یادداشت
انگیزه اقتصادی یا اجبار قانونی؟؛ نقشه راه صیانت از اراضی کشاورزی

پایگاه خبری داواننیوز: ناترازی میان هزینه و درآمد کشاورزی، بزرگترین تهدید برای بقای اراضی حاصلخیز کشور است. بهگونهای که هرچه قوانین محدودکنندهتر شوند، بدون اصلاح ساختار اقتصادی تولید، نه تنها از خرد شدن و تغییر کاربری زمین جلوگیری نمیشود، بلکه انگیزه بهرهبردار برای ماندن در این عرصه نیز تحلیل میرود.
به گزارش خبرنگار ما، اکبر فتحی معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی در یادداشت خود، بر ضرورت حرکت از الزام قانونی به سمت ایجاد انگیزه اقتصادی تأکید کرده و با استناد به الگوهای موفق بینالمللی و بستههای حمایتی جدید در کشور، «اقتصادیکردن تولید» را بهعنوان مهمترین و پایدارترین راهکار صیانت از اراضی کشاورزی معرفی میکند.
در این یادداشت آمده است:
اقتصادی کردن تولید، مهمترین و پایدارترین راهکار صیانت از اراضی کشاورزی
حفظ اراضی کشاورزی، تنها یک مسئله فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه موضوعی اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. هر اندازه قوانین سختگیرانهتری برای جلوگیری از خرد شدن اراضی و تغییر کاربری وضع شود، اگر کشاورزی برای بهرهبردار صرفه اقتصادی نداشته باشد، انگیزه لازم برای حفظ زمین نیز از بین خواهد رفت. از همین رو، باور دارم که اقتصادی کردن تولید، مهمترین و پایدارترین راهکار صیانت از اراضی کشاورزی است.
بررسی تجربه کشورهای موفق اسلامی نشان میدهد که این کشورها پیش از آنکه به ابزارهای بازدارنده متوسل شوند، تلاش کردهاند کشاورزی را به فعالیتی سودآور، رقابتپذیر و جذاب برای بهرهبرداران تبدیل کنند. در بسیاری از این کشورها، یکپارچهسازی اراضی نه با اجبار، بلکه با ایجاد انگیزههای اقتصادی، حمایتهای مالی و اصلاح ساختارهای بهرهبرداری محقق شده است.
ترکیه یکی از نمونههای موفق در این زمینه است. این کشور طی سالهای گذشته با اجرای پروژههای تجمیع اراضی، توسعه زیرساختهای آبیاری، اصلاح راههای بین مزارع و ارائه تسهیلات هدفمند، توانسته است ضمن افزایش بهرهوری، هزینه تولید را کاهش دهد و انگیزه کشاورزان برای مشارکت در طرحهای یکپارچهسازی را افزایش دهد. کشاورز زمانی حاضر به همکاری در تجمیع اراضی میشود که نتیجه آن را در افزایش درآمد خود مشاهده کند.
در مالزی نیز توسعه شرکتهای خانوادگی، تعاونیهای تولید و زنجیرههای ارزش کشاورزی موجب شده است که حتی بهرهبرداران کوچک بتوانند در قالب ساختارهای اقتصادی بزرگتر فعالیت کنند، بدون آنکه مالکیت زمین خود را از دست بدهند. این الگو نشان میدهد که یکپارچگی مدیریت، گاه از یکپارچگی مالکیت نیز مهمتر است و میتواند زمینه افزایش بهرهوری و درآمد را فراهم کند.
اندونزی نیز با تکیه بر تشکلهای کشاورزی، قراردادهای تولید و حمایت از مکانیزاسیون، توانسته است بهرهبرداران خرد را در قالب شبکههای تولیدی ساماندهی کند. نتیجه این سیاست، کاهش هزینهها، افزایش قدرت چانهزنی کشاورزان و جلوگیری از رها شدن یا تغییر کاربری اراضی بوده است.
این تجربهها یک پیام مشترک دارند؛ کشاورز زمانی زمین خود را حفظ میکند که زمین برای او ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هر کاربری جایگزین داشته باشد.
در کشور ما نیز طی دو سال گذشته، با اصلاح تدریجی سیاستهای قیمتگذاری و حرکت به سمت واقعیتر شدن اقتصاد کشاورزی، گامهای مهمی برداشته شده است. پرهیز از سرکوب قیمتها، حمایت از تولیدکنندگان و تقویت بازار محصولات کشاورزی، بخشی از همین رویکرد است. اما این مسیر باید با اصلاح نظام بهرهبرداری، توسعه شرکتهای خانوادگی، تقویت تعاونیها و بازآفرینی نقش سازمان مرکزی تعاون روستایی تکمیل شود.
از سوی دیگر، نظام تأمین مالی نیز باید در خدمت این تحول قرار گیرد. اعطای تسهیلات بانکی، کمکهای فنی و اعتباری، یارانههای مکانیزاسیون و اجرای سامانههای نوین آبیاری باید بهگونهای طراحی شود که اراضی تجمیعشده و طرحهای یکپارچهسازی در اولویت مطلق حمایتها قرار گیرند. این سیاست میتواند انگیزهای مؤثر برای مشارکت بهرهبرداران در اجرای طرحهای تجمیع و نوسازی اراضی ایجاد کند.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که مشوقهای اقتصادی، موتور محرک یکپارچهسازی اراضی هستند و خوشبختانه در کشور ما نیز قانونگذار بستهای از حمایتهای مؤثر را برای تحقق این هدف پیشبینی کرده است. اعطای اولویت در پرداخت تسهیلات و یارانههای دولتی، اجرای عملیات زیربنایی آب و خاک، تجهیز و نوسازی اراضی، احداث شبکههای فرعی آبیاری و زهکشی، توسعه سامانههای نوین آبیاری، بهسازی راههای بین مزارع، حمایت از مکانیزاسیون، پرداخت یارانه نهادههای تولید، اعطای تسهیلات بانکی ارزانقیمت تا سقف قیمت کارشناسی اراضی و همچنین تأمین کامل اعتبار اجرای طرحهای آب و خاک برای مالکان اراضی که در قالب شرکتهای کشت و صنعت، تعاونیهای تولید و سهامی زراعی مشارکت میکنند، همگی بیانگر آن است که رویکرد سیاستگذار از الزام قانونی به سمت ایجاد انگیزه اقتصادی تغییر یافته است. این مشوقها میتواند ضمن افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای تولید، مشارکت کشاورزان در طرحهای تجمیع و یکپارچهسازی را به یک انتخاب اقتصادی سودآور تبدیل کرده و زمینه تحقق امنیت غذایی پایدار کشور را فراهم آورد.
در کنار این اقدامات، نقش استانها بسیار تعیینکننده است. ظرفیتهای هر استان، الگوی کشت، ساختار مالکیت و شرایط اجتماعی آن متفاوت است؛ بنابراین کارگروههای استانی باید با مشارکت همه دستگاههای مسئول، راهکارهای متناسب با شرایط محلی را تدوین و اجرا کنند. موفقیت این برنامه، بیش از هر چیز به هماهنگی میان وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه، شبکه بانکی، سازمان ثبت اسناد، استانداریها و تشکلهای کشاورزی وابسته است.
در نهایت باید پذیرفت که آینده کشاورزی ایران در گرو حفظ سرمایهای است که جایگزینی برای آن وجود ندارد؛ یعنی زمین. اگر بتوانیم کشاورزی را به فعالیتی اقتصادی، دانشبنیان، سودآور و پایدار تبدیل کنیم، دیگر حفظ اراضی نیازمند ابزارهای قهری نخواهد بود، زیرا خود بهرهبرداران به بزرگترین مدافعان زمینهای کشاورزی تبدیل خواهند شد. این همان مسیری است که بسیاری از کشورهای موفق به ویژه کشورهای توسعه یافته اسلامی پیمودهاند و امروز نیز میتواند نقشه راهی مطمئن برای تحقق امنیت غذایی، افزایش بهرهوری و توسعه پایدار کشاورزی ایران باشد.
اکبر فتحی
معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی

یادداشت
مهارت، زبانِ توسعه کشاورزی است

پایگاه خبری داواننیوز: همزمان با ششم مرداد، روز ملی آموزش فنی و حرفهای، جاوید صحرائی، مشاور رئیس و مدیر روابط عمومی موسسه آموزش و ترویج کشاورزی سازمان تات، در یادداشتی تلاقی مهارت و ترویج را نقطه عطفی برای توسعه کشاورزی دانشبنیان دانست و بر ضرورت توانمندسازی بهرهبرداران در مواجهه با فناوریهای نوین تأکید کرد.
در یادداشت مشاور رئیس و مدیر روابط عمومی موسسه آموزش و ترویج کشاورزی آمده است؛
تلاقی مهارت و ترویج؛ تجلیل از روز ملی آموزش فنی و حرفهای با نگاهی به توسعه مهارتهای بهرهبرداران کشاورزی
ششم مرداد ماه، روز ملی آموزش فنی و حرفهای؛ روزی که یادآور اهمیت مهارتافزایی در پیشبرد توسعه پایدار در تمامی عرصههای اقتصادی است. در این روز، مدیریت و کارکنان موسسه آموزش و ترویج کشاورزی، اهمیت نقش آموزشهای مهارتی را در زنجیره ارزش کشاورزی مورد تأکید قرار میدهند.
از دیدگاه روابط عمومی موسسه، آموزش فنی و حرفهای در بخش کشاورزی، تنها انتقال دانش نیست، بلکه تبدیل «دانش ترویجی» به «مهارت عملیاتی» در اختیار بهرهبرداران است. اگر آموزش ترویج را پل ارتباطی میان علم و عمل بدانیم، آموزش فنی و حرفهای، زیربنای استواری است که این پل بر آن بنا میشود.
امروزه با ورود تکنولوژیهای نوین کشاورزی نیاز بهرهبرداران به مهارتهای فنی در مدیریت منابع آب، بهکارگیری ماشینآلات هوشمند و مدیریت آفات، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. موسسه آموزش و ترویج کشاورزی با تمرکز بر آموزشهای مهارتی، تلاش میکند تا شکاف میان دانش نظری و توانمندی عملی را در میان کشاورزان و بهرهبرداران پر کند.
ما در موسسه، ضمن تجلیل از تمامی اساتید، مربیان و فعالان حوزه آموزش و آموزش بهره برداران ، بر این باوریم که ارتقای سطح مهارتهای فنی بهرهبرداران، کلید اصلی دستیابی به امنیت غذایی و کشاورزی هوشمند در کشور خواهد بود.
یادداشت
سامانهها؛ ابزار هوشمندسازی زنجیره تأمین، نه جایگزین تنظیم بازار

پایگاه خبری داواننیوز: «سامانه بدون کالا، ناتوان از تنظیم قیمت است»؛ این محور اصلی یادداشت اکبر فتحی، معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، است که در آن با نفی رویکردهای دستوری و انحصاری، بر ضرورت «تعادل پایدار میان تولیدکننده و مصرفکننده» صحه گذاشته و تأکید دارد که موفقیت سامانههای نوین در گرو تولید پایدار، ذخایر کافی و حکمرانی کارآمد است، نه صرفاً اتکا به پلتفرمهای دیجیتال.
معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی در یادداشت خود با عنوان «سامانهها؛ ابزار هوشمندسازی زنجیره تأمین، نه جایگزین تنظیم بازار» مینویسد:
در روزهای اخیر، بحث استفاده از سامانههای عرضه کالاهای اساسی در کارگروه قیمتگذاری و تنظیم بازار مطرح شد. ضروری است تأکید شود که این سامانهها نباید بهعنوان راهکار اصلی تنظیم بازار تلقی شوند، بلکه مهمترین کارکرد آنها، تسهیل تأمین مالی زنجیره تولید، افزایش شفافیت و کاهش هزینههای مبادله است.
در اقتصاد کشاورزی، یکی از مهمترین چالشها کمبود سرمایه در گردش تولیدکنندگان است. اگر بتوان منابع مالی را از انتهای زنجیره، یعنی مصرفکننده و شبکه توزیع، به ابتدای زنجیره یعنی تولیدکننده هدایت کرد، بسیاری از مشکلات نقدینگی، تأخیر در پرداختها و کاهش انگیزه تولید برطرف خواهد شد. این همان نقشی است که سامانههای هوشمند میتوانند بهدرستی ایفا کنند؛ نقشی که در نهایت به کاهش فشارهای تورمی، تقویت تولید و پایداری عرضه منجر خواهد شد.
نگاهی به تجربه کشورهای توسعهیافته نیز همین واقعیت را تأیید میکند. در هلند که یکی از موفقترین نظامهای کشاورزی جهان را در اختیار دارد، سامانههای دیجیتال بیشتر برای یکپارچهسازی زنجیره تأمین، رهگیری محصولات، مدیریت قراردادها و تأمین مالی کشاورزان مورد استفاده قرار میگیرند، نه برای تعیین دستوری قیمتها. در دانمارک و آلمان نیز تعاونیهای قدرتمند تولیدکنندگان با بهرهگیری از پلتفرمهای هوشمند، اطلاعات بازار، سفارشها و منابع مالی را مدیریت میکنند، اما ثبات بازار همچنان بر پایه برنامهریزی تولید، ذخایر مناسب و سیاستهای تنظیمگری دولت استوار است.
از سوی دیگر، تجربه اتحادیه اروپا نشان میدهد که موفقیت سیاستهای بازار کشاورزی بیش از هر چیز مرهون ایجاد شبکههای اطلاعاتی دقیق، پیشبینی تولید، حمایت از تولیدکنندگان در زمان نوسانات و جلوگیری از شوکهای عرضه است. فناوری در این کشورها نقش توانمندساز دارد، نه جایگزین سیاستگذاری.
در کشور ما نیز باید از همین الگو پیروی کنیم. سامانهها زمانی اثربخش خواهند بود که در کنار افزایش تولید، توسعه ذخایر راهبردی، مدیریت هوشمند واردات و صادرات، تقویت تشکلهای تولیدی و نظارت دقیق بر بازار قرار گیرند. اگر کالایی در بازار موجود نباشد، هیچ سامانهای قادر به تنظیم قیمت آن نخواهد بود؛ اما اگر عرضه پایدار باشد، سامانهها میتوانند با افزایش شفافیت و کاهش واسطهگری، به کارآمدتر شدن بازار کمک کنند.
در همین چارچوب، درباره کالاهای اساسی از جمله چهار قلم لبنی مشمول قیمتگذاری نیز ضروری است سازوکاری طراحی شود که بخشی مشخص از تولید واحدهای لبنی به عرضه مستمر این محصولات اختصاص یابد. استمرار عرضه، مهمترین عامل حفظ آرامش بازار و اطمینان خاطر مصرفکنندگان است و در عین حال باید به گونهای برنامهریزی شود که منافع تولیدکنندگان نیز حفظ شود.
موضوع دیگری که نباید از آن غفلت کرد، جلوگیری از نوسانات شدید قیمت محصولاتی مانند شیر، تخممرغ، سیبزمینی و گوشت قرمز است. ثبات بازار به معنای حمایت همزمان از دو رکن اصلی امنیت غذایی، یعنی تولیدکننده و مصرفکننده است. اگر تولیدکننده از نوسانات زیان ببیند، تولید کاهش مییابد و اگر مصرفکننده با افزایش بیرویه قیمتها مواجه شود، امنیت غذایی جامعه آسیب خواهد دید. هنر سیاستگذاری اقتصادی، ایجاد تعادل میان این دو است.
البته تحقق این اهداف مستلزم آن است که هرگونه تصمیم در خصوص سامانههای جدید، پس از بررسیهای کارشناسی، اخذ نظر تشکلهای بخش کشاورزی و تدوین چارچوبی شفاف اتخاذ شود. همچنین باید از هرگونه انحصار برای شرکتهای خاص جلوگیری کرد تا فضای رقابتی سالم حفظ شود و همه فعالان زنجیره تولید و توزیع امکان مشارکت برابر داشته باشند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، بخش کشاورزی نیازمند تنظیمگری هوشمند، سیاستگذاری مبتنی بر داده و مشارکت واقعی تشکلهای تولیدی است. فناوری و سامانههای نوین، ابزارهایی ارزشمند برای تحقق این اهداف هستند، اما موفقیت آنها در گرو وجود تولید پایدار، عرضه کافی، تأمین مالی مناسب و حکمرانی کارآمد در زنجیره تأمین است. آینده بازار محصولات کشاورزی نه با اتکای صرف به سامانهها، بلکه با ترکیب دانش، فناوری، تولید پایدار و سیاستگذاری هوشمند تضمین خواهد شد.
یادداشت
از بازتاب خبر تا روایتِ اثرگذاری؛ تحول در پارادایم رسانهای سازمان تات

پایگاه خبری داوان نیوز: جاوید صحرایی در یادداشتی نوشت: روابطعمومی تات از «پل خبری» به «روایتگر اثر» ارتقا یافته است. بهگفته وی، رئیس سازمان تات با پیوند دانش به معیشت کشاورز و سفره مردم، چشماندازی نو ترسیم کرده که در آن، ترویج موفق را نباید در آمار، بلکه در تغییر واقعی مزرعه و تحقق امنیت غذایی در بستر اقتصاد مقاومتی جستوجو کرد.
به گزارش خبرنگار ما، مهندس جاوید صحرایی طی یادداشتی با عنوان «از بازتاب خبر تا روایتِ اثرگذاری؛ تحول در پارادایم رسانهای سازمان تات» بیان می کند که «چگونه یک دستاورد علمی در آزمایشگاه، به افزایش درآمد کشاورز و سلامت سفره مردم تبدیل میشود؟ پاسخ این پرسش، هسته اصلی راهبرد جدید رسانه ای سازمان تات است که با عبور از کلیشههای سنتی خبرنگاری، به دنبال ترسیم نقش ملموس دانش کشاورزی در مقاومت اقتصادی و وحدت ملی کشور است.»
آنچه در ادامه خواهد آمد به قلم جاوید صحرائی، مشاور رئیس و مدیر روابط عمومی موسسه آموزش و ترویج کشاورزی سازمان تات است که می خوانید؛
مقدمه: گذار از رویکرد سنتی به رویکرد استراتژیک
در دنیای امروز که دانش با سرعت خیرهکنندهای تولید میشود، چالش اصلی نه «تولید دانش»، بلکه «رساندن معنا و اثرِ آن دانش به جامعه» است. در نشست اخیر، سخنان راهبردی آقای دکتر غلامرضا گلمحمدی، معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان تات، نقطهی عطفی در تعریف وظایف رسانهای سازمان ایجاد کرد. ایشان با نگاهی عمیق و فراتر از چارچوبهای معمول، مأموریت جدید روابط عمومی را از «انتشار خبر» به سمت «روایتِ اثرگذاری» سوق دادند؛ مفهومی که میتواند جایگاه سازمان را در زنجیره امنیت غذایی کشور بازتعریف کند.
تحلیل محوری: دانش؛ زمانی که در سفرهی مردم لمس میشود
نقطه قوت و درخشش سخنان دکتر گلمحمدی، تاکید بر «نقطه اثر» بود. ایشان فرمودند: «آنچه در پژوهش، آموزش و ترویج تولید میشود، زمانی به نقطه اثر میرسد که کشاورز، بهرهبردار و جامعه، نتیجه آن را در مزرعه، معیشت و امنیت غذایی لمس کنند.»
این جملات، یک دستورالعمل عملیاتی برای تیمهای ارتباطی ماست. از دیدگاه تحلیلی، این رویکرد سه لایه مهم را در بر میگیرد:
۱. لایه معیشتی:
دانش کشاورزی نباید در قالب مقالات علمی باقی بماند؛ باید به افزایش درآمد کشاورز و پایداری معیشت او تبدیل شود.
۲. لایه عملیاتی:
ترویج زمانی موفق است که در «میدان عمل» و در دل مزرعه، تغییر رفتار ایجاد کند.
۳. لایه اجتماعی (امنیت غذایی):
پیوند دادن دانشِ تات به «سفرهی مردم»، یعنی نشان دادن اینکه تلاشهای این سازمان، مستقیماً بر کیفیت، سلامت و قیمت مواد غذایی در میزهای خانوارها اثر میگذارد.
همسویی با کلانجهانبینی کشور و شعار سال کاری
بسیار حائز اهمیت است که در تبیین این مأموریتها، راهبرد سازمان تات کاملاً با چشماندازهای عالی نظام و رهبری کشور همسو است. آقای دکتر گلمحمدی با نگاهی هوشمندانه، این مسیر را در بستر «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» شعار سال از سوی مقام معظم رهبری تعریف کردند.
از دیدگاه تحلیلی، «روایتِ اثرگذاری» که ایشان بر آن تأکید دارند، ابزاری است برای تقویت امنیت غذایی که خود رکن اصلی امنیت ملی است. همچنین، با تمرکز بر بهبود معیشت کشاورزان و کاهش شکافهای دانش ـــ عمل، سازمان تات از طریق ترویج، به تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی در بخش تولید کمک میکند. در واقع، دستیابی به هدف «اقتصاد مقاومتی» در بخش کشاورزی، مستلزم همان دانشی است که باید در میدان عمل به کار گرفته شود و رسالت ما در روابط عمومی، بازنمایی این پایداری و مقاومت در برابر چالشهای اقتصادی است.
همچنین، این رویکرد، مستقیماً در راستای تحقق شعار سال کاری آموزش و ترویج قرار دارد که توسط ریاست محترم سازمان تعیین شده است؛ شعاری که بر محوریتِ عملیاتیسازی دانش و تبدیل ترویج به ابزاری برای تحول در تولید تأکید دارد.
روابط عمومی؛ بازنمای پیوندِ دانش و میدان عمل
در پرتو دیدگاه ایشان، نقش روابط عمومی سازمان تات از یک واحد پشتیبانی به یک «واسطهی استراتژیک میان علم و جامعه» تغییر یافته است. رسالت جدید ما که بر اساس رهنمودهای ایشان ترسیم میشود، شامل سه رکن اساسی است:
تبیین دستاوردها: نه فقط به صورت آماری، بلکه به صورت داستانگونه از موفقیتهای حاصل از دانش ترویجی.
بازنمایی پیوند دانش و عمل: نشان دادن اینکه چگونه یک ترویجگر یا یک پژوهشگر، با تغییر یک الگوی کشت، میتواند آیندهی یک منطقه را تغییر دهد.
ترسیم تصویر روشن از نقش تات: ایجاد تصویری از سازمانی که قلب تپندهی پیشرفت کشاورزی کشور است.
نتیجهگیری و سپاسگزاری
ما در مدیریت روابط عمومی موسسه، خود را موظف میدانیم که این چشمانداز بلندپروازانه را به واقعیت تبدیل کنیم. دیدگاه هوشمندانه و راهبردی جناب آقای دکتر گلمحمدی، نه تنها مسیر حرکت رسانهای ما را روشن کرد، بلکه به ما انگیزه داد تا از گزارشهای خشک و رسمی فاصله گرفته و به دنبال «روایتِ اثر» باشیم.
باید سپاسگزار بود که مدیریت عالی سازمان، با این نگاه پیشرو، جایگاه اثرگذار روابط عمومی را به عنوان بازوی اصلی در تبیین جایگاه کشاورزی کشور در افکار عمومی، بازشناسی نمودند. ما در این مسیر، از روایتِ ساده عبور کرده و به سوی روایتِ اثربخش، در خدمت امنیت غذایی و شکوفایی کشاورزی ایران خواهیم بود.
تجارت3 هفته پیشرفع ممنوعیت صادرات نخود پس از یک سال / انتظار برای ابلاغ نهایی به گمرکات
استان ها4 هفته پیشادریسیان: همدان، قطب اصلاح روشهای آبیاری و توسعه کشاورزی هوشمند
خبرهای سازمانی4 هفته پیشذوالفقاری: استاندارد مصرف سوخت تراکتورها پس از ۷ سال اصلاح شد
پرونده ویژه2 هفته پیشلطفعلیزاده خبر داد: پارک کشاورزی وارد فاز جدید مأموریتگرایی شد
استان ها4 هفته پیشهمدان به بارانداز ملی فرآوری و صادرات سیر و موسیر تبدیل میشود
آموزش2 هفته پیشانگورتان کشمشی نشود!؟ ۵ توصیه فوری برای باغداران انگور
آموزش2 هفته پیشتشتک آبخور، یکی از ارکان مدیریت پایدار آب در باغهای مدرن
گوناگون2 هفته پیشهمافزایی سیاستگذاران و نخبگان فناوری؛ ایرانمال میزبان همایش ملی شرکتهای دانشبنیان

























