گزارش

هشدار پذیرفته‌شد، اقدام مبهم ماند

همایش ملی «ملخ صحرایی، تهدید زیستی فرامرزی، پاسخ ملی» در حالی برگزار شد که مسئولان از خطر قریب الوقوع این آفت و آمادگی نسبی کشور سخن گفتند؛ اما واکاوی دقیق سخنان آنان، نبود برنامه شفاف برای هماهنگی بین‌دستگاهی، جبران خسارات اجتماعی و دیپلماسی فعال پیشگیرانه را به عنوان نقاط کور این «پاسخ ملی» برجسته می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: با وجود هشدارهای جدی مسئولان ارشد کشاورزی کشور درباره خطر هجوم مجدد ملخ‌های صحرایی و تأکید بر «پاسخ ملی» به این «تهدید فرامرزی»، تحلیل سخنرانی‌های کلیدی همایش ملی ملخ صحرایی نشان می‌دهد که برنامه اعلامی، با ابهامات عمده‌ای در زمینه سازوکارهای اجرایی، تأمین مالی و توجه به ابعاد اجتماعی بحران مواجه است.

به گزارش داوان نیوز، تهدید آفات فرامرزی، به ویژه ملخ صحرایی (Schistocerca gregaria)، به عنوان یکی از چالش‌های پیچیده امنیت غذایی در قرن بیست و یکم، نیازمند پاسخ‌هایی هماهنگ، چندبعدی و مبتنی بر همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است. جمهوری اسلامی ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی، همواره در معرض خطر هجوم دسته‌های این آفت از کانون‌های تکثیر در شبه‌جزیره عربستان، آفریقا و جنوب آسیا قرار دارد. در این راستا، همایش ملی «ملخ صحرایی، تهدید زیستی فرامرزی، پاسخ ملی» با حضور ارکان تصمیم‌گیری وزارت جهاد کشاورزی برگزار شد. این همایش، عرصه‌ای برای بیان مواضع، تشریح اقدامات و هماهنگی نهادهای درگیر محسوب می‌شد.
پرسش اصلی آن است که گفتمان نهادهای مسئول، چگونه تهدید ملخ صحرایی را بازنمایی می‌کند و «پاسخ ملی» طرح‌شده از چه نقاط قوت و ضعف مفهومی و عملیاتی برخوردار است؟  اگرچه این گفتمان موفق به برجسته‌سازی خطر و ایجاد حساسیت شده، اما از نظر عمق تحلیلی، شفافیت عملیاتی، توجه به ابعاد اجتماعی و ارائه راهبرد فرامرزی فعال، با محدودیت‌های جدی روبرو است.

تحلیل محتوای سخنرانی‌ها

۱. نقاط قوت و تاکیدات گفتمان رسمی:
برجسته‌سازی تهدید: همه سخنرانان بر ماهیت فرامرزی، غیرقابل پیش‌بینی کامل و جدی بودن تهدید ملخ صحرایی برای امنیت غذایی تاکید کردند. وزیر جهاد کشاورزی با پیوند آن به تغییرات اقلیمی، نگاهی فراتر از یک مسئله فصلی ارائه داد.
تاکید بر آمادگی و پیش‌آگاهی: رئیس سازمان حفظ نباتات با ارائه آمار پایش و نقشه‌های کانون‌های خارجی، بر رویکرد پیش‌گیرانه تاکید کرد. اشاره به ساختار فرماندهی عملیات و موجودی تجهیزات (پهپاد، سموم) نشان‌دهنده تلاش برای نمایش آمادگی لجستیکی بود.
اشاره به ملاحظات زیست‌محیطی: تاکید بر مبارزه بیولوژیک و استفاده از روش‌های کم‌خطر در کنار مبارزه شیمیایی ضروری، نشان‌دهنده توجه نسبی به انتقادات گذشته در مورد آثار محیط زیستی سموم بود.
درخواست هماهنگی فرابخشی: سخنان وزیر مبنی بر لزوم همکاری با نهادهای نظامی، امنیتی و اجرایی دیگر، نشان‌دهنده اقبال به نگاهی فراگیر به مسئله بود.

۲. نقاط ضعف و کاستی‌های گفتمان:
فقدان تحلیل جامع ریسک و سناریوپردازی: محور سخنرانی‌ها عمدتاً بر گزارش وضعیت موجود (تجهیزات، پایش) متمرکز بود. تحلیل چندسناریویی از هجوم همزمان به چند استان، برآورد خسارت اقتصادی تحت شرایط مختلف و شناسایی نقاط شکست احتمالی در زنجیره مقابله، به وضوح غایب بود.
ابهام در سازوکارهای عملیاتی و مالی: اگرچه به همکاری فرابخشی اشاره شد، اما چارچوب حقوقی، دستورالعمل فرماندهی یکپارچه در بحران، سهم و وظایف مشخص هر نهاد (نظیر ستاد کل نیروهای مسلح یا وزارت کشور) و از همه مهم‌تر، منبع، حجم و زمانبندی قطعی تأمین اعتبارات جدید به اندازه کافی شفاف نبود. این ابهام، امکان پایش و مطالبه‌گری را تضعیف می‌کند.
غفلت از ابعاد اجتماعی-اقتصادی و عدالت محیطی: گفتمان حاضر عمدتاً فنی-محور بود. تحلیل آسیب‌پذیری جوامع محلی، کشاورزان خرده‌پا و عشایر، برنامه‌های جبران خسارت و تأمین معیشت جایگزین برای آنان و توزیع عادلانه بار مبارزه، سهم ناچیزی در سخنرانی‌ها داشت.
ساختار یکسویه و فقدان گفتمان انتقادی: قالب سخنرانی‌های پشت سر هم، فضایی از بالا به پایین و تبلیغی ایجاد کرده بود. فرصت نقد سازنده، به اشتراک‌گذاری تجارب میدانی شکست‌خورده یا موفق گذشته (مانند طغیان ۱۳۹۸) و مشارکت واقعی ذی‌نفعان و کارشناسان مستقل، در این ساختار جایی نداشت.
تناقض در نسبت «فرامرزی» با «پاسخ ملی»: با وجود تأکید مکرر بر منشأ خارجی تهدید، راهکارهای عملی ارائه‌شده عمدتاً معطوف به اقدام داخلی پس از ورود آفت بود. راهبرد دیپلماسی فعال زیستی شامل همکاری‌های فنی، مالی و اطلاعاتی با کشورهای مبدأ و مسیر برای کنترل در مبدا، به صورت ملموس و برنامه‌ریزی‌شده طرح نشد.

همایش ملی ملخ صحرایی، به عنوان یک رویداد ارتباطی رسمی، موفق شد خطر این آفت را در سطح ملی بازتولید و بر لزوم آمادگی تأکید کند. با این حال، تحلیل محتوای سخنرانی‌ها نشان می‌دهد که گفتمان رسمی موجود، اگرچه حاوی عناصر مثبتی است، اما از «قالب هشداری» به سمت «الگوی عملگرایانه پیچیده و تاب‌آور» چندان فراتر نرفته است.
نقاط ضعف شناسایی‌شده -به ویژه ابهام عملیاتی، کم‌توجهی به عدالت اجتماعی در مدیریت بحران و ضعف در ارزیابی انتقادی تجارب گذشته- می‌تواند در مواجهه با یک هجوم گسترده و چندکانونه، به چالش‌های جدی در اجرا، تلفیق منابع و ایجاد انسجام اجتماعی منجر شود. همچنین، غفلت از بعد پیش‌دستانه دیپلماسی زیستی، کشور را در موضعی انفعالی و صرفاً واکنشی قرار می‌دهد.

برای تبدیل شعار «پاسخ ملی» به واقعیتی کارآمد، پیشنهاد می‌شود:
۱. ارتقای تحلیل ریسک: تدوین سناریوهای چندگانه هجوم و شبیه‌سازی عملیات مقابله برای شناسایی نقاط ضعف.
۲. شفافیت و پاسخگویی: انتشار عمومی جزئیات برنامه هماهنگی فرابخشی، خط‌مشی مالی و شاخص‌های عملکردی.
۳. عدالت‌محوری: طراحی برنامه‌های حمایت هدفمند از گروه‌های آسیب‌پذیر کشاورزی و لحاظ کردن معیشت جایگزین.
۴. نهادینه‌سازی یادگیری: ایجاد فضای نقد سیستماتیک تجارب گذشته و مشارکت دادن صداهای مستقل در برنامه‌ریزی.
۵. دیپلماسی فعال: پیگیری جدی همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه برای پایش و کنترل منطق‌های در کانون‌های خارجی.

در نهایت، مدیریت تهدیدهای فرامرزی مانند ملخ صحرایی، نیازمند عبور از گفتمان ادواری و انفعالی به سمت حکمرانی تاب‌آور، شفاف و بین‌بخشی است که در آن، امنیت غذایی با عدالت اجتماعی و تعامل سازنده با محیط بین‌الملل گره خورده باشد.

پرطرفدار

خروج از نسخه موبایل