با ما همراه باشید

گردشگری

خارجی‌ها هم می‌گویند تورهای ایران گران است!

منتشر شده

در

پایگاه خبری Da1news: رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران می‌گوید: بسته سفر ما در ایران گران است و دولت نتوانسته در این خصوص برنامه‌ریزی داشته باشد تا بتواند بسته‌های سفر را متعادل کند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، در تقویم بهمن ماه ۱۴۰۱ سه هفته پشت سرهم روزهای شنبه تعطیل است تا به روزهای آخر هفته گره بخورد، وقتی تعطیلی سه روزه، ۱۳، ۱۴ و ۱۵ بهمن‌ماه تمام نشده است، باید خود را برای تعطیلی ۲۰، ۲۱ و ۲۲ بهمن‌ماه آماده کرد تا بعد از آن، تعطیلات ۲۷، ۲۸ و ۲۹ بهمن ماه شروع شود. تعطیلاتی که می‌تواند برنامه مناسبی برای سفرهای داخلی و خارجی باشد؛ همه چیز آماده است، اما این اعداد و ارقام هزینه‌های تورهای گردشگری است که همه چیز را خراب می‌کند.
گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که در حال حاضر تور گردشگری به جزیره کیش و قشم با هواپیما به اندازه هزینه تورهای خارج از کشور است. اگر هزینه تور شیراز در یک هفته ۱۳ میلیون تومان هزینه دارد، هزینه تور ایروان هم تقریبا همین عدد می‌شود، یا این‌که اگر تور کیش در حدود ۳۷ میلیون تومان تمام می‌شود، با هزینه‌ای کمتر می‌شود به دبی سفر کرد. حتی هزینه تور یک هفته‌ای قشم هم بالاتر از سفر به تفلیس در می‌آید که در حدود ۱۶ میلیون تومان است.
این ارقام نشان می‌دهد که گردشگری در داخل کشور هم کالای لوکس شده است و یک خانواده دو نفره برای یک سفر و فقط هزینه تور، در یک سفر داخلی باید در حدود ۸۰ میلیون تومان هزینه کند.
هیچ دلیلی برای گرانی تورها وجود ندارد
در همین رابطه، حرمت‌الله رفیعی، رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران می‌گوید: مسافر نسبت به سال گذشته کمتر است، بیشتر نشده است. کمتر شدن مسافر هم به دلیل شرایط حاکم بر جامعه است، ولی شاهد هستیم که هواپیماها پر است و این در شرایطی است که عرضه ما به مراتب کمتر از تقاضا است.
وی می‌افزاید: یک دلیل این موضوع این است که به نوعی ایرلاین‌ها می‌گویند در رابطه با هواپیماها به دلیل ضعف بنیه مالی، قطعات نداریم و به همین دلیل هواپیماها خوابانده شده است. این البته مغایرت دارد با اظهارات رییس سازمان هواپیمایی کشوری مبنی بر این‌که تعداد ناوگان هوایی به نسبت سال گذشته دو برابر شده است.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران توضیح می‌دهد: بعد از این‌که گفتند نرخ بلیت هواپیماها باید به قبل برگردد تا اجازه قانونی به آنها داده شود که برابر مصوبه افزایش قیمت داشته باشند، شایعه شد که به یک‌باره ایرلاین‌ها هواپیماها را خواباندند. این اتفاق به دلیل کمبود قطعات می‌افتد و بعضا هواپیماهای ما زمین‌گیر می‌شوند.
رفیعی متذکر می‌شود: در چند روز گذشته که چنین شایعاتی مطرح شد، معقول به نظر نمی‌آمد و در تماس‌هایی هم که با دوستان در مجموعه ایرلاین‌دارها داشتم، این موضوع را تکذیب کردند.
وی تاکید می‌کند: در کل چنانچه دفاتر ما مبادرت به فروش بسته‌ای می‌کنند که نرخ‌ها افزایش پیدا کرده، حتما باید ببینیم چه اتفاقی افتاده است؟ آن هم در شرایطی که بنیه اقتصادی مردم پایین آمده و تعداد ناوگان هوایی بالا رفته و تعداد مسافرها هم پایین آمده است، بنابراین نباید افزایش قیمتی داشته باشیم.
پیک سفرها آغاز شد
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران در ادامه با اشاره به این‌که ما سه پیک سفر در بهمن‌ماه داریم و بعد از آن سفرهای نوروزی است، می‌گوید: از حالا باید آماده بود و رعایت همه جوانب را داشت. از حالا تا ۱۵ فروردین یک پیک سفر خوبی خواهیم داشت.
رفیعی می‌افزاید: تحریک بازار را هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی شروع کرده و با خیلی از بانک‌ها وارد مذاکره شده‌اند و تسهیلات ویژه‌ای می‌گیرند و سفر قسطی را به مردم ارائه می‌دهند، پیش‌بینی من این است که میزان تقاضا به یک‌باره بالا می‌رود.
چرا هزینه تورهای داخلی بعضا گران‌تر از تورهای خارجی است؟
وی در واکنش به قیمت بالای تورهای داخلی در مقابل تورهای خارجی و قیمت‌های بالا به خصوص در ایام تعطیلات می‌گوید: این افزایش قیمت‌ها زیاد است و خلاف منافع ملی مردم و مصالح ملی ما است.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران می‌افزاید: من قبول دارم که بسته ما در ایران گران است و این مورد انتقاد من بوده و به کرات هم این موضوع را عنوان کرده‌ام.
رفیعی عنوان می‌کند: اتفاقا با یکی از سفرا که وارد مذاکره شده بودیم که توریست بفرستیم و در مقابل هم درخواست داشتم که توریست از کشورشان به ایران بیاید، می‌گفتند ما آمادگی داریم و توریست هم آمادگی دارد که به ایران بیاید، اما پکیج شما گران است.
وی تصریح می‌کند: من این انتقاد دارم که چرا باید بسته سفر ما گران باشد. اگر مبنای محاسبه دوستان ما که دارای محصول هستند، این باشد که بگویند که چند هزار میلیارد تومان سرمایه گذاشتیم، من می‌گویم شما برای این چند هزار میلیارد تومان سرمایه از جیب مردم استفاده کرده‌اید و وام‌های کلان گرفته‌اید و بعد هم از تسهیلاتی که به شما داده‌اند، بناها را ایجاد کردید و از درآمدی که به مراتب کسب می‌کنید، بازپرداخت وام‌ها را دارید.
رفیعی تاکید می‌کند: این روا نیست که با تسهیلاتی که برای مردم است و از کشور می‌گیرید، بیایید چنین کاری کنید و زیاده‌خواهی داشته باشید. این کار بسیار اشتباهی است.
وی یادآور می‌شود: بسته سفر ما در ایران گران است و دولت نتوانسته در این خصوص برنامه‌ریزی داشته باشد تا بتواند بسته‌های سفر را متعادل کند.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی ایران می‌گوید: دولت هم در مجموعه گردشگری نمی‌تواند حاکم باشد و نرخ‌گذاری کند. از بخش خصوصی هم کمک نمی‌خواهد که خود بخش خصوصی وارد بازار شود تا تلاش کند قیمت‌های غیرمتعارف در اختیار مردم قرار نگیرد، چون اصلا نظارت و نرخ‌گذاری با ما نیست.
رفیعی می‌افزاید: تقریبا همه کار صنعت گردشگری منهای اجرا در اختیار دولت است. دولت باید تصدی‌گری را واگذار کند و نظارت را بالا ببرد، اما این اتفاق تاکنون نیفتاده است.
وی تصریخ می‌کند: تصدی‌گری و نرخ‌گذاری در اختیار دولت است و دولت در همه ادوار گذشته نشان داده که نتوانسته ناظر خوبی باشد و به همین دلیل، این ضعف عجیب باعث افزایش قیمت افسارگسیخته‌ای شده است. من توپ را در زمین دولت می‌اندازم و عدم کارایی نظارتی دولتی باعث شده که شاهد قیمت‌های افسارگسیخته باشیم.

ادامه مطلب
پیام ما
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گردشگری

قطاری با پنجره‌های رو به مزرعه؛ رویایی به نام اگروتوریسم ریلی

گردشگری ریلی و کشاورزی‌گردشگری دو ظرفیت مکمل برای توسعه پایدار روستایی در ایران هستند، اما به گفته علی مسائلی از فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری، بحران بلیت، نبود ناوگان اختصاصی و پارادوکس قیمت تمام‌شده، مانع اصلی پیوند این دو حوزه شده است. او در این گفت‌وگو از راهکارهایی مثل واگن‌های مستقل، تورهای ترکیبی و فروش محصولات کشاورزی در ایستگاه‌ها می‌گوید و تأکید می‌کند: بدون برنامه‌ریزی دقیق و شفافیت داده‌ها، این صنعت به «اتفاقی تصادفی» تبدیل می‌شود.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری (اگروتوریسم) دو شاخهٔ مهم از گردشگری پایدار هستند که تلفیق آن‌ها می‌تواند به توسعهٔ متوازن منطقه‌ای، اشتغال‌زایی روستایی و حفظ محیط‌ زیست کمک کند. گردشگری ریلی، خودِ مسیر سفر را به بخشی از تجربهٔ مقصد تبدیل می‌کند و کشاورزی گردشگری، فرصت زیستن در مزارع و باغات را برای مسافر فراهم می‌آورد. در ایران، با وجود ظرفیت‌های خطوط ریلی که از مناطق کشاورزی حاصلخیزی عبور می‌کنند، چالش‌هایی همچون نبود ناوگان اختصاصی، فقر داده‌ها، بحران بلیت و پارادوکس قیمت تمام‌شده، مانع از پیوند مؤثر این دو حوزه شده است. با این حال، طراحی تورهای فصلی، رویدادهای برداشت محصول و اقامتگاه‌های ترکیبی می‌تواند تحولی پایدار در گردشگری داخلی ایجاد کند.

در همین خصوص با علی مسائلی، فعالان حوزه گردشگری ریلی و کارشناس سرمایه گذاری گردشگری گفت‌وگویی صورت گرفته است که در ادامه می‌خوانید.

آقای مسائلی، با در نظر گرفتن چالش‌های گردشگری ریلی، از ارتباط آن با کشاورزی گردشگری صحبت کنیم. آیا این دو حوزه می‌توانند مکمل هم باشند؟

صد در صد. اما بگذارید صریح بگویم: تا وقتی گردشگری ریلی تصادفی و بی‌برنامه باشد، هیچ پیوند عمیقی با کشاورزی گردشگری شکل نمی‌گیرد. کشاورزی گردشگری ذاتاً فصل‌محور و مکان‌محور است. شما نمی‌توانید بگویید بیایید سه هفته دیگر برای برداشت زیتون برنامه بریزیم، اما مطمئن نباشید که بلیت قطار گیرتان می‌آید یا نه.

دقیقاً منظورتان از «تصادفی بودن» چیست؟

بحران بلیت و تمام شدن ظرفیت در کمتر از ۱۵ دقیقه، گردشگری ریلی را به جای یک صنعت برنامه‌ریزی‌شده، به یک شانس تبدیل کرده است. حالا تصور کنید یک آژانس می‌خواهد تور «بهار در باغات آذربایجان» بگذارد. باید از قبل بداند که قطار در تاریخ مشخص، با واگن مناسب و پنجره‌های وسیع در اختیارش است. اما الان چنین نیست. ما با مشکلی به نام «فقر داده‌ها» مواجهیم، یعنی شما نمی‌دانید کدام ایستگاه به کدام مزرعه دسترسی دارد.

پس عملاً الان چنین تورهایی وجود ندارند؟

به صورت محدود و موردی وجود دارند، اما مقیاس‌پذیر نیستند. مثلاً تور جشنواره آش زنجان موفق بود، چون رویداد ثابتی داشت و هماهنگی با شرکت رجا و راه‌آهن انجام شد. همین الگو را می‌شود برای جشنواره انار ساوه، جشنواره گل محمدی کاشان یا برداشت زعفران تربت حیدریه تکرار کرد. اما برای این کار نیاز به ناگان اختصاصی گردشگری داریم با پنجره‌های بزرگ که منظره باغات و مزارع را به مسافر هدیه بدهد، نه همان ریل‌بوس‌های حومه‌ای که برای سفر ده‌ساعته طراحی نشده‌اند.

چالش قیمت تمام‌شده را چطور حل می‌کنید؟

پارادوکس قیمت یکی از گره‌های کور است. برای تور کشاورزی، گردشگر معمولاً انتظار سفری مقرون‌به‌صرفه دارد، اما وقتی ما مجبوریم یک رام کامل قطار را چارتر کنیم و راه‌آهن هم هزینه خروج قطار از مسیر اصلی را از ما می‌گیرد، قیمت تمام‌شده آنقدر بالا می‌رود که نه آژانس کمیسیونی می‌ماند و نه مسافر حاضر به پرداخت است.

راهکار چیست؟
ایده من این است:
۱. به جای چارتر کامل قطار، واگن‌های مستقل برای مسیرهای کشاورزی تعریف شود.
۲. تورهای ترکیبی طراحی کنیم. مثلاً قطار تا ورامین، سپس مینی‌بوس به مزرعه خربزه. یا ترکیب ریلی-دریایی برای قشم و مزارع حرا. این تنوع خدمت، ارزش ادراک شده تور را بالا می‌برد.
۳. فروش مستقیم محصولات کشاورزی در ایستگاه‌ها بخشی از هزینه را جبران کند. مسافر هم قطار رفته، هم مزرعه دیده، هم با قیمت مناسب خربزه خریده است.

برخی می‌گویند زیرساخت کشاورزی گردشگری در ایران ضعیف است. نظر شما؟

کاملاً درست است. اما گردشگری ریلی می‌تواند محرک ایجاد این زیرساخت باشد. وقتی قطار به یک روستا می‌آید، روستایی انگیزه می‌گیرد که مزرعه‌اش را برای پذیرش گردشگر آماده کند، سرویس بهداشتی بسازد، تابلو بزند. متأسفانه الان به خاطر فقر داده‌ها، سرمایه‌گذار نمی‌داند کدام ایستگاه راه‌آهن به یک منطقه مستعد کشاورزی نزدیک است. ما نیاز به یک پایگاه داده شفاف داریم که نقشه مزارع، فصول برداشت، ظرفیت پذیرش و فاصله تا ایستگاه را نشان بدهد.

اگر بخواهید یک پیشنهاد عملی برای شروع بدهید، آن چیست؟

پیشنهاد من مسیرهای درون استانی با قطارهای سبک است. مثلاً خط خرمشهر-ایذه در خوزستان. در این مسیر مزارع نخلستان، شالیزار و باغات انار داریم. اگر راه‌آهن یک رام اختصاصی با پنجره‌های بزرگ و سیستم صوتی مناسب بگذارد، و تعرفه چارتر را واقع‌بینانه کند، ظرف سه ماه می‌شود اولین «تور قطار و مزرعه» ایران را راه انداخت.

حرف آخر؟

گردشگری ریلی و کشاورزی گردشگری دو بازوی توسعه پایدار روستایی هستند که بدون هم نمی‌توانند نفس بکشند. قطار مسافر می‌آورد، مزرعه تجربه ارائه می‌دهد و هر دو درآمدزایی می‌کنند. اما تا وقتی ناوگان اختصاصی نداریم، شفافیت در توزیع بلیت ایجاد نمی‌شود و بروکراسی اداری جلوی بخش خصوصی را می‌گیرد، این پیوند فقط روی کاغذ می‌ماند. همان‌طور که قبلاً گفتم: اجازه ندهید صنعتی که می‌تواند موتور اشتغال‌زایی باشد، به یک «اتفاق تصادفی» تبدیل شود.

 

ادامه مطلب

گردشگری

«فوتشال» در شالیزارهای فریم؛ آیین گِلی کشاورزان برای آغاز فصل زراعی

زمین که حرفش را نمی‌شود زد؛ اما شالیزارهای فریم، روایتگر داستانی تازه‌اند: مردانی که پیش از نشا کردن برنج، توپ را در گِل غلت می‌دهند. نه برای برد و باخت، که برای گفتن “ما هنوز امید داریم”.«فوتشال» در مازندران، فقط یک بازی نیست؛ آئینی است که گل‌هایش، نماد رشد و شیرجه‌هایش، تجلی عشق به سرزمین مادری است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: زمین که تا زانو گل‌آلود است، نه برای راه رفتن که برای شیرجه زدن ساخته شده. اینجا چمن خبری نیست، خبر از «اراده» است. کشاورزان شمال ایران، فصل کاشت نشا را با آیینی آغاز می‌کنند که نامش «فوتشال» است؛ بازی‌ای که توپ در آن به سختی حرکت می‌کند، اما دل ها به آسانی به هم نزدیک می‌شود.

به گزارش خبرنگار ما، این روزها دشت زیبای «فریم» در منطقه دودانگه ساری، میزبان صحنه‌ای کم‌نظیر است؛ زمین‌هایی که قرار است به زودی خزانه برنج شوند، پیش از آن به ورزشگاه گِلی تبدیل شده‌اند. رسمی که در سال‌های اخیر به نمادی دلنشین برای آغاز فصل زراعی در مازندران تبدیل شده: بازی فوتبال در شالیزارهای گِلی.

کشاورزان عاشق فوتبال، پیش از کاشت نشا، گرد هم می‌آیند تا در زمینی که گل تا زانویشان می‌رسد، توپی را به حرکت درآورند که مدام در گل فرو می‌رود. دشواری دویدن، شوت زدن و حتی ایستادن در این شرایط، جذابیتی بی‌نظیر به بازی داده که محلی‌ها آن را «فوتشال» می‌نامند؛ بازی‌ای که تماشای آن بیشتر از فوتبال حرفه‌ای خنده و هیجان دارد.

اما «فوتشال» فقط سرگرمی نیست. هر شیرجه در گل، هر پاس غلط و هر گلی که با زحمت به ثمر می‌رسد، روایتی از امید به کشت و کاری پربرکت است. کشاورزان با این آیین، نه تنها نشاط را به دل مزرعه می‌برند، بلکه پیام «رشد، شکوفایی و وحدت» را فریاد می‌زنند.

امسال نیز فصل زراعی در فریم با برپایی این مسابقه پرشور آغاز شده است. آنچه این «فوتشال» را فراتر از یک بازی محلی می‌کند، پیوند آن با مفاهیم عمیق‌تری است: تلاش جمعی، همدلی، و تجلی عینی اقتصاد مقاومتی در دل یک سنت حسنه. مردانی که در گل و گِل برای یک توپ می‌جنگند، همان کسانی هستند که برای تأمین امنیت غذایی کشور بی‌وقفه تلاش می‌کنند.

هر گلی که در این زمین گِلی زده می‌شود، قولی است برای برداشتی پربار. هر شیرجه‌ای، فریاد عشقی است به سرزمین مادری. «فوتشال» شالیزارها به ما یادآوری می‌کند که هنوز هم می‌توان آیین را با امید، کار را با شادی، و کشاورزی را با افتخار پیوند زد. شاید توپ در گل فرو رود، اما روح این مردم هرگز.

 

ادامه مطلب

زنان و خانواده

بذرهای امید در خاک روستاها

آیا می‌توان روستا را از خطر خالی از سکنه شدن نجات داد؟ چگونه می‌توان جوانان را به بازگشت به زادگاه خود ترغیب کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها را «دهیاران بلدمحلی» در تربت جام، «تعاونی زنان» در دل کویر لوت و «جامعه محلی» حافظ جنگل‌های حرا در قشم به طور عینی به ما داده‌اند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: روستای «رشته» در جزیره قشم، روزگاری مانند بسیاری از روستاهای ایران، با چالش مهاجرت جوانان و رکود اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. امروز اما این روستا به یکی از «بهترین روستاهای گردشگری جهان» از نگاه سازمان جهانی گردشگری بدل شده است. این تحول شگفت‌انگیز، کلید واژه‌ای به نام «احیای جامعه‌محور» دارد؛ الگویی که ثابت می‌کند ماندن و ساختن در روستا، نه تنها ممکن که سودآور است.

به گزارش داوان نیوز، احیا و آبادانی روستاها نیازمند گذار از مدل‌های سنتی کمک‌رسانی به سمت توانمندسازی جوامع محلی با بهره‌گیری از دارایی‌های منحصربه‌فرد آنهاست. چارچوب و نمونه‌های عینی ارائه شده در ادامه، نشان می‌دهند که چگونه می‌توان به رشد پایدار در مناطق روستایی دست یافت و روند کاهش جمعیت را معکوس کرد.

اصول پایه‌ای احیای روستایی

جذب و نگهداشت جمعیت در مناطق روستایی بر پایه یک رویکرد چندبعدی استوار است که بر ایجاد زیست‌بومی پایدار برای زندگی، کار و نوآوری متمرکز است. اصول زیر بنیادین هستند:

– توانمندسازی جوامع محلی: ابتکارات موفق، توسعه مبتنی بر رهبری جامعه محلی را در اولویت قرار می‌دهند؛ جایی که ساکنان، مشارکت‌کنندگان فعال و ذی‌نفعان اصلی هستند، نه فقط دریافت‌کنندگان کمک. این امر، حس مالکیت محلی را تقویت و پایداری بلندمدت را تضمین می‌کند.
– ایجاد موتورهای اقتصادی: ایجاد فرصت‌های اقتصادی مقرون‌به‌صرفه برای توقف مهاجرت و جذب ساکنان جدید امری حیاتی است. این امر اغلب مستلزم حرکت فراتر از کشاورزی سنتی و تنوع‌بخشی به بخش‌هایی مانند گردشگری، فناوری و صنایع خلاق است.
– سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های توانمندساز: زیرساخت‌های قابل اطمینان دیجیتال و فیزیکی—شامل دسترسی به اینترنت، حمل‌ونقل و خدمات بهداشتی- پایه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی برای زندگی روستایی مدرن و فعالیت اقتصادی است.
– تعهد به پایداری: پایداری محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی باید در تمامی طرح‌های توسعه تنیده شود. این امر اطمینان می‌دهد که رشد به بهای از دست رفتن میراث فرهنگی یا محیط طبیعی که منحصربه‌فرد بودن مناطق روستایی را شکل می‌دهند، تمام نمی‌شود.

نمونه‌های موفق از رنسانس روستایی ایران

روستاهای ایران نمونه‌های قدرتمند و بومی‌شده‌ای از چگونگی اجرای موفق این اصول ارائه می‌دهند که چندین مورد از آنها مورد تحسین بین‌المللی سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO) قرار گرفته‌اند.

رشته: نمادی از گردشگری جامعه‌محل
روستای رشته (سوهیلی) در قشم نشان می‌دهد که چگونه یک جامعه می‌تواند اقتصادی در هماهنگی با طبیعت بسازد.
– راهبرد اصلی: گردشگری زیست‌محیطی جامعه‌محور با محوریت حفاظت از جنگل‌های حرا.
– اقدامات کلیدی: مردم محلی قایق‌های موتوری پرسروصدا را با کرجی‌های ساکت شناور جایگزین کردند تا اکوسیستم را حفظ کنند. خانواده‌ها نهال‌های حرا را در خانه پرورش داده و سپس می‌کارند که کل جامعه را در حفاظت درگیر می‌کند. این روستا همچنین از طریق برگزاری جشنواره‌های غذایی و بازارهای محلی، گردشگری غذایی را توسعه داده است.
– تاثیر و شناسایی: روستای رشته در سال ۲۰۲۵ به عنوان “بهترین روستای گردشگری” توسط UNWTO انتخاب شد و به الگویی برای گردشگری سبز و مشارکت جامعه تبدیل شده است.

کندلوس: قدرت میراث فرهنگی
روستای کندلوس، واقع در جنگل‌های هیرکانی مازندران، نشان می‌دهد که سرمایه فرهنگی چگونه می‌تواند محرک توسعه باشد.
– راهبرد اصلی: بهره‌گیری از میراث فرهنگی و اقتصاد دانش‌بنیان.
– اقدامات کلیدی: این روستا یک موزه معتبر تأسیس کرده، بافت تاریخی خود را حفظ کرده و برای محصولات محلی خود برندسازی کرده است. این روستا با راه‌اندازی مسیر ادبی “مینا و وطنی”، میراث غنی ادبی خود را در گردشگری ادغام کرده است.
– تاثیر و شناسایی: کندلوس که در سال ۲۰۲۵ توسط UNWTO به رسمیت شناخته شد، ثابت می‌کند که حفاظت فرهنگی می‌تواند موتوری قدرتمند برای تاب‌آوری اقتصادی و مدلی از گردشگری باارزش و تحت کنترل جامعه باشد.

شفیع‌آباد: توانمندسازی بیابانی با محوریت زنان
در قلب دشت لوت کرمان، شفیع‌آباد نمونه‌ای از توانمندسازی اجتماعی است که محرک دگرگونی اقتصادی است.
– راهبرد اصلی: کارآفرینی تعاونی با رهبری زنان.
– اقدامات کلیدی: یک تعاونی زنان به نام “دختران خورشید”، صنایع دستی محلی را احیا کردند و بخشی از سود را برای مرمت قنات‌های باستانی صرف کردند. این تلاش‌ها به توسعه گردشگری زیست‌محیطی بیابانی، با مدیریت اقامتگاه‌های بوم‌گردی و تورهای راهنما گسترش یافت.
– تاثیر و شناسایی: انتخاب شفیع‌آباد توسط UNWTO در سال ۲۰۲۵، برجسته‌کننده مدلی موفق از پایداری اجتماعی و توانمندسازی زنان است که یک روستای بیابانی را به مقصدی بین‌المللی برای گردشگری تبدیل کرده است.

مدل “دهیار، بلد محلی”: دهیاران به عنوان محرک
این برنامه که در تربت جام اجرا شد، اهمیت رهبری محلی در گردشگری را برجسته می‌کند.
– راهبرد اصلی: توانمندسازی دهیاران به عنوان راهنمایان محلی رسمی.
– اقدامات کلیدی: به دهیاران آموزش داده شد تا به عنوان سفیران فرهنگی عمل کنند و بینش عمیقی از تاریخ، طبیعت و آداب و رسوم محلی به گردشگران ارائه دهند. بهبود زیرساخت‌ها، مانند اتوبوس‌های گردشگری و اینترنت بهتر، از این ابتکار حمایت کرد.
– تاثیر و شناسایی: این برنامه در طول تعطیلات نوروز ۱۴۰۳، میزبان بیش از ۱۰,۰۰۰ گردشگر بود و نشان داد که سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی محلی، راهبردی بسیار موثر برای احیای روستایی است.

چارچوب راهبردی برای جذب و ماندگاری در روستاها

نتیجه‌گیری و مسیر پیش رو

نمونه‌های رشته، کندلوس، شفیع‌آباد و برنامه “دهیار” نقشه راه روشنی ارائه می‌دهند. آنها نشان می‌دهند که کلید جذب و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی، نه تقلید صرف از مدل‌های شهری، بلکه تقویت استراتژیک ویژگی‌های متمایز روستایی است. موفقیت از طریق موارد زیر حاصل می‌شود:

– تقدیس ویژگی‌های خاص محلی و پرهیز از راه حل‌های یکسان برای همه.
– قرار دادن جامعه در رانندگی پروژه‌های توسعه.
– ساخت اقتصادهایی که در هماهنگی با محیط زیست و فرهنگ محلی کار می‌کنند.

این امر مستلزم تلاش صبورانه و مشترک دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. با درس گرفتن از این نمونه‌های موفق، سایر جوامع روستایی می‌توانند مسیرهای منحصربه‌فرد خود را به سوی آینده‌ای پویا و پایدار ترسیم کنند.

 

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار