آب تا حمایت از تنوع زیستی و تاب‌آوری اقلیمی – بازتعریف شود. این رهیافت، افق تازه‌ای در اصلاح نژاد، طراحی نظام‌های زراعی و سنجش پایداری می‌گشاید.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: کشاورزی معاصر در آستانه تحولی پارادایمی قرار دارد که طی آن ارزیابی محصولات زراعی، از معیارهای صرفاً کمّی تولید به سنجش کارکردهای اکولوژیک چندگانه آنها تغییر جهت خواهد داد.

به گزارش خبرنگار ما، مقاله حاضر که در نشریه  npj Sustainable Agriculture  منتشر شده، چارچوبی نظری-کاربردی مبتنی بر ویژگی‌های گیاهی برای بازتعریف محصولات کشاورزی به‌مثابه ارگانیسم‌های چندمنظوره ارائه می‌دهد. در این رویکرد، گیاهان زراعی نه تنها به‌عنوان منابع تولید غذا، بلکه به‌عنوان عوامل مؤثر در حمایت از تنوع زیستی، بهبود کیفیت خاک، تنظیم چرخه آب و افزایش تاب‌آوری در برابر تغییرات اقلیمی در نظر گرفته می‌شوند. این مقاله با نقد رویکردهای سنتی ارزیابی محصولات، به تبیین مبانی نظری چارچوب مبتنی بر ویژگی، کاربردهای عملی آن در اصلاح نژاد و طراحی سیستم‌های کشاورزی، و چالش‌های پیش‌روی پیاده‌سازی این رهیافت می‌پردازد.

واژگان کلیدی: ویژگی‌های عملکردی گیاهان، کشاورزی پایدار، خدمات اکوسیستمی، اصلاح نژاد چندمنظوره، طراحی سیستم‌های زراعی

مقدمه

نظام‌های کشاورزی مدرن، به‌ویژه از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، تحت سلطه رویکردی افزایش‌گرایانه قرار داشته‌اند که در آن بهره‌وری کمی محصول، مبنای اصلی ارزیابی موفقیت زراعی تلقی می‌شود. شاخص‌هایی نظیر عملکرد دانه در واحد سطح، شاخص برداشت، سرعت رشد رویشی و مقاومت تک‌بعدی در برابر آفات یا بیماری‌های خاص، به‌عنوان معیارهای هنجاری پذیرفته شده‌اند. با این حال، این رویکرد کاهش‌گرایانه، پیامدهای اکولوژیک گسترده‌تر نظام‌های کشت را نادیده می‌گیرد و درک ما از نقش چندوجهی گیاهان در اکوسیستم‌های کشاورزی را محدود ساخته است.

در مقابل، رویکرد مبتنی بر ویژگی‌های گیاهی، چارچوبی تحلیلی فراهم می‌آورد که به‌کمک آن می‌توان کارکردهای متنوع گیاهان را در سطوح مختلف سازمان‌یافتگی اکوسیستم، از سطح اندام گیاه تا چشم‌انداز کشاورزی، کمّی‌سازی و پیش‌بینی نمود. این رهیافت که ریشه در بوم‌شناسی عملکردی دارد، امکان بازتعریف محصولات کشاورزی را به‌عنوان موجودات چندکارکردی فراهم می‌سازد که می‌توانند هم‌زمان نیازهای تولیدی و اکولوژیک را تأمین نمایند.

نقد رویکردهای سنتی در ارزیابی محصولات کشاورزی

  • محدودیت‌های معیارهای تک‌بعدی

سیستم‌های ارزیابی رایج در کشاورزی مدرن، عمدتاً بر شاخص‌های تولیدی متمرکز هستند که اگرچه برای سنجش کارایی اقتصادی-تولیدی ضروری می‌باشند، اما تصویر ناقصی از پیامدهای اکولوژیک کشت ارائه می‌دهند. معماری اندام هوایی، ساختار سیستم ریشه، فنولوژی گلدهی، ترکیب شیمیایی بافت‌ها و تعاملات زیستی با جامعه میکروبی خاک، همگی عواملی هستند که بر کارکردهای فراتر از محصول برداشت‌شده تأثیر می‌گذارند، اما در ارزیابی‌های مرسوم مغفول می‌مانند.

  • هزینه‌های پنهان افزایش بهره‌وری تک‌بعدی

گزینش ژنتیکی برای افزایش عملکرد تک‌بعدی، اغلب به‌کاهش تنوع ژنتیکی، افزایش نیاز نهاده‌ها، و تضعیف کارکردهای اکوسیستمی انجامیده است. این روند، اگرچه در کوتاه‌مدت به افزایش تولید منجر شده، اما در بلندمدت آسیب‌پذیری نظام‌های کشاورزی را در برابر تنش‌های محیطی افزایش داده و هزینه‌های زیست‌محیطی قابل‌توجهی را به جامعه تحمیل نموده است.

مبانی نظری چارچوب مبتنی بر ویژگی‌های گیاهی

  • تعریف و طبقه‌بندی ویژگی‌های گیاهی

ویژگی‌های گیاهی، صفات قابل‌اندازه‌گیری در گیاهان هستند که بر عملکرد، بقا و تعاملات آنها با محیط تأثیر می‌گذارند. در سیستم‌های کشاورزی، این ویژگی‌ها را می‌توان در دسته‌های زیر طبقه‌بندی نمود:

– ویژگی‌های ریخت‌شناختی: عمق و تراکم ریشه، سطح برگ، ارتفاع گیاه، ساختار سایبان
– ویژگی‌های فیزیولوژیک: راندمان مصرف نیتروژن، استراتژی مصرف آب، کارایی فتوسنتزی
– ویژگی‌های فنولوژیک: زمان گلدهی، طول دوره رشد، الگوی تخصیص ماده خشک
– ویژگی‌های بیوشیمیایی: تولید ترکیبات ثانویه، نسبت کربن به نیتروژن بافت‌ها
– ویژگی‌های تعاملی: جذب میکروب‌های مفید، مقاومت به گیاهخواران، اثرات آللوپاتیک

  • پیوند ویژگی‌ها با کارکردهای اکوسیستمی

پیش‌بینی کارکردهای اکوسیستمی بر اساس پروفایل ویژگی‌های گیاهی، هسته مرکزی این چارچوب را تشکیل می‌دهد. با مدل‌سازی روابط بین ویژگی‌های گیاه و فرآیندهای اکوسیستمی، می‌توان گزینش آگاهانه‌تری از گونه‌ها، ارقام یا ترکیبات زراعی متناسب با اهداف زیست‌محیطی و اجتماعی خاص انجام داد.

کاربردهای عملی رهیافت مبتنی بر ویژگی

  • بازطراحی نظام‌های اصلاح نژاد

اصلاح نژاد مرسوم به‌طور سنتی بر حداکثرسازی بهره‌وری در شرایط کنترل‌شده متمرکز بوده است. راهبرد اصلاح نژاد چندمنظوره، ضمن حفظ عملکرد قابل‌قبول، معیارهای ارزیابی را به شاخص‌هایی نظیر بهره‌وری مصرف منابع، مزایای خاک‌سازی، سازگاری با تناوب و کمک به تنوع زیستی گسترش می‌دهد. در این رویکرد، به‌جای جستجوی رقم بهینه جهانی، ارقام متناسب با ترکیب خاصی از اهداف اقلیمی، خاکی، مدیریتی و اکولوژیک توسعه می‌یابند.

  • طراحی هوشمندانه نظام‌های زراعی

چارچوب مبتنی بر ویژگی، امکان طراحی نظام‌های زراعی را بر اساس تجمیع هدفمند ویژگی‌های مکمل فراهم می‌آورد. ترکیب گیاهان با سیستم‌های ریشه‌ای متفاوت، فنولوژی‌های متضاد، و الگوهای مصرف منابع متمایز، می‌تواند به بهره‌برداری مؤثرتر از منابع محیطی، کاهش رقابت و افزایش کارکردهای اکوسیستمی بینجامد. موفقیت چنین ترکیباتی به شرایط بوم‌شناختی خاص هر منطقه، از جمله رژیم دما و بارندگی، بافت خاک، تراکم کشت، در دسترس بودن عناصر غذایی و جوامع آفات محلی وابسته است.

چالش‌های اندازه‌گیری و ارزیابی

  • پیچیدگی‌های سنجش کارکردهای اکوسیستمی

خدمات اکوسیستمی نظیر بهبود سلامت خاک، حمایت از گرده‌افشان‌ها یا افزایش مقاومت به خشکی، ذاتاً فرآیندهایی پویا و وابسته به زمان هستند که اندازه‌گیری آنها به‌مراتب دشوارتر و هزینه‌برتر از سنجش عملکرد برداشت‌شده می‌باشد. این پیچیدگی، توسعه سیستم‌های ارزیابی یکپارچه را ضروری می‌سازد.

  • رویکردهای ترکیبی در اندازه‌گیری

پژوهشگران پیشنهاد می‌دهند که ترکیب مشاهدات میدانی، سنجش از دور، اندازه‌گیری‌های سیستم ریشه، پایش مستمر خاک، و مدل‌سازی محیطی می‌تواند بستری مناسب برای ارتباط ویژگی‌های قابل‌مشاهده گیاه با پیامدهای اکولوژیک در مقیاس مزرعه و چشم‌انداز فراهم آورد.

جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده

دیدگاه مبتنی بر ویژگی، نه به‌معنای الزام هر محصول به انجام همه کارکردهاست و نه تضمین‌کننده خودکار پایداری. بلکه این چارچوب، زبان علمی مشترکی برای شناسایی کارکردهای گیاهان، بستر وقوع آنها و سازش‌های احتمالی فراهم می‌آورد. با بازتعریف محصولات کشاورزی به‌عنوان زیرساخت‌های زیستی چندنقشی، این رهیافت می‌تواند کشاورزی را از دوگانگی تقلیل‌گرایانه «تولید در برابر حفاظت» فراتر برد.

پیام اساسی این مقاله آن است که آینده کشاورزی، کمتر به یافتن رقم کامل و بیشتر به طراحی جوامع گیاهی هوشمندانه‌ای وابسته است که در آنها، ویژگی‌های گیاهان در تعامل با یکدیگر، هم‌زمان به تأمین امنیت غذایی و تقویت بنیان‌های اکولوژیک تولید می‌انجامد. تحقق این چشمانداز، نیازمند همکاری میان‌رشته‌ای زیست‌شناسان، بوم‌شناسان، اصلاح‌گران، زراعی‌دانان و دانشمندان داده است تا بتوانند پیوندهای پیچیده میان ویژگی‌های گیاهی و کارکردهای اکوسیستمی را برای طراحی نظام‌های کشاورزی تاب‌آور و پایدار به‌کار گیرند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار