سردبیر
کاربرد فن آوري اطلاعات درتوسعه كشاورزي دقيق
واژه كشاورزي دقيق براي اولين بار در دهه 80 ميلادي در ايالات متحده آمريكا و بر پايه ي تقاضاهائي بنا شده تا مسائل زيست محيطي را كه نتيجه فعاليت هاي كشاورزي همچون استفاده از آفت كش ها و كود بود را حمل نمايد و علاوه بر آن با افزايش بهره وري از منابع آب و خاك و كاهش ضايعات آن ، ضريب بهينه محصولات كشاورزي را افزايش دهد. آزمايشات كشاورزي دقيق براساس مزارع بزرگ آغاز شد و برپايه مفاهيم فن آوري اطلاعات مزرعه بزرگ را به واحدهاي كوچك تقسيم كردند و سپس كشاورزي دقيق به صورت مزرعه داري دقيق شناخته شد.
در دو دهه گذشته كشاورزي دقيق به همراه توسعه فن آوري اطلاعات در جهان خصوصاً كشورهاي توسعه يافته گسترش زيادي داشته است به طوريكه از سال 1992 هر دو سال يك بار كنفرانس بين المللي ” كشاورزي دقيق ” برگزار مي شود. امروزه اين علم به صورت يك رشته دانشگاهي تدريس مي شود و علاوه بر اين ، ماشين ها و تجهيزات مكانيزاسيون كشاورزي دقيق در آمريكاي شمالي و برخي كشورهاي اروپائي توليد مي شود و در اين راه براي مثال حدود 25000 رايانه بر روي كمباين ها جاسازي شده اند تا ميزان محصول ذرت سويا را بر طبق شاخص ها و استانداردهاي اين دانش ثبت و نگهداري نمايند. بنا بر اين در حال حاضر هر كشوري كه مي خواهد توليدات غذايي اش را افزايش دهند ناگزير به اجرا توسعه و گسترش كشاورزي دقيق مي باشد و در اين راه بايد تمامي ظرفيت ها و توانمندي هاي بالقوه و بالفعل خود را در اين زمينه بكار گيرد و نکته اساسی در زمینه کشاورزی دقیق آن است که با استفاده از مولفه های کشاورزی دقیق استفاده بهینه از نهاده های کشاورزی تحقق یافته و منجربه کاهش هزینه های تولید و افزایش بهره وری خواهد شد.
مفهوم كشاورزي دقيق :
كشاورزي دقيق يك راهبرد جديد در كشاورزي امروزي است و بر مبناي شناخت و بر طرف ساختن ناهمگوني در سطح مزرعه استوار است. يكي از دلايل رشد كشاورزي دقيق در ميان دانشمندان و كشاورزان ، پيشرفت تكنولوژي در زمينه هاي مختلف از جمله سيستم تعيين مختصات جغرافيايي يا جي پي اس ،سنسورها ، عكس هاي هوايي يا ماهواره اي (يا سنجش از دور) و تسهيلات مديريت اطلاعات جغرافيايي است. براين اساس اطلاعات جمع آوري شده توسط تكنولوژي هاي ذكر شده براي انجام محاسبات دقيق در مورد سطح ناهمگوني در مزرعه از جهت هاي مختلف از جمله مقدار مواد مغذي خاك ،گسترش و پخش آفت ها ، بيماريها و علفهاي هرز در سطح مزرعه همچنين تصميم گيري درمورد فعاليت هاي مديريتي و همچنين پيش بيني مقدار عملكرد مورد ارزيابي قرار خواهند گرفت.
به بيان ديگر كشاورزي دقيق يك استراتژي مديريتي است كه جزييات و اطلاعات مديريت اين تغييرات در جهت افزايش محصولات زراعي و افزايش بهره وري گام بر مي دارد.
فلسفه اي كه كشاورزي دقيق بر آن استوار است اين است كه براي افزايش بازده اقتصادي و كاهش آلودگي محيط زيست،نهاده هاي كشاورزي وموادشيميايي مصرفي همچون كودهاي شيميايي،آفتكش ها و علفكش ها دقيقاًبه همان ميزان مورد نياز هر بخش كوچك از مزرعه بكار برده شود ، نه بيشتر و نه كمتر و اين امر مي تواند باعث افزايش توليد محصولات غذايي به لحاظ كمي و كيفي و پايداري توليد شود.
كشاورزي دقيق چگونه عمل مي كند؟
كشاورزي دقيق داراي چهار ابزار پيشرفته اساسي مي باشد كه به پايش تغيير پذيري و مديريت نهاده ها كمك مي كند. اين ابزارها شامل :
1-سيستم موقعيت يابي جهاني (GPS ) :
اشاره به شيوه اي دارد كه قادر به شناسايي نقاط در داخل مزرعه مي باشد.
2-سنسورها و وقايع نگارهاي داده ها:
اطلاعات مربوط به گياه زراعي ، خاك و اقليم را مي توان با استفاده از اين فن آوري ها به فراواني زياد مورد ديده باني قرارداد.
3-سيستم اطلاعات جغرافيايي ( GIS ):
نقشه هاي اين ويژگي ها را مي توان فراهم نمود و با استفاده از مرورگرهاي ساده يا مدل هاي پيچيده مورد تجزيه و تحليل قرارداد.
4-عمل تشخيص دهنده :
به محض شناسايي عوامل محدود كننده با عملكرد اقدامي مي توان براي غلبه يا به حداقل رساندن اين محدوديت ها انجام داد.
کشاورزی دقیق و نقش آن در استفاده بهینه از نهاده های کشاورزی:
در حال حاضر استفاده از نهاده های کشاورزی به عنوان یکی از عوامل اصلی و اساسی در جریان تولیدات محصولات متنوع در بخش کشاورزی درآمده است که به دلیل عدم استفاده بهینه از این نهاده ها هزینه های تولید در این بخش هر ساله افزایش چشمگیر داشته که این امر در درازمدت از جذابیت فعالیت در این بخش می کاهد که برای رفع این مشکل ، اجرای کشاورزی دقیق و رعایت مولفه های آن می تواند استفاده بهینه از نهاده های اساسی کشاورزی (آب و خاک) و هم چنین دیگر نهاده های رایج در این بخش ازجمله انواع کودهای کشاورزی انواع آفت کش های نباتی انواع بذور و سایر نهاده ها را با هدف افزایش تولید و رشد بهره وری ارتقاء دهد.
الگوهاي اجراي كشاورزي دقيق :
كشاورزي دقيق با سه الگوي متفاوت شامل كشاورزي دقيق نوين،كشاورزي دقيق با فن آوري بالا و كشاورزي دقيق مرسوم قابل اجراست در كشاورزي دقيق نوين براساس دسترسي متوسط به فن آوري اطلاعات در آموزش و استفاده از سيستم هاي نيمه مكانيزه در كاشت وبرداشت بيان ميشود و كشاورزي دقيق با فن آوري بالا براساس استفاده گسترده از سيستم هاي اتوماتيك و فن آوري هاي مكانيكي و كنترلي در امر كشاروزي و دسترسي گسترده و ضريب نفوذ بالاي فن آوري اطلاعات ( درحوزه آموزش) تعريف مي شود. كشاورزي مرسوم هم براساس سطح پائين دسترسي به فن آوري اطلاعات به عنوان ابزار آموزش و استفاده محدود ازماشين آلات مكانيزه به عنوان ابزار اجرا تعريف مي شود. با توجه به تعاريف بالا نقش فن آوري اطلاعات در اين علم بسيار مهم و حياتي ميباشد. كشاورزي دقيق از مراحل اوليه كشاورزي است. كه حتي قبل از كاشت وارد عمل مي شود. اين اطلاعات مربوط به شرايط خاك و اقليم و نوع بذر ، كودها و آفت كش هاي يك محصول خاص در يك منطقه مشخص و به صورت يك جا و دسته بندي شده به كشاورز آموزش داده مي شود و وي كاملاً آگاهانه به اجراي نتايج تحقيقات علمي سايرين مي پردازد ، اين گردش اطلاعات از آن جائي كه نياز به حفظ اطلاعات و اشاعه گسترده آن به منظور دسترسي همگاني دارد جز در چرخش فن آوري اطلاعات و ارتباطات امكان پذير نيست. اين سيستم قادر است مديريت مزرعه را در شرايط خاص و بحراني با در دسترس قراردادن اطلاعات قابل اعتماد ياري و در حل مشكلات به آنها كمك كند. ديده باني محصول كه امروزه كاربرد گسترده اي يافته در روش كشاورزي با استفاده از سيستم هاي GIS و GPS صورت مي پذيرد. به اين صورت كه با استفاده از GPS محل مورد نظر در مزرعه را كه مدنظر است؛ مشخص مي كنند و اطلاعات مربوط به آن را با مقايسه ساير داده ها در GIS مورد تجزيه وتحليل قرار مي دهند. در كشاورزي دقيق مرسوم حتي مي توان اطلاعات مختلف يك مزرعه نمونه با يك محصول را از لحاظ تنوع خاك و يا حالت هاي آب دهي متفاوت بررسي و نتايج آن را ثبت كرد و با پردازش آن و تهيه نرم افزار مربوط به آن از منابع موجود استفاده لازم را به عمل آورد و با چرخش اطلاعات نرم افزاري اين اطلاعات را به مزارع رساند و صاحبان مزارع را از نتايج اين تجربيات آگاه كرد. در روش هاي مدرن كشاورزي دقيق حتي مراحل كاشت و داشت را هم با ماشين آلات مكانيزه و با استفاده از رايانه انجام مي دهند به طوري كه حتي آبياري را به صورت برنامه ريزي شده و توسط پردازش گر قابل كنترل ، از اتاق نگهباني مزرعه هدايت مي كنند. در كشاورزي دقيق با فن آوري بالا مراحل آماده سازي مزارع را با استفاده از فن آوري هاي نو مثل استفاده از فن آوري ليزري در تسطيح مزارع به انجام مي رسانند. اينها نمونه اي از كاربرد گسترده فن آوري در كشاورزي است كه در كشاورزي دقيق مورد التزام مي باشد و از ابتدا تا انتها عملي مي گردد.
محدوديت هاي كشاورزي دقيق در ايران:
در ايران به كارگيري سرويس هاي اينترنتي به منظور انجام آموزش و آشنايي با خدمات و راه هاي كشاورزي دقيق بسيار پايين است و همگان دسترسي به آن ندارند و از طرفي استفاده از روش هاي مكانيزاسيون كشاورزي چندان گسترده نيست. اما از اين نكته هم نبايد به سادگي گذشت كه به دليل اهميت كشاورزي دقيق در حال حاضر برخي از افراد و مؤسسات توليدي داراي مزارع بزرگ در كشور به سوي استفاده از كشاورزي دقيق و مكانيسم هاي اجرايي آن گام برداشته اند كه اميدوار كننده است كه با ادامه و توسعه آن مي توان شاهد گسترش كشاورزي دقيق در سطح كشور بود.
هزينه ها و فوايد كشاورزي دقيق :
1-به حداقل رساندن مصرف رساندن نهاده ها و كاهش اثر نامطلوب آنها محيط زيست، از طريق كاربرد مؤثر تر.
2-به حداكثر رساندن عملكرد ها ، با غلبه بر محدوديت هاي توليد در زمان و مكانهاي خاص.
3-استفاده بهينه از فن آوري اطلاعات در افزايش توليد.
4-بهبود محيط زيست و توسعه كشاورزي پايدار.
5-توجه اساسي و كاربردي به جامعيت توليد در بخش كشاورزي و استفاده از تمامي ظرفيت ها و توانمندي هاي بالقوه و بالفعل موجود.
ضرورت های اجرای کشاورزی دقیق در کشور:
در حال حاضر در کشور ما تولید در بخش کشاورزی با هزینه بالا صورت می گیرد که این امر هم برای تولیدکننده و هم برای مصرف کنندگان به هیچ عنوان به صرفه نمی باشدکه در این رابطه یکی از ضرورت هایی که باید در مزارع و واحدهای تولیدی بخش کشاورزی اجرایی گردد، اجرای کشاورزی دقیق می باشد و این امر تا بدان حد دارای اهمیت می باشد که می تواند ظرفیت های تولیدی هر واحد را تا چندین برابر افزایش دهد و سبب کاهش هزینه های تولید به صورت کاملاً قابل لمس گردد. هرچند موفقیت در عرصه کشاورزی مستلزم تحقق عوامل متعددی است اما بدون شک افزایش تولید، ارتقاء بهره وری، کاهش هزینه ها و کاربرد بهینه نهاده های کشاورزی مستلزم اجرای کشاورزی دقیق می باشد.
نتيجه گيري و پيشنهادات:
عليرغم اينكه در نگاه اول كاربرد كشاورزي دقيق مديريت پيچيده اي را مي طلبد و از طرفي توجيه اقتصادي چنين سيستمي با ترديدهايي مواجه است اما به نظر مي رسد با توجه به چالش هاي عمده اي كه جهان امروز در زمينه آب ، غذا ، آلودگي محيط زيست و منابع انرژي با آنها مواجه است و افزايش روزافزون نياز به غذاي سالم نسلهاي آينده ناگزير به روي آوردن به چنين شيوه هايي خواهند بود. هر چند كه در حال حاضر نيز اين نوع سيستم مديريت مزرعه در كشورهاي پيشرفته بويژه آمريكا و استراليا در حال تبديل به سيستم رايج كشاورزي است اما هنوز همه گير نشده است.
سهولت دسترسي به ابزارها و تكنولوژي پيشرفته در اين كشورها و همچنين سطح وسيع اغلب مزارع از ديگر عوامل روي آوردن اين كشورها به اين نوع سيستم كشاورزي است.
از طرف ديگر حساسيتهايي كه در كشورهاي توسعه يافته نسبت به خطرات زيست محيطي و بيولوژيكي محصولات كشاورزي حاصل از دستكاريهاي ژنتيكي ايجاد شده است كشاورزان اين كشورها را به استفاده از سيستم هاي به زراعي جهت افزايش عملكرد در واحد سطح راغب تر مي كند.
البته بديهي است چنين سيستم مديريتي با توجه به تكنولوژي و ابزار پيشرفته اي كه مي طلبد بيشتر در مزارع وسيع قابل اجرا و داراي توجيه اقتصادي خواهد بود و به نظر مي رسد برخلاف كشورهاي پيشرفته كه توجه ويژه اي به اين نوع سيستم كشاورزي نشان داده اند ، كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته همچنان استفاده از ارقام اصلاح شده و در برخي موارد محصولات بيوتكنولوژي را بر استفاده از چنين شيوه هايي ترجيح دهند در حاليكه توسعه روز افزون صنايع الكترونيكي و امكان دستيابي به فن آوري هاي اطلاعاتي در حال حاضر كه در دهه هاي كشاورزي بعيد به نظر مي رسيدند اين فضا را براي اكثر كشورهاي در حال توسعه ايجاد كرده اند تا با امكانات موجود به استقبال اجراي كشاورزي دقيق بروند و در اين رابطه كشور ما هم نيز نبايد از اين قافله عقب بماند و با استفاده از اطلاعات مرتبط به بخش كشاورزي در تمامي زمينه ها از قبيل خواص فيزيكي خاك ، ميزان رطوبت ، ميزان محصول و ساير اطلاعات كه در يك نظام مديريت جامع به كار مي آيند تحول قابل لمسي را در بخش كشاورزي و توليد محصولات غذايي كشور بوجود آورد.
سردبیر
طراحی هوشمند نیروگاههای خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهرهوری کشاورزی
توسعه نیروگاههای خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، بهجای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان میدهد که معماری پنلهای فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آنها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا میکند.
پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان میدهد که سیستمهای کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنلها میشوند. محققان تأکید میکنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات میتواند سلامت خاک را احیا کرده و تابآوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریبشده و خشک افزایش دهد.
به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایهاندازی پنلهای فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافتههای علمی، نشان میدهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر میگذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون میکنند.
معماری پنلها و معمای رطوبت خاک
بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهشهای پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان میدهد که خاکهای مستقیماً زیر پنلها عموماً خشکتر از مناطق باز اطراف هستند. گزارشهای پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر میدادند، ناشی از دورههای کوتاهمدت نظارت، اثر سیستمهای آبیاری قطرهای یا تجمع رطوبت در خطوط قطرهای پنلها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمیکند.”
بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنلها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سهگانه میشود:
1. مناطق سایهاندیشی شده (زیر پنلها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایینتر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطرهای (لبه پنلها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوبتر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنلها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.
پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی
یافتههای این تحقیق هشدار میدهد که اگرچه سیستمهای کشاورزی-خورشیدی میتوانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آنها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی میشود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آنها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه میسازد.
میناسنی افزود: “سایهاندازی پنلها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر میدهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسمها تأثیر میگذارد. در برخی محیطها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایههای سطحی خاک میشود.”
با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کمرشد و مراتع گلهای وحشی در زیر پنلها میتواند با افزایش ورودی کربن و زیستتوده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایهاندازی در مناطق خشک و نیمهخشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، میتواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.
توصیههای کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی
محققان در این مقاله، ویژگیهای طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیفها و سیستمهای ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیینکننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی میکنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روشهای آبیاری، شخمزنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل میدهند.
میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آیندهای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاههای خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوههای مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخصهای کیفیت خاک هستیم.”
وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستمهای با طراحی خوب میتوانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریبشده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهشهای بیشتری در آینده خواهد بود.
سردبیر
رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه
اگر رسانه آیینه تمامنمای واقعیتهای جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانهها نشان میدهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارشهای گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده میشود. این نوشتار استدلال میکند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانهای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخشهای دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.
پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالشهای پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانههاست. اما آیا رسانههای کشور بهراستی در خدمت این مهم قرار گرفتهاند؟ به نظر میرسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهرهگیری از کارشناسان رسانهای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.
ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخشهای کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید میکند.
کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانهها با کارکردهای اطلاعرسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی میتوانند نقش بیبدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر میرسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیتهای رسانهای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را میتوان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانهها با این بخش حیاتی جستجو کرد.
۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانههای عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثهمحور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحرانهایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمتها، بدون پرداختن به ریشههای ساختاری، سیاستگذاریهای کلان، زنجیره ارزش، فناوریهای نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه میدهد. این نگاه گزینشی، سبب میشود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کمبازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایهگذاری، نوآوری و حتی مطالبهگری کارشناسی برای آن کاهش یابد.
۲. عدم همسویی، همفکری و بهرهگیری از کارشناسان رسانهای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیبهای جدی، فقدان ارتباط نظاممند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دستاندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی میبینند.
از سوی دیگر، بسیاری از رسانهها نیز سرمایهگذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمیدهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی میشود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه میتواند تصمیمگیریهای نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.
۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.
– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانهای آگاهانه و دقیق، باعث میشود سیاستها، برنامهها، طرحهای عمرانی و بودجهریزیهای کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانهای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود میکند.
– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانهای مناسب برای موفقیتها، چالشها و نوآوریهای این بخش، موجب میشود درسآموختهها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهرهوری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعفهای مدیریتی نیز کمتر رسانهای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف میگردد.
جمعبندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهرهگیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر میرسد:
– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانههای ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامهنگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.
– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمانهای وابسته، اتحادیهها و تشکلهای بخش خصوصی با رسانهها از طریق اتاقهای فکر مشترک، نشستهای دورهای توجیهی و بازدیدهای میدانی.
– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوریها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوههای مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاستها پرداخت.
– استفاده از ظرفیتهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی: برای هدفگیری دقیقتر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاستگذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.
– حمایت از رسانهها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.
بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعهیافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانههای هوشمند، متخصص و کنشگر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانهای پویا و کارشناسمحور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.
سردبیر
رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیستتوده
پایگاه خبری داوان نیوز: پیشبینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیستتوده تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیلهای بازار، پیشبینی میشود ارزش بازار جهانی زیستتوده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان میدهد.
این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و پیشرفتهای فناورانه در این حوزه ارزیابی میشود.
عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کمکربن، سیاستهای حمایتی دولتی، گسترش سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته تبدیل زیستتوده و تمرکز روزافزون بر سیستمهای تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارشها حاکی از افزایش سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیستتوده فراهم میآورد.
روندهای آتی و نوآوریهای فناورانه
انتظار میرود بهبود فناوریهای گازیسازی، نوآوری در روشهای احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیستتوده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکلدهنده آینده این صنعت باشند.
در حالی که اروپا به لطف چارچوبهای سیاستی قوی و زیرساختهای توسعهیافته، همچنان بزرگترین سهم بازار زیستتوده را در اختیار دارد، پیشبینی میشود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیشرو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتیشدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلیترین عوامل این رشد خواهند بود.
نقش زیستتوده در گذار انرژی
زیستتوده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست میآید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حاملهای انرژی مانند برق، گرما و سوختهای زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای ایفا میکند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.
با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشمانداز بازار زیستتوده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی میشود.
-
خبرهای سازمانی2 هفته پیشتوسعه متوازن؛ توزیع جغرافیایی پروژهها، عدالت منطقهای
-
گزارش3 هفته پیشبازار برنج ۱۴۰۵: از شوک هزینه تولید تا سناریوهای تنظیم بازار
-
آذربایجان شرقی4 هفته پیشبرگزیدگان نمونه ملی کشاورزی آذربایجان شرقی معرفی شدند
-
مقالات3 هفته پیشچالش قیمت روی میز گندم؛ حمایت از تولید یا مهار تورم؟
-
استان ها2 هفته پیشحمایت از تولیدات بانوان روستایی در قالب نمایشگاه تخصصی در مشهد
-
تجارت3 هفته پیشتولید زردچوبه با فناوری کشت بافت؛ مراقب زردچوبههای قاچاق باشید
-
پرونده ویژه3 هفته پیشپیوند تحقیقات و مزرعه، دستاورد ملی برای کشاورزی گیلان
-
تجارت3 هفته پیشنقشه تجارت جهانی: ایران و بازی بزرگ کریدورهای ترانزیت

