گردشگری
خوزستان، جایی که ستاره ها به هم میرسند

پایگاه خبری داوان نیوز: به خوزستان می رویم. استانی که روز و شبش دنیایی را در خود دارد. خاطراتی از جنگ ، صلح و زیبایی هایی که در شاخه های نخل هایش نهفته است. به گرمترین استان ایران خواهیم رفت تا با مردمان عرب و فارس و لر آن مرز وبوم آشنا شویم.
به گزارش محسن شکربیگی خبرنگار داوان نیوز، مردم خوزستان تمام عیدهای ملی و مذهبی را جشن میگیرند. اهالی شوشتر، دزفول علاوه بر عیدها، جمعه آخر ذیحجه را هم جشن میگیرند. لباس نو میپوشند و به تفریحگاهها میروند، زیرا پس از آن ماه های محرم و صفر را عزادارند. در گذشته به رقص و پایکوبی میپرداختند و شب تا صبح در فضای باز و محوطههای باز به سر میبردند و بر این باور بودند که آن شب ستاره زهره به ستاره مشتری میرسد و کسی که به هم رسیدن این ستارهها را ببیند، هر نیتی بکند برآورده میشود. مردم استان خوزستان عید نوروز را مفصل برگزار میکنند. از چند روز پیش، کلوچه مخصوصی از آرد، روغن، زیره و رازیانه درست میکنند. مراسم آتش افروزی چهارشنبه سوری، مراسم چیدن سفره هفت سین، پوشیدن لباس های نو و رفتن به دید و بازدید نوروزی به شیوه دیگر مناطق ایران در استان خوزستان نیز رایج است. در استان خوزستان روز سیزده را در دو روز جشن میگیرند. روز سیزده با احتساب روز عید نوروز و روز سیزده بدون احتساب روز نوروز، اولی را سیزده عید و دومی را سیزده بعد از عید گویند. در ایام نوروز همه به باغها و تفریحگاهها میروند. در خانهها یا باغها بر شاخه درختان تاب میبندند و تاب سواری میکنند.
استان خوزستان بر خلاف آب و هوای گرمی که دارد ، در بهار طبیعتش چهره شگفت انگیزی به خود می گیرد.

استان خوزستان در جنوب غربی ایران در کرانه خلیج فارس و اروندرود قرار دارد و مرکز استخراج نفت و گاز ایران بهشمار میآید. شهر اهواز مرکز استان خوزستان است. این استان پنجمین استان پرجمعیت ایران است.
خوزستان از شمال به استان لرستان، از شمال شرقی و شرق به استان چهارمحال و بختیاری، از شمال غربی به استان ایلام، از شرق و جنوب شرقی به استان کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به استان بوشهر و خلیج فارس و از غرب به کشور عراق محدود میشود.
این استان از شمال و شرق توسط کوههای زاگرس احاطه شدهاست، با حرکت به سمت داخل استان از ارتفاع این کوهها کاسته شده و جای خود را به تپه ماهورها میدهد. خوزستان شامل دو منطقه کوهستانی و جلگهای است. دو پنجم کل مساحت استان را کوهستانی و سه پنجم آن جلگهای است. کوه چو، زردکوه، شاویش، آب بندان، مامازاد، کوه سیاه و کوه چال از جمله کوههای خوزستان هستند. جلگه خوزستان شیب کمی دارد و در برخی از نقاط آن گنبدهای نمکی موجود است که نقش عمدهای در شور کردن اراضی و آبها دارد.
آب و هوایی نیمهبیابانی که شهرهای آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان، دشت آزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر میگیرد. آب و هوای استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را در بر میگیرد. استان خوزستان تحت تأثیر سه نوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی کوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبی از خلیجفارس است که به سوی جلگه میوزد. سومین باد یا باد سموم از عربستان میوزد و همیشه مقداری شن و خاک و رطوبت همراه دارد. براساس دادههای ایستگاههای سینوپتیک استان خوزستان در سال ۱۳۷۵، حداقل مطلق درجه حرارت ۰/۲- درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق درجه حرارت با ۵۰/۴۰ درجه سانتیگراد در اهواز گزارش شده است.
خوزستان از اسفند ماه کم کم رخت بهار را به تن می کند و تا اواخر اردیبهشت ماه هوای لطیف و خنکی دارد. اگر به دنبال برنامه ریزی یک سفر خوب بهاری به این استان هستید، تا دیرنشده اقدام کنید که در غیر این صورت گرمای خرماپزان خوزستان نصیبتان می شود!

موسیقی
خوزستان سرزمین چهار فصل، مینیاتور تنوع قومی در کشور است که محل تلاقی فرهنگهای مختلفی است که در عین تاثیر پذیری متقابل، هریک نمود خاص خود را حفظ کرده اند. موسیقی نیز یکی از شاخصهای معرف این قومیتهاست که در هر منطقه و قومیت از استان، صورت ویژه ای دارد. در مناطق عرب نشین و در میان قوم عرب، موسیقی بیشتر متأثر از مقامهای عربی و شباهت خاصی به موسیقی مقامی جنوب عراق دارد. درمیان قوم بختیاری موسیقی جایگاه خاصی دارد و در آیین های شادی و ماتم، نوازندگان سازهای محلی حضوری مشهود دارند. موسیقی بختیاری مانند دیگر موسیقی های محلی از سادگی خاصی برخوردار است اما وجه تشابه و تفاوتهای زیادی با دیگر موسیقی های محلی دارد.
سازهای رایج موسیقی این منطقه در وهله اول تار و سپس سرنا، دهل، نی جفته و دایره است و با توجه به همسایگی این منطقه با فرهنگهای مجاور، بعضی از گوشه ها و قطعات در بین دو فرهنگ مجاور مانند شوشتری دزفولی و بختیاری اشتراک دارند.
گرچه امروزه انواع غذاهای ایرانی در استان خوزستان تهیه می شود ولی غذاهای محلی که از مواد در دسترس و با توجه به شرایط آب و هوایی درست می شوند هنوز جایگاه خاصی دارند. برخی از عادات خوراکی مردم استان خوزستان جالب توجه اند. آن ها خوراک های تابستانی و زمستانی دارند. در تابستان از مهمانان خود با شربت آلبالو، سکنجبین و شربت زعفران پذیرایی می کنند و در زمستان، خرما و ارده به عنوان وسیله پذیرایی استفاده می شود. از لبنیات به مقدار زیاد استفاده می کنند و رنگینک از خوراک های بسیار مقوی و خوش مزه است که در هنگام صرف ناهار و شام مصرف می شود. در این استان در کنار غذاهای محلی و مخصوص استان برای مهمانان تهیه می شود ولی برخی غذاهای محلی در این استان وجود دارند که برای گردشگران جالب است. از جمله مهم ترین غذاهای محلی مردم استان خوزستان ماهی است. قلیه ماهی غذایی خوش مزه و به یاد ماندنی است که در این استان با ماهی و تمبر هندی تهیه می شود. آبگوشت متداول ترین غذای مردم شهر و روستا است.آش دوغ، آش ارده، قلقل، قلیه ماهی، کباب ماهی، ماهی شکم پر، میگو، برزنگک، دال عدسی، درشته( گمنه)، مچبوس، حمیص، خرما گرم، سیر بقله( سیر باقلا)، اوپیازی شادگان، میانگران ایذه، بامدژ اهواز، هورالعظم.

غذاهای محلی:
انواع غذاهای سنتی شامل: اوانوری owanori (آب انار)، ابوقله owboqle(آب باقلا)، آبگوشت، اوعدسowadas، اوماشک owmâs (آب ماش)، اوپیوزی owpiyozi (آب پیاز)، گوینه gevine، اوموهی owmohi(آب ماهی)، برنج، باقلا، آش کارده، اوربنیکwrebenik
شیرینی ها و شربت ها شامل: حلوای آردگندم،حلوای آردبرنج، حلوای شیره خرما، حلوای خرما، پالیلقی، فل، نان شیرینی حلوای سیاه، قرصک، چوخیزورون، مسقطی،حلوای نشاء، حلوای انگشت پیچ
انواع نان شامل: نان تیری، نان بلبل balbal، بلبل کلخنگی balbalekalxongi، شل شلوšolšolu، تودون tavdun
اقوام و زبان
: اعراب، عملهها ، بختیاریها، بالاگریوهها و کولیها از اقوام ساکن در استان هستند. لری، فارسی با لهجههای دزفولی، شوشتری، بهبهانی، آبادانی و خرمشهری (لهجه شهرنشینان) و عربی از زبانهای رایج در خوزستان هستند.
بازیهای سنتیِ اعراب
شاملِ:تُبه- چعب بازی- حیله- عظیم الغطاء- غمازه جیجو- رُکبان-مهابث-راوت یا رُوا- سبط یا ثابت- علی ابو- ُمسگِلَه- اُم ذیوه- لعب لوز- لعب تین-گِلول-گُرگِتَه-شِگَت َبطَن عُمَر
معرفی ِ چند بازی سنتیِ اعراب
عظیم الغطا
در این بازی که در شب های مهتابی انجام می شود تعدادی دور هم جمع می شوند و کسی بر حسب قرعه انتخاب می شود تا تکه استخوانی تهیه کند. سپس بازیکنان دیگر چشمهایشان را می بندند و شخص انتخاب شده در همان لحظه استخوان را به نقطه ای پرت می کند. بعد از آن بازیکنان که چشم خود را باز کرده اند به جستجوی استخوان می پردازند. هر کدام از بازیکنان که استخوان را بیابد به عنوان بردنده محسوب خواهد شد. این بازی در تحقیقات مردم نگاری شهرستان خرمشهر ثبت شده است.
حیلِه
این بازی را بیشتر از همه دختران انجام می دهند. بدین ترتیب پای خود را در بغل می گیرند و می دوند. در این رقابت هر کس بتواند بیشتر بدود برنده خواهد بود. این بازی در تحقیقات مردم نگاری شهرستان خرمشهر ثبت شده است.
گُرگِتَه
این بازی بیشتر در فصل برداشت محصولات، بین دختران و پسران کشاورز انجام می شود. هنگام برداشت خرما ها، بچه ها کلمه “گرگته”را یک نفس ادا کرده و خرماهایی را که روی زمین ریخته شده اند، جمع کرده و در جعبه ها می ریزند. هر کس که بتواند این کلمه را با همان نفس بکشد، و خرمای بیشتری جمع کند، برنده خواهد بود. این بازی در تحقیقات مردم نگاری شهرستان آبادان ثبت شده است.
ُهمِرییَه- hommeriye
در این بازی که در آب انجام می شود تمام افراد شناکنان به سوی جلو حرکت می کنند. فرد انتخاب شده به دنبال آنها شنا می کند. به هر کس که رسید و دستش را روی سر او گذاشت، آن فرد باید پشت سر بقیه قرار گیرد و مانند فرد قبلی همین کار را تکرار نماید. این بازی در تحقیقات مردم نگاری شهرستان شوش ثبت شده است.
ِاحبال(طناب کشی)
وسیله بازی طنابی بلند و محکم است و گاهی مقداری پارچه. در این بازی ابتدا خطی روی زمین می کشند بعد در وسط طناب دو گره در فاصله معین می زنند یا به جای گره، دستمالی در وسط طناب می بندند. هر گروه یک سر طناب را می گیرد و با فرمان سر گروه بازی آغاز می شود. هر کدام از گروهها تلاش می کنند طناب را به سوی خود بکشند. اگر گروهی موفق شود با کشش طناب، گره یا دستمال محدوده گروه مقابلشان را از روی خط مرزی به سوی خود بکشند، برنده خواهند بود. این بازی در تحقیقات مردم نگاری شهرستان شوش ثبت شده است.
بازیهای سنتی لرها و بختیاریها
کله ورووانکkelavaruvânak))- خرس خرسی(xers xersi)-جیزبازی(jizbâzi) یا پندگال(pendegâl (- پشکل غار(peškelegâr)- کاکله مشت یا پوچ بازی(kâkelamošt)- تپ تپو(taptapu)- تل تل(taltal)- بند سرلنگ (bande sare leng)- قاچو- بِتی بازی- چغال( چغه)-دال پِلان-ُگل ُگلرز- قاو- چزگو- جوزو- هِی مِلکی-کاز کیز-کیله پینه-چو چور- طاق پیل- چار پشکلی- خالکی

مراسم قهوه خوری اعراب خوزستان
مراسم قهوه خوری از روزگار دیرین مورد احترام مردم عرب و دارای آیین و رسومات خاص خـــود میباشد.قهوه اولین چیزی است که عربها پس از سلام و خوش آمدگویی با آن از میهمانان خـــــــود پذیرایی میکنند.قهوه جهت پذیرایی از همه افراد قوم و میهمانان فقیر و غنی استفاده میشود.
تناسب آب و هوائى با زندگى کوچنشینى موجب شده که در این استان، بخشى از جمعیت به دامدارى پرداخته و به ییلاق و قشلاق بپردازند. بخش شمالى و شمال شرقى خوزستان شامل مناطق شوش، مسجد سلیمان، دزفول، شوشتر، ایذه تا محدوده باغ ملک و جانکى در شمال رامهرمز محل زندگى ییلاقى ایلات بختیارى و بخشى از ایلات لرستان و ایلام مىباشد.
بخشى از عشایر این استان اعرابى هستند که در طول تاریخ و بهمرور زمان از صحراى عربستان کوچیده و سالهاى دراز در خوزستان ماندگار شدند.
زبان عشایر بومى عربى و عشایر مهاجر استان که فصل زمستان را در مناطق قشلاقى خوزستان مىگذرانند به زبان و گویش خاص (لری) سخن مىگویند.
در بین شهرستانهاى استان خوزستان، شهرستان آبادان فاقد جمعیت عشایر قشلاقى است.
خوزستان بهدلیل دارا بودن ویژگىهاى آب و هوائی، از دیرباز تاکنون، مسکن ایلها و طایفههاى گوناگون بوده است. اقوام کوچنشین این منطقه به سه دسته عمده لر – ترک و عرب تقسیم مىشوند.
رعایت آداب و رسوم و شیوههاى قومی، از مسائلى است که شیخ یا رهبر در نظام عشایرى عرب بر آن تأکید داشت. مجالس سوگوارى با حضور و اعلام وى خاتمه مىیافت و در بقیه مراسم و سنن قومى نیز حضورى فعال داشت.
در بین ایلات ایران، ایلى بهنام لرکى وجود داشته که گذشت زمان آنرا به پراکندگى کشانده است. لرکى به دو زبان ترکى و فارسى شکسته سخن مىگویند.
عروسى در ایل لرکىها با شرط رضایت والدین امکانپذیر است. از روشهاى ازدواج در این ایل همبهرى است. وقتى پدر دختر پسرى ندارد، به پسر خواستگار پیشنهاد مىکند همبهر شود؛ یعنى داماد سرخانه شود. اما کمتر پسرى حاضر به قبول ان مىشود.
در بین لرکىها زن ارزش زیادى دارد. پس از دید و بازدید خانواده پسر، مشاوره مىپردازند و دفعات بعد بهعنوان بازدید با سوغاتى به منزل والدین دختر مىروند و گاهى چند روز آنجا مىمانند. سپس مراسم خواستگارى پیش مىآید. در روز معینى پدر داماد بههمراه عدهاى از ریشسفیدان محل با لباسهاى رسمى سوار بر اسب با هدایائى نظیر کلهقند، چای، توتون، گوسفند به خانه عروس مىروند. خانواد عروس نیز به استقبال آنها رفته و مسافتى را پیاده طى مىکنند. سپس غذا تدارک دیده مىشود. در صورت توافق خانواده? عروس در پایان مجلس، قرار کاغذگیرانى (نامزدی) مىگذراد.
در مجلس نامزدى ریش سفیدان، معتمدین محل و میرزا (نویسنده) در خانه پدر عروس حاضر مىشوند. جلسه مردان و زنان جداگانه است. در مجلس زنان شادى و بزن و بکوب برپا مىشود و دست و پاى عروس را حنا مىبندند. مردان هم مجلس گرمى دارند؛ یکى آواز مىخواند و یکى نى مىزند، بعد بزرگتر محل به میرزا مىگوید که شروع کنیم و وسایل نوشتن حاضر مىشود و مهریه و شیربها و جهیزیه تعیین و ثبت مىشود. حاضران کاغذ نامزدى را امضاء مىکنند و کف مىزنند که به آن ”کف مارکی“ (کف مبارکی) مىگویند. از آن بهبعد دختر نامزد پسر مىشود.
پس از این جلسه در صورت مناسب بودن فصل و آمادگى طرفین عروسى روبهراه مىشود. وگرنه چند ماهى صبر مىکنند که به آن بردبانه مىگویند.
چند روز مانده به عروسى کمکم تدارک عروسى را مىبینند و گاهى نیز اینکار را ازچند ماه پیشتر آغاز مىکنند. تا روز عروسى این کارها انجام گیرد: سفید کردن برنج، آرد کردن گندم، تهیه نان، خرید قند و چاى و توتون و تنباکو، تهیه هیزم، تهیه وسایل پخت و پز، تهیه ترکه جهت بازى مردان، دعوت تشمال (نوزانده)، دعوت قوم و خیش که هر یک مراسم مخصوص بهخود دارد. خداحافظى عروس از خانه پدر و آوردن عروس به خانه داماد نیز مراسم خاص خود را دارد.
بردن جهیز عروس را ”پشا“ مىنامند که شامل قالی، گلیم، جاجیم، بالش، خورجین مىباشد. یکى دو هفته پس از عروسى خانواده عروس، داماد عروس را به شام دعوت مىکنند. این دعوت را ”پاگشونی“ مىنامند.
ازدواج
در گذشته در بین اقوام منطقه ازدواجها بیشتر به صورت درون گروهی بود . دزفولی ها بعد از کسب اجاز? خواستگاری که به آن دلالی (dalâli) می گویند طی مراسمی میزان مهریه و شیر بها را مشخص کرده و اعلام توافق می کنند . دو روز پس از توافق در جلسه خواستگاری جشن شیرینی اشکنون (sirini esksnun ( برگزار شده و نامزدی دو زوج را به بستگان اعلام می کنند . در طی این دوران اقدام به خرید لوازم عقد می کنند و طی مراسمی عقد را به انجام می رسانند .
در گذشته اقلامی مانند سماور ،مسقنه،ظروف مسی،منقل،فرش دستبافت و..جهیزیه عروس را تشکیل می داد.
عروسی
روز عروسی، عروس و داماد را به حمام می روند . چند زن همیشه عروس را همراهی می کنند . زمانی که داماد از حمام بیرون می آید به پیشوازش می روند ? او را بر صندلی می نشانند و به پایکوبی می پردازند کسانی که دعوت شده اند پولی به عنوان هدیه به داماد می دهند که به آن شادباش می گویند . پس از مراسم در زمان بردن عروس و داماد به خانه خود جلوی پای آنها گوسفندی قربانی می کنند .صبح روز بعد از عروسی زنان به دیدن عروس می روند و هر کس هدیه ای تقدیم می کند این رسم را ری گشون (rigusun) می نامند .
نوروز
قبل از فرا رسیدن نوروز همانند یک رسم دیرینه چهارشنبه آخر سال را جشن می گیرند . در گذشته در شب چهارشنبه سوری بوته های خار را در کنار خانه آتش زده ? از روی آن می پریدند و این شعر را می خواندند: زردی من از تو ? سرخی تو از من . مردم به پیشواز نوروز می روند وخود را برای روزهای بهاری آماده کرده و به دید و بازدید می روند . آنها معتقدند اولین شخصی که بعد از تحویل سال وارد خانه شود اگر خوش قدم باشد آن را به فال نیک می گیرند ودر این سال برایشان برکت به همراه دارد . اما اگر شخص فقیری در خانه را بزند آن را بد یمن می دانند .دزفولیها دو سیزده بدر دارند یکی روز سیزده فروردین و دیگری سیزده روز بعد از اول عید که مطابق 14فروردین می باشد و به آن سیزده بعد از عید می گویند و در این دو روز به تفریح در طبیعت می پردازند .
حدودا 4 درصد (دو و نیم میلیون نفر) جمعـیت ایران عـرب تبار هستـند که بـیشتر آنها در استان خوزستان و جزایر خلیج فارس سکنا گزیده اند. به مردم عـرب ساکن نوار ساحلی جنوب، که می توان بسیاری از ویـژگیهای فارس ها را در آنها دید، بندری می گویـند. لباس بلند سنتی مردان عـرب ثوب یا دشداشه و دستاری که بر سر می گذارند “ گتره “ نام دارد. اکثر عـربهای ایران هنوز به زبان عـربی تکلم می کنند.
آغاز کوچ عربها به خوزستان از پیش از اسلام در دوران ساسانیان بوده است. البته پس از اسلام نیز قبایل عرب در پی لشکریان فاتح به سوی کشورهای گشوده شده از جمله مناطقی از ایران کوچ کردند که در خوزستان به علت وجود اعراب پیش از اسلام، پس از اسلام نیز قبایل و عشایر بسیاری به این منطقه آمدند. البته امروزه جمعیت عربهای خوزستان نسبت به اقوام فارسی زبان (بختیاریها، شوشتری و دزفولیها) در اقلیت قرار دارند.
رسوم تولد نوزاد
در گذشته برای جلو گیری از “آل”(نوعی جن که معتقد بودند به زائو آسیب می رساند) ،مک،قیچی و پنجه گرگ بالای سر زائو می گذاشتند .همچنین در روش دیگری پیازی را به سیخ میزدند و آن رادر کنار بستر نوزاد می گذاشتند .آنها این کار را برای جلوگیری از عوض کردن نوزاد توسط”از ما بهتران”انجام میداد ند.اجرت قابله معمولا لباس،مقداری پارچه و شیرینی بود. معمولا اسم اقوام نزدیک نوزاد را بر روی او نمی گذارند زیرا آن را بد شگون می دانند.اسامی افراد درگذشته را نیز به عنوان نام نوزاد تعیین نمی کنند.اسامی مذهبی نیز مرسوم است.در گذشته قبل از تولد نوزاد ،2 نام تعیین میکردند تا درصورت پسر بودن یا دختر بودن نوزاد اسم او از قبل انتخاب شده باشد.
دندان در آوردن کودک
بو دادن مقداری گندم و نخود، از کارهاییست که مادر کودک هنگام دندان در آوردن او،انجام میدهد.نخود و گندم بو داده شده ،به همسایگان داده میشود.همسایگان پس از خالی نمودن ظرف،مقداری شیرینی یا پول خرد در کاسه می ریزند که به این رسم دونگو Dungoمیگویند.
همسر گزینی
اصولا در جوامعی که دارای بافت اجتماعی و فرهنگی سنتی هستند، اجبارها ی اجتماعی در همه حوزه ها دیده میشود.ازدواج نیز از این قاعده جدا نیست.در هنگام همسر گزینی، پسرو دختری که در این جوامع زندگی میکنند، نگاهی نیز به محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی انتخاب خود دارند.در مناطق بختیاری از گذشته این گونه اجبارها وجود داشته است.بدین شکل که والدین گزینه هایی را برای دختر یا پسر نشان میکردند و آنها کمتر می توانستند اعتراضی به این گزینه ها داشته باشند.اما امروزه با افزایش آگاهی والدین در مورد حق طبیعی دختر یا پسر در انتخاب هایشان ، افزایش سطح تحصیلات و افزایش سطح مراودات اجتماعی گزینه ها بیشتر شکل پیشنهاد دارند تا اجبار.البته چنانچه پسری انتخابی غیر از گزینه پیشنهادی خانواده داشته باشد،ممکن است با رفتارهایی مانند طرد شدن ،از سوی خانواده خود مواجه شود که این تنها مختص قوم بختیاری نیست.
در گذشته در جریان همسر گزینی رسمی به نام “ناف بران”مرسوم بوده است. بدین صورت که با به دنیا آمدن نوزاد دختر،ناف او را به نام پسر مورد نظر میبریدند و در عرف محلی میگفتند این دختر ناف بر فلانیست.بر این اساس در آینده بایستی با هم ازدواج میکردند.مردم محل نیز با دانستن این موضوع،هنگامی که دختر به سن ازدواج میرسید،به خواستگاری او نمی رفتند.

گردشگری
قطاری با پنجرههای رو به مزرعه؛ رویایی به نام اگروتوریسم ریلی
گردشگری ریلی و کشاورزیگردشگری دو ظرفیت مکمل برای توسعه پایدار روستایی در ایران هستند، اما به گفته علی مسائلی از فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری، بحران بلیت، نبود ناوگان اختصاصی و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع اصلی پیوند این دو حوزه شده است. او در این گفتوگو از راهکارهایی مثل واگنهای مستقل، تورهای ترکیبی و فروش محصولات کشاورزی در ایستگاهها میگوید و تأکید میکند: بدون برنامهریزی دقیق و شفافیت دادهها، این صنعت به «اتفاقی تصادفی» تبدیل میشود.

پایگاه خبری داوان نیوز: گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری (اگروتوریسم) دو شاخهٔ مهم از گردشگری پایدار هستند که تلفیق آنها میتواند به توسعهٔ متوازن منطقهای، اشتغالزایی روستایی و حفظ محیط زیست کمک کند. گردشگری ریلی، خودِ مسیر سفر را به بخشی از تجربهٔ مقصد تبدیل میکند و کشاورزی گردشگری، فرصت زیستن در مزارع و باغات را برای مسافر فراهم میآورد. در ایران، با وجود ظرفیتهای خطوط ریلی که از مناطق کشاورزی حاصلخیزی عبور میکنند، چالشهایی همچون نبود ناوگان اختصاصی، فقر دادهها، بحران بلیت و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع از پیوند مؤثر این دو حوزه شده است. با این حال، طراحی تورهای فصلی، رویدادهای برداشت محصول و اقامتگاههای ترکیبی میتواند تحولی پایدار در گردشگری داخلی ایجاد کند.
در همین خصوص با علی مسائلی، فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری گفتوگویی صورت گرفته است که در ادامه میخوانید.
آقای مسائلی، با در نظر گرفتن چالشهای گردشگری ریلی، از ارتباط آن با کشاورزی گردشگری صحبت کنیم. آیا این دو حوزه میتوانند مکمل هم باشند؟
صد در صد. اما بگذارید صریح بگویم: تا وقتی گردشگری ریلی تصادفی و بیبرنامه باشد، هیچ پیوند عمیقی با کشاورزی گردشگری شکل نمیگیرد. کشاورزی گردشگری ذاتاً فصلمحور و مکانمحور است. شما نمیتوانید بگویید بیایید سه هفته دیگر برای برداشت زیتون برنامه بریزیم، اما مطمئن نباشید که بلیت قطار گیرتان میآید یا نه.
دقیقاً منظورتان از «تصادفی بودن» چیست؟
بحران بلیت و تمام شدن ظرفیت در کمتر از ۱۵ دقیقه، گردشگری ریلی را به جای یک صنعت برنامهریزیشده، به یک شانس تبدیل کرده است. حالا تصور کنید یک آژانس میخواهد تور «بهار در باغات آذربایجان» بگذارد. باید از قبل بداند که قطار در تاریخ مشخص، با واگن مناسب و پنجرههای وسیع در اختیارش است. اما الان چنین نیست. ما با مشکلی به نام «فقر دادهها» مواجهیم، یعنی شما نمیدانید کدام ایستگاه به کدام مزرعه دسترسی دارد.
پس عملاً الان چنین تورهایی وجود ندارند؟
به صورت محدود و موردی وجود دارند، اما مقیاسپذیر نیستند. مثلاً تور جشنواره آش زنجان موفق بود، چون رویداد ثابتی داشت و هماهنگی با شرکت رجا و راهآهن انجام شد. همین الگو را میشود برای جشنواره انار ساوه، جشنواره گل محمدی کاشان یا برداشت زعفران تربت حیدریه تکرار کرد. اما برای این کار نیاز به ناگان اختصاصی گردشگری داریم با پنجرههای بزرگ که منظره باغات و مزارع را به مسافر هدیه بدهد، نه همان ریلبوسهای حومهای که برای سفر دهساعته طراحی نشدهاند.
چالش قیمت تمامشده را چطور حل میکنید؟
پارادوکس قیمت یکی از گرههای کور است. برای تور کشاورزی، گردشگر معمولاً انتظار سفری مقرونبهصرفه دارد، اما وقتی ما مجبوریم یک رام کامل قطار را چارتر کنیم و راهآهن هم هزینه خروج قطار از مسیر اصلی را از ما میگیرد، قیمت تمامشده آنقدر بالا میرود که نه آژانس کمیسیونی میماند و نه مسافر حاضر به پرداخت است.

راهکار چیست؟
ایده من این است:
۱. به جای چارتر کامل قطار، واگنهای مستقل برای مسیرهای کشاورزی تعریف شود.
۲. تورهای ترکیبی طراحی کنیم. مثلاً قطار تا ورامین، سپس مینیبوس به مزرعه خربزه. یا ترکیب ریلی-دریایی برای قشم و مزارع حرا. این تنوع خدمت، ارزش ادراک شده تور را بالا میبرد.
۳. فروش مستقیم محصولات کشاورزی در ایستگاهها بخشی از هزینه را جبران کند. مسافر هم قطار رفته، هم مزرعه دیده، هم با قیمت مناسب خربزه خریده است.
برخی میگویند زیرساخت کشاورزی گردشگری در ایران ضعیف است. نظر شما؟
کاملاً درست است. اما گردشگری ریلی میتواند محرک ایجاد این زیرساخت باشد. وقتی قطار به یک روستا میآید، روستایی انگیزه میگیرد که مزرعهاش را برای پذیرش گردشگر آماده کند، سرویس بهداشتی بسازد، تابلو بزند. متأسفانه الان به خاطر فقر دادهها، سرمایهگذار نمیداند کدام ایستگاه راهآهن به یک منطقه مستعد کشاورزی نزدیک است. ما نیاز به یک پایگاه داده شفاف داریم که نقشه مزارع، فصول برداشت، ظرفیت پذیرش و فاصله تا ایستگاه را نشان بدهد.
اگر بخواهید یک پیشنهاد عملی برای شروع بدهید، آن چیست؟
پیشنهاد من مسیرهای درون استانی با قطارهای سبک است. مثلاً خط خرمشهر-ایذه در خوزستان. در این مسیر مزارع نخلستان، شالیزار و باغات انار داریم. اگر راهآهن یک رام اختصاصی با پنجرههای بزرگ و سیستم صوتی مناسب بگذارد، و تعرفه چارتر را واقعبینانه کند، ظرف سه ماه میشود اولین «تور قطار و مزرعه» ایران را راه انداخت.
حرف آخر؟
گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری دو بازوی توسعه پایدار روستایی هستند که بدون هم نمیتوانند نفس بکشند. قطار مسافر میآورد، مزرعه تجربه ارائه میدهد و هر دو درآمدزایی میکنند. اما تا وقتی ناوگان اختصاصی نداریم، شفافیت در توزیع بلیت ایجاد نمیشود و بروکراسی اداری جلوی بخش خصوصی را میگیرد، این پیوند فقط روی کاغذ میماند. همانطور که قبلاً گفتم: اجازه ندهید صنعتی که میتواند موتور اشتغالزایی باشد، به یک «اتفاق تصادفی» تبدیل شود.
گردشگری
«فوتشال» در شالیزارهای فریم؛ آیین گِلی کشاورزان برای آغاز فصل زراعی
زمین که حرفش را نمیشود زد؛ اما شالیزارهای فریم، روایتگر داستانی تازهاند: مردانی که پیش از نشا کردن برنج، توپ را در گِل غلت میدهند. نه برای برد و باخت، که برای گفتن “ما هنوز امید داریم”.«فوتشال» در مازندران، فقط یک بازی نیست؛ آئینی است که گلهایش، نماد رشد و شیرجههایش، تجلی عشق به سرزمین مادری است.

پایگاه خبری داوان نیوز: زمین که تا زانو گلآلود است، نه برای راه رفتن که برای شیرجه زدن ساخته شده. اینجا چمن خبری نیست، خبر از «اراده» است. کشاورزان شمال ایران، فصل کاشت نشا را با آیینی آغاز میکنند که نامش «فوتشال» است؛ بازیای که توپ در آن به سختی حرکت میکند، اما دل ها به آسانی به هم نزدیک میشود.
به گزارش خبرنگار ما، این روزها دشت زیبای «فریم» در منطقه دودانگه ساری، میزبان صحنهای کمنظیر است؛ زمینهایی که قرار است به زودی خزانه برنج شوند، پیش از آن به ورزشگاه گِلی تبدیل شدهاند. رسمی که در سالهای اخیر به نمادی دلنشین برای آغاز فصل زراعی در مازندران تبدیل شده: بازی فوتبال در شالیزارهای گِلی.
کشاورزان عاشق فوتبال، پیش از کاشت نشا، گرد هم میآیند تا در زمینی که گل تا زانویشان میرسد، توپی را به حرکت درآورند که مدام در گل فرو میرود. دشواری دویدن، شوت زدن و حتی ایستادن در این شرایط، جذابیتی بینظیر به بازی داده که محلیها آن را «فوتشال» مینامند؛ بازیای که تماشای آن بیشتر از فوتبال حرفهای خنده و هیجان دارد.
اما «فوتشال» فقط سرگرمی نیست. هر شیرجه در گل، هر پاس غلط و هر گلی که با زحمت به ثمر میرسد، روایتی از امید به کشت و کاری پربرکت است. کشاورزان با این آیین، نه تنها نشاط را به دل مزرعه میبرند، بلکه پیام «رشد، شکوفایی و وحدت» را فریاد میزنند.
امسال نیز فصل زراعی در فریم با برپایی این مسابقه پرشور آغاز شده است. آنچه این «فوتشال» را فراتر از یک بازی محلی میکند، پیوند آن با مفاهیم عمیقتری است: تلاش جمعی، همدلی، و تجلی عینی اقتصاد مقاومتی در دل یک سنت حسنه. مردانی که در گل و گِل برای یک توپ میجنگند، همان کسانی هستند که برای تأمین امنیت غذایی کشور بیوقفه تلاش میکنند.
هر گلی که در این زمین گِلی زده میشود، قولی است برای برداشتی پربار. هر شیرجهای، فریاد عشقی است به سرزمین مادری. «فوتشال» شالیزارها به ما یادآوری میکند که هنوز هم میتوان آیین را با امید، کار را با شادی، و کشاورزی را با افتخار پیوند زد. شاید توپ در گل فرو رود، اما روح این مردم هرگز.
زنان و خانواده
بذرهای امید در خاک روستاها
آیا میتوان روستا را از خطر خالی از سکنه شدن نجات داد؟ چگونه میتوان جوانان را به بازگشت به زادگاه خود ترغیب کرد؟ پاسخ این پرسشها را «دهیاران بلدمحلی» در تربت جام، «تعاونی زنان» در دل کویر لوت و «جامعه محلی» حافظ جنگلهای حرا در قشم به طور عینی به ما دادهاند.

پایگاه خبری داوان نیوز: روستای «رشته» در جزیره قشم، روزگاری مانند بسیاری از روستاهای ایران، با چالش مهاجرت جوانان و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد. امروز اما این روستا به یکی از «بهترین روستاهای گردشگری جهان» از نگاه سازمان جهانی گردشگری بدل شده است. این تحول شگفتانگیز، کلید واژهای به نام «احیای جامعهمحور» دارد؛ الگویی که ثابت میکند ماندن و ساختن در روستا، نه تنها ممکن که سودآور است.
به گزارش داوان نیوز، احیا و آبادانی روستاها نیازمند گذار از مدلهای سنتی کمکرسانی به سمت توانمندسازی جوامع محلی با بهرهگیری از داراییهای منحصربهفرد آنهاست. چارچوب و نمونههای عینی ارائه شده در ادامه، نشان میدهند که چگونه میتوان به رشد پایدار در مناطق روستایی دست یافت و روند کاهش جمعیت را معکوس کرد.
اصول پایهای احیای روستایی
جذب و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی بر پایه یک رویکرد چندبعدی استوار است که بر ایجاد زیستبومی پایدار برای زندگی، کار و نوآوری متمرکز است. اصول زیر بنیادین هستند:
– توانمندسازی جوامع محلی: ابتکارات موفق، توسعه مبتنی بر رهبری جامعه محلی را در اولویت قرار میدهند؛ جایی که ساکنان، مشارکتکنندگان فعال و ذینفعان اصلی هستند، نه فقط دریافتکنندگان کمک. این امر، حس مالکیت محلی را تقویت و پایداری بلندمدت را تضمین میکند.
– ایجاد موتورهای اقتصادی: ایجاد فرصتهای اقتصادی مقرونبهصرفه برای توقف مهاجرت و جذب ساکنان جدید امری حیاتی است. این امر اغلب مستلزم حرکت فراتر از کشاورزی سنتی و تنوعبخشی به بخشهایی مانند گردشگری، فناوری و صنایع خلاق است.
– سرمایهگذاری در زیرساختهای توانمندساز: زیرساختهای قابل اطمینان دیجیتال و فیزیکی—شامل دسترسی به اینترنت، حملونقل و خدمات بهداشتی- پایهای غیرقابل چشمپوشی برای زندگی روستایی مدرن و فعالیت اقتصادی است.
– تعهد به پایداری: پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی باید در تمامی طرحهای توسعه تنیده شود. این امر اطمینان میدهد که رشد به بهای از دست رفتن میراث فرهنگی یا محیط طبیعی که منحصربهفرد بودن مناطق روستایی را شکل میدهند، تمام نمیشود.
نمونههای موفق از رنسانس روستایی ایران
روستاهای ایران نمونههای قدرتمند و بومیشدهای از چگونگی اجرای موفق این اصول ارائه میدهند که چندین مورد از آنها مورد تحسین بینالمللی سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) قرار گرفتهاند.
رشته: نمادی از گردشگری جامعهمحل
روستای رشته (سوهیلی) در قشم نشان میدهد که چگونه یک جامعه میتواند اقتصادی در هماهنگی با طبیعت بسازد.
– راهبرد اصلی: گردشگری زیستمحیطی جامعهمحور با محوریت حفاظت از جنگلهای حرا.
– اقدامات کلیدی: مردم محلی قایقهای موتوری پرسروصدا را با کرجیهای ساکت شناور جایگزین کردند تا اکوسیستم را حفظ کنند. خانوادهها نهالهای حرا را در خانه پرورش داده و سپس میکارند که کل جامعه را در حفاظت درگیر میکند. این روستا همچنین از طریق برگزاری جشنوارههای غذایی و بازارهای محلی، گردشگری غذایی را توسعه داده است.
– تاثیر و شناسایی: روستای رشته در سال ۲۰۲۵ به عنوان “بهترین روستای گردشگری” توسط UNWTO انتخاب شد و به الگویی برای گردشگری سبز و مشارکت جامعه تبدیل شده است.
کندلوس: قدرت میراث فرهنگی
روستای کندلوس، واقع در جنگلهای هیرکانی مازندران، نشان میدهد که سرمایه فرهنگی چگونه میتواند محرک توسعه باشد.
– راهبرد اصلی: بهرهگیری از میراث فرهنگی و اقتصاد دانشبنیان.
– اقدامات کلیدی: این روستا یک موزه معتبر تأسیس کرده، بافت تاریخی خود را حفظ کرده و برای محصولات محلی خود برندسازی کرده است. این روستا با راهاندازی مسیر ادبی “مینا و وطنی”، میراث غنی ادبی خود را در گردشگری ادغام کرده است.
– تاثیر و شناسایی: کندلوس که در سال ۲۰۲۵ توسط UNWTO به رسمیت شناخته شد، ثابت میکند که حفاظت فرهنگی میتواند موتوری قدرتمند برای تابآوری اقتصادی و مدلی از گردشگری باارزش و تحت کنترل جامعه باشد.
شفیعآباد: توانمندسازی بیابانی با محوریت زنان
در قلب دشت لوت کرمان، شفیعآباد نمونهای از توانمندسازی اجتماعی است که محرک دگرگونی اقتصادی است.
– راهبرد اصلی: کارآفرینی تعاونی با رهبری زنان.
– اقدامات کلیدی: یک تعاونی زنان به نام “دختران خورشید”، صنایع دستی محلی را احیا کردند و بخشی از سود را برای مرمت قناتهای باستانی صرف کردند. این تلاشها به توسعه گردشگری زیستمحیطی بیابانی، با مدیریت اقامتگاههای بومگردی و تورهای راهنما گسترش یافت.
– تاثیر و شناسایی: انتخاب شفیعآباد توسط UNWTO در سال ۲۰۲۵، برجستهکننده مدلی موفق از پایداری اجتماعی و توانمندسازی زنان است که یک روستای بیابانی را به مقصدی بینالمللی برای گردشگری تبدیل کرده است.
مدل “دهیار، بلد محلی”: دهیاران به عنوان محرک
این برنامه که در تربت جام اجرا شد، اهمیت رهبری محلی در گردشگری را برجسته میکند.
– راهبرد اصلی: توانمندسازی دهیاران به عنوان راهنمایان محلی رسمی.
– اقدامات کلیدی: به دهیاران آموزش داده شد تا به عنوان سفیران فرهنگی عمل کنند و بینش عمیقی از تاریخ، طبیعت و آداب و رسوم محلی به گردشگران ارائه دهند. بهبود زیرساختها، مانند اتوبوسهای گردشگری و اینترنت بهتر، از این ابتکار حمایت کرد.
– تاثیر و شناسایی: این برنامه در طول تعطیلات نوروز ۱۴۰۳، میزبان بیش از ۱۰,۰۰۰ گردشگر بود و نشان داد که سرمایهگذاری در سرمایه انسانی محلی، راهبردی بسیار موثر برای احیای روستایی است.
چارچوب راهبردی برای جذب و ماندگاری در روستاها

نتیجهگیری و مسیر پیش رو
نمونههای رشته، کندلوس، شفیعآباد و برنامه “دهیار” نقشه راه روشنی ارائه میدهند. آنها نشان میدهند که کلید جذب و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی، نه تقلید صرف از مدلهای شهری، بلکه تقویت استراتژیک ویژگیهای متمایز روستایی است. موفقیت از طریق موارد زیر حاصل میشود:
– تقدیس ویژگیهای خاص محلی و پرهیز از راه حلهای یکسان برای همه.
– قرار دادن جامعه در رانندگی پروژههای توسعه.
– ساخت اقتصادهایی که در هماهنگی با محیط زیست و فرهنگ محلی کار میکنند.
این امر مستلزم تلاش صبورانه و مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. با درس گرفتن از این نمونههای موفق، سایر جوامع روستایی میتوانند مسیرهای منحصربهفرد خود را به سوی آیندهای پویا و پایدار ترسیم کنند.
سنجش و تولید4 هفته پیشمدیرعامل مرغک: افق ۱۴۰۶ ما ارزشآفرینی منطقهای است / تورم متوقفمان نکرده است
بیمه4 هفته پیشبیمه گندمکاران: پوشش کامل، حق بیمه رایگان، غرامت ۱۵۰ درصدی
سنجش و تولید4 هفته پیشقیمت جدید شیر، ماست و پنیر اعلام شد / جدول نرخ مصوب چهار محصول لبنی پرمصرف
دانستنی ها2 هفته پیشمجموعۀ کامل ستون تغییر اقلیم نشریه طبیعت ایران منتشر شد
دانستنی ها3 هفته پیشهشدار سازمان حفظ نباتات: حذف قطعی علفکش «لینورون» از مزارع ایران
اصناف4 هفته پیشنهادههای مرغداری ۵ برابر شد، تسهیلات ۵۰ همتی بلاتکلیف ماند
سردبیر4 هفته پیشپارادوکس تنباکوی ایران: تولیدکننده سوم خاورمیانه، واردکننده خالص جهان
سرخط4 هفته پیشتسهیلات تشویقی برای اجرای آییننامه بند «خ» ماده ۷۱ قانون برنامه هفتم




















