با ما همراه باشید

پرونده ویژه

نبرد ناموزون سموم پرخطر و کم‌خطر در کشاورزی ایران

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: در میانه چالش‌های فزاینده کشاورزی مدرن، از آلودگی محیط‌زیست تا نگرانی‌های جدی درباره سلامت محصولات غذایی، استفاده از آفت‌کش‌ها به یکی از حساس‌ترین موضوعات این عرصه تبدیل شده است. بسیاری از کشاورزان همچنان از سموم پرخطری استفاده می‌کنند که سال‌هاست در دنیا ممنوع اعلام شده‌اند. اما چرا جایگزینی این سموم با گزینه‌های کم‌خطر با چنین سرعت کندی روبرو است؟ موانع اصلی بر سر این راه کدامند: هزینه، عادت، نبود آموزش یا نبود جایگزین‌های موثر؟

ناظم رامتین/ داوان نیوز؛ در این گفت‌وگوی تخصصی، مهمان مصاحبه ما مهندس فردین شهبازنژاد، مدیر مؤسسه کشاورزی خوشه طلایی و کارشناس ارشد گیاه‌پزشکی، به شکلی کارشناسانه و بی‌طرف به واکاوی ابعاد مختلف این معضل می‌پردازد و از الزامات گذار از سموم پرخطر به سمت یک کشاورزی پایدارتر می‌گوید.

 

داوان نیوز:  آقای شهبازی‌نژاد، بسیار سپاسگزاریم که وقت خود را در اختیار ما و مخاطبان پایگاه خبری داوان نیوز قرار دادید. امروز قصد داریم در مورد یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حوزه کشاورزی، یعنی «آفت‌کش‌های پرخطر» و راه‌های جایگزینی آن‌ها گفت‌وگو کنیم. پیش از شروع سوالات، لطفاً خود و مجموعه‌تان را معرفی بفرمایید.

شهبازنژاد: به نام خدا. من فردین شهبازنژاد هستم، کارشناس گیاه‌پزشکی و کارشناس ارشد حشره شناسی و مدیر و مسئول فنی مؤسسه کشاورزی خوشه طلایی.

داوان نیوز: اولین سوال ما این است که اساساً آفت‌کش‌های پرخطر چه تعریفی دارند و آیا این سموم هنوز در بازار کشور ما وجود دارند؟

شهبازنژاد: ببینید، در گذشته سموم شیمیایی صرفاً با هدف کنترل حداکثری آفات و با کارایی بالا طراحی می‌شدند و توجه چندانی به ملاحظات محیط‌زیستی و کم‌خطر بودن صورت نمی‌گرفت. اما امروزه با پیشرفت علم، نگاه تغییر کرده است. در پاسخ به سوال شما باید بگویم: بله، متأسفانه هم قارچ‌کش‌ها و هم حشره‌کش‌های پرخطر هنوز در بازار وجود دارند. نکته کلیدی در اینجا، “مدیریت استفاده” از این سموم است که مسئولیت سنگینی بر دوش کارشناسان، داروخانه‌های گیاه‌پزشکی و توصیه‌کنندگان می‌گذارد.

داوان نیوز: آیا می‌توانید یک مثال عینی از این سموم پرخطر و مدیریت آن بزنید؟

شهبازنژاد: حتماً. به طور مثال “متالاکسیل” و “مانکوزب” که برای کنترل سفیدک داخلی در محصولاتی مانند خیار استفاده می‌شد، از سال جاری از لیست سموم مجاز کشور حذف شده‌اند. دوره کارنس این سموم بالای دو هفته است، یعنی باید حداقل دو هفته قبل از برداشت، استفاده از آن قطع شود. اما یک راه‌حل مدیریتی این است که استفاده از این قارچ‌کش را به مرحله “قبل از ظهور گل” یا “قبل از تشکیل میوه” محدود کنیم و پس از آن، حتماً با قارچ‌کش‌های کم‌خطرتر جایگزین شود.

داوان نیوز: با توجه به حذف برخی سموم، نقش نهادهای نظارتی مانند سازمان حفظ نباتات و مهم‌تر از آن، جایگزین‌های این سموم چیست؟

شهبازنژاد: سازمان حفظ نباتات لیست سموم غیرمجاز را به کلینیک‌ها ابلاغ می‌کند. اما مشکل اصلی زمانی است که جایگزین مناسبی تعریف نشده است. به عنوان مثال، وقتی “پاراکوات” (علف‌کش) یا “کلرپیریفوس” (حشره‌کش) حذف می‌شوند، جایگزین مشابه، ارزان و در دسترس چیست؟ همین عدم وجود جایگزین‌های مناسب باعث شده تا شبکه‌های توزیع غیرمجاز، این سموم را تأمین کنند و کشاورزان بر اساس عادت قدیمی، به سراغ آن‌ها بروند. برخورد قانونی راه حل است، اما راه حل مطمئنی نیست.

داوان نیوز: با این شرایط، کشاورز چگونه می‌تواند از اصالت و کیفیت آفت‌کشی که می‌خرد اطمینان حاصل کند؟

شهبازنژاد: اساس این کار بر “اعتماد” است. کشاورز به کارشناسی که با او تعامل دارد اعتماد می‌کند. وظیفه ما این است که این اعتماد را با مسئولیت‌پذیری پاسخ دهیم. راهکار ما در مؤسسه خودمان این بوده که انحصاراً از نمایندگان رسمی شرکت‌های معتبر خرید کنیم. اگر مشکلی پیش بیاید، یک مسیر قانونی و حقوقی شفاف برای پیگیری وجود دارد و این به ایجاد اطمینان در کشاورز کمک می‌کند.

داوان نیوز: حالا می‌خواهیم به یک مانع بزرگ دیگر بپردازیم: اقتصاد. با توجه به گرانی مواد اولیه و تورم، این افزایش قیمت آفت‌کش‌ها چه تأثیری بر انتخاب کشاورز می‌گذارد؟

شهبازنژاد: این یک واقعیت انکارناپذیر است. وقتی قیمت نهاده‌ها از جمله آفت‌کش‌ها بالا می‌رود، یک تمایل طبیعی در کشاورز به سمت سموم پرخطر ایجاد می‌شود؛ چون معمولاً ارزان‌تر هستند و اثر سریع‌تری دارند. در مقابل، آفت‌کش‌های کم‌خطر غالباً گران‌تر هستند و اثرگذاری آن‌ها ممکن است زمان‌بر باشد. در نهایت، اگر قیمت محصول در بازار برای کشاورز به صرفه باشد، او برای حفظ محصولش چاره‌ای جز مصرف آفت‌کش نخواهد داشت، اما ممکن است به سمت گزینه ارزان‌تر یعنی سم پرخطر گرایش پیدا کند.

داوان نیوز: دقیقاً به همین نقطه رسیدیم. با این هزینه بالاتر، چرا یک کشاورز باید به سمت آفت‌کش‌های کم‌خطر برود؟ اصلاً این سموم کم‌خطر چه ویژگی‌هایی دارند؟

شهبازنژاد: اولاً باید توضیح دهم که ما چیزی به نام آفت‌کش “دوستدار محیط‌زیست” مطلق نداریم. هر ماده‌ای که قرار است یک موجود زنده را از بین ببرد، تا حدی ریسک دارد. ما درباره “کم‌خطرتر” و “کم‌ریسک‌تر” صحبت می‌کنیم. مثلاً ترکیبات گیاهی مانند عصاره تلخ‌بیان، عصاره سیر یا روغن‌های مخصوص می‌توانند جایگزین شوند. اما مشکل اصلی اینجاست که این سموم کم‌خطر، غالباً تماسی هستند و نه سیستمیک. یعنی فقط به قسمتی که سمپاشی شود اثر می‌کنند. این موضوع نیاز به تکنولوژی پیشرفته‌تر سمپاشی و تکرار دفعات استفاده دارد که خود، هزینه اضافی بر دوش کشاورز می‌گذارد.

داوان نیوز: پس به طور خلاصه، موانع اصلی استفاده از سموم کم‌خطر، “اقتصاد کشاورز” و سپس “نقش مروجان” است.

شهبازنژاد: دقیقاً. برای حل این مشکل، باید یک هماهنگی و همدلی بین توزیع‌کنندگان، کارشناسان و نهادهای نظارتی ایجاد شود. کارشناس ما باید برای قانع کردن کشاورز وقت بگذارد و این زحمت باید دیده و تشویق شود. از طرفی، ارائه مشوق‌هایی مانند خدمات رایگان تشخیص آفت در کلینیک‌ها یا حتی یارانه برای خرید آفت‌کش‌های کم‌خطر می‌تواند بسیار مؤثر باشد. در نهایت، این موضوع باید از یک “دانش” به یک “عادت” و “رفتار” در بیاید که در ابتدا سخت است، اما پس از نهادینه شدن، روال عادی کار خواهد شد.

داوان نیوز: به عنوان سوال پایانی، توصیه شخصی شما به کشاورزان به ویژه کشاورزان استان مازندران برای کاهش استفاده از آفت‌کش‌های پرخطر چیست؟

شهبازنژاد: توصیه من این است: “خودتان را جای مصرف‌کننده محصول بگذارید.” من به برخی کشاورزان می‌گویم، اگر شما بخشی از محصولتان را فقط به این دلیل سم نمی‌زنید که خودتان آن را می‌خورید، آیا تمام نیازهای غذایی‌تان را خودتان تولید می‌کنید؟ مسلماً خیر. این یک چرخه باطل است. برای داشتن جامعه‌ای سالم، باید هزینه کنیم. اگر امروز برای سلامت خاک، آب و محصول هزینه نکنیم، فردا مجبوریم هزینه‌های چندبرابری را در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های شلوغ بپردازیم. سلامت، سرمایه‌ای است که باید بر روی آن سرمایه‌گذاری بلندمدت داشت.

داوان نیوز: سخن بسیار حکیمانه‌ای بود. آقای شهبازی‌نژاد، از وقتی که در اختیار ما گذاشتید و از دانش و صداقت شما در این گفت‌وگو بینهایت سپاسگزاریم. تندرست باشید.

شهبازنژاد: من نیز از شما و مخاطبان محترم متشکرم.

پرونده ویژه

فلوپیرام کاوش؛ تجربه موفق آمریکای جنوبی و پتانسیل آن در ایران

همزمان با هشدار کارشناسان نسبت به افزایش مقاومت آفات و خسارت ۱۰۰ میلیارد دلاری نماتدها به کشاورزی جهان، شرکت دانش‌بنیان کاوش کیمیای کرمان در همایش ملی نماتدشناسی، از جدیدترین دستاورد خود با نام “فلوپیرام کاوش” رونمایی کرد تا پاسخی علمی و کم‌خطر به بحران کاهش عملکرد محصولات استراتژیک باشد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: شرکت کاوش کیمیای کرمان، با حضور فعال در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، از جدیدترین محصول خود با نام «فلوپیرام کاوش» رونمایی کرد. این نماتدکش نسل جدید که با تکیه بر دانش روز و فناوری‌های پیشرفته تولید شده است، نویدبخش تحولی اساسی در مبارزه با آفات خاکزی و نماتدهای مهلک محصولات کشاورزی خواهد بود.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، حسین نسایی، مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان، طی سخنانی در سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران به تشریح ویژگی‌های منحصربه‌فرد این محصول و اهمیت مدیریت نوین آفات پرداخت. وی با اشاره به چالش یکصد ساله استفاده از آفت‌کش‌های شیمیایی گفت: متاسفانه خوش‌بینی اولیه نسبت به حذف کامل آفات با سموم شیمیایی نه تنها محقق نشد، بلکه شاهد افزایش مقاومت و سازگاری عواملی مانند قارچ‌ها، باکتری‌ها و نماتدها نسبت به این مولکول‌ها بوده‌ایم. این تهدید رو به رشد، نیازمند نگاهی عمیق‌تر و استفاده از فناوری‌های کارآمدتر است.

نسایی در ادامه به آمار خسارت‌بار نماتدها اشاره کرد و افزود: بر اساس جدیدترین آمار، نماتدها سالانه حدود 100 میلیارد دلار به محصولات کشاورزی در جهان خسارت وارد می‌کنند. در ایران نیز محصولات کلیدی مانند سیب‌زمینی در معرض خطر آفات مهاجمی همچون نماتد سیست طلایی قرار دارند که به دلیل تغییرات اقلیمی و تجارت جهانی، دامنه شیوع آن روزبه‌روز در حال گسترش است.

چرا “فلوپیرام کاوش” یک محصول استراتژیک است؟

مسئول فنی شرکت کاوش کیمیای کرمان در بخش دیگری از صحبت‌های خود، به معرفی مزایای رقابتی و فنی نماتدکش جدید پرداخت که آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای کشاورزان تبدیل می‌کند:

– ایمنی بالا (کم‌خطر): بر اساس رده‌بندی سازمان بهداشت جهانی (WHO)، این محصول در رده “U” (Unlikely to present acute hazard) قرار دارد و فاقد سمیت حاد است (LD50 بیش از 5000 میلی‌گرم). این ویژگی، ایمنی کاربران، مصرف‌کنندگان و محیط زیست را تضمین می‌کند.
– دوره کارنس کوتاه: دوره کارنس (فاصله زمانی آخرین مصرف تا برداشت محصول) این نماتدکش تنها سه روز است که در مقایسه با محصولات قدیمی با کارنس 90 روزه، انقلابی در امنیت غذایی و سلامت جامعه محسوب می‌شود.
– اثر دوگانه (نماتدکش و قارچکش): ماده موثره “فلوپیرام” علاوه بر کنترل نماتدها (از طریق مختل کردن زنجیره تنفسی میتوکندری)، خاصیت قارچکشی نیز دارد و بیماری‌های مهم خاکزی نظیر پیتیوم، فوزاریوم و آلترناریا را نیز کنترل می‌کند. این ویژگی منجر به سلامت بن‌ریشه، افزایش جذب مواد غذایی و در نهایت حداکثر شدن بهره‌وری محصول می‌شود.
– خاصیت سیستمیک و ماندگاری در خاک: این ترکیب پس از مصرف، جذب گیاه شده و به صورت سیستمیک در آن حرکت می‌کند. همچنین با ماندگاری در لایه اصلی خاک (5 تا 20 سانتی‌متری) و حرکت افقی، محافظتی پایدار (به طور متوسط 80 روز) از گیاه در برابر حملات نماتدها به عمل می‌آورد.
– مصرف پایین و بهینه: میزان مصرف بسیار پایین (بین 0.5 تا 1.25 لیتر در هکتار) در مقایسه با محصولات سنتی (تا 25 کیلوگرم در هکتار)، آن را به محصولی اقتصادی و دوستدار محیط زیست تبدیل کرده است.
– انعطاف در زمان مصرف: به دلیل سازگاری بالای این ترکیب با گیاه، می‌توان آن را بلافاصله پس از نشاکاری یا در مراحل ابتدایی کشت مورد استفاده قرار داد.

حسین نسایی در پایان بر قابلیت منحصربه‌فرد این محصول به عنوان ضدعفونی‌کننده بذر (مصرف در کشورهای پیشرفته‌ای همچون برزیل و آمریکا برای محصول سویا) تاکید کرد و گفت: فلوپیرام کاوش با دوز مصرف پایین و ایمنی بالا، پ réponس به نیاز مبرم کشاورزی مدرن ایران برای مقابله با آفات مقاوم و حفظ امنیت غذایی است. میزان مصوب این محصول برای مزارع سیب‌زمینی 625 میلی‌لیتر در هکتار تعیین شده است.

شرکت کاوش کیمیای کرمان با ارائه این محصول، گامی بلند در جهت توسعه کشاورزی پایدار و دانش‌بنیان در کشور برداشته است.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

تشخیص زودهنگام نماتدها؛ نیازمند همکاری دوسویه کشاورز و گیاه‌پزشک

سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی به میزبانی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد که یکی از دانشجویان این رشته، “شکاف میان پژوهش و مزرعه” را مهمترین چالش پیش روی این حوزه تخصصی خواند و بر لزوم ورود میدانی دانشجویان و محققان به عرصه کشاورزی برای تشخیص و پیشگیری به موقع تأکید کرد.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: دانشجوی دکترای نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به برگزاری سومین همایش ملی این رشته، بر ضرورت کاهش فاصله میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه کشاورزی تأکید کرد و ارتباط مستقیم با کشاورزان را راهکار اصلی کنترل آفات نماتدی و توسعه این تخصص در کشور دانست.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، فاطمه سلطانی صالح، دانشجوی دکترای رشته نماتدشناسی دانشگاه تربیت مدرس، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار ما به تشریح اهداف این رویداد علمی و چالش‌های پیش روی این رشته تخصصی پرداخت.

سلطانی صالح با اشاره به برگزاری این همایش در دانشگاه تربیت مدرس اظهار داشت: هدف اصلی ما از برگزاری چنین رویدادهایی، ایجاد پلی ارتباطی میان جامعه دانشگاهی شامل دانشجویان و اساتید با بخش اجرایی و جامعه کشاورزی است. تلاش ما بر این است که بتوانیم ضمن اطلاع‌رسانی در مورد این تخصص، ارتباطی مؤثر و دوطرفه با کشاورزان برقرار کنیم.

وی در ادامه بر لزوم ورود بخش عملی به عرصه تحقیقات نماتدشناسی تأکید کرد و افزود: به نظر من برای موفقیت و گسترش هرچه بیشتر رشته نماتدشناسی، باید بخش عملی و کشاورزی را به صورت جدی وارد میدان کرد. صرفاً انجام مطالعات تخصصی و انتشار مقالات کافی نیست؛ ما نیاز داریم که به صورت میدانی و عملی با جامعه کشاورز در ارتباط باشیم، از نزدیک مسائل و مشکلات را لمس کنیم و آزمایشات خود را در بستر واقعی مزرعه پیش ببریم.

این دانشجوی دکترای دانشگاه تربیت مدرس در پاسخ به سوالی درباره شکاف موجود میان تحقیقات آزمایشگاهی و عرصه تولید، راهکار را در تعامل دوطرفه دانست و تصریح کرد: موفقیت در این حوزه به دو بخش اصلی وابسته است؛ نخست وظیفه ما به عنوان گیاه‌پزشک است که باید آگاهی‌رسانی به موقع و دقیقی به کشاورز داشته باشیم. بخش دوم نیز به همکاری کشاورز بازمی‌گردد. برای مثال، اگر کشاورز پیش از کشت محصول، نسبت به سلامت خاک یا نشاء خود حساس باشد و از ما کمک بخواهد، ما می‌توانیم با انجام تست‌های تشخیصی، از توسعه بیماری در مزرعه جلوگیری کنیم. این یک رابطه دوسویه است که نیازمند اطلاع‌رسانی گسترده به تمامی کشاورزان می‌باشد.

سلطانی صالح در پایان درباره آینده شغلی و جذابیت این رشته برای نسل جوان اظهار داشت: بی‌شک علاقه، عامل اصلی موفقیت در این مسیر است. اگر دانشجویی با انگیزه و علاقه وارد شود، رشته نماتدشناسی زمینه پیشرفت بسیار خوبی دارد. اما نکته مهم این است که دانشجو باید از همان ابتدا، مطالعه تخصصی را با کار عملی و ارتباط با کشاورز پیوند بزند. بازار کار این رشته نیز مستقیماً به همت و پویایی خود دانشجو بستگی دارد. اگر دانشجو به دنبال کار باشد و میدانی عمل کند، با اطمینان می‌گویم که بازار کار برای او فراهم است.

یه گزارش اخبار روزانه کشاورزی، سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، با گردهمایی اساتید برجسته و شرکت‌های دانش‌بنیان در دانشگاه تربیت مدرس، علاوه بر تجلیل از پیشکسوتان این عرصه، میزبان رونمایی از یک نماتدکش کاملاً بومی و ایرانی بود.

ادامه مطلب

پرونده ویژه

ترجمان دانش در نماتدشناسی؛ حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و اکوسیستم مزرعه

در دنیای کشاورزی، گاهی خطرناک‌ترین دشمنان را نمی‌توان با چشم دید. نماتدها، این آفات میکروسکوپی ساکن خاک، بی‌سر و صدا به ریشه گیاهان حمله می‌کنند و تا زمانی که کشاورز متوجه خسارت شود، کار از کار گذشته است. در همین خصوص جهانشاهی افشار، محقق موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با اشاره به این چالش بزرگ، هشدار داد: درمان مسکن‌گونه با سموم شیمیایی، نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه خاک را به گورستانی برای میکروارگانیسم‌های مفید تبدیل می‌کند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران در حالی برگزار شد که به گفته یک محقق برجسته این حوزه، حلقه مفقوده میان آزمایشگاه و مزرعه هنوز به طور کامل پر نشده است. دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، با تشبیه ارکان مرتبط با بخش کشاورزی به چرخ‌دنده‌های یک ساعت، تأکید کرد که بدون هماهنگی میان محقق، مروج، کشاورز و حتی نهادهای نظارتی مانند نهالستان‌ها، عقربه مدیریت آفات خاک‌زی حرکت نخواهد کرد. وی در این گفت‌وگو از لزوم آگاهی‌بخشی برای پیشگیری از خسارت نماتدها تا تهدید گونه‌های قرنطینه‌ای مانند نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی سخن گفت.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، در حاشیه برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، گفت‌وگویی با دکتر فرحناز جهانشاهی افشار، عضو هیئت علمی بخش تحقیقات نماتدشناسی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، ترتیب دادیم تا از آخرین یافته‌ها، چالش‌ها و راهکارهای انتقال دانش به عرصه تولید مطلع شویم.

با توجه به برگزاری سومین همایش ملی نماتدشناسی ایران، به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی، ارزیابی شما از وضعیت فعلی ترجمان دانش و انتقال یافته‌های پژوهشی در حوزه نماتدشناسی به بهره‌برداران (کشاورزان و باغداران) چیست؟

جهانشاهی افشار: به نام خدا. از منظر ساختاری، فرآیند ترجمان دانش در بخش کشاورزی نیازمند تعامل سیستمی و هم‌افزایی بین سه مؤلفه اصلی پژوهش (تحقیق)، ترویج (Extension) و بهره‌بردار پیشرو (Lead Farmer) است. در این زنجیره، محقق موظف به تولید دانش بومی‌سازی‌شده بر اساس نیازهای واقعی بخش تولید است، اما چالش اساسی در فقدان “زبان مشترک” یا همان کانال ارتباطی دوسویه میان پژوهشگر و کشاورز نمود می‌یابد. واحد ترویج به عنوان حلقه واسط، وظیفه رمزگشایی از یافته‌های پژوهشی و تبدیل آن‌ها به بسته‌های آموزشی قابل فهم و اجرا برای کشاورزان را بر عهده دارد.

در حوزه نماتدشناسی، به دلیل ماهیت زیستی این عوامل بیمارگر (پاتوژن‌های خاک‌زی با ابعاد میکروسکوپی)، پیچیدگی مسئله دوچندان می‌شود. نماتدها به دلیل شفافیت و زیست در ماتریکس خاک، جزء عوامل خسارت‌زای پنهان (Hidden Pathogens) محسوب می‌شوند و علائم خسارت آن‌ها معمولاً در مراحل پیشرفته آلودگی و هنگامی که جمعیت عامل بیماری زا از آستانه اقتصادی (Economic Threshold) فراتر رفته، ظاهر می‌شود. در این مرحله، مداخلات مدیریتی کارایی خود را تا حد زیادی از دست می‌دهند.

بر اساس مشاهدات میدانی و تجارب پژوهشی، شکاف آگاهی (Knowledge Gap) عمیقی در سطح کشاورزان نسبت به زیست‌شناسی و مدیریت این بیمارگرها وجود دارد. برای نمونه، در بررسی‌های انجام‌شده در باغ‌های تاکستان (مناطق کشت انگور)، مشاهده شد که کشاورزان علائم زوال و ضعف عمومی بوته‌ها را عمدتاً ناشی از عوامل قارچی یا کمبود عناصر غذایی تلقی کرده و با صرف هزینه‌های بالا، اقدام به مصرف بی‌رویه سموم شیمیایی قارچ‌کش و کودها می‌کنند، در حالی که عامل اصلی خسارت، نماتدهای انگل گیاهی (انگل‌های اجباری ریشه) بوده است.

بنابراین، راهکار محوری در این حوزه، طراحی و اجرای برنامه‌های جامع آگاهی‌بخشی و آموزش ترویجی با هدف نهادینه‌سازی مفهوم پیشگیری و مدیریت تلفیقی (IPM) پیش از بروز خسارت اقتصادی است. در پروژه‌های تحقیقاتی جاری نیز سعی کرده‌ایم با تلفیق اهداف پژوهشی و آموزشی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به تعامل مستقیم با باغداران حین نمونه‌برداری‌ها کنیم تا ضمن انتقال دانش، شناخت کاملی از چالش‌های واقعی پیش روی تولیدکنندگان به دست آورند.

از منظر اپیدمیولوژی و امنیت زیستی (Biosecurity)، موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی چه رویکردی در پایش و هشدار سریع نسبت به گونه‌های قرنطینه‌ای و تهاجمی نماتدها دارد؟

جهانشاهی افشار: قطعاً یکی از رسالتهای راهبردی موسسه، پایش مستمر عوامل خسارت‌زا و ارائه هشدار به‌موقع برای جلوگیری از ورود، استقرار و انتشار گونه‌های قرنطینه‌ای (Quarantine Pests) است. در این راستا، تعامل تنگاتنگی با سازمان حفظ نباتات کشور و شبکه‌های قرنطینه داخلی و خارجی وجود دارد. هدف اصلی، مسدودسازی مسیر ورود عوامل بیمارگر به مرزهای کشور و جلوگیری از انتقال آلودگی از کانون‌های آلوده به مناطق سالم است.

در حوزه نماتدهای انگل گیاهی، نمونه بارز تهدید قرنطینه‌ای، نماتد سیست طلایی سیب‌زمینی (Globodera rostochiensis) است که متأسفانه از اواخر دهه ۱۳۸۰ وارد کشور شد. علاوه بر این، تهدیدات بالقوه‌ای مانند نماتد چوب کاج (Bursaphelenchus xylophilus) را داریم که یک پاتوژن قرنطینه‌ای با قدرت خسارت‌زایی فوق‌العاده بالا (مرگ ومیر درختان کاج طی چند هفته) است و با هماهنگی بخش قرنطینه، پایش‌های لازم برای جلوگیری از ورود آن به اکوسیستم‌های جنگلی کشور انجام می‌شود. به‌روزرسانی مداوم لیست عوامل قرنطینه‌ای بر اساس آخرین تغییرات در لیست EPPO و سایر مراجع معتبر جهانی، بخشی از این همکاری مشترک است.

با پیشرفت فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و ابزارهای تشخیص مولکولی (مانند LAMP یا Real-Time PCR)، چه جایگاهی برای این تکنیک‌ها در شناسایی سریع و مدیریت نماتدها متصور هستید؟ آیا این فناوری‌ها می‌توانند جایگزین روش‌های سنتی مانند سانتریفیوژ شوند؟

جهانشاهی افشار: فناوری‌های نوین تشخیصی، به ویژه ابزارهای مبتنی بر زیست‌شناسی مولکولی و هوش مصنوعی، بدون شک افق‌های جدیدی را در علوم گیاه‌پزشکی گشوده‌اند. با این حال، انتخاب روش تشخیصی باید بر اساس معیارهایی چون هزینه-اثربخشی (Cost-effectiveness)، دسترسی‌پذیری، سرعت و دقت متناسب با شرایط بومی هر منطقه صورت گیرد.

در شرایط فعلی کشور و با توجه به محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و زیرساخت‌های آزمایشگاهی سیار، استفاده از روش‌های کلاسیک اما کارآمد مانند سانتریفیوژ در شیب غلظت ساکارز همچنان به عنوان یک روش استاندارد و قابل اعتماد برای استخراج نماتدها از نمونه خاک و تشخیص در سطح جنس و حتی برخی گونه‌ها در مدت زمان کوتاه (حدود یک ساعت) مطرح است.

ابزارهای مولکولی مانند PCR و مشتقات آن برای تشخیص قطعی و تفکیک گونه‌های نزدیک به هم (Sibling Species) ضروری هستند، اما این تشخیص‌ها معمولاً در آزمایشگاه‌های مرجع و با صرف زمان بیشتر (چند روز تا یک هفته) انجام می‌شود. توسعه ابزارهای تشخیص سریع در محل (On-site detection) نظیر LAMP (Loop-mediated isothermal amplification) می‌تواند در آینده مفید واقع شود، اما در حال حاضر، روش‌های سنتی برای پایش‌های گسترده و غربالگری اولیه از کارایی عملیاتی بالایی برخوردارند. به بیان دیگر، این روش‌ها نه به معنای جایگزینی، بلکه در یک طیف مکمل در کنار یکدیگر تعریف می‌شوند.

 

با توجه به پیچیدگی اکوسیستم خاک، پروتکل نهایی و توصیه فنی موسسه برای مدیریت پایدار جمعیت نماتدهای انگل گیاهی چیست؟

جهانشاهی افشار: باید تأکید کنم که هیچ رویکرد تک‌عاملی (معجزه‌گونه) برای مدیریت نماتدها وجود ندارد. پیچیدگی شبکه غذایی خاک (Soil food web) ایجاب می‌کند که مدیریت این بیمارگرها بر اصول مدیریت تلفیقی (IPM) استوار باشد. بر اساس یافته‌های پژوهشی و مشاهدات میدانی گسترده، استراتژی اصلی عبارت است از:

۱. پیشگیری (Prevention): محوری‌ترین رکن. استفاده از نهال‌ها و نشاءهای عاری از نماتد (گواهی‌شده)، ضدعفونی ادوات کشاورزی و جلوگیری از انتقال خاک آلوده.
۲. مدیریت زراعی (Cultural practices): اصلاح و بهینه‌سازی عوامل محیطی نظیر رژیم آبیاری و تغذیه گیاه. گیاهان دارای تنش‌های آبی و تغذیه‌ای، بسیار مستعدتر به خسارت نماتدها هستند.
۳. مقابله بیولوژیک: استفاده از میکروارگانیسم‌های آنتاگونیست (قارچ‌ها و باکتری‌های شکارگر نماتد) و تلفیق آن‌ها با کودهای آبی.
۴. اجتناب از مصرف سموم شیمیایی با طیف وسیع: این نکته را قاطعانه بیان می‌کنم: استفاده از سموم شیمیایی غیراختصاصی (که تحت عنوان نماتدکش عرضه می‌شوند) اگرچه در کوتاه‌مدت موجب کاهش جمعیت ظاهری نماتدها می‌شود، اما به دلیل حذف میکروارگانیسم‌های مفید و دشمنان طبیعی، تعادل زیستی خاک را برهم زده و در بلندمدت منجر به طغیان مجدد جمعیت نماتدها با شدت بیشتر می‌گردد. نماتدهای انگل گیاهی به دلیل داشتن ساختارهای مقاوم (مانند کیست و تخم) و توانایی بقا در لایه‌های عمقی‌تر خاک، از این شرایط بهره برده و جمعیت خود را به صورت تصاعدی (Exponential growth) افزایش می‌دهند.

در نهایت، دستیابی به کشاورزی پایدار (Sustainable agriculture) در این حوزه، نیازمند هماهنگی تمام حلقه‌های زنجیره تولید است. به عنوان مثال، بخش نهالستان‌ها به عنوان حلقه آغازین، نیازمند نظارت دقیق‌تری است. یک نهال آلوده، حتی اگر بهترین مدیریت در باغ اعمال شود، عمر مفید باغ را به شدت کاهش خواهد داد. همانند چرخ‌دنده‌های یک ساعت، کارکرد صحیح و منفرد هر بخش (تحقیق، ترویج، اجرا و نظارت) کافی نیست؛ بلکه این هماهنگی و پیوند سیستماتیک این چرخ‌دنده‌هاست که منجر به حرکت صحیح عقربه (پیشرفت و پایداری تولید) خواهد شد.

 

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار

کلیه حقوق این پایگاه خبری متعلق به داوان‌نیوز است.