با ما همراه باشید

پرونده ویژه

کارزار سخت تأمین نهاده‌ها؛ از میز مذاکره تا زمین کشاورزی

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: تصور کنید که در میانه یک نبرد نابرابر ایستاده‌اید؛ نبردی که نتیجه‌اش سرنوشت سفره‌های میلیون‌ها ایرانی را تعیین می‌کند. از یک سو، کشاورزانی که با دستان پرزحمت‌شان، امید به بار نشستن زمین را در دل می‌پرورانند و از سوی دیگر، کمبودهایی که مانند موریانه، پایه‌های تولید را می‌جوند. اینجا، داستان “طلای سیاه” کشاورزی ایران است؛ داستان کود و سمومی که باید به موقع و باکیفیت به دست کشاورز برسند، اما در پیچ و خم تحریم‌ها، بوروکراسی و نوسان قیمت‌ها، راه به مزرعه نمی‌یابند. این گزارش، روایت گره‌هایی است که بر گلوی کشاورزی ایران تنگ شده و راه‌حل‌هایی که می‌تواند دوباره جان را به رگ‌های این زمین‌ها جاری کند.

جواد احمدی، گزارشگر داوان نیوز: در کشاورزی مدرن، کود و سموم دو نهاده حیاتی محسوب می‌شوند که کیفیت و کمیت تولیدات کشاورزی به صورت مستقیم به تأمین به موقع و مناسب آن‌ها وابسته است. در شرایط کنونی ایران که با تورم افسارگسیخته و محدودیت‌های بین‌المللی مواجه است، بررسی چالش‌های پیش روی بخش دولتی و خصوصی در تأمین این نهاده‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دیدارهای انجمن‌های واردکنندگان و تولیدکنندگان کود و سم کشور با خانم جلیلی‌مقدم، رئیس سازمان حفظ نباتات کشور، نشان‌دهنده عزم جدی برای حل این معضلات است. این گزارش به بررسی عمیق این چالش‌ها، پیامدهای آن برای کشاورزان و راهکارهای ممکن برای عبور از این بحران می‌پردازد.

 

چالش‌های پیش روی بخش دولتی
۱. محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها
تحریم‌های بین‌المللی دسترسی به بازارهای جهانی و واردات مواد اولیه با کیفیت را با مشکل مواجه ساخته است. این محدودیت‌ها نه تنها بر واردات مستقیم محصولات نهایی تأثیر گذاشته، بلکه دسترسی به فناوری‌های روز و دانش فنی مورد نیاز برای تولید داخلی را نیز محدود کرده است. همانطور که شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اشاره کرده، موضوعات محیط‌زیستی نباید تحت تأثیر تحریم‌ها قرار گیرد، زیرا مستقیماً با سلامت و کیفیت زندگی مردم مرتبط است .

۲. موانع قانونی و بوروکراسی اداری
فرآیندهای طولانی و پیچیده اداری برای صدور مجوزهای تولید و واردات، از سرعت و چابکی لازم در پاسخگویی به نیازهای فصلی کشاورزی جلوگیری می‌کند. همچنین نبود ثبات در سیاست‌گذاری‌ها و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات، برنامه‌ریزی بلندمدت را برای فعالان این عرصه دشوار ساخته است.

۳. چالش‌های نظارتی و کنترل کیفیت
نبود سیستم‌های نظارتی کارآمد و یکپارچه منجر به ورود محصولات تقلبی و غیراستاندارد به بازار شده است. همچنین پایش ناکافی بر توزیع و مصرف کود و سموم در سطح کشور، اجرای سیاست‌های کلان را با مشکل مواجه ساخته است.

 

 چالش‌های بخش خصوصی
 ۱. مشکلات تأمین مالی و افزایش هزینه‌ها
نوسانات شدید نرخ ارز و تورم لجام‌گسیخته، برنامه‌ریزی مالی برای واردکنندگان و تولیدکنندگان را غیرممکن ساخته است. همچنین دسترسی محدود به منابع مالی ارزان‌قیمت و افزایش نرخ سود بانکی، سرمایه‌درگردش مورد نیاز برای واردات و تولید را به شدت کاهش داده است.

۲. اختلال در زنجیره تأمین بین‌المللی
مشکلات در انتقال پول به فروشندگان خارجی و تأخیر در حمل و نقل بین‌المللی به دلیل محدودیت‌های تحریمی، زنجیره تأمین را با اختلال جدی مواجه کرده است. همچنین رقابت با خریداران از سایر کشورها که با محدودیت‌های مشابه مواجه نیستند، موقعیت خریداران ایرانی را در بازارهای جهانی تضعیف کرده است.

۳. چالش‌های داخلی در تولید و توزیع
فرسودگی خطوط تولید و ناکارآمدی تکنولوژیکی در واحدهای تولید داخلی، کیفیت و کمیت محصولات را محدود ساخته است. همچنین سیستم‌های توزیع ناکارآمد باعث ایجاد شکاف بین تولیدکننده و مصرف‌کننده نهایی شده است.

 تأثیر چالش‌ها بر کشاورزان و بهره‌برداران
 ۱. فشار اقتصادی و کاهش سودآوری
افزایش شدید قیمت کود و سموم، هزینه تولید را برای کشاورزان به میزان قابل توجهی افزایش داده است. همچنین نوسانات قیمتی و کمبودهای دوره‌ای، امکان برنامه‌ریزی برای فصل کشت را از کشاورزان سلب کرده است.

۲. مخاطرات کیفیت و سلامت محصولات
استفاده از نهاده‌های نامطمئن و بی‌کیفیت به دلیل کمبود محصولات استاندارد، سلامت محصولات کشاورزی و در نتیجه سلامت مصرف‌کنندگان را به خطر انداخته است. همانطور که شینا انصاری تأکید کرده، استفاده از نهاده‌های شیمیایی باید در حد مجاز و بر اساس استانداردها انجام شود تا سلامت محصولات و حفظ منابع آب و خاک تضمین شود .

۳. تهدید امنیت غذایی کشور
کاهش کیفیت و کمیت تولیدات کشاورزی به دلیل مشکلات تأمین نهاده‌ها، در بلندمدت امنیت غذایی کشور را با مخاطره مواجه می‌سازد. همچنین کاهش انگیزه کشاورزان برای ادامه فعالیت، خالی شدن روستاها و کاهش سطح زیر کشت را در پی خواهد داشت.

 

راهکارها و برنامه‌های آینده
 ۱. راهکارهای فناورانه و نوآورانه
توسعه کودهای زیستی و ارگانیک می‌تواند وابستگی به واردات را کاهش داده و آثار منفی زیست‌محیطی را بکاهد. همانطور که در پژوهشی درباره تأثیر فرمولاسیون ارزان‌قیمت کود زیستی تهیه‌شده از سودوموناس پوتیدا نشان داده شد، این کودها می‌توانند رشد گیاه را به طور چشمگیری افزایش دهند . همچنین هوشمندسازی کشاورزی و استفاده از فناوری‌های نوین می‌تواند مصرف بهینه این نهاده‌ها را ممکن سازد. همانطور که در گزارش پایگاه خبری داوان نیوز اشاره شده، هوشمندسازی این حوزه از اولویت‌های اصلی دولت دانسته شده است .

۲. راهکارهای سیاستی و نهادی
اصلاح الگوی کشت متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه می‌تواند مصرف نهاده‌ها را بهینه کند. همچنین تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند راهی برای دور زدن محدودیت‌ها باشد. همانطور که وزیر جهاد کشاورزی بر تقویت همکاری‌های منطقه‌ای، به ویژه در حوزه‌های آبخیز مشترک با همسایگان تأکید کرده است .

۳. راهکارهای مدیریتی و نظارتی
ساده‌سازی فرآیندهای اداری و حذف بوروکراسی‌های زائد می‌تواند سرعت تأمین و توزیع نهاده‌ها را افزایش دهد. همچنین استقرار سیستم رهگیری و ردیابی می‌تواند بر کیفیت و کمیت محصولات از تولید تا مصرف نظارت کند.

۴. راهکارهای مالی و اقتصادی
تثبیت نرخ ارز ترجیحی برای واردات نهاده‌های اساسی می‌تواند به ثبات بازار کمک کند. همچنین حمایت‌های هدفمند از کشاورزان خرده‌پا می‌تواند فشار اقتصادی بر آنان را کاهش دهد.

 

 جدول خلاصه چالش‌ها و راهکارهای پیش رو

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، چالش‌های پیش روی تأمین کود و سموم کشاورزی در ایران، پیچیده و چندبعدی است و راه حل برون‌رفت از این بحران، نیازمند عزم ملی و همکاری همه جانبه تمامی ذینفعان است. بخش دولتی باید با سیاست‌گذاری شفاف و کارآمد، زمینه را برای فعالیت بخش خصوصی فراهم کند. بخش خصوصی نیز باید با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تقویت توان تولید داخلی، وابستگی به بیرون را کاهش دهد. کشاورزان نیز به عنوان حلقه پایانی این زنجیره، باید با آموزش و توانمندسازی، مصرف بهینه و منطقی این نهاده‌ها را فراگیرند.

همانطور که وزیر جهاد کشاورزی اشاره کرده، راه حل چالش‌های پیچیده پیشرو در رویکرد یکپارچه، مشارکتی و دانش‌بنیان نهفته است. تنها از طریق چنین رویکردی می‌توان از چالش‌های کنونی عبور کرد و به آینده‌ای پایدار برای کشاورزی ایران دست یافت. آینده‌ای که در آن امنیت غذایی، سلامت جامعه و حفاظت از محیط زیست به صورت همزمان و متوازن تأمین شود.

پرونده ویژه

فلوپیرام کاوش؛ تجربه موفق آمریکای جنوبی و پتانسیل آن در ایران

همزمان با هشدار کارشناسان نسبت به افزایش مقاومت آفات و خسارت ۱۰۰ میلیارد دلاری نماتدها به کشاورزی جهان، شرکت دانش‌بنیان کاوش کیمیای کرمان در همایش ملی نماتدشناسی، از جدیدترین دستاورد خود با نام “فلوپیرام کاوش” رونمایی کرد تا پاسخی علمی و کم‌خطر به بحران کاهش عملکرد محصولات استراتژیک باشد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: شرکت کاوش کیمیای کرمان، با حضور فعال در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، از جدیدترین محصول خود با نام «فلوپیرام کاوش» رونمایی کرد. این نماتدکش نسل جدید که با تکیه بر دانش روز و فناوری‌های پیشرفته تولید شده است، نویدبخش تحولی اساسی در مبارزه با آفات خاکزی و نماتدهای مهلک محصولات کشاورزی خواهد بود.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، حسین نسایی، مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان (عضو گروه کارواش)، طی سخنانی در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران به تشریح ویژگی‌های منحصربه‌فرد این محصول و اهمیت مدیریت نوین آفات پرداخت. وی با اشاره به چالش یکصد ساله استفاده از آفت‌کش‌های شیمیایی گفت: متاسفانه خوش‌بینی اولیه نسبت به حذف کامل آفات با سموم شیمیایی نه تنها محقق نشد، بلکه شاهد افزایش مقاومت و سازگاری عواملی مانند قارچ‌ها، باکتری‌ها و نماتدها نسبت به این مولکول‌ها بوده‌ایم. این تهدید رو به رشد، نیازمند نگاهی عمیق‌تر و استفاده از فناوری‌های کارآمدتر است.

نسایی در ادامه به آمار خسارت‌بار نماتدها اشاره کرد و افزود: بر اساس جدیدترین آمار، نماتدها سالانه حدود 100 میلیارد دلار به محصولات کشاورزی در جهان خسارت وارد می‌کنند. در ایران نیز محصولات کلیدی مانند سیب‌زمینی در معرض خطر آفات مهاجمی همچون نماتد سیست طلایی قرار دارند که به دلیل تغییرات اقلیمی و تجارت جهانی، دامنه شیوع آن روزبه‌روز در حال گسترش است.

چرا “فلوپیرام کاوش” یک محصول استراتژیک است؟

مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان در بخش دیگری از صحبت‌های خود، به معرفی مزایای رقابتی و فنی نماتدکش جدید پرداخت که آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای کشاورزان تبدیل می‌کند:

– ایمنی بالا (کم‌خطر): بر اساس رده‌بندی سازمان بهداشت جهانی (WHO)، این محصول در رده “U” (Unlikely to present acute hazard) قرار دارد و فاقد سمیت حاد است (LD50 بیش از 5000 میلی‌گرم). این ویژگی، ایمنی کاربران، مصرف‌کنندگان و محیط زیست را تضمین می‌کند.
– دوره کارنس کوتاه: دوره کارنس (فاصله زمانی آخرین مصرف تا برداشت محصول) این نماتدکش تنها سه روز است که در مقایسه با محصولات قدیمی با کارنس 90 روزه، انقلابی در امنیت غذایی و سلامت جامعه محسوب می‌شود.
– اثر دوگانه (نماتدکش و قارچکش): ماده موثره “فلوپیرام” علاوه بر کنترل نماتدها (از طریق مختل کردن زنجیره تنفسی میتوکندری)، خاصیت قارچکشی نیز دارد و بیماری‌های مهم خاکزی نظیر پیتیوم، فوزاریوم و آلترناریا را نیز کنترل می‌کند. این ویژگی منجر به سلامت بن‌ریشه، افزایش جذب مواد غذایی و در نهایت حداکثر شدن بهره‌وری محصول می‌شود.
– خاصیت سیستمیک و ماندگاری در خاک: این ترکیب پس از مصرف، جذب گیاه شده و به صورت سیستمیک در آن حرکت می‌کند. همچنین با ماندگاری در لایه اصلی خاک (5 تا 20 سانتی‌متری) و حرکت افقی، محافظتی پایدار (به طور متوسط 80 روز) از گیاه در برابر حملات نماتدها به عمل می‌آورد.
– مصرف پایین و بهینه: میزان مصرف بسیار پایین (بین 0.5 تا 1.25 لیتر در هکتار) در مقایسه با محصولات سنتی (تا 25 کیلوگرم در هکتار)، آن را به محصولی اقتصادی و دوستدار محیط زیست تبدیل کرده است.
– انعطاف در زمان مصرف: به دلیل سازگاری بالای این ترکیب با گیاه، می‌توان آن را بلافاصله پس از نشاکاری یا در مراحل ابتدایی کشت مورد استفاده قرار داد.

حسین نسایی در پایان بر قابلیت منحصربه‌فرد این محصول به عنوان ضدعفونی‌کننده بذر (مصرف در کشورهای پیشرفته‌ای همچون برزیل و آمریکا برای محصول سویا) تاکید کرد و گفت: فلوپیرام کاوش با دوز مصرف پایین و ایمنی بالا، پ réponس به نیاز مبرم کشاورزی مدرن ایران برای مقابله با آفات مقاوم و حفظ امنیت غذایی است. میزان مصوب این محصول برای مزارع سیب‌زمینی 625 میلی‌لیتر در هکتار تعیین شده است.

شرکت کاوش کیمیای کرمان با ارائه این محصول، گامی بلند در جهت توسعه کشاورزی پایدار و دانش‌بنیان در کشور برداشته است.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

تشخیص زودهنگام نماتدها؛ نیازمند همکاری دوسویه کشاورز و گیاه‌پزشک

سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی به میزبانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد که یکی از دانشجویان این رشته، “شکاف میان پژوهش و مزرعه” را مهمترین چالش پیش روی این حوزه تخصصی خواند و بر لزوم ورود میدانی دانشجویان و محققان به عرصه کشاورزی برای تشخیص و پیشگیری به موقع تأکید کرد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: دانشجوی دکترای نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به برگزاری سومین همایش ملی این رشته، بر ضرورت کاهش فاصله میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه کشاورزی تأکید کرد و ارتباط مستقیم با کشاورزان را راهکار اصلی کنترل آفات نماتدی و توسعه این تخصص در کشور دانست.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، فاطمه سلطانی صالح، دانشجوی دکترای رشته نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ما به تشریح اهداف این رویداد علمی و چالش‌های پیش روی این رشته تخصصی پرداخت.

سلطانی صالح با اشاره به برگزاری این همایش در دانشگاه تربیت مدرس اظهار داشت: هدف اصلی ما از برگزاری چنین رویدادهایی، ایجاد پلی ارتباطی میان جامعه دانشگاهی شامل دانشجویان و اساتید با بخش اجرایی و جامعه کشاورزی است. تلاش ما بر این است که بتوانیم ضمن اطلاع‌رسانی در مورد این تخصص، ارتباطی مؤثر و دوطرفه با کشاورزان برقرار کنیم.

وی در ادامه بر لزوم ورود بخش عملی به عرصه تحقیقات نماتدشناسی تأکید کرد و افزود: به نظر من برای موفقیت و گسترش هرچه بیشتر رشته نماتدشناسی، باید بخش عملی و کشاورزی را به صورت جدی وارد میدان کرد. صرفاً انجام مطالعات تخصصی و انتشار مقالات کافی نیست؛ ما نیاز داریم که به صورت میدانی و عملی با جامعه کشاورز در ارتباط باشیم، از نزدیک مسائل و مشکلات را لمس کنیم و آزمایشات خود را در بستر واقعی مزرعه پیش ببریم.

این دانشجوی دکترای دانشگاه تربیت مدرس در پاسخ به سوالی درباره شکاف موجود میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه تولید، راهکار را در تعامل دوطرفه دانست و تصریح کرد: موفقیت در این حوزه به دو بخش اصلی وابسته است؛ نخست وظیفه ما به عنوان گیاه‌پزشک است که باید آگاهی‌رسانی به موقع و دقیقی به کشاورز داشته باشیم. بخش دوم نیز به همکاری کشاورز بازمی‌گردد. برای مثال، اگر کشاورز پیش از کشت محصول، نسبت به سلامت خاک یا نشاء خود حساس باشد و از ما کمک بخواهد، ما می‌توانیم با انجام تست‌های تشخیصی، از توسعه بیماری در مزرعه جلوگیری کنیم. این یک رابطه دوسویه است که نیازمند اطلاع‌رسانی گسترده به تمامی کشاورزان می‌باشد.

سلطانی صالح در پایان درباره آینده شغلی و جذابیت این رشته برای نسل جوان اظهار داشت: بی‌شک علاقه، عامل اصلی موفقیت در این مسیر است. اگر دانشجویی با انگیزه و علاقه وارد شود، رشته نماتدشناسی زمینه پیشرفت بسیار خوبی دارد. اما نکته مهم این است که دانشجو باید از همان ابتدا، مطالعه تخصصی را با کار عملی و ارتباط با کشاورز پیوند بزند. بازار کار این رشته نیز مستقیماً به همت و پویایی خود دانشجو بستگی دارد. اگر دانشجو به دنبال کار باشد و میدانی عمل کند، با اطمینان می‌گویم که بازار کار برای او فراهم است.

یه گزارش اخبار روزانه کشاورزی، سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، با گردهمایی اساتید برجسته و شرکت‌های دانش‌بنیان در دانشگاه تربیت مدرس، علاوه بر تجلیل از پیشکسوتان این عرصه، میزبان رونمایی از یک نماتدکش کاملاً بومی و ایرانی بود.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه

در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناک‌ترین دشمنان را نمی‌توان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بی‌سر و صدا به ریشه گیاهان حمله می‌کنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکن‌گونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسم‌های مفید تبدیل می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخ‌دنده‌های یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستان‌ها، عقربه مدیریت آفات خاک‌زی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفت‌وگو از لزوم آگاهی‌بخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونه‌های قرنطینه‌ای مانند نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی سخن گفت.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفت‌وگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافته‌ها، چالش‌ها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.

با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافته‌های پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهره‌برداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟

جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و هم‌افزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهره‌بردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومی‌سازی‌شده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود می‌یابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافته‌های پژوهشی و تبدیل آن‌ها به بسته‌های آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.

در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژن‌های خاک‌زی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان می‌شود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارت‌زای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب می‌شوند و علائم خسارت آن‌ها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر می‌شود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهند.

بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیست‌شناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسی‌های انجام‌شده در باغ‌های تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوته‌ها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینه‌های بالا، اقدام به مصرف بی‌رویه سموم شیمیایی قارچ‌کش و کودها می‌کنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگل‌های اجباری ریشه) بوده است.

بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامه‌های جامع آگاهی‌بخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینه‌سازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژه‌های تحقیقاتی جاری نیز سعی کرده‌ایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونه‌برداری‌ها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالش‌های واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.

از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونه‌های قرنطینه‌ای و تهاجمی نماتدها دارد؟

جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارت‌زا و ارائه هشدار به‌موقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونه‌های قرنطینه‌ای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکه‌های قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانون‌های آلوده به مناطق سالم است.

در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینه‌ای، نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوه‌ای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینه‌ای با قدرت خسارت‌زایی فوق‌العاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایش‌های لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستم‌های جنگلی کشور انجام می‌شود. به‌روزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینه‌ای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.

با پیشرفت فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیک‌ها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوری‌ها می‌توانند جایگزین روش‌های سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟

جهانشاهی افشار: فناوری‌های نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیست‌شناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افق‌های جدیدی را در علوم گیاه‌پزشکی گشوده‌اند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسی‌پذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.

در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و زیرساخت‌های آزمایشگاهی سیار، استفاده از روش‌های کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونه‌ها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.

ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونه‌های نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیص‌ها معمولاً در آزمایشگاه‌های مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام می‌شود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) می‌تواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روش‌های سنتی برای پایش‌های گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روش‌ها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف می‌شوند.

 

با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟

جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تک‌عاملی (معجزه‌گونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب می‌کند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافته‌های پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:

۱. پیشگیری (Prevention): محوری‌ترین رکن. استفاده از نهال‌ها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهی‌شده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینه‌سازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنش‌های آبی و تغذیه‌ای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسم‌های آنتاگونیست (قارچ‌ها و باکتری‌های شکارگر نماتد) و تلفیق آن‌ها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان می‌کنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه می‌شوند) اگرچه در کوتاه‌مدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها می‌شود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسم‌های مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر می‌گردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایه‌های عمقی‌تر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش می‌دهند.

در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقه‌های زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستان‌ها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیق‌تری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخ‌دنده‌های یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخ‌دنده‌هاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.

 

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.