با ما همراه باشید

گوناگون

سه ماه مانده به پایان سال آبی؛ گاوخونی از حقابه زاینده‌رود محروم شد

منتشر شده

در

پایگاه خبری Da1news;  سه ماه مانده به پایان سال آبی ۱۴۰۱- ۱۴۰۲ جدول منابع و مصارف حوضه آبریز زاینده رود در حالی ابلاغ شده که نیاز آبی پهنه ۴۷ هزار هکتاری تالاب بین المللی گاوخونی نادیده گرفته شد.

خبرگزاری اخبار کشاورزی Da1news به نقل از مهر  برپایه آمار سازمان هواشناسی از ابتدای سال آبی (مهرماه ۱۴۰۱) تاکنون یکهزار و ۵۰۰ میلیمتر در کوهرنگ سرشاخه اصلی حوضه آبریز زاینده‌رود بارندگی ثبت شده و در سایر زیر حوضه‌ها و رودخانه‌هایی که به زاینده‌رود می‌ریزند بویژه در غرب و جنوب استان نیز بارش‌ها مطلوب و حتی بالاتر از میانگین دوره بلند مدت بوده است.

سهم صفر گاوخونی از آورد رودخانه زاینده‌رود

با وجود این وزارت نیرو جدول منابع و مصارف این سال پربارش آبی را پس از گذشت ۹ ماه در حالی تدوین و ابلاغ کرد که سهم تالاب بین‌المللی گاوخونی بعنوان حقابه دار اصلی حوضه زاینده‌رود از بیش از یک میلیارد و یکصد میلیون مترمکعب آورد پیش‌بینی شده در این سال، صفر است.

طبق آنچه که در جدول منابع و مصارف حوضه آبریز زاینده رود در سال آبی کنونی برای محیط‌زیست در نظر گرفته شده ۶۳ میلیون مترمکعب آب تحت عنوان پایدار سازی جریان رودخانه است که برابر با میزان تخصیص سال آبی گذشته ۱۴۰۰- ۱۴۰۱ با میزان بارش کمتر بوده اما در عمل آبی جز سیلاب به سمت گاوخونی رهاسازی نشد.

طی ۳ سال اخیر تنها آبی که به گاوخونی رسیده است سیلاب ناچیز هشتم مرداد سال ۱۴۰۱ و سرریز رودخانه شور دهاقان به زاینده‌رود در ۲۷ بهمن ماه سال گذشته بوده و جریان کمتر از ۵۰۰ لیتر پساب فاضلاب جنوب و زهاب‌های کشاورزی تنها رطوبت بند شاخ کنار در فاصله ۱۰ کیلومتری تالاب را توانسته حفظ کند.

سهم بندی و تخصیص عجیب وزارت نیرو و شرکت آب منطقه‌ای اصفهان برای پایداری محیط‌زیست رودخانه و نادیده گرفتن تالاب بین المللی گاوخونی در حالی است که سازمان حفاظت محیط‌زیست نیاز آبی این تالاب را براساس سال‌های کم بارش، نرمال و پربارش مشخص کرده است بطوری که برای مثال در سال‌های کم بارش سهم نیاز آبی تالاب گاوخونی که وزارت نیرو باید تأمین کند ۱۷۶ میلیون مترمکعب و محیط زیست و پایداری جریان رودخانه زاینده‌رود ۱۳۷ میلیون مترمکعب تعیین شده است.

در سال پربارش آبی امسال در حوضه زاینده رود حقابه تالاب بین المللی گاوخونی در حالی نادیده گرفته شده که پیش‌تر علی سلاجقه رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در سفر به اصفهان به خبرنگار مهر گفته بود که اگر قرار باشد امسال هر گونه آبی در زاینده رود جاری شود حتماً به میزان همان آب باید به گاوخونی برسد، پیگیر این مهم هستیم و وزارت نیرو مکلف است طبق سه حالت شرایط کم‌آبی، میان آبی و پر آبی که به این وزارتخانه ارائه دادیم حقابه گاوخونی را در ورودی تالاب (بند شاخ کنار) تحویل دهد.

هفت میلیون مترمکعب آب از سرریز جریان سیلابی رودخانه شور دهاقان و زهاب‌های کشاورزی شرق اصفهان طی بهمن و اسفند سال گذشته به تالاب بین المللی گاوخونی رسید، این در حالی بود که حسن ساسانی مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان در نشست خبری اسفندماه گذشته با اشاره به هدایت ۱۲ میلیون مترمکعب جریان سیلابی به سمت تالاب در آن ایام، اظهار داشت: آرزو داریم با بارش‌های فروردین ماه بتوانیم حجم آب بیشتری به سمت گاوخونی رهاسازی شود.‌

مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با تاکید بر اینکه آب موجود در رودخانه را کنترل کنیم و بخش عمده آن آورد میان حوضه‌ای است، اعلام کرد: در برنامه جدول منابع و مصارف که بزودی ابلاغ و سهم هر بخش مشخص خواهد شد و پیش بینی می‌شود سال آبی کنونی حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب آورد رودخانه باشد آنچه که آورد میان حوضه است و آنچه که در جدول منابع و مصارف برای محیط زیست پیش بینی می‌شود، تلاش داریم تمام آن را به سمت تالاب گاوخونی هدایت کنیم.

برغم ابراز امیدواری مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، سهم نیاز آبی تالاب گاوخونی در جدول منابع و مصارف امسال در حالی صفر شده که تمام پهنه ۴۷ هزار هکتاری گاوخونی در قلب فلات ایران خشکیده و تشنه آب بوده و این درحالی است که برای کشت تابستانه نیز تخصیص‌هایی در نظر گرفته شده است.

حقابه گاوخونی ۴۶۰ میلیون مترمکعب در سال‌های نرمال بارشی

در همین پیوند علی ارواحی متخصص زیست‌بوم‌های تالابی کشور به خبرنگار مهر می‌گوید: این شرایط بسیار دردناک است زیرا در سال آبی که یک‌هزار و ۵۰۰ میلیمتر بارش در سطح حوضه آبریز زاینده‌رود ثبت شده تنها ۶۳ میلیون مترمکعب بعنوان پایدار سازی جریان آب در رودخانه زاینده رود تعریف شده که بعید است این میزان آب در پایین دست به تالاب برسد و این در حالی است که همزمان برای مدیریت سیلاب‌ها و جریانات سیلابی نیز بطور مؤثر کار مهمی در اصفهان انجام نشده است.

وی با اشاره به اینکه حقابه گاوخونی در شرایط خشکسالی ۱۷۶ میلیون مترمکعب در سال و در سال‌های نرمال بارشی، ۴۶۰ میلیون مترمکعب است، خاطرنشان می‌کند: در نظر بگیرید وسعت ۴۷ هزار هکتاری تالاب گاوخونی برای اینکه بتواند کارکردهای اکوسیستمی و زیست محیطی خود را داشته باشد نیازمند دریافت چنین منابع آبی است اما متأسفانه شاهد هستیم مقدار آبی که امسال به رودخانه زاینده رود تخصیص داده شده شاید چیزی نزدیک به یک دهم حقابه تالاب است که بی تردید به تالاب نمی‌رسد.

متخصص زیست‌بوم‌های تالابی ادامه می‌دهد: در نظر بگیرید حتی اگر در مسیر انتقال بهره برداری غیر مجاز و غیر قانونی توسط بخشی از بهره برداران، کنترل شود مسئله دیگری چون نفوذ سطحی، زیر زمینی و تبخیر آب سطحی است که قطعاً این میزان آب هم در اختیار تالاب قرار نمی‌گیرد و همچنان شاهد تداوم مشکلات تالاب گاوخونی خواهیم بود.

تشدید فرونشست دشت‌های اصفهان با تداوم خشکی گاوخونی

ارواحی با اشاره به پیامدها و چالش‌های خشکی تالاب گاوخونی، تصریح می‌کند: از جمله مشکلات ناشی از خشکی گاوخونی که بسیار مهم است موضوع تشدید فرونشست در دشت‌های استان اصفهان است که بسیار بسیار پراهمیت و برای تضمین سلامت زیرساخت‌ها و تداوم ابنیه تاریخی ما و سلامت جوامع شهری و روستایی بسیار بسیار پر ریسک است.

وی می‌افزاید: علاوه بر تشدید فرونشست زمین، انتشار گردوغبار از بستر گاوخونی را خواهیم داشت که بدلیل انتقال پساب‌ها و زهاب‌های کشاورزی به تالاب عناصر شیمیایی در بستر تالاب انباشت می‌شود. گردوغباری که از بستر گاوخونی منتشر شود آلوده به عناصری چون کادمیوم خواهد بود که بشدت سلامت جوامع انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

متخصص زیست بوم‌های تالابی با بیان اینکه خشکی تالاب گاوخونی به تداوم بهره برداری کشاورری آسیب می‌زند، می‌گوید: متأسفانه در صورت ادامه دار بودن این وضعیت به مروز زمان شاهد خواهیم بود که اراضی کشاورزی پتانسیل حاصلخیزی را از دست می‌دهند.

افرایش مهاجرت و حاشیه‌نشینی با تداوم خشکی گاوخونی

ارواحی خاطرنشان می‌کند: تداوم خشکی گاوخونی نرخ مهاجرت را افزایش می‌دهد و گسترش حاشیه‌نشینی در نتیجه پدیده مهاجرت است و اگر شرایط گاوخونی به همین شکل باقی بماند عملاً فرصت‌های شغلی که با گردشگری فراهم می‌شود به فرصت‌های مولد تبدیل نمی‌شوند و در نتیجه چالش‌ها بخش‌های دولتی برای ایجاد اشتغال افزایش می‌یابد.

وی می‌افزاید: باید توجه داشت که ریزگردهای گاوخونی چهار استان کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این مسئله در خود اصفهان که بسیار گردشگر پذیر است و پتانسیل گردشگری تاریخی و طبیعی بالایی دارد بسیار آسیب زا است زیرا ممکن است جذابیت استان اصفهان را برای جذب گردشگر پاین بیاورد و رونق اقتصادی گردشگری تحت تأثیر قرار گیرد.

وزارت نیرو موظف به تأمین حقابه گاوخونی است

آرزو اشرفی زاده مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور نیز با بیان اینکه متأسفانه در سال‌های اخیر هیچ آبی به تالاب گاوخونی نرسیده است، به خبرنگار مهر می‌گوید: در سال ۱۳۹۸ نیز که بارندگی‌های شدید داشتیم و بیش از ۲ هزار میلیمتر در کوهرنگ بارندگی شد، باز هم به گاوخونی آب قابل توجهی داده نشد.

وی با بیان اینکه طبق قانون سازمان محیط‌زیست مکلف به تعیین نیاز آبی تالاب‌ها و وزارت نیرو موظف به تأمین آب برای آنهاست، خاطرنشان می‌کند: با پیگیری‌هایی که انجام دادیم، نیاز آب محیط‌زیستی تالاب گاوخونی را بارها طی مکاتبات متعدد به وزارت نیرو اعلام کردیم و وزارت نیرو مکلف است که برنامه تخصیص خود را بر مبنای شرایط اقلیمی تعیین کرده و حقابه به گاوخونی تخصیص دهد.

احمد وحیدی وزیر کشور نیز در بازدیدی که ۲۸ اردیبهشت امسال از تالاب گاوخونی داشت، با بیان اینکه وزارت نیرو مسئول تأمین حقابه گاوخونی است، تاکید کرد: احیای این تالاب دارای اهمیت زیست محیطی بوده و جزو برنامه‌های دولت است که امیدواریم با راهکارهای مناسب و امکان پذیر احیای تالاب تحقق یابد.

وی بر لزوم اصلاح الگوی کشت اشاره کرد و گفت: این مهم جزو طرح‌هایی است که روی آن کار شده و آماده است و اجرای آن منابع مالی نیاز دارد که تأمین می‌شود.

به گزارش مهر، در ۲ سال اخیر رئیس جمهوری، وزیر کشور، وزیر نیرو و رئیس فراکسیون محیط‌زیست مجلس شورای اسلامی از وضعیت تالاب بین المللی گاوخونی بازدید و بر احیای آن تاکید کردند. با وجود این وزارت نیرو همچنان تلاش دارد که نیاز آبی گاوخونی را نه از حوضه ابریز زاینده‌رود که از محل سیلاب‌های فصلی و احتمالی تأمین کند و در جدول منابع و مصارف یکی از پربارش‌ترین سال‌های آبی سهمی برای حقابه دار اصلی فلات مرکزی ایران در نظر نگرفته است.

این در حالی است که قانون حفاظت و احیای تالاب‌ها، وزارت نیرو را به تأمین حقابه تالاب مکلف کرده و در بند ب ماده ۳۸ قانون برنامه ششم توسعه نیز بر حفاظت، احیا، مدیریت و بهره‌برداری مناسب از تالاب‌های کشور با مشارکت دستگاه‌های اجرایی و جوامع محلی به‌ویژه در ارتباط با تالاب‌های ثبت‌شده در کنوانسیون رامسر مانند گاوخونی تاکید شده که ضمن حفاظت و تثبیت، در روند بهبود قرار گیرند اما شوربختانه آنچه که در گاوخونی شاهد هستیم تبدیل یک تالاب بین المللی به بیابان است.

ادامه مطلب
پیام ما
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سردبیر

منابع آزادشده؛ فرصت یا تهدید؟ / هشدار اتاق ایران درباره تکرار خطاهای برجام

رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با آسیب‌شناسی دوره برجام تأکید کرد: «موتور تاب‌آوری اقتصاد در دوران تحریم، دیگر توان گذشته را ندارد» و خواستار مشارکت واقعی بخش خصوصی در سازمان‌دهی سرمایه‌های آزادشده شد، تا رشد اقتصادیِ صرفاً آماری، جای خود را به توسعه عادلانه و اشتغال‌زایی پایدار بدهد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با هشدار نسبت به تکرار تجربه ناقص دوره برجام، اعلام کرد که ورود منابع مالی جدید به کشور، بدون «سازمان‌دهی سرمایه با محوریت بخش خصوصی» و اصلاح نظام بانکی، نه تنها به رشد پایدار منجر نمی‌شود، بلکه به دلیل تمرکز ۸۵ درصدی سود در اختیار نهادهای عمومی، خطر تشدید ناترازی‌های ساختاری را به همراه دارد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی داوان‌نیوز، سی‌وسومین نشست از دوره دهم هیات نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، میزبان ارائه گزارشی راهبردی از سوی عیسی منصوری، رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، با محوریت «ضرورت تخصیص بهینه منابع آزادشده» بود. منصوری با اشاره به چشمانداز ورود جریان‌های مالی قابل‌توجه به اقتصاد کشور در پی توافقات اخیر، بر ضرورت تدوین چارچوبی دقیق، شفاف و مشارکت‌محور برای مدیریت این منابع تأکید کرد و هشدار داد که بدون بازطراحی نظام تخصیص، امکان هدررفت سرمایه‌های حیاتی وجود دارد.

سرمایه‌گذاری هوشمند؛ پیش‌نیاز بهره‌وری ملی
منصوری در آغاز سخنان خود با یادآوری تجربه دوره برجام، خاطرنشان کرد که مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با واکاوی دقیق داده‌های آن دوره، به این نتیجه رسیده است که صرفِ آزادسازی منابع بدون ایجاد سازوکار سازمان‌دهی سرمایه با مشارکت فعال بخش خصوصی، نه‌تنها به رشد پایدار نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند به ناترازی‌های جدید دامن بزند. وی تأکید کرد:پیش‌بینی می‌شود به دنبال توافقات صورت‌گرفته، منابع قابل‌توجهی به کشور وارد شود؛ بنابراین باید با دقتی بی‌نظیر و بر اساس اولویت‌های ازپیش‌تعیین‌شده، این منابع را به‌گونه‌ای تخصیص دهیم که به‌رغم محدودیت‌ها، بهره‌وری ملی ارتقا یابد.

اصلاح نظام بانکی و اتصال زنجیره‌های تولید؛ دو رکن کلیدی
رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، دو محور اساسی را برای موفقیت این فرآیند برشمرد:
۱. اصلاح نظام بانکی برای مدیریت ریسک و هدایت نقدینگی به سمت فعالیت‌های مولد؛
۲. ایجاد پل‌های ارتباطی میان بنگاه‌های داخلی و خارجی به‌گونه‌ای که زنجیره ارزش در اقتصاد ملی تقویت شود.

منصوری بر لزوم فراهم‌سازی «فرصت برابر برای همه فعالان اقتصادی» تأکید کرد و گفت: باید زمینه‌ای ایجاد شود که بنگاه‌ها، فارغ از اندازه، بتوانند مسیر توسعه خود را تعریف کنند و در این میان، نقش تسهیل‌گری دولت و اتاق بازرگانی حیاتی است.

رشد اقتصادی در سایه بنگاه‌های کوچک؛ اما سود در انحصار معدود نهادها
منصوری در بخش دیگری از گزارش خود، به بررسی ساختار بنگاه‌های اقتصادی ایران پرداخت و با استناد به آمارهای رسمی، اعلام کرد که ۹۶ درصد بنگاه‌های فعال در کشور، خرد و تنها نیم‌درصد آنها بزرگ هستند. وی با اشاره به سهم ۸۵ درصدی بنگاه‌های کوچک و متوسط در اشتغال‌زایی، این گروه را موتور اصلی ایجاد شغل دانست، اما در عین حال هشدار داد: متأسفانه بیش از ۸۵ درصد سود شرکت‌های سودده، به یک درصد از بنگاه‌ها تعلق دارد که عمدتاً نهادهای عمومی غیردولتی هستند. این یعنی ساختار سود و قدرت اقتصادی در کشور به شدت متمرکز است و این تمرکز، تاب‌آوری اقتصاد را در دوران تحریم کاهش داده است.

وی افزود که این بنگاه‌های یک‌درصدی، پیش از تحریم‌ها نقش موتور تاب‌آوری دولت را ایفا می‌کردند، اما در سال‌های اخیر، آسیب‌های جدی دیده‌اند و دیگر ظرفیت گذشته را ندارند؛ بنابراین نباید چشم‌انداز توسعه را منحصر به آنها دانست.

تجربه برجام؛ رشد نامتوازن و درس‌های ناگفته
رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با اشاره به اینکه اوج رشد اقتصادی کشور در دو سال ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ (دوره برجام) ثبت شده و در آن بازه وضعیت اشتغال نیز بهبود یافته، اما تأکید کرد که بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد «بخش قابل‌توجهی از این بهبود در حوزه‌هایی رخ داده که رشد اقتصادی تأثیر مستقیمی بر آنها نداشته است.» به گفته منصوری، این ناهمگونی نشان می‌دهد که تخصیص منابع در آن دوره نیز با کاستی‌هایی همراه بوده و تکرار آن بدون اصلاح ساختاری، خطایی استراتژیک خواهد بود.

مالکیت و اندازه بنگاه؛ معیارهای اصلی تخصیص منابع
منصوری در جمع‌بندی گزارش خود، بر ضرورت شکل‌گیری «چارچوبی جامع» برای تخصیص منابع تأکید کرد و گفت: در زمان توزیع منابع آزادشده، نباید صرفاً به متغیرهای کلان اقتصادی توجه کنیم؛ بلکه نوع مالکیت، اندازه بنگاه و میزان اشتغال‌زایی هر واحد باید به عنوان شاخص‌های کلیدی مدنظر قرار گیرد. سازمان‌دهی سرمایه باید با مشارکت واقعی بخش خصوصی تعریف شود تا هم عدالت اقتصادی برقرار گردد و هم کارایی افزایش یابد.

وی در پایان از همه فعالان اقتصادی، نهادهای سیاست‌گذار و نمایندگان مجلس خواست تا با نگاه به آینده و عبرت از گذشته، مسیری را ترسیم کنند که در آن، منابع نه‌تنها به عنوان یک «فرصت»، بلکه به‌مثابه «ابزاری برای تحول ساختاری» دیده شوند.

ادامه مطلب

گوناگون

«سرخدار» به شبکه یک می‌آید؛ روایتی از تقابل جنگلبانان و قاچاقچیان چوب

مجموعه تلویزیونی «سرخدار» با مشارکت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تولید و به‌زودی از شبکه یک سیما پخش خواهد شد؛ داستانی که در آن، عمار تفتی و مجید پتکی در نقش‌هایی متضاد، نبرد میان حفاظت از طبیعت و تخریب آن را به تصویر می‌کشند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: جنگل‌های سرخدار این بار به تلویزیون می‌آیند؛ جایی که عمار تفتی برای نجات درختان می‌جنگد و مجید پتکی در نقش یک قاچاقچی، طبیعت را به بهای سود شخصی به آتش می‌کشد. سریال «سرخدار» به‌زودی از شبکه یک، میزبان تقابلی نفس‌گیر میان سبز و سوداست.

به گزارش مرکز روابط عمومی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مجموعه تلویزیونی «سرخدار» با محوریت کشمکش میان حافظان محیط زیست و متخلفان عرصه های طبیعی، به زودی از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. این سریال که با مشارکت این سازمان و معاونت امور استانهای صدا و سیما تولید شده، نگاهی جدی به بحران های زیست محیطی و چالش های پیش روی جنگل های ایران دارد.

در این مجموعه، عمار تفتی در نقش یک جنگلبان متعهد ظاهر میشود که با تمام وجود برای حراست از جنگلهای سرخدار و منابع طبیعی کشور تلاش میکند. در سوی مقابل، مجید پتکی نقش سوداگری چوب را بر عهده دارد که با نادیده گرفتن اصول زیست محیطی، طبیعت را قربانی منافع شخصی خود میسازد. تقابل این دو شخصیت، به عنوان دو قطب خیر و شر، روایت اصلی داستان را شکل میدهد و مخاطبان را با فراز و نشیب های پرتنشی همراه خواهد کرد .

حضور این دو بازیگر در نقشهای مثبت و منفی، فضایی جذاب و متفاوت به سریال بخشیده و آن را به اثری قابل توجه در حوزه نمایشهای اجتماعی-زیستمحیطی تلویزیون تبدیل کرده است . سریال «سرخدار» با نگاهی مستندگونه و داستانی پرکشش، تلاش دارد تا اهمیت صیانت از عرصه های طبیعی و خطرات ناشی از تخریب و قاچاق چوب را به تصویر بکشد.

ادامه مطلب

سنجش و تولید

مهندسی مجدد نظام انتقال دانش کشاورزی؛ گذار از ترویج سنتی به اکوسیستم نوآوری

در راستای کاهش فاصله میان تحقیقات دانشگاهی و نیازهای عرصه تولید، تفاهم‌نامه‌ای با ۱۰ بند عملیاتی بین مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی و انجمن ترویج و آموزش کشاورزی ایران به امضا رسید که محورهای آن از راه‌اندازی شبکه مزارع الگویی تا مشارکت در سیاستگذاری قوانین بالادستی را پوشش میدهد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: با امضای تفاهمنامه همکاری راهبردی میان مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی و انجمن ترویج و آموزش کشاورزی ایران، دو نهاد متعهد به اجرای ۱۰ محور عملیاتی شامل راهبری مزارع الگویی، بازنگری نظام آموزشی، ارزیابی اثربخشی و همسوسازی پژوهش با نیاز اجرا گردیدند.

به گزارش خبرنگار داوان‌نیوز، انعقاد تفاهمنامه همکاری میان مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی (وابسته به سازمان تات) و انجمن ترویج و آموزش کشاورزی ایران، که امروز (شنبه) با امضای دکتر ابوالفضل فرجی و دکتر امیر علم‌بیگی رسمیت یافت، نه یک رویداد تشریفاتی، بلکه پاسخی ساختاریافته به چالش دیرپای «فاصله میان یافتههای پژوهشی و نیازهای عرصه تولید» در بخش کشاورزی کشور محسوب میشود. این سند با ۱۰ محور عملیاتی، تلاش دارد تا با ایجاد پیوند نهادی میان حاکمیت و جامعه علمی-صنفی، نظام ترویج را از یک فعالیت حاشیهای به موتور محرک بهرهوری تبدیل کند.

پچرایی و بستر شکل‌گیری تفاهمنامه
بخش کشاورزی ایران طی دهه‌های گذشته همواره با ناترازی میان پژوهش‌های دانشگاهی و اجرا در مزرعه مواجه بوده است. مؤسسه آموزش و ترویج کشاورزی، به عنوان متولی رسمی نظام انتقال دانش در وزارت جهاد، و انجمن ترویج و آموزش کشاورزی ایران، به عنوان نهاد علمی-صنفی مرجع، با درک این خلأ، تصمیم به عقد تفاهم‌نامه‌ای گرفته‌اند که در آن به جای تکیه بر همکاریهای موردی، بر ساختاردهی نهادی و نهادینه‌سازی فرآیندها تأکید شده است. این رویکرد، نشان‌دهنده گذار از فعالیت‌های مقطعی به سیاستگذاری پایدار در نظام ترویج است.

تحلیل محتوایی مفاد تفاهمنامه (۱۰ محور در ترازوی کارشناسی)
بررسی بندهای دهگانه این تفاهمنامه، نشان از اولویت‌یابی دقیق و پاسخگویی به نیازهای روز بخش کشاورزی دارد:

– از مزرعه الگویی تا دانشگاه کاربردی (بندهای ۱ و ۶): راه‌اندازی شبکه ملی مزارع الگویی در کنار همسوسازی پژوهش‌های دانشگاهی با نیاز اجرا، حلقه گمشده میان تئوری و عمل را هدف گرفته است. این دو بند، در صورت اجرا، میتوانند الگوی جدیدی از «آموزش در محل تولید» را رقم بزنند.

– نظام صلاحیت حرفهای (بند ۴): تدوین استانداردهای صلاحیت برای فعالان بخش کشاورزی، گامی اساسی برای خروج از آموزشهای سنتی و ورود به عصر حرفه‌ای‌گرایی مبتنی بر شایستگی است. این رویکرد، با برنامه‌های تحول‌آفرین وزارت جهاد در حوزه اقتصاد دانشبنیان همخوانی کامل دارد.

– ارزیابی اثربخشی (بند ۵): یکی از نقاط کور نظام ترویج، نبود سنجش دقیق بازگشت سرمایه آموزش بوده است. تدوین نظام ارزیابی عملکرد ترویجی در این تفاهمنامه، امکان اندازهگیری اثرگذاری واقعی فعالیتها را فراهم خواهد کرد.

– توانمندسازی زنان روستایی و عشایری (بند ۳): اختصاص یک بند مستقل به این موضوع، نشان‌دهنده رویکرد عدالت‌محور و توجه به قشر مغفول مانده در نظام آموزش کشاورزی است.

– سیاست‌گذاری بالادستی (بند ۱۰): حضور این تفاهمنامه در عرصه تدوین قوانین ترویج در تعامل با مجلس و سازمان تات، از عزم دو طرف برای تأثیرگذاری بر چارچوب‌های کلان حکمرانی کشاورزی حکایت دارد.

نقاط قوت و چالشهای پیشرو
نقاط قوت:
– جامعیت موضوعی (از آموزش تا سیاستگذاری)
– رویکرد نهادی و فرابخشی
– تأکید بر استانداردسازی و سنجش اثربخشی

چالشهای اجرایی:
– نیاز به تأمین منابع مالی و اعتباری مشخص برای اجرای هر ۱۰ بند
– لزوم تعریف سازوکارهای نظارتی شفاف برای جلوگیری از تبدیل شدن تفاهمنامه به یک سند روی کاغذ
– ضرورت هماهنگی میان ساختارهای موازی در وزارت جهاد و سایر دستگاهها

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، با توجه به محتوای تفاهم‌نامه و سطح امضاکنندگان، این سند می‌تواند نقطه عطفی در تحول نظام ترویج کشاورزی ایران باشد، مشروط بر اینکه:
– دبیرخانه مشترک با اختیارات کافی تشکیل شود.
– نقشه راه زمانبندی شده برای هر یک از ۱۰ بند تدوین گردد.
– گزارشهای ارزیابی دورهای به صورت شفاف منتشر شود.

در نهایت، آنچه این تفاهمنامه را از صدها سند مشابه متمایز میکند، رویکرد سیستمی و هدفگذاری مبتنی بر نیاز مزرعه است. اگر این رویکرد با اراده اجرایی و اعتبارات کافی همراه شود، میتوان شاهد تحول اساسی در نرخ بهرهوری و پذیرش فناوری توسط کشاورزان ایرانی در افق ۱۴۱۰ بود.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار