گردشگری
برداشت محصولات کشاورزی؛ رسم زیبای «هیاری» در میان قوم بختیاری

پایگاه خبری Da1news: «هیاری» در فرهنگ بختیاری به معنای همیاری است، رسمی که شاید در بسیاری از شئون زندگی آنها جاری باشد ولی در فصل برداشت محصولات کشاورزی بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا میکند.
به گزارش اخبار کشاورزی Da1news به نقل از خبرگزاری مهر، همیاری در فرهنگ بختیاری «هیاری» خوانده میشود و یکی از آداب نیک این قوم برای کمک به همدیگر است؛ هرچند این فرهنگ خوب را میتوان در بسیاری از شئونات زندگی آنها پیدا کرد ولی زمان برداشت محصولات کشاورزی یا همان فصل درو، این فرهنگ خیرخواهانه بیش از هر زمان دیگری جلوهگری میکند.
شخم زدن و درو کردن محصولات کشاورزی، ساخت خانه با سنگ و روکش کاهگلی، ساخت مرز بین اراضی کشاورزی و باغات و حتی گلاندود کردن سقف منازل با هدف جلوگیری از چکه کردن سقف که امروزه آن را با ایزوگام انجام میدهند، همه کارهایی بود که در گذشته به نیروی کار زیادی نیاز داشت و بختیاریها با همین فرهنگ «هیاری» به همدیگر کمک میکردند.
هرچند برداشت محصولات کشاورزی و یا ساخت خانهها و دیوار اراضی کشاورزی از حالت سنتی خارج و مدرنیته شده و شاید از تجهیزات و ماشینآلات کشاورزی یا حتی مصالح ساختمانی مدرن برای انجام کارهای مذکور استفاده شود ولی فرهنگ دیرینه «هیاری» همچون دیرباز در قوم بختیاری جریان دارد و مردم با ابزار روز سنت دیرینه خود را حفظ میکنند.
مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین) خواننده بختیاری در یکی از آهنگهای بختیاری خود به فرهنگ «هیاری» اشاره کرده است؛ در این متن آمده است: «بیوین ریم هیاری به مال بالا / غلهها نچیده مندن سرپا / صو تا پسین درو کنیم پای غله هانه / درگل برن پاک بکن جا خرمنانه».
«هیاری» کاری خداپسندانه
یکی از ساکنان روستای اسلامآباد شهرستان اندیکا در گفتگو با خبرنگار مهر بیان میکند: برداشت محصولات کشاورزی که بیشتر گندم هستند از ۲۰ اردیبهشت شروع شده و حدوداً تا بعد از ۱۵ خرداد ادامه دارد؛ خودمان نهایتاً ۲ هکتار زمین کشاورزی داشتیم که برداشت برای آنها به اتمام رسیده ولی به تعداد دیگری از اقوام کمک کردیم و همچنان هم باید کمک کنیم.
رسول کریمی ادامه میدهد: «هیاری» یک کار خیرخواهانه و خداپسندانه است که با این فرهنگ قدیمی در قوم بختیاری به دیگر اقوام خود کمک میکنیم؛ همیشه به این کمکهای خیرخواهانه علاقمند بودم و در این فصل به بیش از هفت نفر از اقوام خود کمک کردهام.
این مرد روستایی که پدر چهار فرزند است، بیان میکند: «هیاری» تنها در برداشت محصول خلاصه نمیشود، حتی برای کوبیدن گندم هم به اقوام کمک میکنیم.
زریبانو، همسر این مرد روستایی نیز با تأیید صحبتهای همسرش میگوید: به اقوام و آشنایان خود کمک میکنیم و فرقی ندارد در شهر باشد یا روستا بلکه مهم این است که آنها را برای برداشت محصول کشاورزی یاری کنیم.
لزوم اشاعه فرهنگ «هیاری» در جامعه
رئیس اداره تبلیغات اسلامی مسجدسلیمان اظهار میکند: «هیاری» یک فرهنگ عام ایلیاتی بختیاری است که با گویشهای مختلف از آن یاد میشود؛ این فرهنگ اشکال دیگری هم دارد که از آنها با عناوینی چون «سرباره» و «اوزی» یاد میشود.
حجتالاسلام علی قندعلی با اشاره به اینکه بیشترین نوع «هیاری» از دیرباز برای درو کردن محصولات کشاورزی بوده است، اضافه میکند: فرهنگ «هیاری» نمونه بارز و قدیمی از اقدامات خیرخواهانه و خیریه محسوب میشود؛ این فرهنگ مثبت باید همچنان در زندگی اجتماعی بختیاریها اشاعه داشته باشد و در عین حال برخی رسومی که به غلط ترویج پیدا کرده باید حذف شود که از آن جمله میتوان به تیراندازی در مراسم اشاره کرد.
او یادآور میشود: در گذشته اگر فردی از یکی از طوایف بختیاری فوت میکرد، تفنگ را «سرازیر» میکرد یعنی سر تفنگ را به سمت زمین میگرفتند.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی مسجدسلیمان عنوان میکند: یکی از کارهای سخت زندگی بختیاریها (یکجانشینان و کوچکنندگان) کشاورزی یعنی کشت، داشت و برداشت است که از میان آنها مرحله برداشت به دلایل فرارسیدن گرما و همزمانی موعد کوچ از همه دشوارتر است و به همین خاطر «همیاری» در آن ارزش خاصی دارد؛ وقتی که یکجانشینی شتاب بیشتری گرفت، همیاری در درو چهره واقعی خود را نشان داد.
حجتالاسلام قندعلی ادامه میدهد: در هیاری افراد علاوه بر شرکت داوطلبانه در کار چیدن نسبت به کمک برای انبار کردن و یا حتی کوبیدن محصول هم اقدام میکنند.
او بیان میکند: «اوزی» در زبان اوستایی به معنی یاریرساننده به کار رفته و بر اساس رسم بختیاری همه جوانان و کسانی که قصد ازدواج دارند میتوانند پیش از برگزاری مراسم عروسی به خانه اقوام و طایفه خود رفته و هدیه عروسی را تحت عنوان «اوزی» دریافت کنند؛ البته در عشایر و روستاها «اوزی» بیشتر به صورت روغن، گوسفند، قند و چای تقدیم میشود تا برای برگزاری عروسی و پذیرایی از مهمانان استفاده بشود؛ هدف از این نوع «هیاری» سبکتر شدن بار سنگین هزینههای عروسی است.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی مسجدسلیمان تصریح میکند: این شکل همیاری در بیشتر مناطق بختیاری رایج است ولی در شهرها و برخی از روستاهای نزدیک به شهر این هدایا در روز عروسی تقدیم میشود؛ گیرنده این نوع همیاری نیز خود را ملزم به پاسخگویی میداند و برای همین بعد از مراسم عروسی تمامی مبالغ و هدایایی غیرنقدی دریافتی به صورت لیست مکتوب میشوند.
حجتالاسلام قندعلی تشریح میکند: «سرباره» یکی دیگر از انواع «هیاری» در قوم بختیاری است که در هنگام مرگ یکی از افراد طایفه یا حتی افرادی از طوایف دیگر که با آنها نسبت دارند، به دلیل طولانی بودن مدت سوگواری و سنگینی هزینه مراسم به صاحب عزا پرداخت میشود.
او با اشاره به اینکه البته امروزه تلاش شده که مدت مراسم کاهش و حتی مراسم هفتم و تشییع جنازه در یک روز برگزار میشود ولی هزینهها همچنان سنگین است، ادامه میدهد: در عشایر سرباره بیشتر به صورت کمکهای غیرنقدی از قبیل قند، گوسفند، روغن و برنج اهدا میشود ولی در شهرها پول نقد از سوی نماینده هر خانواده پرداخت میشود؛ در این نوع «هیاری» نیز صاحب عزا خود را ملزم به پاسخگویی و جبران محبت افراد میداند و تمام وجوهی که از صندوقهای تعیین شده جمعآوری میشود را به صورت مکتوب لیستبرداری میکند.
یک فعال رسانهای و فرهنگی خوزستان نیز در گفتگو با خبرنگار مهر بیان میکند: آنچه امروز از آن به عنوان زیرساخت و یا بنیانهای فرهنگ قوم بختیاری یاد میشود در واقع میراثی است که از فرهنگ کوچنشینی بختیاریها به نسل امروز انتقال یافته است.
پدرام طاهری میافزاید: سنت هیاری یکی از عناصر بسیار مهم فرهنگ کوچنشینان بختیاری بوده که جنبههای گوناگونی از زندگی بختیاریها را در بر میگرفته و در نظام اجتماعی بختیاریها یک ابزار کاربردی مؤثر بود؛ این شیوه رفتاری به شکل یک آئین اجرا میشد یعنی هنگام هیاری با یک عنصر فرهنگی و آئین مواجه میشویم.
وی ادامه میدهد: اساس زندگی بختیاریها بر مبنای دامپروری و کشاورزی بوده و به این ۲ شیوه امرار معاش میکردند؛ طبیعت خشن زندگی آنها همراه با کوهستانهای صعبالعبور و نوع زیست کوچنشینی آنها و زندگی زمخت که یک انسان بختیاری داشت، ایجاب میکرد که برای مبارزه با پیچیدگیهای زندگی و کوهستان خشن از رمز هیاری به عنوان یک ابزار و فرهنگ استفاده کند تا بر این زمختی و پیچیدگیهای زندگی غلبه کند.
طاهری اظهار میکند: اگر در دهههای گذشته جوامع بختیاری به سه شکل عشایری، روستایی و شهرنشینی تقسیم شدند، اکنون این زندگی عشایری و مناطق عشایری کمرنگ شده و بیشتر شامل جوامع روستایی و بخش عمده و بیشتر آن شهرنشین شدند.
این فعال رسانهای و فرهنگی خوزستان اضافه میکند: در حقیقت میتوان گفت که بختیاریها یک نوع پوستاندازی داشته و به سمت زندگی مدرن و شهرنشینی گرایش پیدا کردند؛ آنها در این مسیر و در این روند ابزارهای سنتی و کاربردی را هم به نوعی میتوان گفت که از دست دادهاند.
وی عنوان میکند: در چند دهه اخیر بختیاریها تلاش کردند که این عناصر فرهنگ بومی خود را مورد پردازشهای فرهنگی و هنری قرار دهند چون این عناصر جزو نوستالژیهای نیاکان آنها بوده که نسل جدید هم تلاش کردند با یک مهندسی فرهنگی این عناصر بومی را به صورت محصولات فرهنگی و هنری بازتولید و بازخوانی کنند؛ آنها با این کار قصد دارند که آفرینشهای هنری انجام دهند اما این فقط جنبههای فرهنگی این عناصر بوده ولی هیچ وقت در زندگی اجتماعی و شهرنشینی بختیاریها این مهندسی به صورت اجتماعی شکل نگرفته است.
طاهری بیان میکند: فرهنگ هیاری یک عنصر مثبت است که در دنیا و جوامع امروز بختیاری قابلیت پردازش و کاربردی شدن در زندگی اجتماعی بختیاریها را دارد؛ همانگونه که زبانشناسان گاهی در جستوجوی واژههای مهجور و غبارگرفته میروند که بار معنایی وسیعی دارند و معتقدند که قابلیت بازآفرینی و پردازش جدید دارند، عناصر فرهنگی مثبت هم این قابلیت پردازش و کاربردی شدن را دارند.
طاهری تصریح میکند: امروز میتوانیم هیاری سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری برای ساختن سرزمین مادری داشته باشیم، اگر تا دیروز فراخوان هیاری فقط برای همبستگی همتباران بود که میخواستیم در کشاورزی فقط کمک کنند امروز میتوان گفت این هیاری یک فراخوان بزرگ هماندیشی برای تمام ملت است.
فعال رسانهای و فرهنگی خوزستان اضافه میکند: به هر روی این عنصر فرهنگی توانمند است و قابلیت پردازش دارد؛ هیاری میتواند ظرفیتهای بسیاری از بخشهای زندگی نسل جدید را در بر بگیرد.
وی تاکید میکند: فرهنگ یا همان آئین کهن «هیاری» در حقیقت از یک منشور اخلاقی (اخلاقمدار و اخلاقمحور) برخوردار است؛ به عنوان مثال انسانی که دچار بیماری شده یا به هر دلیلی برای برداشت محصول کشاورزی خود فراخوان کمک میداد و همه بدون دریافت هزینه با نگاه انسانی و کمک به همنوع در سطح بالا بدون هیچ چشمداشتی در آن شرایط سخت کمک میکردند.
وجود سنن نیک و پسندیده در اقوام مختلف از جمله بختیاریها یکی از نکات مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد؛ اشاعه این فرهنگهای صحیح و خیرخواهانه به سایر اقوام و تقویت آن در همین قوم بختیاری باید مورد اهتمام ویژه باشد.
از آنجا که در گذشته نیروی کار مُزدبگیر در روستاها و عشایر وجود نداشت تا هنگام انجام کارهای مختلف از آنها بهرهمند شوند، «هیاری» بهترین راهکار برای استفاده از یاریرسانی دیگر افراد بود؛ البته اوج زیبایی این فرهنگ در اولویت بودن افراد پیر و کهنسال برای کمک است، اینکه مردم در برخی موارد حتی زودتر از دروی محصولات خود به فکر کمک کردن به افراد سالخورده هستند.
هرچند افراد بسیاری معتقد هستند که تحولات اجتماعی مانند یکجانشینی در شهرها و پراکندگی طوایف، کمرنگی صلهرحم و روابط فامیلی باعث فراموش شدن این فرهنگ یا دیگر سنتهای قدیمی شده ولی «هیاری» هنوز هم در میان طوایف مختلف قوم بختیاری وجود دارد؛ آنها «هیاری» را در برداشت محصول صرف نمیدانند و با همیاری در برگزاری مراسمات عزاداری، عروسی و حتی درمان بیماران نیازمند سابقه خود برای تقویت فرهنگ «هیاری» تلاش میکنند.

گردشگری
قطاری با پنجرههای رو به مزرعه؛ رویایی به نام اگروتوریسم ریلی
گردشگری ریلی و کشاورزیگردشگری دو ظرفیت مکمل برای توسعه پایدار روستایی در ایران هستند، اما به گفته علی مسائلی از فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری، بحران بلیت، نبود ناوگان اختصاصی و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع اصلی پیوند این دو حوزه شده است. او در این گفتوگو از راهکارهایی مثل واگنهای مستقل، تورهای ترکیبی و فروش محصولات کشاورزی در ایستگاهها میگوید و تأکید میکند: بدون برنامهریزی دقیق و شفافیت دادهها، این صنعت به «اتفاقی تصادفی» تبدیل میشود.

پایگاه خبری داوان نیوز: گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری (اگروتوریسم) دو شاخهٔ مهم از گردشگری پایدار هستند که تلفیق آنها میتواند به توسعهٔ متوازن منطقهای، اشتغالزایی روستایی و حفظ محیط زیست کمک کند. گردشگری ریلی، خودِ مسیر سفر را به بخشی از تجربهٔ مقصد تبدیل میکند و کشاورزی گردشگری، فرصت زیستن در مزارع و باغات را برای مسافر فراهم میآورد. در ایران، با وجود ظرفیتهای خطوط ریلی که از مناطق کشاورزی حاصلخیزی عبور میکنند، چالشهایی همچون نبود ناوگان اختصاصی، فقر دادهها، بحران بلیت و پارادوکس قیمت تمامشده، مانع از پیوند مؤثر این دو حوزه شده است. با این حال، طراحی تورهای فصلی، رویدادهای برداشت محصول و اقامتگاههای ترکیبی میتواند تحولی پایدار در گردشگری داخلی ایجاد کند.
در همین خصوص با علی مسائلی، فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری گفتوگویی صورت گرفته است که در ادامه میخوانید.
آقای مسائلی، با در نظر گرفتن چالشهای گردشگری ریلی، از ارتباط آن با کشاورزی گردشگری صحبت کنیم. آیا این دو حوزه میتوانند مکمل هم باشند؟
صد در صد. اما بگذارید صریح بگویم: تا وقتی گردشگری ریلی تصادفی و بیبرنامه باشد، هیچ پیوند عمیقی با کشاورزی گردشگری شکل نمیگیرد. کشاورزی گردشگری ذاتاً فصلمحور و مکانمحور است. شما نمیتوانید بگویید بیایید سه هفته دیگر برای برداشت زیتون برنامه بریزیم، اما مطمئن نباشید که بلیت قطار گیرتان میآید یا نه.
دقیقاً منظورتان از «تصادفی بودن» چیست؟
بحران بلیت و تمام شدن ظرفیت در کمتر از ۱۵ دقیقه، گردشگری ریلی را به جای یک صنعت برنامهریزیشده، به یک شانس تبدیل کرده است. حالا تصور کنید یک آژانس میخواهد تور «بهار در باغات آذربایجان» بگذارد. باید از قبل بداند که قطار در تاریخ مشخص، با واگن مناسب و پنجرههای وسیع در اختیارش است. اما الان چنین نیست. ما با مشکلی به نام «فقر دادهها» مواجهیم، یعنی شما نمیدانید کدام ایستگاه به کدام مزرعه دسترسی دارد.
پس عملاً الان چنین تورهایی وجود ندارند؟
به صورت محدود و موردی وجود دارند، اما مقیاسپذیر نیستند. مثلاً تور جشنواره آش زنجان موفق بود، چون رویداد ثابتی داشت و هماهنگی با شرکت رجا و راهآهن انجام شد. همین الگو را میشود برای جشنواره انار ساوه، جشنواره گل محمدی کاشان یا برداشت زعفران تربت حیدریه تکرار کرد. اما برای این کار نیاز به ناگان اختصاصی گردشگری داریم با پنجرههای بزرگ که منظره باغات و مزارع را به مسافر هدیه بدهد، نه همان ریلبوسهای حومهای که برای سفر دهساعته طراحی نشدهاند.
چالش قیمت تمامشده را چطور حل میکنید؟
پارادوکس قیمت یکی از گرههای کور است. برای تور کشاورزی، گردشگر معمولاً انتظار سفری مقرونبهصرفه دارد، اما وقتی ما مجبوریم یک رام کامل قطار را چارتر کنیم و راهآهن هم هزینه خروج قطار از مسیر اصلی را از ما میگیرد، قیمت تمامشده آنقدر بالا میرود که نه آژانس کمیسیونی میماند و نه مسافر حاضر به پرداخت است.

راهکار چیست؟
ایده من این است:
۱. به جای چارتر کامل قطار، واگنهای مستقل برای مسیرهای کشاورزی تعریف شود.
۲. تورهای ترکیبی طراحی کنیم. مثلاً قطار تا ورامین، سپس مینیبوس به مزرعه خربزه. یا ترکیب ریلی-دریایی برای قشم و مزارع حرا. این تنوع خدمت، ارزش ادراک شده تور را بالا میبرد.
۳. فروش مستقیم محصولات کشاورزی در ایستگاهها بخشی از هزینه را جبران کند. مسافر هم قطار رفته، هم مزرعه دیده، هم با قیمت مناسب خربزه خریده است.
برخی میگویند زیرساخت کشاورزی گردشگری در ایران ضعیف است. نظر شما؟
کاملاً درست است. اما گردشگری ریلی میتواند محرک ایجاد این زیرساخت باشد. وقتی قطار به یک روستا میآید، روستایی انگیزه میگیرد که مزرعهاش را برای پذیرش گردشگر آماده کند، سرویس بهداشتی بسازد، تابلو بزند. متأسفانه الان به خاطر فقر دادهها، سرمایهگذار نمیداند کدام ایستگاه راهآهن به یک منطقه مستعد کشاورزی نزدیک است. ما نیاز به یک پایگاه داده شفاف داریم که نقشه مزارع، فصول برداشت، ظرفیت پذیرش و فاصله تا ایستگاه را نشان بدهد.
اگر بخواهید یک پیشنهاد عملی برای شروع بدهید، آن چیست؟
پیشنهاد من مسیرهای درون استانی با قطارهای سبک است. مثلاً خط خرمشهر-ایذه در خوزستان. در این مسیر مزارع نخلستان، شالیزار و باغات انار داریم. اگر راهآهن یک رام اختصاصی با پنجرههای بزرگ و سیستم صوتی مناسب بگذارد، و تعرفه چارتر را واقعبینانه کند، ظرف سه ماه میشود اولین «تور قطار و مزرعه» ایران را راه انداخت.
حرف آخر؟
گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری دو بازوی توسعه پایدار روستایی هستند که بدون هم نمیتوانند نفس بکشند. قطار مسافر میآورد، مزرعه تجربه ارائه میدهد و هر دو درآمدزایی میکنند. اما تا وقتی ناوگان اختصاصی نداریم، شفافیت در توزیع بلیت ایجاد نمیشود و بروکراسی اداری جلوی بخش خصوصی را میگیرد، این پیوند فقط روی کاغذ میماند. همانطور که قبلاً گفتم: اجازه ندهید صنعتی که میتواند موتور اشتغالزایی باشد، به یک «اتفاق تصادفی» تبدیل شود.
گردشگری
«فوتشال» در شالیزارهای فریم؛ آیین گِلی کشاورزان برای آغاز فصل زراعی
زمین که حرفش را نمیشود زد؛ اما شالیزارهای فریم، روایتگر داستانی تازهاند: مردانی که پیش از نشا کردن برنج، توپ را در گِل غلت میدهند. نه برای برد و باخت، که برای گفتن “ما هنوز امید داریم”.«فوتشال» در مازندران، فقط یک بازی نیست؛ آئینی است که گلهایش، نماد رشد و شیرجههایش، تجلی عشق به سرزمین مادری است.

پایگاه خبری داوان نیوز: زمین که تا زانو گلآلود است، نه برای راه رفتن که برای شیرجه زدن ساخته شده. اینجا چمن خبری نیست، خبر از «اراده» است. کشاورزان شمال ایران، فصل کاشت نشا را با آیینی آغاز میکنند که نامش «فوتشال» است؛ بازیای که توپ در آن به سختی حرکت میکند، اما دل ها به آسانی به هم نزدیک میشود.
به گزارش خبرنگار ما، این روزها دشت زیبای «فریم» در منطقه دودانگه ساری، میزبان صحنهای کمنظیر است؛ زمینهایی که قرار است به زودی خزانه برنج شوند، پیش از آن به ورزشگاه گِلی تبدیل شدهاند. رسمی که در سالهای اخیر به نمادی دلنشین برای آغاز فصل زراعی در مازندران تبدیل شده: بازی فوتبال در شالیزارهای گِلی.
کشاورزان عاشق فوتبال، پیش از کاشت نشا، گرد هم میآیند تا در زمینی که گل تا زانویشان میرسد، توپی را به حرکت درآورند که مدام در گل فرو میرود. دشواری دویدن، شوت زدن و حتی ایستادن در این شرایط، جذابیتی بینظیر به بازی داده که محلیها آن را «فوتشال» مینامند؛ بازیای که تماشای آن بیشتر از فوتبال حرفهای خنده و هیجان دارد.
اما «فوتشال» فقط سرگرمی نیست. هر شیرجه در گل، هر پاس غلط و هر گلی که با زحمت به ثمر میرسد، روایتی از امید به کشت و کاری پربرکت است. کشاورزان با این آیین، نه تنها نشاط را به دل مزرعه میبرند، بلکه پیام «رشد، شکوفایی و وحدت» را فریاد میزنند.
امسال نیز فصل زراعی در فریم با برپایی این مسابقه پرشور آغاز شده است. آنچه این «فوتشال» را فراتر از یک بازی محلی میکند، پیوند آن با مفاهیم عمیقتری است: تلاش جمعی، همدلی، و تجلی عینی اقتصاد مقاومتی در دل یک سنت حسنه. مردانی که در گل و گِل برای یک توپ میجنگند، همان کسانی هستند که برای تأمین امنیت غذایی کشور بیوقفه تلاش میکنند.
هر گلی که در این زمین گِلی زده میشود، قولی است برای برداشتی پربار. هر شیرجهای، فریاد عشقی است به سرزمین مادری. «فوتشال» شالیزارها به ما یادآوری میکند که هنوز هم میتوان آیین را با امید، کار را با شادی، و کشاورزی را با افتخار پیوند زد. شاید توپ در گل فرو رود، اما روح این مردم هرگز.
زنان و خانواده
بذرهای امید در خاک روستاها
آیا میتوان روستا را از خطر خالی از سکنه شدن نجات داد؟ چگونه میتوان جوانان را به بازگشت به زادگاه خود ترغیب کرد؟ پاسخ این پرسشها را «دهیاران بلدمحلی» در تربت جام، «تعاونی زنان» در دل کویر لوت و «جامعه محلی» حافظ جنگلهای حرا در قشم به طور عینی به ما دادهاند.

پایگاه خبری داوان نیوز: روستای «رشته» در جزیره قشم، روزگاری مانند بسیاری از روستاهای ایران، با چالش مهاجرت جوانان و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد. امروز اما این روستا به یکی از «بهترین روستاهای گردشگری جهان» از نگاه سازمان جهانی گردشگری بدل شده است. این تحول شگفتانگیز، کلید واژهای به نام «احیای جامعهمحور» دارد؛ الگویی که ثابت میکند ماندن و ساختن در روستا، نه تنها ممکن که سودآور است.
به گزارش داوان نیوز، احیا و آبادانی روستاها نیازمند گذار از مدلهای سنتی کمکرسانی به سمت توانمندسازی جوامع محلی با بهرهگیری از داراییهای منحصربهفرد آنهاست. چارچوب و نمونههای عینی ارائه شده در ادامه، نشان میدهند که چگونه میتوان به رشد پایدار در مناطق روستایی دست یافت و روند کاهش جمعیت را معکوس کرد.
اصول پایهای احیای روستایی
جذب و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی بر پایه یک رویکرد چندبعدی استوار است که بر ایجاد زیستبومی پایدار برای زندگی، کار و نوآوری متمرکز است. اصول زیر بنیادین هستند:
– توانمندسازی جوامع محلی: ابتکارات موفق، توسعه مبتنی بر رهبری جامعه محلی را در اولویت قرار میدهند؛ جایی که ساکنان، مشارکتکنندگان فعال و ذینفعان اصلی هستند، نه فقط دریافتکنندگان کمک. این امر، حس مالکیت محلی را تقویت و پایداری بلندمدت را تضمین میکند.
– ایجاد موتورهای اقتصادی: ایجاد فرصتهای اقتصادی مقرونبهصرفه برای توقف مهاجرت و جذب ساکنان جدید امری حیاتی است. این امر اغلب مستلزم حرکت فراتر از کشاورزی سنتی و تنوعبخشی به بخشهایی مانند گردشگری، فناوری و صنایع خلاق است.
– سرمایهگذاری در زیرساختهای توانمندساز: زیرساختهای قابل اطمینان دیجیتال و فیزیکی—شامل دسترسی به اینترنت، حملونقل و خدمات بهداشتی- پایهای غیرقابل چشمپوشی برای زندگی روستایی مدرن و فعالیت اقتصادی است.
– تعهد به پایداری: پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی باید در تمامی طرحهای توسعه تنیده شود. این امر اطمینان میدهد که رشد به بهای از دست رفتن میراث فرهنگی یا محیط طبیعی که منحصربهفرد بودن مناطق روستایی را شکل میدهند، تمام نمیشود.
نمونههای موفق از رنسانس روستایی ایران
روستاهای ایران نمونههای قدرتمند و بومیشدهای از چگونگی اجرای موفق این اصول ارائه میدهند که چندین مورد از آنها مورد تحسین بینالمللی سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) قرار گرفتهاند.
رشته: نمادی از گردشگری جامعهمحل
روستای رشته (سوهیلی) در قشم نشان میدهد که چگونه یک جامعه میتواند اقتصادی در هماهنگی با طبیعت بسازد.
– راهبرد اصلی: گردشگری زیستمحیطی جامعهمحور با محوریت حفاظت از جنگلهای حرا.
– اقدامات کلیدی: مردم محلی قایقهای موتوری پرسروصدا را با کرجیهای ساکت شناور جایگزین کردند تا اکوسیستم را حفظ کنند. خانوادهها نهالهای حرا را در خانه پرورش داده و سپس میکارند که کل جامعه را در حفاظت درگیر میکند. این روستا همچنین از طریق برگزاری جشنوارههای غذایی و بازارهای محلی، گردشگری غذایی را توسعه داده است.
– تاثیر و شناسایی: روستای رشته در سال ۲۰۲۵ به عنوان “بهترین روستای گردشگری” توسط UNWTO انتخاب شد و به الگویی برای گردشگری سبز و مشارکت جامعه تبدیل شده است.
کندلوس: قدرت میراث فرهنگی
روستای کندلوس، واقع در جنگلهای هیرکانی مازندران، نشان میدهد که سرمایه فرهنگی چگونه میتواند محرک توسعه باشد.
– راهبرد اصلی: بهرهگیری از میراث فرهنگی و اقتصاد دانشبنیان.
– اقدامات کلیدی: این روستا یک موزه معتبر تأسیس کرده، بافت تاریخی خود را حفظ کرده و برای محصولات محلی خود برندسازی کرده است. این روستا با راهاندازی مسیر ادبی “مینا و وطنی”، میراث غنی ادبی خود را در گردشگری ادغام کرده است.
– تاثیر و شناسایی: کندلوس که در سال ۲۰۲۵ توسط UNWTO به رسمیت شناخته شد، ثابت میکند که حفاظت فرهنگی میتواند موتوری قدرتمند برای تابآوری اقتصادی و مدلی از گردشگری باارزش و تحت کنترل جامعه باشد.
شفیعآباد: توانمندسازی بیابانی با محوریت زنان
در قلب دشت لوت کرمان، شفیعآباد نمونهای از توانمندسازی اجتماعی است که محرک دگرگونی اقتصادی است.
– راهبرد اصلی: کارآفرینی تعاونی با رهبری زنان.
– اقدامات کلیدی: یک تعاونی زنان به نام “دختران خورشید”، صنایع دستی محلی را احیا کردند و بخشی از سود را برای مرمت قناتهای باستانی صرف کردند. این تلاشها به توسعه گردشگری زیستمحیطی بیابانی، با مدیریت اقامتگاههای بومگردی و تورهای راهنما گسترش یافت.
– تاثیر و شناسایی: انتخاب شفیعآباد توسط UNWTO در سال ۲۰۲۵، برجستهکننده مدلی موفق از پایداری اجتماعی و توانمندسازی زنان است که یک روستای بیابانی را به مقصدی بینالمللی برای گردشگری تبدیل کرده است.
مدل “دهیار، بلد محلی”: دهیاران به عنوان محرک
این برنامه که در تربت جام اجرا شد، اهمیت رهبری محلی در گردشگری را برجسته میکند.
– راهبرد اصلی: توانمندسازی دهیاران به عنوان راهنمایان محلی رسمی.
– اقدامات کلیدی: به دهیاران آموزش داده شد تا به عنوان سفیران فرهنگی عمل کنند و بینش عمیقی از تاریخ، طبیعت و آداب و رسوم محلی به گردشگران ارائه دهند. بهبود زیرساختها، مانند اتوبوسهای گردشگری و اینترنت بهتر، از این ابتکار حمایت کرد.
– تاثیر و شناسایی: این برنامه در طول تعطیلات نوروز ۱۴۰۳، میزبان بیش از ۱۰,۰۰۰ گردشگر بود و نشان داد که سرمایهگذاری در سرمایه انسانی محلی، راهبردی بسیار موثر برای احیای روستایی است.
چارچوب راهبردی برای جذب و ماندگاری در روستاها

نتیجهگیری و مسیر پیش رو
نمونههای رشته، کندلوس، شفیعآباد و برنامه “دهیار” نقشه راه روشنی ارائه میدهند. آنها نشان میدهند که کلید جذب و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی، نه تقلید صرف از مدلهای شهری، بلکه تقویت استراتژیک ویژگیهای متمایز روستایی است. موفقیت از طریق موارد زیر حاصل میشود:
– تقدیس ویژگیهای خاص محلی و پرهیز از راه حلهای یکسان برای همه.
– قرار دادن جامعه در رانندگی پروژههای توسعه.
– ساخت اقتصادهایی که در هماهنگی با محیط زیست و فرهنگ محلی کار میکنند.
این امر مستلزم تلاش صبورانه و مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. با درس گرفتن از این نمونههای موفق، سایر جوامع روستایی میتوانند مسیرهای منحصربهفرد خود را به سوی آیندهای پویا و پایدار ترسیم کنند.
پرونده ویژه4 هفته پیشهمگرایی پژوهش، پایش و حکمرانی در شبکه ملی گیاهپزشکی
سنجش و تولید4 هفته پیشمدیرعامل مرغک: افق ۱۴۰۶ ما ارزشآفرینی منطقهای است / تورم متوقفمان نکرده است
بیمه4 هفته پیشبیمه گندمکاران: پوشش کامل، حق بیمه رایگان، غرامت ۱۵۰ درصدی
سنجش و تولید4 هفته پیشقیمت جدید شیر، ماست و پنیر اعلام شد / جدول نرخ مصوب چهار محصول لبنی پرمصرف
دانستنی ها2 هفته پیشمجموعۀ کامل ستون تغییر اقلیم نشریه طبیعت ایران منتشر شد
دانستنی ها3 هفته پیشهشدار سازمان حفظ نباتات: حذف قطعی علفکش «لینورون» از مزارع ایران
اصناف4 هفته پیشنهادههای مرغداری ۵ برابر شد، تسهیلات ۵۰ همتی بلاتکلیف ماند
سردبیر4 هفته پیشپارادوکس تنباکوی ایران: تولیدکننده سوم خاورمیانه، واردکننده خالص جهان

























