با ما همراه باشید

بحران

جنگ با ایران، بحران پسته در دبی؛ صنعت شکلات خاورمیانه فلج می‌شود

اگر فکر می‌کنید جنگ فقط تلفات جانی دارد، اشتباه می‌کنید. اکنون صنعت میلیارد دلاری شکلات پسته‌ای امارات در آستانه نابودی کامل است؛ چرا که پسته ایران (تامین‌کننده ۳۰ درصد جهان) به دلیل تشدید تنش‌های نظامی از بازار جهانی حذف شده و قیمت‌ها به رکورد ۸ ساله صعود کرده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، زنجیره تامین پسته را قطع کرده و قیمت جهانی این محصول را به بالاترین سطح در ۸ سال گذشته رسانده است. این کمبود، صنعت شکلات‌سازی امارات را در آستانه ورشکستگی و کاهش تولید قرار داده است.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز،جنگ غیرمستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران، زنجیره تامین یک محصول استراتژیک کشاورزی را قطع کرده است. پسته ایران که ۳۰ درصد نیاز جهان را تامین می‌کند، از بازار خارج شده و قیمت آن به بالاترین سطح در ۸ سال گذشته صعود کرده است. این شوک عرضه، صنعت شکلات‌سازی امارات را که در اوج رونق خود به سر می‌برد، با خطر ورشکستگی، تعطیلی خطوط تولید و افزایش سرسام‌آور قیمت نهایی محصولات مواجه کرده است.

 

بخش اول: داده‌های کلیدی و مبانی گزارش

بخش دوم: ریشه‌یابی بحران – چرا پسته ایران تمام شد؟

برای درک عمق فاجعه، باید سه لایه بحران را از هم تفکیک کرد:

۲.۱ لایه اول: عامل نظامی – جنگ و اختلال در ترانزیت
تنش‌های نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران صرفاً یک مسئله سیاسی نیست. این درگیری‌ها به طور مستقیم ترانزیت دریایی از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز را مختل کرده است. بیمه‌های بین‌المللی از پوشش محموله‌های مرتبط با ایران خودداری می‌کنند و خطوط کشتیرانی بزرگ، ریسک پهلوگیری در بنادر ایران را نمی‌پذیرند. نتیجه: پسته تولید شده در ایران، انبار شده و به بازار نمی‌رسد.

۲.۲ لایه دوم: عامل تحریم – بسته شدن کریدورهای مالی
حتی اگر محموله‌ای از بندر خارج شود، سیستم بانکی و سوئیفت امکان انتقال پول به حساب صادرکننده ایرانی را نمی‌دهد. عملاً تجارت پسته ایران به سمت اقتصاد زیرزمینی و قاچاق معکوس رانده شده که حجم آن پاسخگوی نیاز صنعتی جهانی نیست.

۲.۳ لایه سوم: عامل اقلیمی و ساختاری – کاهش تولید داخلی ایران
گرچه متن اصلی بر عامل جنگ تاکید دارد، اما تحلیل جامع ایجاب می‌کند اشاره کنیم که ایران خود طی سه سال گذشته با خشکسالی‌های بی‌سابقه مواجه بوده که عملکرد هر هکتار باغ پسته را کاهش داده است. اکنون جنگ، یک بحران اقلیمی را به یک فاجعه انسانی و اقتصادی تبدیل کرده است.

نتیجه تحلیل: جهان نه با «کمبود موقت» که با «حذف کامل یک تامین‌کننده ۳۰ درصدی» از زنجیره روبه‌روست. چنین شوکی در اقتصاد کالاهای کشاورزی بی‌سابقه است.

 

بخش سوم: امارات در تله پسته – از رونق به ورشکستگی

۳.۱ چرا امارات آسیب‌پذیرترین کشور است؟

دبی و ابوظبی در ۵ سال گذشته تبدیل به پایتخت شکلات‌های لوکس خاورمیانه شده‌اند. برندهایی مانند «دبی چاکلت»، «فور سیزنز دسر» و صدها کارگاه شکلات‌سازی صنعتی و نیمه‌صنعتی، مدل کسب‌وکار خود را بر پایه سه مزیت بنا کرده‌اند:

1. دسترسی آسان به پسته ایرانی با کیفیت برتر (طعم، رنگ، عطر)
2. هزینه کمتر حمل‌ونقل نسبت به رقبای اروپایی
3. برندسازی بر اساس هویت «شکلات پسته‌ای دبی»

اکنون هر سه مزیت نابود شده است.

۳.۲ ریسک‌های چهارگانه صنعت شکلات امارات

۳.۳ پرونده ویژه: «دبی چاکلت» در آستانه سقوط

این برند که نماد صنعت شکلات امارات محسوب می‌شود، در دوران اوج رونق خود با سفارش‌های ثبت‌شده برای شش ماه آینده مواجه است. اما با کمبود پسته:
– مجبور به لغو یا کاهش حجم سفارش‌ها شده
– نرخ فروش را تا دو برابر افزایش داده که تقاضا را کاهش می‌دهد
– در حال بررسی حذف کامل طعم پسته از برخی محصولات است که معادل خودتحریمی برند است

تحلیلگر فایننشال تایمز می‌گوید: «اگر جنگ تا پایان سال ادامه یابد، دبی چاکلت و ده‌ها برند مشابه، تنها نامی از گذشته خواهند بود.»

 

بخش چهارم: بازار جهانی پسته – نقشه جدید عرضه و تقاضا

۴.۱ ساختار پیش از بحران (۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴)

۴.۲ ساختار پس از بحران (اکنون)

– آمریکا: نمی‌تواند کمبود ۳۰ درصدی را جبران کند؛ چون ۸۰ درصد تولیدش پیش‌فروش شده است.
– ترکیه: تولیدش برای صادرات انبوه کافی نیست و خود تحت تنش‌های ارزی است.
– ایران: محصول صفر (از نظر تجارت رسمی جهانی).
– نتیجه: خلأ عرضه حدود ۲۵ تا ۳۰ درصدی که قیمت‌ها را به صورت تصاعدی بالا برده است. این بزرگترین اختلال در بازار آجیل و خشکبار از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون است.

بخش پنجم: پیامدهای زنجیره‌ای – فقط شکلات نه، تمام صنایع غذایی

کمبود پسته، زنجیره‌ای از صنایع را درگیر می‌کند:

1. صنعت بستنی: بستنی پسته‌ای یکی از پرفروش‌ترین طعم‌ها در خاورمیانه و اروپاست.
2. صنعت شیرینی و دسر: قنادی‌های لوکس در دبی، استانبول و لندن.
3. صنعت آجیل و خشکبار: پسته بو داده نمکی، یک کالای اساسی در مهمانی‌ها و فست‌فودهاست.
4. صنعت غذاهای آماده: سس‌ها، تزئینات و توپینگ‌های پسته‌ای.

تخمین زده می‌شود افزایش قیمت پسته به تنهایی، نرخ تورم مواد غذایی در خاورمیانه را ۳ تا ۵ درصد افزایش دهد.

 

بخش ششم: سناریوهای آینده – چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بر اساس مدل‌سازی این گزارش، سه سناریو محتمل است:

سناریوی اول (احتمال ۵۰٪): تداوم بحران تا ۶ ماه
– قیمت پسته ۲۰ تا ۳۰ درصد دیگر افزایش می‌یابد.
– ۳۰ تا ۴۰ درصد کارخانه‌های شکلات کوچک و متوسط در امارات تعطیل می‌شوند.
– برندهای بزرگ مجبور به تغییر فرمولاسیون (کاهش درصد پسته یا حذف آن) می‌شوند.
– بازار سیاه پسته در خاورمیانه رونق می‌گیرد.

سناریوی دوم (احتمال ۳۰٪): تشدید جنگ و خروج کامل ایران از بازار
– قیمت پسته از رکوردهای تاریخی عبور کرده و به ۲ تا ۳ برابر قیمت کنونی می‌رسد.
– صنعت شکلات پسته‌ای در امارات عملاً از بین می‌رود.
– کشورهای اروپایی و چین برای خرید هر کیلو پسته آمریکایی وارد جنگ مناقصه می‌شوند.

سناریوی سوم (احتمال ۲۰٪): کاهش تنش و بازگشت تدریجی ایران
– قیمت‌ها در عرض ۳ تا ۶ ماه به سطح قبل از بحران بازمی‌گردد (با شیب ملایم).
– امارات و سایر مشتریان ایرانی به سرعت زنجیره تامین را بازسازی می‌کنند.
– اما اعتماد سرمایه‌گذاران به ثبات بازار پسته برای همیشه از بین می‌رود و صنعت شکلات امارات به دنبال تنوع‌بخشیدن به تامین‌کنندگان خود خواهد بود.

 

بخش هفتم: تحلیل نهایی و توصیه‌های سیاستی

برای سیاست‌گذاران اماراتی:
– فوری وارد مذاکره با آمریکا برای تامین پسته با تعرفه ترجیحی شود.
– صندوق حمایت از صنایع غذایی برای تامین نقدینگی کارخانه‌های در معرض ورشکستگی ایجاد گردد.
– تشویق کارخانه‌ها به تغییر خطوط تولید به سمت شکلات‌هایی با طعم‌های جایگزین (بادام، فندق، گردوی محلی).

برای سرمایه‌گذاران:
– فروش سهام شرکت‌های شکلات خرده‌پای و ریسک‌پذیر.
– سرمایه‌گذاری در شرکت‌های لجستیک جایگزین و انبارداری سرد که از نوسانات قیمت سود می‌برند.

برای رسانه‌ها و تحلیلگران:
– پیگیری مستمر آمار خروج پسته از بنادر ایران (حتی به صورت غیررسمی).
– رصد قراردادهای جدید خرید پسته آمریکا و ترکیه توسط صنایع اماراتی.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی،جنگ‌های خاورمیانه دیگر فقط در میدان‌های نبرد خلاصه نمی‌شوند. این بار، اقتصاد جهانی طعم تلخ آن را در محبوب‌ترین خوراکی لوکس خود یعنی شکلات پسته‌ای دبی حس می‌کند. کمبود پسته ایران، یک هشدار است: زنجیره تامین جهانی بسیار شکننده‌تر از آن است که تصور می‌شد، و تحریم، جنگ یا تنش سیاسی در یک نقطه از جهان، می‌تواند صنعتی را در نقطه‌ای دیگر به طور کامل فلج کند.

امارات متحده عربی برای نخستین بار هزینه سنگین وابستگی به یک تامین‌کننده واحد (ایران) را می‌پردازد. حال باید دید این کشور به سرعت واکنش نشان می‌دهد یا صنعت میلیارد دلاری شکلات پسته‌ای خود را قربانی تنش‌های منطقه‌ای خواهد کرد.

بحران

اقدامات قهری یکجانبه؛ مانعی جدی در برابر حق دسترسی به غذا

علی کیانی‌راد در نشست ۱۸۱ شورای فائو ضمن تشریح رژیم حقوقی «عبور بی‌ضرر» در تنگه هرمز، به کشورهای اتهام‌زننده هشدار داد: ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده، اما به هر حمله‌ای از همان نقطه پاسخ قاطع خواهد داد

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: نماینده دائم ایران در فائو با رد اتهامات واهی برخی کشورها درباره بستن تنگه هرمز، تأکید کرد که این آبراه بر روی کشتی‌های تجاری باز است و در بیانیه‌ای مشترک با ۵ کشور دیگر، اقدامات قهری یکجانبه را تهدیدی جدی برای امنیت غذایی جهانی خواند.

به گزارش خبرنگار ما، در روزهایی که یکصد و هشتاد و یکمین نشست شورای فائو در رم در حال برگزاری است، مواضع جمهوری اسلامی ایران در دو جبهه مهم، بازتاب قابل توجهی داشته: نخست، پاسخ قاطع به اتهامات واهی درباره تنگه هرمز، و دوم، همراهی با جبهه‌ای از کشورها برای محکومیت اقدامات قهری یکجانبه.

در مورد تنگه هرمز، روایت ایران شفاف است:

علی کیانی‌راد، نماینده ایران در فائو، در واکنش به اتهام‌زنی مجدد کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان، عربستان و برخی دیگر، با اشاره به دو نکته کلیدی، خط قرمزهای تهران را مشخص کرد:

– باز بودن تنگه برای کشتی‌های تجاری: به گفته وی، تنگه هرمز هم قبل و هم بعد از هرگونه تنش، بر روی کشتی‌های تجاری باز بوده و تنها تردد کشتی‌های نظامی و مرتبط با دشمنان ایران ممنوعیت دارد. او این اتهامات را «رفتارهای ریاکارانه» و «اصرار بر ندیدن واقعیت» توصیف کرد.
– دفاع مشروع، نه آغازگر جنگ: دیپلمات ارشد ایران با یادآوری ۲۵۰۰ سال تمدن ایران، تأکید کرد که این کشور هرگز آغازگر جنگی نبوده، اما در چارچوب قوانین بین‌المللی حق دفاع مشروع و پاسخگویی به هر حمله در همان نقطه را برای خود محفوظ می‌دارد.

نکته حقوقی جالب توجه در این بخش، اعلام مجدد این واقعیت بود که ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل نیست و رژیم حقوقی مدنظر خود را مبتنی بر «عبور بی‌ضرر» بر اساس حقوق عرفی بین‌المللی می‌داند.

در جبهه دوم، محکومیت تحریم‌های یکجانبه:

در بیانیه‌ای مشترک با کشورهای روسیه، بلاروس، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی، گروهی از کشورها صراحتاً اعلام کردند که اقدامات قهری یکجانبه نه تنها غیرقانونی هستند، بلکه به یک تهدید جدی برای امنیت غذایی جهانی تبدیل شده‌اند.

در این بیانیه، به طور مشخص به این موارد اشاره شده است:
– تحریم‌ها دسترسی به سوخت و کود را مختل کرده و زنجیره تأمین غذا را فلج می‌کنند.
– چنین اقداماتی باعث افزایش تورم مواد غذایی و پیامدهای شدید بشردوستانه می‌شوند.
– برخی کشورها در تلاش هستند با اعمال فشار بر کارشناسان فائو، استقلال و بی‌طرفی این سازمان را خدشه‌دار کنند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، آنچه در نشست فائو در رم رخ داد، صرفاً یک مناظره دیپلماتیک نبود. ایران نشان داد که از یک سو با تکیه بر اصول حقوق بین‌الملل و حقایق میدانی (باز بودن تنگه هرمز برای کشتی‌های تجاری)، اتهامات سیاسی را بی‌اثر می‌کند و از سوی دیگر، در ائتلافی از کشورهای مخالف یک‌جانبه‌گرایی، به گفتمان غالب علیه تحریم‌های فراسرزمینی قدرت می‌بخشد.

پیام نهایی یادداشت حاضر را می‌توان در این جمله از پاسخ ایران جست: برای کسانی که نمی‌خواهند واقعیت‌ها را ببینند، هزار جلسه دیگر شورا هیچ تأثیری نخواهد داشت.

ادامه مطلب

بحران

بحران در تنگه هرمز؛ کرونای بی‌واکسن برای شرکت‌های خرد و نوپا

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف تصور رایج که آن را تهدیدی صرفاً نظامی می‌داند، در عمق خود یک کرونای خاموش اقتصادی برای شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس است؛ بنگاه‌هایی که هم‌اینک با گرانی افسارگسیخته مواد اولیه، قطع زنجیره تأمین و نابودی تقاضای مصرف‌کننده، توان ادامه حیات خود را از دست داده اند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: درحالی‌که گفتمان غالب پیرامون جنگ ایران و آمریکا معطوف به بازدارندگی نظامی است، اما واقعیت تلخ اقتصادی این است که قربانیان اصلی نه سامانه‌های پدافندی، بلکه شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس بود. شوک عرضه نفت و پتروشیمی، نرخ بهره و ارز را از کنترل خارج کرده و کرونایی طولانی‌مدت بر پیکر این بنگاه‌ها تحمیل می‌کند؛ کرونایی که نه پایانش مشخص است و نه واکسنی برایش وجود دارد.

به گزارش داوان‌نیوز، درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و اسرائیل با ایران، فارغ از نتیجه میدانی، یک شوک عظیم عرضه‌ای و تقاضایی در اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد ایران ایجاد کرد. رویکردهای تحلیلی-اقتصادی نشان می‌دهد که شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس (استارتاپ‌ها و SMEها) به دلیل وابستگی به مواد اولیه ارزان‌قیمت، ثبات نسبی قیمت حامل‌های انرژی و دسترسی به زنجیره تأمین روان، آسیب‌پذیرترین قشر اقتصادی هستند. گرانی بی‌سابقه محصولات نفتی، پتروشیمی و مواد اولیه، همراه با انفجار هزینه‌های لجستیک و بیمه، این بنگاه‌ها را با «کرونای اقتصادی خاموش» مواجه می‌کند که مرگ تدریجی اما گسترده آن‌ها را رقم می‌زند.

اقتصاد ایران در دهه گذشته همواره در شرایط تحریم و تورم مزمن به سر برده، اما کسب‌وکارهای خرد و نوپا با تکیه بر انعطاف‌پذیری، دیجیتالی‌شدن و هزینه سربار پایین توانسته‌اند دوام بیاورند. نقطه ضعف اصلی این بنگاه‌ها، حاشیه سود ناچیز و ناتوانی در انباشت موجودی راهبردی مواد اولیه است. جنگ ، شاخص‌های کلیدی نظیر قیمت نفت برنت (احتمال جهش به بیش از ۱۵۰ دلار)، نرخ ارز (افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی)، هزینه حمل‌ونقل بین‌المللی و نرخ بهره بین‌بانکی را از کنترل خارج کرد.

تحلیل پیامدها

۱. شوک قیمت مواد اولیه و حامل‌های انرژی
جنگ در منطقه خلیج فارس مستقیماً تنگه هرمز را در معرض اختلال قرار داد. عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه، و افزایش ۳ تا ۴ برابری قیمت نفت و گاز طبیعی تبدیل کرد. برای شرکت‌های خرد در ایران که به فرآورده‌های پتروشیمی (پلیمرها، رزین‌ها، حلال‌ها) و محصولات پالایشگاهی (گازوئیل، بنزین، قیر، روانکارها) وابسته‌اند، این به معنای افزایش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی هزینه تولید ظرف دو ماه جنگ بود. صنایعی مانند تولید پلاستیک، رنگ، رزین، لاستیک، کفش، لوازم‌تحریر، بسته‌بندی و داروسازی با توقف خط تولید مواجه می‌شوند.

۲. فلج شدن زنجیره تأمین و لجستیک
بیمه‌های دریایی پوشش ترافیک خلیج فارس و دریای عمان را لغو کرد. هزینه حمل یک کانتینر از چین یا ترکیه به بندرعباس تا ۸ برابر افزایش یافت. واردات مواد اولیه حیاتی مانند قطعات الکترونیک، افزودنی‌های شیمیایی، بسته‌بندی‌های خاص و ماشین‌آلات کوچک عملاً متوقف شد. شرکت‌های تازه‌تأسیس که معمولاً مدل «تولید به‌موقع» (Just-in-Time) و انبار گردان دارند، پس از ۲ تا ۳ هفته با کمبود شدید موجودی و توقف سفارش‌ها روبه‌رو شدند.

۳. تورم افسارگسیخته و تخریب تقاضای مؤثر
شرکت‌های خرد و نوپا نه تنها با گرانی نهاده‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بلکه مصرف‌کننده نهایی قدرت خرید خود را به دلیل تورم ماهانه ۳۰ تا ۵۰ درصدی از دست می‌دهد. کسب‌وکارهای B2C مانند فروشگاه‌های آنلاین، کافه‌ها، تولید پوشاک، اپلیکیشن‌های خدمات شهری، آموزش‌های آزاد و صنایع دستی با افت ۷۰ تا ۹۰ درصدی فروش واقعی مواجه شده و نقدینگی این بنگاه‌ها به صفر می‌رسد و امکان اخذ وام یا سرمایه در گردش جدید وجود ندارد (چون بانک‌ها نیز تحت فشار نقدینگی و تسهیلات تکلیفی جنگ هستند).

۴. شکست سیاست‌های حمایتی و معافیت‌ها
دولت ایران در شرایط جنگ تمام‌عیار، بودجه را به سمت کالاهای اساسی (گندم، دارو، نان) سوق داده و شرکت‌های خرد و نوپا از صف دریافت ارز ترجیحی، تسهیلات کم‌بهره و معافیت مالیاتی خارج شدند. حتی سیستم‌های نوین تأمین مالی مانند انتشار سهام در فرابورس یا دریافت وام جمعی (crowdfunding) به دلیل سقوط شاخص‌های بازار سرمایه و بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز، عملاً از کار افتاد.

۵. فرار مغزها و مهاجرت بنیان‌گذاران
نخستین واکنش کارآفرینان و نیروهای ماهر، مهاجرت شغلی به کشورهای همسایه (ترکیه، امارات، ارمنستان) یا اروپا است. شرکت‌های نوپایی که بنیان‌گذار یا تیم فنی خود را از دست می‌دهند، عملاً منحل می‌شوند. این پدیده «خون‌ریزی سرمایه انسانی» تا یک دهه پس از جنگ نیز آثار خود را نشان می‌دهد، زیرا نسل جدید استارتاپ‌ها شکل نخواهد گرفت.

مقایسه با کرونای اقتصادی
همانند همه‌گیری کووید-۱۹ که در سال ۲۰۲۰ باعث تعطیلی میلیون‌ها کسب‌وکار خرد در جهان شد، جنگ نیز به صورت ناگهانی و نمایی تقاضا و عرضه را منهدم می‌کند. تفاوت اساسی در این است که کرونا یک شوک بهداشتی با پایان قابل پیش‌بینی (واکسن) بود، اما جنگ فاقد افق مشخص و تزریق نقدینگی گسترده از سوی دولت‌های غربی به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر، کسب‌وکارهای خرد ایرانی همزمان با سه بحران مواجه‌اند:
– شوک عرضه (گرانی و نایابی مواد اولیه)
– شوک تقاضا (فقر مصرف‌کننده)
– شوک نهادی (قطع حمایت‌های دولتی و مالی)

آیا امکان بقا وجود دارد؟
در سناریوی خوش‌بینانه، تنها شرکت‌هایی زنده می‌مانند که:
۱. کاملاً صادرات‌محور بوده و درآمد ارزی داشته باشند (برای تهیه مواد اولیه از کانال‌های غیررسمی).
۲. زنجیره تأمین داخلی و کاملاً جایگزین (ساخت داخل) داشته باشند.
۳. قبلاً موجودی شش‌ماهه مواد اولیه راهبردی را انباشته کرده باشند.
۴. مدل کسب‌وکار «خدمات محور» بدون وابستگی به کالای فیزیکی (مانند استارتاپ‌های نرم‌افزاری صرف) داشته باشند.

حتی در این حالت، بیش از ۸۰ درصد شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس در ایران ظرف یک سال تعطیل می‌شوند و مابقی نیز با کوچک‌شدن شدید نیرو و تولید، عملاً به سطح کافه‌پیماهای خانوادگی تنزل یافتند.

نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران یک «مرگ برنامه‌ریزی‌شده» برای اکوسیستم کسب‌وکارهای خرد و نوپا در ایران است. بر خلاف تصور رایج که جنگ را فرصتی برای رانت‌خواری برخی حلقه‌ها می‌داند، برای قشر وسیع کارآفرینان خرد و تازه‌کار، این جنگ به مثابه یک کرونای مزمن و بدون واکسن عمل می‌کند. برای کاهش تلفات اقتصادی؛
– دولت باید صندوق بیمۀ «شوک‌های ژئوپلیتیک» برای SMEها ایجاد کند.
– شرکت‌های خرد تنوع‌بخشی به بازار و تأمین‌کنندگان (کاهش وابستگی به پتروشیمی‌های یک منطقه) را در اولویت قرار دهند.
– جامعه جهانی نیز باید درک کند که ادامه درگیری نظامی در خلیج فارس، میلیون‌ها شغل رسمی و غیررسمی را در سراسر زنجیره ارزش از بین می‌برد و ثبات اقتصادی جهانی را برای یک دهه مختل می‌کند.

 

ادامه مطلب

بحران

تأخیر جهانی حمل‌ونقل یخچالی؛ فشار بر صادرات انگور، توت‌فرنگی و بلوبری

بر اساس آخرین گزارش‌های جهانی، تأخیرهای لجستیکی در بنادری مانند کیپ‌تاون (۱۴ روزه) و روتردام، فشار فزاینده‌ای بر صادرات محصولات حساس به سرما از جمله انگور، توت‌فرنگی و بلوبری وارد کرده و زنگ خطر کاهش ماندگاری و افزایش پوسیدگی میوه‌ها را به صدا درآورده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: تأخیر جهانی در حمل‌ونقل یخچالی، صادرات انگور و توت‌فرنگی را با بحران مواجه کرد.

به گزارش خبرنگار ما، تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و افزایش ازدحام در بنادر جهانی، زنجیره تأمین محصولات تازه کشاورزی را مختل کرده و صادرکنندگان میوه را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو ساخته است.

طولانی‌شدن زمان حمل‌ونقل، تغییر مسیر کشتی‌ها، تراکم بی‌سابقه در بنادر و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های حمل کانتینرهای یخچالی، فشار فزاینده‌ای بر صادرات محصولات حساس به سرما وارد آورده است. این اختلالات، کیفیت تجاری میوه‌ها و سبزیجات تازه، به‌ویژه محصولاتی با ماندگاری کوتاه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

کیپ‌تاون در بن‌بست؛ توقف ۱۴ روزه کانتینرهای یخچالی
در آفریقای جنوبی، وضعیت بحرانی‌تر شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که کانتینرهای یخچالی در بندر کیپ‌تاون، بین ۱۰ تا ۱۴ روز برای جابه‌جایی معطل می‌مانند؛ در حالی که میانگین طبیعی این فرآیند حدود ۴ روز است. این تأخیرها، انباشت میوه در سردخانه‌ها و وقفه در برنامه‌های صادراتی را به دنبال داشته است.

بحران در اروپا؛ روتردام مقصد بلوبری و انگور فرنگی را تهدید می‌کند
صادرکنندگان پرو نیز از ازدحام بی‌سابقه در بنادر اروپایی به‌ویژه روتردام خبر می‌دهند. این شرایط، زغال‌اخته (بلوبری) و انگور فرنگی را که وابستگی شدیدی به پنجره‌های لجستیکی کوتاه دارند، با خطر کاهش کیفیت مواجه کرده است. برخی تغییر مسیرهای دریایی نیز تا ۱۰ روز به زمان حمل افزوده‌اند.

انگور و توت‌ها؛ آسیب‌پذیرترین محصولات
بر اساس این گزارش، انگور و انواع توت‌ها (بری‌ها) به دلیل حساسیت به کم‌آبی، افت سفتی بافت، کاهش وزن و پوسیدگی، در رأس آسیب‌پذیرترین محصولات قرار دارند. کارشناسان تأکید می‌کنند که حفظ زنجیره سرد به‌تنهایی دیگر برای حفظ کیفیت در شرایط غیرقابل‌پیش‌بینی لجستیکی کافی نیست.

مرکبات و سیب هم در امان نیستند
حتی محصولات مقاوم‌تر مانند مرکبات و سیب نیز از افزایش زمان حمل در امان نمانده‌اند. این میوه‌ها با کاهش طراوت، اختلالات فیزیولوژیکی و کاهش عمر مفید در مقصد مواجه شده‌اند.

راهکار صادرکنندگان: تمرکز بر مدیریت پس از برداشت
این گزارش نتیجه می‌گیرد که رویدادهای ژئوپلیتیکی (به‌ویژه تنش‌های تنگه هرمز)، ازدحام بنادر، تغییر مسیرهای اجباری و اختلالات اقلیمی، به بخش جدایی‌ناپذیر چالش‌های ساختاری در تجارت جهانی محصولات تازه تبدیل شده‌اند. در پاسخ، صادرکنندگان تمرکز خود را به سمت سیستم‌های پیشرفته مدیریت پس از برداشت معطوف کرده‌اند که برای حفظ سفتی، تازگی و افزایش عمر مفید در دوره‌های طولانی نگهداری طراحی شده‌اند.

استراتژی‌های فعلی عمدتاً بر کنترل پوسیدگی، حفظ استحکام بافت و مدیریت دقیق ماندگاری میوه‌های حساس نظیر انگور، انواع توت، مرکبات و سیب متمرکز است. در پایان گزارش تأکید شده که پیش‌بینی‌پذیری لجستیک، دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه به یک چالش حیاتی برای صادرکنندگان در زنجیره‌های تأمین طولانی‌مدت محصولات تازه تبدیل شده است.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار