با ما همراه باشید

سردبیر

پیشرفت های کشاورزی و مهندسی ژنتیك

منتشر شده

در

پایگاه خبری DA1news: در طول تاریخ اصلاح نباتات، به منظور ایجاد تركیبات جدید ژنتیكی جهت اصلاح ارقام زراعی، همواره از فناوری های جدید بهره گرفته شده است. این فناوریها شامل: دستورزی مصنوعی تعداد كروموزوم و ایجاد لاین های جدید دارای كروموزوم های خاص، استفاده از تیمار های شیمیایی و تابشی جهت القای جهش و نوآرایی های كروموزومی، روش های كشت سلول و بافت (مانند نجات جنین تولید درون شیشه ای و الحاق پروتوپلاستی جهت ایجاد هیبرید های بین گونه ای و بین جنسی) می باشد. تمامی این روشها سعی داشته اند كه با اصلاح ژنتیكی، محصولات را به منظور سازش های محیطی، مقاومت به آفات و بیماریها و كیفیت خاص مورد تقاضای كشاورزان، صنایع و مصرف كنندگان تغییر دهند.

تا چند دهه قبل، اصلاح نباتات تنها با استفاده از روش های سنتی انجام می گرفت كه در زمان خود روشی بسیار كارآمد بوده و امروزه هم در برخی موارد بسیار كارا می باشد. اما با افزایش روز افزون جمعیت، به منظور دستیابی سریع به ارقام جدید نیاز به روش های اصلاحی جدید بیش از پیش احساس می شود. جمعیت جهان در سال 2000 میلادی به بیش از 6 میلیارد نفر رسید و تصور می شود در سال 2025 میلادی تقریباً به 5/8 میلیارد نفر برسد. بنابراین، برای تأمین نیاز های غذائی این جمعیت در حال افزایش، میزان تولید غذا در سال 2025 میلادی باید 50% افزایش پیدا كند. لذا نیاز به ارقام زراعی با تولید بالاتر، بیش از پیش احساس می شود. در طی چند دهه گذشته پیشرفت های بسیاری در زمینه افزایش تولید محصولات در سراسر جهان صورت گرفته است. آنچه مسلم است، بهره گیری از علوم و فناوری های جدید در جهت رفع نیازهای بشری همواره مورد توجه بشر بوده است. در این راستا، استفاده از روش های نوین (مانند بیوتکنولوژی) كه باعث كاهش زمان دستیابی به اهداف مورد نظر می شوند، در عرصه کشاورزی می تواند کمک فراوانی به حل مشکلات کشاورزی سنتی و نیازهای غذایی جامعه بشری بنماید.

پیشرفت های علمی در بیولوژی سلولی و مولكولی امروزه در اوج خود در مهندسی ژنتیك نمود پیدا كرده است. زیست فناوری یا زیست فناوری مدرن با استفاده از روش های نوین مهندسی ژنتیك تحولی عظیم در كشاورزی، پزشكی، صنایع غذائی، صنعت و … فراهم كرده است. در كشور های پیشرفته و كشور های در حال توسعه سالانه میلیاردها دلار صرف این فناوری می شود كه در قبال این سرمایه گذاری سود فراوانی نصیب این كشورها می شود. در كشور ما هم تحقیقات گسترده ای در دانشگاهها، مراكز و موسسات تحقیقاتی در این زمینه در حال انجام است كه در برخی موارد پیشرفت های چشمگیر و كم نظیری داشته است.

پیشرفت های جدید در زمینه زیست شناسی سلولی و مولكولی راهی نوین در زمینه تولید گیاهان تراریخته[2] فراهم كرده است. این محصولات كه به محصولات زراعی تغییر ژنتیك یافته(GM Crops)[3] یا تراریخته معروفند به سرعت در حال گسترش هستند. گیاهان تراریخته بطور كلی به گیاهانی اطلاق می شوند كه با استفاده از روش های نوین مهندسی ژنتیك، ژن یا ژن هایی را از سایر منابع ژنتیكی (باكتریها، جانوران، انسان و سایر گیاهان) دریافت کرده اند. این گیاهان معمولاً با اهدافی مانند افزایش مقاومت به آفات و بیماریها، افزایش مقاومت به تنش های غیر زیستی مانند خشكی، شوری، سرما، بهبود كیفیت غذائی، افزایش تولید محصول، تولید واكسنها و آنتی بادی های گیاهی، افزایش تولید متابولیت های خاص و … ایجاد شده اند. مهندسی ژنتیك امكاناتی را فراهم كرده است كه تا قبل از ظهور آن شاید تصور آن هم ممكن نبوده است. شاید یكی از دلایل نگرانی عامه مردم از موجودات حاصل از مهندسی ژنتیك همین امر باشد. چون محققان در عرض چند سال به فناوری ای دست پیدا كرده بودند كه می توانستند ژنها را از هر موجودی به موجود مورد نظر خود منتقل نمایند و پذیرش این امر چندان ساده نبود كه افراد از فراورده هائی استفاده كنند كه ژنی از باكتری یا جانور در آن وجود داشته باشد. شاید هم در بین عموم تصوراتی نه چندان منطقی و درست وجود داشته باشد که با انتقال ژن باكتری به گیاه خاصیت بیماری زائی یا سایر خصوصیات آن هم به گیاه منتقل می شود. در حالی كه در اغلب موارد چنین تصوراتی نادرست بوده و بیشتر به دلیل نا آگاهی و یا اطلاع نادرست از این فناوری به ذهن خطور می نماید.

كاربرد های مهندسی ژنتیك‌ در كشاورزی‌:

مهندسی ژنتیك كشاورزی امروزه گسترش زیادی یافته و جنبه های كاربردی فراوانی پیدا نموده است و پیش بینی می شود كه در سال های آینده كاربرد های جدیدی هم پیدا كند. در ادامه برخی از جنبه های كاربردی مهندسی ژنتیك در زمینه علوم گیاهی و كشاورزی به اختصار معرفی می شود.

گیاهان‌ مقاوم‌ به‌ آفات و بیماریها

یكی از چالشهائی كه كشاورزان همواره با آن مواجه اند خسارت ناشی از آفات و بیماریها بر تولیدات كشاورزی می باشد. روش مرسوم مبارزه با این عوامل خسارت زا استفاده از سموم شیمیائی است. این روشها ضمن اینكه هزینه فراوانی بر كشاورز تحمیل می كنند صدمات جبران ناپذیری هم بر محیط زیست وارد می نمایند. در ضمن كارائی استفاده از‌ این‌ مواد شیمیایی‌ نیز به دلیل‌ ایجاد مقاومت‌ حشرات‌ در برابر سموم‌ به مرور پایین‌ آمده‌‌ و به همین‌ خاطر نیاز به‌ تعویض‌ مكرر این‌ آفت‌كش‌ها وجود دارد.

امروزه با استفاده از مهندسی ژنتیك، ژن های مقاومت به آفات و بیماریها از منابع ژنتیكی مختلف جدا شده و به گیاهان منتقل شده اند. بدین ترتیب ضمن افزایش مقاومت گیاهان در مقابل آفات و بیماریها از خطرات زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه سموم شیمیائی هم كاسته شده است. از جمله مهمترین این محصولات می توان به پنبه و ذرت مقاوم به آفات اشاره نمود كه با دریافت ژن مقاومت از یك باكتری خاكزی بنام باسیلوس تورینجینسیس (Bt)[4] در مقابل آفاتی مانند كرم غوزه پنبه و كرم ساقه خوار ذرت مقاوم شده اند. این محصولات جدید كه به محصولات بی تی  معروفند امروزه سطح وسیعی از مزارع دنیا را به خود اختصاص داده و بسرعت در حال گسترش هستند. البته گیاهان دیگری مانند سیب زمینی، برنج، كلزا و … مقاوم به آفت هم تولید شده اند.

بیماری های‌ ویروسی‌ و قارچی هم از جمله عواملی هستند كه ضمن ایجاد خسارت به‌ محصولات‌ كشاورزی‌ مانع‌ كشت‌ آنها در بسیاری‌ از شرایط‌ آب‌ و هوائی‌ می‌شوند. با وارد‌ كردن‌ برخی‌ ژن های‌ گیاهان‌ مقاوم‌ به گیاهان‌ حساس‌ مانند ژن های‌ كیتنیاز و 1 و 3 بتا-گلوكاناز كه‌ باعث‌ تخریب‌ دیواره‌ پلی‌ساكاریدی‌ قارچ های‌ بیماریزا‌ می‌شوند زیست فناوری ستها به‌ گیاهانی‌ دست‌ یافته‌اند كه‌ مقاوم‌ به‌ قارچ های‌ بیماریزا می‌باشند.

همچنین‌ با وارد كردن ژن های مربوط به پروتئین های پوششی ویروسها به گیاهان امكان تولید گیاهان‌ مقاوم‌ به‌ ویروس‌ نیز فراهم شده است. روش های‌ مبارزه‌ بیولوژیك‌ بسیار متعدد و متنوع‌ بوده‌ و موارد بالا تنها مثالهائی‌ از این‌ دست‌ می‌باشند.

گیاهان‌ مقاوم‌ به‌ علف‌كش

روش های‌ رایج‌ مبارزه‌ با علف های‌ هرز چندان انتخابی‌ نیست‌ و علف‌كشها در موارد زیادی‌ علاوه‌ بر نابودی‌ علفها به‌ گیاهان‌ زراعی‌ نیز آسیب‌ می‌رسانند. به عنوان‌ مثال،‌ گلیفوسیت كه‌ یك‌ علف‌كش‌ با كارایی بالاست،‌ می‌تواند گیاهانی‌ كه‌ دارای‌ مسیر متابولیكی‌ شیكیمات هستند را نیز نابود كند. به همین‌ منظور دانشمندان مهندسی ژنتیك با وارد كردن‌ ژن‌ مقاومت به‌ گلیفوسیت‌ (EPSP سنتتاز) به‌ گیاهانی‌ مانند چغندرقند، سویا، پنبه‌، گوجه‌فرنگی‌ و تنباكو آنها را در برابر علف‌كشها مقاوم‌ كرده‌اند. از مهمترین گیاهان تراریخته مقاوم به علف كش كه امروزه سطح وسیعی از زمین های زراعی را به خود اختصاص داده اند می توان به سویا و كلزا و ذرت و پنبه مقاوم به علف كش اشاره نمود.

گیاهان‌ متحمل به تنش های غیر زیستی‌

تنش های غیر زیستی از جمله خشكی، شوری و سرما اولین عامل كاهش محصول در دنیا بوده و در اغلب محصولات مهم زراعی باعث كاهش شدید تولید می شود (Bray و همكاران، 2000). خشكی و شوری در بسیاری از مناطق مشاهده می شود و پیش بینی می شود كه تا سال 2050 بیش از 50% زمین های قابل كشت دچار مشكل شوری شوند.

با وجودی كه در حال حاضر غذای كافی برای جمعیت جهان وجود دارد ولی باز هم بیش از 800 میلیون نفر در جهان دچار سوء تغذیه و فقر غذائی هستند. رشد 50 درصدی جمعیت انسانی از سال 2001 تا سال 2050 به این معنی است كه اگر هدف ایجاد امنیت غذائی برای مردم ، به طور جدی دنبال شود می بایست میزان تولیدات محصولات كشاورزی نیز بیش از 50 درصد افزایش یابد.

با توجه به پیچیدگی صفت مقاومت به تنش های غیر زیستی در گیاهان، استفاده از روش های مهندسی ژنتیك یكی از گزینه های موجود جهت افزایش تحمل گیاهان به این تنشها می باشد. ژن های متعددی جهت تولید گیاهان متحمل به شوری به كار گرفته شده اند كه در بسیاری از موارد موفقیت های چشمگیری هم داشته است. در این راستا محصولاتی مانند برنج، گندم، ذرت و … به منظور افزایش مقاومت به تنش های شوری، خشكی و سرما با استفاده از ژن های مختلفی تراریخته شده اند.

گیاهان تراریخته و محیط زیست

از گیاهان تراریخته می توان به منظور پاكسازی زمینها از آلودگی های طبیعی یا مصنوعی حاصل از فعالیت های صنعتی یا سایر فعالیتها بهره گرفت. ازجمله این موارد می توان از صنوبر زرد مقاوم به یون های جیوه، خردل متحمل به كادمیوم، توتون با قدرت حذف آلودگی های هیدروكربنی و درختانی كه با افزایش بیان نیترات ردوكتاز قادر به پاكسازی اكسید های نیتروژن موجود در مناطق شهری هستند، اشاره نمود.

تولید پلاستیك های تخریب پذیر

در چند سال گذشته توجه زیادی به مسئله استفاده از گیاهان برای تولید تركیبات پلیمری مانند كربوهیدراتها و پلاستیك های زیست تخریب پذیر صورت گرفته است. از تركیبات دسته اول می توان از شیرین كننده های غیر كالریزا مانند فروكتان هائی كه امروزه در رقم چغندر قند تراریخته تولید می شوند، نام برد. از گروه دوم می توان به پلی هیدروكسی آلكانونها (PHA) (پلی استر های 3- هیدروكسی اسیدها) اشاره نمود. اولین PHA تولید شده در گیاهان، هوموپلیمر پلی هیدروكسی بوتیرات (PHB) (تركیبی مشتق از استیل كوا) می باشد كه در چند اندامك سلولی مانند سیتوپلاسم، پلاستیدها و پراكسی زومها تولید می شود. شركت مونسانتو هم گیاهان كلزای تراریخته ای تولید كرده است كه PHB را در لوكوپلاست های جنین های در حال تشكیل به میزان بیش از 8% وزن خشك بذر رسیده تولید می نماید. تولید این پلیمر در پنبه و ذرت هم صورت گرفته است.

تولید ترپنوئیدها

اسانسها از جمله تركیبات ارزشمند مشتق شده از گیاهان هستند كه در چاشنی، تولید عطر و پزشكی مورد استفاده می باشند. كیفیت معطر بودن آنها مربوط به مونوترپنها و تا حدی سزكوئی ترپنها (هردو از گروه تركیبات ایزوپرنوئیدی با ساختمان های متفاوت هستند) می باشد. ارزش تجاری بالای این تركیبات برای فراورده های خام آنها حدود 160 میلیون دلار است كه می تواند در نتیجه فراوری مشتقات حاصل از آن به 5/5 میلیارد دلار برسد. اطلاعات كمی در زمینه كنترل ژنتیكی مسیر های متابولیكی این تركیبات وجود دارد اما بسیاری از ژن های این مسیر شناسائی شده اند. تغییر مسیر های بیوسنتزی این تركیبات به منظور تولید گروه خاصی از آنها و همچنین افزایش تراكم کرک های غده ای (تولید كننده این تركیبات) در برخی از گیاهان از اهداف مهندسی ژنتیك در این زمینه است. بنابراین، در آینده نزدیك گستره ای از فراورده های تراریخته ایجاد خواهند شد كه واجد تركیبات مورد نظر بوده ویا فاقد تركیبات ناخواسته خواهند بود.

منبع: سایت مجمع ملی خبرنگان کشاورزی کشور

سردبیر

بحرانِ خاموشِ کشاورزی؛ نسل Z و معادله سختِ ماندن در روستا یا کوچ به شهر

صنعت کشاورزی ایران با یک «شوک نسلی» روبرو است. در یک سوی میدان، پدران و مادرانی که با عرق جبین، نان سفره را تأمین می‌کنند و در سوی دیگر، نسل جوانی که کشاورزی را مترادف با سختی، درآمد کم و عقب‌ماندگی می‌داند. اما بررسی عمیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد که نسل Z به کشاورزیِ سنتی «نه» می‌گوید، نه به کشاورزیِ مدرن. برای رشد و احیای این بخش حیاتی، باید بسترها را برای ورود «کشاورزان فناور» فراهم کرد؛ نسلی که می‌تواند ضایعات ۳۵ درصدی را کاهش دهد و با استفاده از دانش‌بنیان‌ها، ایران را به قطب جدید کشاورزی هوشمند تبدیل کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: میانگین سن کشاورز ایرانی به ۵۳ سال رسیده و هر سال هزاران هکتار زمین بدون متولی می‌ماند. در این شرایط، نسل Z که عاشق تکنولوژی و بیزار از کارهای سنتی است، در دو راهی بزرگ قرار دارد: یا باید پشت به این بحران کند و به مهاجرت به شهرها ادامه دهد، یا با دستان دیجیتال خود، انقلابی در کشاورزی هوشمند به پا کند. سوال اینجاست که آیا این نسل، ذاتاً از کشاورزی گریزان است، یا کشاورزیِ امروزیِ ایران، خود را برای پذیرش این نسل آماده نکرده است؟

ناظم رامتین/ سردبیر داوان‌نیوز: نسل Z که با فناوری دیجیتال عجین شده و به دنبال مشاغلی پویا و هدف‌مند است، امروز در تقابل با چالش‌های جدی در بخش کشاورزی ایران قرار دارد. این سوال که آیا این نسل می‌تواند به یاری کشاورزی کشور بشتابد و آن را متحول کند، به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران تبدیل شده است. در یک نگاه کلی، پاسخ ساده نیست؛ نسل Z به کشاورزی سنتی و کم‌سود روی خوش نشان نمی‌دهد، اما می‌تواند موتور محرکه‌ای برای نسخه‌ای مدرن، فناورانه و سودآور از آن باشد.

بحران خاموش پیری کشاورزی

تصویر امروز کشاورزی ایران، تصویر نسلی است که در حال سال‌خوردن است. آمارها نشان می‌دهد میانگین سنی بهره‌برداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند . این پدیده که به «پیری کشاورزان» معروف است، یک زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور به شمار می‌آید. در حالی که نسل قدیم با دستانی پینه‌بسته و عشقی دیرینه به خاک، بار تولید را بر دوش می‌کشد، نسل جوان به دلیل نبود امنیت شغلی، کمبود منابع آب و کاهش سود اقتصادی، رغبتی برای ادامه این مسیر سخت و سنتی نشان نمی‌دهد .

این شکاف، تنها به سن و سال محدود نمی‌شود. حدود ۲۳ درصد از بهره‌برداران کنونی بی‌سواد هستند و سهم تحصیل‌کردگان دانشگاهی در این بخش ناچیز است . این مسئله، پذیرش فناوری‌های نوین و روش‌های مدرن را با مانع روبرو می‌سازد و دردی است که نسل جوان، با ذهنیت دیجیتال خود، به خوبی می‌تواند آن را التیام بخشد.

نسل Z: از بی‌رغبتی تا یک فرصت بزرگ

مهم‌ترین یافته این است که نسل Z ذاتاً مخالف کشاورزی نیست، بلکه مخالف شکل سنتی و معیشتی آن است. یک مقام مسئول در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به صراحت اعلام کرده است که «جوانان علاقه‌ای به کشاورزی سنتی ندارند و جذب کشاورزی مدرن می‌شوند» . به عبارت دیگر، تا زمانی که کشاورزی به عنوان یک شغل کم‌درآمد، پرزحمت و بدون آینده‌نگری تعریف شود، جوانان به سمت مشاغل شهری مهاجرت خواهند کرد .

اما در نقطه مقابل، این نسل می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه برای تحول کشاورزی باشد. ویژگی‌های کلیدی نسل Z که می‌تواند به کمک کشاورزی بیاید، عبارتند از:

1. تسلط بر فناوری: نسل Z با فناوری عجین شده و به دنبال راه‌حل‌های دیجیتال و هوشمند است . شرکت‌های دانش‌بنیانی که توسط جوانان تحصیل‌کرده راه‌اندازی شده‌اند، نمونه‌های عینی این تحول هستند. برای مثال، شرکت «اوج سماء زاگرس» که توسط دانشجویان بنیان‌گذاری شد، اکنون پهپادهای سمپاشی خود را به چندین کشور صادر می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های جوانان می‌تواند کشاورزی را متحول کند .

2. کارآفرینی و نوآوری: جوانان و نخبگان می‌توانند نقش موثری در کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ضایعات کشاورزی ایفا کنند . آن‌ها با رویکردهای نوآورانه و استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در تمام زنجیره ارزش، از کاشت تا توزیع، تغییر ایجاد کنند.

3. پذیرش الگوهای نوین کسب‌وکار: تعاونی‌های کشاورزی نسل جدید، برخلاف ساختارهای سنتی، هدف‌گرا و مبتنی بر زنجیره ارزش هستند . نسل Z می‌تواند با بهره‌گیری از فناوری‌های مالی (فینتک) و بلاک‌چین، به شفافیت و حذف واسطه‌ها کمک کند تا سود بیشتری به جیب کشاورز برود . همچنین مصرف‌کنندگان جوان شهری، بازار رو به رشدی برای محصولات ارگانیک و محلی ایجاد کرده‌اند که این یک فرصت طلایی برای بازاریابی مدرن و مستقیم محصولات است .

آینده: کشاورزی هوشمند یا زمین‌های خالی؟

پاسخ به سوال «آیا نسل Z به کشاورزی رو خواهد آورد؟» به یک انتخاب استراتژیک بستگی دارد: تغییر شکل کشاورزی از سنتی به مدرن و دانش‌بنیان یا اصرار بر روش‌های گذشته.

– مسیر اول (ادامه روند فعلی): با ادامه این روند، با نسلی مواجه خواهیم شد که حاضر نیست مسئولیت زمین‌های پدران را بر عهده بگیرد و زمین‌های کشاورزی بدون متولی خواهند ماند .

– مسیر دوم (تحول دیجیتال و دانش‌بنیان): برای جذب نسل Z، باید کشاورزی را به یک «صنعت مدرن» تبدیل کرد. این به معنای ارائه آموزش‌های مهارتی، دسترسی به فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و پهپادها، تسهیل در دریافت وام‌های اشتغال‌زایی و ایجاد بسترهای دیجیتال برای فروش و بازاریابی است .

در نهایت، نسل Z آماده است تا به کشاورزی کشور کمک کند و آن را رشد دهد، اما نه به شکل یک کشاورز سنتی، بلکه به عنوان یک «مدیر فنی» یا «کارآفرین عرصه کشاورزی هوشمند». نسل Z به دنبال شغلی است که در آن فناوری، نوآوری و سودآوری معنادار باشد. اگر سیستم کشاورزی ایران بتواند این بستر را فراهم کند، جوانان نه تنها به این عرصه روی خواهند آورد، بلکه می‌توانند آن را به یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور تبدیل کنند.

ادامه مطلب

سردبیر

نقشه راه جهاد کشاورزی در افق ۸۷ میلیونی؛ تولید پایدار یا وابستگی غذایی؟

برآورد رسمی مرکز آمار از جمعیت ۸۷ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۵، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران کشاورزی به صدا درآورده است؛ وزیر جهاد کشاورزی با وعده «تنظیم بازار و امنیت غذایی» پا به عرصه گذاشته، اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا افزایش ۴ تا ۵ میلیون نفری در کمتر از سه سال، با رویه فعلی مدیریت آب، خاک و واردات قابل پاسخگویی است؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: عبور جمعیت کشور از مرز ۸۷ میلیون نفر در افق ۱۴۰۵، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم را در آستانه چالش‌های بی‌سابقه‌ای در حوزه امنیت غذایی قرار داده است؛ چالشی که پاسخ به آن، نیازمند تغییر راهبردی از کشاورزی سنتی به بهره‌وری مبتنی بر فناوری و تدوین نقشه جامع تأمین مواد غذایی متناسب با ترکیب سنی جمعیت است.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز, بر اساس آخرین برآورد رسمی مرکز آمار ایران که با استفاده از روش ترکیبی (مؤلفه‌ای–نسلی) انجام شده، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۸۷ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر عبور خواهد کرد . این رشد جمعیتی در کنار تغییرات ساختاری نظیر کاهش شدید نرخ باروری و افزایش شهرنشینی، امنیت غذایی کشور را به یکی از چالش‌های اساسی دولت چهاردهم تبدیل کرده است .

۱. رشد جمعیت و فشار بر منابع: افزایش جمعیت به طور مستقیم به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی و فشار بر منابع آب و خاک است . این موضوع، وزارت جهاد کشاورزی را با دو وظیفه متضاد و حیاتی روبه‌رو می‌سازد: افزایش بهره‌وری تولید در داخل و مدیریت هوشمندانه واردات برای تنظیم بازار. تأکید بر کشاورزی پایدار و استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش ضایعات، از مسیرهای اجتناب‌ناپذیر در این حوزه است .

۲. سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی: غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی، صراحتاً اعلام کرده که راهبرد «امنیت غذایی» و «مدیریت و تنظیم بازار» در رأس فعالیت دولت چهاردهم قرار دارد . این راهبرد با عبور جمعیت از ۸۷ میلیون نفر، از یک اصل به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. وعده وزارتخانه مبنی بر تأمین «معیشت و سفره مردم» در هر شرایطی، نشان از عزم جدی برای مقابله با هرگونه خللی در زنجیره تولید و توزیع دارد .

۳. چالش‌های پیشِ رو: ترکیب رشد جمعیت با کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشان‌دهنده یک «گذار ناقص جمعیتی» است . این پدیده به این معناست که در بلندمدت، با کاهش نیروی کار جوان و افزایش جمعیت سالمند، فشار اقتصادی بر سیستم‌های تأمین غذا دوچندان خواهد شد. وزارت جهاد کشاورزی باید با تغییر الگوی کشت، حمایت از روستاییان برای مقابله با خالی شدن روستاها و استفاده از روش‌های نوین مانند سیستم‌های غذایی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، خود را برای این آینده آماده کند .

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گذر از مرز ۸۷ میلیون نفری، دوران تازه‌ای از مسئولیت‌پذیری برای وزارت جهاد کشاورزی رقم زده است. دولت چهاردهم اگرچه شعار امنیت غذایی را سرلوحه کار خود قرار داده، اما موفقیت در این مسیر مستلزم فراتر رفتن از اقدامات مقطعی و ورود به حوزه‌های سیاست‌گذاری بلندمدت جمعیتی، فناوری و اصلاح الگوی مصرف است. تعادل بین تولید داخل، مدیریت واردات و مقابله با تهدیدات اقلیمی، رمز پایداری سفره ایرانیان در دهه پیشِ رو خواهد بود .

ادامه مطلب

سردبیر

تحول در هرم قدرت کشاورزی؛ تات، عامل محوری هماهنگ‌سازی در اقتصاد کشاورزی

سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) در طیفی از تحولات ساختاری، از قالب یک نهاد پژوهشیِ صرفاً پاسخگو به پرسش‌های علمی، به مرجعی فرابخشی برای «حل‌مسئله» و «تصمیم‌سازیِ هوشمند» در حکمرانی آب، خاک و امنیت غذایی ارتقا یافته است. بررسی روند دیدارهای راهبردی رئیس این سازمان با معاونان وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی استان‌ها، حاکی از شکل‌گیری یک «اکوسیستم تصمیم‌گیری داده‌محور» است که در آن، تحلیل داده‌های میدانی جایگزین روش‌های سنتی و بخشی‌گرای مدیریتی شده و سازمان تات را به کانون هم‌افزایی میان قوای مجریه و مقننه تبدیل کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: در فضای اقتصاد سیاسی کشاورزی ایران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) ماهیت خود را از یک نهاد خطیِ تولیدکننده علم، به نهادی پویا و «تقاضا-محور» تبدیل کرده است. داده‌های میدانی و تحلیل روند دیدارهای هفته اخیر دکتر غلامرضا گل‌محمدی با ارکان سه‌گانه‌ی قدرت (قوه مجریه، مقننه و نهادهای برنامه‌ریزی) نشان می‌دهد که این سازمان به یک «مرجع فراقوه‌ای» برای حل مسائل مزمن بخش کشاورزی بدل شده است. در این گزارش، به تبیین این پارادایم جدید و تأثیر آن بر ارتقای بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) می‌پردازیم.

گذار از «داده‌های پراکنده» به «سیستم هشدار سریع» و «دولت هوشمند»

مهم‌ترین دستاورد راهبردی تات، تغییر در نگرش بازیگران کلان کشور نسبت به «اعتبار داده» است. ایجاد «مرکز پایش الگوی تولیدات کشاورزی» صرفاً یک پروژه فناوری اطلاعات نیست، بلکه بسترسازی برای پایان دادن به «چندصدایی آماری» و موازی‌کاری در نهادهای حاکمیتی است.

در نشست با معاون وزیر نیرو، توافق بر سر واگذاری فرآیند تولید داده‌های آب‌محور به این مرکز، نشان از پذیرش «نظارت علمی» توسط یک نهاد اجرایی دارد. این اقدام، مرزهای سازمانی را در هم شکسته و ساختاری فراهم کرده تا به جای تصمیم‌گیری بر اساس «بده‌بستان‌ها»، تصمیمات بر پایه «داشبوردهای شاخص‌های زیستی و اقلیمی» اتخاذ شود. این جابه‌جایی در مرجعیت تصمیم، می‌تواند نرخ بهره‌وری آب را با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطاهای تخصیصی افزایش دهد.

شکل‌گیری «ائتلاف علم و توسعه» برای عبور از بن‌بست‌های آبی

چالش آب در ایران بیش از آنکه فنی باشد، مسئله‌ای «نهادی» و «مدیریتی» است. ائتلاف سازمان تات با وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه، یک «مثلث طلایی» برای حکمرانی سرزمینی ایجاد کرده است که سه ضلع آن عبارتند از:
۱. ضلع فنی-تحلیلی (تات): مسئول مدل‌سازی اقلیمی و تدوین الگوی کشت دینامیک.
۲. ضلع زیرساختی (وزارت نیرو): مسئول اجرای تخصیص هوشمند بر اساس خروجی داده‌های تات.
۳. ضلع تأمین مالی (سازمان برنامه و بودجه): تغییر رویکرد از تأمین مالی «سازه‌های سخت‌افزاری» به «تولید داده‌های نرم‌افزاری و هوشمند».

درخواست رئیس سازمان تات برای اختصاص «ردیف اعتباری مستقل» به این مرکز، یک گام انقلابی در بودجه‌ریزی عملیاتی کشور است. این اقدام، تات را از یک سازمان هزینه‌بر به «سرمایه‌گذارِ تولید امنیت» تبدیل می‌کند و معیاری عینی برای سنجش عملکرد ارائه می‌دهد.

توسعه افقی: از عرصه ملی تا زیست‌بوم شهری و اقتصاد محلی

توسعه دامنه نفوذ تات فراتر از مزارع سنتی بوده و به عرصه‌های جدیدی چون مدیریت فضای سبز شهری (شهرداری تهران) گام نهاده است. امضای تفاهم‌نامه با سازمان بوستان‌ها، نشان از پذیرش این اصل دارد که «امنیت زیستی» تنها به تولید غذا محدود نبوده و مدیریت تنش‌های محیط زیستیِ کلان‌شهرها را نیز دربرمی‌گیرد.

از سوی دیگر، دیدارهای گسترده با نمایندگان مجلس (مانند نمایندگان ساری و دزفول) و فرمانداران ویژه شهرستان‌ها (الیگودرز و بروجرد) نشان از«دیپلماسی علمی-منطقه‌ای» دارد. تات با شناسایی مزیت‌های نسبی هر استان و تبدیل آن به برنامه عمل (مانند فعالیت‌های اصلاحی ایستگاه صفی‌آباد دزفول)، تلاش می‌کند تا با «بومی‌سازی دانش»، نرخ نفوذ فناوری را در سطوح خُرد افزایش دهد و از موازی‌کاری دستگاه‌های اجرایی استانی جلوگیری کند.

تحول دیجیتال و بسترسازی برای اقتصاد پلتفرمی در کشاورزی

معرفی پلتفرم «مزرعه من» و «دستیار هوشمند سخنگوی کشاورزی» توسط معاون توسعه مدیریت منابع تات، فراتر از یک پروژه نرم‌افزاری، گامی برای شکل‌گیری «حکمرانی الگوریتمی» در بخش کشاورزی است. این پلتفرم با اتصال زنجیره ارزش از تأمین نهاده تا بازار، به دنبال رفع شکاف اطلاعاتی میان ۴ میلیون بهره‌بردار خرد و بازارهای مالی و فیزیکی است.

تأکید معاون سازمان برنامه و بودجه بر «کاربرپسندی» این سامانه، نشان از بلوغ فکری در نظام برنامه‌ریزی کشور دارد؛ اینکه عدالت در حمایت‌ها، تنها با شناسایی دقیق هوشمندِ بهره‌برداران نهایی محقق می‌شود. این رویکرد، ساختار یارانه‌های کشاورزی را از حالت «انتشاری و ناکارآمد» به حالت «هدفمند و عملکردی» تغییر خواهد داد.

گذار از «مقاله‌محوری» به «ثروت‌آفرینی» در نظام پژوهشی

نکته حائز اهمیت در بازدید معاون سازمان برنامه و بودجه، نقد صریحِ پژوهش‌های «دولتی‌محور» و تأکید بر شکل‌گیری «شرکت‌های زایشی» (Spin-off) از دل مؤسسات پژوهشی تات است. این پیام به معنای تغییر در مدل ارزیابی پژوهش‌ها از شاخص‌های «تعداد مقالات» به «شاخص نفوذ در بازار» و «کاهش وابستگی به واردات خوراک دام» است. تات در این چارچوب، نقش یک «شتاب‌دهنده» را ایفا می‌کند که سرمایه‌های خطرپذیر (VC) را به سمت حل مسائل واقعی بخش کشاورزی هدایت می‌نماید.

نتیجه‌گیری تحلیلی:
شواهد میدانی حاکی از آن است که سازمان تات با اتخاذ رویکرد «مسئله‌محوری فعال»، جایگاه خود را به عنوان «کانون تصمیم‌سازی علمی» در ساختار قدرت ایران تثبیت کرده است. این سازمان دیگر یک نهاد مشاوره‌ای نیست، بلکه به عاملی برای «هماهنگ‌سازی میان‌نهادی» و «شفاف‌سازی اطلاعاتی» تبدیل شده که مستقیماً بر خط مشی‌های کلان اقتصاد مقاومتی و امنیت غذایی تأثیر می‌گذارد.

دوام این تحول، منوط به نهادینه‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص پایدار اعتبارات دانش‌بنیان در لایحه بودجه سنواتی است. اگر این مسیر ادامه یابد، ایران می‌تواند الگوی نوینی از «حکمرانی علمی» در منطقه خاورمیانه ارائه دهد که در آن، داده‌ها و تحلیل‌های عینی، جایگزین روش‌های آزمون‌وخطای پرهزینه مدیریتی می‌شوند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار