با ما همراه باشید

مقالات

تغییر اقلیم و اپیدمی آفات: چالش امروز، راهکار فردا

تغییر اقلیم با ایجاد دگرگونی در اکوسیستم‌ها، چالش‌های جدی در مدیریت آفات کشاورزی و تهدیدات نوینی برای سلامت محیط زیست ایجاد کرده است. مقاله حاضر که با الهام از یافته‌های سمینار «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور نگاشته شده، به بررسی ابعاد این بحران، از گسترش آفات تا مخاطرات باقیمانده آفت‌کش‌ها، و ارائه راهکارهای پایدار می‌پردازد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: برگزاری سمینار علمی «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» به همت مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور برگزار شد، این سمینار بهانه ای شد که نگاهی داشته باشیم به پیوند تغییر اقلیم با دینامیک آفات، خطرات باقیمانده آفت‌کش‌ها و راهکارهای یکپارچه مبتنی بر مدیریت پایدار. …

به گزارش داوان نیوز، تغییر اقلیم به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهانی عصر حاضر، اثرات گسترده‌ای بر زیست‌بوم‌های طبیعی و نظام‌های کشاورزی دارد. این پدیده با تغییر الگوهای دمایی و بارشی، موجب دگرگونی در پراکنش جغرافیایی، افزایش جمعیت و ظهور آفات نوظهور شده است. از سوی دیگر، افزایش مصرف آفت‌کش‌ها برای مقابله با این آفات، مخاطرات جدی برای سلامت انسان و محیط زیست ایجاد کرده است. این مقاله به بهانه برگزاری سمینار علمی «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» که به همت مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور برگزار شد، به مرور پیوند تغییر اقلیم با دینامیک آفات، خطرات باقیمانده آفت‌کش‌ها و راهکارهای یکپارچه مبتنی بر مدیریت پایدار می‌پردازد.

فعالیت‌های انسانی و انتشار گازهای گلخانه‌ای، تغییرات اقلیمی پایداری را در سطح جهانی ایجاد کرده که پیامدهای آن در بخش کشاورزی و سلامت عمومی به طور فزاینده‌ای محسوس است. در این راستا، سمینار علمی «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» به همت موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور برگزار شد تا ابعاد مختلف این چالش را بررسی کند. این مقاله با الهام از محورهای اصلی این رویداد علمی، به تحلیل تأثیر تغییر اقلیم بر جمعیت آفات و پیدایش آفات نوظهور، مخاطرات باقیمانده آفت‌کش‌ها بر انسان و محیط زیست، چالش‌های سنجش این مخاطرات و نقش شاخص‌های زیستی در کاهش تهدیدات حوزه خاک می‌پردازد.

تأثیر تغییر اقلیم بر دینامیک جمعیت آفات
۱. گسترش جغرافیایی آفات: افزایش دمای جهانی موجب شده است تا بسیاری از آفات که پیش از این به مناطق گرمسیری محدود بودند، به عرض‌های جغرافیایی بالاتر گسترش یابند.
۲. تسریع چرخه زندگی: بالا رفتن دما، دوره رشد و تکثیر حشرات را کوتاه کرده و منجر به افزایش تعداد نسل‌های سالانه می‌شود.
۳. اختلال در تعادل اکولوژیک: تغییر در زمان‌بندی ظهور آفات و دشمنان طبیعی آنها ممکن است موجب طغیان جمعیت آفات گردد.
۴. افزایش مقاومت به تنش‌ها: آفات در پاسخ به شرایط محیطی متغیر، سازگاری سریع‌تری یافته و در برابر دما و خشکی مقاوم‌تر می‌شوند.

پیدایش آفات نوظهور و گونه‌های مهاجم
تغییر اقلیم زمینه مناسبی برای ظهور آفات جدید و گسترش گونه‌های مهاجم فراهم کرده است. به عنوان مثال، گسترش قارچ بیماری‌زای Ug99 در گندم و نفوذ مگس میوه مدیترانه‌ای به مناطق جدید از جمله این موارد است. همچنین، افزایش دما امکان استقرار پشه‌های ناقل بیماری‌هایی مانند مالاریا و تب دانگ را در مناطق معتدل فراهم کرده است.

مخاطرات باقیمانده آفت‌کش‌ها بر سلامت و محیط زیست
افزایش طغیان آفات، کشاورزان را به مصرف بیشتر آفت‌کش‌ها سوق داده است. این مسئله پیامدهای زیر را در پی دارد:
– تأثیر بر سلامت انسان: از مسمومیت‌های حاد تا افزایش خطر ابتلا به سرطان‌ها، اختلالات هورمونی و عصبی.
– آلودگی محیط زیست: رواناب‌های کشاورزی حاوی آفت‌کش‌ها، منابع آب و خاک را آلوده کرده و تنوع زیستی را کاهش می‌دهد.
– ایجاد مقاومت در آفات: مصرف بی‌رویه آفت‌کش‌ها باعث شده تا بسیاری از آفات در برابر سموم مقاوم شوند.

راهکارهای نوین برای کاهش مخاطرات
۱. مدیریت تلفیقی آفات (IPM): تأکید بر روش‌های غیرشیمیایی مانند کنترل بیولوژیک، استفاده از ارقام مقاوم و روش‌های زراعی مناسب.
۲. پایش و هشدار زودهنگام: استفاده از فناوری‌های سنجش از دور و مدل‌سازی برای پیش‌بینی طغیان آفات.
۳. توسعه کشاورزی پایدار: طراحی سیستم‌های کشاورزی مبتنی بر تاب‌آوری به تغییرات اقلیمی.
۴. سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری: تقویت مقررات مصرف آفت‌کش‌ها و حمایت از تحقیقات در زمینه روش‌های کم‌خطر.
۵. آموزش و ظرفیت‌سازی: افزایش آگاهی کشاورزان درباره روش‌های مدیریت پایدار آفات.

نتیجه‌گیری
تغییر اقلیم و پیامدهای آن بر نظام‌های کشاورزی و سلامت عمومی، لزوم بازنگری در روش‌های کنونی مدیریت آفات را بیش از پیش آشکار می‌سازد. همان‌گونه که در سمینار «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» نیز مورد تأکید قرار گرفت، رویکردهای یکپارچه مبتنی بر پایش مستمر، مدیریت اکولوژیک و کاهش وابستگی به آفت‌کش‌های شیمیایی، از ضرورت‌های مقابله با این چالش جهانی است. سرمایه‌گذاری در پژوهش و توسعه فناوری‌های نوین زیستی و همچنین تقویت همکاری‌های بین‌بخشی، می‌تواند راه را برای دستیابی به امنیت غذایی و حفظ سلامت محیط زیست هموار کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، سمینار علمی «مخاطرات محیطی و فنآوری‌های نوین زیستی» که به همت مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور و با سخنرانی دکتر محمدرضا صفرنژاد، دکتر محمدهادی دانشی، دکتر محمدکاظم رمضانی مشاور معاون وزیر در امور پدافند غیرعامل و مهندس فرهاد سعیدی‌نائینی رییس بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

مقالات

زمینِ تشنه، سفره‌های خالی؛ وارونگی رویای خودکفایی در مسیر بیابان‌زایی

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: بیابان‌زایی، دیگر یک تهدید دور از دسترس نیست؛ بلکه بلایی است که هر روز بر وسعت خاک‌های حاصلخیز ایران می‌افزاید. هم‌زمان با فرا رسیدن ۱۷ ژوئن، روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی و خشکسالی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چگونه تخریب زمین در کشوری با ۸۵ درصد اقلیم خشک، می‌تواند زنجیره امنیت غذایی را از مزرعه تا سفره ایرانیان متلاشی کند؟

به گزارش خبرنگار داوان‌نیوز، هر ساله در تاریخ ۱۷ ژوئن، جامعه جهانی «روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی و خشکسالی» را گرامی می‌دارد. این روز که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۵ نامگذاری شد، فرصتی است برای افزایش آگاهی عمومی درباره پدیده بیابان‌زایی، که به عنوان یکی از بزرگترین چالش‌های زیست‌محیطی و توسعۀ پایدار در قرن بیست و یکم شناخته می‌شود .

بیابان‌زایی چیست و چرا اهمیت دارد؟

بیابان‌زایی که با عنوان «تخریب زمین در مناطق خشک، نیمه‌خشک و نیمه‌مرطوب خشک» تعریف می‌شود، به معنای گسترش فیزیکی بیابان‌های طبیعی نیست. بلکه فرآیندی تدریجی است که در آن زمین‌های حاصلخیز و مولد، بر اثر ترکیبی از عوامل طبیعی و فعالیت‌های انسانی، به زمینی بی‌حاصل و شبیه به بیابان تبدیل می‌شوند . مهم‌ترین عامل فوری این پدیده، از دست دادن پوشش گیاهی است. عواملی مانند خشکسالی‌های مکرر، تغییرات اقلیمی، شخم نادرست زمین، چرای مفرط دام، بهره‌برداری بی‌رویه از جنگل‌ها و منابع آب زیرزمینی، و استفاده ناپایدار از اراضی، همگی در تخریب ساختار خاک نقش دارند .

اهمیت این مسئله در سطحی فراتر از محیط‌ زیست است؛ چراکه بیابان‌زایی به طور مستقیم با امنیت غذایی و فقر در سراسر جهان گره خورده است. تخریب خاک، بهره‌وری زمین‌های کشاورزی را کاهش می‌دهد و جوامعی را که معیشتشان به کشاورزی و دامداری وابسته است، با چالش جدی مواجه می‌سازد. مناطق خشک حدود ۴۱ درصد از سطح خشکی‌های زمین را پوشش می‌دهند و میزبان بیش از ۲ میلیارد نفر جمعیت هستند که بسیاری از آن‌ها در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند .

بیابان‌زایی در ایران: تهدیدی جدی برای کشاورزی و امنیت غذایی

ایران به دلیل قرارگیری در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان، به شدت در معرض خطر بیابان‌زایی قرار دارد. حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از مساحت کشور از اقلیم خشک و نیمه‌خشک برخوردار است و این پدیده نه تنها یک تهدید زیست‌محیطی، بلکه خطری جدی برای امنیت غذایی و کشاورزی کشور محسوب می‌شود .

تأثیر بیابان‌زایی بر کشاورزی و امنیت غذایی ایران را می‌توان در چند محور کلیدی بررسی کرد:

۱. تخریب خاک و کاهش بهره‌وری: حاصلخیزی خاک اساس تولیدات کشاورزی است. در ایران، این سرمایه ملی به شدت در حال فرسایش است. سرعت فرسایش خاک در ایران حدود ۶ تا ۷ برابر میانگین جهانی است . این یعنی لایه‌های سطحی و حیاتی خاک که حاوی مواد آلی و مغذی برای گیاهان هستند، با سرعتی هشداردهنده در حال نابودی هستند. به طوری که بیش از ۶۰ درصد از خاک ایران دارای کمتر از یک درصد مواد آلی است، در حالی که خاک سالم برای کشاورزی مطلوب به ۳ تا ۶ درصد مواد آلی نیاز دارد . این کاهش کیفیت خاک، مستقیماً عملکرد محصولات کشاورزی را کاهش داده و هزینه تولید را افزایش می‌دهد.

۲. وابستگی روزافزون به واردات: با کاهش توان تولید داخلی ناشی از تخریب زمین و کمبود منابع آبی، شکاف بین تولید و مصرف کشور در محصولات اساسی افزایش می‌یابد. این شکاف عمدتاً از طریق واردات پر هزینه جبران می‌شود که خود عاملی برای وابستگی اقتصادی و آسیب‌پذیری در برابر نوسانات بین‌المللی و تحریم‌هاست. برای نمونه، ایران در شرایط عادی برای تأمین کسری گندم (حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد)، نهاده‌های دامی مانند ذرت (حدود ۹۰ تا ۱۰۰ درصد) و روغن خوراکی (حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد) به شدت به واردات متکی است .

۳. افزایش ناامنی غذایی: بیابان‌زایی و خشکسالی، معیشت کشاورزان، دامداران و جوامع روستایی را که ستون اصلی تولید غذا هستند، با خطر جدی مواجه می‌کند. این امر نه تنها تولید را کاهش می‌دهد، بلکه با افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها و حاشیه‌نشینی، ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد . مطالعات نشان می‌دهد که تخریب محیط‌زیست و کاهش کیفیت آن، تهدیدی مستقیم برای امنیت غذایی در بلندمدت است و سیاست‌های حمایتی و سرمایه‌گذاری در تولید پایدار غذا را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد .

چاره چیست؟ از شعار تا عمل

روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی، فرصتی برای تأمل و اقدام است. مقابله با این پدیده نیازمند عزمی جدی و رویکردی چندجانبه است که شامل موارد زیر می‌شود:

– مدیریت پایدار منابع آب و خاک: تغییر الگوی کشت، استفاده از روش‌های نوین آبیاری، جلوگیری از برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی و اجرای طرح‌های آبخیزداری و پخش سیلاب .
– احیای پوشش گیاهی: کاشت درختان و گیاهان مقاوم به خشکی و شوری (مانند کهور، بنه و اکالیپتوس) برای تثبیت شن‌های روان و جلوگیری از فرسایش خاک .
– تغییر رویکرد در کشاورزی: گذار از کشاورزی فشرده و صنعتی به سمت کشاورزی پایدار و بومی که بر تناوب کاشت، استفاده از کودهای آلی و حفظ سلامت بلندمدت خاک تأکید دارد .
– حمایت از جوامع محلی: توانمندسازی کشاورزان و دامداران و ارائه آموزش‌های لازم برای بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی.

بیابان‌زایی، «انقراض تدریجی خاک» است؛ سرمایه‌ای که بقای ما به آن وابسته است . روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی یادآوری می‌کند که امنیت غذایی و آینده پایدار، در گرو حفاظت از این سرمایه گرانبهاست.

ادامه مطلب

مقالات

تولید سنتی یا صنعتی؟ روز ملی گل و گیاه فرصتی برای بازنگری در یک ظرفیت ناشناخته

۲۵ خرداد، روز ملی گل و گیاه، در حالی گرامی داشته می‌شود که ایران با وجود برخورداری از تنوع اقلیمی و ظرفیت صادراتی دست‌کم یک میلیارد دلاری، سهم ناچیز ۵۰ میلیون دلاری از بازار ۱۵۰ میلیارد دلاری جهان را به خود اختصاص داده است؛ حال آنکه پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی محلات، با اجرای طرح‌های کلان اقتصاد مقاومتی و تجاری‌سازی تحقیقات، تلاش دارد این شکاف تاریخی را پر کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: امروز (25 خرداد) در حالی روز ملی گل و گیاه گرامی داشته می‌شود که صنعت جهانی گل‌های زینتی با ارزشی معادل ۱۵۰ میلیارد دلار در سال، فرصتی کم‌نظیر برای اقتصاد ایران فراهم آورده است؛ فرصتی که به‌رغم وجود مزیت‌های اقلیمی، تاریخی و ژنتیکی، هنوز آن‌گونه که باید در کشور ما مغتنم شمرده نشده است.

به گزارش خبرنگار ما، ایران با صادرات رسمی حدود ۵۰ میلیون دلاری گل و گیاه، در حالی از ظرفیت دست‌کم یک میلیارد دلاری این حوزه سخن می‌گوید که پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی در محلات، سال‌هاست تلاش می‌کند با تکیه بر دانش فنی و تحقیقات کاربردی، این شکاف را پر کند. گزارش پیش‌رو، نگاهی است به جایگاه، مأموریت‌ها و چالش‌های فراروی این متولی علمی صنعت گل کشور.

چرا صنعت گل برای ایران راهبردی است؟

در شرایطی که اقتصاد کشور نیازمند تنوع‌بخشی به منابع درآمدی و کاهش وابستگی به نفت است، صنعت گل و گیاهان زینتی به دلایل زیر یک گزینه هوشمندانه به شمار می‌رود:

– اشتغال‌زایی بالا: هم‌اکنون حدود ۱۰۰ هزار نفر به‌طور مستقیم در این حوزه فعالیت دارند و با توسعه صنعتی، این رقم قابلیت افزایش چشمگیری دارد.
– بهره‌وری آب: گل‌ها و گیاهان زینتی از جمله کشت‌های متراکم هستند و در روش‌های گلخانه‌ای، مصرف آب به‌طور قابل توجهی بهینه می‌شود.
– تنوع اقلیمی: ایران چهارفصل، از شمال تا جنوب غرب و مرکز، ظرفیت تولید طیف گسترده‌ای از گیاهان زینتی را داراست.
– دسترسی به بازارهای منطقه: کشورهای حاشیه خلیج فارس، همسایگان شمالی، شرق آسیا و حتی اروپا، بازارهای بالقوه صادراتی ایران هستند.

اما نقطه ضعف اصلی، تولید سنتی، بهره‌وری پایین، مصرف بالای انرژی و عدم انطباق با استانداردهای جهانی است. همین عوامل سبب شده که سهم ایران از تجارت بین‌المللی گل، بسیار ناچیز باقی بماند.

پژوهشکده ملی گل و گیاه؛ از تأسیس تا مأموریت ملی

داستان این پژوهشکده از سال ۱۳۷۵ با احداث ایستگاه تحقیقاتی در محلات (استان مرکزی) بر روی زمینی به مساحت ۹ هکتار آغاز شد. با گذشت زمان و درک اهمیت راهبردی موضوع، این ایستگاه در سال ۱۳۹۴ با تأیید وزارت علوم، به پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی ارتقا یافت.

امروز، این پژوهشکده مسئولیت هدایت علمی، فنی و پشتیبانی از تحقیقات گل در هفت سایت کلیدی کشور (لاهیجان، تنکابن، ورامین، کرج، جیرفت، دزفول و اصفهان) را بر عهده دارد.

مهم‌ترین مأموریت‌های این مرکز علمی عبارتند از:

– معرفی ارقام جدید گل متناسب با اقلیم‌های مختلف ایران
– کاهش ضایعات پس از برداشت و ارتقای استانداردهای کیفی
– مبارزه بیولوژیک با آفات و بیماری‌ها (کاهش مصرف سموم شیمیایی)
– جمع‌آوری و حفاظت از ژرم‌پلاسم‌های بومی ارزشمند
– مکانیزاسیون تولید و کاهش قیمت تمام‌شده محصولات

طرح‌های کلان اقتصاد مقاومتی در پژوهشکده

در راستای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان، این پژوهشکده چند طرح کلیدی را دنبال می‌کند که از مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. تولید انبوه پیازهای تجاری (لاله، سنبل، گلایول، سوسن) با روش‌های نوین تکثیر درون‌شیشه‌ای، برای کاهش وابستگی به واردات.
۲. اصلاح ارقام گل‌های شاخه‌بریده (مانند رز) با روش‌های دورگ‌گیری و اصلاح مولکولی.
۳. مدیریت هوشمند مصرف آب با بهره‌گیری از نانوکودها، کودهای هوشمند و بسترهای بدون خاک.
۴. پهنه‌بندی تولید گلخانه‌ای در کشور، بر اساس مزیت نسبی هر منطقه.
۵. کاهش ضایعات پس از برداشت از طریق بهینه‌سازی تغذیه، بسته‌بندی و کنترل آفات.

همچنین، معرفی گیاهان پوششی مقاوم به خشکی و شوری برای فضای سبز و بررسی سلامت ارقام وارداتی از دیگر اقدامات این پژوهشکده است.

گام‌های عملی برای حضور بخش خصوصی

یکی از نقاط قوت راهبردی پژوهشکده، طراحی سازوکاری روشن برای مشارکت بخش خصوصی و تجاری‌سازی تحقیقات است. مهم‌ترین این راهبردها عبارتند از:

– تأسیس مرکز رشد و استقرار شرکت‌های دانش‌بنیان در کنار پژوهشکده
– انتقال دانش فنی به بخش خصوصی از طریق خدمات مشاوره‌ای و قراردادهای سفارشی
– برگزاری دوره‌های تخصصی آموزشی کوتاه‌مدت و بلندمدت (کارشناسی ارشد و دکتری)
– صدور تأییدیه علمی برای محصولات دانش‌بنیان
– حضور در فن‌بازارهای داخلی و بین‌المللی برای معرفی دستاوردها
– واگذاری تدریجی وظایف قابل انتقال به تشکل‌های غیردولتی تخصصی

با این حال، موانعی مانند نبود زیرساخت حمل‌ونقل تخصصی (به‌ویژه زنجیره سرد هوایی و دریایی)، قوانین پیچیده و غیرشفاف صادراتی، و نبود پایانه‌های تخصصی صادرات گل، همچنان به عنوان چالش‌های اصلی پیش روی تجاری‌سازی تحقیقات باقی مانده‌اند.

از روز ملی تا عمل ملی

آنچه از مرور عملکرد پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی برمی‌آید، تلاشی منسجم برای گذر از تولید سنتی و جزیره‌ای به سمت تولید خوشه‌ای، صنعتی و صادرات‌محور است. پژوهشکده محلات امروز به یک قطب علمی – فناوری در این حوزه تبدیل شده که می‌تواند با حمایت دستگاه‌های سیاست‌گذار، زنجیره «از بذر تا بازار» را در ایران متحول کند.

روز ملی گل و گیاه، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه یادآور این واقعیت است که ایران با آفتاب درخشان، تنوع اقلیمی، دانش بومی و نیروی انسانی متخصص، ظرفیت آن را دارد که سهم خود را از بازار ۱۵۰ میلیارد دلاری جهان از ۰.۰۳ درصد کنونی (۵۰ میلیون دلار) به رقم شایسته‌ای ارتقا دهد. تحقق این چشم‌انداز، بدون اصلاح قوانین صادراتی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حمایت واقعی از پژوهش‌های کاربردی، ممکن نخواهد بود.

ادامه مطلب

مقالات

چالش‌های بودجه کشاورزی و راهکارهای افزایش بهره‌وری

کارشناسان اقتصادی و نمایندگان بخش کشاورزی ایران معتقدند تداوم بودجه‌ریزی سنتی بدون اولویت‌بندی پژوهش‌های کاربردی، شفافیت در پروژه‌های زیرساختی و حمایت از محصولات استراتژیک همچون پنبه و دانه‌های روغنی، بهره‌وری مزارع را تهدید می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: بخش کشاورزی ایران، با سهم قابل توجه در امنیت غذایی، اشتغال روستایی و تأمین مواد اولیه صنایع، همواره از حساسیت‌ترین ارکان اقتصادی کشور بوده است. با این حال، بررسی روند بودجه‌ریزی سالانه نشان می‌دهد که این بخش علیرغم نقش راهبردی‌اش، اغلب با کمبود منابع ساختاری، عدم شفافیت در تخصیص‌ها و بی‌توجهی به نیازهای پژوهشی و زیربنایی مواجه است. تجربیات اخیر سایر کشورها (مانند بودجه ۲۰۲۶-۲۰۲۷ پاکستان) هشداری است برای ایران که غفلت از کشاورزی می‌تواند هزینه‌های سنگینی از نظر وابستگی به واردات، کاهش بهره‌وری و آسیب‌پذیری اقلیمی به همراه داشته باشد.

مشکلات ساختاری بودجه کشاورزی در ایران

۱. کمبود اعتبارات تحقیقاتی کاربردی: همچون نمونه پاکستان که ۴.۱۸ میلیارد روپیه برای تحقیقات بدون برنامه مشخص اختصاص داده بود، در ایران نیز سهم پژوهش از بودجه کشاورزی کمتر از یک درصد ارزش افزوده بخش است. بسیاری از پروژه‌های اصلاح نژاد بذر، بیوتکنولوژی و مکانیزاسیون به دلیل نبود بودجه پایدار نیمه‌تمام می‌مانند.

۲. ضعف زیرساخت‌های پس از برداشت: نبود سردخانه‌های زنجیره‌ای و مراکز بسته‌بندی مدرن در ایران باعث می‌شود سالانه بیش از ۳۰ درصد محصولات باغی و زراعی ضایع شود. تخصیص بودجه بدون برنامه مکانیابی و نظارت، این مشکل را تشدید کرده است.

۳. عدم توجه به تنوع‌بخش‌سازی: وابستگی شدید به محصولات آب‌بر (مانند گندم و برنج) و نادیده گرفتن دانه‌های روغنی و حبوبات مقاوم به خشکی، ایران را به یکی از بزرگترین واردکنندگان روغن خوراکی و کنجاله تبدیل کرده است. بودجه فعلی مشوقی برای کشت جایگزین ارائه نمی‌دهد.

راهکارهای بودجه‌ای برای افزایش بهره‌وری

۱. تأمین مالی هدفمند تحقیقات کشاورزی مقاوم به اقلیم
– اختصاص حداقل ۲ درصد از تولید ناخالص بخش کشاورزی به صندوق ملی تحقیقات کشاورزی.
– الزام دستگاه‌های اجرایی (از جمله جهاد کشاورزی و پژوهشگاه بیوتکنولوژی) به ارائه «نقشه راه پژوهش» با شاخص‌های مشخص نظیر: تعداد ارقام مقاوم به شوری و خشکی، کاهش مصرف آب در مزرعه، و افزایش عملکرد در واحد سطح.
– ایجاد مدل بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد (Performance-based budgeting) برای پروژه‌های تحقیقاتی.

۲. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های زنجیره سرد و کاهش ضایعات
– تخصیص ردیف بودجه‌ای مستقل برای احداث سردخانه‌های سیار و ثابت در قطب‌های تولیدی (با اولویت استان‌های خراسان، فارس و آذربایجان‌شرقی).
– ارائه یارانه بلاعوض و تسهیلات کم‌بهره به تعاونی‌های روستایی برای خرید تجهیزات سورتینگ و بسته‌بندی.
– شفافیت در مناقصات زیرساخت‌های کشاورزی با الزام به انتشار گزارش‌های فصلی پیشرفت فیزیکی.

۳. احیای محصولات استراتژیک با رویکرد بهره‌وری آب
– بودجه مستقل برای احیای پنبه در استان‌های گلستان، خراسان شمالی و فارس با تأمین بذرهای مقاوم و سهمیه آب مشخص.
– جایگزینی کشت برنج با گیاهان شورزی‌پسند در مناطق جنوبی با استفاده از مشوق‌های مالیاتی و پرداخت مستقیم به کشاورزان.

۴. حمایت از دامداری صنعتی کوچک‌مقیاس و فرآوری لبنیات
– اختصاص خط اعتباری ویژه به دامداران خرد برای خرید خوراک دام و نوسازی جایگاه‌ها.
– معافیت مالیاتی برای واحدهای فرآوری شیر و گوشت در مناطق روستایی و عشایری به منظور کاهش خام‌فروشی و افزایش صادرات.

۵. ترویج کشت دانه‌های روغنی داخلی
– بودجه یارانه بذر و کود برای کشت کلزا، گلرنگ و کنجد در تناوب با گندم.
– تعیین قیمت تضمینی رقابتی برای دانه‌های روغنی به گونه‌ای که صرفه‌آوری ارزی حاصل از کاهش واردات روغن، در بودجه سنواتی بازتاب یابد.

نتیجه‌گیری

بودجه کشاورزی ایران برای عبور از وضعیت فعلی نیازمند تحول پارادایمی از «پرداخت هزینه» به «سرمایه‌گذاری بهره‌ور» است. ایران باید:
– برنامه‌های پژوهشی را شفاف و قابل ارزیابی کند،
– زیرساخت‌های پس از برداشت را با نگاه منطقه‌ای و مشارکتی پیش ببرد،
– و با ابزارهای بودجه‌ای، کشاورزان را به سمت کشت محصولات مقاوم و صادرات‌محور سوق دهد.

در غیر این صورت، افزایش هزینه‌های تولید، کاهش بهره‌وری و تشدید آسیب‌پذیری در برابر تغییرات اقلیمی، امنیت غذایی و اقتصاد روستایی ایران را با مخاطرات جدی مواجه خواهد کرد. تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد که «بودجه بدون نقشه راه» نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه اعتماد و انگیزه را از ذینفعان کلیدی می‌ستاند.

 

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار