با ما همراه باشید

سردبیر

کاربرد فن آوري اطلاعات درتوسعه كشاورزي دقيق

منتشر شده

در

واژه كشاورزي دقيق براي اولين بار در دهه 80 ميلادي در ايالات متحده آمريكا و بر پايه ي تقاضاهائي بنا شده تا مسائل زيست محيطي را كه نتيجه فعاليت هاي كشاورزي همچون استفاده از آفت كش ها و كود بود را حمل نمايد و علاوه بر آن با افزايش بهره وري از منابع آب و خاك و كاهش ضايعات آن ، ضريب بهينه محصولات كشاورزي را افزايش دهد. آزمايشات كشاورزي دقيق براساس مزارع بزرگ آغاز شد و برپايه مفاهيم فن آوري اطلاعات مزرعه بزرگ را به واحدهاي كوچك تقسيم كردند و سپس كشاورزي دقيق به صورت مزرعه داري دقيق شناخته شد.

در دو دهه گذشته كشاورزي دقيق به همراه توسعه فن آوري اطلاعات در جهان خصوصاً كشورهاي توسعه يافته گسترش زيادي داشته است به طوريكه از سال 1992 هر دو سال يك بار كنفرانس بين المللي ” كشاورزي دقيق ” برگزار مي شود. امروزه اين علم به صورت يك رشته دانشگاهي تدريس مي شود و علاوه بر اين ، ماشين ها و تجهيزات  مكانيزاسيون كشاورزي دقيق در آمريكاي شمالي و برخي كشورهاي اروپائي توليد مي شود و در اين راه براي مثال حدود 25000 رايانه بر روي كمباين ها جاسازي شده اند تا ميزان محصول ذرت سويا را بر طبق شاخص ها و استانداردهاي اين دانش ثبت و نگهداري نمايند. بنا بر اين در حال حاضر هر كشوري كه مي خواهد توليدات غذايي اش را افزايش دهند ناگزير به اجرا توسعه و گسترش كشاورزي دقيق مي باشد و در اين راه بايد تمامي ظرفيت ها و توانمندي هاي بالقوه و بالفعل خود را در اين زمينه بكار گيرد و نکته اساسی در زمینه کشاورزی دقیق آن است که با استفاده از مولفه های کشاورزی دقیق استفاده بهینه از نهاده های کشاورزی تحقق یافته و منجربه کاهش هزینه های تولید و افزایش بهره وری خواهد شد.

مفهوم كشاورزي دقيق :

كشاورزي دقيق يك راهبرد جديد در كشاورزي امروزي است و بر مبناي شناخت و بر طرف ساختن ناهمگوني در سطح مزرعه استوار است. يكي از دلايل رشد كشاورزي دقيق در ميان دانشمندان و كشاورزان ، پيشرفت تكنولوژي در زمينه هاي مختلف از جمله سيستم تعيين مختصات جغرافيايي يا جي پي اس ،‌سنسورها ، عكس هاي هوايي يا ماهواره اي (‌يا سنجش از دور‌) و تسهيلات مديريت اطلاعات جغرافيايي است. براين اساس اطلاعات جمع آوري شده توسط تكنولوژي هاي ذكر شده براي انجام محاسبات دقيق در مورد سطح ناهمگوني در مزرعه از جهت هاي مختلف از جمله مقدار مواد مغذي خاك ،‌گسترش و پخش آفت ها ، بيماريها و علفهاي هرز در سطح مزرعه همچنين تصميم گيري درمورد فعاليت هاي مديريتي و همچنين پيش بيني مقدار عملكرد مورد ارزيابي قرار خواهند گرفت.

به بيان ديگر كشاورزي دقيق يك استراتژي مديريتي است كه جزييات و اطلاعات مديريت اين تغييرات در جهت افزايش محصولات زراعي و افزايش بهره وري گام بر مي دارد.

فلسفه اي كه كشاورزي دقيق بر آن استوار است اين است كه براي افزايش بازده اقتصادي و كاهش آلودگي محيط زيست،‌نهاده هاي كشاورزي وموادشيميايي مصرفي همچون كودهاي شيميايي،‌آفتكش ها و علفكش ها دقيقاً‌به همان ميزان مورد نياز هر بخش كوچك از مزرعه بكار برده شود ، نه بيشتر و نه كمتر و اين امر مي تواند باعث افزايش توليد محصولات غذايي به لحاظ كمي و كيفي و پايداري توليد شود.

كشاورزي دقيق چگونه عمل مي كند؟

كشاورزي دقيق داراي چهار ابزار پيشرفته اساسي مي باشد كه به پايش تغيير پذيري و مديريت نهاده ها كمك مي كند. اين ابزارها شامل :

1-سيستم موقعيت يابي جهاني (GPS ) :

اشاره به شيوه اي دارد كه قادر به شناسايي نقاط در داخل مزرعه مي باشد.

2-سنسورها و وقايع نگارهاي داده ها:‌

اطلاعات مربوط به گياه زراعي ، خاك و اقليم را مي توان با استفاده از اين فن آوري ها به فراواني زياد مورد ديده باني قرارداد.

3-سيستم اطلاعات جغرافيايي ( GIS )‌:

نقشه هاي اين ويژگي ها را مي توان فراهم نمود و با استفاده از مرورگرهاي ساده يا مدل هاي پيچيده مورد تجزيه و تحليل قرارداد.

4-عمل تشخيص دهنده :

به محض شناسايي عوامل محدود كننده  با ‌عملكرد اقدامي مي توان براي غلبه يا به حداقل رساندن اين محدوديت ها انجام داد.

کشاورزی دقیق و نقش آن در استفاده بهینه از نهاده های کشاورزی:

در حال حاضر استفاده از نهاده های کشاورزی به عنوان یکی از عوامل اصلی و اساسی در جریان تولیدات محصولات متنوع در بخش کشاورزی درآمده است که به دلیل عدم استفاده بهینه از این نهاده ها هزینه های تولید در این بخش هر ساله افزایش چشمگیر داشته که این امر در درازمدت از جذابیت فعالیت در این بخش می کاهد که برای رفع این مشکل ، اجرای کشاورزی دقیق و رعایت مولفه های آن می تواند استفاده بهینه از نهاده های اساسی کشاورزی (آب و خاک) و هم چنین دیگر نهاده های رایج در این بخش ازجمله انواع کودهای کشاورزی انواع آفت کش های نباتی انواع بذور و سایر نهاده ها را با هدف افزایش تولید و رشد بهره وری ارتقاء دهد.

الگوهاي اجراي كشاورزي دقيق :

كشاورزي دقيق با سه الگوي متفاوت شامل كشاورزي دقيق نوين‌،‌كشاورزي دقيق با فن آوري بالا و كشاورزي دقيق مرسوم قابل اجراست در كشاورزي دقيق نوين براساس دسترسي متوسط به فن آوري اطلاعات در آموزش و استفاده از سيستم هاي نيمه مكانيزه در كاشت وبرداشت بيان ميشود و كشاورزي دقيق با فن آوري بالا براساس استفاده گسترده از سيستم هاي اتوماتيك و فن آوري هاي مكانيكي و كنترلي در امر كشاروزي و دسترسي گسترده و ضريب نفوذ بالاي فن آوري اطلاعات ( درحوزه آموزش) تعريف مي شود. كشاورزي مرسوم هم براساس سطح پائين دسترسي به فن آوري اطلاعات به عنوان ابزار آموزش و استفاده محدود ازماشين آلات مكانيزه به عنوان ابزار اجرا تعريف مي شود. با توجه به تعاريف بالا نقش فن آوري اطلاعات در اين علم بسيار مهم و حياتي ميباشد. كشاورزي دقيق از مراحل اوليه كشاورزي است. كه حتي قبل از كاشت وارد عمل مي شود. اين اطلاعات مربوط به شرايط خاك و اقليم و نوع بذر ، كودها و آفت كش هاي يك محصول خاص در يك منطقه مشخص و به صورت يك جا و دسته بندي شده به كشاورز آموزش داده مي شود و وي كاملاً آگاهانه به اجراي نتايج تحقيقات علمي سايرين مي پردازد ، اين گردش اطلاعات از آن جائي كه نياز به حفظ اطلاعات و اشاعه گسترده آن به منظور دسترسي همگاني دارد جز در چرخش فن آوري اطلاعات و ارتباطات امكان پذير نيست. اين سيستم قادر است مديريت مزرعه را در شرايط خاص و بحراني با در دسترس قراردادن اطلاعات قابل اعتماد ياري و در حل مشكلات به آنها كمك كند. ديده باني محصول كه امروزه كاربرد گسترده اي يافته در روش كشاورزي با استفاده از سيستم هاي GIS  و GPS صورت مي پذيرد. به اين صورت كه با استفاده از GPS محل مورد نظر در مزرعه را كه مدنظر است؛ مشخص مي كنند و اطلاعات مربوط به آن را با مقايسه ساير داده ها در GIS مورد تجزيه وتحليل قرار مي دهند. در كشاورزي دقيق مرسوم حتي مي توان اطلاعات مختلف يك مزرعه نمونه با يك محصول را از لحاظ تنوع خاك و يا حالت هاي آب دهي متفاوت بررسي و نتايج آن را ثبت كرد و با پردازش آن و تهيه نرم افزار مربوط به آن از منابع موجود استفاده لازم را به عمل آورد و با چرخش اطلاعات نرم افزاري اين اطلاعات را به مزارع رساند و صاحبان مزارع را از نتايج اين تجربيات آگاه كرد. در روش هاي مدرن كشاورزي دقيق حتي مراحل كاشت و داشت را هم با ماشين آلات مكانيزه و با استفاده از رايانه انجام مي دهند  به طوري كه حتي آبياري را به صورت برنامه ريزي شده و توسط پردازش گر قابل كنترل ، از اتاق نگهباني مزرعه هدايت مي كنند. در كشاورزي دقيق با فن آوري بالا مراحل آماده سازي مزارع را با استفاده از فن آوري هاي نو مثل استفاده از فن آوري ليزري در تسطيح مزارع به انجام مي رسانند. اينها نمونه اي از كاربرد گسترده فن آوري در كشاورزي است كه در كشاورزي دقيق مورد التزام مي باشد و از ابتدا تا انتها عملي مي گردد.

محدوديت هاي كشاورزي دقيق در ايران:

در ايران به كارگيري سرويس هاي اينترنتي به منظور انجام‌ آموزش و آشنايي با خدمات و راه هاي كشاورزي دقيق بسيار پايين است و همگان دسترسي به آن ندارند و از طرفي استفاده از روش هاي مكانيزاسيون كشاورزي چندان گسترده نيست. اما از اين نكته هم نبايد به سادگي گذشت كه به دليل اهميت كشاورزي دقيق در حال حاضر برخي از افراد و مؤسسات توليدي داراي مزارع بزرگ در كشور به سوي استفاده از كشاورزي دقيق و مكانيسم هاي اجرايي آن گام برداشته اند كه اميدوار كننده است كه با ادامه و توسعه آن مي توان شاهد گسترش كشاورزي دقيق در سطح كشور بود.

هزينه ها و فوايد كشاورزي دقيق :

1-به حداقل رساندن مصرف رساندن نهاده ها و كاهش اثر نامطلوب آنها محيط زيست، از طريق كاربرد مؤثر تر.

2-به حداكثر رساندن عملكرد ها ، با غلبه بر محدوديت هاي توليد در زمان و مكانهاي خاص.

3-استفاده بهينه از فن آوري اطلاعات در افزايش توليد.

4-بهبود محيط زيست و توسعه كشاورزي پايدار.

5-توجه اساسي و كاربردي به جامعيت توليد در بخش كشاورزي و استفاده از تمامي ظرفيت ها و توانمندي هاي بالقوه و بالفعل موجود.

ضرورت های اجرای کشاورزی دقیق در کشور:

در حال حاضر در کشور ما تولید در بخش کشاورزی با هزینه بالا صورت می گیرد که این امر هم برای تولیدکننده و هم برای مصرف کنندگان به هیچ عنوان به صرفه نمی باشدکه در این رابطه یکی از ضرورت هایی که باید در مزارع و واحدهای تولیدی بخش کشاورزی اجرایی گردد، اجرای کشاورزی دقیق می باشد و این امر تا بدان حد دارای اهمیت می باشد که می تواند ظرفیت های تولیدی هر واحد را تا چندین برابر افزایش دهد و سبب کاهش هزینه های تولید به صورت کاملاً قابل لمس گردد. هرچند موفقیت در عرصه کشاورزی مستلزم تحقق عوامل متعددی است اما بدون شک افزایش تولید، ارتقاء  بهره وری، کاهش هزینه ها و کاربرد بهینه نهاده های کشاورزی مستلزم اجرای کشاورزی دقیق می باشد.

نتيجه گيري و پيشنهادات:

عليرغم اينكه در نگاه اول كاربرد كشاورزي دقيق مديريت پيچيده اي را مي طلبد و از طرفي توجيه اقتصادي چنين سيستمي با ترديدهايي مواجه است اما به نظر مي رسد با توجه به چالش هاي عمده اي كه جهان امروز در زمينه آب ،‌ غذا ، آلودگي محيط زيست و منابع انرژي با آنها مواجه است و افزايش روزافزون نياز به غذاي سالم نسلهاي آينده ناگزير به روي آوردن به چنين شيوه هايي خواهند بود. هر چند كه در حال حاضر نيز اين نوع سيستم مديريت مزرعه در كشورهاي پيشرفته بويژه آمريكا و استراليا در حال تبديل به سيستم رايج كشاورزي است اما هنوز همه گير نشده است.

سهولت دسترسي به ابزارها و تكنولوژي پيشرفته در اين كشورها و همچنين سطح وسيع اغلب مزارع از ديگر عوامل روي آوردن اين كشورها به اين نوع سيستم كشاورزي است.

از طرف ديگر حساسيتهايي كه در كشورهاي توسعه يافته نسبت به خطرات زيست محيطي و بيولوژيكي محصولات كشاورزي حاصل از دستكاريهاي ژنتيكي ايجاد شده است كشاورزان اين كشورها را به استفاده از سيستم هاي به زراعي جهت افزايش عملكرد در واحد سطح راغب تر مي كند.

البته بديهي است چنين سيستم مديريتي با توجه به تكنولوژي و ابزار پيشرفته اي كه مي طلبد بيشتر در مزارع وسيع قابل اجرا و داراي توجيه اقتصادي خواهد بود و به نظر مي رسد برخلاف كشورهاي پيشرفته كه توجه ويژه اي به اين نوع سيستم كشاورزي نشان داده اند ، كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته همچنان استفاده از ارقام اصلاح شده و در برخي موارد محصولات بيوتكنولوژي را بر استفاده از چنين شيوه هايي ترجيح دهند در حاليكه توسعه روز افزون صنايع الكترونيكي و امكان دستيابي به فن آوري هاي اطلاعاتي در حال حاضر كه در دهه هاي كشاورزي بعيد به نظر مي رسيدند اين فضا را براي اكثر كشورهاي در حال توسعه ايجاد كرده اند تا با امكانات موجود به استقبال اجراي كشاورزي دقيق بروند و در اين رابطه كشور ما هم نيز نبايد از اين قافله عقب بماند و با استفاده از اطلاعات مرتبط به بخش كشاورزي در تمامي زمينه ها از قبيل خواص فيزيكي خاك ، ميزان رطوبت ، ميزان محصول و ساير اطلاعات كه در يك نظام مديريت جامع به كار مي آيند تحول قابل لمسي را در بخش كشاورزي و توليد محصولات غذايي كشور بوجود آورد.

سردبیر

بحرانِ خاموشِ کشاورزی؛ نسل Z و معادله سختِ ماندن در روستا یا کوچ به شهر

صنعت کشاورزی ایران با یک «شوک نسلی» روبرو است. در یک سوی میدان، پدران و مادرانی که با عرق جبین، نان سفره را تأمین می‌کنند و در سوی دیگر، نسل جوانی که کشاورزی را مترادف با سختی، درآمد کم و عقب‌ماندگی می‌داند. اما بررسی عمیق‌تر داده‌ها نشان می‌دهد که نسل Z به کشاورزیِ سنتی «نه» می‌گوید، نه به کشاورزیِ مدرن. برای رشد و احیای این بخش حیاتی، باید بسترها را برای ورود «کشاورزان فناور» فراهم کرد؛ نسلی که می‌تواند ضایعات ۳۵ درصدی را کاهش دهد و با استفاده از دانش‌بنیان‌ها، ایران را به قطب جدید کشاورزی هوشمند تبدیل کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: میانگین سن کشاورز ایرانی به ۵۳ سال رسیده و هر سال هزاران هکتار زمین بدون متولی می‌ماند. در این شرایط، نسل Z که عاشق تکنولوژی و بیزار از کارهای سنتی است، در دو راهی بزرگ قرار دارد: یا باید پشت به این بحران کند و به مهاجرت به شهرها ادامه دهد، یا با دستان دیجیتال خود، انقلابی در کشاورزی هوشمند به پا کند. سوال اینجاست که آیا این نسل، ذاتاً از کشاورزی گریزان است، یا کشاورزیِ امروزیِ ایران، خود را برای پذیرش این نسل آماده نکرده است؟

ناظم رامتین/ سردبیر داوان‌نیوز: نسل Z که با فناوری دیجیتال عجین شده و به دنبال مشاغلی پویا و هدف‌مند است، امروز در تقابل با چالش‌های جدی در بخش کشاورزی ایران قرار دارد. این سوال که آیا این نسل می‌تواند به یاری کشاورزی کشور بشتابد و آن را متحول کند، به یکی از دغدغه‌های اصلی سیاست‌گذاران تبدیل شده است. در یک نگاه کلی، پاسخ ساده نیست؛ نسل Z به کشاورزی سنتی و کم‌سود روی خوش نشان نمی‌دهد، اما می‌تواند موتور محرکه‌ای برای نسخه‌ای مدرن، فناورانه و سودآور از آن باشد.

بحران خاموش پیری کشاورزی

تصویر امروز کشاورزی ایران، تصویر نسلی است که در حال سال‌خوردن است. آمارها نشان می‌دهد میانگین سنی بهره‌برداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بالای ۵۰ سال سن دارند . این پدیده که به «پیری کشاورزان» معروف است، یک زنگ خطر جدی برای امنیت غذایی کشور به شمار می‌آید. در حالی که نسل قدیم با دستانی پینه‌بسته و عشقی دیرینه به خاک، بار تولید را بر دوش می‌کشد، نسل جوان به دلیل نبود امنیت شغلی، کمبود منابع آب و کاهش سود اقتصادی، رغبتی برای ادامه این مسیر سخت و سنتی نشان نمی‌دهد .

این شکاف، تنها به سن و سال محدود نمی‌شود. حدود ۲۳ درصد از بهره‌برداران کنونی بی‌سواد هستند و سهم تحصیل‌کردگان دانشگاهی در این بخش ناچیز است . این مسئله، پذیرش فناوری‌های نوین و روش‌های مدرن را با مانع روبرو می‌سازد و دردی است که نسل جوان، با ذهنیت دیجیتال خود، به خوبی می‌تواند آن را التیام بخشد.

نسل Z: از بی‌رغبتی تا یک فرصت بزرگ

مهم‌ترین یافته این است که نسل Z ذاتاً مخالف کشاورزی نیست، بلکه مخالف شکل سنتی و معیشتی آن است. یک مقام مسئول در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به صراحت اعلام کرده است که «جوانان علاقه‌ای به کشاورزی سنتی ندارند و جذب کشاورزی مدرن می‌شوند» . به عبارت دیگر، تا زمانی که کشاورزی به عنوان یک شغل کم‌درآمد، پرزحمت و بدون آینده‌نگری تعریف شود، جوانان به سمت مشاغل شهری مهاجرت خواهند کرد .

اما در نقطه مقابل، این نسل می‌تواند بزرگ‌ترین سرمایه برای تحول کشاورزی باشد. ویژگی‌های کلیدی نسل Z که می‌تواند به کمک کشاورزی بیاید، عبارتند از:

1. تسلط بر فناوری: نسل Z با فناوری عجین شده و به دنبال راه‌حل‌های دیجیتال و هوشمند است . شرکت‌های دانش‌بنیانی که توسط جوانان تحصیل‌کرده راه‌اندازی شده‌اند، نمونه‌های عینی این تحول هستند. برای مثال، شرکت «اوج سماء زاگرس» که توسط دانشجویان بنیان‌گذاری شد، اکنون پهپادهای سمپاشی خود را به چندین کشور صادر می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های جوانان می‌تواند کشاورزی را متحول کند .

2. کارآفرینی و نوآوری: جوانان و نخبگان می‌توانند نقش موثری در کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی ضایعات کشاورزی ایفا کنند . آن‌ها با رویکردهای نوآورانه و استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند در تمام زنجیره ارزش، از کاشت تا توزیع، تغییر ایجاد کنند.

3. پذیرش الگوهای نوین کسب‌وکار: تعاونی‌های کشاورزی نسل جدید، برخلاف ساختارهای سنتی، هدف‌گرا و مبتنی بر زنجیره ارزش هستند . نسل Z می‌تواند با بهره‌گیری از فناوری‌های مالی (فینتک) و بلاک‌چین، به شفافیت و حذف واسطه‌ها کمک کند تا سود بیشتری به جیب کشاورز برود . همچنین مصرف‌کنندگان جوان شهری، بازار رو به رشدی برای محصولات ارگانیک و محلی ایجاد کرده‌اند که این یک فرصت طلایی برای بازاریابی مدرن و مستقیم محصولات است .

آینده: کشاورزی هوشمند یا زمین‌های خالی؟

پاسخ به سوال «آیا نسل Z به کشاورزی رو خواهد آورد؟» به یک انتخاب استراتژیک بستگی دارد: تغییر شکل کشاورزی از سنتی به مدرن و دانش‌بنیان یا اصرار بر روش‌های گذشته.

– مسیر اول (ادامه روند فعلی): با ادامه این روند، با نسلی مواجه خواهیم شد که حاضر نیست مسئولیت زمین‌های پدران را بر عهده بگیرد و زمین‌های کشاورزی بدون متولی خواهند ماند .

– مسیر دوم (تحول دیجیتال و دانش‌بنیان): برای جذب نسل Z، باید کشاورزی را به یک «صنعت مدرن» تبدیل کرد. این به معنای ارائه آموزش‌های مهارتی، دسترسی به فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و پهپادها، تسهیل در دریافت وام‌های اشتغال‌زایی و ایجاد بسترهای دیجیتال برای فروش و بازاریابی است .

در نهایت، نسل Z آماده است تا به کشاورزی کشور کمک کند و آن را رشد دهد، اما نه به شکل یک کشاورز سنتی، بلکه به عنوان یک «مدیر فنی» یا «کارآفرین عرصه کشاورزی هوشمند». نسل Z به دنبال شغلی است که در آن فناوری، نوآوری و سودآوری معنادار باشد. اگر سیستم کشاورزی ایران بتواند این بستر را فراهم کند، جوانان نه تنها به این عرصه روی خواهند آورد، بلکه می‌توانند آن را به یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور تبدیل کنند.

ادامه مطلب

سردبیر

نقشه راه جهاد کشاورزی در افق ۸۷ میلیونی؛ تولید پایدار یا وابستگی غذایی؟

برآورد رسمی مرکز آمار از جمعیت ۸۷ میلیونی ایران در سال ۱۴۰۵، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران کشاورزی به صدا درآورده است؛ وزیر جهاد کشاورزی با وعده «تنظیم بازار و امنیت غذایی» پا به عرصه گذاشته، اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا افزایش ۴ تا ۵ میلیون نفری در کمتر از سه سال، با رویه فعلی مدیریت آب، خاک و واردات قابل پاسخگویی است؟

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: عبور جمعیت کشور از مرز ۸۷ میلیون نفر در افق ۱۴۰۵، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم را در آستانه چالش‌های بی‌سابقه‌ای در حوزه امنیت غذایی قرار داده است؛ چالشی که پاسخ به آن، نیازمند تغییر راهبردی از کشاورزی سنتی به بهره‌وری مبتنی بر فناوری و تدوین نقشه جامع تأمین مواد غذایی متناسب با ترکیب سنی جمعیت است.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز, بر اساس آخرین برآورد رسمی مرکز آمار ایران که با استفاده از روش ترکیبی (مؤلفه‌ای–نسلی) انجام شده، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۵ از مرز ۸۷ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر عبور خواهد کرد . این رشد جمعیتی در کنار تغییرات ساختاری نظیر کاهش شدید نرخ باروری و افزایش شهرنشینی، امنیت غذایی کشور را به یکی از چالش‌های اساسی دولت چهاردهم تبدیل کرده است .

۱. رشد جمعیت و فشار بر منابع: افزایش جمعیت به طور مستقیم به معنای افزایش تقاضا برای مواد غذایی و فشار بر منابع آب و خاک است . این موضوع، وزارت جهاد کشاورزی را با دو وظیفه متضاد و حیاتی روبه‌رو می‌سازد: افزایش بهره‌وری تولید در داخل و مدیریت هوشمندانه واردات برای تنظیم بازار. تأکید بر کشاورزی پایدار و استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش ضایعات، از مسیرهای اجتناب‌ناپذیر در این حوزه است .

۲. سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی: غلامرضا نوری، وزیر جهاد کشاورزی، در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی، صراحتاً اعلام کرده که راهبرد «امنیت غذایی» و «مدیریت و تنظیم بازار» در رأس فعالیت دولت چهاردهم قرار دارد . این راهبرد با عبور جمعیت از ۸۷ میلیون نفر، از یک اصل به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. وعده وزارتخانه مبنی بر تأمین «معیشت و سفره مردم» در هر شرایطی، نشان از عزم جدی برای مقابله با هرگونه خللی در زنجیره تولید و توزیع دارد .

۳. چالش‌های پیشِ رو: ترکیب رشد جمعیت با کاهش نرخ باروری به زیر سطح جانشینی، نشان‌دهنده یک «گذار ناقص جمعیتی» است . این پدیده به این معناست که در بلندمدت، با کاهش نیروی کار جوان و افزایش جمعیت سالمند، فشار اقتصادی بر سیستم‌های تأمین غذا دوچندان خواهد شد. وزارت جهاد کشاورزی باید با تغییر الگوی کشت، حمایت از روستاییان برای مقابله با خالی شدن روستاها و استفاده از روش‌های نوین مانند سیستم‌های غذایی مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی، خود را برای این آینده آماده کند .

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، گذر از مرز ۸۷ میلیون نفری، دوران تازه‌ای از مسئولیت‌پذیری برای وزارت جهاد کشاورزی رقم زده است. دولت چهاردهم اگرچه شعار امنیت غذایی را سرلوحه کار خود قرار داده، اما موفقیت در این مسیر مستلزم فراتر رفتن از اقدامات مقطعی و ورود به حوزه‌های سیاست‌گذاری بلندمدت جمعیتی، فناوری و اصلاح الگوی مصرف است. تعادل بین تولید داخل، مدیریت واردات و مقابله با تهدیدات اقلیمی، رمز پایداری سفره ایرانیان در دهه پیشِ رو خواهد بود .

ادامه مطلب

سردبیر

تحول در هرم قدرت کشاورزی؛ تات، عامل محوری هماهنگ‌سازی در اقتصاد کشاورزی

سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) در طیفی از تحولات ساختاری، از قالب یک نهاد پژوهشیِ صرفاً پاسخگو به پرسش‌های علمی، به مرجعی فرابخشی برای «حل‌مسئله» و «تصمیم‌سازیِ هوشمند» در حکمرانی آب، خاک و امنیت غذایی ارتقا یافته است. بررسی روند دیدارهای راهبردی رئیس این سازمان با معاونان وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی استان‌ها، حاکی از شکل‌گیری یک «اکوسیستم تصمیم‌گیری داده‌محور» است که در آن، تحلیل داده‌های میدانی جایگزین روش‌های سنتی و بخشی‌گرای مدیریتی شده و سازمان تات را به کانون هم‌افزایی میان قوای مجریه و مقننه تبدیل کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: در فضای اقتصاد سیاسی کشاورزی ایران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی (تات) ماهیت خود را از یک نهاد خطیِ تولیدکننده علم، به نهادی پویا و «تقاضا-محور» تبدیل کرده است. داده‌های میدانی و تحلیل روند دیدارهای هفته اخیر دکتر غلامرضا گل‌محمدی با ارکان سه‌گانه‌ی قدرت (قوه مجریه، مقننه و نهادهای برنامه‌ریزی) نشان می‌دهد که این سازمان به یک «مرجع فراقوه‌ای» برای حل مسائل مزمن بخش کشاورزی بدل شده است. در این گزارش، به تبیین این پارادایم جدید و تأثیر آن بر ارتقای بهره‌وری کل عوامل تولید (TFP) می‌پردازیم.

گذار از «داده‌های پراکنده» به «سیستم هشدار سریع» و «دولت هوشمند»

مهم‌ترین دستاورد راهبردی تات، تغییر در نگرش بازیگران کلان کشور نسبت به «اعتبار داده» است. ایجاد «مرکز پایش الگوی تولیدات کشاورزی» صرفاً یک پروژه فناوری اطلاعات نیست، بلکه بسترسازی برای پایان دادن به «چندصدایی آماری» و موازی‌کاری در نهادهای حاکمیتی است.

در نشست با معاون وزیر نیرو، توافق بر سر واگذاری فرآیند تولید داده‌های آب‌محور به این مرکز، نشان از پذیرش «نظارت علمی» توسط یک نهاد اجرایی دارد. این اقدام، مرزهای سازمانی را در هم شکسته و ساختاری فراهم کرده تا به جای تصمیم‌گیری بر اساس «بده‌بستان‌ها»، تصمیمات بر پایه «داشبوردهای شاخص‌های زیستی و اقلیمی» اتخاذ شود. این جابه‌جایی در مرجعیت تصمیم، می‌تواند نرخ بهره‌وری آب را با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی خطاهای تخصیصی افزایش دهد.

شکل‌گیری «ائتلاف علم و توسعه» برای عبور از بن‌بست‌های آبی

چالش آب در ایران بیش از آنکه فنی باشد، مسئله‌ای «نهادی» و «مدیریتی» است. ائتلاف سازمان تات با وزارت نیرو و سازمان برنامه و بودجه، یک «مثلث طلایی» برای حکمرانی سرزمینی ایجاد کرده است که سه ضلع آن عبارتند از:
۱. ضلع فنی-تحلیلی (تات): مسئول مدل‌سازی اقلیمی و تدوین الگوی کشت دینامیک.
۲. ضلع زیرساختی (وزارت نیرو): مسئول اجرای تخصیص هوشمند بر اساس خروجی داده‌های تات.
۳. ضلع تأمین مالی (سازمان برنامه و بودجه): تغییر رویکرد از تأمین مالی «سازه‌های سخت‌افزاری» به «تولید داده‌های نرم‌افزاری و هوشمند».

درخواست رئیس سازمان تات برای اختصاص «ردیف اعتباری مستقل» به این مرکز، یک گام انقلابی در بودجه‌ریزی عملیاتی کشور است. این اقدام، تات را از یک سازمان هزینه‌بر به «سرمایه‌گذارِ تولید امنیت» تبدیل می‌کند و معیاری عینی برای سنجش عملکرد ارائه می‌دهد.

توسعه افقی: از عرصه ملی تا زیست‌بوم شهری و اقتصاد محلی

توسعه دامنه نفوذ تات فراتر از مزارع سنتی بوده و به عرصه‌های جدیدی چون مدیریت فضای سبز شهری (شهرداری تهران) گام نهاده است. امضای تفاهم‌نامه با سازمان بوستان‌ها، نشان از پذیرش این اصل دارد که «امنیت زیستی» تنها به تولید غذا محدود نبوده و مدیریت تنش‌های محیط زیستیِ کلان‌شهرها را نیز دربرمی‌گیرد.

از سوی دیگر، دیدارهای گسترده با نمایندگان مجلس (مانند نمایندگان ساری و دزفول) و فرمانداران ویژه شهرستان‌ها (الیگودرز و بروجرد) نشان از«دیپلماسی علمی-منطقه‌ای» دارد. تات با شناسایی مزیت‌های نسبی هر استان و تبدیل آن به برنامه عمل (مانند فعالیت‌های اصلاحی ایستگاه صفی‌آباد دزفول)، تلاش می‌کند تا با «بومی‌سازی دانش»، نرخ نفوذ فناوری را در سطوح خُرد افزایش دهد و از موازی‌کاری دستگاه‌های اجرایی استانی جلوگیری کند.

تحول دیجیتال و بسترسازی برای اقتصاد پلتفرمی در کشاورزی

معرفی پلتفرم «مزرعه من» و «دستیار هوشمند سخنگوی کشاورزی» توسط معاون توسعه مدیریت منابع تات، فراتر از یک پروژه نرم‌افزاری، گامی برای شکل‌گیری «حکمرانی الگوریتمی» در بخش کشاورزی است. این پلتفرم با اتصال زنجیره ارزش از تأمین نهاده تا بازار، به دنبال رفع شکاف اطلاعاتی میان ۴ میلیون بهره‌بردار خرد و بازارهای مالی و فیزیکی است.

تأکید معاون سازمان برنامه و بودجه بر «کاربرپسندی» این سامانه، نشان از بلوغ فکری در نظام برنامه‌ریزی کشور دارد؛ اینکه عدالت در حمایت‌ها، تنها با شناسایی دقیق هوشمندِ بهره‌برداران نهایی محقق می‌شود. این رویکرد، ساختار یارانه‌های کشاورزی را از حالت «انتشاری و ناکارآمد» به حالت «هدفمند و عملکردی» تغییر خواهد داد.

گذار از «مقاله‌محوری» به «ثروت‌آفرینی» در نظام پژوهشی

نکته حائز اهمیت در بازدید معاون سازمان برنامه و بودجه، نقد صریحِ پژوهش‌های «دولتی‌محور» و تأکید بر شکل‌گیری «شرکت‌های زایشی» (Spin-off) از دل مؤسسات پژوهشی تات است. این پیام به معنای تغییر در مدل ارزیابی پژوهش‌ها از شاخص‌های «تعداد مقالات» به «شاخص نفوذ در بازار» و «کاهش وابستگی به واردات خوراک دام» است. تات در این چارچوب، نقش یک «شتاب‌دهنده» را ایفا می‌کند که سرمایه‌های خطرپذیر (VC) را به سمت حل مسائل واقعی بخش کشاورزی هدایت می‌نماید.

نتیجه‌گیری تحلیلی:
شواهد میدانی حاکی از آن است که سازمان تات با اتخاذ رویکرد «مسئله‌محوری فعال»، جایگاه خود را به عنوان «کانون تصمیم‌سازی علمی» در ساختار قدرت ایران تثبیت کرده است. این سازمان دیگر یک نهاد مشاوره‌ای نیست، بلکه به عاملی برای «هماهنگ‌سازی میان‌نهادی» و «شفاف‌سازی اطلاعاتی» تبدیل شده که مستقیماً بر خط مشی‌های کلان اقتصاد مقاومتی و امنیت غذایی تأثیر می‌گذارد.

دوام این تحول، منوط به نهادینه‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص پایدار اعتبارات دانش‌بنیان در لایحه بودجه سنواتی است. اگر این مسیر ادامه یابد، ایران می‌تواند الگوی نوینی از «حکمرانی علمی» در منطقه خاورمیانه ارائه دهد که در آن، داده‌ها و تحلیل‌های عینی، جایگزین روش‌های آزمون‌وخطای پرهزینه مدیریتی می‌شوند.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار