با ما همراه باشید

بحران

قطعات یدکی نایاب، دلار آسمانی، تراکتور فرسوده؛ توقف نوسازی در سناریوی جنگی

جنگ + جهش دلار = مرگ نوسازی ماشین‌آلات کشاورزی. بر اساس سناریوی شوک ژئوپلیتیک، هزینه تمام‌شده تراکتور و کمباین بین ۵۰ تا ۱۵۰ درصد افزایش یافته و کشاورزان به جای خرید نو، صرفاً به تعمیر ماشین‌های ۲۰ ساله روی می‌آورند. قطعات یدکی نایاب و بیمه حمل دریایی غیرقابل پرداخت می‌شود.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: آیا کشاورز ایرانی در بحران بعدی ارزی و نظامی، قادر به خرید یک تراکتور ساده خواهد بود؟ تحلیل اثر تنش‌های آمریکا و اسرائیل با ایران نشان می‌دهد قیمت ماشین‌آلات کشاورزی تا ۱۵ میلیارد تومان افزایش می‌یابد و نوسازی ناوگان عملاً متوقف می‌شود. نتیجه: کاهش بهره‌وری، افزایش ضایعات و تهدید امنیت غذایی.

به گزارش خبرنگار داوان نیوز، بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای امنیت غذایی و اشتغال در ایران، به شدت به ماشین‌آلات مدرن و کارآمد وابسته است. تجهیزاتی مانند تراکتور، کمباین، و ادوات دقیق (precision farming) عمدتاً یا وارداتی‌اند یا با استفاده از قطعات و دانش فنی خارجی تولید داخلی می‌شوند. در شرایط عادی، هزینه تولید و تأمین این ماشین‌آلات تحت تأثیر نرخ ارز، تحریم‌ها و هزینه حمل‌ونقل است. اما وقوع یک درگیری نظامی مستقیم یا نیابتی گسترده دیگر میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، می‌تواند شوک‌های چندلایه‌ای به این زنجیره تامین وارد کند.

۱. تأثیر جنگ بر هزینه‌های تمام‌شده ماشین‌آلات کشاورزی

۱.۱. اختلال در زنجیره تأمین قطعات و مواد اولیه
بسیاری از قطعات کلیدی ماشین‌آلات کشاورزی (موتور، سیستم‌های هیدرولیک، ECU) از کشورهای اروپایی، چین و ترکیه تأمین می‌شود. در صورت تشدید تنش‌های نظامی:
– مسیرهای دریایی (خلیج فارس، دریای عمان، تنگه هرمز) با خطر حملات، مین‌گذاری یا بازرسی نظامی مواجه می‌شود که بیمه بار را تا چندین برابر افزایش می‌دهد.
– کریدورهای زمینی و هوایی نیز به دلیل افزایش بازرسی‌ها و تحریم‌های ثانویه با کندی و ریسک همراه می‌شود.
– تولیدکنندگان خارجی به دلیل ترس از تحریم یا آسیب‌پذیری زنجیره تامین خود، عرضه مستقیم به ایران را کاهش می‌دهند.

نتیجه: هزینه تأمین هر قطعه یا ماشین کامل وارداتی بین ۵۰ تا ۱۵۰ درصد افزایش می‌یابد.

۱.۲. افزایش قیمت فولاد، آلومینیوم و لاستیک
بسیاری از مواد اولیه ساخت ماشین‌آلات کشاورزی به صورت جهانی قیمت‌گذاری می‌شوند. جنگ منطقه‌ای قیمت نفت و حامل‌های انرژی را افزایش می‌دهد که به تبع آن:
– قیمت فولاد و آلومینیوم (مصرف بالا در شاسی و ادوات)
– قیمت پلیمرها و لاستیک (تایرهای سنگین)
با افزایش روبه‌رو می‌شود. این افزایش مستقیماً به بهای تمام‌شده تولید داخلی یا واردات منتقل می‌شود.

۲. افزایش نرخ دلار و اثر تشدیدکننده آن

در شرایط جنگی، چند عامل همزمان نرخ ارز را جهشی بالا می‌برند:
– خروج سرمایه و افزایش تقاضای ارز برای واردات کالاهای اساسی و دارو.
– محدودیت دسترسی به منابع ارزی ناشی از تحریم‌های مالی و بستن سوئیفت.
– کاهش درآمدهای نفتی و فشار بر ذخایر ارزی.

نرخ دلار در چنین سناریویی می‌تواند در کوتاه‌مدت ۳ تا ۵ برابر نرخ رسمی پیش از بحران شود (تجربه جنگ اوکراین و جهش ارزی ایران در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۴۰۱).

از آنجایی که:
– قیمت دستگاه‌های وارداتی = (قیمت پایه به یورو/دلار × نرخ ارز) + حقوق ورودی + هزینه بیمه و حمل
– حتی ماشین‌آلات ساخت داخل نیز حداقل ۴۰ تا ۷۰ درصد اجزای وارداتی (موتور، گیربکس، سیستم هیدرولیک) دارند.

بنابراین افزایش نرخ دلار به طور خطی هزینه ماشین‌آلات را بالا می‌برد. برای مثال، تراکتور ۱۰۰ اسب بخار که پیش از بحران ۳ میلیارد تومان قیمت داشت، در بحران ارزی با نرخ دلار ۳۰۰ هزار تومانی به ۱۲ تا ۱۵ میلیارد تومان می‌رسد.

۳. پیامدها برای نوسازی ماشین‌آلات کشاورزی توسط کشاورز

نوسازی ماشین‌آلات کشاورزی (جایگزینی دستگاه‌های فرسوده با مدل‌های جدیدتر، کم‌مصرف و دقیق) در شرایط عادی با چالش تأمین مالی مواجه است. در شرایط جنگ و جهش ارزی، این روند عملاً متوقف می‌شود:

۳.۱. کاهش شدید توان خرید کشاورز
– قیمت محصولات کشاورزی (گندم، جو، ذرت، برنج) معمولاً با تاخیر و با نرخ‌های دستوری افزایش می‌یابد، در حالی که هزینه ماشین‌آلات جهش لحظه‌ای دارد.
– درآمد واقعی کشاورز کاهش یافته و قدرت تجهیز ناوگان از دست می‌رود.

۳.۲. افزایش سن ناوگان و کاهش بهره‌وری
– میانگین سن تراکتورهای فعال در ایران هم اکنون بالای ۲۰ سال است (در کشورهای توسعه‌یافته زیر ۸ سال). در شرایط جنگی، کشاورز به جای خرید ماشین جدید، به تعمیر ماشین‌های فرسوده روی می‌آورد.
– قطعات یدکی نیز گران و کمیاب می‌شوند؛ بنابراین ماشین‌آلات از کار افتاده مدت‌طولانی در تعمیرگاه می‌مانند.

۳.۳. کاهش ضریب مکانیزاسیون و افزایش هزینه تولید محصولات
افت نوسازی به کاهش سطح زیر کشت مکانیزه و افزایش ضایعات حین برداشت منجر می‌شود. همزمان، هزینه سوخت، بذر و کود نیز رشد می‌کند و در نهایت امنیت غذایی تهدید می‌شود.

۳.۴. مهاجرت کشاورزان و خروج سرمایه از بخش کشاورزی
کشاورزی که توانایی نوسازی ندارد و هزینه تولیدش از درآمدش فراتر می‌رود، زمین خود را رها می‌کند یا به ساخت وساز تغییر کاربری می‌دهد. این روند در جنگ تشدید شده و بازگشت به حالت عادی سال‌ها طول می‌کشد.

نتیجه‌گیری و سناریوهای پیشنهادی

تنش مجدد نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران، که به جنگ تجاری-بازدارنده کامل منجر شده، از دو کانال «اخلال در زنجیره تامین جهانی قطعات» و «جهش بی‌سابقه نرخ دلار» هزینه تولید و خرید ماشین‌آلات کشاورزی را به حدی می‌رساند که نوسازی ناوگان کشاورزی عملاً غیرممکن می‌شود. نتیجه، کاهش بهره‌وری، افزایش ضایعات، و وابستگی شدیدتر به واردات مواد غذایی خواهد بود.

توصیه‌های سیاستی (در شرایط پیش از بحران):
۱. تشکیل ذخیره راهبردی از قطعات کلیدی و موتورهای ماشین‌آلات کشاورزی برای ۲۴ ماه.
۲. تعریف خط اعتباری ارزی جدا از تحریم‌های سوئیفت (مثلاً تهاتر با کشورهای همسایه).
۳. حمایت از تولید داخلی قطعات استراتژیک (ECU، پمپ‌های هیدرولیک) حتی با کیفیت پایین‌تر به عنوان جایگزین اضطراری.
۴. ارائه یارانه نوسازی به کشاورزان بر اساس شاخص بهره‌وری انرژی، نه بر اساس نرخ ارز رسمی.

در غیر این صورت، یک جنگ منطقه‌ای به سادگی می‌تواند ضریب مکانیزاسیون کشاورزی ایران را تا ۱۵ سال به عقب بازگرداند.

بحران

اقدامات قهری یکجانبه؛ مانعی جدی در برابر حق دسترسی به غذا

علی کیانی‌راد در نشست ۱۸۱ شورای فائو ضمن تشریح رژیم حقوقی «عبور بی‌ضرر» در تنگه هرمز، به کشورهای اتهام‌زننده هشدار داد: ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده، اما به هر حمله‌ای از همان نقطه پاسخ قاطع خواهد داد

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان‌نیوز: نماینده دائم ایران در فائو با رد اتهامات واهی برخی کشورها درباره بستن تنگه هرمز، تأکید کرد که این آبراه بر روی کشتی‌های تجاری باز است و در بیانیه‌ای مشترک با ۵ کشور دیگر، اقدامات قهری یکجانبه را تهدیدی جدی برای امنیت غذایی جهانی خواند.

به گزارش خبرنگار ما، در روزهایی که یکصد و هشتاد و یکمین نشست شورای فائو در رم در حال برگزاری است، مواضع جمهوری اسلامی ایران در دو جبهه مهم، بازتاب قابل توجهی داشته: نخست، پاسخ قاطع به اتهامات واهی درباره تنگه هرمز، و دوم، همراهی با جبهه‌ای از کشورها برای محکومیت اقدامات قهری یکجانبه.

در مورد تنگه هرمز، روایت ایران شفاف است:

علی کیانی‌راد، نماینده ایران در فائو، در واکنش به اتهام‌زنی مجدد کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان، عربستان و برخی دیگر، با اشاره به دو نکته کلیدی، خط قرمزهای تهران را مشخص کرد:

– باز بودن تنگه برای کشتی‌های تجاری: به گفته وی، تنگه هرمز هم قبل و هم بعد از هرگونه تنش، بر روی کشتی‌های تجاری باز بوده و تنها تردد کشتی‌های نظامی و مرتبط با دشمنان ایران ممنوعیت دارد. او این اتهامات را «رفتارهای ریاکارانه» و «اصرار بر ندیدن واقعیت» توصیف کرد.
– دفاع مشروع، نه آغازگر جنگ: دیپلمات ارشد ایران با یادآوری ۲۵۰۰ سال تمدن ایران، تأکید کرد که این کشور هرگز آغازگر جنگی نبوده، اما در چارچوب قوانین بین‌المللی حق دفاع مشروع و پاسخگویی به هر حمله در همان نقطه را برای خود محفوظ می‌دارد.

نکته حقوقی جالب توجه در این بخش، اعلام مجدد این واقعیت بود که ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل نیست و رژیم حقوقی مدنظر خود را مبتنی بر «عبور بی‌ضرر» بر اساس حقوق عرفی بین‌المللی می‌داند.

در جبهه دوم، محکومیت تحریم‌های یکجانبه:

در بیانیه‌ای مشترک با کشورهای روسیه، بلاروس، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی، گروهی از کشورها صراحتاً اعلام کردند که اقدامات قهری یکجانبه نه تنها غیرقانونی هستند، بلکه به یک تهدید جدی برای امنیت غذایی جهانی تبدیل شده‌اند.

در این بیانیه، به طور مشخص به این موارد اشاره شده است:
– تحریم‌ها دسترسی به سوخت و کود را مختل کرده و زنجیره تأمین غذا را فلج می‌کنند.
– چنین اقداماتی باعث افزایش تورم مواد غذایی و پیامدهای شدید بشردوستانه می‌شوند.
– برخی کشورها در تلاش هستند با اعمال فشار بر کارشناسان فائو، استقلال و بی‌طرفی این سازمان را خدشه‌دار کنند.

به گزارش اخبار روزانه کشاورزی، آنچه در نشست فائو در رم رخ داد، صرفاً یک مناظره دیپلماتیک نبود. ایران نشان داد که از یک سو با تکیه بر اصول حقوق بین‌الملل و حقایق میدانی (باز بودن تنگه هرمز برای کشتی‌های تجاری)، اتهامات سیاسی را بی‌اثر می‌کند و از سوی دیگر، در ائتلافی از کشورهای مخالف یک‌جانبه‌گرایی، به گفتمان غالب علیه تحریم‌های فراسرزمینی قدرت می‌بخشد.

پیام نهایی یادداشت حاضر را می‌توان در این جمله از پاسخ ایران جست: برای کسانی که نمی‌خواهند واقعیت‌ها را ببینند، هزار جلسه دیگر شورا هیچ تأثیری نخواهد داشت.

ادامه مطلب

بحران

بحران در تنگه هرمز؛ کرونای بی‌واکسن برای شرکت‌های خرد و نوپا

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف تصور رایج که آن را تهدیدی صرفاً نظامی می‌داند، در عمق خود یک کرونای خاموش اقتصادی برای شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس است؛ بنگاه‌هایی که هم‌اینک با گرانی افسارگسیخته مواد اولیه، قطع زنجیره تأمین و نابودی تقاضای مصرف‌کننده، توان ادامه حیات خود را از دست داده اند.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: درحالی‌که گفتمان غالب پیرامون جنگ ایران و آمریکا معطوف به بازدارندگی نظامی است، اما واقعیت تلخ اقتصادی این است که قربانیان اصلی نه سامانه‌های پدافندی، بلکه شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس بود. شوک عرضه نفت و پتروشیمی، نرخ بهره و ارز را از کنترل خارج کرده و کرونایی طولانی‌مدت بر پیکر این بنگاه‌ها تحمیل می‌کند؛ کرونایی که نه پایانش مشخص است و نه واکسنی برایش وجود دارد.

به گزارش داوان‌نیوز، درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و اسرائیل با ایران، فارغ از نتیجه میدانی، یک شوک عظیم عرضه‌ای و تقاضایی در اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد ایران ایجاد کرد. رویکردهای تحلیلی-اقتصادی نشان می‌دهد که شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس (استارتاپ‌ها و SMEها) به دلیل وابستگی به مواد اولیه ارزان‌قیمت، ثبات نسبی قیمت حامل‌های انرژی و دسترسی به زنجیره تأمین روان، آسیب‌پذیرترین قشر اقتصادی هستند. گرانی بی‌سابقه محصولات نفتی، پتروشیمی و مواد اولیه، همراه با انفجار هزینه‌های لجستیک و بیمه، این بنگاه‌ها را با «کرونای اقتصادی خاموش» مواجه می‌کند که مرگ تدریجی اما گسترده آن‌ها را رقم می‌زند.

اقتصاد ایران در دهه گذشته همواره در شرایط تحریم و تورم مزمن به سر برده، اما کسب‌وکارهای خرد و نوپا با تکیه بر انعطاف‌پذیری، دیجیتالی‌شدن و هزینه سربار پایین توانسته‌اند دوام بیاورند. نقطه ضعف اصلی این بنگاه‌ها، حاشیه سود ناچیز و ناتوانی در انباشت موجودی راهبردی مواد اولیه است. جنگ ، شاخص‌های کلیدی نظیر قیمت نفت برنت (احتمال جهش به بیش از ۱۵۰ دلار)، نرخ ارز (افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی)، هزینه حمل‌ونقل بین‌المللی و نرخ بهره بین‌بانکی را از کنترل خارج کرد.

تحلیل پیامدها

۱. شوک قیمت مواد اولیه و حامل‌های انرژی
جنگ در منطقه خلیج فارس مستقیماً تنگه هرمز را در معرض اختلال قرار داد. عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه، و افزایش ۳ تا ۴ برابری قیمت نفت و گاز طبیعی تبدیل کرد. برای شرکت‌های خرد در ایران که به فرآورده‌های پتروشیمی (پلیمرها، رزین‌ها، حلال‌ها) و محصولات پالایشگاهی (گازوئیل، بنزین، قیر، روانکارها) وابسته‌اند، این به معنای افزایش ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی هزینه تولید ظرف دو ماه جنگ بود. صنایعی مانند تولید پلاستیک، رنگ، رزین، لاستیک، کفش، لوازم‌تحریر، بسته‌بندی و داروسازی با توقف خط تولید مواجه می‌شوند.

۲. فلج شدن زنجیره تأمین و لجستیک
بیمه‌های دریایی پوشش ترافیک خلیج فارس و دریای عمان را لغو کرد. هزینه حمل یک کانتینر از چین یا ترکیه به بندرعباس تا ۸ برابر افزایش یافت. واردات مواد اولیه حیاتی مانند قطعات الکترونیک، افزودنی‌های شیمیایی، بسته‌بندی‌های خاص و ماشین‌آلات کوچک عملاً متوقف شد. شرکت‌های تازه‌تأسیس که معمولاً مدل «تولید به‌موقع» (Just-in-Time) و انبار گردان دارند، پس از ۲ تا ۳ هفته با کمبود شدید موجودی و توقف سفارش‌ها روبه‌رو شدند.

۳. تورم افسارگسیخته و تخریب تقاضای مؤثر
شرکت‌های خرد و نوپا نه تنها با گرانی نهاده‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بلکه مصرف‌کننده نهایی قدرت خرید خود را به دلیل تورم ماهانه ۳۰ تا ۵۰ درصدی از دست می‌دهد. کسب‌وکارهای B2C مانند فروشگاه‌های آنلاین، کافه‌ها، تولید پوشاک، اپلیکیشن‌های خدمات شهری، آموزش‌های آزاد و صنایع دستی با افت ۷۰ تا ۹۰ درصدی فروش واقعی مواجه شده و نقدینگی این بنگاه‌ها به صفر می‌رسد و امکان اخذ وام یا سرمایه در گردش جدید وجود ندارد (چون بانک‌ها نیز تحت فشار نقدینگی و تسهیلات تکلیفی جنگ هستند).

۴. شکست سیاست‌های حمایتی و معافیت‌ها
دولت ایران در شرایط جنگ تمام‌عیار، بودجه را به سمت کالاهای اساسی (گندم، دارو، نان) سوق داده و شرکت‌های خرد و نوپا از صف دریافت ارز ترجیحی، تسهیلات کم‌بهره و معافیت مالیاتی خارج شدند. حتی سیستم‌های نوین تأمین مالی مانند انتشار سهام در فرابورس یا دریافت وام جمعی (crowdfunding) به دلیل سقوط شاخص‌های بازار سرمایه و بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز، عملاً از کار افتاد.

۵. فرار مغزها و مهاجرت بنیان‌گذاران
نخستین واکنش کارآفرینان و نیروهای ماهر، مهاجرت شغلی به کشورهای همسایه (ترکیه، امارات، ارمنستان) یا اروپا است. شرکت‌های نوپایی که بنیان‌گذار یا تیم فنی خود را از دست می‌دهند، عملاً منحل می‌شوند. این پدیده «خون‌ریزی سرمایه انسانی» تا یک دهه پس از جنگ نیز آثار خود را نشان می‌دهد، زیرا نسل جدید استارتاپ‌ها شکل نخواهد گرفت.

مقایسه با کرونای اقتصادی
همانند همه‌گیری کووید-۱۹ که در سال ۲۰۲۰ باعث تعطیلی میلیون‌ها کسب‌وکار خرد در جهان شد، جنگ نیز به صورت ناگهانی و نمایی تقاضا و عرضه را منهدم می‌کند. تفاوت اساسی در این است که کرونا یک شوک بهداشتی با پایان قابل پیش‌بینی (واکسن) بود، اما جنگ فاقد افق مشخص و تزریق نقدینگی گسترده از سوی دولت‌های غربی به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر، کسب‌وکارهای خرد ایرانی همزمان با سه بحران مواجه‌اند:
– شوک عرضه (گرانی و نایابی مواد اولیه)
– شوک تقاضا (فقر مصرف‌کننده)
– شوک نهادی (قطع حمایت‌های دولتی و مالی)

آیا امکان بقا وجود دارد؟
در سناریوی خوش‌بینانه، تنها شرکت‌هایی زنده می‌مانند که:
۱. کاملاً صادرات‌محور بوده و درآمد ارزی داشته باشند (برای تهیه مواد اولیه از کانال‌های غیررسمی).
۲. زنجیره تأمین داخلی و کاملاً جایگزین (ساخت داخل) داشته باشند.
۳. قبلاً موجودی شش‌ماهه مواد اولیه راهبردی را انباشته کرده باشند.
۴. مدل کسب‌وکار «خدمات محور» بدون وابستگی به کالای فیزیکی (مانند استارتاپ‌های نرم‌افزاری صرف) داشته باشند.

حتی در این حالت، بیش از ۸۰ درصد شرکت‌های خرد و تازه‌تأسیس در ایران ظرف یک سال تعطیل می‌شوند و مابقی نیز با کوچک‌شدن شدید نیرو و تولید، عملاً به سطح کافه‌پیماهای خانوادگی تنزل یافتند.

نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران یک «مرگ برنامه‌ریزی‌شده» برای اکوسیستم کسب‌وکارهای خرد و نوپا در ایران است. بر خلاف تصور رایج که جنگ را فرصتی برای رانت‌خواری برخی حلقه‌ها می‌داند، برای قشر وسیع کارآفرینان خرد و تازه‌کار، این جنگ به مثابه یک کرونای مزمن و بدون واکسن عمل می‌کند. برای کاهش تلفات اقتصادی؛
– دولت باید صندوق بیمۀ «شوک‌های ژئوپلیتیک» برای SMEها ایجاد کند.
– شرکت‌های خرد تنوع‌بخشی به بازار و تأمین‌کنندگان (کاهش وابستگی به پتروشیمی‌های یک منطقه) را در اولویت قرار دهند.
– جامعه جهانی نیز باید درک کند که ادامه درگیری نظامی در خلیج فارس، میلیون‌ها شغل رسمی و غیررسمی را در سراسر زنجیره ارزش از بین می‌برد و ثبات اقتصادی جهانی را برای یک دهه مختل می‌کند.

 

ادامه مطلب

بحران

تأخیر جهانی حمل‌ونقل یخچالی؛ فشار بر صادرات انگور، توت‌فرنگی و بلوبری

بر اساس آخرین گزارش‌های جهانی، تأخیرهای لجستیکی در بنادری مانند کیپ‌تاون (۱۴ روزه) و روتردام، فشار فزاینده‌ای بر صادرات محصولات حساس به سرما از جمله انگور، توت‌فرنگی و بلوبری وارد کرده و زنگ خطر کاهش ماندگاری و افزایش پوسیدگی میوه‌ها را به صدا درآورده است.

منتشر شده

در

پایگاه خبری داوان نیوز: تأخیر جهانی در حمل‌ونقل یخچالی، صادرات انگور و توت‌فرنگی را با بحران مواجه کرد.

به گزارش خبرنگار ما، تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و افزایش ازدحام در بنادر جهانی، زنجیره تأمین محصولات تازه کشاورزی را مختل کرده و صادرکنندگان میوه را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو ساخته است.

طولانی‌شدن زمان حمل‌ونقل، تغییر مسیر کشتی‌ها، تراکم بی‌سابقه در بنادر و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های حمل کانتینرهای یخچالی، فشار فزاینده‌ای بر صادرات محصولات حساس به سرما وارد آورده است. این اختلالات، کیفیت تجاری میوه‌ها و سبزیجات تازه، به‌ویژه محصولاتی با ماندگاری کوتاه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

کیپ‌تاون در بن‌بست؛ توقف ۱۴ روزه کانتینرهای یخچالی
در آفریقای جنوبی، وضعیت بحرانی‌تر شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که کانتینرهای یخچالی در بندر کیپ‌تاون، بین ۱۰ تا ۱۴ روز برای جابه‌جایی معطل می‌مانند؛ در حالی که میانگین طبیعی این فرآیند حدود ۴ روز است. این تأخیرها، انباشت میوه در سردخانه‌ها و وقفه در برنامه‌های صادراتی را به دنبال داشته است.

بحران در اروپا؛ روتردام مقصد بلوبری و انگور فرنگی را تهدید می‌کند
صادرکنندگان پرو نیز از ازدحام بی‌سابقه در بنادر اروپایی به‌ویژه روتردام خبر می‌دهند. این شرایط، زغال‌اخته (بلوبری) و انگور فرنگی را که وابستگی شدیدی به پنجره‌های لجستیکی کوتاه دارند، با خطر کاهش کیفیت مواجه کرده است. برخی تغییر مسیرهای دریایی نیز تا ۱۰ روز به زمان حمل افزوده‌اند.

انگور و توت‌ها؛ آسیب‌پذیرترین محصولات
بر اساس این گزارش، انگور و انواع توت‌ها (بری‌ها) به دلیل حساسیت به کم‌آبی، افت سفتی بافت، کاهش وزن و پوسیدگی، در رأس آسیب‌پذیرترین محصولات قرار دارند. کارشناسان تأکید می‌کنند که حفظ زنجیره سرد به‌تنهایی دیگر برای حفظ کیفیت در شرایط غیرقابل‌پیش‌بینی لجستیکی کافی نیست.

مرکبات و سیب هم در امان نیستند
حتی محصولات مقاوم‌تر مانند مرکبات و سیب نیز از افزایش زمان حمل در امان نمانده‌اند. این میوه‌ها با کاهش طراوت، اختلالات فیزیولوژیکی و کاهش عمر مفید در مقصد مواجه شده‌اند.

راهکار صادرکنندگان: تمرکز بر مدیریت پس از برداشت
این گزارش نتیجه می‌گیرد که رویدادهای ژئوپلیتیکی (به‌ویژه تنش‌های تنگه هرمز)، ازدحام بنادر، تغییر مسیرهای اجباری و اختلالات اقلیمی، به بخش جدایی‌ناپذیر چالش‌های ساختاری در تجارت جهانی محصولات تازه تبدیل شده‌اند. در پاسخ، صادرکنندگان تمرکز خود را به سمت سیستم‌های پیشرفته مدیریت پس از برداشت معطوف کرده‌اند که برای حفظ سفتی، تازگی و افزایش عمر مفید در دوره‌های طولانی نگهداری طراحی شده‌اند.

استراتژی‌های فعلی عمدتاً بر کنترل پوسیدگی، حفظ استحکام بافت و مدیریت دقیق ماندگاری میوه‌های حساس نظیر انگور، انواع توت، مرکبات و سیب متمرکز است. در پایان گزارش تأکید شده که پیش‌بینی‌پذیری لجستیک، دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه به یک چالش حیاتی برای صادرکنندگان در زنجیره‌های تأمین طولانی‌مدت محصولات تازه تبدیل شده است.

ادامه مطلب
پیام ما

پرطرفدار