با ما همراه باشید

مقالات

پژوهشکده خرما؛ میزبان غنی‌ترین کلکسیون ژنتیکی

ایران با دارا بودن ۴۰۰ رقم ثبت‌شده خرما، غنی‌ترین ذخیره ژنتیکی این محصول در جهان را در اختیار دارد؛ گنجینه‌ای که حفاظت و بهره‌برداری علمی از آن، نقشی کلیدی در امنیت غذایی و توسعه اقتصادی مناطق نخل‌خیر کشور ایفا می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: ایران با دارا بودن حدود ۴۰۰ رقم خرما، غنی‌ترین ذخیره ژنتیکی خرما در جهان را در اختیار دارد. این گنجینه بی‌نظیر، پتانسیل بالایی برای توسعه صنعت خرما، بهبود کیفیت، افزایش مقاومت به تنش‌ها و پاسخگویی به نیازهای بازارهای جهانی دارد.

به گزارش داوان نیوز، پژوهشکده خرمای ایران به عنوان نهاد تخصصی متولی پژوهش در این حوزه، نقش محوری در شناسایی، حفظ، ارزیابی و بهره‌برداری از این ژرم‌پلاسم ارزشمند ایفا می‌کند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه اسناد و منابع معتبر، به تبیین جایگاه این پژوهشکده در مدیریت ژرم‌پلاسم خرما می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که پژوهشکده با ایجاد بانک ژن، اجرای پروژه‌های به‌نژادی، توسعه روش‌های نوین کشت و فرآوری، و ارائه آموزش‌های تخصصی، سهم بسزایی در حفظ این میراث ژنتیکی و تبدیل آن به ثروت ملی داشته است. در پایان، راهکارهایی برای تقویت نقش پژوهشکده در جهت استفاده پایدار از این منابع ارائه شده است.

خرما به عنوان یک محصول استراتژیک و سازگار با شرایط اقلیمی خشک و نیمه‌خشک، در کشاورزی، اقتصاد و فرهنگ ایران ریشه دوانیده است. بر اساس آمارها، ایران با دارا بودن بیش از ۴۰۰ رقم شناخته‌شده خرما، متنوع‌ترین ژرم‌پلاسم این محصول در جهان را در اختیار دارد. این تنوع ژنتیکی، سرمایه‌ای ملی و فرصتی طلایی برای تحقیق، توسعه و ایجاد ارزش افزوده است. با این وجود، چالش‌هایی همچون خشکسالی، آفات و بیماری‌ها، یکنواخت شدن کشت ارقام محدود و کم‌توجهی به ارقام بومی، این ذخیره ارزشمند را تهدید می‌کند. در این میان، پژوهشکده خرمای ایران به عنوان بازوی تحقیقاتی وزارت جهاد کشاورزی، مأموریت خطیری در پاسداری، مطالعه و به کارگیری این گنجینه بر عهده دارد. این مقاله در پی بررسی نقش و اقدامات این پژوهشکده در قبال این میراث ژنتیکی بی‌نظیر است.

جایگاه پژوهشکده خرمای ایران در نظام تحقیقات کشاورزی کشور:
پژوهشکده خرمای ایران با تمرکز بر کلیه ابعاد علمی، فنی و اقتصادی خرما، مرجع اصلی تولید علم و فناوری در این حوزه محسوب می‌شود. مأموریت اصلی آن، انجام تحقیقات کاربردی و توسعه‌ای برای افزایش بهره‌وری، بهبود کیفیت، توسعه پایدار نخل‌داری و ارتقای زنجیره ارزش خرما است. دسترسی به ژرم‌پلاسم غنی کشور، بستر تحقیقاتی منحصر به فردی را برای محققان این پژوهشکده فراهم کرده است.

نقش پژوهشکده در حفاظت از ژرم‌پلاسم خرما:
– شناسایی و جمع‌آوری: پژوهشکده با انجام مطالعات میدانی گسترده در مناطق مختلف نخل‌خیر کشور، به شناسایی، ثبت و جمع‌آوری ارقام بومی و محلی اقدام کرده است.
– بانک ژن: ایجاد و نگهداری بانک ژن زنده خرما در شرایط مزرعه‌ای و نیز استفاده از روش‌های مدرن مانند کشت بافت برای حفظ ژرم‌پلاسم، از اقدامات کلیدی است. این بانک، ذخیره امنی برای ارقام در معرض انقراض فراهم می‌آورد.
– ارزیابی و توصیف: ارقام جمع‌آوری شده از نظر صفات مورفولوژیکی، پومولوژیکی (مربوط به میوه)، مقاومت به تنش‌های زیستی و غیرزیستی، و کیفیت فرآوری مورد ارزیابی دقیق قرار می‌گیرند.

نقش پژوهشکده در بهره‌برداری از ژرم‌پلاسم:
– برنامه‌های به‌نژادی: با استفاده از تنوع ژنتیکی موجود، برنامه‌های اصلاح نخل خرما برای ایجاد ارقام پرمحصول، با کیفیت بالا، زودرس یا دیررس، مقاوم به شوری، خشکی و آفات (مانند سوسک سرخرطومی) در دست اجراست.
– توسعه ارقام تجاری: معرفی ارقام برتر و سازگار برای مناطق مختلف، مانند رقم مجول (اصلاح شده) یا توسعه کشت ارقامی مانند پیارم و رَبّی، از نتایج مستقیم این پژوهش‌هاست.
– توسعه فناوری‌های پس از برداشت: پژوهشکده با مطالعه بر روی ارقام مختلف، فناوری‌های مناسب برای فرآوری، بسته‌بندی و نگهداری هر رقم را توسعه داده که منجر به کاهش ضایعات و افزایش ارزش می‌شود.

آموزش و ترویج:
پژوهشکده با برگزاری دوره‌های آموزشی برای باغداران، مروجان و کارشناسان، دانش حاصل از پژوهش بر روی ژرم‌پلاسم را به عرصه تولید منتقل می‌کند. این امر در حفظ ارقام بومی و استفاده بهینه از آنها مؤثر است.

چالش‌ها و فرصت‌ها:
– چالش‌ها: محدودیت بودجه تحقیقاتی، خطر از دست رفتن ارقام محلی به دلیل تغییر الگوی کشت، پیچیدگی و طولانی بودن دوره به‌نژادی نخل خرما.
– فرصت‌ها: پتانسیل ایجاد ارقام منحصر به فرد برای صادرات، امکان توسعه محصولات فرعی با پایه خرما از ارقام مختلف، استفاده از نشان‌های جغرافیایی (GI) برای ارقام خاص مناطق.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، ژرم‌پلاسم ۴۰۰رقمی خرما در ایران، موهبتی الهی و سرمایه‌ای ملی است که حفاظت و بهره‌برداری هوشمندانه از آن، نیازمند عزمی جدی و برنامه‌ریزی بلندمدت است. پژوهشکده خرمای ایران به عنوان قلب تپنده تحقیقات این حوزه، تاکنون گام‌های ارزشمندی برداشته است. اما برای بهره‌برداری کامل از این پتانسیل، تقویت زیرساخت‌های تحقیقاتی، افزایش تعامل بین‌المللی برای تبادل ژرم‌پلاسم و دانش، اختصاص بودجه پایدار، و مشارکت دادن بیشتر بخش خصوصی در فرآیند تحقیق و توسعه ضروری به نظر می‌رسد. همچنین، تدوین سند ملی حفاظت و بهره‌برداری از ژرم‌پلاسم خرما با محوریت پژوهشکده می‌تواند چارچوب منسجمی برای همه اقدامات فراهم آورد. با این رویکرد، می‌توان امیدوار بود که این گنجینه ژنتیکی نه تنها حفظ شود، بلکه به موتور محرکی برای توسعه اقتصادی مناطق نخل‌خیر و اقتدار غذایی کشور تبدیل گردد.

مقالات

روز جهانی سیب‌زمینی؛ از مزرعه تا سفره ۸۵ میلیون ایرانی

سفره ایرانیان بدون سیب‌زمینی رنگ می‌بازد؛ از خوراک ساده عصرانه تا غذای مجلسی. امسال روز جهانی سیب‌زمینی (۹ خرداد ۱۴۰۵) فرصتی است تا نگاهی عمیق‌تر به این محصول بیندازیم: از قطب‌های تولیدی اردبیل و همدان گرفته تا نقش آن در اقتصاد خانواده‌های روستایی و چالش‌های تنظیم بازار که هر سال داغ دغدغه کشاورزان و مصرف‌کنندگان را تازه می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: ۳۰ مه (۹ خرداد ۱۴۰۵) روز جهانی سیب‌زمینی است؛ خوراکی پرطرفداری که با وجود شهرت نادرست به «چاق‌کنندگی»، در صورت پخت صحیح (آب‌پز یا تنوری) منبعی غنی از پتاسیم، ویتامین C و آنتی‌اکسیدان است. اما آیا می‌دانستید سرانه مصرف سیب‌زمینی در ایران به ۴۰ کیلوگرم رسیده و این محصول، جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ غذایی و سلامت ایرانیان دارد؟

به گزارش داوان نیوز، امسال، روز جهانی سیب‌زمینی مصادف با ۳۰ مه ۲۰۲۶، برابر با ۹ خرداد ۱۴۰۵ بود. این روز فرصتی است برای تأمل در مورد محصولی که شاید به دلیل وفور و قیمت نسبتاً مناسب، گاهی نادیده گرفته می‌شود؛ اما نقشی اساسی در تأمین امنیت غذایی، سلامت جامعه و حتی ثبات اقتصادی ایران ایفا می‌کند. سیب‌زمینی در ایران نه فقط یک ماده غذایی، که به یک “کالای استراتژیک” تبدیل شده است .

اهمیت غذایی؛ از سفره تا سلامت

سیب‌زمینی در سبد غذایی خانوار ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد. آمارها نشان می‌دهد که سرانه مصرف سیب‌زمینی در ایران به حدود ۴۰ کیلوگرم در سال رسیده است؛ رقمی که به مراتب بالاتر از متوسط جهانی (۲۵ کیلوگرم) است. این موضوع نشان می‌دهد که سیب‌زمینی تا چه اندازه در فرهنگ غذایی ما نفوذ کرده و در سال‌های اخیر به عنوان جایگزینی اقتصادی برای برنج و پروتئین حیوانی عمل کرده است .

از نظر ارزش غذایی، سیب‌زمینی فراتر از یک منبع انرژی (کربوهیدرات) عمل می‌کند:
– منبع غنی پتاسیم: یک سیب‌زمینی پخته متوسط حاوی مقدار قابل توجهی پتاسیم است که به کاهش فشار خون و سلامت قلب کمک می‌کند .
– ویتامین C و B6: این ماده غذایی یکی از منابع خوب ویتامین C است که به تقویت سیستم ایمنی کمک می‌کند .
– فیبر و آنتی‌اکسیدان: مصرف سیب‌زمینی با پوست به بهبود عملکرد گوارش کمک کرده و ترکیباتی مانند آنتوسیانین (به ویژه در سیب‌زمینی بنفش) دارای خواص ضدالتهابی و پیشگیری از برخی سرطان‌ها هستند .

نکته حائز اهمیت این است که روش پخت تأثیر مستقیم بر ارزش غذایی دارد. سیب‌زمینی آب‌پز یا تنوری کمترین کالری (حدود ۸۷ کیلوکالری در ۱۰۰ گرم) را دارد، در حالی که سرخ کردن آن در روغن، کالری را تا بیش از ۳۰۰ کیلوکالری افزایش داده و ترکیبات مضر ایجاد می‌کند .

استان‌های مطرح و قطب‌های تولید در ایران

ایران یکی از تولیدکنندگان عمده سیب‌زمینی در جهان است و سالانه نزدیک به ۵ میلیون تن سیب‌زمینی در کشور تولید می‌شود . برخی استان‌ها به دلیل شرایط اقلیمی مناسب، قطب‌های اصلی این کشت محسوب می‌شوند:

۱. استان اردبیل (مغان): این استان با تولید سالانه حدود ۸۰۰ هزار تن (معادل ۲۰ درصد تولید کشور)، مهم‌ترین قطب تولید سیب‌زمینی ایران محسوب می‌شود. کیفیت بالای محصول اردبیل (به دلیل درصد بالای ماده خشک) آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای صادرات و صنایع تبدیلی مانند چیپس تبدیل کرده است .

۲. استان همدان (ملایر و بهار): همدان رقیب اصلی اردبیل در کمیت و کیفیت است. خاک لومی و آب‌وهوای معتدل این منطقه، سیب‌زمینی با بافت نرم و طعم شیرین تولید می‌کند که برای مصارف خانگی و پخت‌وپز عالی است .

۳. سایر استان‌ها: استان‌هایی مانند اصفهان (فریدن و سمیرم) و زنجان نیز از دیگر مناطق مهم تولید سیب‌زمینی در کشور هستند که محصولات باکیفیتی روانه بازار می‌کنند .

جایگاه اقتصادی و اجتماعی؛ فراتر از یک محصول کشاورزی

سیب‌زمینی در ایران به یک “مسئله سیاسی-اقتصادی” بدل شده است. نوسانات قیمت آن معمولاً به سرعت به یک دغدغه عمومی تبدیل می‌شود.

– معیشت کشاورزان: زندگی هزاران کشاورز، به ویژه در اردبیل و همدان، مستقیماً به این محصول گره خورده است. با این حال، نبود صنایع تبدیلی کافی و ذخیره‌سازی نامناسب (کمبود سردخانه) اغلب منجر به تولید مازاد بر نیاز و متضرر شدن کشاورز می‌شود. برای مثال، سالانه حجم قابل توجهی سیب‌زمینی در استان اردبیل مازاد بر نیاز تولید می‌شود که نیازمند تدابیر دولت برای صادرات یا خرید تضمینی است تا جلوی ضرر کشاورزان گرفته شود .

– تنظیم بازار: دولت به عنوان “تنظیم‌کننده بازار” بارها مجبور به دخالت در بازار این محصول شده است. گاهی این دخالت به شکل امحاء محصول برای جلوگیری از افت شدید قیمت (که تجربه آن در تاریخ اقتصادی ایران سابقه دارد) و گاهی به شکل تنظیم صادرات برای جلوگیری از کمبود در بازار داخل صورت می‌گیرد .

– شاخص اقتصادی: سیب‌زمینی به عنوان یک کالای اساسی، جزء سبد کالاهای مورد بررسی برای محاسبه تورم و قدرت خرید مردم است. هر نوسانی در قیمت آن، مستقیماً بر سفره طبقات کم‌درآمد تاثیر می‌گذارد.

جمع‌بندی

روز جهانی سیب‌زمینی در ۹ خرداد ۱۴۰۵، یادآور این نکته است که این “طلای سفید” در ایران تنها یک ماده غذایی ساده نیست. سیب‌زمینی پشتیبان معیشت کشاورزان در استان‌های غربی و شمال غربی، تأمین‌کننده بخش عمده‌ای از کالری و ریزمغذی‌های جامعه، و معیاری برای سنجش سلامت اقتصادی کشور است. سرمایه‌گذاری روی صنایع تبدیلی، انبارداری مدرن و برنامه‌ریزی صحیح صادرات، می‌تواند این محصول پرکاربرد را از یک چالش همیشگی به یک فرصت طلایی برای اقتصاد ایران تبدیل کند.

ادامه مطلب

مقالات

تلفات برداشت؛ گندمی که به سیلو نمی‌رسد، آبی که به رودخانه برنمی‌گردد

در حالی که کشور با تنش آبی دست و پنجه نرم می‌کند، روزانه حجم عظیمی از آبِ صرف‌شده برای تولید گندم، در مرحله برداشت و به دلیل تلفات بالای کمباین‌ها، بی‌آنکه محصولی تولید کند، هدر می‌رود. تحقیقات نشان می‌دهد کاهش تلفات برداشت از ۶.۴ درصد به ۳ درصد، سالانه ۵۵۰ میلیون مترمکعب آب ذخیره و ۳۲۰ هزار تن گندم اضافی تولید خواهد کرد. ابزار این تحول، نصب سامانه‌های نمایشگر تلفات و معاینه فنی سالانه کمباین‌هاست.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: هدررفت سالانه ۶۰۰ هزار تن گندم در مرحله برداشت، معادل خروج ۷۶۲ میلیارد تومان سرمایه از چرخه اقتصادی کشور است. اما هزینه پنهان این تلفات، چیزی فراتر از ارزش محصول است: مصرف بیش از یک میلیارد مترمکعب آب که با قیمت تمام‌شده ۱۵۰۰ تومان به ازای هر مترمکعب، سالانه ۱۵۷۳ میلیارد تومان دیگر به کشور زیان می‌زند. در حالی که نصب یک سامانه نمایشگر تلفات به ارزش ۲۱ میلیون تومان روی هر کمباین، این هزینه‌ها را در کمتر از یک فصل برمی‌گرداند.

کمبود آب به عنوان یکی از چالش‌های اساسی بخش کشاورزی ایران، ضرورت افزایش بهره‌وری آب را دوچندان ساخته است. در این میان، تلفات برداشت محصول گندم به عنوان یک عامل مغفول‌مانده اما تأثیرگذار، نقش قابل توجهی در هدررفت منابع آبی دارد.

استناد به داده‌های ملی، نشان می‌دهد که به ازای هر کیلوگرم گندم در ایران حدود 1400 لیتر آب مصرف می‌شود و تلفات سالانه 600 هزار تن گندم در مرحله برداشت، معادل هدررفت بیش از یک میلیارد مترمکعب آب است. میانگین تلفات برداشت گندم آبی 6.4 درصد برآورد شده که در برخی استان‌ها به 10 درصد می‌رسد. این معضل سالانه بیش از 1500 میلیارد تومان هزینه اقتصادی به کشور تحمیل می‌کند. مقاله با بررسی دو منبع اصلی تلفات (جمع‌آوری و فرآوری)، راهکارهای عملی نظیر نصب سامانه‌های نمایشگر تلفات دانه، ساماندهی معاینات فنی کمباین‌ها و آموزش رانندگان را ارائه می‌دهد. اجرای این راهکارها می‌تواند تلفات را تا 50 درصد کاهش داده و سالانه بیش از 550 میلیون مترمکعب آب صرفه‌جویی نماید.


1. مقدمه

در شرایطی که میانگین بهره‌وری آب در تولید گندم ایران حدود نیمی از میانگین جهانی است، هرگونه هدررفت محصول در مراحل پایانی تولید، به منزله هدررفت حجم عظیمی از منابع آب، سرمایه و نیروی کار محسوب می‌شود. یکی از مراحل بحرانی که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته، مرحله برداشت با کمباین است. در این مرحله، دانه‌هایی که ماه‌ها برای رشد آنها آب، کود و زمان صرف شده، یا بر زمین می‌ریزند یا در داخل کمباین خرد می‌شوند.

این مقاله با هدف کمی‌سازی میزان تلفات برداشت گندم آبی در ایران، تحلیل دلایل فنی آن و ارائه راهکارهای عملی و کم‌هزینه برای کاهش هدررفت آب و افزایش تولید، تدوین شده است.

 

2. وضعیت موجود: آمار تلفات و هدررفت آب

بر اساس داده‌های گردآوری‌شده از 23 استان کشور در یک دوره 10 ساله زراعی (1393-1384):

– میانگین تلفات برداشت گندم آبی: 6.4 درصد
– بیشترین تلفات: استان گیلان (10.2 درصد) و خوزستان (8.5 درصد)
– کمترین تلفات: استان یزد (3.4 درصد)

با فرض تولید سالانه حدود 9 میلیون تن گندم آبی در کشور:

– حجم گندم تلف‌شده سالانه: حدود 600 هزار تن
– آب مصرفی برای تولید هر کیلوگرم گندم: 1400 لیتر
– آب هدررفته سالانه معادل گندم تلف‌شده:
میلیارد لیتر kg 600,000,000 kg × 1400 L/kg=840

یعنی بیش از 1.04 میلیارد مترمکعب آب (معادل 5 برابر حجم سد کرج).

این رقم نشان می‌دهد که مشکل تلفات برداشت صرفاً یک مسئله کشاورزی نیست، بلکه یک بحران پنهان آب است.

 

3. تحلیل اقتصادی: هزینه تحمیل‌شده به کشور

هزینه‌های ناشی از تلفات برداشت در دو سطح قابل محاسبه است:

الف) هزینه آب هدررفته:
با در نظر گرفتن حداقل قیمت تمام‌شده تأمین و انتقال آب به مزرعه (1500 تومان به ازای هر مترمکعب):

1.560 میلیارد تومان در سال= 1500تومان × 1.04 میلیارد متر مکعب

ب) ارزش گندم تلف‌شده:
با نرخ خرید تضمینی 12,705 ریال (حدود 1,270 تومان) به ازای هر کیلوگرم:

762 میلیارد تومان در سال=1.270 تومان × 600,000,000Kg

ج) هزینه نصب سامانه نمایشگر تلفات بر روی کمباین:
حدود 21 میلیون تومان به ازای هر دستگاه.
با احتساب صرفه‌جویی حاصل از کاهش تلفات، این هزینه در کمتر از یک فصل برداشت بازگشت داده می‌شود.

 

4. ریشه‌یابی فنی: دو منبع اصلی تلفات

تحلیل داده‌های میدانی نشان می‌دهد که تلفات کمباینی عمدتاً از دو بخش ناشی می‌شود:

در 42 استان کشور، تلفات فرآوری بالاتر از حد مجاز است. مهم‌ترین دلیل این وضعیت، نبود بازخورد لحظه‌ای به راننده درباره میزان ریزش پشتی کمباین است. راننده بدون آگاهی از میزان دقیق تلفات، قادر به تنظیم بهینه کمباین برای شرایط متفاوت مزرعه (رقم گندم، رطوبت، ارتفاع) نخواهد بود.

 

5. راهکارهای عملی و اولویت‌دار

بر اساس یافته‌های مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مجموعه اقدامات زیر برای کاهش 50 درصدی تلفات برداشت پیشنهاد می‌شود:

5.1. نصب سامانه‌های نمایشگر تلفات دانه
این دستگاه در کابین کمباین، میزان تلفات لحظه‌ای را نشان می‌دهد. راننده بلافاصله متوقف شده و تنظیمات را اصلاح می‌کند. الزام همه کمباین‌های جدید و نصب تدریجی روی کمباین‌های فعال در دستور کار قرار گیرد.

5.2. ساماندهی معاینات فنی کمباین
همانند خودروها، کمباین‌ها ملزم به اخذ معاینه فنی سالانه و برچسب مجوز برداشت شوند. کمباین‌هایی با تلفات بالای 7 درصد از ورود به استان‌های دیگر در فصل برداشت منع گردند.

5.3. آموزش هرمی رانندگان و ناظران
بسیاری از رانندگان با نحوه تنظیم کمباین برای رطوبت، رقم و شرایط مختلف آشنا نیستند. برگزاری دوره‌های عملی و الزام به گواهینامه مهارتی برای رانندگان کمباین ضروری است.

5.4. الزام تولیدکنندگان داخلی کمباین
کارخانه‌های سازنده کمباین در ایران موظف شوند از مرحله تولید، سامانه نمایشگر تلفات را روی محصولات جدید نصب کنند.

5.5. تشویق کمباین‌داران کم‌تلفات
ارائه تخفیف حق بیمه سالانه به کمباین‌هایی که تلفات آنها زیر 5 درصد (برای کمباین‌های داخلی) و زیر 3 درصد (برای کمباین‌های خارجی) باشد.

 

6. چشم‌انداز: دستاوردهای کاهش تلفات به 3 درصد

در صورت کاهش تلفات برداشت از 6.4 درصد فعلی به 3 درصد (حد قابل قبول جهانی):

7. نتیجه‌گیری و پیشنهادهای سیاستی

تلفات برداشت گندم در ایران نه یک نقص فنی جزئی، بلکه یکی از عوامل اصلی هدررفت منابع آبی و سرمایه ملی است. خوشبختانه راهکارهای فنی موجود، ساده، کم‌هزینه و با دوره بازگشت سرمایه کوتاه هستند.

به سیاست‌گذاران بخش کشاورزی و آب کشور پیشنهاد می‌شود:

1. برنامه دو ساله برای تجهیز تمام کمباین‌های فعال کشور به سامانه نمایشگر تلفات دانه تصویب و تأمین اعتبار شود.
2. معاینه فنی کمباین‌ها اجباری شده و برچسب سالانه صادر گردد.
3. ورود کمباین‌های فرسوده و پرتلفات به استان‌های دیگر در ایام برداشت ممنوع اعلام شود.
4. آموزش رانندگان کمباین به عنوان اولویت برنامه‌های ترویجی سازمان جهاد کشاورزی قرار گیرد.

 

منابع و مأخذ:

– مستوفی سرکاری، محمد رضا (1395). اثرات کاهش و کنترل تلفات برداشت کمباینی گندم آبی در کاهش هدررفت آب. مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی.
– همکاران طرح: جواد باغانی، نسرین محمدی اسدی، عبدالرسول غفاری.

 

ادامه مطلب

سردبیر

از لب جوی تا باغ وجود؛ خیام، فیلسوف سبزه و خاک

به مناسبت سالروز بزرگداشت خیام، از منظر یک پایگاه تخصصی کشاورزی به رباعیات او نگاه کرده‌ایم. خیام می‌گوید: “هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست / گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست.” این نگاه، چه حقیقتی علمی درباره چرخه عناصر در طبیعت و رابطه مرگ گیاهی با حیات مجدد پنهان می‌کند؟ در این مقال، پیوند شگفت‌انگیز شعر کهن فارسی با اصول بوم‌شناسی و زراعت را بخوانید.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: حکیم عمر خیام نیشابوری، آن فیلسوف، ریاضیدان و شاعر بلندآوازه ایرانی، در میان شاعران کلاسیک ما جایگاهی منحصر به فرد دارد. رباعیات او کوته‌آهنگ‌هایی است که در عین ایجاز، دریایی از معنا را در خود جای داده‌اند. آنچه در نگاه نخست به عنوان میگساری و عافیت‌طلبی در شعر خیام به نظر می‌آید، در خوانشی عمیق‌تر، فلسفه‌ای ستودنی از «غنیمت شمردن دم» و توجه به «حال» است.

در این میان، طبیعت و عناصر آن -از گیاه و گل گرفته تا کشتزار و ابر بهاری- نقشی محوری در بیان این فلسفه ایفا می‌کنند. خیام از زبان سبزه، گل لاله و ابر نوروزی برای طرح پرسش‌های بنیادین هستی بهره می‌برد و از خلال همین تصاویر ملموس و زمینی، بینش عمیق خود را درباره فناپذیری جهان و ارزش لحظه حال بازمی‌گوید. این مقاله در تلاش است تا با اتکا به اصل اشعار حکیم نیشابور، رابطه اندیشه او با طبیعت پیرامونش -به ویژه گیاه، گل، زراعت و کشاورزی- را واکاوی کند.

۱. سبزه و کشتزار: نماد دوباره شدن و نابودی

یکی از نمادهای تکراری در رباعیات خیام، سبزه و کشتزار است. خیام با نگاه تیزبینانه یک فیلسوف، چرخه طبیعت را می‌نگرد و آن را نه یک پدیده صرفاً زیستی، بلکه آیینه‌ای تمام‌نما از سرنوشت آدمی می‌یابد.

او در رباعی معروف خود می‌سراید:
هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست
گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌ست

در این رباعی، «سبزه» که نماد طراوت و زندگی است، ریشه در خاکی دارد که زمانی «لاله‌رویی» (انسانی زیبا) در آن آرمیده است. پیام خیام هشداری اخلاقی نیست، بلکه حقیقتی وجودشناسانه است: زندگی و مرگ در هم تنیده‌اند. این سبزه که امروز پای تو بر آن است، دیروز پیکر معشوقی بوده است. همچنین در رباعی دیگری، او مستقیماً به موضوع کشاورزی و رابطه خاک و تن انسان اشاره می‌کند:

در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
از مردم چشم‌دوستداری بوده‌ست
بر برگ گلی که روی خاک اوفتاده
خالی نه که نقش عشقکاری بوده‌ست

خیام به ما می‌گوید که کشتزارها و گلزارها، نه فقط از آب و خاک که از خاکستر آدمیان بارور شده‌اند. این نگاه، دایره حیات را به تصویر می‌کشد: آنچه امروز سبز و خندان است، دیروز غمی را در خود نهفته داشته است.

از سوی دیگر، خیام با نگرش «جبرگرایانه» خود، گاه بخت آدمی را به دانه و حاصل تشبیه می‌کند و در برابر طبیعت قهار و روزگار ستمگر، انسان را کشاورزی می‌بیند که اختیاری از خود ندارد:

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
وین چرخ فلک بسی چو ما خورد و ربود

در اینجا دهقان و کشت به مثابه کنایه از نیروی مافوق (قضا و قدر) است که هر طور بخواهد، سرنوشت آدمی را رقم می‌زند و حاصل آن را یا می‌ستاند یا می‌رباید. این نگاه، برگرفته از مشاهدات عینی خیام از طبیعت است؛ جایی که کشاورز هرچقدر هم زحمت بکشد، در نهایت دست طبیعت و آسمان است که تعیین می‌کند چه بر سر محصول بیاید.

۲. ابر بهاری و نوروز: انقلاب حیات و فرصت غنیمت

در فرهنگ ایرانی، نوروز و ابر بهاری نمادهای نوزایی و زندگی هستند. خیام نیز اگرچه بدبین به سرانجام جهان است، اما این لحظات حیات‌بخش را غنیمتی می‌شمرد.

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

خیام مخاطب را از غفلت بازمی‌دارد: امروز که زمین سبز است و ابر بهاری بر آن می‌گرید، فرصت را غنیمت شمار. او جریان حیات را چنان سیال می‌بیند که گویی این سبزه امروز، نوبت ماست و فردا نوبت دیگری. در واقع، گیاه در شعر خیام نه یک شئ تزیینی که «آیینه تمام‌نمای هستی شناسی» اوست.

تصویر باغ و راغ در بهار یکی از بزنگاه‌های شعری خیام برای دعوت به «حال» است:
چون بلبل مست راه در بستان یافت
بر برگ گل از نشاط دستان یافت
ای دل تو که از میانهٔ باغ و گل
خوش باش که بلبلت فراوان یافت

خیام میان شادمانی بلبل از آمدن بهار و شادیِ انسان از بودن در میان باغ و گل مقایسه می‌کند. به راستی اگر بلندپروازی‌های عقلانی ما نبود، چه فرقی داشتیم با همین پرنده‌ای که غنیمت لحظه را می‌داند؟

۳. گل (لاله و گل سرخ): زیبایی آسیب‌پذیر و هشدار دهنده

گل، به ویژه لاله و گل سرخ، در ادبیات فارسی نماد عشق و زیبایی است، اما در جهان‌بینی خیام، این گل‌ها بیش از هر چیز یادآور فرّار بودن جهان هستند.

چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
کز لاله رخی چند جهان را بست
بر خاک چو لاله جام می‌گرفتی
زان پیش که لاله از تو برخاست

خیام با شاعرانگاری خاص خود به لاله اشاره می‌کند؛ گلی که جامی به شکل دل در میان برگ‌هایش دارد و قامتش خمیده است. او از خم‌قامتی و جام‌مانندی لاله استفاده می‌کند تا مخاطب را به سماع و می‌گساری دعوت کند.

در رباعی دیگری، گل نماد فریبندگی و بی‌وفایی طبیعت می‌شود. او لطیفانه هشدار می‌دهد:
بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از روی زمین، روی تو منظور خداست
ترسم که مگر دیده ز تو دور خوش است

واقعیت این است که خیام لحظه را می‌ستاید اما آگاه است که این لحظه پایدار نیست. او می‌گوید: «از این گل و بهار لذت ببر، اما بدان که آینده‌ای در کار نیست و شاید همین حالا آخرین دیدار باشد».

۴. باغ و رباط کهنه: تأملی در معماری و زمین

خیام در برخی رباعیات خود نگاهی خاک‌گرایانه و مرگ‌اندیشانه دارد. او گاه زمین را به «رباط» (کاروانسرا) تشبیه می‌کند و گاه به کوزه‌گری می‌پردازد که از خاک مردگان، کوزه‌ای می‌سازد. این نگاه اگرچه تیره است اما پیوندی مستقیم با زراعت دارد: خاکی که هم گندم می‌رویاند و هم اجساد را در خود حل می‌کند.

این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه خموش چندین هاست
تخم امل از زمین وجودش برگیر
کاین دانه فتاده است و برنخواهد خاست

خیام از مخاطب می‌خواهد که «تخم امل» (دانه آرزو) از این زمین برگیرد و زیاد به آینده امید نبندد. خاک، هم گهواره حیات است و هم قبرستان آن. این دوگانگی، نهایتاً به یک نتیجه اخلاقی می‌انجامد: غنیمت شمردن امروز.

چرا خیام اینقدر از طبیعت می‌گوید؟

در پاسخ به این پرسش که «چرا خیام از گل و گیاه و باغ اینهمه سخن گفته است؟» باید به دو نکته اشاره کرد:

1. دسترسی عامه: خیام شاعری روشنفکر اما مردمی بود. او می‌خواست مفاهیم عمیق فلسفی (نظیر فنا، جبر، بی‌ثباتی دنیا) را از طریق تصاویری که هر انسان عادی در باغ و کشتزار خود دیده است، بیان کند.
2. نقض زهد خشک: خیام با تاکید بر «بوی گل» و «آب جوی» در برابر معادگرایی خشک و آخرت‌گرایانه رایج زمان خود، به نوعی این جهان را قداست می‌بخشد. او می‌گوید بهشت را در همین «فصل گل و طرف جویبار و لب کشت» جستجو کنید.

 

رباعیات حکیم عمر خیام را می‌توان منظومه‌ای از تأملات گیاه‌شناسانه یک فیلسوف دانست. او از «سبزه» برای گفتن از مرگ و زندگی، از «لاله» برای یادآوری شکنندگی، و از «ابر نوروزی» برای توصیف گذر لحظات استفاده می‌کند. نگاه او به کشاورزی و طبیعت، نگاهی واقع‌بینانه است؛ او می‌داند که کشاورز (انسان) هرچقدر هم دانه بپاشد، دروگر نهایی مرگ است.

به مناسبت بزرگداشت این حکیم فرزانه، شاید بزرگترین ادای دِین به خیام این باشد که امروز، همین لحظه، قدر هوای بهاری، اندک آبی و سبزه‌ای را که می‌بینیم بدانیم و بدون آنکه غم فردا را بخوریم، از بودن در «باغ وجود» لذت ببریم.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار