با ما همراه باشید

سردبیر

رکود و ابرتورم، سهم ایران از اقتصاد منطقه

در حالی که بانک جهانی، رشد اقتصادی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را به لطف رونق بخش غیرنفتی بهبودیافته می‌بیند، ایران به عنوان نقطه کور این نقشه اقتصادی، با پیش‌بینی رشد منفی و ابرتورم ۵۶ درصدی، در مسیر انزوای هرچه بیشتر گام برمی‌دارد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: بر پایه تازه‌ترین گزارش بانک جهانی، اقتصاد ایران در آستانه تجربه «رکود تورمی عمیق» قرار گرفته است؛ چشماندازی که در آن رشد اقتصادی در دو سال آینده منفی خواهد بود و نرخ تورم تا مرز ۵۶ درصد صعود می‌کند. این نهاد بین‌المللی، تحریم‌ها، درگیری‌های منطقه‌ای و کاهش تولید نفت را عوامل اصلی این افول بی‌سابقه عنوان کرده، در حالی که شواهد داخلی از تداوم انقباض در بخش واقعی اقتصاد حکایت دارد.

به گزارش داوان نیوز، بر اساس تازه‌ترین گزارش بانک جهانی، اقتصاد ایران در مسیر تجربه یک رکود تورمی عمیق در سال‌های آینده قرار دارد. این گزارش، با اشاره به عوامل چهارگانه «تحریم‌ها»، «درگیری‌های منطقه‌ای»، «کاهش تولید نفت» و «تحولات اقتصادی داخلی»، پیش‌بینی کرده است که رشد اقتصادی ایران در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به ترتیب منفی ۱.۷ درصد و منفی ۲.۸ درصد خواهد بود. همزمان، شاخص‌های داخلی از تداوم انقباض در بخش واقعی اقتصاد حکایت دارد. این مقاله، با واکاوی داده‌های بانک جهانی و شاخص مدیران خرید (PMI)، به تبیین چشمانداز پیش‌رو و ارائه راهکارهایی برای کارآفرینان و فعالان اقتصادی می‌پردازد.

نظام اقتصاد جهانی در سال‌های اخیر با شوک‌های متعددی روبرو بوده است که اقتصاد کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، اقتصاد ایران تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل بیرونی و داخلی، در مسیر پرچالشی گام نهاده است. گزارش اخیر بانک جهانی، نه‌تنها برآوردهای قبلی این نهاد بین‌المللی را به‌طور محسوسی تعدیل کرده، بلکه هشدارهای جدی در مورد تعمیق رکود و اوج‌گیری تورم در سال‌های آتی ارائه نموده است. درک این چشمانداز برای جامعه کارآفرینی و سرمایه‌گذاران کشور، امری حیاتی به شمار می‌رود.

پیش‌بینی‌های کلان: گذار از رشد به رکود
بانک جهانی در ارزیابی اخیر خود، یک چرخش چشمگیر در پیش‌بینی‌های خود از اقتصاد ایران اعمال کرده است. در حالی که پیش‌بینی فروردین ماه ۱۴۰۳ از رشد مثبت ۱.۶ درصدی در سال ۱۴۰۴ و ۰.۶ درصدی در سال ۱۴۰۵ حکایت داشت، این ارقام در گزارش جدید به رشد منفی ۱.۷ درصد و منفی ۲.۸ درصد برای همان سال‌ها تنزل یافته است. این امر نشان‌دهنده شتاب گرفتن عوامل منفی در اقتصاد است.

در سطح تولید ناخالص داخلی (GDP) بر اساس برابری قدرت خرید (PPP)، پیش‌بینی می‌شود که اقتصاد ایران رشدی منفی را تجربه کند. ارزش GDP بر اساس PPP که در سال ۲۰۲۴ معادل ۴۳۶ میلیارد دلار برآورد شده، تا پایان ۱۴۰۴ حدود ۴.۷ میلیارد دلار و تا پایان ۱۴۰۵ حدود ۲۰ میلیارد دلار کاهش یافته و به حدود ۴۱۶ میلیارد دلار خواهد رسید. این کاهش محسوس، نشانگر کوچک‌شدن کیک اقتصاد ملی است.

شواهد از درون: شاخص مدیران خرید (PMI) و انقباض مستمر بخش واقعی
داده‌های داخلی، یافته‌های بانک جهانی را تأیید می‌کند. بر اساس آخرین نظرسنجی شاخص مدیران خرید که در مهرماه ۱۴۰۳ توسط مرکز پژوهش‌های اتاق ایران انتشار یافته، تصویر نگران‌کننده‌ای از وضعیت کسب‌وکارها ترسیم شده است:
* شاخص کل اقتصاد: عدد ۴۷.۴ برآورد شده که برای نوزدهمین ماه متوالی below the threshold of 50 (مرز انقباض و توسعه) قرار دارد و نشان از انقباض مستمر فعالیت‌های اقتصادی دارد.
* سطح تولید و تقاضا: میزان تولید و ارائه خدمات برای نوزدهمین ماه متوالی در حال کاهش است. همچنین، شاخص سفارشات جدید داخلی و صادرات برای بیستمین ماه متوالی روندی نزولی داشته که بیانگر ضعف شدید تقاضا در اقتصاد است.
* فشار تورمی از سوی هزینه‌ها: شاخص قیمت مواد اولیه به بالاترین سطح ۳۰ ماهه و شاخص قیمت محصولات تولیدشده به بیشترین میزان ۴ ماهه اخیر رسیده است. این امر حاکی از وجود فشار تورمی قوی از سمت هزینه‌های تولید است که سودآوری بنگاه‌ها را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ابرتورم در راه است: کانون نگرانی‌های بانک جهانی
بانک جهانی وضعیت تورم در ایران را به عنوان یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌ها برشمرده است. در حالی که نرخ تورم سال ۱۴۰۳ بر اساس اعلام مرکز آمار ایران ۳۲.۵ درصد ثبت شده، پیش‌بینی می‌شود این نرخ در سال ۱۴۰۴ به ۴۹ درصد و در سال ۱۴۰۵ از مرز ۵۶ درصد عبور کند.

ریشه‌های این ابرتورم بالقوه در چند عامل کلیدی نهفته است:
* کاهش درآمدهای نفتی و تبدیل تراز حساب جاری از مثبت ۲.۸ درصد GDP در سال ۱۴۰۳ به منفی ۰.۳ درصد.
* افزایش کسری بودجه دولت از منفی ۳.۴ درصد به منفی ۴.۱ درصد GDP.
* رشد نقدینگی، محدودیت‌های تجاری و شوک‌های سیاسی.

پیامد اجتماعی چنین تورمی، کاهش شدید قدرت خرید خانوارها، افزایش فقر و نابرابری است. برآوردها حاکی از آن است که هم‌اکنون بیش از ۳۵ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

چشمانداز منطقه‌ای: بهبود کلی در مقابل انزوای ایران
در مقایسه با چشمانداز منفی ایران، بانک جهانی رشد اقتصادی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا) را برای سال ۲۰۲۵، ۲.۸ درصد پیش‌بینی کرده که نسبت به پیش‌بینی قبلی (۲.۶ درصد) بهبود یافته است. این بهبود عمدتاً مرهون دو عامل است:
1. رشد کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس به دلیل کاهش محدودیت‌های تولید نفت و رشد بخش‌های غیرنفتی در کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و قطر.
2. بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای واردکننده نفت از طریق افزایش مصرف، سرمایه‌گذاری خصوصی و احیای بخش‌های کشاورزی و گردشگری.

در این میان، ایران و لیبی به عنوان کشورهایی که به دلیل “تحریم‌ها، کاهش تولید نفت و درگیری‌های ژئوپلیتیکی” در انزوای اقتصادی به سر می‌برند، از قافله رشد منطقه‌ای عقب خواهند ماند.

جمع‌بندی و راهکارهای راهبردی برای کارآفرینان
اگرچه گزارش بانک جهانی، چهار عامل تحریم، درگیری‌های منطقه‌ای، کاهش تولید نفت و تحولات اقتصادی را دلیل اصلی شرایط رکود تورمی می‌داند، اما از دیدگاه فعالان اقتصادی، عوامل ساختاری عمیق‌تری نیز در کار هستند. عدم اصلاح محیط کسب‌وکار، نبود ثبات در قوانین، ناکارآمدی نظام بانکی و دولتی بودن شدید اقتصاد، عواملی هستند که بی‌اعتنایی به آن‌ها، بحران را عمیق‌تر و فعالیت اقتصادی را برای تولیدکننده و مصرف‌کننده دشوارتر خواهد کرد.

در این شرایط، کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارها می‌بایست راهبردهای زیر را در دستور کار قرار دهند:
* انعطاف‌پذیری و چابکی: طراحی مدل‌های کسب‌وکاری که بتوانند در برابر شوک‌هایخارجیی و داخلی به سرعت خود را تطبیق دهند.
* تمرکز بر مدیریت نقدینگی و هزینه: اولویت‌بندی حفظ نقدینگی و کنترل شدید هزینه‌ها به جای تمرکز صرف بر افزایش سود.
* تنوع‌بخشی به بازارها و زنجیره تأمین: جست‌وجوی فعال برای بازارهای صادراتی جایگزین و یافتن منابع جدید برای تأمین مواد اولیه.
* بهینه‌سازی عملیات و افزایش بهره‌وری: سرمایه‌گذاری در فناوری‌هایی که به کاهش هزینه‌های عملیاتی و افزایش کارایی کمک می‌کنند.
* ریسک‌پذیری محاسبه‌شده: هرگونه سرمایه‌گذاری جدید باید با در نظر گرفتن بالاترین سطح از ریسک‌های سیاسی و اقتصادی انجام پذیرد.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، چشمانداز پیش‌رو برای اقتصاد ایران، چالش‌برانگیز و همراه با ریسک‌های فزاینده است. عبور از این مرحله بحرانی، نه‌تنها نیازمند هوشمندی و تاب‌آوری فعالان اقتصادی است، بلکه عزم ملی برای اصلاحات ساختاری را نیز می‌طلبد.

سردبیر

طراحی هوشمند نیروگاه‌های خورشیدی؛ کلید حفظ سلامت خاک و افزایش بهره‌وری کشاورزی

توسعه نیروگاه‌های خورشیدی اگر بدون مطالعه و طراحی صحیح انجام شود، به‌جای کمک به محیط زیست، به فشردگی خاک، کاهش تنوع میکروبی و اختلال در چرخه مواد مغذی منجر خواهد شد. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که معماری پنل‌های فتوولتائیک (شامل ارتفاع و فاصله آن‌ها) نقش کلیدی در جلوگیری از تخریب اراضی ایفا می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: یک مطالعه جامع جدید نشان می‌دهد که سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی (Agrivoltaics) با تغییر بنیادین رطوبت، دما و فعالیت میکروبی خاک، منجر به ایجاد مناطق ناهمگن در زیر و بین پنل‌ها می‌شوند. محققان تأکید می‌کنند که طراحی و مدیریت صحیح این تأسیسات می‌تواند سلامت خاک را احیا کرده و تاب‌آوری محصولات را به ویژه در مناطق تخریب‌شده و خشک افزایش دهد.

به گزارش داوان نیوز، تحقیقات جدید منتشرشده در مجله تخصصی pv به رهبری تیمی از دانشگاهیان در اندونزی، پرده از تأثیرات عمیق و چندلایه سایه‌اندازی پنل‌های فتوولتائیک (PV) بر فرآیندهای بنیادین خاک برداشته است. این مطالعه با مرور آخرین یافته‌های علمی، نشان می‌دهد که این تأسیسات نه تنها بر ریزاقلیم و عملکرد محصولات تأثیر می‌گذارند، بلکه ساختار شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی خاک را برای همیشه دگرگون می‌کنند.

معماری پنل‌ها و معمای رطوبت خاک

بودیمان میناسنی، نویسنده اصلی این تحقیق، در گفتگو با مجله pv به حل یک تناقض مهم در پژوهش‌های پیشین اشاره کرد. وی توضیح داد: “بررسی ما نشان می‌دهد که خاک‌های مستقیماً زیر پنل‌ها عموماً خشک‌تر از مناطق باز اطراف هستند. گزارش‌های پیشین که از رطوبت بالاتر در این مناطق خبر می‌دادند، ناشی از دوره‌های کوتاه‌مدت نظارت، اثر سیستم‌های آبیاری قطره‌ای یا تجمع رطوبت در خطوط قطره‌ای پنل‌ها بوده است و شرایط واقعی و پایدار خاک را منعکس نمی‌کند.”

بر اساس این پژوهش، پیکربندی پنل‌ها – شامل ارتفاع از سطح زمین، فاصله و جهت نصب – منجر به ایجاد یک الگوی رطوبتی سه‌گانه می‌شود:
1. مناطق سایه‌اندیشی شده (زیر پنل‌ها): با کاهش تبخیر و تعرق، دمای پایین‌تر و نوسانات رطوبتی محدودتر مواجه هستند.
2. خطوط قطره‌ای (لبه پنل‌ها): به دلیل تمرکز رواناب ناشی از بارندگی، به شدت مرطوب‌تر از سایر نقاط هستند.
3. مناطق باز (بین پنل‌ها): بارندگی طبیعی و مستقیم را دریافت کرده و معمولاً از حاصلخیزی بالاتری برخوردارند.

پیامدهای شیمیایی و بیولوژیکی: از فشردگی خاک تا کاهش کربن آلی

یافته‌های این تحقیق هشدار می‌دهد که اگرچه سیستم‌های کشاورزی-خورشیدی می‌توانند راندمان مصرف آب را بهبود بخشند، اما نصب و مدیریت نامناسب آن‌ها منجر به فشردگی خاک و کاهش کربن آلی می‌شود. این تغییرات، جوامع میکروبی خاک را تحت تأثیر قرار داده، فراوانی و تنوع آن‌ها را کاهش داده و در نتیجه چرخه مواد مغذی را با اختلال مواجه می‌سازد.

میناسنی افزود: “سایه‌اندازی پنل‌ها رژیم حرارتی و رطوبتی خاک را تغییر می‌دهد که این امر بر فعالیت میکروارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد. در برخی محیط‌ها، این تغییرات به فرآیندهای تشکیل خاک نیز گسترش یافته و منجر به کاهش آبشویی و حتی تجمع نمک در لایه‌های سطحی خاک می‌شود.”

با این حال، پژوهشگران به نکات مثبتی نیز اشاره کردند. کشت گیاهان پوششی کم‌رشد و مراتع گل‌های وحشی در زیر پنل‌ها می‌تواند با افزایش ورودی کربن و زیست‌توده میکروبی، تا حدودی از تخریب زیستی خاک جلوگیری کند. همچنین، سایه‌اندازی در مناطق خشک و نیمه‌خشک با کاهش دمای خاک و تنش گیاهی، می‌تواند فتوسنتز و کارایی مصرف آب را در برخی محصولات افزایش دهد.

توصیه‌های کلیدی برای آینده انرژی و کشاورزی

محققان در این مقاله، ویژگی‌های طراحی مانند ارتفاع پنل، فاصله ردیف‌ها و سیستم‌های ردیاب خورشیدی را به عنوان عوامل تعیین‌کننده در میزان تأثیر بر تنوع زیستی و سلامت خاک معرفی می‌کنند. این عوامل در تعامل با انتخاب نوع محصول، روش‌های آبیاری، شخم‌زنی وحتی ادغام دام، نتایج نهایی را شکل می‌دهند.

میناسنی در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: “برای تضمین آینده‌ای که در آن هم انرژی پاک و هم تولید پایدار غذا تأمین شود، طراحی نیروگاه‌های خورشیدی باید با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. ما نیازمند تطبیق شیوه‌های مدیریت زمین با این شرایط جدید و پایش مداوم شاخص‌های کیفیت خاک هستیم.”

وی خاطرنشان کرد که اگرچه سیستم‌های با طراحی خوب می‌توانند سلامت خاک را به ویژه در اراضی تخریب‌شده بهبود بخشند، اما اثرات بلندمدت این تأسیسات بر تکامل و توسعه خاک هنوز به طور کامل ناشناخته است و این حوزه نیازمند پژوهش‌های بیشتری در آینده خواهد بود.

ادامه مطلب

سردبیر

رسانه و کشاورزی؛ چالش نگاه حداقلی و فقدان نقد کارشناسانه

اگر رسانه آیینه تمام‌نمای واقعیت‌های جامعه است، چرخه تولید غذا و کشاورزی ما در این آیینه چگونه بازتاب یافته است؟ نگاهی به عملکرد رسانه‌ها نشان می‌دهد کشاورزی، این ستون امنیت غذایی کشور، اغلب در حاشیه اخبار یا در قالب گزارش‌های گزینشی و فاقد عمق کارشناسی دیده می‌شود. این نوشتار استدلال می‌کند که همین نگاه سطحی و فقدان همکاری با متخصصان رسانه‌ای حوزه کشاورزی، چگونه امکان نقد سازنده را از بخش‌های دولتی و خصوصی گرفته و توسعه پایدار این بخش را با مانعی جدی مواجه ساخته است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالش‌های پیچیده آب و خاک و تغییر اقلیم، توسعه کشاورزی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی و پیوندی هوشمندانه با رسانه‌هاست. اما آیا رسانه‌های کشور به‌راستی در خدمت این مهم قرار گرفته‌اند؟ به نظر می‌رسد نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی از یک سو، و عدم بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای آشنا به این حوزه از سوی دیگر، سبب شده تا رسانه نه تنها به محفلی برای نقد سازنده، شفافیت و آموزش تبدیل نشود، بلکه گاه با بازتابی نادرست و غیرکارشناسانه، خود به عاملی برای تعمیق مشکلات بدل شود.

ناظم رامتین: این یادداشت با واکاوی این شکاف خطرناک، تأثیر منفی آن بر نقد عملکرد تمامی بخش‌های کشاورزی اعم از دولتی و خصوصی را بررسی کرده و بر ضرورت بازتعریف این رابطه حیاتی تأکید می‌کند.

کشاورزی، به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و اقتصادی کشور، نیازمند همراهی و همافزایی تمامی اجزای توسعه، از جمله رسانه است. رسانه‌ها با کارکردهای اطلاع‌رسانی، آموزشی، نظارتی و ترویجی می‌توانند نقش بی‌بدیلی در پیشبرد و نوسازی بخش کشاورزی ایفا کنند. با این حال، به نظر می‌رسد در میانه این ضرورت، شکافی عمیق بین ظرفیت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی بخش کشاورزی وجود دارد. ریشه این شکاف را می‌توان در نگاه حداقلی، گزینشی و فاقد کارشناسی حاکم بر تعامل رسانه‌ها با این بخش حیاتی جستجو کرد.

۱. نگاه حداقلی و گزینشی به کشاورزی:
متأسفانه در بسیاری از رسانه‌های عمومی و تخصصی، پوشش اخبار و موضوعات کشاورزی غالباً حادثه‌محور، مقطعی و موسمی است. تمرکز بر بحران‌هایی مانند خشکسالی، سرمازدگی یا افت قیمت‌ها، بدون پرداختن به ریشه‌های ساختاری، سیاست‌گذاری‌های کلان، زنجیره ارزش، فناوری‌های نوین و تجربیات موفق، تصویری ناقص و اغلب سیاه از این بخش ارائه می‌دهد. این نگاه گزینشی، سبب می‌شود کشاورزی در اذهان عمومی، صرفاً به عنوان بخشی پرخطر، کم‌بازده و سنتی تعریف شود و جذابیت سرمایه‌گذاری، نوآوری و حتی مطالبه‌گری کارشناسی برای آن کاهش یابد.

۲. عدم همسویی، همفکری و بهره‌گیری از کارشناسان رسانه‌ای حوزه کشاورزی:
یکی از آسیب‌های جدی، فقدان ارتباط نظام‌مند و دوسویه بین نهادهای متولی کشاورزی (اعم از دولتی و خصوصی) با جامعه رسانه است. در بسیاری موارد، دست‌اندرکاران بخش کشاورزی، رسانه را نه یک شریک راهبردی، بلکه عاملی مزاحم یا صرفاً ابزاری برای تبلیغات مقطعی می‌بینند.

از سوی دیگر، بسیاری از رسانه‌ها نیز سرمایه‌گذاری لازم برای ایجاد واحدی تخصصی با کارشناسان مسلط به دانش کشاورزی و ارتباطات را انجام نمی‌دهند. این امر منجر به تولید محتوای سطحی، خالی از عمق کارشناسی و در برخی موارد همراه با خطاهای فنی می‌شود که نه تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند تصمیم‌گیری‌های نادرست را در سطوح خرد و کلان دامن بزند.

۳. تأثیر منفی بر نقد کارشناسانه عملکردها:
نتیجه مستقیم این دو مشکل، تضعیف نقد سازنده، مستمر و کارشناسی بر عملکرد تمامی اجزای بخش کشاورزی است.

– در بخش دولتی: فقدان رصد و پایش رسانه‌ای آگاهانه و دقیق، باعث می‌شود سیاست‌ها، برنامه‌ها، طرح‌های عمرانی و بودجه‌ریزی‌های کلان، کمتر در معرض نقد منصفانه ولی قاطع متخصصان رسانه‌ای قرار گیرند. این امر شفافیت و پاسخگویی را کاهش داده و امکان اصلاح خطاها و ارزیابی اثربخشی را محدود می‌کند.

– در بخش خصوصی و تعاونی: نبود بازتاب رسانه‌ای مناسب برای موفقیت‌ها، چالش‌ها و نوآوری‌های این بخش، موجب می‌شود درس‌آموخته‌ها منتشر نشود، الگوهای موفق معرفی نشوند و فضای رقابتی سازنده برای ارتقای کیفیت و بهره‌وری شکل نگیرد. از سوی دیگر، تخلفات احتمالی یا ضعف‌های مدیریتی نیز کمتر رسانه‌ای شده و مکانیسم خوداصلاحی بازار تضعیف می‌گردد.

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی:
برای خروج از این وضعیت و بهره‌گیری از رسانه به عنوان موتور محرک توسعه کشاورزی، اقدامات زیر ضروری به نظر می‌رسد:

– ایجاد واحدهای تخصصی کشاورزی در رسانه‌های ملی و استانی: با استخدام یا آموزش روزنامه‌نگاران آشنا به مبانی کشاورزی و توسعه روستایی.

– برقراری ارتباط ساختاریافته و مستمر: بین وزارت جهاد کشاورزی، سازمان‌های وابسته، اتحادیه‌ها و تشکل‌های بخش خصوصی با رسانه‌ها از طریق اتاق‌های فکر مشترک، نشست‌های دوره‌ای توجیهی و بازدیدهای میدانی.

– تولید محتوای آموزشی، ترویجی و تحلیلی: به جای تمرکز صرف بر اخبار منفی، باید به معرفی فناوری‌ها، کشاورزان نمونه، بازارهای جدید، شیوه‌های مدیریت ریسک و نقدهای سازنده از سیاست‌ها پرداخت.

– استفاده از ظرفیت‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی: برای هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان (کشاورزان، بازرگانان، سیاست‌گذاران) و ایجاد تعامل دوسویه.

– حمایت از رسانه‌ها و خبرنگاران متخصص حوزه کشاورزی: توسط نهادهای مرتبط، جهت ارتقای کیفی محتوا و ایجاد انگیزه برای پرداختن مستمر به این موضوع.

بدون تردید، کشاورزی هوشمند و توسعه‌یافته در قرن بیست و یکم، نیازمند رسانه‌های هوشمند، متخصص و کنش‌گر است. عبور از نگاه حداقلی و گزینشی و گام نهادن در مسیر همراهی رسانه‌ای پویا و کارشناس‌محور، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای تضمین امنیت غذایی و توسعه پایدار کشور است.

ادامه مطلب

سردبیر

رشد چشمگیر ارزش بازار جهانی زیست‌توده

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: پیش‌بینی ها نشان دهنده آن است که ارزش بازار جهانی زیست‌توده  تا سال ۲۰۳۰ رشد چشمگیر ۵.۹ میلیارد دلاری را تجربه خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بر اساس جدیدترین تحلیل‌های بازار، پیش‌بینی می‌شود ارزش بازار جهانی زیست‌توده با رشدی پیوسته، از ۷۲.۵۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به حدود ۹۵.۹ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ برسد. این رشد معادل نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) حدود ۷.۲ درصد را در این بازه زمانی نشان می‌دهد.

این گسترش قابل توجه، عمدتاً متأثر از حرکت جهانی به سمن منابع انرژی پایدار و تجدیدپذیر، افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و پیشرفت‌های فناورانه در این حوزه ارزیابی می‌شود.

عواملی چون افزایش تقاضا برای انرژی پاک و کم‌کربن، سیاست‌های حمایتی دولتی، گسترش سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته تبدیل زیست‌توده و تمرکز روزافزون بر سیستم‌های تبدیل پسماند به انرژی، موتور محرک این بازار خواهند بود. گزارش‌ها حاکی از افزایش سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی پاک از ۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ است که بستری مساعد برای رشد بخش زیست‌توده فراهم می‌آورد.

روندهای آتی و نوآوری‌های فناورانه

انتظار می‌رود بهبود فناوری‌های گازی‌سازی، نوآوری در روش‌های احتراق و احتراق همزمان، پیشرفت در فرآیندهای با بازدهی بالا، تحقیقات در زمینه زیست‌توده مبتنی بر جلبک و توسعه لجستیک و زنجیره تأمین، از جمله روندهای شکل‌دهنده آینده این صنعت باشند.

در حالی که اروپا به لطف چارچوب‌های سیاستی قوی و زیرساخت‌های توسعه‌یافته، همچنان بزرگ‌ترین سهم بازار زیست‌توده را در اختیار دارد، پیش‌بینی می‌شود منطقه آسیا و اقیانوسیه در دوره پیش‌رو، با سرعت بیشتری رشد کند. صنعتی‌شدن شتابان و نیاز فزاینده به انرژی در این منطقه، اصلی‌ترین عوامل این رشد خواهند بود.

نقش زیست‌توده در گذار انرژی

زیست‌توده به عنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر که از مواد آلی به دست می‌آید، با تبدیل ضایعات کشاورزی، جنگلی و دیگر پسماندهای آلی به حامل‌های انرژی مانند برق، گرما و سوخت‌های زیستی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا می‌کند و به عاملی کلیدی در تحقق اهداف گذار به انرژی پاک تبدیل شده است.

با تداوم روند جهانی توجه به پایداری محیط زیست، چشم‌انداز بازار زیست‌توده در بلندمدت مثبت و رو به رشد ارزیابی می‌شود.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.