مقالات
تلفات برداشت؛ گندمی که به سیلو نمیرسد، آبی که به رودخانه برنمیگردد
در حالی که کشور با تنش آبی دست و پنجه نرم میکند، روزانه حجم عظیمی از آبِ صرفشده برای تولید گندم، در مرحله برداشت و به دلیل تلفات بالای کمباینها، بیآنکه محصولی تولید کند، هدر میرود. تحقیقات نشان میدهد کاهش تلفات برداشت از ۶.۴ درصد به ۳ درصد، سالانه ۵۵۰ میلیون مترمکعب آب ذخیره و ۳۲۰ هزار تن گندم اضافی تولید خواهد کرد. ابزار این تحول، نصب سامانههای نمایشگر تلفات و معاینه فنی سالانه کمباینهاست.

پایگاه خبری داوان نیوز: هدررفت سالانه ۶۰۰ هزار تن گندم در مرحله برداشت، معادل خروج ۷۶۲ میلیارد تومان سرمایه از چرخه اقتصادی کشور است. اما هزینه پنهان این تلفات، چیزی فراتر از ارزش محصول است: مصرف بیش از یک میلیارد مترمکعب آب که با قیمت تمامشده ۱۵۰۰ تومان به ازای هر مترمکعب، سالانه ۱۵۷۳ میلیارد تومان دیگر به کشور زیان میزند. در حالی که نصب یک سامانه نمایشگر تلفات به ارزش ۲۱ میلیون تومان روی هر کمباین، این هزینهها را در کمتر از یک فصل برمیگرداند.
کمبود آب به عنوان یکی از چالشهای اساسی بخش کشاورزی ایران، ضرورت افزایش بهرهوری آب را دوچندان ساخته است. در این میان، تلفات برداشت محصول گندم به عنوان یک عامل مغفولمانده اما تأثیرگذار، نقش قابل توجهی در هدررفت منابع آبی دارد.
استناد به دادههای ملی، نشان میدهد که به ازای هر کیلوگرم گندم در ایران حدود 1400 لیتر آب مصرف میشود و تلفات سالانه 600 هزار تن گندم در مرحله برداشت، معادل هدررفت بیش از یک میلیارد مترمکعب آب است. میانگین تلفات برداشت گندم آبی 6.4 درصد برآورد شده که در برخی استانها به 10 درصد میرسد. این معضل سالانه بیش از 1500 میلیارد تومان هزینه اقتصادی به کشور تحمیل میکند. مقاله با بررسی دو منبع اصلی تلفات (جمعآوری و فرآوری)، راهکارهای عملی نظیر نصب سامانههای نمایشگر تلفات دانه، ساماندهی معاینات فنی کمباینها و آموزش رانندگان را ارائه میدهد. اجرای این راهکارها میتواند تلفات را تا 50 درصد کاهش داده و سالانه بیش از 550 میلیون مترمکعب آب صرفهجویی نماید.
1. مقدمه
در شرایطی که میانگین بهرهوری آب در تولید گندم ایران حدود نیمی از میانگین جهانی است، هرگونه هدررفت محصول در مراحل پایانی تولید، به منزله هدررفت حجم عظیمی از منابع آب، سرمایه و نیروی کار محسوب میشود. یکی از مراحل بحرانی که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته، مرحله برداشت با کمباین است. در این مرحله، دانههایی که ماهها برای رشد آنها آب، کود و زمان صرف شده، یا بر زمین میریزند یا در داخل کمباین خرد میشوند.
این مقاله با هدف کمیسازی میزان تلفات برداشت گندم آبی در ایران، تحلیل دلایل فنی آن و ارائه راهکارهای عملی و کمهزینه برای کاهش هدررفت آب و افزایش تولید، تدوین شده است.
2. وضعیت موجود: آمار تلفات و هدررفت آب
بر اساس دادههای گردآوریشده از 23 استان کشور در یک دوره 10 ساله زراعی (1393-1384):
– میانگین تلفات برداشت گندم آبی: 6.4 درصد
– بیشترین تلفات: استان گیلان (10.2 درصد) و خوزستان (8.5 درصد)
– کمترین تلفات: استان یزد (3.4 درصد)
با فرض تولید سالانه حدود 9 میلیون تن گندم آبی در کشور:
– حجم گندم تلفشده سالانه: حدود 600 هزار تن
– آب مصرفی برای تولید هر کیلوگرم گندم: 1400 لیتر
– آب هدررفته سالانه معادل گندم تلفشده:
میلیارد لیتر kg 600,000,000 kg × 1400 L/kg=840
یعنی بیش از 1.04 میلیارد مترمکعب آب (معادل 5 برابر حجم سد کرج).
این رقم نشان میدهد که مشکل تلفات برداشت صرفاً یک مسئله کشاورزی نیست، بلکه یک بحران پنهان آب است.
3. تحلیل اقتصادی: هزینه تحمیلشده به کشور
هزینههای ناشی از تلفات برداشت در دو سطح قابل محاسبه است:
الف) هزینه آب هدررفته:
با در نظر گرفتن حداقل قیمت تمامشده تأمین و انتقال آب به مزرعه (1500 تومان به ازای هر مترمکعب):
1.560 میلیارد تومان در سال= 1500تومان × 1.04 میلیارد متر مکعب
ب) ارزش گندم تلفشده:
با نرخ خرید تضمینی 12,705 ریال (حدود 1,270 تومان) به ازای هر کیلوگرم:
762 میلیارد تومان در سال=1.270 تومان × 600,000,000Kg
ج) هزینه نصب سامانه نمایشگر تلفات بر روی کمباین:
حدود 21 میلیون تومان به ازای هر دستگاه.
با احتساب صرفهجویی حاصل از کاهش تلفات، این هزینه در کمتر از یک فصل برداشت بازگشت داده میشود.
4. ریشهیابی فنی: دو منبع اصلی تلفات
تحلیل دادههای میدانی نشان میدهد که تلفات کمباینی عمدتاً از دو بخش ناشی میشود:

در 42 استان کشور، تلفات فرآوری بالاتر از حد مجاز است. مهمترین دلیل این وضعیت، نبود بازخورد لحظهای به راننده درباره میزان ریزش پشتی کمباین است. راننده بدون آگاهی از میزان دقیق تلفات، قادر به تنظیم بهینه کمباین برای شرایط متفاوت مزرعه (رقم گندم، رطوبت، ارتفاع) نخواهد بود.
5. راهکارهای عملی و اولویتدار
بر اساس یافتههای مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مجموعه اقدامات زیر برای کاهش 50 درصدی تلفات برداشت پیشنهاد میشود:
5.1. نصب سامانههای نمایشگر تلفات دانه
این دستگاه در کابین کمباین، میزان تلفات لحظهای را نشان میدهد. راننده بلافاصله متوقف شده و تنظیمات را اصلاح میکند. الزام همه کمباینهای جدید و نصب تدریجی روی کمباینهای فعال در دستور کار قرار گیرد.
5.2. ساماندهی معاینات فنی کمباین
همانند خودروها، کمباینها ملزم به اخذ معاینه فنی سالانه و برچسب مجوز برداشت شوند. کمباینهایی با تلفات بالای 7 درصد از ورود به استانهای دیگر در فصل برداشت منع گردند.
5.3. آموزش هرمی رانندگان و ناظران
بسیاری از رانندگان با نحوه تنظیم کمباین برای رطوبت، رقم و شرایط مختلف آشنا نیستند. برگزاری دورههای عملی و الزام به گواهینامه مهارتی برای رانندگان کمباین ضروری است.
5.4. الزام تولیدکنندگان داخلی کمباین
کارخانههای سازنده کمباین در ایران موظف شوند از مرحله تولید، سامانه نمایشگر تلفات را روی محصولات جدید نصب کنند.
5.5. تشویق کمباینداران کمتلفات
ارائه تخفیف حق بیمه سالانه به کمباینهایی که تلفات آنها زیر 5 درصد (برای کمباینهای داخلی) و زیر 3 درصد (برای کمباینهای خارجی) باشد.
6. چشمانداز: دستاوردهای کاهش تلفات به 3 درصد
در صورت کاهش تلفات برداشت از 6.4 درصد فعلی به 3 درصد (حد قابل قبول جهانی):

7. نتیجهگیری و پیشنهادهای سیاستی
تلفات برداشت گندم در ایران نه یک نقص فنی جزئی، بلکه یکی از عوامل اصلی هدررفت منابع آبی و سرمایه ملی است. خوشبختانه راهکارهای فنی موجود، ساده، کمهزینه و با دوره بازگشت سرمایه کوتاه هستند.
به سیاستگذاران بخش کشاورزی و آب کشور پیشنهاد میشود:
1. برنامه دو ساله برای تجهیز تمام کمباینهای فعال کشور به سامانه نمایشگر تلفات دانه تصویب و تأمین اعتبار شود.
2. معاینه فنی کمباینها اجباری شده و برچسب سالانه صادر گردد.
3. ورود کمباینهای فرسوده و پرتلفات به استانهای دیگر در ایام برداشت ممنوع اعلام شود.
4. آموزش رانندگان کمباین به عنوان اولویت برنامههای ترویجی سازمان جهاد کشاورزی قرار گیرد.
منابع و مأخذ:
– مستوفی سرکاری، محمد رضا (1395). اثرات کاهش و کنترل تلفات برداشت کمباینی گندم آبی در کاهش هدررفت آب. مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی.
– همکاران طرح: جواد باغانی، نسرین محمدی اسدی، عبدالرسول غفاری.

سردبیر
از لب جوی تا باغ وجود؛ خیام، فیلسوف سبزه و خاک
به مناسبت سالروز بزرگداشت خیام، از منظر یک پایگاه تخصصی کشاورزی به رباعیات او نگاه کردهایم. خیام میگوید: “هر سبزه که بر کنار جویی رستهست / گویی ز لب فرشتهخویی رستهست.” این نگاه، چه حقیقتی علمی درباره چرخه عناصر در طبیعت و رابطه مرگ گیاهی با حیات مجدد پنهان میکند؟ در این مقال، پیوند شگفتانگیز شعر کهن فارسی با اصول بومشناسی و زراعت را بخوانید.

پایگاه خبری داوان نیوز: حکیم عمر خیام نیشابوری، آن فیلسوف، ریاضیدان و شاعر بلندآوازه ایرانی، در میان شاعران کلاسیک ما جایگاهی منحصر به فرد دارد. رباعیات او کوتهآهنگهایی است که در عین ایجاز، دریایی از معنا را در خود جای دادهاند. آنچه در نگاه نخست به عنوان میگساری و عافیتطلبی در شعر خیام به نظر میآید، در خوانشی عمیقتر، فلسفهای ستودنی از «غنیمت شمردن دم» و توجه به «حال» است.
در این میان، طبیعت و عناصر آن -از گیاه و گل گرفته تا کشتزار و ابر بهاری- نقشی محوری در بیان این فلسفه ایفا میکنند. خیام از زبان سبزه، گل لاله و ابر نوروزی برای طرح پرسشهای بنیادین هستی بهره میبرد و از خلال همین تصاویر ملموس و زمینی، بینش عمیق خود را درباره فناپذیری جهان و ارزش لحظه حال بازمیگوید. این مقاله در تلاش است تا با اتکا به اصل اشعار حکیم نیشابور، رابطه اندیشه او با طبیعت پیرامونش -به ویژه گیاه، گل، زراعت و کشاورزی- را واکاوی کند.
۱. سبزه و کشتزار: نماد دوباره شدن و نابودی
یکی از نمادهای تکراری در رباعیات خیام، سبزه و کشتزار است. خیام با نگاه تیزبینانه یک فیلسوف، چرخه طبیعت را مینگرد و آن را نه یک پدیده صرفاً زیستی، بلکه آیینهای تمامنما از سرنوشت آدمی مییابد.
او در رباعی معروف خود میسراید:
هر سبزه که بر کنار جویی رستهست
گویی ز لب فرشتهخویی رستهست
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لالهرویی رستهست
در این رباعی، «سبزه» که نماد طراوت و زندگی است، ریشه در خاکی دارد که زمانی «لالهرویی» (انسانی زیبا) در آن آرمیده است. پیام خیام هشداری اخلاقی نیست، بلکه حقیقتی وجودشناسانه است: زندگی و مرگ در هم تنیدهاند. این سبزه که امروز پای تو بر آن است، دیروز پیکر معشوقی بوده است. همچنین در رباعی دیگری، او مستقیماً به موضوع کشاورزی و رابطه خاک و تن انسان اشاره میکند:
در هر دشتی که لالهزاری بودهست
از مردم چشمدوستداری بودهست
بر برگ گلی که روی خاک اوفتاده
خالی نه که نقش عشقکاری بودهست
خیام به ما میگوید که کشتزارها و گلزارها، نه فقط از آب و خاک که از خاکستر آدمیان بارور شدهاند. این نگاه، دایره حیات را به تصویر میکشد: آنچه امروز سبز و خندان است، دیروز غمی را در خود نهفته داشته است.
از سوی دیگر، خیام با نگرش «جبرگرایانه» خود، گاه بخت آدمی را به دانه و حاصل تشبیه میکند و در برابر طبیعت قهار و روزگار ستمگر، انسان را کشاورزی میبیند که اختیاری از خود ندارد:
دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود
وین چرخ فلک بسی چو ما خورد و ربود
در اینجا دهقان و کشت به مثابه کنایه از نیروی مافوق (قضا و قدر) است که هر طور بخواهد، سرنوشت آدمی را رقم میزند و حاصل آن را یا میستاند یا میرباید. این نگاه، برگرفته از مشاهدات عینی خیام از طبیعت است؛ جایی که کشاورز هرچقدر هم زحمت بکشد، در نهایت دست طبیعت و آسمان است که تعیین میکند چه بر سر محصول بیاید.
۲. ابر بهاری و نوروز: انقلاب حیات و فرصت غنیمت
در فرهنگ ایرانی، نوروز و ابر بهاری نمادهای نوزایی و زندگی هستند. خیام نیز اگرچه بدبین به سرانجام جهان است، اما این لحظات حیاتبخش را غنیمتی میشمرد.
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خیام مخاطب را از غفلت بازمیدارد: امروز که زمین سبز است و ابر بهاری بر آن میگرید، فرصت را غنیمت شمار. او جریان حیات را چنان سیال میبیند که گویی این سبزه امروز، نوبت ماست و فردا نوبت دیگری. در واقع، گیاه در شعر خیام نه یک شئ تزیینی که «آیینه تمامنمای هستی شناسی» اوست.
تصویر باغ و راغ در بهار یکی از بزنگاههای شعری خیام برای دعوت به «حال» است:
چون بلبل مست راه در بستان یافت
بر برگ گل از نشاط دستان یافت
ای دل تو که از میانهٔ باغ و گل
خوش باش که بلبلت فراوان یافت
خیام میان شادمانی بلبل از آمدن بهار و شادیِ انسان از بودن در میان باغ و گل مقایسه میکند. به راستی اگر بلندپروازیهای عقلانی ما نبود، چه فرقی داشتیم با همین پرندهای که غنیمت لحظه را میداند؟
۳. گل (لاله و گل سرخ): زیبایی آسیبپذیر و هشدار دهنده
گل، به ویژه لاله و گل سرخ، در ادبیات فارسی نماد عشق و زیبایی است، اما در جهانبینی خیام، این گلها بیش از هر چیز یادآور فرّار بودن جهان هستند.
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
کز لاله رخی چند جهان را بست
بر خاک چو لاله جام میگرفتی
زان پیش که لاله از تو برخاست
خیام با شاعرانگاری خاص خود به لاله اشاره میکند؛ گلی که جامی به شکل دل در میان برگهایش دارد و قامتش خمیده است. او از خمقامتی و جاممانندی لاله استفاده میکند تا مخاطب را به سماع و میگساری دعوت کند.
در رباعی دیگری، گل نماد فریبندگی و بیوفایی طبیعت میشود. او لطیفانه هشدار میدهد:
بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از روی زمین، روی تو منظور خداست
ترسم که مگر دیده ز تو دور خوش است
واقعیت این است که خیام لحظه را میستاید اما آگاه است که این لحظه پایدار نیست. او میگوید: «از این گل و بهار لذت ببر، اما بدان که آیندهای در کار نیست و شاید همین حالا آخرین دیدار باشد».
۴. باغ و رباط کهنه: تأملی در معماری و زمین
خیام در برخی رباعیات خود نگاهی خاکگرایانه و مرگاندیشانه دارد. او گاه زمین را به «رباط» (کاروانسرا) تشبیه میکند و گاه به کوزهگری میپردازد که از خاک مردگان، کوزهای میسازد. این نگاه اگرچه تیره است اما پیوندی مستقیم با زراعت دارد: خاکی که هم گندم میرویاند و هم اجساد را در خود حل میکند.
این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه خموش چندین هاست
تخم امل از زمین وجودش برگیر
کاین دانه فتاده است و برنخواهد خاست
خیام از مخاطب میخواهد که «تخم امل» (دانه آرزو) از این زمین برگیرد و زیاد به آینده امید نبندد. خاک، هم گهواره حیات است و هم قبرستان آن. این دوگانگی، نهایتاً به یک نتیجه اخلاقی میانجامد: غنیمت شمردن امروز.
چرا خیام اینقدر از طبیعت میگوید؟
در پاسخ به این پرسش که «چرا خیام از گل و گیاه و باغ اینهمه سخن گفته است؟» باید به دو نکته اشاره کرد:
1. دسترسی عامه: خیام شاعری روشنفکر اما مردمی بود. او میخواست مفاهیم عمیق فلسفی (نظیر فنا، جبر، بیثباتی دنیا) را از طریق تصاویری که هر انسان عادی در باغ و کشتزار خود دیده است، بیان کند.
2. نقض زهد خشک: خیام با تاکید بر «بوی گل» و «آب جوی» در برابر معادگرایی خشک و آخرتگرایانه رایج زمان خود، به نوعی این جهان را قداست میبخشد. او میگوید بهشت را در همین «فصل گل و طرف جویبار و لب کشت» جستجو کنید.
رباعیات حکیم عمر خیام را میتوان منظومهای از تأملات گیاهشناسانه یک فیلسوف دانست. او از «سبزه» برای گفتن از مرگ و زندگی، از «لاله» برای یادآوری شکنندگی، و از «ابر نوروزی» برای توصیف گذر لحظات استفاده میکند. نگاه او به کشاورزی و طبیعت، نگاهی واقعبینانه است؛ او میداند که کشاورز (انسان) هرچقدر هم دانه بپاشد، دروگر نهایی مرگ است.
به مناسبت بزرگداشت این حکیم فرزانه، شاید بزرگترین ادای دِین به خیام این باشد که امروز، همین لحظه، قدر هوای بهاری، اندک آبی و سبزهای را که میبینیم بدانیم و بدون آنکه غم فردا را بخوریم، از بودن در «باغ وجود» لذت ببریم.
مقالات
اصناف؛ حاشیهنشین جنگ یا میاندار میدان؟

پایگاه خبری داوان نیوز: شهاب ناصری، نائبرئیس دوم اتاق اصناف ایران، در یادداشتی با تأکید بر اینکه اصناف در جنگهای اقتصادی «میاندار میدان» هستند نه حاشیهنشین، نوشت: تبعات کاهش تجارت بینالمللی، فعالان صنفی را هم در نقش توزیعکننده و هم در نقش مصرفکننده با افزایش قیمت، کمبود کالا و کاهش سود مواجه کرده است.
یاداشت نائبرئیس دوم اتاق اصناف ایران را در ادامه می خوانیم؛
نظریه عرضه و تقاضا، در علم اقتصاد، مبنای اصلی تحلیل قیمت کالا و خدمات محسوب میشود و تجارت بینالملل به عنوان یک مولفه مهم و تأثیرگزار بر این نظریه، نقش تعیینکنندهایی در نظام عرضه و تقاضا ایفا میکند. به بیان دیگر، کاهش یا افزایش حجم صادرات و واردات کشور، منجر به بروز تغییراتی در تعادل بازار و در نهایت دگرگونی قیمت کالا و خدمات در شبکه توزیع میشود.
آنچه مسلم است، جنگ به عنوان یک پدیده مخرب، نه تنها در ایران، بلکه در هرکجای این کره خاکی، میتواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار داده و پیامدهای عمیقی در کوتاهمدت و بلندمدت بر قیمت کالاها، سطح و کیفیت ارائه خدمات، میزان فعالیتهای اقتصادی، ساختار بازار و شبکه توزیع به همراه داشته باشد.
افزایش هزینههای تولید و به تبع آن افزایش قیمت کالا و خدمات در شبکه توزیع را باید از نخستین پیامدهای کاهش واردات و صادرات دانست؛ پرواضح است که بخش قابل توجهی از تولید و توزیع کالاهای اساسی منجمله روغن، گوشت، برنج و …که از طریق واحدهای صنفی عرضه میشود، وابسته به واردات مواد اولیه است؛ موادی که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم قیمت تمام شده کالا را تحتالشعاع قرار میدهند. برای مثال مواد اولیه تولید روغن در ایران، بهویژه برای روغنهای جامد، شامل دانههای روغنی مانند پالم و سویا به واسطه واردات تأمین میشود که با فرض تأمین به موقع ارز، ترخیص زودهنگام کالا از کمرگ و تولید متناسب با نیاز بازار، از طریق واحدهای صنفی به دست مصرفکننده میرسد؛ به عبارت دیگر نظام عرضه و تقاضا در حالت تعادل کامل مسیر خود را طی میکند. این فرایند در واردات اقلامی مانند برنج و کنجاله سویا(به عنوان خوراک دام برای تولید گوشت) نیز مصداق پیدا میکند.
در دیگر سو، صادرات کالاهای تولید داخل به بازارهای جهانی منجر به ارزآوری برای کشور شده و بخشی از ارز مورد نیاز واردات را تأمین میکند. از این رو کاهش یا توقف صادرات به معنای عدم ارزآوری و عدم تأمین ارز مورد نیاز واردات است که در نتیجه گردش چرخهای صنعت و تولید را کند میکند. حال در شرایطی که کشور در فضای جنگ با بحرانهای متعددی دست به گریبان است، اقتصاد بازار نیز متأثر از تبعات جنگ به ویژه با کاهش صادرات و واردات روبرو است و بر این اساس کالا و خدمات در حوزه عرضه و توزیع نه تنها در زمان مناسب به دست عرضهکننده و مصرفکننده نهایی نمیرسد، بلکه به دلیل هزینههای وارده بر فرایند تولید، کالا با افزایش قیمت یا کاهش عرضه در بازار توزیع میشود.
حقیقت این است که اصناف در جایگاه دو وجهیِ توزیعکننده و مصرفکننده در این چرخه، از هر دو سو متضرر میشوند؛ تبعات کاهش تجارت بینالمللی در وهله نخست فعالان صنفی را در جایگاه یک توزیعکننده با چالشهای جدی افزایش قیمت، کمبود کالا، کاهش سود و سرمایه روبرو میکند و در نقش مصرفکننده (شهروند عادی) نیز بابت دریافت سایر کالاها و خدمات هزینههای گزافی را به معیشت آنها تحمیل میکند. باید پذیرفت که هویت و رسالت اصناف در طول تاریخ، همواره میانداری و واسط دولت و ملت بوده است. نقشی که در گذر زمان و به فراخور شرایط تغییر پیدا میکند؛ در بحرانها باید میداندار باشند و در تصمیمگیریها حاشیهنشین. بخشی از آنچه امروز در بازار ایران رخ داده است و به نام گرانی کالا و خدمات، انگشت اتهام را به سمت اصناف دراز کرده، همانگونه که پیش از این نیز خارج از اراده و اختیار اصناف بوده، اکنون نیز بر همان منوال ادامه دارد.
مقالات
جهان گرمتر شد؛ عبور از ۱.۵ درجه / آیا بازگشت به حالت عادی ممکن است؟
جهان از هدف ۱.۵ درجه توافق پاریس فاصله گرفته است. آیا بازگشت به وضعیت عادی ممکن است؟ این مقاله به بررسی اوج گرمایش، نقش سوختهای فسیلی، نقاط عطف بحرانی مانند مرجانها و گلف استریم، چالشهای حذف کربن و چشمانداز بهبودی تا سال ۲۱۰۰ میپردازد.

پایگاه خبری داوان نیوز: جهان از هدف ۱.۵ درجه توافق پاریس عبور کرده و به سوی گرمایشی بین ۱.۷ تا ۲.۶ درجه پیش میرود. دانشمندان میگویند بازگشت به وضعیت عادی ممکن است، اما هزینه آن سنگین است: برای کاهش فقط ۰.۱ درجه، صد سال حذف کربن نیاز است. مقاله پیشرو به بررسی اوج گرمایش، نقاط عطف اقلیمی و چشمانداز بهبودی تا ۲۱۰۰ میپردازد.
جهان به احتمال قریب به یقین به هدف توافق پاریس برای محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از دوران پیش از صنعتی نخواهد رسید. دانشمندان تأیید میکنند که بشریت به سوی آیندهای گرمتر حرکت میکند و تأثیرات آن هماکنون به صورت بلایای شدید آبوهوایی، آسیب به تنوع زیستی، ذوب یخچالها و افزایش سطح دریا دیده میشود. سؤال اصلی این است: دما تا چه حد بالا خواهد رفت، چه مدت در اوج میماند و آیا روزی به حالت عادی برمیگردیم؟
توافق پاریس و ناکامی در خروج از سوخت فسیلی
هدف ۱.۵ درجه در سال ۲۰۱۵ در نشست پاریس (COP21) به عنوان یک ستاره راهنمای الزامآور تعیین شد. اما بیش از یک دهه بعد، اقدامات کشورها کافی نبوده است. آمریکا دوبار (۲۰۲۰ و ۲۰۲۶) از توافق خارج شد. یکی از مهمترین نقاط ضعف توافق پاریس این بود که حتی به سوختهای فسیلی اشاره نکرد، در حالی که امروزه سوزاندن آنها منبع سهچهارم انتشار گازهای گلخانهای است. تا سال ۲۰۲۳ بود که کشورها رسماً خواستار گذار از سوخت فسیلی شدند، اما نشست ۲۰۲۵ بدون نقشهراه حذف تدریجی به پایان رسید. در پاسخ، ائتلافی از بیش از ۵۰ کشور تصمیم گرفتهاند در آوریل ۲۰۲۶ در کلمبیا برای تدوین «معاهده سوختهای فسیلی» دیدار کنند.
اوج گرمایش و بازگشت تدریجی
حتی اگر انتشار را فوراً متوقف کنیم، حداقل ۰.۳ درجه دیگر گرمایش در راه است، زیرا سیستم اقلیم مانند یک تانکر غولپیکر دیرتر متوقف میشود. طبق مدلها، بهترین حالت ممکن محدود کردن گرمایش به ۱.۷ درجه است. هر پنج سال ادامه انتشار در سطح فعلی، ۰.۱ درجه به اوج گرمایش اضافه میکند. اما بازگشت به ۱.۵ درجه بسیار دشوارتر از جلوگیری از عبور از آن است: برای کاهش ۰.۱ درجه، باید ۲۲۰ گیگاتن دیاکسید کربن از جو حذف کرد. با فرض توقف کامل جنگلزدایی و ادامه جنگلکاری فعلی، صد سال طول میکشد تا دما تنها ۰.۱ درجه کاهش یابد.
نقاط عطف بحرانی
– صخرههای مرجانی: در گرمایش ۱.۷ درجه، سیستمهای وسیع و سالم مرجانی (مانند دیواره بزرگ مرجانی) به احتمال زیاد از بین میروند، هرچند بخشهای کوچکی ممکن است باقی بمانند.
– جریان گلف استریم: برخی مدلها احتمال خاموشی ناگهانی و برگشتناپذیر را پیشبینی میکنند که پیامدهایی مانند یخزدگی آبدرههای نروژ، تغییرات شدید بارندگی و تهدید کشاورزی به دنبال دارد، هرچند مدلها هنوز نمیتوانند دمای دقیق فروپاشی را مشخص کنند.
– کشاورزی و جنگلزدایی: توقف جنگلزدایی تا سال ۲۰۳۰ به عنوان یک گام کلیدی شناخته میشود.
تغییر هدف یا تلاش برای بازگشت؟
برخی میگویند ۱.۵ هرگز یک هدف واقعی نبوده و باید هدف عملگرایانهتری مانند ۱.۸ درجه تعیین کرد. اما کارشناسان این دیدگاه را عمیقاً مشکلساز میدانند، زیرا:
– دلیلی وجود ندارد که به هدف جدید هم دست یابیم.
– دیوان بینالمللی دادگستری هدف ۱.۵ را الزامآور قانونی اعلام کرده است.
– یک جهان گرمتر پایدار بسیار آسیبزنندهتر از جهانی است که به طور موقت از ۱.۵ عبور کرده و سپس بازمیگردد.
چالشهای بازگشت سریع و عادلانه
حذف دیاکسید کربن از طریق کاشت درخت یا فناوریهای صنعتی با خطراتی همراه است: رقابت با زمینهای کشاورزی، آوارگی جوامع بومی و تهدید اکوسیستمها. تئوری مدیریت این خطرات وجود دارد، اما سؤال این است که آیا کشورها در عمل گذار عادلانه را رعایت خواهند کرد.
جایگاه IPCC و COP
IPCC همچنان مرجع اصلی علمی بدون انگیزه مالی است، هرچند برخی کشورها تمایل به پذیرش آن به عنوان پایگاه شواهد معتبر ندارند. جلسات COP نیز فرآیندهای سیاسی هستند که همیشه توسط حقایق دیکته نمیشوند؛ برخی کشورها نگرانند درمان (گذار انرژی) بدتر از خود بیماری باشد.
به نظر می رسد این خنکترین تابستانهایی است که ما در بقیه عمرمان تجربه خواهیم کرد. ما در طول زندگی خود شاهد بهبودی نخواهیم بود، اما وظیفه ما این است که مطمئن شویم نسل بعد میتواند.
تجارت2 هفته پیشراهنمای کامل ثبت درخواست اینترنت بینالمللی برای اعضای اتاق بازرگانی
دانستنی ها2 هفته پیشکانال تخصصی شناسایی گیاهان بومی ایران در «ایتا» راهاندازی شد
استان ها2 هفته پیشممنوعیت قطعی گاوآهن برگرداندار در اراضی دیم از سال ۱۴۰۵-۱۴۰۶
خبرهای سازمانی2 هفته پیشتعاونیهای روستایی جایگزین مداخله دولت در بازار کشاورزی میشوند
دانستنی ها2 هفته پیشتکمیل چرخه سلامت واحد با ثبت «روز گیاهپزشک» در تقویم کشور
چند رسانه ای2 هفته پیشگرانی ۱۰ برابری گاز و بوروکراسی؛ تولید گل و گیاه در ایران در آستانه تعطیلی
گزارش2 هفته پیشتولیدگرایی توأم با عدالت توزیعی؛ سیاست دوگانه وزارت جهاد در بحران
بین الملل2 هفته پیشانقلاب دیجیتال در بذر: ERP ابری مایکروسافت رونمایی شد


























